<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ترانه علیدوستی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/ترانه-علیدوستی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 Mar 2026 00:38:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ترانه علیدوستی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/ترانه-علیدوستی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>روایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت؛ نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/02/24/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af%d9%90-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%9b-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/02/24/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af%d9%90-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%9b-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Feb 2026 20:33:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه علیدوستی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر شهرزاد سلطان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرزاد سلطان]]></category>
		<category><![CDATA[فرامرز پورنوروز]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26069</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر شهرزاد سلطان – ونکوور ادبیات امروز ایران، ما را به دل زندگی‌های واقعی می‌برد؛ زندگی‌هایی که در آن‌ها هم لحظات روشن و امیدبخش وجود دارد و هم سایه‌های ترس و تردید. رمان «نترس شلیک کن»* درست در همین نقطه ایستاده است؛ جایی میان غریزه و اندیشه، ترس و جسارت، اعتماد و تردید. این رمان خواننده را دعوت می‌کند تا حقیقت شخصیت‌ها و حس و تردیدهایشان را تجربه کند. این اثر در مرز میان واقع‌گرایی اجتماعی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/02/24/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af%d9%90-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%9b-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1/">روایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت؛ نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">دکتر شهرزاد سلطان</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ادبیات امروز ایران، ما را به دل زندگی‌های واقعی می‌برد؛ زندگی‌هایی که در آن‌ها هم لحظات روشن و امیدبخش وجود دارد و هم سایه‌های ترس و تردید. رمان «نترس شلیک کن»*</span><span style="font-weight: 400;"> درست در همین نقطه ایستاده است؛ جایی میان غریزه و اندیشه، ترس و جسارت، اعتماد و تردید. این رمان خواننده را دعوت می‌کند تا حقیقت شخصیت‌ها و حس و تردیدهایشان را تجربه کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این اثر در مرز میان واقع‌گرایی اجتماعی و درام روان‌شناختی حرکت می‌کند و ما را به دهه‌‌ای می‌برد که ورزش، سیاست، عشق و رفاقت در سایهٔ سنگین خشونت و ابهام قرار دارند؛ دهه‌ای که هم‌زمان است با جو اجتماعی متلاطم و پرتنش پایان دوران پهلوی و اوایل انقلاب. در این فضا، هر حرکت، چه در رینگ بوکس و چه در زندگی روزمره، می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد، و خواننده را با تصمیم‌ها و تردیدهای شخصیت‌ها روبه‌رو می‌کند. فرامرز پورنوروز در این رمان نگاهی دقیق و انسانی به زندگی دارد. او با پرداختن به روابط انسانی، ریزترین پیچیدگی‌های شخصیت‌ها و تضادهای اخلاقی را به تصویر می‌کشد و این داستان را از یک اثر صرفاً خواندنی به تجربه‌ای ملموس بدل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان، بیش از یک روایت خطی از حادثه است و حال و هوای انسان در مواجهه با خودش و جهان پیرامونش را نشان می‌دهد. هیچ‌کس صرفاً سفید یا سیاه نیست و همین خاکستری‌بودن جهان، به روایت جان می‌بخشد و یادآور می‌شود که زندگی واقعی پر از اعتماد و تردید است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فضاسازی، بسیار دقیق و پویاست. پدر که در گوشهٔ حیاط می‌نشیند، بوی چای و قلیان و صدای رادیوی بی‌بی‌سی که اخبار «کشته‌شدن تعدادی در تبریز» را پخش می‌کند، سکوت پر از تنش و اضطراب و بی‌پناهی شخصیت‌ها، خواننده را با خشونت و بی‌رحمی جهانی روبه‌رو می‌سازد که حتی به حریم امن خانه هم هجوم می‌آورد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26071" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpeg?resize=319%2C500" alt="روایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز دکتر شهرزاد سلطان #ادبیات #کتاب #کانادا #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="319" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpeg?w=319&amp;ssl=1 319w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpeg?resize=191%2C300&amp;ssl=1 191w" sizes="(max-width: 319px) 100vw, 319px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرکز داستان رابطهٔ راوی (داریوش) با منصور است؛ شخصیتی که قهرمان بوکس است و درگیر مسائل اجتماعی آن دوران. در صفحات ابتدایی داستان می‌خوانیم: «من که سیر تا پیاز زندگی‌ام را برایش بیرون ریخته بودم. یعنی او به من اعتماد کافی نداشته؟» این نشان می‌دهد که حتی صمیمی‌ترین دوستی‌ها هم گاهی دچار تردید می‌شوند. مواجههٔ راوی با جنبهٔ دیگری از شخصیت منصور، او را میان حس انسان‌دوستی، وفاداری، و ترس معلق نگه می‌دارد و یادآور شکنندگی باورهاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بوکس، نماد زندگی و ایستادگی انسان در تنگناست. ضربه‌ها، هوک‌ها و آپِرکات‌ها، جریان هیجان و اضطراب را به روایت درمی‌آورند. عباراتی مانند «چند ضربهٔ سخت به شکم و سینه‌ام وارد کرده بود که به‌زحمت توانسته بودم دوام بیاورم» بازتاب استیصال و پایداری قهرمان‌اند. در این رینگ، راوی نه‌تنها با حریف فیزیکی، بلکه با شکست‌ها و ترس‌های درونی خود می‌جنگد. عنوان «نترس شلیک کن» در همین لحظات معنا پیدا می‌کند؛ شجاعت گرفتن تصمیم نهایی وقتی جهان علیه توست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آینا، نقطهٔ عطفِ نگاه روان‌شناختی و زیبایی‌شناختی در این رمان و نمادی از ظرافت، شجاعت و صداقت در بیان احساسات است. راوی، ظاهر او را چنین ترسیم می‌کند: «زنی با قامت متوسط، اندامی متناسب و موهای قهوه‌ای روشنی که آزادانه در باد رها شده‌اند.» این تصویرسازی در کنار نشانه‌هایی که در ادامه فاش می‌شود، نه‌تنها بیانگر جذابیت ظاهری آینا، بلکه نشان‌دهندهٔ حضورِ عمیق و تأثیرگذار او بر جهان ذهنی راوی است. وقتی آینا کارت شرکت و شمارهٔ مستقیم خود را به داریوش می‌دهد، گویی دریچه‌ای به یک فرصت تازه می‌گشاید. او به قهرمان داستان و مخاطب یادآور می‌شود که پیوندهای عاطفی، درست به‌اندازهٔ تصمیمات قاطع و ضرباتِ کاری در رینگ بوکس، می‌توانند مسیر زندگی یک انسان را دستخوش تغییر کنند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26072" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/Backcover.jpeg?resize=320%2C500" alt="روایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز دکتر شهرزاد سلطان #ادبیات #کتاب #کانادا #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="320" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/Backcover.jpeg?w=320&amp;ssl=1 320w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/02/Backcover.jpeg?resize=192%2C300&amp;ssl=1 192w" sizes="(max-width: 320px) 100vw, 320px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از عناصر داستانی برای خواننده‌ای که با ادبیات دههٔ ۴۰ و ۵۰ ایران آشناست، ممکن است تا حدودی کلیشه‌ای به نظر برسند؛ مانند پدری که رادیو گوش می‌دهد و نگران اخبار است، دوستی ورزشکار که مخفیانه فعالیت سیاسی می‌کند، یا فضای غبارآلود کلانتری و بازجویی… با این‌حال، پورنوروز با نثر ساده و روان خود این نشانه‌ها را دوباره جان می‌بخشد و از حالت تکراری خارج می‌کند. خواننده، به‌جای تجربهٔ یک روایت آشنا، حس حضور در همان خانه، همان باشگاه و همان کلانتری را دارد؛ گویی لحظه‌ها و هیجانات دوباره زاده می‌شوند. توانایی تبدیل این عناصر آشنا به تجربه‌ای ملموس، یکی از نقاط قوت اثر است و نشان می‌دهد که حتی عناصر داستانی شناخته‌شده می‌توانند برای مخاطب امروز بار دیگر پرمعنا و تأثیرگذار باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرامرز پورنوروز با استفاده از نمادها و استعاره‌ها و ترکیب سبک واقع‌گرایی اجتماعی و درام روان‌شناختی، جهانی چندلایه‌ای را برای داستانش خلق کرده است. رینگ بوکس، کلانتری، حیاط خانهٔ داریوش، و خانهٔ منصور هر کدام فضایی‌اند که تجربهٔ انسانی، اخلاق و تنش روانی شخصیت‌ها را منتقل می‌کنند و رمان را به اثری فراتر از یک روایت صرف بدل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نثر ساده، روان و دارای ضرب‌آهنگ است؛ جملات کوتاه با ریتم زندگی یک ورزشکار همخوانی دارد و همین سادگی، مفاهیم پیچیده‌ای مانند فروپاشی آرمان‌ها و تنهایی قهرمان را ملموس‌تر می‌سازد. «نترس شلیک کن» دعوتی است به تماشای مبارزهٔ انسان با سایه‌های خودش؛ داستانی که نشان می‌دهد برای زنده‌ماندن، به‌همان اندازه که به عضلات قوی نیاز داریم، به رؤیا، کلمات و اندیشه نیز محتاجیم.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 10pt; font-family: sahel;">*<span style="font-weight: 400;"> این کتاب را می‌توان از کتاب‌فروشی پان‌به در داون‌تاون ونکوور از طریق لینک زیر خریداری کرد:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://panbeh.com/product/b0006297-dont-be-afraid-shoot"><span style="font-weight: 400;">https://panbeh.com/product/b0006297-dont-be-afraid-shoot</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/02/24/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af%d9%90-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%9b-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1/">روایتِ زندگی در رینگِ سرنوشت؛ نقد و بررسی رمان «نترس شلیک کن»، اثر فرامرز پورنوروز</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/02/24/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa%d9%90-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%db%8c%d9%86%da%af%d9%90-%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa%d8%9b-%d9%86%d9%82%d8%af-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26069</post-id>	</item>
		<item>
