<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جنگ بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AC%D9%86%DA%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/جنگ/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Tue, 26 May 2026 02:27:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>جنگ بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/جنگ/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>زخم ناپیدای جنگ</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/05/25/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/05/25/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 May 2026 02:27:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26488</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ آن شب، شبی کاملاً «معمولی» بود. «معمولی»؟! چه چیزی در این کشور «معمولی» است که شبش باشد؟! هیچ‌چیزی در اینجا «معمولی» نیست، ولی در هر حال شبی بود شبیه بسیاری از شب‌های دیگر. هیچ نشانه‌ای وجود نداشت که صبح روز بعدش آبستن چه حوادثی است. طبق عادت شب‌هایی که فردایش شیفت ندارم، پیش از خواب کمی مطالعه کردم. بعد هم قسمتی از سریالی را دیدم. ساعت حدود یک بامداد...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/25/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/">زخم ناپیدای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن شب، شبی کاملاً «معمولی» بود. «معمولی»؟! چه چیزی در این کشور «معمولی» است که شبش باشد؟! هیچ‌چیزی در اینجا «معمولی» نیست، ولی در هر حال شبی بود شبیه بسیاری از شب‌های دیگر. هیچ نشانه‌ای وجود نداشت که صبح روز بعدش آبستن چه حوادثی است. طبق عادت شب‌هایی که فردایش شیفت ندارم، پیش از خواب کمی مطالعه کردم. بعد هم قسمتی از سریالی را دیدم. ساعت حدود یک بامداد بود که چراغ را خاموش کردم و خوابیدم؛ خوابی عمیق و سنگین، بی‌خبر از آنچه در راه بود… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با صدای مهیبی از خواب پریدم. ابتدا نمی‌دانستم چه شده است. به ساعت کنار تخت نگاه کردم؛ ساعت ۹ صبح بود. هنوز گیج خواب بودم که انفجارهای بعدی یکی پس از دیگری شنیده شد. صدایی که نه شبیه رعد بود و نه شبیه هیچ صدای آشنای دیگری. شیشه‌های پنجره هم گاهی می‌لرزیدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هراسان از جا بلند شدم و روی تخت نشستم. قلبم تند می‌زد. سریع سراغ گوشی‌ام رفتم و به مادرم تلفن زدم. دوستانم هم یکی‌یکی تماس می‌گرفتند. همه هراسان و مضطرب بودیم. هر کس چیزی می‌گفت؛ چیزی که بیشتر شبیه تلاش برای آرام‌کردن خود بود تا خبری قطعی. یکی می‌گفت: «قول می‌دهم این بار خیلی طولانی نمی‌شود.» دیگری می‌گفت: «گفته‌اند آمریکا ظرف چهار روز جمعش می‌کند.» یکی دیگر با لحنی امیدوارانه می‌گفت: «کمکی که لازم داشتیم، بالاخره رسید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر دقیق‌تر به حرف‌ها گوش می‌دادی، می‌فهمیدی هر کس در میان آن ترس و آشفتگی، به‌دنبال روزنه‌ای برای تسلی‌دادن خودش است؛ راهی برای تاب‌آوردن. یکی با این خیال که جنگ زود تمام می‌شود. دیگری با این تصور که قدرت‌های بزرگ قرار است برای ما آزادی و دموکراسی بیاورند. هرکس به چیزی چنگ می‌زد تا بتواند این واقعیت تلخ را تحمل کند. خبر کشته‌شدن علی خامنه‌ای، رهبر دیکتاتور و سفاک ایران، در نهم اسفند امیدی در قلب مردم روشن کرد که گویا واقعاً روزهای خوب در راه است و قرار است پس از ۴۷ سال تاریکی و ظلم و جور روزهای روشن و آزادی از راه برسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما همان روز، خبر دیگری هم رسید؛ خبری که سنگینی‌اش بر همه‌چیز سایه انداخت. در میناب، ۱۲۰ دانش‌آموز بی‌گناه و ۲۶ معلم و تعدادی از والدین کشته شدند. واقعیتش من هم مثل بسیاری بلافاصله یاد پرواز اوکراینی و سپر انسانی افتادم، ولی در هر حال نتیجه یکی بود؛ دستاورد روز نخست جنگ، ازدست‌رفتن آن جان‌های پاک بود؛ جان‌هایی که در هیچ معادله‌ای از این جهان نقشی نداشتند. کودکانی که بیش از آن معصوم بودند که بدانند گاهی زندگی انسان‌ها، بی‌آنکه خودشان بخواهند، زیر و رو می‌شود. در جایی دور از آن‌ها، تصمیم می‌گیرند که چه زمانی زندگی کنیم و چه زمانی بمیریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روزهای بعد از آن، سخت گذشت؛ آن‌قدر سخت که به‌راستی در کلمات نمی‌گنجد. صدای ممتد جنگنده‌ها، بمباران‌های پیاپی، حسرت یک خواب آرام، و ترسی که لحظه‌ای رهایمان نمی‌کرد. گاهی شیشه‌ها می‌ریخت، گاهی درها از جا کنده می‌شد. مردم برای درامان‌ماندن به پارکینگ‌ها، انباری‌ها یا حتی حمام‌ها پناه می‌بردند. هر گوشه‌ای که شاید بتواند چند لحظه بیشتر ما را از خطر دور نگه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این‌حال، در میان تمام آن ترس‌ها، چیزی هم بود که مثال‌زدنی‌ست؛ شجاعت و تاب‌آوری مردم ایران. مردمی که زیر صدای بمب و موشک در خانه‌هایشان ماندند. مردمی که به فروشگاه‌ها هجوم نبردند و شهر را به هرج‌ومرج نکشاندند. مردمی که هنگام بمباران، یکدیگر را در آغوش می‌گرفتند و سعی می‌کردند به هم قوت قلب بدهند. مردمی که به‌خوبی می‌دانستند و می‌دانند در نهایت، جز خودشان کسی را ندارند. شاید دلیل این‌همه پایداری این باشد که خوب می‌دانند سال‌هاست در دست جنایت‌کارانی اسیرند که هیچ از انسان‌بودن نمی‌دانند. امید بستند به اینکه این جنگ راهی برای نجاتشان از دست جمهوری اسلامی آدمکش باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موشک‌ها و بمب‌ها در شهرها فرود آمدند؛ مردم هر موشکی را نویدبخش آزادی می‌دانستند، غافل از اینکه، آن‌که سال‌هاست ایران زیبای ما را اشغال کرده، تا این مملکت را زمین سوخته نکند، دست‌بردار نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دستاورد این جنگ برای مردم ایران چیزی جز تورمی سنگین، گرانی بی‌سابقه، بیکاری گسترده و اضطرابی دائمی دربارهٔ آینده نبوده است. قیمت‌ها چند برابر شده‌اند. سفره‌ها کوچک‌تر از قبل شده‌اند. مردم با نگرانی به فردا نگاه می‌کنند. بسیاری شغل خود را از دست داده‌اند؛ آن‌قدر که گاهی مهندسی که سال‌ها درس خوانده، ناگزیر می‌شود برای گذران زندگی رانندهٔ اسنپ شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون که آتش‌بسی شکننده برقرار شده، مردم در کنار گرانی و تورمی که کمرشان را خم کرده، هر لحظه نگران آغاز دوبارهٔ جنگ‌اند و در عین حال، موتور کشتار جمهوری اسلامی هم دوباره به راه افتاده است. اعدام‌ها افزایش یافته‌اند. هر روز چندین نفر را به بهانهٔ جاسوسی برای آمریکا و اسرائیل اعدام می‌کنند. حتی در این میان اعدام چند زندانی سیاسی قدیمی را با نهایت شقاوت انجام دادند. زندانی‌هایی که گمان می‌رفت به‌زودی آزاد شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مردم ایران این روزها زخمی‌اند. هم زخمی جنگ و تورم و گرانی، هم زخمیِ اعدام‌ها، آن‌هم وقتی هنوز زخم آن کشتار و جنایت دی‌ماه تازه است، هم زخمیِ خفقان و تندروهایی که هر شب به خیابان می‌ریزند و با فریاد حیدر حیدر و اللهُ اکبرشان آسایش را از مردم ربوده و رعب و وحشت را به جان همه انداخته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قربانیان اصلی این جنگ، مردم بی‌گناهی‌اند که هرگز تفنگی به دست نگرفته‌اند؛ کودکانی که هنوز معنای مرگ را نیاموخته‌اند، مادرانی که فقط آرزوی زندگی آرامی برای خانواده‌شان را داشته‌اند، پدرانی که هم‌و‌غم‌شان تأمین نان روزانه بوده است. جمهوری اسلامی که به‌شکل حقیرانه‌ای رهبر و فرماندهان درجه اولش را در همان روزهای آغازین از دست داد، دارد تلافی این حقارت را سر مردم در می‌آورد. قلدرتر از همیشه با ایجاد رعب و وحشت و اعدام و متهم‌کردن شهروندان به جاسوسی برای خودش جولان می‌دهد، درحالی‌که در سطح بین‌المللی همه می‌دانند چه ضربه سنگینی خورده است. اما همچنان شاخ‌وشانه‌کشیدن‌های توخالی‌اش برای دنیا و برای مردم ادامه دارد. اتهام جاسوسی را به خنده‌دارترین چیزها تقلیل داده‌اند؛ مثلاً شهروندی که یک پیام برای شبکه‌های خارج از کشور ارسال کرده، جاسوس حساب می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنگ‌ها هرگز تمام نمی‌شوند و در ذهن‌ها ادامه می‌یابند. انسان‌هایی که جنگ را تجربه کرده‌اند، اغلب با خاطراتی زندگی می‌کنند که هیچ‌گاه تمام نمی‌شوند. صدای انفجار، برای کسی که در زیر باران موشک و گلوله زیسته، حتی سال‌ها بعد، با صدای یک درِ محکم یا ترکیدن یک جسم کوچک، دوباره در ذهنش زنده می‌شود. این همان اضطراب مزمنی است که به آن «زخم ناپیدای جنگ» می‌گویند؛ زخمی که روی پوست دیده نمی‌شود، اما هر لحظه درون روح می‌سوزد. حالا در کنار این زخم، مردم با یک حکومت آدمکش، مذهبی هم طرف باشند. دیگر معلوم است چه بر سر روح و روانشان خواهد آمد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنگ، زخمی است که همیشه تازه مانده؛ و بر نقشه‌ جغرافیا محدود نمی‌ماند و تا ژرف‌ترین لایه‌های جان انسان‌ها امتداد پیدا می‌کند. هر بار که در نقطه‌ای از این جهان ماشه‌ای فشرده می‌شود، یا بمبی فرو می‌افتد، یا موشکی زمین را می‌شکافد، تنها جسم یک انسان یا زمین را سوراخ نمی‌کند، بلکه پیوندهای ناپیدای یک جامعه را نیز می‌درد. شاید بتوان ویرانی یک پل، یک خانه یا یک شهر را در طول سال‌ها دوباره ساخت، اما بازسازی روح انسان، ترمیم اعتمادی که فرو ریخته، و التیام ترسی که در اعماق جان جا خوش کرده، کاری است که گاه چند نسل هم از پس آن برنمی‌آید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مردم ایران سال‌ها زیر سایهٔ ترس، سرکوب، دیکتاتوری، اخبار ناگوار، کمبودها و ناامنی زیسته‌اند، و حالا جنگ هم به آن اضافه شده است. مردم کم‌کم دارند دچار نوعی فرسودگی روحی می‌شوند. خستگی‌‌ای که از «زندگی در حالت آماده‌باش دائمی» سرچشمه می‌گیرد. در چنین وضعیتی، خلاقیت کم‌رنگ می‌شود، امید به آینده به حاشیه می‌رود و نوعی بدبینی در میان مردم ریشه می‌دواند. آن‌ها دیگر از آینده مطمئن نیستند و هر برنامه‌ای را با این پرسش آغاز می‌کنند: اگر دوباره جنگ شد، چه؟ دسترسی به اینترنت جهانی دو ماه و اندی است که قطع شده. بسیاری از کسب و کارهای اینترنتی تعطیل‌ شده‌اند. فیلترشکن‌ها با قیمت‌های سرسام‌آور به فروش می‌روند و روز دوم قطع می‌شوند و هیچ‌کس هم پاسخگو نیست. تماس‌های تلفنی به خارج کشور یک‌طرفه شده. به‌خاطر قطعی اینترنت ارتباط‌های انسانی دچار مشکل شده، ارتباط هم‌وطنان داخل و خارج به‌سختی امکان‌پذیر است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">میان این‌همه آشفتگی، خفقان و هراس، خانواده‌هایی که عزیزان خود را از دست داده‌اند، تنها با یک خلأ فیزیکی روبه‌رو نیستند؛ هر سوگواری، سراشیبی تازه‌ای به‌سوی افسردگی، احساس بی‌معنایی و خشم می‌گشاید. بسیاری از کسانی که از جنگ جان سالم به در می‌برند، هرچند زنده‌اند، اما در درون خود جهانی از رنج را حمل می‌کنند. فاصله‌ای ناپیدا میان آنان و دیگران شکل می‌گیرد: «کسی که ندیده، نمی‌فهمد»؛ و همین ناتوانی دیگران در درک عمق تجربه‌ٔ آنان، احساس تنهایی را در دلشان تشدید می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی با سیاست خارجی مبتنی بر قلدری، حمایت از نیروهای تروریست نیابتی کشور را به دل جنگی کشاند که مردم سال‌ها بود کابوسش را داشتند. هر گلوله‌ای که شلیک شد، در واقع سکه‌‌هایی‌اند که می‌توانست صرف ساخت مدرسه‌ای جدید، بیمارستانی بهتر یا توسعه‌ٔ زیرساختی حیاتی شود. بودجه‌های کلان که می‌توانست صرف رشد و رفاه مردم شود، به سمت ماشین جنگی هدایت می‌شود. کارخانه‌ها به‌جای تولید کالاهای مفید برای زندگی مردم، به تولید ابزارهای تخریب مشغول می‌شوند، و نیروی انسانی که می‌توانست سازنده باشد، در میدان نبرد فرسوده می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پل‌ها، جاده‌ها، نیروگاه‌ها، فرودگاه‌ها، بنادر، کارخانه‌ها و انبارها، در چشم‌برهم‌زدنی می‌توانند به تلّی از آوار بدل شوند. این ویرانی‌ها تنها یک‌بار جامعه را متوقف نمی‌کند؛ بازسازی آن‌ها نیازمند سال‌ها سرمایه‌گذاری و کار مداوم است. در این میان، سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی از ترس ناامنی و بی‌ثباتی، از حضور و مشارکت اقتصادی می‌گریزند، و اقتصاد جنگ‌زده در گردابی از رکود فرو می‌رود. رکودی که خود، بیکاری و فقر را تشدید می‌کند، و این فقر، به‌نوبهٔ خود زمینه‌ساز آسیب‌های اجتماعی تازه‌ای می‌شود: جرم، مهاجرت اجباری، گسترش اقتصاد زیرزمینی، و تقویت شبکه‌های قاچاق و فساد. این‌ها همه ماحصل حکومتی ایدئولوژیک است که سرنوشت مردم ایران هیچ اهمیتی برایش ندارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کمبود کالاهای اساسی و مواد اولیه، افزایش بی‌رویه‌ٔ قیمت‌ها و نابرابری در دسترسی به منابع، تجربهٔ تلخ این روزهای مردم ایران است. مردم، برای دست‌یافتن به نیازهای اولیه‌ٔ خود، ناچارند ساعت‌ها در صف بایستند، یا با قیمتی چند برابر توانشان خرید کنند. چنین وضعی، احساس بی‌عدالتی را در لایه‌های مختلف جامعه تقویت می‌کند؛ احساسی که خود زمینهٔ کشمکش‌های تازه است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در زیست روزمرهٔ این روزهای ما، جنگ و خفقان آرامش را از ساده‌ترین لحظاتمان حتی در زمان آتش‌بس گرفته است. دیگر صبح‌ها تنها با صدای پرنده و رفت‌وآمد مردم آغاز نمی‌شود؛ سایه‌ٔ نگرانی، بر همه‌‌چیز افتاده است. پدر و مادری که فرزندشان از خانه خارج می‌شود، با دل‌آشوبی عمیق‌تری او را بدرقه می‌کنند؛ زیرا مطمئن نیستند که آیا آن روز، خیابان‌ها امن خواهند ماند؟ آیا قرار نیست پهپادی فلان مسئول برنامهٔ موشکی را در خانه یا ماشینش وسط مناطق مسکونی منفجر کند و مردم عادی و بی‌گناه نیز در اطراف او به‌عنوان «تلفات جانبی»ِ «حذف» او کشته شوند؟ هر صدای ناآشنا می‌تواند خبر از فاجعه‌ای تازه داشته باشد. حتی شادی‌ها نیز در چنین فضایی، رنگی از گناه با خود دارند؛ گویی خندیدن در زمانی که همه مضطرب‌‌اند و داغدار، عملی‌ست نابخشودنی. جنگ، شادی را به حاشیه می‌راند و زندگی را به «زنده‌ماندن» تقلیل می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بسیاری برای کنارآمدن با رنج جنگ، به مکانیسم‌های دفاعی عجیبی متوسل می‌شوند؛ برخی انکار می‌کنند، برخی به مواد مخدر، قرص‌های آرامبخش یا الکل پناه می‌برند، و برخی با خشم و خشونت به جهان پاسخ می‌دهند. در همه‌ٔ این موارد، حقیقتی مشترک نهفته است: روح انسان زیر این‌همه فشار خم شده و در جستجوی راهی برای ادامه‌ٔ حیات است. جامعه‌ای که چنین زخم‌خورده است، نمی‌تواند </span><span style="font-weight: 400;">به‌آسانی به تعادل بازگردد. انسان‌ها تغییر کرده‌اند، نگاه‌ها عوض شده، ترس‌ها و خاطرات در لایه‌های درونی آنان ریشه دوانده است. بازآفرینی اعتماد، و التیام زخم‌های روانی و اقتصادی، راهی‌ست طولانی و دشوار. بازگرداندن یک شهر به وضعیت قبل از جنگ، شاید با پول و تکنولوژی ممکن باشد، اما تا جمهوری اسلامی در ایران حکومت </span><span style="font-weight: 400;">می‌کند، بازگرداندن ایرانی‌ها به آرامش بسیار دشوار است. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/25/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/">زخم ناپیدای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/05/25/%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d9%86%d8%a7%d9%be%db%8c%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26488</post-id>	</item>
		<item>
		<title>آتش‌بس شکننده و آیندهٔ نامعلوم ایران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/05/23/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/05/23/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 May 2026 17:40:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26480</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور در ادامهٔ یادداشت شمارهٔ قبل، مروری بر رویدادهای دو هفتهٔ گذشته نشان می‌دهد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به ارسال پیام‌های متناقض به یکدیگر ادامه داده‌اند؛ از یک‌سو سخن از ادامهٔ مذاکرات و حفظ آتش‌بس بوده است، و از سوی دیگر، تهدیدهای متقابل و هشدار دربارهٔ انگشت‌هایی که رو ماشه است.  دوشنبهٔ این هفته، دونالد ترامپ، گفت که قرار بود روز بعد به ایران حملهٔ نظامی کند، اما به درخواست امیر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/23/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">آتش‌بس شکننده و آیندهٔ نامعلوم ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامهٔ <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">یادداشت شمارهٔ قبل</a>، مروری بر رویدادهای دو هفتهٔ گذشته نشان می‌دهد که آمریکا و جمهوری اسلامی همچنان به ارسال پیام‌های متناقض به یکدیگر ادامه داده‌اند؛ از یک‌سو سخن از ادامهٔ مذاکرات و حفظ آتش‌بس بوده است، و از سوی دیگر، تهدیدهای متقابل و هشدار دربارهٔ انگشت‌هایی که رو ماشه است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوشنبهٔ این هفته، دونالد ترامپ، گفت که قرار بود روز بعد به ایران حملهٔ نظامی کند، اما به درخواست امیر قطر، ولیعهد عربستان و امارات متحدهٔ عربی این حمله را به تعویق انداخته است. او گفت بر اساس احترامی که برای این رهبران قائل است، به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، و ژنرال دانیل کین،‌ رئیس ستاد مشترک ارتش، دستور داده است که حملهٔ برنامه‌ریزی‌شدهٔ سه‌شنبه به ایران را انجام ندهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما تازه‌ترین خبرها از وب‌سایت خبری اکسیوس آمریکا حاکی از آن است که این هفته تماس تلفنی پرتنشی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو بر سر توافق یا ادامه جنگ با ایران صورت گرفته است؛ چیزی که نخست‌وزیر اسرائیل را «بسیار برآشفته» است. بنیامین نتانیاهو نسبت به مذاکرات به‌شدت بدبین است و خواهان ازسرگیری جنگ برای تضعیف بیشتر توانایی‌های نظامی ایران و ضربه‌زدن به حکومت از طریق نابودی زیرساخت‌های حیاتی آن است. درحالی‌که دونالد ترامپ معتقد است که امکان دستیابی به توافق وجود دارد، هرچند اگر چنین توافقی حاصل نشود، آماده ازسرگیری جنگ است. او به خبرنگاران گفت: «ما در مراحل پایانی [مذاکرات] با ایران هستیم. خواهیم دید چه اتفاقی می‌افتد. یا به توافق می‌رسیم یا کارهایی خواهیم کرد که کمی ناخوشایند خواهد بود، اما امیدوارم به آنجا نکشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شبکهٔ العالم ایران هم مدعی شده است که نشانه‌های شکل‌گیری توافق میان دو کشور مشاهده می‌شود. این در حالی‌ست که طبق گفتهٔ محمدباقر قالیباف، «تحرکات دشمن» نشان می‌دهد که به‌دنبال «دور جدیدی از جنگ» است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازار جهانی انرژی نیز همچنان نسبت به تحولات منطقه به‌شدت حساس باقی مانده است. هر بار که مقام‌های آمریکایی یا ایرانی از احتمال شکست مذاکرات سخن می‌گویند، بازار نفت واکنش فوری نشان می‌دهد؛ گویی سرنوشت میلیون‌ها انسان، بار دیگر به نمودار قیمت انرژی تقلیل می‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان با کاهش نسبی درگیری‌های مستقیم نظامی، فشار داخلی در ایران همچنان ادامه یافته است. گزارش‌های منتشرشده از سوی سازمان‌های حقوق بشری نشان می‌دهد که موج بازداشت‌ها و اعدام‌ها نه‌تنها متوقف نشده، بلکه در برخی موارد شدت گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هفته‌های اخیر، چندین زندانی با اتهام‌هایی چون «همکاری با اسرائیل»، «جاسوسی» و «افساد فی‌الارض» اعدام شدند؛ اتهاماتی که در فضای جنگی و امنیتی امروز به‌سادگی و براساس واهی‌ترین دلایل به بازداشت‌شدگان نسبت داده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قطعی و اختلال گستردهٔ اینترنت نیز همچنان ادامه دارد. این وضعیت، علاوه بر محدودکردن ارتباط مردم با جهان خارج، نظارت رسانه‌ها و نهادهای بین‌المللی بر وضعیت زندان‌ها و بازداشت‌شدگان را دشوارتر کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هفتهٔ گذشته، گزارش تازه‌ای از سوی عفو بین‌الملل منتشر شد که نسبت به استفادهٔ جمهوری اسلامی از فضای جنگی برای افزایش سرکوب هشدار می‌داد. این سازمان تأکید کرد که بحران منطقه‌ای، عملاً توجه افکار عمومی جهان را از وضعیت حقوق بشر در ایران منحرف کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان با ادامهٔ فضای امنیتی، رسانه‌های حکومتی همچنان بر روایت «پیروزی در برابر دشمن» تأکید می‌کنند. تصاویر کارناوال‌های شبانه، مانورهای موشکی و سخنرانی‌های حماسی، به بخش ثابتی از فضای رسانه‌ای کشور تبدیل شده است؛ تصاویری که در تضاد کامل با اضطراب و فرسودگی زندگی روزمرهٔ بسیاری از مردم قرار دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ قابل‌توجه در این تجمعات حجاب برخی زنان شرکت‌کننده است. پس از اظهارات افرادی چون امام جمعهٔ رشت که زنان بی‌حجاب را «همراستا با استکبار جهانی» خواند، در یکی از تجمع‌های شبانه از زنان کم‌حجاب حاضر به‌عنوان «نورچشم» یاد شد! مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، هم در این‌باره گفت: «الان می‌بینید کسانی در خیابان‌ها از ایران دفاع می‌کنند که قبلاً ما می‌خواستیم آن‌ها را جریمه کنیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این موضع جدید مقام‌های حکومت در قبال حجاب در حالی‌ست که کافه‌ها در شهرهایی ازجمله تهران و اصفهان همچنان به این بهانه پلمب می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر در هفته‌های گذشته از «جنگ موشک‌ها» سخن گفته می‌شد، امروز بسیاری از مردم ایران بیشتر با جنگ فرسایشیِ ترس، بی‌خبری، آینده‌ای نامعلوم و فشار اقتصادی زندگی می‌کنند. قیمت‌ها همچنان بالا می‌روند، اینترنت همچنان قطع و مختل است یا تنها قشر خاصی به آن دسترسی دارد، سایهٔ بازداشت‌ها و اعدام‌ها همچنان سنگینی می‌کند، و مهم‌تر از همه، احتمال ازسرگیری جنگ همچنان به فضای برزخی حاکم دامن می‌زند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا لحظهٔ نگارش این یادداشت، آتش‌بس همچنان برقرار است، هرچند اغلب تحلیلگران و حتی مقام‌های رسمی، از واشنگتن تا تهران و تل‌آویو، می‌دانند که این وضعیت می‌تواند هر لحظه فرو بپاشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منطقه در وضعیتی معلق باقی مانده است؛ نه در صلح، نه در جنگ، و در این میان، مردمی که ماه‌هاست با تحریم‌ها، ناامنی، قطعی اینترنت، بازداشت‌ها و ترس و ناامیدی از آینده‌ای نامعلوم زندگی می‌کنند، همچنان باید بهای تصمیم‌هایی را بپردازند که در جای دیگری گرفته می‌شود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/23/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">آتش‌بس شکننده و آیندهٔ نامعلوم ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/05/23/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26480</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از زخم تا رنگ؛ هنر و ترومای کودکان ایرانی: از رنج خاموش تا بازسازی معنا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/05/19/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af%d8%9b-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/05/19/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af%d8%9b-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 May 2026 23:15:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26459</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور تروما: زخمی که بی‌صدا درون کودک شکل می‌گیرد در جهان کودک، تروما اغلب بی‌صدا رخ می‌دهد. نه با کلمات بیان می‌شود، و نه همیشه در رفتارهای او قابل‌تشخیص است. کودک ممکن است لبخند بزند، بازی کند، در مدرسه حاضر شود و حتی عملکردی «طبیعی» داشته باشد، اما در لایه‌های عمیق‌تر درونش، با تجربه‌ای مواجه باشد که ذهن و بدنش هنوز توان پردازش آن را ندارد. تروما می‌تواند...