حاجی فیروز بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/حاجی-فیروز/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Thu, 29 Apr 2021 03:47:46 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 حاجی فیروز بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/حاجی-فیروز/ 32 32 107786100 نگاهی به کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» https://media.hamyaari.ca/2021/04/27/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85/ https://media.hamyaari.ca/2021/04/27/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85/#respond Tue, 27 Apr 2021 17:52:29 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=15824 عبدالقادر بلوچ* – ونکوور کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» – دو شخصیت سیاه نمایش سنتی ایران – به همت مرتضا مشتاقی منتشر شد. کتاب که ۱۲۰ صفحه دارد، توسط نشر آفتاب نروژ منتشر شده است. در این کتاب مرتضا مشتاقی «ضمن بررسی نظرات مختلف و ابهامات آن‌ها، به چگونگی شکل‌گیری حاجی‌فیروز و غلام نمایش روحوضی، از ابتدا تا به امروز، با استفاده از اسناد و نشانه‏‌ها پرداخته… » است. مرتضا مشتاقی در مقدمهٔ کتاب می‌‏نویسد:...

نوشته نگاهی به کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
عبدالقادر بلوچ* – ونکوور

کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» – دو شخصیت سیاه نمایش سنتی ایران – به همت مرتضا مشتاقی منتشر شد.

کتاب که ۱۲۰ صفحه دارد، توسط نشر آفتاب نروژ منتشر شده است. در این کتاب مرتضا مشتاقی «ضمن بررسی نظرات مختلف و ابهامات آن‌ها، به چگونگی شکل‌گیری حاجی‌فیروز و غلام نمایش روحوضی، از ابتدا تا به امروز، با استفاده از اسناد و نشانه‏‌ها پرداخته… » است.

مرتضا مشتاقی در مقدمهٔ کتاب می‌‏نویسد:

«طی سی سال زندگی در خارج‌ازایران به‌روشنی شاهد آن بوده‌ام که سیاه‌کردن چهرهٔ بازیگر حاجی‌فیروز چگونه تماشاگر غیرِایرانی را آشفته می‌کند و با نگاهی تحقیرآمیز که گویا ما مردمی نژادپرست‌ایم، از نمایش انتقاد می‌کنند، اما تاکنون بسیاری از ما زاویۀ نگاه آن‌ها را قبول نکرده، از خود دفاع و تفسیرهای گوناگونی عرضه کرده‌ایم که گاهی هم شبیه به افسانه‌سرایی بوده است. آیا به‌راستی ما چهره‌های سیاه نمایش‌های سنتی خود را می‌شناسیم؟ آیا دفاع‌های ما با واقعیت منطبق است؟… »

و برای پاسخ به همین سؤال‌‏هاست که او کتابی را با چهار فصل به خواننده ارائه می‌‏دهد.

در فصل نخست، مرتضا مشتاقی خواننده را با نظریات بهرام بیضایی، دکتر مهرداد بهار، دکتر کتایون مزداپور، دکتر عبدالحسین زرین‌‏کوب، دکتر شروین وکیلی و مهدی اخوان ثالث در این رابطه آشنا می‌‏کند و سپس با نقدی بر آراء و عقاید رایج دربارهٔ حاجی‌فیروز به نگهبان آتش در آتشکده و فاصلهٔ نظریه‏‌ها با یکدیگر می‌‏پردازد.

در بخش دوم کتاب، او با شرح نقش سیاه در نمایش‌‏های سنتی ایران و نشانه‏‌های خاص غلام (سیاه) و چگونگی ورود برده‏‌ها به خانه‌ها و مزارع ایرانی‏‌ها، سعی می‏‌کند تا تبار حاجی‌فیروز و غلام را ردیابی و از ورود شخصیت غلام به نمایش و مطرب‏‌ها و عیدی و تأثیر برده‌‏داری بر هنر و ادبیات بگوید.

در فصل سوم، مرتضا مشتاقی فرازوفرود مطرب‌‏ها را شرح می‌‏دهد و در بخش چهارم و پایانی، تفاوت سیاه‏‌بازی سنتی و مدرن، تماشاچی‏‌ها، سیاه‏‌بازی‌ها و سیاه‏‌بازی در آمریکا را برای خوانندهٔ اثر خویش شرح می‌‏دهد.

هم‌زمانیِ دریافت این کتاب تحقیقی با تصمیم شهرداری تهران برای حذف حاجی‌فیروز با چهرهٔ سیاه از برنامه‏‌های نوروزی برای من جالب بود. چرا که این موضوع واکنش‌‏های مخالف و موافق زیادی داشت و بحث آن به اهالی تئاتر و کاربران شبکه‏‌های اجتماعی هم کشیده شد. البته من قبلاً در جریان تظاهراتی که به هواخواهی جورج فلوید راه افتاد، شاهد راه‌افتادن بحث حاجی‌فیروز و شخصیت غلام و سیاه در بین نسل جدید جوانانی هم که در اینجا بزرگ شده‌‏اند، بودم. (به‌صورت مشخص بحثی که در نشریهٔ اینستاگرامی انگلیسی رسوا راه افتاد.)

به‌طور کلی موافقان حذف حاجی‌فیروز و غلام، با استدلالی که مرتضا مشتاقی در کتاب دارد، موافق‌اند و تأکید دارند که باید از آداب و رسومی که غلط‌ بودنشان امروزه برایمان مسلم است و باعث رنجش و آزار گروه یا دسته‌‏ای می‌‏شوند، دوری کرد. موافقان هم با استناد به نظرات همان اساتیدی که نویسنده آن‌ها را در بخش نخست این کتاب آورده است، این شخصیت‌ها را بی‌‌ارتباط به نژادپرستی دانسته‌ و با یادآوریِ بحث نماد خیر و شر و فریدون و ضحاک و حتی بازگشت مردگان از زیرِ زمین و… آن را یک موضوع فرهنگی خاص و ویژه می‌‏دانند و اصرار دارند که باید به‌همین‌گونه حفظ شود و ادامه یابد.

