<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>جان آباد بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/جان-آباد/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Fri, 31 Jul 2026 05:57:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>جان آباد بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/جان-آباد/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 31 Jul 2026 05:53:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان مهاجر]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جان آباد]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26875</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر فرشید سادات‌شریفی* – کیچِنِر کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/">بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر فرشید سادات‌شریفی</a><sup>*</sup> – کیچِنِر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ادعای بنیادین آنان در کتاب</span> <i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن: چگونه یک زندگی خوب‌زیسته و شادی‌بخش بسازیم</span></i> <span style="font-weight: 400;">این نیست که بیشتر مردم نتوانسته‌اند آن یک پاسخ درست را پیدا کنند، بلکه می‌گویند همین انتظار که باید فقط یک پاسخ درست وجود داشته باشد، اغلب خودِ مسئله است. زندگی انسان مسئله‌ای مهندسی با هدفی ثابت، داده‌هایی کافی و راه‌حلی بهینه نیست. زندگی یک «مسئلهٔ بغرنج» است: گشوده و پایان‌ناپذیر، پیوسته در حال تغییر، سرشار از بار عاطفی، محدودشده به‌واسطهٔ شرایط، و شکل‌گرفته از ارزش‌هایی که همیشه به‌آسانی در کنار یکدیگر قرار نمی‌گیرند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ازاین‌رو، نویسندگان از ما دعوت می‌کنند که زندگی را نه چیزی بدانیم که باید یک‌بار برای همیشه حل شود، بلکه چیزی ببینیم که باید آن را طراحی کرد، در آن زیست، آزمود، بازنگری کرد و پیوسته درون آن رشد یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حرفه و مسیر شغلی، آشکارترین نقطهٔ ورود کتاب است، اما موضوع واقعیِ آن ماهیتی وجودی دارد: چگونه می‌توان زندگی‌ای ساخت که منسجم، معنادار، شادی‌بخش و زنده باشد، هنگامی که نه برنامه‌ای کامل وجود دارد، نه آینده‌ای تضمین‌شده، و نه مسیری یگانه که بتواند تمام آنچه را ممکن است به آن تبدیل شویم، در خود جای دهد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تغییر نگاه، تمام معماری عاطفیِ تصمیم‌گیری را از نو سامان می‌دهد. پرسش «زندگی درست برای من کدام است؟» جای خود را به مجموعه‌ای متفاوت از پرسش‌ها می‌دهد: اکنون کجا ایستاده‌ام؟ واقعاً می‌کوشم چه مسئله‌ای را حل کنم؟ چه چیزی، با صورتی که اکنون برایش تعریف کرده‌ام، قابل‌اقدام نیست؟ چه چیزهایی به من انرژی و درگیریِ سازنده می‌بخشند؟ دربارهٔ کار و زندگی چه باورهایی دارم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌ها پرسش‌هایی نیستند که فقط یک‌بار به آن‌ها پاسخ دهیم؛ پرسش‌هایی‌اند که باید با آن‌ها زندگی کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>استبدادِ چارچوب واحد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب با روایت افرادی آغاز می‌شود که زندگی‌شان درون داستان‌هایی به‌ارث‌رسیده گرفتار شده است. جِنین مسیر مورد تأیید فرهنگ را دنبال می‌کند: تحصیلات ممتاز، موفقیت حرفه‌ای، ازدواج و ثبات مالی. بااین‌حال، پس از بازگشت از دفتر حقوقی معتبر محل کارش، روی ایوان خانه می‌نشیند و گریه می‌کند. دونالد دهه‌ها مسئولانه کار کرده، از خانواده‌اش حمایت کرده، صورت‌حساب‌هایش را پرداخته و برای بازنشستگی آماده شده است، اما شب‌ها از خواب بیدار می‌شود و از خود می‌پرسد: «آخر چرا دارم این کار را می‌کنم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌ها داستان تنبلی یا بی‌ملاحظگی نیستند. داستان زندگی‌هایی‌اند که بر اساس یک متن