<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>بنفشه طاهریان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A8%D9%86%D9%81%D8%B4%D9%87-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/بنفشه-طاهریان/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Fri, 01 Nov 2024 02:48:27 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>بنفشه طاهریان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/بنفشه-طاهریان/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>دیدگاه‌های دو تن از تماشاگران نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» در مونترآل</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/10/31/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/10/31/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Nov 2024 02:35:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بنفشه طاهریان]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[روناک سالاروندی زاده]]></category>
		<category><![CDATA[روناک سالاروندی‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[علی اسماعیلی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23963</guid>

					<description><![CDATA[<p>علی اسماعیلی، فیلم‌ساز، نویسنده و کارگردان تئاتر &#8211; مونترآل اجرای «از هوسنامه تا وفانامه» در یک شب پاییزی دلپذیر توانست احساسات متفاوت مخاطبان حول محور شعر را که به‌نظر همچنان نقطهٔ اشتراک فارسی‌زبانان است، متبلور کند.  مخاطب فارسی‌زبان که این روزها در مرکز بمباران‌های تبلیغاتی قرار دارد، انتخاب‌هایش را نه براساس ارزش‌ها و نیازهای خود که بیشتر بر اساس میزان تبلیغات انجام می‌دهد. ازاین‌رو بازار استندآپ‌کمدی‌های سخیف با شوخی‌های مداوم جنسی، نمایش‌های تخت حوضی و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/10/31/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/">دیدگاه‌های دو تن از تماشاگران نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» در مونترآل</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علی اسماعیلی، فیلم‌ساز، نویسنده و کارگردان تئاتر &#8211; مونترآل</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجرای <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">«از هوسنامه تا وفانامه»</a> در یک شب پاییزی دلپذیر توانست احساسات متفاوت مخاطبان حول محور شعر را که به‌نظر همچنان نقطهٔ اشتراک فارسی‌زبانان است، متبلور کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخاطب فارسی‌زبان که این روزها در مرکز بمباران‌های تبلیغاتی قرار دارد، انتخاب‌هایش را نه براساس ارزش‌ها و نیازهای خود که بیشتر بر اساس میزان تبلیغات انجام می‌دهد. ازاین‌رو بازار استندآپ‌کمدی‌های سخیف با شوخی‌های مداوم جنسی، نمایش‌های تخت حوضی و فستیوال‌های کم‌مایه که حتی در دههٔ سی ایران هم این‌همه آشفته و بی‌محتوا نبوده‌اند، به‌خوبی گرم است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این شرایط پردازش و اجرای مجموعهٔ بزرگ خسرو و شیرین نظامی گنجوی، کاری سترگ و قابل‌ستایش است که بنفشه طاهریان و فرشید سادات‌شریفی با امید به همان روحیهٔ شعردوستی ایرانیان توانسته‌اند از میان توفان تبلیغات به ساحل یک اجرای شریف برسانندش. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه در این اجرا به‌خوبی قابل‌مشاهده بود، بیان درست و شفاف بازیگرش بود که توانسته بود از پس سال‌ها تلاش و تجربه به‌شکل دقیقی به مرحلهٔ نمایش برسد. اگر از بینندگان این برنامه بوده باشید، به خاطر می‌آورید که بنفشه طاهریان برای تلفظ دو کلمهٔ «خشم» و «غم» دو رفتار متفاوت با دو صدای متفاوت و تونالیتهٔ متفاوت و حس متفاوت را ارائه کرد. این شکل بازی برای بازیگران جزو اولین درس‌های آموزشی بیان است. اما شکل‌دادن و ارائهٔ درست آن بی‌شک حاصل تلاش و تجربه است. چیزی که این روزها در تئاتر اطراف ما دیده نمی‌شود. توانایی‌های بازیگری جای خود را به قیافه‌های جذاب داده و میزان فروش بلیت و تعریف و تمجیدهای فضای مجازی ملاک ارزش‌گذاری یک اثر شده است. رضایت نسبی از اجرای بنفشه طاهریان نشان می‌دهد که قدرت اجرا، تسلط، قابلیت‌های متن و تجربه چگونه می‌تواند اثری درخور تولید کند. طاهریان در این اجرا توانسته به‌خوبی از عهدهٔ بازی هم‌زمان چند نقش (خسرو، شیرین، فرهاد، شاپور، مهین‌بانو، باربد و غلام کنیز و عجوزه) برآید و برای هر یک کاراکتری مستقل تعریف کند بدون آنکه تداخلی در نقش‌ها صورت گیرد (هرچند بر اساس یک حس زنانه صدای فرهاد را بهترین صدا انتخاب کرده است). او همچنین توانسته از دو جهت با تماشاگر خود نزدیک شود؛ یکی از راه ارتباط مستقیم با تماشاگر، سؤال‌کردن از او و درگیرکردنش و حتی گاهی شوخی‌کردن با تماشاگر هنگام توصیف فرهاد و از دیگر سو با آوردن معادل‌های امروزی آشنا به گوش مخاطب، مثل تیندر، جاستین ترودو، سرچ و&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنفشه در این اجرا توانست بر گونه‌ای از ناآگاهی جمعی فائق آید که می‌پنداشت: کار تک‌نفره چیست؟ چرا؟ چرا باید این‌قدر پول بدهیم برای یک نفر (مثل‌اینکه قیمت بلیت را تعداد عوامل تعیین می‌کند!) لپ‌تاپ چیست وسط صحنه و&#8230; </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او توانست به مخاطب بی‌تجربهٔ خود که حتماً دانش کافی از هنر تئاتر ندارد، بفهماند که بسیار طبیعی است که یک بازیگر نمایش چندین نقش را بازی کند و این، هم از چالش‌های مهم بازیگری و هم از توانایی‌های بالقوهٔ هنر نمایش است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ پایانی، طرح موضوعات جنسی است که این روزها بسیار باب شده و در این نمایش هم نیم‌نگاهی به آن شده است. این موضوع همیشه و در همه‌جای هنر و ادبیات حضور داشته و فقط گاهی که حکومت‌های ایدئولوژیک روی کار آمده‌اند، برای مدت کوتاهی از انظار پنهان شده است. پرداختن به آن البته که هیچ اشکالی ندارد اما به نظر می‌رسد در پس اتفاقات چهار دههٔ گذشته مهم‌ترین دل‌مشغولی جامعه شده و تأثیر بسزایی در جذب مخاطب (فروش) دارد. در واقع میزان پرداختن به موضوع مهم است و نه خود موضوع. ازاین‌رو در این نمایش بدون افتادن در دام ابتذال‌های رایج جنسی به‌قدر لزوم در داستان گنجانده شده و کمی هم از شرایط رایج وام‌گرفته است که قابل‌تعمق است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امیدوارم این کار سرآغاز کارهای مثبت دیگر این مجموعه باشد و باز هم کارهای بهتری از آن‌ها روی صحنه بیاید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%a7%da%a9-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%86%d8%af%db%8c-%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">روناک سالاروندی‌زاده</a>، فعال فرهنگی &#8211; مونترآل</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نظامی را در دوران دبیرستان شناختم؛ با خسرو و شیرینش. خسرو و شیرین زمانی برایم مهم‌تر شد که فهمیدم در چندکیلومتری شهر زادگاهم کرمانشاه آثار قلم‌تراش‌های فرهاد کوه‌کن بر کتیبهٔ بیستون نقش بسته است. از آن زمان نظامی و شعرهایش برایم زنده‌تر و ملموس‌تر شدند؛ قسمتی از هویت منِ نوجوان شدند و نظامی را در زندگی‌ام جاری دیدم. یکی از خصوصیات ادبیات کلاسیک ماندگاری همیشگی آنان است. ادبیات کلاسیک زمان ندارد، در روح زمانه جاری است حتی اگر بر اثر غفلت آموزش‌وپرورش بر زبان نسل جدید جاری نباشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متأسفانه، نسل‌های بعد از من بر اثر این