		<title>من ترانه ۴۱ سال دارم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/02/%d9%85%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%b4%db%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/02/%d9%85%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%b4%db%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Jan 2026 17:39:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه علیدوستی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر شهرزاد سلطان]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<category><![CDATA[شهرزاد سلطان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25886</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر شهرزاد سلطان – ونکوور در مصاحبهٔ اخیر پگاه آهنگرانی با ترانه علیدوستی در بی‌بی‌سی فارسی، چندین نقطهٔ قوت و ضعف چنان توجه مرا جلب کرد که دست به قلم شدم. این ویدئو، فراتر از یک مصاحبهٔ معمولی است، نوعی روایت شخصی‌ ـ اجتماعی که در آن، گوینده به پرسش‌ها پاسخ نمی‌دهد، بلکه در حال بازتعریف نسبت خود با جهان پیرامونش است.  آنچه بیش از هر چیز در این مصاحبه هویداست، تلاش ترانه برای بازپس‌گرفتن «خود»...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/02/%d9%85%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%b4%db%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/">من ترانه ۴۱ سال دارم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%87%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">دکتر شهرزاد سلطان</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مصاحبهٔ اخیر پگاه آهنگرانی با ترانه علیدوستی در بی‌بی‌سی فارسی، چندین نقطهٔ قوت و ضعف چنان توجه مرا جلب کرد که دست به قلم شدم. این ویدئو، فراتر از یک مصاحبهٔ معمولی است، نوعی روایت شخصی‌ ـ اجتماعی که در آن، گوینده به پرسش‌ها پاسخ نمی‌دهد، بلکه در حال بازتعریف نسبت خود با جهان پیرامونش است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه بیش از هر چیز در این مصاحبه هویداست، تلاش ترانه برای بازپس‌گرفتن «خود» است؛ نه در مقام یک بازیگر شناخته‌شده یا چهرهٔ فرهنگی، بلکه در قالب زنی مسئول و خودآگاه که می‌خواهد نسبتش را با قدرت سیاسی و کنش هنری روشن کند. این تلاش، نه نمایشی است و نه واکنشی، بلکه حاصل سال‌ها تجربهٔ زیسته‌ در مواجهه با سانسور، انتظارات اجتماعی و نقش‌های ازپیش‌تعیین‌شده است. ترانه با حضور صادقانهٔ خود نشان می‌دهد که آگاهانه حاضر است بهای دیده‌شدن، شنیده‌شدن و قضاوت‌شدن را بپردازد؛ و همین انتخاب، ارزش این مصاحبه را دوچندان می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی ترانه می‌گوید «انقلاب یعنی مطالبات مشترک»، آگاهانه از تصویر هیجانی و ساده‌انگارانهٔ انقلاب فاصله می‌گیرد. انقلاب، در روایت او، نه فوران خشم، بلکه نقطهٔ تلاقی خواست‌ها، دردها و امیدهای جمعی است. تعریفی که در فضای گفت‌وگوی عمومی امروز ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. اما درست همین‌جا گفت‌وگو مکث می‌کند. ترانه جلو می‌آید و در مرز مناسبات قدرت در تولیدات سینمایی، سکوت‌ برخی هنرمندان و شکاف میان آن‌هایی که هزینه داده‌اند و آن‌هایی که هزینه نداده‌اند، متوقف می‌شود. مخاطب می‌خواهد او ادامه دهد، پاسخ پرسش‌هایش را بگیرد، و پرده از واقعیت بردارد، اما ناکام می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موضع‌گیری ترانه دربارهٔ حجاب ــ اینکه نباید به ابزاری برای اعمال خشونت حکومتی بدل شود ــ از دقیق‌ترین و روشن‌ترین لحظات مصاحبه است. او مسئله را از دعوای ارزشی و ایدئولوژیک جدا می‌کند و حجاب را به‌مثابهٔ سازوکاری برای کنترل بدن زن تعریف می‌کند. این نگاه، ساده‌انگارانه نیست؛ تحلیلی است که مستقیم سازوکار سرکوب را هدف می‌گیرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید معنادارترین خط روایی مصاحبه، گذار از «من ترانه ۱۵ سال دارم» به «من ترانه ۴۱ سال دارم» باشد. از منظر روان‌شناختی و نظریهٔ رشد هویتی اریک اریکسون، این گذار بیش از روایت گذر زمان است؛ بازتاب فرسایشی تاریخی، اجتماعی، و حرفه‌ای است. این فرایند، تجربهٔ زیستهٔ زنی را به تصویر می‌کشد که از نوجوانی وارد سینما شد و در معرض محدودیت‌های اجتماعی و نقش‌های تحمیلی قرار گرفت. اکنون ترانه در تعامل بین «خودِ فردی» و «خودِ اجتماعی»، دیگر حاضر نیست نقش‌هایی را بپذیرد که هیچ نسبتی با زندگی واقعی زنان ایرانی ندارند؛ جایی‌که زنِ سینما از زنِ امروز عقب‌تر ایستاده است. اما ترانه دقیقاً می‌داند کجا بایستد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با همهٔ این‌ها، مصاحبه می‌توانست جسورانه‌تر باشد و از چارچوب گفت‌و‌گوی رسانه‌ای فراتر رود. در این محدودهٔ برگزیده‌شده، بعضی پرسش‌ها پرسیده نمی‌شوند، بعضی نام‌ها برده نمی‌شوند، بعضی نسبت‌ها مبهم می‌مانند؛ بنابراین مصاحبه ناتمام می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، این گفت‌وگو بیش از آنکه تحلیلی باشد، شهادت‌گونه است؛ خودروایتگری‌ای صادقانه و قابل‌احترام. ترانه علیدوستی نه قهرمان است و نه معترض حرفه‌ای؛ زنی است که آگاهانه از منطقهٔ امن خود فاصله می‌گیرد. همین کافی است تا این گفت‌وگو، با همهٔ محدودیت‌هایش، تصویری از زنی مستقل، آگاه، و مسئولیت‌پذیر را پیش روی مخاطب بگذارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جنبش «زن، زندگی، آزادی» خاموش نشده و فقط تغییر شکل داده است. از خیزش ناگهانی در حرکتی مداوم تجلی یافته، از خیابان‌ها به زندگی روزمره راه یافته و از یک شعار، به تلاشی پیوسته برای بازتعریف هویت زن در جامعهٔ امروز ایران بدل شده است. اکنون زنان با آگاهی بیشتر نسبت به حقوق و نقش خود، افزایش همبستگی، و تثبیت مفهوم «زن مستقل و مسئولیت‌پذیر» در جامعهٔ امروز، راه را برای بازنگری در ساختارهای محدودکننده هموارتر ساخته‌اند. در این مسیر، نقش رسانه‌ها تعیین‌کننده است. اگر با دقت و