ازپیش‌نوشته‌شدهٔ بیرونی معنادار به نظر می‌رسند، اما دیگر از درون برای صاحبانشان معنا ندارند. وضعیت جنین شکلی از رنج را نشان می‌دهد که اغلب به داوری اخلاقی کشیده می‌شود. او تمام آنچه را که گمان می‌کرد باید بخواهد، در اختیار دارد و بنابراین نتیجه می‌گیرد که ناخشنودی‌اش باید نشانهٔ نقصی در شخصیت خودش باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب برخی از مهم‌ترین باورهای ناکارآمد نهفته در پس این رنج را چنین یادآوری می‌کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اگر موفق باشی، خوشحال خواهی بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بازچارچوب‌بندی آن نیز روشن و مستقیم است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خوشبختی واقعی از طراحیِ زندگی‌ای پدید می‌آید که برای تو کار می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سادگی این عبارت‌ها بخشی از قدرت بلاغی کتاب است. باور ناکارآمد فقط یک فکر منفی نیست؛ چارچوبی سامان‌دهنده است که آنچه را که فرد می‌تواند ببیند، تصور کند یا بیازماید، محدود می‌سازد. این باورها زمانی خطرناک می‌شوند که صورتی مطلق و همه‌چیزشمول پیدا کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراحی زندگی به‌جای آنکه بپرسد «این فرد چه مشکلی دارد؟»، می‌پرسد: «این فرد درون چه چارچوبی زندگی می‌کند؟» گیرافتادن کمتر به‌عنوان نشانهٔ شکست فردی در نظر گرفته می‌شود و بیشتر علامتی است از اینکه یک روایت، پرسش یا مسئله بیش‌ازحد محدود چارچوب‌بندی شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26882" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?resize=352%2C500" alt="بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی - - - - - کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند... #معرفی_کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="352" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?w=352&amp;ssl=1 352w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71OdRn75X5L._SL1500_.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w" sizes="(max-width: 352px) 100vw, 352px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زندگی یک مسئلهٔ مهندسی نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنت و ایوانز هر دو مهندس‌اند و همین امر به استعارهٔ مرکزی آنان اعتباری ویژه می‌بخشد. آنان مهندسی را نفی نمی‌کنند، بلکه میان مسئله‌هایی که می‌توان آن‌ها را مهندسی کرد و مسئله‌هایی که باید طراحی شوند، تمایز می‌گذارند. مسئلهٔ مهندسی معمولاً هدفی نسبتاً روشن، محدودیت‌هایی قابل‌اندازه‌گیری و راه‌حلی دارد که می‌توان آن را بر اساس معیاری مشخص آزمود. برای مثال، می‌توان لولای لپ‌تاپی را به‌گونه‌ای مهندسی کرد که شمار معینی بازوبسته‌شدن را تاب بیاورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامی که معیار عملکرد برآورده شد، همان راه‌حل را می‌توان میلیون‌ها بار بازتولید کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی چنین شرایط باثباتی در اختیار ما نمی‌گذارد. الزاماتش همراه با تغییر ما تغییر می‌کنند. سلامتی دگرگون می‌شود، روابط تحول می‌یابند، نهادها از نو سازمان‌دهی می‌شوند و در صورت‌هایی که پیش‌بینی نکرده بودیم، ظاهر می‌شوند. ارزش‌ها گاه با یکدیگر تعارض پیدا می‌کنند و انتخابی که در سی‌سالگی کارآمد بوده است، ممکن است در پنجاه‌سالگی دیگر پاسخ‌گو نباشد. نویسندگان ازاین‌رو می‌نویسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«بزرگ‌ترین بازچارچوب‌بندی این است که نمی‌توان زندگی را به‌طور کامل برنامه‌ریزی کرد و برای زندگی شما فقط یک راه‌حل وجود ندارد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و سپس:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«زندگی شما یک چیز نیست؛ یک تجربه است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر زندگی تجربه باشد، نه شیئی کامل و پایان‌یافته، نامعلومی و عدم قطعیت نشانهٔ شکست طراحی نیست؛ بخشی از ماده‌ای است که زندگی با آن ساخته می‌شود. رویکرد طراحی، ازاین‌رو، برای کنجکاوی، بازچارچوب‌بندی، اقدام، آگاهی و همکاری ارزش قائل است. این رویکرد از ما نمی‌خواهد پیش از حرکت به یقین برسیم؛ از ما می‌خواهد از راه ساختن و آزمودن، به شناخت نزدیک شویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک شیء را می‌توان کامل کرد، در اختیار گرفت، بهینه ساخت و از بیرون داوری کرد. اما تجربه در زمان گشوده می‌شود و از طریق مشارکت تغییر می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چنان‌که نویسندگان بارها تأکید می‌کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«طراحان فقط با فکرکردن راهشان را به جلو پیدا نمی‌کنند؛ آنان راهِ پیشِ رو را می‌سازند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این عبارت یکی از شکل‌های رایج فلج‌شدنِ هوشمندانه را اصلاح می‌کند: این باور که اگر به‌اندازهٔ کافی فکر کنیم، آیندهٔ درست سرانجام آشکار خواهد شد. برنت و ایوانز تأمل را رد نمی‌کنند؛ آنان تأملی را رد می‌کنند که تماس خود را با واقعیت از دست داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی خوب‌طراحی‌شده، زندگی‌ای نیست که در آن تمام تصمیم‌ها درست باشند؛ زندگی‌ای است که در آن هر تصمیم به فرصتی برای آموختن تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از همان‌جایی که هستید آغاز کنید: اعجاز دسترس‌پذیری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین دستور عملی طراحی زندگی «بزرگ‌تر رؤیاپردازی کن» نیست؛ بلکه این است: «از همان‌جایی که هستی، آغاز کن.» تابلویی در استودیوی طراحی دانشگاه استنفورد نوشته است: «شما اینجا هستید.» برنت و ایوانز از این عبارت استفاده می‌کنند تا تأکید کنند که طراحی از واقعیت آغاز می‌شود، نه از خیال. نمی‌توان بر پایهٔ تصوری خیالی از میزان انرژی، وضعیت مالی، روابط، سلامت، مسئولیت‌ها یا زمان در دسترس، زندگی را مسئولانه طراحی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در همین نقطه «داشبورد سلامت، کار، بازی و عشق» وارد می‌شود. این داشبورد معیاری برای سنجش ارزش شخصی نیست و فرض نمی‌کند که هر چهار حوزه باید در تعادلی کامل قرار داشته باشند. کارکرد آن تشخیصی است، نه اخلاقی. این ابزار کمک می‌کند گزاره‌های کلی و تفکیک‌نشده‌ای مانند «زندگی‌ام شکست خورده است» را با مشاهده‌هایی دقیق‌تر جایگزین کنیم. دقت اهمیت دارد، زیرا نمی‌توان پیرامون رنجی مبهم، طراحی مؤثری انجام داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، این تأکید بر آغازکردن از واقعیت، در زمینهٔ معلولیت و دسترس‌پذیری نیازمند تفسیری دقیق است. برای افراد دارای معلولیت، «آغازکردن از همان‌جایی که هستید» نباید به‌این معنا باشد که محیط‌های دسترس‌ناپذیر، ساختارهای کاری انعطاف‌ناپذیر یا نبود تسهیلات و انطباق‌های لازم را ویژگی‌هایی تغییرناپذیر از زندگی بدانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوانشی آگاه از معلولیت، هم‌زمان دو پرسش مطرح می‌کند: در شرایط کنونی خودم چه چیزی را می‌توانم از نو طراحی کنم؟ و در محیط پیرامون چه چیزی باید بازطراحی شود تا مشارکت برای من امکان‌پذیر باشد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بار سازگاری نمی‌تواند به‌طور کامل بر دوش فرد دارای معلولیت گذاشته شود. کارفرمایان، آموزش‌دهندگان، ارائه‌دهندگان خدمات، همکاران و همراهان نیز مسئولیت‌هایی در زمینهٔ طراحی دارند: باید موانع را برطرف کنند، به دانش برخاسته از تجربهٔ زیسته گوش دهند، از تسهیلات و انطباق‌های لازم حمایت کنند، مسئولیت ایجاد دسترسی را به اشتراک بگذارند و شرایطی فراهم آورند که در آن آزمودن راه‌های تازه، فرد را وادار نکند سلامت، درآمد، کرامت یا احساس تعلق خود را به خطر بیندازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این