من شاهد بحث‏‌ها و درگیری‏‌های سیاسی هم بوده‏‌ام. گروهی در شبکه‌‏های اجتماعی مخصوصاً در توئیتر بخشی از چپ‌‏ها و مذهبی‌‏ها را متهم به اتحاد برای زدنِ تیشه به ریشهٔ آداب و رسوم ما، می‌‏کنند. این عده معتقدند که مطرح‌کردن چنین بحث‌‏هایی به قصد ازبین‌بردن و کم‌رنگ‌کردن عید نوروز و مراسم سنتی ما است. آن‌ها معتقدند که اگر ما در جامعهٔ جهانی می‌‏خواهیم حرفی برای گفتن داشته باشیم، باید آداب و رسوم خود را حفظ کنیم و به‌جای همرنگ‌شدن با جهان، تنوع را برایش به ارمغان ببریم… 

صرف‌‌نظر از اینکه ما در این زمینه جزو کدام دسته‌ایم، به‌نظر من خواندن کتاب مرتضا مشتاقی به ما دید بهتری به مسئله می‌دهد و آگاهی ما را در مورد کل موضوع بالا می‌‏برد.


*عبدالقادر بلوچ، طنزنویس، همکار نشریهٔ اصغرآقا به سردبیریِ هادی خرسندی، عضو کانون نویسندگان ایران در تبعید، عضو هیئت تحریریهٔ هفته‌نامهٔ شهروند، دوهفته‌نامهٔ فرهنگ بی‌سی و ماهنامهٔ آشتی، و عضو انجمن هنر و ادبیات ونکوور است. وی طی سال‌های گذشته چندین مجموعه داستان و یک رمان به چاپ رسانده است. عبدالقادر بلوچ چندین سال وبلاگ بلوچ را می‏نوشت و مدتی نیز رادیو بلاگ را اداره می‏کرد. از دیگر فعالیت‌های او می‌توان به همکاری با قسمت طنز اخبار روز، خودنویس و اطلاعات دات نت اشاره کرد. او همچنین چندین سال ستون‌نویس طنز هفته‌نامهٔ شهروند بوده است.

نوشته نگاهی به کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2021/04/27/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85/feed/ 0 15824
مرتضی مشتاقی: حاجی‌فیروز ارتباطی با سنت‌های کهن نوروزی نداشته و ندارد https://media.hamyaari.ca/2021/04/26/%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3/ https://media.hamyaari.ca/2021/04/26/%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3/#respond Tue, 27 Apr 2021 03:03:13 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=15815 گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام» سیما غفارزاده – ونکوور سال گذشته و پیش از نوروز سال ۱۳۹۹ با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، دربارهٔ حاجی‌فیروز در دنیای معاصر و اینکه حاجی فیروز کیست و از کجا آمده و چه نقشی در فرهنگ ما دارد، گفت‌وگویی داشتیم که از نظرتان گذشت. امسال، باز هم‌زمان با نوروز خبر انتشار کتاب...

نوشته مرتضی مشتاقی: حاجی‌فیروز ارتباطی با سنت‌های کهن نوروزی نداشته و ندارد اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام»

سیما غفارزاده – ونکوور

سال گذشته و پیش از نوروز سال ۱۳۹۹ با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، دربارهٔ حاجی‌فیروز در دنیای معاصر و اینکه حاجی فیروز کیست و از کجا آمده و چه نقشی در فرهنگ ما دارد، گفت‌وگویی داشتیم که از نظرتان گذشت. امسال، باز هم‌زمان با نوروز خبر انتشار کتاب تحقیقی ایشان در این زمینه با عنوان «تبار حاجی‌فیروز و غلام» را شنیدیم و به همین مناسبت به سراغشان رفتیم تا دربارهٔ تبار حاجی‌فیروز بیشتر بشنویم. توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.

آقای مشتاقی عزیز، از وقتی که به ما داده‌اید و از اینکه دعوت ما را برای این گفت‌وگو پذیرفته‌اید، سپاسگزاریم و چاپ کتاب جدیدتان، تبار حاجی‌فیروز و غلام، را تبریک می‌گوییم. 

من هم از شما تشکر می‌کنم به‌خاطر فرصتی که برایم فراهم کردید تا بار دیگر با خواننده‌های شما ارتباط برقرار کنم. همچنین تشکر می‌کنم به‌خاطر تبریک صمیمانهٔ شما در ارتباط با چاپ کتاب.

خواهشمندیم کمی دربارهٔ پیشنیهٔ تئاتری خود و کتاب‌هایی که تاکنون منتشر کرده‌اید برایمان بگویید، خصوصاً برای آن دسته از خوانندگان ما که کمتر با فعالیت‌های نمایشی شما آشنایی دارند.

از سن دوازده‌سالگی کار نمایشی خود را فعالانه با کلاس‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آغاز کردم. بعد از پنج سال سرپرستی دو گروه نمایش را به‌عهده گرفتم. اولین نمایشنامه‌ام را به‌نام «سیاه‌گوش» نوشتم. این نمایش در کانون پرورش فکری به روی صحنه رفت. در این دوره، دو قصه را به نمایشنامه تبدیل کردم. اولین آن‌ها قصهٔ «حقیقت و مرد دانا» نوشتهٔ بهرام بیضایی و دومی، قصهٔ «ماهی سیاه کوچولو» نوشتهٔ صمد بهرنگی بود. اولی در کانون پرورش فکری با کارگردانی خودم به روی صحنه رفت و دومی با کارگردانی مشترک من و منصور خلج در تئاتر شهر اجرا شد. هم‌زمان در سال ۱۳۵۶ به‌عنوان بازیگر در گروه‌های حرفه‌ای مشغول به کار شدم و در تئاتر شهر، تالار رودکی، ادارهٔ برنامه‌های تئاتر و… با گروه‌های مختلف بازیگری می‌کردم. تجربه‌کردن در روش‌های مختلف را دوست داشتم. این بود که سراغ نمایش مستند رفتم و نمایش مستند «زندان اطفال» را نوشتم. و با همان گروهی که در کانون پرورش فکری داشتیم، در ادارهٔ برنامه‌های تئاتر و دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک، آن را کارگردانی کرده و به روی صحنه آوردیم. در فضای بعد از انقلاب، علاقه‌مند به تجربهٔ نمایش‌های خیابانی شدم. چندین نمایش خیابانی نوشتم که سه‌ تای آن‌ها به‌صورت کتاب منتشر شد؛ «کوپن»، «انقلاب و ضدِانقلاب» و «بهاران خجسته باد». کم‌کم عرصه بر نمایش‌های خیابانی تنگ شد. شرایط نامطلوبی بر تئاتر حاکم شد. احساس کردم که دیگر در ایران نمی‌توانم تجربه کنم و از این‌رو، مهاجرت کردم. 