مسئولیت عمل کنند، می‌توانند این تداوم آرام اما عمیق را قابل‌دیدن و قابل‌فهم نگه دارند. و شاید مهم‌ترین وظیفهٔ رسانه نه‌فقط بلندترکردن صداها، بلکه شنیدن دقیق‌تر و روایت‌کردنِ لایه‌‌های‌ پنهان واقعیتی باشد که رو به بالندگی است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/02/%d9%85%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%b4%db%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/">من ترانه ۴۱ سال دارم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/02/%d9%85%d9%86-%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%db%b4%db%b1-%d8%b3%d8%a7%d9%84-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25886</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بازی‌نکردن به‌مثابهٔ مبارزه؛ دربارهٔ مستند ترانه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/01/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/01/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 2026 19:54:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه علیدوستی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[زنان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25880</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ  مستند «ترانه» ساختهٔ پگاه آهنگرانی که اخیرا از شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی پخش شد، بیش از آنکه صرفاً روایتی زندگی‌نامه‌ای از یک بازیگر شناخته‌شده باشد، تلاشی است برای ثبت یک انتخاب؛ انتخابی آگاهانه، پرهزینه و عمیقاً انسانی. مستند، به‌ویژه با کارگردانی دقیق و خویشتن‌دار، موفق می‌شود از دام روایت‌های ساده‌انگارانه بگریزد و داستان را نه به‌عنوان اسطوره، بلکه به‌مثابهٔ زنی در متن مبارزه و اعتراض معاصر ایران بازخوانی کند. یکی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/">بازی‌نکردن به‌مثابهٔ مبارزه؛ دربارهٔ مستند ترانه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مستند «ترانه» ساختهٔ پگاه آهنگرانی که اخیرا از شبکهٔ بی‌بی‌سی فارسی پخش شد، بیش از آنکه صرفاً روایتی زندگی‌نامه‌ای از یک بازیگر شناخته‌شده باشد، تلاشی است برای ثبت یک انتخاب؛ انتخابی آگاهانه، پرهزینه و عمیقاً انسانی. مستند، به‌ویژه با کارگردانی دقیق و خویشتن‌دار، موفق می‌شود از دام روایت‌های ساده‌انگارانه بگریزد و داستان را نه به‌عنوان اسطوره، بلکه به‌مثابهٔ زنی در متن مبارزه و اعتراض معاصر ایران بازخوانی کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یکی از مهم‌ترین دستاوردهای این مستند، اصلاح یک سوء‌برداشت رایج است: اینکه ترانه علیدوستی «حذف شد» یا «کنار گذاشته شد». فیلم با دقت و تکرار حساب‌شده نشان می‌دهد که او کنار گذاشته نشد؛ او </span><i><span style="font-weight: 400;">خودش کنار کشید</span></i><span style="font-weight: 400;">. این تفاوت، تفاوتی بنیادین است. کنارگذاشته‌شدن حاصل اجبار بیرونی است، اما کنارکشیدن حاصل تصمیم. مستند بر این تمایز پافشاری می‌کند و همین پافشاری است که روایت را از سطح گزارش فراتر می‌برد و به آن وزن اخلاقی می‌دهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پگاه آهنگرانی در کارگردانی «ترانه» به‌خوبی می‌داند که با چه سوژه‌ای طرف است. او نه می‌خواهد قهرمان بسازد و نه قصد دارد ترانه را در مقام قربانی بنشاند. انتخاب او، فاصله‌گذاری آگاهانه است؛ فاصله‌ای که اجازه می‌دهد تصویر ترانه در پیچیدگی‌اش باقی بماند. دوربین عجله ندارد. مصاحبه‌ها بریده‌بریده و نمایشی نیستند. سکوت‌ها به‌اندازهٔ کلمات اهمیت دارند. این رویکرد، مستند را به اثری تأمل‌برانگیز بدل می‌کند، نه احساسی یا تبلیغاتی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مستند به گذشتهٔ حرفه‌ای ترانه علیدوستی بازمی‌گردد و این بازگشت، صرفاً نوستالژیک نیست. فیلم با انتخاب مثال‌ها و تصویرها، درست نشان می‌دهد که ترانه نه‌فقط بازیگری موفق، بلکه بازیگری </span><i><span style="font-weight: 400;">مهم</span></i><span style="font-weight: 400;"> بود؛ کسی که در بهترین فیلم‌های سینمای ایران حضور داشت. حضور او در این فیلم‌ها اتفاقی نبود. علیدوستی همواره نقش‌هایی را انتخاب می‌کرد که آسان و بی‌دردسر نبودند. زنانی که او بازی می‌کرد، اغلب در حال مقاومت بودند؛ در برابر خانواده، سنت، روابط قدرت یا نظم مسلط. این هنجارشکنی در نقش‌ها، سال‌ها پیش از اعتراض علنی‌اش، در کارنامهٔ هنری او ثبت شده بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مستند با هوشمندی این خط را پررنگ می‌کند: شجاعت ترانه، ناگهانی و واکنشی نیست؛ ریشه‌دار است. او از همان ابتدا بازیگری نبود که صرفاً به تداوم حضور فکر کند. انتخاب نقش برایش شکلی از موضع‌گیری بود. به‌همین دلیل است که وقتی به نقطهٔ اعتراض می‌رسد، این اعتراض ناهمخوان با گذشته‌اش نیست. «ترانه» نشان می‌دهد که چگونه زیست حرفه‌ای و زیست شخصی او به هم گره می‌خورند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ کلیدی دیگری که مستند با صراحت بر آن تأکید می‌کند، زمان این انتخاب است. ترانه علیدوستی در اوج شهرت و اعتبار حرفه‌ای‌اش تصمیم گرفت دیگر بازی نکند. او در موقعیتی نبود که از سینما رانده شده باشد. اگر می‌خواست، می‌توانست همچنان نقش بگیرد، دیده شود و کار کند. اگر می‌خواست تن به حجاب اجباری دهد، مسیر بازیگری برایش باز بود. این واقعیت، بار اخلاقی انتخاب او را سنگین‌تر می‌کند. او چیزی را از دست داد که بسیاری برای حفظش