منظر، طراحی زندگی فقط طراحی خویشتن نیست؛ دعوتی است برای طراحی جهان‌هایی دسترس‌پذیرتر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مسئله‌های جاذبه‌ای و خِرَدِ پذیرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جاذبه امری واقعی است؛ ممکن است آن را دوست نداشته باشیم، اما مسئله‌ای نیست که بتوانیم علیه آن اقدامی مؤثر انجام دهیم. اگر دشواری خود را این‌گونه صورت‌بندی کنم که «می‌خواهم جاذبه وجود نداشته باشد»، یک وضعیت را نام برده‌ام، نه یک مسئله را. برنت و ایوانز می‌نویسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اگر نتوان درباره‌اش اقدامی کرد، این یک مسئله نیست؛ یک وضعیت، یک شرایط یا یکی از واقعیت‌های زندگی است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تمایز هنگامی که دربارهٔ بدن‌ها و محیط‌های اجتماعی‌مان به کار می‌رود، اهمیتی اساسی پیدا می‌کند. ممکن است بدن ویژگی‌ها یا محدودیت‌هایی پایدار داشته باشد که صرفاً با آرزوکردن ناپدید نشوند. اما از این امر نتیجه نمی‌شود که تمام دشواری‌های پیرامون آن بدن نیز مانند قوانین فیزیک تغییرناپذیرند. محیط‌های دسترس‌ناپذیر، سیاست‌های تبعیض‌آمیز و کوتاهی در فراهم‌کردن تسهیلات لازم، شرایطی ساختهٔ انسان‌اند. تلقی‌کردن آن‌ها به‌عنوان «جاذبه» این خطر را دارد که آنچه را اکنون تغییردادنش دشوار است با آنچه ذاتاً تغییرناپذیر است اشتباه بگیریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسان‌ها ممکن است سال‌ها از زندگی خود را صرف مبارزه با مسئله‌ای کنند که از ابتدا نادرست چارچوب‌بندی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامی که مؤلفه‌های واقعاً تغییرناپذیر را به‌عنوان شرایط موجود می‌پذیریم، می‌توانیم توجه خود را به حوزه‌ای معطوف کنیم که در آن همچنان تا حدودی آزادی برای انتخاب و عمل داریم. این موضوع مستقیماً با مفهوم «راهیابی» پیوند دارد: حرکت‌کردن به‌کمک نشانه‌هایی چون درگیری سازنده و انرژی که از طریق «دفترچهٔ ثبت اوقات خوب» دنبال می‌شوند، به‌جای آنکه منتظر نقشه‌ای ثابت و کامل بمانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، راهیابی همچنان به قطب‌نما نیاز دارد. برنت و ایوانز از خوانندگان می‌خواهند «دیدگاهِ کار» خود را روشن کنند: کار چه معنایی دارد و چه چیزی آن را ارزشمند می‌سازد؟ همچنین باید «دیدگاهِ زندگی» خود را صورت‌بندی کنند: چه چیزی به زندگی معنا می‌دهد و فرد چگونه با دیگران، جامعه و جهان ارتباط پیدا می‌کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انسجام زمانی پدیدار می‌شود که آنچه هستیم، آنچه باور داریم و آنچه انجام می‌دهیم، به‌تدریج با یکدیگر هم‌راستا شوند. قطب‌نما مسیر خشک و تغییرناپذیری تعیین نمی‌کند؛ هنگامی که سرزمین پیشِ رو ناشناخته است، جهت را نشان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ادیسه‌های موازی و نمونه‌های اولیهٔ کم‌جزئیات</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از ارزشمندترین مداخلات کتاب، نقد توصیهٔ رایج «اشتیاقت را پیدا کن» است. روایت اشتیاق چنین فرض می‌کند که هر فرد یک رسالت ازپیش‌موجود دارد و فقط باید آن را کشف کند. برنت و ایوانز استدلال می‌کنند که اشتیاق اغلب پس از مواجهه، تمرین و افزایش تدریجی مهارت شکل می‌گیرد. بازچارچوب‌بندی موجز آنان چنین است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اشتیاق حاصل طراحی خوب زندگی است، نه علت آن.