در یونان به کمک بخشی از وزارت فرهنگ و هنر یونان – آتن، کلاس بازیگری سه‌ماهه‌ای برای علاقه‌مندان پناهنده گذاشتم و هم‌زمان نمایشنامهٔ «رهایی پرندگان صلح» را نوشتم. این نمایش بدون دیالوگ بود. داستان به‌وسیلهٔ حرکت و صدای بازیگران و نور و موسیقی بیان می‌شد. بعد از سه ماه، نمایش را کارگردانی کردم و در صحنهٔ آکروپولیس آتن به‌اجرا درآمد. دفتر سازمان ملل در آتن، برای این نمایش، یک دیپلم افتخار هم به من اهدا کرد. 

در سال ۱۹۸۸ وقتی به ونکوور – کانادا رسیدم. دو کلاس بازیگری برای کودکان و بزرگسالان دایر کردم. نمایشنامه‌های «بچه‌ها بیایید با هم گل بکاریم» و «بچه‌ها نوروز» و همچنین «قصه‌های جنگل» (بر اساس داستان‌های کلیله و دمنه) را نوشته و کارگردانی کردم. برای بزرگسالان هم نمایشنامهٔ «‌بشنو از نی» را نوشته و کارگردانی کردم که در ونکوور و تورنتو اجرا شد. 

هنوز طالب تجربه بودم. در رشتهٔ تئاتر داگلاس کالج در نیووست‌ مینستر ثبت‌نام کردم. اولین نمایشنامهٔ انگلیسی خود را می‌خواستم تجربه کنم. نمایشنامهٔ «کابوس‌های یک راننده‌تاکسی» را به‌طور مشترک با سی.جی. هافمن نوشتیم. نمایشنامه مورد پسند دانشکده قرار گرفت و رسماً از من تقاضا شد که آن را با هزینهٔ دانشکده کارگردانی کنم. نمایش با موفقیت بسیار به روی صحنه آمد. اجازه دهید برای طولانی‌نشدن مطلب به‌صورت تیتروار بقیهٔ نمایش‌هایی را که نوشته و کارگردانی کرده و به روی صحنه آورده‌ام، فقط نام ببرم. آن‌ها عبارت‌اند از: «پاسخ‌های ملانصرالدین»، «نگاه سوم»، «نوعی از هنر، نوعی از اندیشه»، «ماسک» و «واخوان».

گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام»

ما شاهد فعالیت‌های شما در انجمن هنر و ادبیات هم بوده‌ایم . در آنجا از شما فیلم، داستان، شعر هم دیده و شنیده‌ایم. از آن‌ها چیزی نگفتید.

از سال ۲۰۱۰، سرپرستی انجمن هنر و ادبیات در ونکوور را به‌عهده داشتم. در جلسات فصلی این انجمن که مجموعه‌ای بود از شعر و داستان‌خوانی و هنرنمایی گروه‌های موسیقی، رقص و نمایش، من هم به‌سهم خودم چند فیلم پانزده‌دقیقه‌ای در معرفی فروغ فرخزاد، سهراب سپهری، نسیم خاکسار، داریوش آشوری و فیلم کوتاهی از داستان خودم به‌نام «از نو شکفتن» ساختم. گاهی هم داستان‌هایم را به‌صورت نقالی نیز اجرا می‌کردیم، مثل داستان «سوء‌تفاهم» و… 

سال گذشته درست پیش از نوروز در گفت‌وگویی با شما، دربارهٔ حاجی‌فیروز در دنیای معاصر، از صحبت‌های شما بسیار آموختیم. حال، مایل‌ایم به بهانهٔ چاپ کتابتان بیشتر در این‌باره بدانیم. اغلب کارهای شما در زمینهٔ نمایشنامه و هنر و ادبیات بوده است. چه شد که به سراغ کاری پژوهشی رفتید و به‌خصوص علاقه‌مند شدید تا دربارهٔ حاجی‌فیروز کاری تحقیقی انجام دهید؟

کسی که در رشتهٔ تئاتر فعالیت می‌کند، همواره برای شناخت شخصیت‌های نمایش تحقیق می‌کند. بسیاری از شخصیت‌های تاریخی و خاص، چه در نمایش‎ها و چه در کتاب‌های تاریخی به یک‌گونه معرفی شده‌اند. مانند شخصیت مصدق یا شخصیت امیر کبیر. برای یافتن این شخصیت‌ها کسی به مشکل بر نمی‌خورد، اما در مورد حاجی‌فیروز این‌‌طور نیست. تبار و شخصیت او به ده‌ها گونهٔ مختلف تعریف شده است که نه‌تنها با هم شباهتی ندارند، بلکه در بعضی مواقع متضاد یکدیگرند. 

اعتراف می‌کنم که بیش از پانزده سال بود که این تعریف‌ها در ارتباط با شخصیت حاجی‌فیروز مرا کاملاً گیج کرده بود. تا آنکه تصمیم گرفتم دست‌به‌کار شوم. به‌خاطر همین موضوع، یک‌یک تعریف‌ها و نظریه‌ها را با دقت کامل بررسی کردم تا واقعیات را پیدا کنم. متأسفانه به بن‌بست رسیدم. چاره را در این دیدم که خود وارد پژوهش شوم.

اگر بخواهید برای علاقه‌مندان به این مقوله، خیلی خلاصه بفرمایید که این کتاب دربارهٔ چیست، چه خواهید گفت؟ 

این کتاب، تبار حاجی‌فیروز را با اسناد تاریخی معرفی می‌کند. شکل‌گیری اولیهٔ او را از ابتدا تا به امروز با شواهد و اسناد شرح می‌دهد.

گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام»

این کتاب چه تفاوتی با دیگر کتاب‌های پژوهشی دربارهٔ حاجی‌فیروز دارد؟

باید بگویم کتاب دیگری وجود ندارد. اگر منظور شما نظریه‌های گوناگون است، باید گفت تاکنون ده‌ها تعریف‌ مختلف از تبارِ حاجی‌فیروز منتشر شده است. همهٔ آن‌ها آن‌قدر مختصر راجع‌ به موضوع نوشته‌اند که از یک یا دو صفحه تجاوز نمی‌کند. مثلاً بهرام بیضایی در کتاب نمایش در ایران که ۲۴۲ صفحه است، تنها در یکی دو صفحه به شخصیت سیاه پرداخته است و او را یک کولی می‌داند. دکتر مهرداد بهار به‌همین اختصار او را «سیاوش» و دکتر شروین وکیلی حاجی‌فیروز را «ابولؤلؤ» معرفی می‌کند و دیگران هم… 

چرا این‌‌همه نظریه‌های گوناگون دربارهٔ حاجی‌فیروز وجود دارد؟

در مورد حاجی‌فیروز و شکل‌گیری او مطالب کم و پراکنده‌ای در تاریخ وجود دارد. دلیل اصلی آن بی‌سوادی مطرب‌های عروسی بود که مجریان اصلی این نمایش‌ها بودند. آن‌ها هیچ هدفی جز کسب درآمد نداشتند و نوشته‌ای نیز از خود بر‌جای نگذاشته‌اند. این خلأ باعث شد برای تبار شخصیت حاجی‌فیروز نظریه‌پردازی شود. به‌جای گفت‌و‌گو و مطرح‌کردن سؤال بر سر نظریه‌ها، دیگران هم نظریه‌های جدی‌تری صادر کردند. به‌گونه‌ای که امروزه ده‌ها نظریهٔ مختلف و ضدونقیض وجود دارد. برای یافتن تبارِ واقعی حاجی‌فیروز، باید با حوصله به متون داخلی و خارجی رجوع کرد و با صرف وقت بسیار به نتیجه رسید. متأسفانه در گذشته کسی به این مهم نپرداخته بود. 

آیا فکر می‌کنید ممکن است روزی نظریه‌پردازان در این‌باره به دیدگاه واحدی برسند؟

باید توجه داشت که نظریه با اصل ثابت‌شده بسیار فرق دارد. استادانی که نظریه‌ بیان داشته‌اند، ادعا نکرده‌اند حاجی‌فیروز همانی است که آن‌ها گفته‌اند. آن‌ها تنها به شباهت‌های کوچکی که دیده‌اند، اشاره کرده‌اند و حدس و گمان‌ خود را به‌‌صورت بسیار مختصر بیان داشته‌اند. تک‌تک آن‌ها با شک و تردید در هر جملهٔ خود از واژه‌های شاید، احتمال دارد، اگر، ممکن است و… استفاده کرده‌اند. این‌گونه نظریه‌ها به‌نظر من ناقص‌اند، زیرا پاسخ‌گوی سؤال‌های مختلف پیرامون شخصیت حاجی‌فیروز نیستند. نظریه‌های ناقص به‌مرور زمان با کشف اسناد تاریخی از بین می‌روند. امروزه به‌حد کافی اسناد تاریخی در مورد شخصیت حاجی‌فیروز وجود دارد (رجوع شود به کتاب «تبار حاجی فیروز و غلام») که این‌گونه نظریه‌ها را باطل می‌کند. با ارائهٔ اسناد تاریخی، دیدگاه واحد خود‌به‌خود در جامعه حاکم می‌شود.

گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام»

امسال با فرارسیدن نوروز بحث‌هایی دربارهٔ حاجی فیروز در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی درگرفت، خصوصاً وقتی شورای شهر تهران اعلام کرد که چون سیاه‌کردن چهره موجب برداشت نژادپرستانه می‌شود، این شخصیت باید از مراسم نوروزی حذف شود. برخی معتقدند با حذف حاجی‌فیروز، دیگر کسی نیست که پیام آمدنِ بهار را بدهد و به‌نوعی گویی سنت کهن نوروزی ما خدشه‌دار می‌شود. نظر شما در این‌باره چیست؟ 

این نوع اعتقادها و گفتارها نوعی آشفتگی در درون خود دارد؛ نتیجهٔ همان توهمی است که نظریه‌پردازها در گذشته از خود باقی گذاشته‌اند. البته مشکل پدیدآمده از خود نظریه‌ها نیست. هر کدام از این استادان، مریدهایی دارند که نظریهٔ آن‌ها را به‌عنوان اصلی تاریخی و ثابت‌شده در جامعه تبلیغ و ترویج کرده و می‌کنند. این عمل به توهم دامن‌ می‌زند. باید دید آیا حاجی‌فیروز پیام‌آور نوروزی بوده است؟ آیا او بخشی از سنت کهن نوروزی است؟

برای پاسخ‌دادن به این سؤال، ماه‌ها تحقیق کرده‌ام. تمام کشورهایی که امروزه عید باستانی نوروز را همراه با ایرانی‌ها جشن می‌گیرند، بررسی کرده‌ام. کشورهایی مثل افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ارمنستان، آذربایجان، کردستان عراق و سوریه، گرجستان و… در هیچ‌کدام اثری از حاجی‌فیروز یا شخصیتی مشابه او پیدا نکردم. این تحقیق به ما پاسخ می‌دهد که حاجی‌فیروز ارتباطی با سنت‌های کهن نوروزی نداشته و ندارد. عضوی از سنت کهن و پیام‌آور نوروزی  نبوده است. پیام‌آوران نوروز باستانی هم کاملاً شناخته‌شده‌اند. آن‌ها ریشه در «چاوش‌ها» و «گوسان‌ها» داشتند، که امروزه بین ترک‌ها و کردها هنوز پیام‌آور نوروزند. در شمال ایران «نوروزخوان‌ها» و در آذربایجان «تکم‌چی‌ها» وجود داشته و دارند. در واقع، حاجی‌فیروز از سال ۱۳۱۹ (با تأسیس رادیو) و ۱۳۳۷ (با تأسیس تلویزیون) به‌عنوان پیام‌آور‌ نوروزی به شهرهای مختلف ایران معرفی شد. قبل از آن، فقط سه شهر تهران، شیراز و اصفهان حاجی‌فیروز را می‌شناختند و برای دیگر شهرهای ایران این شخصیت کاملاً ناشناخته بود. با دردست‌داشتن این اسناد تاریخی، چگونه می‌توانیم حاجی‌فیروز را به سنت کهن نوروزی پیوند بزنیم؟ در ارتباط با نگه‌داشتن سنت، باید بگویم تنها نسل‌های بعد از این سال‌های مذکور بودند که حاجی‌فیروز را به‌عنوان سنت نوروزی پذیرفتند. باید از خود سؤال کنیم که آیا سنت‌ها مقدس‌اند؟ آیا باید در زنده نگه‌داشتن آن‌ها کوشید؟ ما سنت‌هایی در ایران داشتیم که از چندین قرن گذشته در ایران بوده‌اند، مثل سنت عُمَر‌کُشان، آیا این سنت را که توهینی آشکار به بخش دیگری از مردم ایران است، باید زنده نگه‌داشت؟ چون سنتی است که چندین قرن عمر داشته است؟ به‌نظر من سنت‌ها میراث نیاکانمان‌اند، تنها با شناخت ریشه‌های آن‌هاست که نقش هر یک در زندگی امروز ما روشن می‌شود. این وظیفهٔ نسل ماست که در دفن بعضی از آن‌ها و زنده نگه‌داشتن بخش دیگر بکوشد. 