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/19/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af%d8%9b-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">از زخم تا رنگ؛ هنر و ترومای کودکان ایرانی: از رنج خاموش تا بازسازی معنا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تروما: زخمی که بی‌صدا درون کودک شکل می‌گیرد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جهان کودک، تروما اغلب بی‌صدا رخ می‌دهد. نه با کلمات بیان می‌شود، و نه همیشه در رفتارهای او قابل‌تشخیص است. کودک ممکن است لبخند بزند، بازی کند، در مدرسه حاضر شود و حتی عملکردی «طبیعی» داشته باشد، اما در لایه‌های عمیق‌تر درونش، با تجربه‌ای مواجه باشد که ذهن و بدنش هنوز توان پردازش آن را ندارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تروما می‌تواند از رویدادهایی چون جنگ و بمباران اخیر، مهاجرت، فقر، خشونت‌های خانگی و اجتماعی، سوگ، تعطیل‌شدن طولانی و نامشخص مدارس، یا حتی تجربه‌های به‌ظاهر کوچک، اما از نظر احساسی سنگین شکل بگیرد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از کودکان پیش از سن ۱۶ سالگی دست‌کم یک تجربهٔ آسیب‌زا را از سر می‌گذرانند، و عده‌ای هم در معرض چندین تجربهٔ تروماتیک قرار می‌گیرند. این تجربه‌ها نه‌تنها بر وضعیت هیجانی کودک، بلکه بر یادگیری، تمرکز، کنترل خشم، روابط اجتماعی، سلامت بدنی، و حتی رشد مغزی او تأثیر می‌گذارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در مورد کودکان ایرانی، این تجربه‌ها اغلب با لایه‌ای پیچیده‌تر همراه است. کودک ممکن است در فضایی رشد کند که با احساس ناامنی، تنش‌های اجتماعی، نگرانی‌های اقتصادی یا تجربهٔ مهاجرت همراه باشد. او ممکن است اضطراب والدین را احساس کند، تغییرات محیطی را درک کند، و بدون آنکه بتواند معنای آن را بفهمد، بار هیجانی آن را در خود نگه دارد. این همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان ترومای</span> <span style="font-weight: 400;">مزمن</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">جمعی یاد کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در چنین شرایطی، هنر نه یک فعالیت تفننی یا صرفاً آموزشی، بلکه مسیری</span> <span style="font-weight: 400;">حیاتی</span> <span style="font-weight: 400;">برای</span> <span style="font-weight: 400;">بیان،</span> <span style="font-weight: 400;">تنظیم</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">ترمیم</span> <span style="font-weight: 400;">تجربهٔ روانی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پابلو پیکاسو می‌گوید: «هنر، خیالی است که ما را به حقیقت نزدیک‌تر می‌کند.» در دنیای کودک، این «تخیل خلاق» گاهی تنها راه رسیدن به حقیقت درونی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تروما در ذهن و بدن کودک: وقتی تجربه فراتر از کلمات است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تروما صرفاً یک خاطره نیست که در ذهن ثبت شود و با زمان کم‌رنگ گردد. بلکه تجربه‌ای است که در بدن، در سیستم عصبی، و در الگوهای واکنش هیجانی کودک جای می‌گیرد. بسیاری از تجربه‌های تروماتیک، پیش از آنکه به زبان تبدیل شوند، در سطح حسی و تصویری ذخیره می‌شوند. کودک ممکن است نتواند توضیح دهد چه اتفاقی افتاده، اما بدن او «می‌داند» که چیزی درست نیست، چیزی دیگر آن‌طور که بود، نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نظر نشانه‌شناسی ممکن است کودک:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دائماً در حالت گوش‌به‌زنگی و اضطراب باشد</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به محرک‌های کوچک واکنش‌های شدید نشان دهد</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خواب، تمرکز یا یادگیری دچار مشکل شود</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">احساس شرم، گناه یا ترس عمیق را تجربه کند</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یا از نظر هیجانی خاموش و بی‌حس شود</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پژوهشگران حوزهٔ تروما، می‌گویند: «بدن، آنچه را که ذهن فراموش می‌کند، به یاد می‌سپارد.» این جمله، به‌خوبی نشان می‌دهد که چرا روش‌های صرفاً کلامی، همیشه برای کودکان کافی نیستند. در بسیاری از موارد، کودک هنوز به سطحی از رشد زبانی نرسیده که بتواند تجربهٔ پیچیدهٔ خود را توصیف کند. اینجاست که هنر وارد می‌شود. نه برای زیباکردن، بلکه برای قابل</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">بیان</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">کردنِ</span> <span style="font-weight: 400;">تجربه</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">ای</span> <span style="font-weight: 400;">که</span> <span style="font-weight: 400;">هنوز</span> <span style="font-weight: 400;">نامی</span> <span style="font-weight: 400;">ندارد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هنر به‌عنوان زبان ناخودآگاه و مسیر آگاهی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنر، برای کودک، چیزی فراتر از یک فعالیت خلاقانه است. هنر یک زبان است، زبانی که پیش از کلمات وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نقاشیِ کودک:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترس ممکن است به‌صورت سایه‌های تیره ظاهر شود</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خشم در خطوط تند و فشرده دیده شود</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و فقدان در فضاهای خالی یا حذف‌شده نمود پیدا کند</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کارل گوستاو یونگ معتقد بود: «آنچه به آگاهی آورده نشود، در زندگی ما به‌صورت سرنوشت تکرار خواهد شد.» هنر، یکی از مهم‌ترین مسیرهای آوردن این تجربه‌ها به سطح آگاهی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فرآیند خلق هنری:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کودک تجربهٔ درونی خود را بیرونی می‌کند</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن را می‌بیند و با آن فاصله می‌گیرد</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و به‌تدریج آن را قابل‌فهم و قابل‌تحمل می‌سازد</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این فرآیند، نه‌تنها تخلیهٔ هیجان، بلکه سازمان</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">دهی</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">معنادادن</span> <span style="font-weight: 400;">به</span> <span style="font-weight: 400;">تجربهٔ روانی است.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26461" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-shvetsa-11286163.jpg?resize=500%2C333" alt="از زخم تا رنگ
هنر و ترومای کودکان ایرانی: از رنج خاموش تا بازسازی معنا
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - - -
در جهان کودک، تروما اغلب بی‌صدا رخ می‌دهد. نه با کلمات بیان می‌شود، و نه همیشه در رفتارهای او قابل‌تشخیص است. کودک ممکن است لبخند بزند، بازی کند، در مدرسه حاضر شود و حتی عملکردی «طبیعی» داشته باشد، اما در لایه‌های عمیق‌تر درونش، با تجربه‌ای مواجه باشد که ذهن و بدنش هنوز توان پردازش آن را ندارد.

تروما می‌تواند از رویدادهایی چون جنگ و بمباران اخیر، مهاجرت، فقر، خشونت‌های خانگی و اجتماعی، سوگ، تعطیل‌شدن طولانی و نامشخص مدارس، یا حتی تجربه‌های به‌ظاهر کوچک، اما از نظر احساسی سنگین شکل بگیرد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از کودکان پیش از سن ۱۶ سالگی دست‌کم یک تجربهٔ آسیب‌زا را از سر می‌گذرانند، و عده‌ای هم در معرض چندین تجربهٔ تروماتیک قرار می‌گیرند. این تجربه‌ها نه‌تنها بر وضعیت هیجانی کودک، بلکه بر یادگیری، تمرکز، کنترل خشم، روابط اجتماعی، سلامت بدنی، و حتی رشد مغزی او تأثیر می‌گذارند.

در مورد کودکان ایرانی، این تجربه‌ها اغلب با لایه‌ای پیچیده‌تر همراه است. کودک ممکن است در فضایی رشد کند که با احساس ناامنی، تنش‌های اجتماعی، نگرانی‌های اقتصادی یا تجربهٔ مهاجرت همراه باشد. او ممکن است اضطراب والدین را احساس کند، تغییرات محیطی را درک کند، و بدون آنکه بتواند معنای آن را بفهمد، بار هیجانی آن را در خود نگه دارد. این همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان ترومای مزمن و جمعی یاد کرد.

در چنین شرایطی، هنر نه یک فعالیت تفننی یا صرفاً آموزشی، بلکه مسیری حیاتی برای بیان، تنظیم و ترمیم تجربهٔ روانی است...
#سلامت_روان #کودکان #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-shvetsa-11286163.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-shvetsa-11286163.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-shvetsa-11286163.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بازسازی حس کنترل: از بی‌قدرتی به عاملیت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از عمیق‌ترین پیامدهای تروما، ازدست‌دادن حس کنترل است. کودک احساس می‌کند اتفاق‌ها بدون دخالت او رخ می‌دهند و جهان غیرقابل‌پیش‌بینی است. البته در شرایط جنگی امروز ایران بزرگسالان هم این حس را دارند. اما در هنر، شرایط تحت کنترل کودک است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او انتخاب می‌کند: چه رنگی را استفاده کند، چه چیزی را ترسیم کند، و چگونه اثر خود را شکل دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این انتخاب‌های ساده، در سطح روانی معنایی عمیق دارند: بازگشت</span> <span style="font-weight: 400;">حس</span> <span style="font-weight: 400;">عاملیت</span> <span style="font-weight: 400;">(agency)،</span> <span style="font-weight: 400;">اینکه «من می‌توانم تأثیر بگذارم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دونالد وینیکات، متخصص کودکان و روانکاو برجسته، می‌نویسد: «در بازی و خلاقیت است که کودک خودِ واقعی‌اش را کشف می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شرایطی که کودک ایرانی در محیطی ناپایدار زندگی می‌کند، این تجربهٔ کوچکِ کنترل، می‌تواند پایه‌ای برای ترمیم عمیق باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هنر، مهاجرت و بازسازی هویت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای بسیاری از کودکان ایرانی، به‌ویژه در مهاجرت، تجربهٔ تروما در قالبی پیچیده‌تر ادامه پیدا می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن‌ها میان دو جهان زندگی می‌کنند: خانه‌ای با زبان، خاطره و فرهنگ ایرانی و جامعه‌ای با ارزش‌ها و قواعد متفاوت. این وضعیت می‌تواند منجر به سردرگمی هویتی، احساس بی‌تعلقی، یا انکار بخشی از وجود خود شود. در این میان، هنر به پلی میان این جهان‌ها تبدیل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بد نیست از ویگوتسکی، روان‌شناس نام‌آور اتحاد جماهیر شوروی سابق، یاد کنم که اگرچه بیشتر از ۳۸ سال زندگی نکرد، به چندین زبان مسلط بود و رشد شناختی کودکان را در بستر اجتماعی و فرهنگی می‌دید. او می‌گوبد: «خلاقیت، بازآرایی تجربه‌هاست.» امروزه می‌دانیم کودک از طریق هنر، تجربه‌های پراکندهٔ خود را کنار هم می‌گذارد، عناصر فرهنگی مختلف را ترکیب می‌کند و به‌تدریج روایتی یکپارچه از «خود» می‌سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقش معلم هنر و هنر‌درمانگر در مسیر ترمیم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">معلم هنر، اگرچه درمانگر نیست، اما می‌تواند یکی از مهم‌ترین منابع حمایت روانی برای کودک باشد. او می‌تواند فضایی امن، بدون قضاوت و پذیرنده ایجاد کند، به کودک اجازه دهد بدون ترس از اشتباه، خلق کند، به فرآیند بیش از نتیجه اهمیت دهد، و تغییرات ظریف در بیان هنری کودک را مشاهده کند. در مقابل، هنر‌درمانگر با استفاده از دانش تخصصی، به پردازش عمیق‌تر تروما کمک می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادیت کرامر، از پیشگامان هنر‌درمانی، می‌گوید :«خودِ فرآیند هنر، می‌تواند درمان باشد.» این جمله، ماهیت کار با هنر را به‌خوبی نشان می‌دهد، درمان، در خودِ عمل خلق نهفته است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26462" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-fotios-photos-30064943.jpg?resize=375%2C500" alt="از زخم تا رنگ
هنر و ترومای کودکان ایرانی: از رنج خاموش تا بازسازی معنا
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - - -
در جهان کودک، تروما اغلب بی‌صدا رخ می‌دهد. نه با کلمات بیان می‌شود، و نه همیشه در رفتارهای او قابل‌تشخیص است. کودک ممکن است لبخند بزند، بازی کند، در مدرسه حاضر شود و حتی عملکردی «طبیعی» داشته باشد، اما در لایه‌های عمیق‌تر درونش، با تجربه‌ای مواجه باشد که ذهن و بدنش هنوز توان پردازش آن را ندارد.

تروما می‌تواند از رویدادهایی چون جنگ و بمباران اخیر، مهاجرت، فقر، خشونت‌های خانگی و اجتماعی، سوگ، تعطیل‌شدن طولانی و نامشخص مدارس، یا حتی تجربه‌های به‌ظاهر کوچک، اما از نظر احساسی سنگین شکل بگیرد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که بسیاری از کودکان پیش از سن ۱۶ سالگی دست‌کم یک تجربهٔ آسیب‌زا را از سر می‌گذرانند، و عده‌ای هم در معرض چندین تجربهٔ تروماتیک قرار می‌گیرند. این تجربه‌ها نه‌تنها بر وضعیت هیجانی کودک، بلکه بر یادگیری، تمرکز، کنترل خشم، روابط اجتماعی، سلامت بدنی، و حتی رشد مغزی او تأثیر می‌گذارند.

در مورد کودکان ایرانی، این تجربه‌ها اغلب با لایه‌ای پیچیده‌تر همراه است. کودک ممکن است در فضایی رشد کند که با احساس ناامنی، تنش‌های اجتماعی، نگرانی‌های اقتصادی یا تجربهٔ مهاجرت همراه باشد. او ممکن است اضطراب والدین را احساس کند، تغییرات محیطی را درک کند، و بدون آنکه بتواند معنای آن را بفهمد، بار هیجانی آن را در خود نگه دارد. این همان چیزی است که می‌توان از آن به‌عنوان ترومای مزمن و جمعی یاد کرد.

در چنین شرایطی، هنر نه یک فعالیت تفننی یا صرفاً آموزشی، بلکه مسیری حیاتی برای بیان، تنظیم و ترمیم تجربهٔ روانی است...