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای عملی‌کردن این نگرش، خوانندگان «برنامه‌ریزی ادیسه‌ای» انجام می‌دهند و سه نسخهٔ کاملاً متفاوت از پنج سال آیندهٔ زندگی خود می‌نویسند؛ با این آگاهی که:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نسخه‌های بسیاری از شما وجود دارد و همهٔ آن‌ها معتبرند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این برنامه‌ها متن‌هایی خشک و قطعی نیستند؛ طرح‌هایی موازی‌اند که قرار است مسیرهای بدیل اما به یک اندازه معتبر و اصیل را آشکار کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طراح سپس از این نقشه‌ها به‌سوی عمل حرکت می‌کند و نمونه‌های اولیهٔ ساده و کم‌جزئیات می‌سازد. او آزمایش‌هایی عینی طراحی می‌کند که پرسشی مشخص را بیازمایند و داده‌هایی از جهان واقعی فراهم کنند؛ برای مثال، انجام یک «مصاحبهٔ طراحی زندگی» یا تجربه‌ای کوتاه در فعالیت داوطلبانه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایین‌آوردن هزینه و مخاطرهٔ عمل، نوعی مصونیت در برابر شکست ایجاد می‌کند. در الگوی طراحی، نتیجهٔ نامطلوب دیگر شکستی وجودی نیست؛ به داده‌ای خام تبدیل می‌شود که به ما اجازه می‌دهد زود شکست بخوریم، از آن بیاموزیم و رو به جلو حرکت کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از عملکرد تا معنا: ایوانز در پادکست «ذهن پنهان»</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">گفت‌وگوی دیو ایوانز در پادکست </span><i><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان</span></i><span style="font-weight: 400;"> با عنوان «طراحی زندگی‌ای که اهمیت دارد»، ایده‌های کتاب را با وضوحی وجودی و تأملی گسترش می‌دهد. این قسمت با روایت مایکل فلپس، قهرمان المپیک، آغاز می‌شود. او گفته بود پس از رسیدن به اوج موفقیت ورزشی، خود را «صرفاً یک شناگر، نه یک انسان» می‌دیده است. بحران او نشان می‌دهد هنگامی که هویت فرد کاملاً پیرامون عملکرد بیرونی شکل گرفته باشد، با ناپدیدشدن هدف بعدی چه اتفاقی می‌افتد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز برای توصیف این وضعیت از «سامانهٔ همه‌چیز خوب خواهد شد» سخن می‌گوید؛ همان باور فریبنده‌ای که می‌گوید: «فقط کافی است به آن‌جا برسم تا همه‌چیز خوب شود.» او هشدار می‌دهد که عبور از خط پایان نمی‌تواند به‌شکلی جادویی خط مبنای درونی روان را تغییر دهد و صریح می‌گوید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آن سوی خط پایان، منِ دیگری منتظر شما نیست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز استدلال می‌کند که هر انسان، سرزندگی و مسیرهای بالقوه‌ای بسیار بیشتر از آن دارد که بتوان همهٔ آن‌ها را در طول یک عمر محقق کرد. ازاین‌رو، تلاش برای بالفعل‌کردن تمام خودهای بالقوه، از نظر ریاضی ناممکن است. پرسش جایگزین او بسیار مهربانانه‌تر است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آیا می‌توانم همین حالا، به‌تمامی همان کسی باشم که می‌کوشم باشم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایوانز همچنین «اثرگذاری» را به‌عنوان تنها معیار معنا به چالش می‌کشد. اثر مثبت ارزشمند است، اما اگر معنا را کاملاً به پیامدهایی بزرگ یا ماندگار وابسته کنیم، آن را در برابر نیروهایی قرار داده‌ایم که خارج از کنترل ما هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">معنا باید از پیامدها به مشارکت فعال منتقل شود؛ یعنی از جهان معامله‌محورِ «مجبورم این کار را انجام دهم» به جهان روان‌ترِ «فرصت انجام‌دادن این کار را دارم» حرکت کنیم. هنگامی که پرسش عظیم «معنای زندگی من چیست؟» را به پرسش کوچک‌ترِ «چگونه می‌توانم اکنون معنادارتر زندگی کنم؟» تبدیل می‌کنیم، معنا از حکمی وجودی و فرساینده به تمرینی روزانه و زیست‌پذیر بدل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>طراحی در دل محدودیت‌ها و هم‌نشینی با شادی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر کتاب نخست تخیلی نسبتاً بی‌قید را تشویق می‌کند، </span><i><span style="font-weight: 400;">طراحی زندگی کاری تازه‌تان</span></i><span style="font-weight: 400;"> لنگر ساختاری ضروری آن است. این کتاب مستقیماً با کارمندی سخن می‌گوید که به‌دلیل قیدوبندهای واقعی زندگی مانند وام مسکن، مسئولیت‌های خانوادگی و فرسودگی شدید نمی‌تواند به‌سادگی کار خود را رها کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب بازچارچوب‌بندی