آیا نمونه‌هایی عینی از افراد یا جوامعی در ایران سراغ دارید که به‌دلیل وجود شخصیتی چون حاجی‌فیروز، احساس کرده باشند که مورد تبعیض نژادی قرار گرفته‌اند؟ 

بله، سعید شنبه‌زاده (هنرمند بوشهری) تعریف می‌کند که چگونه با نمایش حاجی‌فیروز و سیاه‌بازی در تلویزیون ایران، او و خانواده‌اش که سیاه‌پوست‌اند، مورد اذیت و آزار و تمسخر دیگران قرار می‌گرفتند. در واقع، سیاه‌‌پوستانِ ایران که از سی‌صد سال گذشته وارد ایران شده بودند، امروزه و در گذشته همواره از این نوع نمایش‌ها که تقلیدی بود از نژاد آن‌ها، ناراضی‌ بوده‌اند. صدای این اقلیت کوچک قبلاً شنیده نمی‌شد. امروزه با پیشرفت تکنولوژی و وسایل ارتباط جمعی صدای آن‌ها به‌خوبی شنیده می‌شود.

گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور، به‌مناسبت انتشار کتاب «تبار حاجی‌فیروز و غلام»

آیا حاجی‌فیروز، حال با هر نامی، در کشورهایی جز ایران هم وجود داشته یا دارد؟ 

موضوع جالب در همین نکته نهفته است. ما در کشورهایی که نوروز باستانی را جشن می‌گیرند حاجی‌فیروزی نمی‌بینیم، ولی در کشورهایی که هیچ‌گونه رابطهٔ فرهنگی با ایران نداشته‌اند، مشابه حاجی‌فیروز را مشاهده می‌کنیم. همین موضوع، نشان‌دهندهٔ آن است که حاجی‌فیروز هیچ‌گونه ربطی به نوروز باستانی نداشته است. در اروپا، کشور هلند شخصیتی وجود دارد به‌نام « پیت سیاه» (Zwarte Piet) و در قارهٔ آمریکا سیاه‌بازی‌ای به‌نام «چهرهٔ سیاه» (black face) جریان داشته است. با شناخت سیاه‌بازی در عرصهٔ جهانی، به این نتیجهٔ مهم می‌رسیم که با ورود سیاه‌پوستان به کشورهای مختلف جهان بود که نمایش سیاه‌بازی به گونه‌های مختلف در جهان پدیدار شدند. جالب است بدانیم که سیاه‌بازی در بیشتر کشورها، به‌خاطر اعتراض‌ سیاه‌پوستان، بیش از پنجاه سال است که ممنوع و غیر‌قانونی شده است. با توجه به این موضوع، ایرانی‌ها بعد از پنجاه سال تازه وارد این بحث شده‌اند. اگر چه دیر، ولی باز هم جای خوشحالی است. 

کتابتان را برای چاپ و نشر به کجا سپردید؟ و لطفاً بفرمایید علاقه‌مندان چگونه می‌توانند آن را تهیه کنند؟ آیا چنین امکانی برای هم‌وطنان داخل ایران هم وجود دارد؟

کتاب توسط نشر آفتاب در نروژ منتشر شد. علاقه‌مندان توسط همین انتشاراتی می‌توانند کتاب را سفارش دهند. آدرس نشر آفتاب www.aftab.pub است، دوستانی که در ایران ساکن‌اند، برای خرید نسخهٔ الکترونیکی کتاب، کافی است به نشر آفتاب ایمیل بفرستند. 

با آرزوی چاپ کتاب‌های بیشتر از شما، باز هم از وقتی که به ما دادید، سپاسگزاریم.

نوشته مرتضی مشتاقی: حاجی‌فیروز ارتباطی با سنت‌های کهن نوروزی نداشته و ندارد اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2021/04/26/%d9%85%d8%b1%d8%aa%d8%b6%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%82%db%8c-%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c%e2%80%8c%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3/feed/ 0 15815
حاجی‌فیروز در دنیای معاصر  https://media.hamyaari.ca/2020/03/16/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/ https://media.hamyaari.ca/2020/03/16/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/#comments Tue, 17 Mar 2020 02:31:12 +0000 http://media.hamyaari.ca/?p=13442 گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور رسانهٔ همیاری – ونکوور حاجی‌فیروز به بخشی جدانشدنی از جشن‌ها و مراسم نوروزی در بسیاری از نقاط جهان بدل شده است. اما در این میان دیدگاه‌های متفاوتی دربارهٔ لزوم بودن یا حذف این شخصیت از مراسم نوروزی وجود دارد و همه‌ساله و با نزدیک شدن به نوروز این بحث‌ها بالا می‌گیرد، به‌ویژه در کشورهای غربی که در آن‌ها سیاه کردن صورت، امری نکوهیده و...

نوشته حاجی‌فیروز در دنیای معاصر  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور

رسانهٔ همیاری – ونکوور

حاجی‌فیروز به بخشی جدانشدنی از جشن‌ها و مراسم نوروزی در بسیاری از نقاط جهان بدل شده است. اما در این میان دیدگاه‌های متفاوتی دربارهٔ لزوم بودن یا حذف این شخصیت از مراسم نوروزی وجود دارد و همه‌ساله و با نزدیک شدن به نوروز این بحث‌ها بالا می‌گیرد، به‌ویژه در کشورهای غربی که در آن‌ها سیاه کردن صورت، امری نکوهیده و یادآور دوران برده‌داری است و ایرانیان مهاجر زیادی هم در آن‌ها زندگی می‌کنند. به‌همین دلیل گفت‌وگویی داشتیم با مرتضی مشتاقی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ساکن ونکوور و نظر ایشان را در این زمینه جویا شدیم که توجه شما را به این گفت‌وگو جلب می‌کنیم.