حاضر به سکوت می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مستند با ظرافت نشان می‌دهد که «کارنکردن» در اینجا به‌معنای انفعال نیست. برعکس، امتناع او شکلی از اعتراض است؛ اعتراضی خاموش اما پیگیر. غیبت ترانه از پردهٔ سینما، به حضوری معنادار بدل می‌شود. این، یکی از نقاط قوت کارگردانی آهنگرانی است: تبدیل فقدان به معنا، بدون آنکه به دام اغراق بیفتد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش مربوط به دستگیری و زندان، یکی از حساس‌ترین بخش‌های مستند است. آهنگرانی این بخش را نه به‌عنوان اوج دراماتیک، بلکه به‌عنوان پیامد طبیعی اعتراض روایت می‌کند. هیچ بزرگ‌نمایی‌ای در کار نیست. زندان، حادثه‌ای است در امتداد یک مسیر، نه نقطهٔ پایان آن. پس از آزادی، بیماری ترانه مطرح می‌شود؛ اما باز هم بدون بهره‌کشی احساسی. بدن، در این روایت، محل انباشت فشار است. مستند نشان می‌دهد که مبارزه فقط در خیابان رخ نمی‌دهد؛ بدن نیز میدان اعتراض است، جایی که هزینه‌‌دادن‌ها ثبت می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«ترانه» در عین تمرکز بر سوژهٔ اصلی، او را در دل یک بستر بزرگ‌تر قرار می‌دهد: اعتراض «زن، زندگی، آزادی». مستند به‌درستی این اعتراض را نه‌صرفاً یک رخداد سیاسی، بلکه یک خیزش اجتماعی و انسانی تصویر می‌کند؛ لحظه‌ای که زنان ایرانی، به‌طور جمعی، تصمیم گرفتند نقش‌های تحمیلی را پس بزنند. شجاعت ترانه علیدوستی، در خلأ شکل نگرفت. او یکی از صداهایی بود که از دل شجاعت جمعی زنان برخاست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم به‌خوبی اهمیت این اعتراض را برجسته می‌کند: اعتراض زنانی که بدن و زندگی‌شان سال‌ها محل کنترل بوده است. ترانه، به‌عنوان چهره‌ای شناخته‌شده، این اعتراض را مرئی‌تر کرد؛ اما مستند، هوشمندانه از تبدیل او به تنها یک نماد پرهیز می‌کند. او نمایندهٔ همه نیست، اما صدایش بخشی از یک هم‌صدایی گسترده است. این تمایز، فیلم را از فردگرایی افراطی نجات می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از نقاط قوت اساسی مستند، انسانی‌بودن تصویر ترانه است. او نه همیشه مطمئن است، نه بی‌تردید. ترس، خستگی و آسیب در چهره‌اش دیده می‌شود. همین انسان‌بودن است که انتخابش را ارزشمند می‌کند. اگر شجاعت فقط از دل اطمینان مطلق می‌آمد، الهام‌بخش نبود. اما اینجا با زنی طرفیم که با وجود ترس‌ها و تردیدها، با وجود مادربودن، می‌جنگد، از سینما کنار می‌کشد و هزینه‌اش را می‌پردازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از منظر فرمی، کارگردانی پگاه آهنگرانی مبتنی بر خویشتن‌داری است. نه موسیقی احساساتی، نه تدوین شتاب‌زده، نه روایت تحمیلی. این سادگی آگاهانه، به مستند اجازه می‌دهد نفس بکشد. فیلم به مخاطب اعتماد دارد و پاسخ آماده تحویل نمی‌دهد. این رویکرد، خود نوعی احترام است؛ هم به سوژه و هم به تماشاگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، «ترانه» مستندی است دربارهٔ اعتراض؛ اعتراضی که همیشه فریاد نیست، گاهی امتناع است. ترانه علیدوستی کنار گذاشته نشد؛ خودش کنار کشید. این کنار کشیدن، در متن اعتراض «زن، زندگی، آزادی»، به کنشی شجاعانه بدل می‌شود؛ کنشی که یادآوری می‌کند مبارزه همیشه در حضور نیست، گاهی در غیبت است. هر چند که او با این عمل به قول خودش به‌معنای واقعی مردمی شد. غیبت او در سینماست اما در دل میلیون‌ها ایرانی حاضر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شکی نیست که ترانه علیدوستی بی‌عیب و نقص نیست؛ مانند همهٔ ما. عملکرد، سخنان و انتخاب‌های گذشتهٔ او شاید برای خودش هم اکنون درست به نظر نیایند. ولی بی‌شک باید گفت تصمیم شجاعانهٔ ترانه علیدوستی و انعکاس آن در این مستند، مبارزان با جمهوری اسلامی را دلگرم‌تر خواهد کرد و هنرمندان دیگر را هم تشویق می‌کند که راه او و دیگرانی چون کتایون ریاحی، پانته‌آ بهرام، باران کوثری، هنگامه قاضیانی، شقایق دهقان، لیلی رشیدی و… را در پیش بگیرند و حکومت را با هنرمندان حکومتی‌اش تنها بگذارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مستند، تحسین یک انتخاب است؛ انتخابی که با صداقت، بدون اغراق و با کارگردانی دقیق روایت شده است. «ترانه» نه‌فقط پرترهٔ یک بازیگر، بلکه سندی از شجاعت زنانی است که تصمیم گرفتند دیگر در نقش‌های تحمیلی بازی نکنند؛ چه روی پردهٔ سینما، چه در زندگی.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/01/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/">بازی‌نکردن به‌مثابهٔ مبارزه؛ دربارهٔ مستند ترانه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/01/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87%d9%85%d8%ab%d8%a7%d8%a8%d9%87%d9%94-%d9%85%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d9%87%d8%9b-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25880</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ردپای سینمای ایران در جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2016/09/26/%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2016/09/26/%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 27 Sep 2016 00:50:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[VIFF]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر فرهادی]]></category>
		<category><![CDATA[پترسون]]></category>
		<category><![CDATA[پنجرهٔ اسب‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه علیدوستی]]></category>
		<category><![CDATA[زیر سایه]]></category>