شکوفایی‌محور یا اودایمونیکِ «فعلاً به‌اندازهٔ کافی خوب» را معرفی می‌کند؛ رویکردی که به تعهدات کنونی احترام می‌گذارد و درعین‌حال در را به روی امید و اصلاح آرام و تدریجی باز نگه می‌دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب همچنین مرزی صریح میان «بازچارچوب‌بندی» و «صرفاً تغییر نام» ترسیم می‌کند. نوشتن واژهٔ «ماست» روی ظرفی از شیر فاسد، محتوای آن را خوش‌طعم نمی‌کند. بازچارچوب‌بندی معتبر نمی‌تواند فقط تغییری زبانی باشد؛ باید ساختار مسئله را تغییر دهد و به جابه‌جایی واقعی به‌سوی عمل بینجامد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای آنکه طراحی زندگی صرفاً به پروژه‌ای فردگرایانه برای تسلط بر خویشتن تبدیل نشود، </span><i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;"> بنیانی ضروری و تأملی فراهم می‌کند. این کتاب که بر گفت‌وگوهای تاریخی میان دالایی لاما و اسقف اعظم دزموند توتو استوار است، طراحی زندگی را ژرف‌تر می‌سازد و نشان می‌دهد که زاویهٔ دید سالم باید با شناختی گسترده‌تر از رنج و وابستگی متقابل پیوند داشته باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه طراحان «آغازکردن از همان‌جایی که هستید» می‌نامند، این استادان معنوی «پذیرش بنیادین» می‌خوانند. آنچه فرهنگ طراحی «بازچارچوب‌بندی» می‌نامد، دالایی لاما «زاویهٔ دید»، یعنی نخستین ستون شادی، می‌خواند. زاویهٔ دید حقیقی مستلزم آن است که گامی به عقب برداریم، رویداد را از منظری گسترده‌تر و جامع‌تر ببینیم و مسئله را از زوایای مختلف بررسی کنیم تا از سلطهٔ اضطراب خودمحور کاسته شود.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26878" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?resize=331%2C500" alt="بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی - - - - - کتاب‌های بسیاری از کتاب‌هایی که دربارهٔ تصمیم‌های زندگی نوشته شده‌اند و معمولاً از این فرض آغاز می‌کنند که جایی در زیر لایه‌های سردرگمی ما، پاسخی درست و نهایی پنهان شده است و فقط باید آن را کشف کنیم. به ما می‌گویند اشتیاق خود را شناسایی کنیم؛ هدف زندگی‌مان را بیابیم؛ مقصد درستی برگزینیم؛ برنامه‌ای تنظیم کنیم و آن‌قدر انضباط داشته باشیم که آن برنامه را تا پایان دنبال کنیم. در این الگو، دشواری عمدتاً یا به کمبود اطلاعات مربوط می‌شود یا به ضعف انگیزه: یا هنوز نمی‌دانیم واقعاً چه می‌خواهیم، یا می‌دانیم اما شهامت دنبال‌کردنش را نداریم. بیل برنت و دیو ایوانز اما سفر خود و دعوت مای خواننده را از جای دیگری آغاز می‌کنند... #معرفی_کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری " width="331" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?w=331&amp;ssl=1 331w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/07/71jIyL5DLXL._SL1500_.jpg?resize=199%2C300&amp;ssl=1 199w" sizes="(max-width: 331px) 100vw, 331px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زاویهٔ دید، فرمانی برای بهترشدنِ حال ما، تغییر نام رنج یا تظاهر به خوب‌بودنِ موقعیتی دردناک نیست. دالایی لاما تراژدی تبعید خود را انکار نمی‌کند و اسقف اعظم توتو نیز زخم‌های آپارتاید را کوچک نمی‌شمارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">زاویهٔ دید، در عوض، اجازه می‌دهد شادی حقیقی در کنار رنج گریزناپذیر حضور داشته باشد. درحالی‌که فرهنگ بهره‌وری خواهان کنترل کامل پیامدهاست، </span><i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;"> عاملیت انسانی را در آزادی ما برای انتخاب شیوهٔ پاسخ‌دادن به رنج ریشه‌دار می‌کند. چنان‌که کتاب در آغاز می‌گوید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«می‌گفتند رنج گریزناپذیر است، اما اینکه چگونه به آن پاسخ دهیم، انتخاب ماست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نتیجه‌گیری: زندگی حکم نهایی نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن</span></i><span