با سلام و سپاس از شما آقای مشتاقی برای وقتی که برای این گفت‌وگو به ما دادید، امروزه با آمدن عید نوروز، چهرهٔ حاجی‌فیروز برای ما تداعی می‌شود. به‌راستی حاجی‌فیروز کیست و از کجا آمده است؟ چه نقشی در فرهنگ ما دارد؟ آیا حاجی‌فیروز نمادی از برده‌داری است؟

در این مورد نظریه‌های بسیاری ارائه شده که در بعضی مواقع نه‌ تنها با هم همخوانی ندارند، بلکه با هم متضادند، در اینجا فقط به سه مثال بسنده می‌کنم، امیدوارم به‌زودی بتوانم متن مفصلی در این مورد انتشار دهم. 

۱- مهرداد بهار، نویسنده و پژوهشگرِ ایرانی، بر این باور است که حاجی‌فیروز وابسته به «جشن‌های سیاوش» ‌است. به گفتهٔ او، گمان می‌رود که این چهره، برگرفته از یکی از اسطوره‌های تموز، ایزدِ کشاورزی و چارپایان، در میان‌رودان باستان باشد. او سپس ادعا کرد که چهرهٔ سیاه‌‌شدهٔ حاجی‌فیروز، گویای بازآمدنِ او از سرزمینِ مردگان است، و جامهٔ سرخِ او، نشان از خونِ سیاوش دارد. او همچنین گفته‌ است که واژهٔ سیاوش می‌تواند به معنیِ «مردِ سیاه» یا «سیاه‌رخ» باشد. 

«جشن‌های سیاوش» هم از طریق تحقیقات مهرداد بهار و هم از ترجمهٔ لوح‌های به‌دست‌آمده توسط «لوحی اکدی» ثابت شده است، اما ارتباط دادنِ جشن سیاوش به حاجی‌فیروز را نادرست می‌دانم و نمی‌توانم با نظریهٔ او به دلایلی که می‌گویم موافق باشم. 

  • همهٔ ما می‌دانیم که سیاوش شاهزاده‌ای بوده که علاوه بر زیبارویی، سخنوری توانا بوده است، در حالی‌که حاجی‌فیروز توانایی تلفظ درست کلمات فارسی را ندارد. 
  • حاجی‌فیروز در دیالوگ‌های خویش با تکرار «ارباب خودم» تأکید بر غلامی خویش دارد و طلب عیدی می‌کند که کاملاً با شخصیت یک شاهزاده (و جشن‌های سیاوش) در تضاد است.
  • دوران «میان‌رودان باستان» بیش از هزار سال پیش از میلاد مسیح است، درصورتی‌که نام «حاجی» فیروز حکایت از دوران بعد از اسلام دارد.
  • کوچک‌ترین سند تاریخی‌ای وجود ندارد که ثابت کند «جشن‌های سیاوش» در تغییرات کمی به کیفی از جشن سیاوش به «حاجی‌فیروز» مبدل گشته است.

۲ – در برخی منابع، حاجی‌فیروز نگهبان آتش در آتشکدهٔ زرتشتیان معرفی می‌شود، با لباسی سرخ، علت سیاه بودن صورتش را هم سروکار داشتن با آتش و دود دانسته‌اند. همچنان می‌گویند هنگام تحویل سال نو، مژدهٔ نوروز را به مردم می‌داد.

این نظریه چنان بی‌پایه و اساس است که جز تخیلات نظریه‌پرداز نام دیگری نمی‌توان بر آن گذاشت.

  • چگونه می‌شود که حاجی‌فیروز (مسلمان) نگهبان آتشکدهٔ زرتشت بشود!؟ 
  • مسئول روشن نگه‌داشتن آتش، مقام هیربد (بزرگ آتشکده) را دارد. این فرد لباس سفید می‌پوشد و جلوی دهان خود را با پوششی می‌پوشاند.
  • بزرگِ آتشکده هیچ‌گاه لباس قرمز نمی‌پوشد تا با رقصیدن و دایره زنگی زدن، آمدن بهار را نوید دهد و عیدی بگیرد. 

۳- مهدی اخوان ثالث، در پاورقیِ خود در سرودهٔ ارغنون، با نشان دادنِ بیزاری از حاجی‌فیروز، آن را «بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری» نامیده‌ است.

حاجی فیروز در دنیای معاصر 

عده‌ای حاجی‌فیروز را به «پیروز»، فرشتهٔ نگهبان ارواح رفتگان در جشن سوری که به‌روایت ابوریحان بیرونی، آغازکنندهٔ جشن هم است، مربوط می‌دانند و بر این باوراند که حاجی‌فیروزِ امروزی باقی‌‌ماندهٔ سنت ستایش از پیروز است و رنگ سیاه صورت، ارتباط با دنیای مردگان را به‌خاطر می‌آورد. مخصوصاً که در آهنگ‌های قدیمی مربوط به حاجی‌فیروز هنوز هم خوانده می‌شود که «حاجی‌فیروزم، آتش‌افروزم». شما دربارهٔ این دیدگاه چه فکر می‌کنید؟

ابوریحان بیرونی در کتاب آثارالباقیه می‌نویسد: «ایرانیان باستان به فرشته‌ای اعتقاد داشتند که در نوروز به زمین می‌آمد و به آن برکت می‌بخشید». او خود بین سال‌های ۳۵۲ تا ۴۲۷ خورشیدی (۹۷۳ تا ۱۰۴۸ میلادی) می‌زیست. نوع نگارش او این معنی را می‌رساند که در زمان او دیگر این اعتقاد وجود ندارد. باور من این است که اشارهٔ او به همان «جشن‌های سیاوش» است که مربوط می‌شود به بیش از هزار سال پیش از میلاد مسیح که امروزه با ترجمهٔ لوح‌ها، وجود چنین جشنی به اثبات رسیده است.