		<category><![CDATA[سونیتا]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[سینمای ایران]]></category>
		<category><![CDATA[شهاب حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[فروشنده]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[گلشیفته فراهانی]]></category>
		<category><![CDATA[لانتوری]]></category>
		<category><![CDATA[محسن نامجو]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا فخرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[وارونگی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=3154</guid>

					<description><![CDATA[<p>محمدرضا فخرآبادی &#8211; ونکوور جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور (ویف) از ۲۹ سپتامبر کار خود را آغاز خواهد کرد و تا روز ۱۴ اکتبر فیلم‌های منتخبی از سینمای جهان را در ۷ نقطهٔ شهر به‌نمایش خواهد گذاشت. این جشنواره از آن جهت قابل توجه است که در پایان فصل جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی برگزار می‌شود و معمولاً بهترین فیلم‌های جشنواره‌های درجه یک سینمایی نظیر برلین، کن، ونیز و&#8230; برای این جشنواره گزینش می‌شوند و به‌مدت دو هفته...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/09/26/%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84/">ردپای سینمای ایران در جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D9%81%D8%AE%D8%B1%D8%A2%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C/" target="_blank">محمدرضا فخرآبادی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور (ویف) از ۲۹ سپتامبر کار خود را آغاز خواهد کرد و تا روز ۱۴ اکتبر فیلم‌های منتخبی از سینمای جهان را در ۷ نقطهٔ شهر به‌نمایش خواهد گذاشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این جشنواره از آن جهت قابل توجه است که در پایان فصل جشنواره‌های بین‌المللی سینمایی برگزار می‌شود و معمولاً بهترین فیلم‌های جشنواره‌های درجه یک سینمایی نظیر برلین، کن، ونیز و&#8230; برای این جشنواره گزینش می‌شوند و به‌مدت دو هفته چشم و گوش و هوش سینمادوستان را با خود همراه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سؤالی که همواره مطرح است، اینکه در میان خیل زیاد فیلم‌های انتخاب‌شده، کدام فیلم‌ها را باید دید؟ سهم سینمای ایران در این جشنواره چقدر است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در این نوشته کوشیده‌ایم نگاهی به ردپای سینمای ایران در جشنوارهٔ ویف ۲۰۱۶ بیاندازیم. اگر به سینمای ایران علاقه‌مندید، احتمالاً دیدن این فیلم‌ها برایتان جذاب خواهند بود، چون یا محصولی از آن سینمایند و در نتیجه بازتابی از ایران خواهند بود یا در آن‌ها رد و نشانی از ایران پیدا می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="color: #ff6600;"><strong><em><span style="font-family: pfont;">برای آگاهی از زمان پخش فیلم‌ها و خرید بلیت آنلاین از وب‌سایت رسمی جشنواره، روی عنوان یا تصویر پوستر هر فیلم کلیک کنید.</span></em></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19653-the-salesman" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone wp-image-3155 size-medium" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/The-Saleman_1.jpg?resize=212%2C300" alt="فروشنده" width="212" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/The-Saleman_1.jpg?resize=212%2C300&amp;ssl=1 212w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/The-Saleman_1.jpg?w=530&amp;ssl=1 530w" sizes="(max-width: 212px) 100vw, 212px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19653-the-salesman" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>فروشنده (The Salesman):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فیلمی‌ که بدون شک اولین انتخاب برای دیدن اثری از سینمای ایران در سال ۲۰۱۶ است. اصغر فرهادی در آخرین ساختهٔ خود که به‌تازگی در ایران روی پرده رفت و با استقبال مخاطبان روبرو شد، همچون آثار قبلی‌اش داستانی اخلاقی را با ساختاری معمایی تعریف می‌کند. این فیلم پس از موفقیت در کن، حال به‌عنوان نمایندهٔ ایران به اسکار معرفی شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f21684-inversion" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-3156" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Inversion_1.jpg?resize=259%2C370" alt="وارونگی" width="259" height="370" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Inversion_1.jpg?w=259&amp;ssl=1 259w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Inversion_1.jpg?resize=210%2C300&amp;ssl=1 210w" sizes="auto, (max-width: 259px) 100vw, 259px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f21684-inversion" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>وارونگی (Inversion):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نیلوفر (سحر دولتشاهی)، دختر جوان و مستقلی ساکن تهران است که کسب‌وکار خود را دارد. مادر نیلوفر دچار عارضهٔ تنفسی می‌شود و دکتر تنها راه درمان را خروج او از تهران می‌داند. او که به‌تازگی در کشاکش ماجرای عاشقانه‌ای با سهیل قرار گرفته است، حالا باید بینِ رفتن از شهر به‌خاطر مادر، و ماندن در تهران برای حفظ کار و عشقش تصمیم بگیرد. تصمیمی‌ که او را رودروی سایر اعضای خانواده از