style="font-weight: 400;"> موفق است، زیرا چیزی بیش از یک راهبرد شغلی و کمتر از وعدهٔ نجات ارائه می‌دهد. این کتاب باور سمیِ وجود یک زندگی یگانه و کاملاً درست را از هم می‌گشاید. کنترل کامل بر آینده‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر را وعده نمی‌دهد؛ در عوض، روشی منضبط برای انجام آزمایش‌هایی کوچک و کم‌خطر عرضه می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی انسان حکمی نیست که با یک تصمیم، مدرک تحصیلی، حرفه، شکست، تشخیص پزشکی یا روایت به‌ارث‌رسیده صادر شده باشد. زندگی فرد دارای معلولیت نیز نباید مسئله‌ای تلقی شود که خود فرد موظف است در خلوت خویش، آن را پیرامون موانعی بهینه کند که دیگران مسئولیت و قدرت رفع‌کردنشان را دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زندگی تجربه‌ای در حال گشوده‌شدن است؛ تجربه‌ای شکل‌گرفته از واقعیت‌هایی که خود انتخاب نکرده‌ایم و شیوه‌های پاسخ‌دادنی که هنوز می‌توانند ممکن شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنت و ایوانز از ما می‌خواهند راه پیشِ رو را با ساختن آن بیابیم. خردمندانه‌ترین خوانش این دعوت، نه خوش‌بینی بی‌وقفه و اجباری است و نه فردگرایی قهرمان‌مآبانه، بلکه شیوه‌ای آرام‌تر و منضبط‌تر برای کنجکاو، پاسخ‌گو، همکار و به‌تمامی زنده‌ماندن در دل یک زندگی ناتمام است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مسیرتان را بپرورانید: منابع پیشنهادی برای ادامهٔ راه</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>روش اصلی را بخوانید: </b><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">زندگی‌ات را طراحی کن: چگونه زندگی‌ای خوب‌زیسته و شادی‌بخش بسازیم</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ بیل برنت و دیو ایوانز.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>به بازچارچوب‌بندی وجودی گوش دهید: </b><span style="font-weight: 400;">قسمت کامل پادکست </span><i><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان</span></i><span style="font-weight: 400;"> با عنوان «طراحی زندگی‌ای که اهمیت دارد» را با حضور دیو ایوانز و شانکار ودانتام بشنوید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>طراحی خود را در محدودیت‌های واقعی ریشه‌دار کنید: </b><span style="font-weight: 400;">کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">طراحی زندگی کاری تازه‌تان</span></i><span style="font-weight: 400;"> را بخوانید تا با هنر طراحی در همان موقعیتی که اکنون در آن قرار دارید آشنا شوید.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>روح معماری زندگی خود را ژرف‌تر کنید: </b><span style="font-weight: 400;">با خواندن</span> <i><span style="font-weight: 400;">کتاب شادی</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ دالایی لاما، اسقف اعظم دزموند توتو و داگلاس آبرامز، زاویهٔ دید، پذیرش و انسانیت مشترک را به بنیان تمرین‌های روزانهٔ خود تبدیل کنید.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یادداشت پایانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این جستار یکی از ثمره‌هایِ جنبیِ گفت‌وگوها و تأمل‌های شکل‌گرفته در مجموعه‌نشست‌های کتاب‌خوانی ما در گروه علمی‌آموزشیِ «سَماک» است با عنوانِ «جانِ آباد». اگر مایلید دربارهٔ این نشست‌ها بیشتر بدانید یا در برنامه‌های آینده به جمع ما بپیوندید، می‌توانید از طریق این نشانی با ما در تماس باشید: </span><a href="mailto:samaak.ca@gmail.com"><span style="font-weight: 400;">samaak.ca@gmail.com</span></a></span></p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><sup>*</sup><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;">دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، پایه‌گذار گروه علمی‌آموزشی سَماک، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.