  • واضح است که اعتقاد به «فرشتهٔ نگهبان ارواح رفتگان» حتی در زمان ابوریحان بیرونی در میان ایرانیان دیگر وجود نداشته، پس چگونه می‌توان حاجی‌فیروز را ادامه‌دهندهٔ او بشناسیم؟
  • اگر بپذیریم که بعد از قرن‌ها ایرانیان به این جشن دوباره روی آورده‌اند، باید در تاریخ ایران به این موضوع اشاره‌ای می‌شد. این اشاره کجای تاریخ ایران آمده است؟ با کدام اسناد این‌گونه فرضیه‌ها مطرح می‌شود؟
  • ابوریحان بیرونی کوچک‌ترین اشاره‌ای به دگرگونی این اعتقاد نمی‌کند، که به‌طور مثال بگوید «فرشتهٔ نگهبان ارواح» امروز تبدیل به حاجی‌فیروز یا شخصیتی دیگر شده است.

واقعیت آن است که برای شناخت حاجی‌فیروز، بیش از آنکه به نشانه‌های موجود دقت شود، به دنبال تشابه در تاریخ می‌گردند تا اورا برخاسته از تاریخ کهن ایران معرفی کنند. باید بپذیریم هر بشارت‌دهندهٔ نوروزی یا هر تشابه ظاهری، مثل صورت سیاه یا لباس سرخ را نمی‌توانیم حاجی‌فیروزخطاب کنیم. حاجی‌فیروز نشانه‌های مشخص خاص خود را داراست. 

از نگاه شما حاجی‌فیروز کیست و از کجا آمده است؟

در این مورد باید به نشانه‌های شخصیت حاجی‌فیروز توجه کرد، زیرا ما را به ریشه‌های پیدایش او هدایت می‌کند. مشخصات او که توسط نقش‌آفرینان عرضه شده است، به من می‌گوید که او یک غلام سیاه آفریقایی است زیرا: 

  • چهرهٔ سیاه دارد که نشان‌دهندهٔ نژاد اوست.
  • تکرار کلمهٔ «‌ارباب خودم» نشان از غلامی اوست.
  • زبان ناقص فارسی، حکایت از آن دارد که «حاجی‌فیروز» در مکانی غریب است و تسلط بر زبان فارسی ندارد.
  • لباس قرمز با ترکیب زردِ روشن، این‌گونه لباس‌ها در آفریقا لباسی رسمی است که از جنس ساتن (پارچهٔ نخی اطلس‌مانند) است. آفریقایی‌ها برای احترام هر چه بیشتر در مراسم رسمی لباس‌هایی با رنگ‌آمیزی شاد از جنس اطلسی می‌پوشند. 
  • صدای مخصوص حاجی‌فیروز که از انتهای حنجره خارج می‌شود؛ تُن (tone) صدای آفریقایی‌ها بسیار قوی و بم است و در بسیاری مواقع دورگه. 

با این مشخصات اگر بپذیریم که حاجی‌فیروز غلامی است سیاه، این غلامان از کجا و چه موقع به ایران آورده شده اند؟

در نیمهٔ دوم قرن هجدهم (۱۷۶۰ تا ۱۷۸۰ میلادی) فرانسوی‌ها دادوستد برده را در زنگبار (تانزانیای فعلی) گسترش دادند. در همین دوره بود که تاجران ایرانی‌ای که به زنگبار رفت‌وآمد داشتند، برده می‌خریدند و همراه خود به ایران می‌آوردند. در آن روزگار، داشتن غلام سیاه کاری اشرافی به حساب می‌آمد که مایهٔ افتخار تجار و شاهزادگان بود، از این‌رو حاجی‌هایی هم که به مکه سفر می‌کردند، در عربستان، برده‌های حبشی (اتیوپی فعلی) را می‌خریدند و با خود به ایران می‌آوردند. نیمهٔ دوم قرن هجدهم مصادف است با اندکی پیش از دوران قاجاریه، که برده‌های حبشی و زنگباری به خانه‌ها و مزارع اعیان‌نشین راه یافتند. برده‌های حبشی بیشتر به کارهای سخت در مزرعه‌ها وادار می‌شدند و سیاه‌های زنگباری در خانه‌ها اربابان. قابل توجه است که تاریخ برده‌داری در ایران به قرن‌ها قبل برمی‌گردد، ولی قبل از این، برده‌ها اکثراً سفیدپوست و از غنایم جنگی بودند که فقط خدمتگزار دربار بودند، نه خانه‌ها و مزارع اعیان‌ها. 

آیا حاجی‌فیروز از همین دوره شکل گرفت؟

بله، من بر این عقیده‌ام که حاجی‌فیروز و نمایش‌های سیاه‌بازی هم‌زمان با هم از اوائل دوران قاجار با آمدن برده‌های آفریقایی به ایران پدیدار شدند. غلام سیاه‌ها موضوعی شدند نمایشی برای دستهٔ مطرب‌های آن زمان. توجه کنید به شباهت‌های حاجی‌فیروز و شخصیت سیاه نمایش‌های روحوضی. در مقالهٔ «نمایش سیاه‌بازی» بسیار مفصل به این موضوع پرداخته‌ام. 

گفته شده است که حاجی‌فیروز چهره‌ای افسانه‌ای در فولکلورِ ایرانیان است که در نخستین روزهای هر سال، به شهرها می‌آید تا از آمدنِ نوروز به مردم آگاهی دهد، این مطلب را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

این هم یکی دیگر از گفتارهایی است که ریشه و اساس ندارد. حاجی‌فیروز هیچ ربطی به چهره‌های افسانه‌ای در فولکلور ایران ندارد. نویددهندگان نوروز در فولکلور ایرانی را می‌توان در دسته‌های «‌چاوش»ها و «گوسانان» جست‌وجو کرد، در «نوروزخوان‌ها»ی گیلان و «تکم‌چی»های آذربایجان، و ….

چگونه حاجی‌فیروزها به کوچه و خیابان‌ها آمدند.

همان‌طور که نمایش«سیاه‌بازی» در دوران قاجار شکل گرفت و مورد توجه عموم قرار گرفت و شخصیت غلام سیاه معروف شد، بازیگرانی که در نقش سیاه کار می‌کردند نوروز را مناسب دیدند تا به‌عنوان نویددهندگان نوروز به همراه مطرب‌ها به کوچه و بازار بروند و با سازوآواز، هم مردم را شاد کنند و هم عیدی بگیرند. این ابتکار برای آن‌ها رونق مالی بسیار در بر داشت، به‌حدی که سال به سال، تعداد حاجی‌فیروزها بیشتر و بیشتر شد. 