#سلامت_روان #کودکان #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-fotios-photos-30064943.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/05/pexels-fotios-photos-30064943.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="(max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هنر، کودک و تاب‌آوری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تروما می‌تواند تصویر کودک از خود و دنیا را تغییر دهد. او ممکن است احساس کند: دنیا ناامن است، دیگران قابل‌اعتماد نیستند، و خودش بی‌ارزش است. اما هنر می‌تواند این تصویر را بازسازی کند. وقتی کودک خلق می‌کند، احساس توانمندی را تجربه می‌کند، هویت خود را شکل می‌دهد و ارتباطی دوباره با جهان برقرار می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ویکتور فرانکل در کتاب «انسان در جست‌وجوی معنا» می‌گوید: «انسان می‌تواند هر رنجی را تحمل کند، اگر برای آن معنایی بیابد.» هنر، یکی از مهم‌ترین مسیرهای یافتن این معناست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مغز، تروما و پنجرهٔ فرصت برای ترمیم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مغز کودکانِ درحال‌رشد سریع و انعطاف‌پذیر است. به‌همین دلیل خوشبختانه حتی پس از تجربه‌های آسیب‌زا، امکان بازسازی مسیرهای عصبی وجود دارد. این ترمیم به‌ویژه با وجود روابط حمایتی و تجربه‌های معنادار بهتر اتفاق می‌افتد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هنر سیستم عصبی را از حالت هشدار خارج می‌کند، تجربه‌ای امن و قابل‌پیش‌بینی ایجاد می‌کند و مسیرهای جدیدی برای تنظیم هیجان فراهم می‌سازد. به‌همین دلیل، هنر نه‌تنها بیانگر تجربه، بلکه بخشی از فرآیند بازسازی</span> <span style="font-weight: 400;">عصبی</span><b>&#8211;</b><span style="font-weight: 400;">روانی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اصول</span> <span style="font-weight: 400;">کاربردی</span> <span style="font-weight: 400;">برای</span> <span style="font-weight: 400;">کار</span> <span style="font-weight: 400;">با</span> <span style="font-weight: 400;">کودکان</span> <span style="font-weight: 400;">آسیب</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">دیده</span><b>:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱. تروما را در بستر رشد کودک درک کنید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲. واکنش‌ها را به‌عنوان زبان ببینید، نه مشکل</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳. احساس امنیت را در اولویت قرار دهید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴. به کودک انتخاب و کنترل بدهید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۵. رابطه‌ای حمایتی و قابل‌اعتماد بسازید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۶. به فرآیند بیش از نتیجه اهمیت دهید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۷. بیان غیرکلامی را جدی بگیرید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۸. با خانواده و سیستم حمایتی همکاری کنید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۹. فرصت‌های خلاقانه فراهم کنید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۰. در صورت نیاز، ارجاع تخصصی بدهید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سخن آخر: هنر، پلی میان درد و معنا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تروما می‌تواند کودک را در سکوتی عمیق فرو ببرد، اما هنر، این سکوت را به زبان تبدیل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کودک از طریق هنر نه‌فقط آنچه را که اتفاق افتاده، بلکه آنچه را که احساس شده، و آنچه هنوز نامی ندارد،‌ به تصویر می‌کشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">و شاید مهم‌ترین کارکرد هنر این باشد که به کودک یادآوری کند حتی</span> <span style="font-weight: 400;">در</span> <span style="font-weight: 400;">جهانی</span> <span style="font-weight: 400;">ناپایدار، درون</span> <span style="font-weight: 400;">او</span> <span style="font-weight: 400;">هنوز</span> <span style="font-weight: 400;">جایی</span> <span style="font-weight: 400;">برای</span> <span style="font-weight: 400;">خلق،</span> <span style="font-weight: 400;">معنا</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">امید</span> <span style="font-weight: 400;">وجود</span> <span style="font-weight: 400;">دارد</span><b>.</b></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/19/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af%d8%9b-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/">از زخم تا رنگ؛ هنر و ترومای کودکان ایرانی: از رنج خاموش تا بازسازی معنا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/05/19/%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%ae%d9%85-%d8%aa%d8%a7-%d8%b1%d9%86%da%af%d8%9b-%d9%87%d9%86%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26459</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«آتش‌بس» با آمریکا، نبرد دائمی با مردم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 May 2026 23:01:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26405</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور در حالی‌که چشم جهانیان به پیام‌های لحظه‌ای و ضدونقیض دونالد ترامپ دربارهٔ تمدید یا شکسته‌شدن «آتش‌بس» دوخته شده و بازارهای جهانی به‌ویژه بازار نفت با هر پیام مانند موج‌های ناآرام خلیج فارس بالا و پایین می‌شوند، در پشت دیوارهای بلند زندان‌های جمهوری اسلامی، جنگ دیگری بی‌وقفه و بدون «آتش‌بس» ادامه دارد؛ جنگی بی‌صدا، بدون آژیر، بدون تصاویر ماهواره‌ای، و بدون تیترهای فوری؛ جنگی علیه زندانیانی که بسیاری از آن‌ها حتی نامشان نیز...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/">«آتش‌بس» با آمریکا، نبرد دائمی با مردم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی‌که چشم جهانیان به پیام‌های لحظه‌ای و ضدونقیض دونالد ترامپ دربارهٔ تمدید یا شکسته‌شدن «آتش‌بس» دوخته شده و بازارهای جهانی به‌ویژه بازار نفت با هر پیام مانند موج‌های ناآرام خلیج فارس بالا و پایین می‌شوند، در پشت دیوارهای بلند زندان‌های جمهوری اسلامی، جنگ دیگری بی‌وقفه و بدون «آتش‌بس» ادامه دارد؛ جنگی بی‌صدا، بدون آژیر، بدون تصاویر ماهواره‌ای، و بدون تیترهای فوری؛ جنگی علیه زندانیانی که بسیاری از آن‌ها حتی نامشان نیز هرگز به رسانه‌ها نمی‌رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر در هفته‌های گذشته، تنگهٔ هرمز به مهم‌ترین اهرم فشار جمهوری اسلامی در برابر جهان تبدیل شده، طناب دار همچنان قدیمی‌ترین و مطمئن‌ترین ابزار حکومت برای کنترل فضای داخلی باقی مانده است. از نخستین سال‌های استقرار جمهوری اسلامی، اعدام نه صرفاً یک مجازات قضایی، بلکه بخشی از معماری قدرت بوده است. از اعدام‌های گستردهٔ سال‌های ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ گرفته تا اعدام‌های اوایل دههٔ شصت و بعد از آن تابستان خونین ۱۳۶۷، و از سرکوب معترضان دهه‌های بعد تا موج اعدام‌های امروز، حکومت همواره در بزنگاه‌های بحران، بیش از هر چیز به حذف فیزیکی مخالفان و ایجاد رعب عمومی متوسل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دههٔ شصت، هزاران زندانی سیاسی در دادگاه‌هایی چنددقیقه‌ای محاکمه و اعدام شدند؛ روندی که نقطهٔ اوج آن، کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ بود. سازمان‌های حقوق بشری این رویداد را یکی از بزرگ‌ترین اعدام‌های سیاسی جمعی پس از جنگ جهانی دوم توصیف کرده‌اند. اما آنچه امروز رخ می‌دهد، اگرچه در ابعاد و شکل متفاوت است، از همان منطق پیروی می‌کند: استفاده از ترس برای مدیریت بحران.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هفته‌های اخیر، هم‌زمان با جنگ و سپس «آتش‌بس» موقت در آن، گزارش‌های متعددی از افزایش اعدام‌ها در ایران منتشر شده است. با این‌حال، قطع گستردهٔ اینترنت و محدودیت شدید ارتباطات، باعث شده بخش بزرگی از این اعدام‌ها در سکوت خبری کامل انجام شوند. سازمان حقوق بشر ایران مستقر در نروژ هشدار داده است که حکومت از فضای جنگی و تمرکز رسانه‌های جهان بر بحران منطقه‌ای، برای تشدید سرکوب داخلی استفاده می‌کند. محمود امیری‌مقدم، مدیر این سازمان، گفته است: «وقتی جهان مشغول نگرانی دربارهٔ نفت و جنگ است، هزینهٔ سیاسی اعدام برای جمهوری اسلامی به پایین‌ترین سطح می‌رسد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شرایط فعلی، حتی آمار دقیق اعدام‌ها نیز روشن نیست. بسیاری از خانواده‌ها هفته‌ها از سرنوشت زندانیان خود بی‌خبر می‌مانند، تماس‌ها قطع می‌شود، ملاقات‌ها لغو می‌شوند، و اخبار تنها از طریق منابع پراکنده و غیررسمی به بیرون درز می‌کند. در برخی شهرها، خانواده‌ها تنها پس از تماس کوتاه نهادهای امنیتی یا پس از تحویل پیکر عزیزشان متوجه اجرای حکم می‌شوند. این بی‌خبری، خود بخشی از مجازات است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دهه‌های گذشته، جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در شرایط بحران خارجی، فضای امنیتی داخلی را تشدید می‌کند. در دوران جنگ ایران و عراق، اعدام مخالفان سیاسی به‌شدت افزایش یافت. در اعتراضات سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ نیز بازداشت‌ها و احکام اعدام، هم‌زمان با نگرانی حکومت از گسترش ناآرامی‌ها شدت گرفت. امروز نیز همان الگو در حال تکرار است؛ با این تفاوت که این‌بار، اینترنت تقریباً به‌طور کامل قطع یا محدود شده و همین موضوع، نظارت رسانه‌ای و بین‌المللی را دشوارتر کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که بسیاری از اعدام‌های اخیر با اتهاماتی چون «جاسوسی»، «همکاری با اسرائیل»، «افساد فی‌الارض» و «اقدام علیه امنیت ملی» انجام شده‌اند؛ اتهاماتی کلی و مبهم که سال‌هاست در پرونده‌های سیاسی جمهوری اسلامی استفاده می‌شوند. در چنین فضایی، مرز میان عدالت و انتقام حکومتی بیش از هر زمان دیگری محو شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان، رسانه‌های رسمی ایران تقریباً هیچ پوشش مستقیمی دربارهٔ این اعدام‌ها ارائه نمی‌دهند. تمرکز اصلی رسانه‌های حکومتی همچنان بر «اقتدار منطقه‌ای»، «پیروزی در برابر دشمن» و نمایش موشک‌ها و مانورهای نظامی است و کارناوال‌های طرفداران حکومت در خیابان‌های شهرهاست؛ گویی دو واقعیت موازی در حال جریان است: یکی در قاب تلویزیون، و دیگری در پشت دیوار زندان‌ها. اما شاید مهم‌ترین تغییر امروز، عادی‌شدن خشونت باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسلی در ایران بزرگ شده که اعدام، بخشی دائمی از اخبار زندگی‌اش بوده است؛ از جرثقیل‌های میدان‌های شهر گرفته تا تصاویر زندانیانی که نامشان تنها چند ساعت در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخد و بعد ناپدید می‌شود. در چنین فضایی، حکومت تنها از مرگ به‌عنوان مجازات استفاده نمی‌کند؛ بلکه از تکرار مرگ، برای فرسوده‌کردن حساسیت عمومی بهره می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هفته‌های اخیر، برخی فعالان حقوق بشر هشدار داده‌اند که خطر تکرار اعدام‌های گستردهٔ دههٔ شصت دوباره احساس می‌شود. این نگرانی، فقط ناشی از تعداد اعدام‌ها نیست؛ بلکه از ترکیب سه عامل شکل می‌گیرد: جنگ، قطع ارتباطات، و امنیتی‌شدن کامل فضای سیاسی. در این میان، جامعهٔ جهانی نیز واکنشی دوگانه نشان داده است. کشورهای غربی از یک‌سو دربارهٔ حقوق بشر ابراز نگرانی می‌کنند، اما از سوی دیگر، اولویت اصلی آن‌ها همچنان حفظ ثبات بازار انرژی است. همان تناقضی که سال‌هاست در قبال ایران وجود دارد: حقوق بشر، تا جایی مهم است که با ملاحظات ژئوپلیتیک برخورد نکند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، مذاکرات غیرمستقیم برای تثبیت آتش‌بس ادامه داشته، اما تقریباً هیچ‌یک از طرف‌های مذاکره اشاره‌ای جدی به وضعیت داخلی ایران نکرده‌اند. زندانیان سیاسی، محکومان به اعدام، و خانواده‌هایی که در بی‌خبری کامل زندگی می‌کنند، همچنان غایبان اصلی این میزها هستند. شاید به‌همین دلیل است که برای بسیاری از مردم ایران، واژهٔ «صلح» دیگر معنای روشنی ندارد. وقتی صدای انفجارها کمتر می‌شود، اما طناب‌های دار همچنان فعال‌اند، وقتی جنگ خارجی متوقف می‌شود، اما ترس داخلی ادامه دارد، و وقتی جهان از آرام‌شدن قیمت نفت حرف می‌زند درحالی‌که خانواده‌ای پشت در زندان منتظر تماس آخر است، «آتش‌بس» دیگر الزاماً مترادف آرامش نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه نشان داده که اعدام، برایش فقط ابزار حذف مخالف نیست؛ بلکه زبان بقاست. زبانی که هر بار در شرایط بحران، بلندتر از قبل شنیده می‌شود. و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا این باشد که بسیاری از این مرگ‌ها، حتی ثبت هم نخواهند شد. در جهانی که توجهش میان موشک‌ها، نفتکش‌ها و مذاکرات دیپلماتیک تقسیم شده، انسان‌هایی در سکوت کامل ناپدید می‌شوند بی‌آنکه تصویرشان روی صفحه‌ای ظاهر شود یا نامشان به تیتر خبرها برسد. جنگ ممکن است موقتاً متوقف شده باشد، اما ماشین اعدام جمهوری اسلامی، همچنان روشن است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/">«آتش‌بس» با آمریکا، نبرد دائمی با مردم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/05/09/%d8%a2%d8%aa%d8%b4%d8%a8%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%d8%8c-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%a6%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%b1%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26405</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سایهٔ اعدام بر دیپلماسی؛ تراژدی پنهان در پس غوغای جنگ</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/24/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/24/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 