</span></span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کتاب‌نامه</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">‎Burnett, Bill, and Dave Evans. </span><i><span style="font-weight: 400;">Designing Your Life: How to Build a Well-Lived, Joyful Life</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Alfred A. Knopf, 2016. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/249885/designing-your-life-by-bill-burnett-and-dave-evans/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Burnett, Bill, and Dave Evans. </span><i><span style="font-weight: 400;">Designing Your New Work Life: How to Thrive and Change and Find Happiness and a New Freedom at Work</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Vintage Books, 2021. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/704122/designing-your-new-work-life-by-bill-burnett-and-dave-evans/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Dalai Lama, Desmond Tutu, and Douglas Abrams. </span><i><span style="font-weight: 400;">The Book of Joy: Lasting Happiness in a Changing World</span></i><span style="font-weight: 400;">. New York: Avery, 2016. (</span><a href="https://www.penguinrandomhouse.com/books/533718/the-book-of-joy-by-his-holiness-the-dalai-lama-and-archbishop-desmond-tutu-with-douglas-abrams/"><span style="font-weight: 400;">PenguinRandomhouse.com</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Vedantam, Shankar (host). “Designing a Life That Matters.” </span><i><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain</span></i><span style="font-weight: 400;">. Interview with Dave Evans. Podcast audio, April 27, 2026. Hidden Brain Media. Accessed July 13, 2026. (</span><a href="https://www.hiddenbrain.org/podcast/designing-a-life-that-matters/"><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain Media</span></a><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اسامی خاص</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اسقف اعظم دزموند توتو (</span><b>Archbishop Desmond Tutu</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بیل برنت (</span><b>Bill Burnett</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جنین</span><b> (Janine)</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">حضرت دالایی لاما (</span><b>His Holiness the Dalai Lama</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داگلاس آبرامز (</span><b>Douglas Abrams</b><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دونالد (</span><b>Donald</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دیو ایوانز (</span><b>Dave Evans</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ذهن پنهان (</span><b>Hidden Brain</b><span style="font-weight: 400;">)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شانکار ودانتام (</span><b>Shankar Vedantam</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مایکل فلپس (</span><b>Michael Phelps</b><span style="font-weight: 400;">) </span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/">بومِ ناتمام؛ چرا زندگی تمرین است، نه حکم نهایی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/30/%d8%a8%d9%88%d9%85%d9%90-%d9%86%d8%a7%d8%aa%d9%85%d8%a7%d9%85-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%ad%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26875</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-31 19:23:35 by W3 Total Cache
-->