جمله برادرش (نقش تازه‌ای برای علی مصفا) قرار می‌دهد. فیلم بهزادی با رگه‌های پررنگ فمینیستی توجه اوئن گلیبرمن منتقد ورایتی را جلب کرد تا جایی‌که او سحر دولتشاهی را با آدری هیپورن مقایسه کرد و سرزندگی و شادابی نیلوفر را در تقابل با زشتی و آلودگی شهر و توقعات خانواده، کلید وارونگی دنیای نیلوفر دانست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19702-lantouri" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone wp-image-3158 size-medium" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Lantouri_1.jpg?resize=211%2C300" alt="لانتوری" width="211" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Lantouri_1.jpg?resize=211%2C300&amp;ssl=1 211w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Lantouri_1.jpg?w=351&amp;ssl=1 351w" sizes="auto, (max-width: 211px) 100vw, 211px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19702-lantouri" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>لانتوری (Lantouri):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فیلم عصیانگرایانهٔ دیگری از رضا درمیشیان که پس از فیلم «من عصبانی نیستم» (که هنوز نمایش آن در ایران توقیف است)، دوباره به قلب تاریکی در زندگی شهری زده و این‌بار موضوع اسیدپاشی را برگزیده است. هر فیلم درمیشیان مخاطبان را دو دسته می‌کند: یا آن‌ها فیلم را دوست دارند یا از آن بیزار می‌شوند. شنیده‌ها حکایت دارد که لانتوری فیلم سختی برای دیدن است اما در عین حال فیلمی‌ نیست که بتوان آن‌را نادیده گرفت. شاید این فیلم در کنار فروشندهٔ فرهادی بتواند فصلی تازه از نقد خشونت و انتقام‌گیری شخصی در سینمای ایران بگشاید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19294-under-the-shadow" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-3159" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/under_the_shadow.jpg?resize=202%2C300" alt="زیر سایه" width="202" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/under_the_shadow.jpg?resize=202%2C300&amp;ssl=1 202w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/under_the_shadow.jpg?w=337&amp;ssl=1 337w" sizes="auto, (max-width: 202px) 100vw, 202px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19294-under-the-shadow" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>زیر سایه (Under the Shadow):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">زیر سایه نخستین فیلم بلند بابک انوری، فیلمساز ایرانی ساکن بریتانیا است که محصول مشترک بریتانیا و اردن است، اما داستان آن در تهران و در روزهای بمباران می‌گذرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فیلم، داستان مادر جوانی به نام شیده (با بازی نرگس رشیدی) و دختر خردسال او، درسا (آوین منشادی)، است که در نبود پدر خانواده که پزشک جبههٔ جنگ است، خانه‌ٔشان مورد اصابت موشکی قرار می‌گیرد که عمل نمی‌کند و منفجر نمی‌شود. درسا پس از این واقعه دچار مشکلات شدید روحی می‌شود و شیده، پس از مشورت با همسایه‌ها به این نتیجه می‌رسد که بمب عمل‌نکرده در واقع طلسم نفرین‌شده‌ای بوده که «جن»ها با خود آورده‌اند تا روح دخترش را تسخیر کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این فیلم که برای اولین بار ژانر وحشت را با پس‌زمینهٔ جنگ ایران و عراق در هم آمیخته است،‌ از فیلم‌های قابل توجه جشنوارهٔ سینمایی ساندنس بود که در بخش جنبی میدنایت به‌نمایش درآمد و پخش آن توسط شبکه نت فلیکس خریداری شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">باید دید آیا پس از فیلم «دختری در شب تنها به خانه می‌رود» که دو سال پیش موفقیت‌های زیادی را برای کارگردان جوانش آنا لیلی امیرپور به‌همراه آورد و راه او را به‌ هالیوود باز کرد و همین هفتهٔ گذشته </span><b><i>جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران فستیوال ونیز</i></b><span style="font-weight: 400;"> را نصیب آخرین ساختهٔ او کرد، «زیر سایه» نیز می‌تواند نام بابک انوری را روی زبان‌ها بیندازد یا اینکه او نیز از نام‌هایی خواهد بود که دیر یا زود فراموش می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19396-sonita" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-3160" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Sonita.jpg?resize=212%2C300" alt="سونیتا" width="212" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Sonita.jpg?resize=212%2C300&amp;ssl=1 212w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Sonita.jpg?w=354&amp;ssl=1 354w" sizes="auto, (max-width: 212px) 100vw, 212px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19396-sonita" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>سونیتا (Sonita): </b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رخساره‌ٔ قائم‌مقامی‌، مستندساز شناخته‌شدهٔ ایرانی، در آخرین ساختهٔ خود به سراغ سونیتا علیزاده، دختر ۱۸ ساله‌ٔ افغان می‌رود تا تلاش‌های او را برای خواننده‌شدن تصویر کند. زندگی سونیتا و در ادامه سرانجام فیلم با حضور مادر سونیتا که از افغانستان به تهران آمده تا برای تأمین هزینه‌ ازدواج پسرش، سونیتا را به مرد کهنسالی بفروشد تغییر می‌کند. سونیتا یکی از مستند‌های ایرانی موفق در یک‌سال اخیر در جشنواره‌های