25 Apr 2026 01:22:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26317</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، پس از گذشت ۳۸ روز از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تنها ساعاتی پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داد که اگر ایران تنگهٔ هرمز را بازگشایی نکند، «تمدنی [به‌طور] کامل فرو خواهد پاشید»، اعلام کرد به‌شرط بازگشایی تنگهٔ هرمز از طرف تهران، که مسیری حیاتی برای انتقال نفت و دیگر صادرات از خلیج فارس است، او نیز با «تعلیق بمباران و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/24/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/">سایهٔ اعدام بر دیپلماسی؛ تراژدی پنهان در پس غوغای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، پس از گذشت ۳۸ روز از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل علیه ایران و تنها ساعاتی پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، هشدار داد که اگر ایران تنگهٔ هرمز را بازگشایی نکند، «تمدنی [به‌طور] کامل فرو خواهد پاشید»، اعلام کرد به‌شرط بازگشایی تنگهٔ هرمز از طرف تهران، که مسیری حیاتی برای انتقال نفت و دیگر صادرات از خلیج فارس است، او نیز با «تعلیق بمباران و حمله به ایران برای یک دورهٔ دوهفته‌ای» موافقت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنگ ۳۸ روزهٔ آمریکا و اسرائیل با ایران، مشخص کرد که مهم‌ترین اهرم قدرت جمهوری اسلامی نه در توان هسته‌ای و موشکی، بلکه در توانایی‌اش برای ایجاد اختلال در تنگهٔ هرمز است. با تشدید درگیری‌ها، سپاه پاسداران تمرکز خود را به‌سمت اختلال در تردد دریایی در این گذرگاه باریک معطوف کرد. این اقدام به‌سرعت فشار زیادی بر آمریکا و متحدانش وارد کرد، چرا که این کشورها به صادرات نفت از طریق این تنگه وابسته‌اند. در نتیجه با تهدید عرضهٔ جهانی انرژی، واشنگتن وادار شد امنیت این مسیر آبی را به‌عنوان شرطی برای مذاکرات آتش‌بس در اولویت قرار دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در پایان فوریه آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران را اعلام کرد، لحنی قاطع و مطمئن داشت. اما لحن بیانیهٔ دفتر او، در تأیید آتش‌بس اعلام‌شده بین آمریکا و ایران، بسیار محتاط‌تر بود و به‌روشنی نشان می‌داد که این تصمیم را دونالد ترامپ گرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آغاز جنگ، نتانیاهو گفته بود «هدف این عملیات پایان‌دادن به تهدید رژیم آیت‌الله در ایران است» و تأکید کرده بود «این عملیات تا هر زمان که لازم باشد ادامه خواهد داشت».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این اهداف هنوز محقق نشده‌اند: نیروهای مسلح ایران همچنان در حال جنگ بوده‌اند و ساختار حاکمیت روحانیت در ایران همچنان برقرار است، هرچند علی خامنه‌ای و دیگر چهره‌های ارشد حکومت در حملات آمریکا و اسرائیل کشته شده‌اند. وضعیت برنامهٔ هسته‌ای ایران و ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ آن نیز همچنان حل‌نشده باقی مانده است. همچنین با وجود تضعیف زرادخانهٔ موشک‌های بالستیک ایران، این کشور تا آخرین روز پیش از آتش‌بس به شلیک موشک‌ به اسرائیل و کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس ادامه می‌داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۱ آوریل، نمایندگان ایران و آمریکا در پاکستان در حالی مذاکرات خود را آغاز کردند که انگشت هر دو طرف روی «ماشه» بود و دیوار بی‌اعتمادی بین آن‌ها بیش از هر زمان دیگری بلند. جی.‌دی. ونس، معاون رئيس‌جمهور آمریکا، استیو ویتکاف، نمایندهٔ ویژهٔ دونالد ترامپ، و جارد کوشنر، داماد ترامپ، ترکیب اصلی تیم مذاکره‌کنندهٔ آمریکا و در سوی ایران نیز عباس عراقچی، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی و محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، قرار داشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مذاکرات با میانجی‌گری پاکستان در اسلام‌آباد آغاز شد، و با آنکه ابتدا به‌صورت غیرمستقیم و با پادرمیانی میزبان بود، به نشست‌های رودررو و تماس مستقیم نمایندگان ایران و آمریکا نیز ارتقا یافت. با این‌حال، این دیپلماسی شکننده به‌دلیل اختلاف فاحش خواسته‌های دو طرف بدون دستیابی به توافق پایان یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۱۳ آوریل، پس از بی‌نتیجه‌ماندن مذاکرات اسلام‌آباد و به‌دستور دونالد ترامپ، محاصرهٔ دریایی تنگهٔ هرمز و بنادر ایران از سوی ایالات متحده به اجرا درآمد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آغاز رسمی این محاصره، ترامپ به قایق‌های تندرو سپاه هشدار داد که اگر نزدیک شوند، نابود خواهند شد. او گفت که برخورد با این قایق‌ها شبیه حمله به قایق قاچاقچیان دریایی «سریع و بی‌رحمانه» خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل ایران هشدار داد که اگر بندرهایش تهدید شوند، هیچ بندری در منطقه در امنیت نخواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۱۷ آوریل، دونالد ترامپ در شبکهٔ اجتماعی خود، تروث سوشال، اعلام کرد که اگرچه ایران تنگهٔ هرمز را باز کرده است، اما محاصرهٔ دریایی آمریکا تا زمان تکمیل صددرصدی توافق با ایران همچنان پابرجا خواهد ماند. در همان روز، سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر خارجهٔ جمهوری اسلامی، مخالفت صریح تهران را با هرگونه آتش‌بس موقت اعلام کرد و گفت ایران تنها به‌دنبال پایان جامع جنگ در سراسر منطقه است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۱۸ آوریل، انتشار پستی از عباس عراقچی وزیر امور خارجهٔ ایران در شبکهٔ اجتماعی ایکس و صحبت‌های دونالد ترامپ دربارهٔ تنگهٔ هرمز مبنی بر «موافقت ایران با تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده» واکنش‌های متفاوتی بین حامیان حکومت برانگیخت. عراقچی نوشت: «در چارچوب آتش‌بس در لبنان، تنگهٔ هرمز برای مدت باقی‌مانده از آتش‌بس، به‌طور کامل برای عبور تمامی کشتی‌های تجاری باز است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، با «کذب‌خواندن ادعاهای ترامپ» در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت: «عبور و مرور در تنگهٔ هرمز بر اساس «مسیر تعیین‌شده» و با «مجوز ایران» انجام خواهد شد،… و باز یا بسته بودن تنگه و مقررات حاکم بر آن را میدان مشخص می‌کند نه شبکه‌های اجتماعی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دنبال انتشار این خبر، شکاف بین طرفداران حکومت در رسانه‌های ایران و بین کاربران شبکه‌های اجتماعی واکنش‌های زیادی داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساعاتی پس از این واکنش‌ها، و با توجه به اینکه آمریکا تأکید کرد محاصره همچنان برقرار است، قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا اعلام کرد که وضعیت تنگهٔ هرمز به شرایط قبل بازگشته و این تنگه اکنون «تحت کنترل و مدیریت» نیروهای مسلح ایران قرار دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۰ آوریل اعلام شد که اسلام‌آباد در آماده‌باش برای مذاکرات احتمالی آمریکا و ایران است. هرچند این مذاکرات به‌دلیل امتناع قاطع هیئت ایرانی از شرکت در آن لغو شد. دلیل اصلی این بن‌بست، تداوم محاصرهٔ دریایی بنادر ایران از سوی ایالات متحده بود؛ آن هم در شرایطی که ایران تنگهٔ هرمز را به روی کشتی‌های تجاری باز کرده بود. مقامات ایرانی، واشنگتن را به بدعهدی، زیاده‌خواهی فراتر از چارچوب ۱۰ ماده‌ای اولیه و تناقض در مواضع متهم کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ۲۱ آوریل، پیش از پایان مهلت دوهفته‌ای، دونالد ترامپ اعلام کرد که آتش‌بس را با ایران تمدید می‌‌کند تا این کشور برای آماده‌کردن «پیشنهادی واحد» برای پایان جنگ زمان بیشتری داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان با اعلام تمدید آتش‌بس از سوی آمریکا، میدان‌های چندین شهر ایران صحنهٔ نمایش موشک‌های بالستیک در تجمعات شبانهٔ حامیان جمهوری اسلامی بود؛ تجمعاتی که چندین هفته است بدون وقفه ادامه دارد. در شرایطی که قطع اینترنت در ایران از ۵۴ روز گذشته است، پخش تصاویر تجمعات شبانهٔ پرشور هواداران حکومت به بخشی ثابت در رسانه‌های ایران تبدیل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این در حالی‌ست که حمله به کشتی‌های منتسب به دو طرف، در خلیج فارس و دریای عمان از سوی سپاه پاسداران و ارتش آمریکا ادامه دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پسِ این اخبار دیپلماتیک، تراژدی اصلی در سکوت خبریِ خیابان‌ها و زندان‌های ایران در جریان است. روزنامهٔ گاردین در گزارشی تکان‌دهنده تأکید کرده است که جمهوری اسلامی از پوشش و هیاهوی جنگ برای پنهان‌کردن موج گسترده‌ای از اعدام‌ها استفاده می‌کند. محمود امیری‌مقدم، مدیر سازمان حقوق بشر ایران، به گاردین گفته است: «نگرانی ما این است که این اعدام‌ها و نقض حقوق بشر زیر سایهٔ جنگ نادیده گرفته شود. در حال حاضر، همه فقط به قیمت نفت فکر می‌کنند و به‌همین دلیل، هزینهٔ سیاسی این اعدام‌ها برای حکومت بسیار پایین آمده است». طبق این گزارش، در ماه‌های ابتدایی سال ۲۰۲۶ حداقل ۱۴۵ نفر اعدام شده‌اند و گزارش‌های تأییدنشده از بیش از ۴۰۰ اعدام دیگر حکایت دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی‌که کشورهای غربی، دغدغه‌ای جز امنیت نفتکش‌ها و کنترل قیمت انرژی ندارند، و حاکمیت نیز جان شهروندانش را سپر بلای بقای خود کرده است، تا زمانی که حقوق بنیادین بشر و صدای واقعی مردم ایران در اولویت قرار نگیرد، هیچ آتش‌بسی نمی‌تواند صلحی پایدار به ارمغان بیاورد؛ نیز مردمی که در شرایط جنگی و تحت سرکوب داخلی، زیر فشار اقتصادی به‌سختی روزگار می‌گذرانند، و زندانیانی که هر لحظه کابوس طناب دار را زندگی می‌کنند، همچنان غایبان بزرگِ میزهای مذاکره باقی خواهند ماند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/24/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/">سایهٔ اعدام بر دیپلماسی؛ تراژدی پنهان در پس غوغای جنگ</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/24/%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d8%b1-%d8%af%db%8c%d9%be%d9%84%d9%85%d8%a7%d8%b3%db%8c%d8%9b-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d8%af%db%8c-%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26317</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سرتیپ پُل تریکِی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/22/%d8%b3%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%be%d9%8f%d9%84-%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%90%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/22/%d8%b3%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%be%d9%8f%d9%84-%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%90%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Apr 2026 07:00:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[برگزیده‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[برگی از تاریخ کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ جهانی دوم]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=5080</guid>

					<description><![CDATA[<p>نخستین کانادایی دریافت‌کنندهٔ نشان شجاعت «صلیب ویکتوریا» ویرایش و بازنویسی: مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور سرتیپ پُل تریکِی (Paul Triquet)، متولد دوم آوریل ۱۹۱۰ در کابانو، کبک، اولین کانادایی‌ای بود که موفق به دریافت نشان «صلیب ویکتوریا» شد؛ بالاترین نشان شجاعت «در مقابله با دشمن» که به نیروهای بریتانیا و کشورهای مشترک‌المنافع اهدا می‌شد. تریکِی در زمان دریافت نشان صلیب ویکتوریا درجهٔ سروانی داشت و در ادامهٔ خدماتش برای ارتش موفق به دریافت درجهٔ سرتیپی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/22/%d8%b3%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%be%d9%8f%d9%84-%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%90%db%8c/">سرتیپ پُل تریکِی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3><span style="font-family: sahel;"><strong>نخستین کانادایی دریافت‌کنندهٔ نشان شجاعت «صلیب ویکتوریا»</strong></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">ویرایش و بازنویسی: <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرتیپ پُل تریکِی (Paul Triquet)، متولد دوم آوریل ۱۹۱۰ در کابانو، کبک، اولین کانادایی‌ای بود که موفق به دریافت نشان «صلیب ویکتوریا» شد؛ بالاترین نشان شجاعت «در مقابله با دشمن» که به نیروهای بریتانیا و کشورهای مشترک‌المنافع اهدا می‌شد. تریکِی در زمان دریافت نشان صلیب ویکتوریا درجهٔ سروانی داشت و در ادامهٔ خدماتش برای ارتش موفق به دریافت درجهٔ سرتیپی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او زمانی که تنها ۱۷ سال سن داشت، به عضویت هنگ سلطنتی بیست‌ و دوم (ون‌دوس به‌زبان فرانسوی) از نیروهای پیاده‌نظام ارتش سلطنتی کانادا در آمد. در جنگ جهانی دوم و در دسامبر سال ۱۹۴۳، زمانی که ۳۳ ساله بود، به‌عنوان سروان وظیفه فرماندهی یکی از جوخه‌های هنگ بیست‌ و دوم را به عهده داشت که در کنار واحد اول پیاده‌نظام ارتش کانادا در ایتالیا مشغول خدمت بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز ۱۳ دسامبر ۱۹۴۳ بود که طراحی‌های لازم از سوی واحد اول پیاده‌نظام برای دورزدن جبههٔ غربی خطوط دفاعی آلمان نازی و حملهٔ زمینی به‌سوی دریای آدریاتیک برای تصرف شهر بندری کوچکی به‌نام اورتونا انجام شد. با عبور از خطوط دفاعی دشمن، واحد اول پیاده‌نظام می‌توانست راه خود را به‌سمت اورتونا، هدف اصلی حمله، پیدا کند و به‌راحتی شهر را به تصرف خود درآورَد. کلید موفقیت این طرح در پیشروی هنگ بیست‌ و دوم به‌سمت شمال شرقی در طول جادهٔ اورتونا و تصرف تقاطع استراتژیک جاده‌ای بود که به این شهر منتهی می‌شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ساعت ۱۰:۳۰ صبح روز ۱۴ دسامبر، گروهان «سی» و «دی» از هنگ «ون‌دوس»، که با تانک‌های اسکادران «سی» از هنگ انتاریو پشتیبانی می‌شدند، حرکت خود را در هر دو طرف جاده آغاز کردند. این دو گروهان وظیفه داشتند با عبور از آبراهی که در مسیر قرار داشت، خود را به کاسا براردی برسانند. خیلی طول نکشید که نیروهای کانادایی با دو تانک آلمانی روبرو شدند و آن‌ها را منهدم کردند. در سمت چپ جاده، در نیمه‌راه کاسا براردی، گروهان «سی» تحت فرماندهی سروان تریکِی با مقاومت شدید تیربارها و آتش خمپارهٔ دشمن روبه‌رو شد و پیاده‌نظام تحت فرمان او در ساختمان‌های مخروبه و موانع زمینی پناه گرفت و حدود نیمی از نیروهای تحت فرمان او کشته یا زخمی شدند. اوضاع نبرد درست بر وفق مراد نیروهای دشمن، که با تانک و تیربار پشتیبانی می‌شدند، پیش می‌رفت. اما در ادامه اوضاع از آن هم بدتر شد و در سمت راست جبههٔ نبرد گروهان «دی» مسیر حرکت خود را گم کرد و دیگر هیچ حضوری در نبرد نداشت. در این زمان بود که سروان تریکِی با جملاتی مثل «به آن‌ها اهمیت ندهید، دیگر نمی‌توانند شلیک کنند» به تحقیر دشمن و روحیه‌دادن به نیروهای باقیمانده پرداخت. در نهایت در سخت‌ترین لحظات نبرد و زمانی که نیروها در میانهٔ راه بودند و دشمن از همه‌طرف آن‌ها را احاطه کرده بود، سروان تریکِی فریاد می‌زد، «دشمن جلو، عقب، راست و چپ ماست، الان فقط یک نقطهٔ امن وجود دارد؛ محلی که باید تصرف کنیم» و بعد پیشاپیش نیروها به‌سمت دشمن یورش برد و نیروهایش نیز به‌دنبال او با نهایت توان به‌سمت خطوط دشمن حمله‌ور شدند.</span></p>