آیا حاجی‌فیروزها کم‌کم به شهرهای مختلف ایران وارد شدند؟

همین‌طور است، شهرهای مختلف ایران قبل از دوران قاجار هر کدام نوید‌دهندهٔ خاصی برای نوروز داشتند و با حاجی‌فیروز هیچ آشنایی نداشتند. این حرکت از تهران آغاز شد، به اصفهان و شیراز رفت و اکنون همه‌گیر شده است.

همان‌طور که شما هم اشاره کردید، مهدی اخوان ثالث حاجی‌فیروز را «بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش و برده‌داری» نامیده‌است. تا چه اندازه با او موافق‌اید؟ 

وقتی آقای اخوان ثالث از «بقایای نفرت‌انگیز عهد توحش» صحبت می‌کند، اشاره دارد به دوران برده‌داری که امروزه مورد تنفر هر انسان آزاده‌ایی است. اما چه بخواهیم و چه نخواهیم نمایش‌های سیاه‌بازی و حاجی‌فیروز بخشی از نمایش‌های سنتی ایران شده است. غلام سیاههٔ نمایش‌های روحوضی زبان تیز مردم در مقابل قدرتمندان است و به‌گونه‌ای قهرمان مردم. مردم ایران او را با چشم حقارت نگاه نمی‌کنند، بلکه او را از خود می‌دانند. حاجی‌فیروز به گونه‌ای همخوانی دارد با سیاه نمایش‌های روحوضی، آنچه آقای اخوان ثالث می‌گوید، نسبت به نمایش حاجی‌فیروزهایی است که در دوران خویش دیده است. حاجی‌فیروز در این اواخر، گدایان شهری‌اند که چهرهٔ خود را سیاه می‌کنند، کلاه بوقی بر سر می‌گذارند و با شکلک در آوردن‌های مسخره و بی‌معنی، و همچنین آوازهایی بی‌سرو‌ته از مردم طلب پول می‌کنند. او این کار را نوعی نژادپرستی می‌داند که واقعاً نفرت‌برانگیز هم است.

آیا امروزه وجود حاجی‌فیروز در جشن‌های نوروزی نوعی نژادپرستی است؟

در این دوران، جهان دهکده‌ای کوچک شده، جالب است بدانیم تنها سیاه کردن چهره به‌منظور خنداندن دیگران، در این دهکده، نژادپرستی قلمداد می‌شود و تقریباً تنفر مردم جهان را به‌دنبال دارد. به احترام مردم جهان، توصیه می‌کنم تا می‌توانیم از نمایش حاجی‌فیروز در جشن‌های نوروزی فاصله بگیریم و آن را به تاریخ بسپاریم. 

حاجی‌فیروز بخشی از فرهنگ نوروزی ما شده است، چگونه آن را به تاریخ بسپاریم؟

همان‌طور که کشورها دیگر می‌سپارند، مثلاً در هلند یک شخصیت نمایشی وجود دارد که به پیتر سیاه (زوارته پیت) معروف است. مردم هلند پنجم دسامبر هر سال مراسم یادبود و بزرگداشت نیکلاس قدیس یا سینترکلاس را جشن می‌گیرند. پیتر سیاه با شخصیت فانتزی خود کودکان را می‌خنداند و سرگرم می‌کرد و شباهت شخصیتیِ او نزدیک به حاجی‌فیروز است. رنگ سیاه چهرهٔ بازیگر نقش پیتر طی سال‌های گذشته با انتقاد فعالان حقوق بشری در هلند روبرو شده بود. منتقدان چهرهٔ «پیتر سیاه» را نژادپرستانه می‌دانستند.  سرانجام دولت هلند، گرچه دیر، اما بالاخره اعتراف کرد این رسم ریشه در سنت‌های استعماری دارد و ملهم از دوران تجارت بردگان در هلند است.

تظاهرات در آمستردام علیه استفاده از شخصیت نمایشی «زوارته پیت» - نوامبر ۲۰۱۳،‌ عکس از Constablequackers ویکی‌پدیا
تظاهرات در آمستردام علیه استفاده از شخصیت نمایشی «زوارته پیت» – نوامبر ۲۰۱۳،‌ عکس از Constablequackers ویکی‌پدیا

اگر این نوعی اصلاح‌طلبی فرهنگی باشد، ما چگونه می‌توانیم با حاجی‌فیروز این کار را انجام دهیم؟

فرهنگ‌ها و سنت‌ها باید متناسب با تحولات زمانی، تغییراتی در آن ایجاد و به روز شوند. شاید در نوروز بهتر باشد به فرهنگ فولکلور نوروزی بازگردیم؛ به عمو نوروز، به دسته‌های «‌چاوش»ها و «گوسانان» یا «نوروزخوان‌ها»ی گیلان و «تکم‌چی»های آذربایجان، و موارد دیگر که بسیار دیدنی و نشاط‌آورند. این‌گونه نمایش‌ها نه‌تنها مورد احترام دهکدهٔ جهانی است، بلکه همچنین معرف فرهنگ فولکلور (چندین هزار ساله) ایرانی‌ست که بسیار پرمفهوم نیز است.

پس شما براین باورید که حاجی‌فیروز از مراسم نوروز کنار زده شود. 

شک ندارم، نمایش حاجی‌فیروز زادهٔ دوران و فرهنگ برده‌داری است، نمایش مکرر رابطهٔ غلام و ارباب است، زنده نگهداشتن این نوع نمایش‌ها به‌خصوص در آئین‌ها و مراسم، مخالفان بی‌شماری در جهان دارد و در دهکدهٔ جهانی به‌عنوان عملی نژادپرستانه شناخته می‌شود زیرا این‌گونه برداشت می‌شود که این سنت‌ها سعی در زنده نگهداشتن فرهنگ برده‌داری دارند. به‌نظر من هر چند که مردم ایران قصد نژادپرستی ندارند، وقت آن است که به خوانش دهکدهٔ جهانی از حرکت خود توجه کنیم و همان‌طور که حاجی‌فیروز در دوره‌ای (حدود دویست ساله) وارد جشن‌های نوروزی ایرانیان شد و ربطی به سنت‌های نوروزی چندین هزار سالهٔ ایرانیان نداشت، بهتر است امروز هم ربطی نداشته باشد.

با سپاس دوباره از شما که در این گفت‌وگو شرکت کردید.

نوشته حاجی‌فیروز در دنیای معاصر  اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2020/03/16/%d8%ad%d8%a7%d8%ac%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%b9%d8%a7%d8%b5%d8%b1/feed/ 1 13442