بین‌المللی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19598-radio-dreams" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-3161" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Radio-Dreams_1.jpg?resize=212%2C300" alt="رویاهای رادیویی" width="212" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Radio-Dreams_1.jpg?resize=212%2C300&amp;ssl=1 212w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Radio-Dreams_1.jpg?w=354&amp;ssl=1 354w" sizes="auto, (max-width: 212px) 100vw, 212px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19598-radio-dreams" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>رویاهای رادیویی (Radio Dreams):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرکت فیلمسازی بوتیمار که چند سال پیش با تولید مستند درخشان «فی فی از خوشحالی زوزه می‌کشد» یکی از اتفاق‌های خوب ویف را رقم زد، با فیلم رؤیاهای رادیویی ساختهٔ بابک جلالی به ویف بازگشته است. فیلمی‌ که سال‌ها پس از «چند کیلو خرما برای مراسم تدفین» بازگشتِ محسن نامجو به عرصهٔ سینما است. او که در سال‌های اخیر و با اتکا به دیدن کنسرت اخیرش در ونکوور به یک پرفورمر قهار و شوخ‌طبع تبدیل شده است، امیدها را برای دیدن این فیلم بالا برده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19649-paterson" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-3162" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Paterson.jpg?resize=201%2C300" alt="پترسن" width="201" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Paterson.jpg?resize=201%2C300&amp;ssl=1 201w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Paterson.jpg?w=335&amp;ssl=1 335w" sizes="auto, (max-width: 201px) 100vw, 201px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19649-paterson" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>پترسون (Paterson):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پیتر بردشاو می‌گوید جیم جارموش مثل ریچارد لینکلیتر و جان سِیلز فیلمسازی به‌شدت آمریکایی‌ست بدون اینکه‌ هالیوودی باشد. پترسون ساختهٔ جارموش است. فیلمی‌که تاد مک کارتی آن‌را قصیده‌ای می‌داند منحصربه‌فرد دربارهٔ یک زندگی شسته‌ورفته، واجد یک هماهنگی درونی. فیلمی‌ در ستایش شعر و شاعرانگی به‌عنوان چیزی که ارزش زندگی‌کردن را دارد و دربارهٔ یک زوج خوشبخت با بازی ادم درایور و گلشیفته فراهانی. این‌ها برای دیدن فیلم کافی نیست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19624-window-horses-the-poetic-persian-epiphany-of-rosie-ming" target="_blank"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-medium wp-image-3163" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Window-Horses.jpg?resize=208%2C300" alt="پنجرهٔ اسب‌ها" width="208" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Window-Horses.jpg?resize=208%2C300&amp;ssl=1 208w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/09/Window-Horses.jpg?w=346&amp;ssl=1 346w" sizes="auto, (max-width: 208px) 100vw, 208px" /></a></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="https://www.viff.org/Online/default.asp?BOparam::WScontent::loadArticle::permalink=f19624-window-horses-the-poetic-persian-epiphany-of-rosie-ming" target="_blank"><span style="font-family: irseri;"><b>پنجرهٔ اسب‌ها (Window Horses):</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این انیمیشن بلند دربارهٔ دختری است بنام رزی مینگ اهل نورث‌ونکوور و از تباری آسیایی که پس از انتشار اولین کتاب شعرش، برای جشنوارهٔ شعری به شیراز دعوت می‌شود. سفری که برای او آگاهی و خودباوری به ارمغان می‌آورد. تولید شرکت معتبر نشنال فیلم بورد کانادا (National Film Board of Canada) اثری است در ستایش رواداری و پذیرش ارزش‌های فرهنگی ملل دیگر. ضیافتی خوش آب و رنگ، مملو از سرخوشی و موسیقی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پی نوشت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اگر مایل‌اید سراغ بهترین فیلم‌های سینمای جهان در جشنوارهٔ فیلم ونکوور بروید و دنبال راهنما می‌گردید، <a href="http://wp.me/p7ig5u-m9" target="_blank">به</a><a href="http://media.hamyaari.ca/2016/06/08/%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86%d8%af%d9%87-%da%a9%d9%86-cannes-%d9%88%db%8c%d9%81-viff/" target="_blank"> شمارهٔ ۵ «رسانهٔ همیاری» </a>رجوع کنید، که در آن تعدادی از فیلم‌های مهم سال که در جشنوارهٔ کن حضور داشتند و حدس می‌زدیم در ویف هم به‌نمایش درآیند، معرفی شده‌اند. برای آشنایی بیشتر با دیگر فیلم‌های مهم جشنواره نیز می‌توانید<a href="https://www.facebook.com/PelanVancouver" target="_blank"> صفحهٔ گروه سینمایی پلان را در فیس‌بوک</a> دنبال کنید که فیلم‌های بیشتری را برای دیدن در جشنواره معرفی خواهند کرد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/09/26/%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84/">ردپای سینمای ایران در جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2016/09/26/%d8%b1%d8%af%d9%be%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%a7%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3154</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-13 07:41:54 by W3 Total Cache
-->