<figure id="attachment_5082" aria-describedby="caption-attachment-5082" style="width: 382px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-5082" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_e010786012-v8.jpg?resize=382%2C500" alt="سرگرد پاول تریکوت، سال ۱۹۴۴" width="382" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_e010786012-v8.jpg?w=382&amp;ssl=1 382w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_e010786012-v8.jpg?resize=229%2C300&amp;ssl=1 229w" sizes="(max-width: 382px) 100vw, 382px" /><figcaption id="caption-attachment-5082" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">سرگرد پاول تریکوت، سال ۱۹۴۴</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گروهان «سی» و تانک‌های انتاریو به نبرد خود با نیروهای دشمن ادامه دادند، سه تانک دیگر را نابود کردند و موقعیت دفاعی نیروهای آلمانی را از بین بردند. در این مرحله از نبرد با کشته و زخمی شدن بخش اعظم نیروهای کانادایی، تعداد افراد گروهان به پنجاه نفر و تنها یک افسر (سروان تریکِی) کاهش پیدا کرده بود. با وجود کمبود مهمات، در شامگاه روز نبرد، تریکِی، افراد گروهانش و تانک‌های پشتیبانی‌ای که سالم مانده بودند، کاسا براردی را تصرف کرده بودند و تا تقاطع استراتژیک فاصلهٔ چندانی نداشتند. در این مرحله از نبرد نیروهای باقیمانده برای تریکِی، یعنی فقط پانزده سرباز، دو گروهبان و چهار تانک، زیر آتش شدید خمپاره‌های دشمن زمین‌گیر شدند. در این زمان بود که سروان تریکِی ناگهان شروع کرد به سازمان‌دهی نیروهای اندکی که باقی‌ مانده بودند؛ یک خط دفاعی را حول چهار تانک باقیمانده شکل داد، و فرمان خود را صادر کرد: «mot d’ordre. Ils ne passeront pas»، (اسم شب، آن‌ها عبور نخواهند کرد). </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاتک سنگین نیروهای آلمانی تحت پشتیبانی تانک‌ها به‌سرعت آغاز شد. سروان تریکِی با نادیده‌گرفتن آتش شدید دشمن، در همه‌جای خطوط دفاعی حضور داشت و به مردانش روحیه می‌داد و همراه با سربازانش از هر سلاحی که در دسترس داشت برای عقب‌راندن نیروهای دشمن استفاده می‌کرد. حملهٔ نیروهای آلمانی با تلفات سنگینی همراه شد و سروان تریکِی با نیروهای اندکی که در اختیار داشت تمام احتمالات را به سخره گرفت و در مقابل حملات شدید دشمن ایستاد تا اینکه در نهایت در آخرین ساعات شب، گروهان «بی» از هنگ بیست و دوم سلطنتی برای پشتیبانی از تریکِی در میدان نبرد حاضر شد و در سحرگاه روز ۱۵ دسامبر نیروهای باقیمانده از دو گروهان وارد کاسا براردی شدند. جبههٔ دفاعی نیروهای آلمان در سمت چپ کاملاً در هم شکسته شده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تمام طول نبرد، سروان تریکِی شجاعت و شهامتی بی‌نظیر را به نمایش گذاشت و در لحظات سرنوشت‌ساز به مردانش انگیزه داد و نیروهای خود را به بهترین شکل سازمان‌دهی کرد. پس از این نبرد و به‌دلیل شهامت و اراده‌ای خدشه‌ناپذیر که در نهایت باعث شد کاسا براردی تصرف شود، سروان تریکِی مفتخر به دریافت نشان صلیب ویکتوریا شد.</span></p>
<figure id="attachment_5081" aria-describedby="caption-attachment-5081" style="width: 384px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-5081" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Paul_Triquet.jpg?resize=384%2C500" alt="سرگرد پُل تریکِی با نشان صلیب ویکتوریا، ۱۲ آوریل ۱۹۴۴ در کبک‌سیتی منبع عکس: کتابخانه و بایگانی‌های کانادا" width="384" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Paul_Triquet.jpg?w=384&amp;ssl=1 384w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Paul_Triquet.jpg?resize=230%2C300&amp;ssl=1 230w" sizes="auto, (max-width: 384px) 100vw, 384px" /><figcaption id="caption-attachment-5081" class="wp-caption-text"><br /><span style="font-family: sahel;">سرگرد پُل تریکِی با نشان صلیب ویکتوریا، ۱۲ آوریل ۱۹۴۴ در کبک‌سیتی</span><br /><span style="font-family: sahel;">منبع عکس: کتابخانه و بایگانی‌های کانادا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سخنرانی روز اهدای نشان ویکتوریا این‌گونه از شجاعت‌های او یاد شد: در روز ۱۴ دسامبر ۱۹۴۳ در طول حملهٔ «کاسا براردی»، در ایتالیا، زمانی که تمام افسران و نیمی از نیروهای همراه سروان تریکِی کشته یا زخمی شده بودند، او با نیروهای باقیماندهٔ خود به‌سرعت به سمت دشمن یورش برد و مقاومت نیروهای دشمن را در هم شکست. سپس با نیروهای کمی که در اختیار داشت، یعنی دو گروهبان و ۱۵ سرباز، خود را به کرانه‌های کاسا براردی رساند. او و افرادش در مقابل حملات سنگین نیروهای دشمن مقاومت کردند تا در نهایت پس از یک روز، نیروهای کمکی برای یاری‌رساندن به آن‌ها وارد میدان نبرد شدند. در طول این اتفاقات، سروان تریکِی تمام مخاطرات پیشِ رو را نادیده می‌انگاشت و با پشتیبانی‌هایش الهام‌بخش نیروهای تحت فرمان خود بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تریکِی در ۴ اوت ۱۹۸۰ در سن ۷۰ سالگی در کِبک‌سیتی چشم از جهان فروبست.</span></p>
<figure id="attachment_5083" aria-describedby="caption-attachment-5083" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-5083" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_statue.jpg?resize=375%2C500" alt="تندیس پاول تریکوت در اتاوا" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_statue.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2017/04/Triquet_statue.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-5083" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">تندیس پاول تریکوت در اتاوا</span></figcaption></figure>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منبع: <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Paul_Triquet" target="_blank" rel="noopener">ویکی‌پدیا</a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/22/%d8%b3%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%be%d9%8f%d9%84-%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%90%db%8c/">سرتیپ پُل تریکِی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/22/%d8%b3%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%be-%d9%be%d9%8f%d9%84-%d8%aa%d8%b1%db%8c%da%a9%d9%90%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">5080</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مغز و ایدئولوژی؛ چرا انسان‌ها به داستان‌هایی باور پیدا می‌کنند که حاضرند برایش زندگی کنند و حتی بجنگند؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/16/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c%d8%9b-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/16/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c%d8%9b-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Apr 2026 23:59:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26290</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور همه‌گونه داستانی را می‌توان روایت کرد، اما قرار نیست همهٔ آن‌ها را باور کنیم. ~ میخائیل بولگاکف، مرشد و مارگاریتا اگر بخواهیم رفتار انسان را در مقیاسی بزرگ &#8211; از عشق و مذهب گرفته تا سیاست و جنگ &#8211; درک کنیم، باید از یک نقطهٔ اساسی شروع کنیم: مغز. بسیاری از ما تصور می‌کنیم باورها، عقاید و ایدئولوژی‌ها نتیجهٔ تفکر منطقی و آگاهانه‌اند، اما علوم اعصاب و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/16/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c%d8%9b-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">مغز و ایدئولوژی؛ چرا انسان‌ها به داستان‌هایی باور پیدا می‌کنند که حاضرند برایش زندگی کنند و حتی بجنگند؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">همه‌گونه داستانی را می‌توان روایت کرد، اما قرار نیست همهٔ آن‌ها را باور کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">~ </span><span style="font-weight: 400;">میخائیل بولگاکف، مرشد و مارگاریتا</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهیم رفتار انسان را در مقیاسی بزرگ &#8211; از عشق و مذهب گرفته تا سیاست و جنگ &#8211; درک کنیم، باید از یک نقطهٔ اساسی شروع کنیم: مغز. بسیاری از ما تصور می‌کنیم باورها، عقاید و ایدئولوژی‌ها نتیجهٔ تفکر منطقی و آگاهانه‌اند، اما علوم اعصاب و روان‌شناسی نشان می‌دهند که بخش بزرگی از باورهای ما، قبل از آنکه منطقی باشند، «پدیده‌ای عصب‌شناختی» هستند؛ یعنی از نحوهٔ کار مغز ما ناشی می‌شوند. مغز انسان صرفاً برای کشف حقیقت ساخته نشده است؛ مغز برای بقا ساخته شده است. و برای بقا، مغز دو کار اساسی انجام می‌دهد: اول اینکه تلاش می‌کند جهان را قابل‌پیش‌بینی کند، و دوم اینکه تلاش می‌کند تنها نماند و به دیگران متصل بماند. بسیاری از ایدئولوژی‌ها از همین دو نیاز اساسی مغز به وجود می‌آیند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین ویژگی مهم مغز این است که نوعی «ماشین پیش‌بینی» است. مغز دائماً در حال پیش‌بینی آینده است. ما از تجربه‌های گذشته استفاده می‌کنیم تا حدس بزنیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. اگر صدای بلندی بشنویم، برمی‌گردیم چون مغز پیش‌بینی می‌کند ممکن است خطری وجود داشته باشد. اگر آسمان تیره شود، چتر برمی‌داریم چون مغز پیش‌بینی می‌کند ممکن است باران بیاید. اگر کسی به ما لبخند بزند، احساس امنیت بیشتری می‌کنیم چون مغز پیش‌بینی می‌کند که آن فرد احتمالاً دوست است. زندگی روزمرهٔ ما پر از این پیش‌بینی‌های کوچک و بزرگ است و بدون آن‌ها زندگی تقریباً غیرممکن می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما جهان بسیار پیچیده‌تر از آن است که مغز بتواند همهٔ آن را تحلیل کند. به‌همین دلیل، مغز جهان را ساده می‌کند. مغز الگوها را پیدا می‌کند و بر اساس آن‌ها قوانین ساده می‌سازد. این قوانین ساده به ما کمک می‌کنند سریع تصمیم بگیریم، در حالی‌که این تصمیم‌ها همیشه درست نیستند. مغز دوست دارد جهان را به دو دسته تقسیم کند: خوب و بد، امن و خطرناک، دوست و دشمن، درست و غلط. این نوع تفکر دوگانه به مغز کمک می‌کند سریع‌تر تصمیم بگیرد، اما همین نوع تفکر می‌تواند پایهٔ تعصب و ایدئولوژی نیز باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در واقع، ایدئولوژی‌ها نوعی «نقشهٔ ساده‌شده از جهان» هستند. آن‌ها به ما می‌گویند جهان چگونه کار می‌کند، چه کسی خوب است، چه کسی بد است، چه چیزی درست است و چه چیزی غلط است. ایدئولوژی‌ها، جهانِ پیچیده را به داستانی ساده تبدیل می‌کنند و به‌همین دلیل برای مغز بسیار جذاب‌اند. مغز از ابهام بدش می‌آید؛ مغز دوست دارد همه‌چیز معنی داشته باشد و قابل‌پیش‌بینی باشد. ایدئولوژی‌ها این نیاز مغز را برآورده می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما مغز فقط به پیش‌بینی نیاز ندارد؛ مغز به «تعلق» هم نیاز دارد. انسان موجودی اجتماعی‌ست و مغزش به‌طور متناسب با زندگی گروهی تکامل پیدا کرده است. در تاریخ تکامل، انسان‌هایی که در گروه زندگی می‌کردند شانس بیشتری برای زنده‌ماندن داشتند. به‌همین دلیل، مغز ما به‌شدت نسبت به پذیرش یا طردشدن اجتماعی حساس است. مطالعات علوم اعصاب نشان داده‌اند که طردشدن اجتماعی در مغز همان نواحی‌ای را فعال می‌کند که درد جسمی را پردازش می‌کنند. این یعنی برای مغز، طردشدن واقعاً دردناک است، دردی نه‌فقط استعاری، بلکه واقعی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین دلیل، انسان‌ها نیاز دارند احساس کنند به جایی تعلق دارند: به یک خانواده، یک گروه (واقعی یا مجازی)، یک کشور، یک مذهب، یک حزب، یا حتی یک تیم ورزشی. این تعلق فقط یک مفهوم اجتماعی نیست؛ یک نیاز عمیق روانی است. وقتی انسان احساس تعلق دارد، احساس امنیت و معنا می‌کند. وقتی احساس تعلق ندارد، احساس اضطراب، تنهایی و بی‌معنایی می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسان‌ها برای تقویت این احساس تعلق، نمادها و آیین‌ها می‌سازند. پرچم‌ها، سرودها، مراسم مذهبی، جشن‌ها، لباس‌های خاص، شعارها، و حتی اصطلاحات مخصوص یک گروه، همه ابزارهایی‌اند برای اینکه افراد احساس کنند بخشی از یک «ما» هستند. وقتی افراد در یک جمع بزرگ قرار می‌گیرند — مثلاً در یک مراسم مذهبی، یک کنسرت، یا یک تظاهرات و راهپیمایی — احساس می‌کنند بخشی از چیزی بزرگ‌تر از خودشان هستند. در این لحظات، هویت فردی ضعیف‌تر می‌شود و هویت جمعی قوی‌تر. فرد دیگر فقط «من» نیست؛ بلکه بخشی از «ما» است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اینجا مغزِ پیش‌بینی‌کننده و مغزِ اجتماعی به هم می‌رسند. ایدئولوژی‌ها، هم جهان را توضیح می‌دهند و هم به انسان احساس تعلق می‌دهند. به‌همین دلیل است که ایدئولوژی‌ها فقط مجموعه‌ای از عقاید نیستند؛ ایدئولوژی‌ها به انسان هویت می‌دهند. وقتی کسی به یک ایدئولوژی باور دارد، در واقع فقط یک فکر را قبول نکرده است؛ او به یک «داستان یا روایت» تعلق پیدا کرده است، داستان یا روایتی که به او می‌گوید جهان چگونه است و او در این جهان چه نقشی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما مشکل از جایی شروع می‌شود که این داستان‌ها بیش از حد ساده می‌شوند. جهان پیچیده است، اما مغز ساده‌سازی را دوست دارد. ایدئولوژی‌ها معمولاً جهان را به دو گروه تقسیم می‌کنند: ما و آن‌ها. ما خوبیم، آن‌ها بدند. ما مؤمنیم آن‌ها کافرند. ما مظلومیم، آن‌ها ظالم‌اند. ما درست می‌گوییم، آن‌ها اشتباه می‌کنند. این نوع داستان‌ها بسیار قدرتمندند، زیرا هم پیش‌بینی را آسان می‌کنند و هم تعلق را تقویت می‌کنند. اما همین داستان‌های ساده می‌توانند بسیار خطرناک باشند، زیرا وقتی جهان به «ما و آن‌ها» تقسیم شود، همدلی با «آن‌ها» سخت‌تر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فلسفهٔ یونان باستان، واژه‌ای وجود داشت به نام «فارماکون» که هم به‌معنای دارو بود و هم به‌معنای سم. ایدئولوژی‌ها را می‌توان نوعی فارماکون دانست. آن‌ها می‌توانند به زندگی معنا بدهند، امید ایجاد کنند، انسان‌ها را متحد کنند و باعث همکاری شوند. بسیاری از پیشرفت‌های بزرگ انسانی نتیجهٔ باورهای مشترک بوده است. اما همین ایدئولوژی‌ها می‌توانند باعث تعصب، نفرت، خشونت و جنگ شوند. تاریخ نشان داده است که انسان‌ها گاهی برای ایده‌ها بیشتر از منابع مادی جنگیده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنابراین ایدئولوژی‌ها نه کاملاً خوب‌اند و نه کاملاً بد. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که انسان‌ها فراموش می‌کنند ایدئولوژی‌ها «مدل» هستند، نه «واقعیت». مغز انسان مدل‌هایی از جهان می‌سازد تا بتواند آن را بفهمد، اما هیچ مدلی برابر با خود واقعیت نیست. مشکل زمانی شروع می‌شود که انسان‌ها مدل ذهنی خود را با حقیقت مطلق اشتباه می‌گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نظر روان‌شناسی، شاید بتوان گفت انسان‌ها بیشتر از آنکه به «حقیقت» وفادار باشند، به «داستانی که به آن‌ها احساس معنا و تعلق می‌دهد» وفادارند. اگر یک باور به انسان احساس هویت، امنیت و تعلق بدهد، کنارگذاشتن آن باور بسیار سخت می‌شود، حتی اگر شواهدی علیه آن وجود داشته باشد. به‌همین دلیل است که تغییر باورهای عمیق انسان‌ها بسیار دشوار است. زیرا شما فقط یک فکر را تغییر نمی‌دهید؛ شما هویت، تعلق و معنای زندگی یک فرد را به چالش می‌کشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، اگر بخواهیم رابطهٔ مغز و ایدئولوژی را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت: ایدئولوژی‌ها محصول تلاش مغز برای قابل‌پیش‌بینی‌کردن جهان و رفع رنج تنهایی‌اند. انسان می‌خواهد جهان را بفهمد تا نترسد، و می‌خواهد به دیگران تعلق داشته باشد تا تنها نباشد. ایدئولوژی‌ها به این دو نیاز پاسخ می‌دهند: آن‌ها جهان را توضیح می‌دهند و به انسان می‌گویند تو تنها نیستی، تو بخشی از یک ما هستی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل است که انسان‌ها فقط با نان و آب زنده نمی‌مانند. انسان‌ها با معنا زنده می‌مانند، با تعلق زنده می‌مانند، با این احساس زنده می‌مانند که زندگی‌شان بخشی از یک داستان بزرگ‌تر است. و ایدئولوژی‌ها، چه خوب و چه بد، در نهایت داستان‌هایی‌اند که مغز انسان برای فرار از ترس، برای فرار از تنهایی، و برای ساختن معنا در جهانی پیچیده ساخته است.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/16/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c%d8%9b-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/">مغز و ایدئولوژی؛ چرا انسان‌ها به داستان‌هایی باور پیدا می‌کنند که حاضرند برایش زندگی کنند و حتی بجنگند؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/16/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c%d8%9b-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26290</post-id>	</item>
		<item>
		<title>حقوق بشر، غایب بزرگ در مذاکرات ترامپ با جمهوری اسلامی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/10/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%d8%8c-%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/10/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%d8%8c-%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 11 Apr 2026 01:12:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26256</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، پس از گذشت ۳۸ روز از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، و پس از دو هفته از شدیدترین درگیری‌های نظامی مستقیم در تاریخ معاصر خاورمیانه، توافقی برای یک آتش‌بس دوهفته‌ای میان ایالات متحده و ایران با میانجی‌گری پاکستان حاصل شد. این توافق در حالی صورت گرفت که منطقه در آستانهٔ یک جنگ تمام‌عیار و ویرانگر قرار داشت. شاید کلیدی‌ترین عامل در سوق‌دادن طرفین به‌سمت میز...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/10/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%d8%8c-%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a8%d8%a7/">حقوق بشر، غایب بزرگ در مذاکرات ترامپ با جمهوری اسلامی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۷ آوریل ۲۰۲۶، پس از گذشت ۳۸ روز از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا با ایران، و پس از دو هفته از شدیدترین درگیری‌های نظامی مستقیم در تاریخ معاصر خاورمیانه، توافقی برای یک آتش‌بس دوهفته‌ای میان ایالات متحده و ایران با میانجی‌گری پاکستان حاصل شد. این توافق در حالی صورت گرفت که منطقه در آستانهٔ یک جنگ تمام‌عیار و ویرانگر قرار داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید کلیدی‌ترین عامل در سوق‌دادن طرفین به‌سمت میز مذاکره، وضعیت تنگهٔ هرمز بود. ایران در اواخر مارس با بستن غیررسمی این آبراه بین‌المللی و ایجاد محدودیت‌های شدید برای عبور و مرور کشتی‌های نفتکش، شاهرگ انرژی جهان را تحت کنترل گرفت، و در پی آن، قیمت جهانی نفت به‌شکل بی‌سابقه‌ای جهش کرد. دونالد ترامپ اوایل این ماه هشدار داد که اگر تنگهٔ هرمز تا ۷ آوریل بازگشایی نشود، ایالات متحده حملات گسترده‌ای را علیه سایت‌های انرژی ایران آغاز خواهد کرد. او صبح روز ضرب‌الاجل تعیین‌شده، در تروث سوشال، شبکهٔ اجتماعی خود، پستی با این مضمون منتشر کرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«امشب تمدنی [به‌طور] کامل فرو خواهد پاشید و دیگر هرگز [به وضعیت قبل] باز نخواهد گشت. من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالاً خواهد افتاد. با این‌حال، اکنون که با تغییر کامل و همه‌جانبهٔ رژیم روبه‌روییم و ذهن‌هایی متفاوت، هوشمندتر و کمتر افراطی بر سر کار آمده‌اند، شاید به‌گونه‌ای بنیادین اتفاقی شگفت‌انگیز بیفتد؛ کسی چه می‌داند؟ امشب خواهیم فهمید؛ یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیدهٔ جهان. ۴۷ سال باج‌خواهی، فساد و مرگ سرانجام به پایان خواهد رسید. خداوند مردم بزرگ ایران را حفظ کند!»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این لفاظی‌های تند، نگرانی‌های بین‌المللی از یک فاجعهٔ انسانی را به اوج خود رساند. اغلب فعالان سیاسی و اجتماعی در شبکه‌های مجازی با انتقاد شدید از این تهدید، معتقد بودند که «فروپاشیدن کل یک تمدن» معنایی ندارد جز استفاده از بمب اتم! این در حالی‌ست که ترامپ پیش از این وعدهٔ بازگرداندن شکوه و عظمت به مردم ایران و کشورشان را داده بود…</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرانجام بعدازظهر همان روز و تنها ساعاتی پیش از فرارسیدن مهلت مقرر، شورای عالی امنیت ملی ایران و کاخ سفید به‌طور جداگانه پذیرش یک آتش‌بس ۱۴ روزه را اعلام کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ترامپ در پستی در تروث سوشال اعلام کرد: «بر اساس گفت‌وگوهایی که با شهباز شریف، نخست وزیر، و فیلد مارشال عاصم منیر از پاکستان داشته‌ام و در آن از من درخواست کرده‌اند نیروی مخربی را که امشب به ایران اعزام می‌شود، متوقف کنم، مشروط به اینکه جمهوری اسلامی ایران با بازگشایی کامل، فوری و ایمن تنگهٔ هرمز موافقت کند، من با تعلیق بمباران و حمله به ایران به‌مدت دو هفته موافقت می‌کنم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او همچنین نوشت: «ما یک پیشنهاد ۱۰ ماده‌ای از ایران دریافت کرده‌ایم و معتقدیم که این مبنایی عملی برای مذاکره است. تقریباً تمام نکات اختلاف‌های گذشته بین ایالات متحده و ایران مورد توافق قرار گرفته است، اما یک دورهٔ دوهفته‌ای امکان نهایی‌شدن و به‌سرانجام‌رساندن توافق را فراهم می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شورای عالی امنیت ملی نیز در بخشی از بیانیهٔ منتشرشده دربارهٔ آتش‌بس اعلام کرد که «ایران ضمن رد همهٔ طرح‌های ارائه‌شده از سوی دشمن یک طرح ۱۰ ماده‌ای تدوین و به‌واسطهٔ کشور پاکستان به طرف آمریکایی ارائه کرد و در آن بر نکات اساسی همچون عبور کنترل‌شده از تنگهٔ هرمز با هماهنگی نیروهای مسلح ایران که جایگاه منحصربه‌فرد اقتصادی و ژئوپلتیکی به ایران اعطا می‌کند، ضرورت پایان جنگ علیه همهٔ اجزاء محور مقاومت… ، ایجاد یک پروتکل عبور و مرور امن در تنگهٔ هرمز به‌گونه‌ای که تضمین‌کنندهٔ تسلط ایران طبق پروتکل توافق‌شده باشد، پرداخت کامل خسارت ایران مطابق برآوردها، رفع همهٔ تحریم‌های اولیه و ثانویه و قطعنامه‌های شورای حکام و شورای امنیت، آزادشدن کلیهٔ اموال و دارایی‌های بلوکه‌شدهٔ ایران در خارج‌ازکشور و نهایتاً تصویب همهٔ این موارد در یک قطعنامهٔ الزام‌آور شورای امنیت» تأکید دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با وجود اعلام آتش‌بس، وضعیت در میدان نبرد همچنان متزلزل است. بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، صراحتاً اعلام کرده است که آتش‌بس با ایران شامل جبههٔ لبنان نمی‌شود. در واقع، تنها چند ساعت پس از اعلام توافق، حملات هوایی اسرائیل به بیروت ادامه یافت. همچنین مشخص نیست که آیا گروه‌های همسو با ایران در عراق و یمن (حوثی‌ها) به‌طور کامل به این آتش‌بس پایبند خواهند بود یا خیر. گزارش‌های اولیه حکایت دارد که حملاتی پراکنده در برخی نقاط عراق پس از ساعت صفر آتش‌بس انجام شده است. هم‌زمان چهارشنبه، ۸ آوریل، رسانه‌های داخلی ایران گزارش دادند که یک پالایشگاه نفت در جزیرهٔ لاوان هدف حمله قرار گرفته و همچنین خبرهایی از وقوع انفجار در جزیرهٔ سیری ایران منتشر شده است. وضعیت مسئولیت این حملات فعلاً ابهام دارد. شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران و رسانه‌های دولتی، این حملات را به «دشمنان» نسبت داده‌اند. برخی از شبکه‌های تلویزیونی دولتی صراحتاً نیروهای ایالات متحده و اسرائیل را مسئول این تهاجم و نقض آتش‌بس اعلام کرده‌اند و برخی منابع نیز امارات را. با این‌حال تا این لحظه، هیچ کشوری به‌طور رسمی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان مشخص نیست سرنوشت جمهوری اسلامی و زندانیانی که هر روز در معرض خطر اعدام و شکنجه‌اند و مردمی که بسیاری‌شان به امید رهایی از ۴۷ سال ظلم و استبداد حتی به حملهٔ خارجی راضی شده بودند، به کجا خواهد رسید، چون در هیچ‌یک از بندهایی که قرار است بین آمریکا و جمهوری اسلامی به مذاکره گذاشته شود، حرفی از وضعیت حقوق بشر و کمک‌های بشردوستانه‌ای که ترامپ در آغاز جنگ به مردم وعده داده بود، نیست.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/10/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%d8%8c-%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a8%d8%a7/">حقوق بشر، غایب بزرگ در مذاکرات ترامپ با جمهوری اسلامی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/10/%d8%ad%d9%82%d9%88%d9%82-%d8%a8%d8%b4%d8%b1%d8%8c-%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%a8-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%be-%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26256</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بازسازی روانی جامعه در فقدان نام‌گذاری فاجعه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Apr 2026 16:16:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[نغمه برزگر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26240</guid>

					<description><![CDATA[<p>تأملی بر ضرورت چارچوب‌سازی علمی برای یک آسیب جمعی و ارائهٔ راهکارهای عملی در شرایط فقدان نام‌گذاری فاجعه نغمه برزگر – شیکوتیمی، کبک آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفاً یک رخداد سیاسی یا امنیتی نیست؛ ما در برابر یک فاجعهٔ انسانی ایستاده‌ایم. فاجعه‌ای که دامنهٔ آن تنها به آمار کشته‌شدگان یا تصاویر خشونت محدود نمی‌شود، بلکه در لایه‌های عمیق روان جمعی، ساختارهای اجتماعی و بنیان‌های معنایی زندگی روزمره نفوذ کرده است. اگر بخواهیم در این نوشتار به...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/">بازسازی روانی جامعه در فقدان نام‌گذاری فاجعه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تأملی بر ضرورت چارچوب‌سازی علمی برای یک آسیب جمعی و ارائهٔ راهکارهای عملی در شرایط فقدان نام‌گذاری فاجعه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%ba%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%da%af%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">نغمه برزگر</a> – شیکوتیمی، کبک</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفاً یک رخداد سیاسی یا امنیتی نیست؛ ما در برابر یک فاجعهٔ انسانی ایستاده‌ایم. فاجعه‌ای که دامنهٔ آن تنها به آمار کشته‌شدگان یا تصاویر خشونت محدود نمی‌شود، بلکه در لایه‌های عمیق روان جمعی، ساختارهای اجتماعی و بنیان‌های معنایی زندگی روزمره نفوذ کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهیم در این نوشتار به دو محور بنیادین اشاره کنیم، نخستین مسئله، فقدان نام‌گذاری دقیق و علمی برای این رخداد است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روان‌شناسی و علوم اجتماعی، نام‌گذاری صرفاً یک برچسب نیست؛ بلکه آغاز فرایند فهم، تحلیل و درمان است. هر آسیب روانی یا بحران جمعی زمانی وارد حوزهٔ مداخلهٔ علمی می‌شود که بتوان آن را در چارچوبی مفهومی و روشن تعریف کرد. چنین تعریفی امکان دسته‌بندی علائم، تشخیص الگوهای رفتاری، شناسایی پیامدهای کوتاه‌مدت و بلندمدت، و در نهایت طراحی پروتکل‌های درمانی را فراهم می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این‌حال، امروز با وضعیتی مواجهیم که هنوز در ادبیات تخصصی ما عنوانی روشن نیافته است. آیا با «سوگ جمعی» روبه‌روییم؟ آیا با «ترومای اجتماعی گسترده» مواجهیم؟ آیا باید این رخداد را در چارچوب «فروپاشی امنیت روانی جمعی» تحلیل کرد؟ یا با پدیده‌ای مرکب روبه‌روییم که نیازمند صورت‌بندی تازه‌ای در ادبیات علمی است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا زمانی که این چارچوب مفهومی شکل نگیرد، امکان تدوین نقشه‌های مداخله، طراحی برنامه‌های زمان‌بندی درمانی، و ایجاد ساختارهای حمایتی منسجم برای آسیب‌دیدگان فراهم نخواهد شد. فقدان نام، به نوعی تعلیق در درمان می‌انجامد؛ جامعه در وضعیت بینابینیِ «آسیب‌دیده اما تعریف‌نشده» باقی می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما مسئله دوم ــ که شاید از نظر پیامدهای بلندمدت اهمیت بیشتری داشته باشد ــ تأثیر این فاجعه بر دو گروه سنی حساس جامعه، یعنی کودکان و نوجوانان، است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کودکی، مرحلهٔ تثبیت بنیان‌های اولیهٔ روان است. احساس امنیت، اعتماد به جهان، تصویر از آینده و حتی الگوهای دلبستگی در همین سال‌ها شکل می‌گیرد. زیستن در فضایی آکنده از خشونت جمعی، مواجههٔ مداوم با اخبار مرگ، اضطراب فراگیر در خانواده‌ها و بی‌ثباتی اجتماعی می‌تواند این بنیان‌ها را متزلزل سازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کودکی که در چنین فضایی رشد می‌کند، ممکن است جهان را اساساً مکانی ناامن و پیش‌بینی‌ناپذیر ادراک کند. این برداشت می‌تواند در سال‌های بعد به اضطراب مزمن، اختلالات سازگاری، دشواری در اعتماد اجتماعی و حتی اختلال در شکل‌گیری هویت منجر شود. از این‌رو، مداخلات حمایتی برای این گروه باید زودهنگام، ساختاریافته و مبتنی بر پژوهش‌های بین‌رشته‌ای باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل، نوجوانی، ذاتاً مرحله‌ای بحرانی در فرایند رشد انسان است. فرد در این دوره با پرسش‌های بنیادین دربارهٔ هویت، معنا، آینده و جایگاه خود در جهان روبه‌رو می‌شود. حتی در شرایط عادی و امن نیز این دوره با نوسانات هیجانی، تعارض‌های درون‌خانوادگی و جست‌وجوی استقلال همراه است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون تصور کنیم این فرایند طبیعی رشد، هم‌زمان با تجربهٔ یک فاجعهٔ انسانی گسترده رخ دهد. نوجوان نه‌تنها باید با بحران‌های درونی خود مواجه شود، بلکه هم‌زمان با فروپاشی نسبی امنیت اجتماعی، بی‌اعتمادی جمعی و تجربهٔ سوگ گسترده نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند. این هم‌پوشانیِ بحران فردی و بحران اجتماعی فشار مضاعفی ایجاد می‌کند که در صورت نبود حمایت تخصصی، می‌تواند به آسیب‌های عمیق‌تر روانی و اجتماعی بینجامد. از این‌رو، توجه به این دو گروه سنی صرفاً یک دغدغهٔ عاطفی نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای آیندهٔ جامعه محسوب می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان، باید بر ضرورت هم‌افزایی علمی در سطح فراملی تأکید کرد. در شرایطی که دسترسی بسیاری از متخصصان داخل کشور به امکان فعالیت آزادانه محدود است، مسئولیت جامعهٔ علمی خارج از ایران دوچندان می‌شود. امروز بیش از هر زمان دیگری به هم‌اندیشی جمعی، گفت‌وگوی بین‌رشته‌ای و تدوین چارچوب‌های نظری مشترک نیاز داریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما به یک مرجع علمی مشترک نیازمندیم؛ به نقشهٔ راهی برای بازسازی روانی جامعه. این بازسازی نه در کوتاه‌مدت، بلکه در افقی میان‌مدت و بلندمدت معنا پیدا می‌کند. طراحی کلینیک‌های مداخله در بحران، تولید محتوای آموزشی برای والدین، تدوین پروتکل‌های حمایتی برای مدارس و ایجاد شبکه‌های مشاورهٔ آنلاین می‌تواند بخشی از این مسیر باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعیت آن است که بازسازی اجتماعی بدون بازسازی روانی ممکن نیست. جامعه‌ای که روان جمعی آن درمان نشده باشد، ناگزیر در چرخهٔ تکرارِ آسیب باقی خواهد ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آرزوی ایرانی سالم‌تر، پایدارتر و آبادتر را داریم، باید از همین امروز به سلامت روان نسل‌هایی بیندیشیم که درگیر این فاجعه شده‌اند؛ نه به‌عنوان موضوعی حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان ستون اصلی آیندهٔ جامعه.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/">بازسازی روانی جامعه در فقدان نام‌گذاری فاجعه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/06/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%86%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26240</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – ساعت برلین، تقویم تهران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/04/05/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/04/05/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 05 Apr 2026 14:31:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[کوچه پس کوچه های ذهن من]]></category>
		<category><![CDATA[مژده مواجی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26237</guid>

					<description><![CDATA[<p>مژده مواجی – آلمان ناهید به صفحهٔ مانیتور در مترو نگاه کرد. اخبار جنگ در ایران سرتیتر خبرها بود. بی‌آنکه بخواند، سرش را برگرداند و از پنجره به بیرون نگاه کرد. با خودش گفت: «همان خبرها و گزارش‌های یک‌طرفۀ همیشگی در آلمان.» به محل کارش که رسید، به دفترش رفت، کاپشنش را درآورد و به‌طرف آشپزخانه رفت تا سروگوشی آب بدهد ببیند آنجا چه خبر است. مارا، همکارش، آنجا ایستاده بود و داشت برای شروع جلسه...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/05/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c/">کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – ساعت برلین، تقویم تهران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%da%98%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ac%db%8c/">مژده مواجی</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ناهید به صفحهٔ مانیتور در مترو نگاه کرد. اخبار جنگ در ایران سرتیتر خبرها بود. بی‌آنکه بخواند، سرش را برگرداند و از پنجره به بیرون نگاه کرد. با خودش گفت: «همان خبرها و گزارش‌های یک‌طرفۀ همیشگی در آلمان.» </span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">به محل کارش که رسید، به دفترش رفت، کاپشنش را درآورد و به‌طرف آشپزخانه رفت تا سروگوشی آب بدهد ببیند آنجا چه خبر است. مارا، همکارش، آنجا ایستاده بود و داشت برای شروع جلسه تدارک می‌دید؛ آماده‌کردن قهوه، چای و گذاشتن بیسکوئیت‌ها در بشقاب. تا ناهید را دید، به او خیره شد:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; حالت چطور است؟ </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انگار که ناهید منتظر این سؤال بوده باشد، دلش کمی گرم شد. اشک در چشمانش حلقه بست و از گوشهٔ چشمش سرازیر شد. مارا او را بغل کرد و گفت: «اخبار را دنبال می‌کنم. واقعاً تراژیک است. اگر احساس می‌کنی به‌خاطر این شرایط استرس داری، چند روزی در خانه بمان.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید تشکر کرد و گفت: «بهتر است بیایم سر کار تا ذهنم مشغول شود و کمتر برای خواندن اخبار به موبایلم نگاه کنم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید درحالی‌که فنجان و زیرفنجانی‌ها را از کمد آشپزخانه بیرون می‌آورد، گفت: «تعداد کشته‌ها و خرابی‌ها زیاد است. همان روز اول ۱۷۰ کودک در دبستان کشته شدند… » </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همکارها یکی پس از دیگری آمدند. بساط پذیرایی در سالن چیده شد. همه دور میز نشستند. سارینا رو به ناهید کرد و پرسید: «حالت چطور است؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; نگرانم. نگرانِ جان عزیزانم، نگرانِ ایران و مردمش، نبودن ارتباط… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سارینا انگار که نشنیده باشد، گفت: «چقدر قیمت بنزین بالا رفته است. اگر این جنگ ادامه پیدا کند، چه‌کار کنیم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مارتینا، همکار دیگر با چشم‌های گشادشده، ادامه داد: «چه دنیایی شده است! من بیش از هر چیز نگران خانواده‌ام هستم. جریان راست در آلمان دارد قوی می‌شود. رنگ پوست دو تا پسر من تیره است، همسرم سیاه‌پوست است. می‌ترسم اتفاقی برایشان بیفتد.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید فنجانش را میان دو دست گرفت تا لرزش خفیف انگشتانش را پنهان کند. واژه‌های مارتینا او را مانند موجی به عقب راند. می‌خواست بگوید: «اما پسران تو شب‌ها زیر سقف سالم می‌خوابند.» ولی زبانش نچرخید. حس کرد اکسیژن اتاق برای او کافی نیست. همکارانش نه از سر بدجنسی، بلکه از سر عادتی غریزی، فاجعه را به مقیاس زندگی خودشان کوچک کرده بودند؛ بنزین، انتخابات، امنیت محلی. ایران برای آن‌ها فقط یک متغیر اقتصادی یا یک خبر دور بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید به فنجان قهوه‌اش خیره شد. بخار ملایمی که از فنجان بلند می‌شد، در چشمانش شبیه دود غلیظی شد که از پشت پنجره‌های خانه‌ای در تهران بالا می‌رفت. صدای مارتینا که از نگرانی‌اش برای پسرانش می‌گفت، کم‌کم دور و دورتر شد، مانند صدایی که از ته چاه بیاید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید با خودش فکر کرد: «عدالت چه تقسیم‌بندی عجیبی دارد!» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مارتینا نگران احتمال یک اتفاق در آینده بود، اما ناهید با قطعیتِ یک فاجعه در گذشته و حال دست‌وپنچه نرم می‌کرد. برای همکارانش، جنگ یک فاکتور مزاحم در کیفیت زندگی‌شان بود؛ چیزی که قیمت بنزین را گران می‌کرد یا آرامش سیاسی‌شان را به هم می‌ریخت. اما برای ناهید، جنگ خود زندگی بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سارینا با لبخندی تصنعی پرسید: «ناهید، نظر تو چیست؟ فکر می‌کنی قیمت‌ها باز هم بالا برود؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید نگاهش را از بخار قهوه گرفت. دهانش خشک شده بود. عدد «۱۷۰ کودک» هنوز روی زبانش سنگینی می‌کرد، اما فهمید که آن عدد در این اتاق، جایی میان بحث بنزین و انتخابات، گم شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید لبخند تلخی زد؛ لبخندی که پشتش کوهی از فریادهای فروخورده است. آرام گفت: «بله، احتمالاً همه‌چیز گران‌تر می‌شود. جنگ همیشه همین‌طور است. هزینه‌اش را آدم‌های اشتباهی پرداخت می‌کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس فنجانش را برداشت و جرعه‌ای از قهوهٔ سردشده‌اش نوشید. طعم گس و تلخ قهوه با طعم بغضی که در گلو داشت، یکی شد. همکارانش با شنیدن تأیید او، با خیال راحت به بحث دربارهٔ تورم و سیاست‌های حزب راست ادامه دادند. برای آن‌ها، ناهید دوباره همان همکارِ «منظم و آرام» همیشگی شده بود که در بحث شرکت می‌کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما در سر ناهید، صدای انفجارها در ایران با صدای قاشق‌های چای‌خوری در اتاق جلسه در هم آمیخته بود. او آنجا نشسته بود، فیزیک بدنش روی صندلی چرمیِ اداره در آلمان بود، اما روحش داشت لابه‌لای خرابه‌ها در ایران، می‌گشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناهید از اتاق جلسه بیرون آمد. صدای خنده‌های ریزِ همکارانش که حالا داشتند دربارهٔ برنامه‌های آخر هفته صحبت می‌کردند، پشت درِ بستهٔ اتاق جا ماند. راهروی طولانی اداره، با آن کف‌پوش‌های براق و دیوارهای خاکستریِ ماتی که با تابلوهای مدرن و بی‌روح تزئین شده بود، کشسانیِ عجیبی پیدا کرده بود. حس می‌کرد پاهایش به زمین چسبیده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پشت میز کارش نشست؛ یک مانیتورِ عریض، یک کیبورد و یک خودکار؛ همه‌چیز روی میزش به‌طرز وسواس‌گونه‌ای مرتب بود. او سال‌ها برای رسیدن به این «ثبات» جنگیده بود، اما حالا این ثبات، مثل یک شوخیِ بی‌مزه به نظر می‌رسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مانیتور را روشن کرد. اولین چیزی که روی صفحه ظاهر شد، منظره‌ای آرام از کوه‌های آلپ، با آسمانی آبی و بدون لکه بود. ناهید ناخودآگاه آهی کشید. آسمانِ ایران هم زمانی همین‌طور بود، قبل از آنکه با دود و غبارِ انفجار، خاکستری شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">گوشیِ موبایلش که روی حالتِ سکوت بود، روی میز لرزید. قلبش فرو ریخت. نکند خبری از ایران باشد؟ با دستانی لرزان گوشی را برداشت. خبریِ کوتاه به‌آلمانی بود:</span><i><span style="font-weight: 400;"> «تداومِ درگیری‌ها در خاورمیانه؛ نگرانی‌ها از افزایش افزایشِ قیمتِ انرژی در اروپا… »</span></i></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/04/05/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c/">کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – ساعت برلین، تقویم تهران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/04/05/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%b3%d8%a7%d8%b9%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d9%84%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26237</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-03 19:15:27 by W3 Total Cache
-->