غفلت زیان‌بار از ادبیاتش، از هویتش محروم مانده است. دسترسی به این اثر برای این نسل‌ها سخت شده است. ما دیگر نقالی نداریم که برایمان قصه‌های قدیمی را در قلب تپندهٔ شهر و محل گردهمایی شهروندان یعنی قهوه‌خانه‌ها بازخوانی کند. امروزه اما قهوه‌خانه‌ها به رادیوها و تلویزیون‌ها و فضای مجازی تغییر شکل داده‌اند. قصه‌گوها هم البته که بدسلیقه شده‌اند و راز و رمز قصه‌گویی را گم کرده‌اند. قصه‌هایی نه انسانی و نه از آن هویت خود بلکه قصه‌هایی ساختگی طرح می‌کنند؛ قصه‌های دروغین گوش‌آزار. مخاطبِ بهوشِ نسل نو که قدرت تشخیص واقعی و ناواقعی را دارد، چاره‌ای جز تحمل قصهٔ بد ندارد چرا که به هویتی هرچند دروغین برای زیست خود نیاز دارد. در این میان اما تعدادی انگشت‌شمار قصه‌گوی خوب هم به وجود آمده‌اند که باهوش و درایت خود این حفره را کشف کرده و در پی پرکردن آن برآمده‌اند. اینان ادامه‌دهندگان راه همان نقال‌های استاد و کاربلدند و میزان تأثیرگذاری کارشان کم از آنان نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از این استادان کاربلد بنفشه طاهریان است. بنفشه را از طریق پادکست «چای با بنفشه» می‌شناسم. پادکستی که راوی اشعار نظامی گنجوی، شاعر بزرگ ایرانی قرن ششم، است و هدفش زنده‌نگه‌داشتن این اشعار در ذهن نسل امروزی است. بنفشه بازیگر و کارگردان تئاتر نیز است و فن بیان و بازیگری‌ای که از تئاتر با خود دارد، قدرت و تأثیر قصه‌گویی‌اش را چندین برابر کرده است. او اخیراً نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» را به‌همراهی مشاور ادبی‌اش، دکتر فرشید سادات‌شریفی، بر اساس داستان خسرو و شیرین نظامی به روی صحنه برده است. زمانی که شنیدم بنفشه در مقام کارگردان و تنها بازیگر این نمایش می‌خواهد چنین کار بزرگی را به روی صحنه ببرد، سریع در جستجوی زمان و مکان نمایش و تهیهٔ بلیت برآمدم. همه جان چشم شدم و برای روز اجرا لحظه‌شماری کردم. هم‌زمان که به توانمندی او ایمان داشتم، در دلم دل‌شورهٔ شدیدی داشتم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌دانستم بنفشه راه سختی را طی کرده و در این راه با کلی دست‌انداز و مانع روبرو شده است. جامعهٔ سنتی با باورهای قدیمی اجازهٔ نزدیک‌شدن به آثار کلاسیک را به او ندادند و منتقد جدی کارهایش بودند. به‌باور آن‌ها آثار نظامی و همهٔ بزرگان ادبیات باید در کتابخانه‌ها و موزه‌ها نگهداری شوند غافل از اینکه همین نوع تفکر باعث دورماندن نسل جدید از ریشه و اصالتش است. به‌باور سنتی به این آثار نه‌تنها که نباید نزدیک شد بلکه هرگونه شوخی و طنز با آن‌ها پذیرفته نشده و دون شأن است. اما بنفشه باور دارد که برای معرفی این ادبیات به نسل جدید اتفاقاً باید از این تفکر سنتی گذر کرد. باید این بت را شکست و این ادبیات را با زبان طنز و به‌شکل امروزی به انسان جوان امروزی شناساند که قصهٔ آدمیزاد از گذشته هر چه که بوده همان است. بنفشه برای انجام این مهم به شجاعت زیاد، مهارت و تمرین و مبارزه احتیاج داشت. او برای اثبات حرفش و اجرای ایده‌اش در نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» ابتدا به یک نمایشنامهٔ خوب احتیاج داشت که با وفاداری به اشعار نظامی بزرگ بتواند با طنزِ به‌اندازه و درست با داستان خسرو و شیرین شوخی کند و ادبیات کهن را به دنیای مدرن و زبان نوجوان امروزی پیوند بزند. دوم به بازیگری توانا که راه‌ورسم قصه‌گویی را بلد باشد و بتواند یک‌تنه با یک صحنه با یک میزانسن ثابت و حداقل دکور و نور و موسیقی به‌مدت نود دقیقه مخاطب ایرانی و غیرایرانی با تفاوت نسلی گوناگون را روی صندلی بنشاند. با خود گفتم: نتیجهٔ این کار یا یک نمایش درجهٔ یک است که می‌تواند تفکر سنتی را شکست دهد و راه خود را به میان نسل جوان پیدا کند یا شکست مطلق و اثبات درستی تفکر سنتی است. وظیفهٔ بنفشه سنگین و راهش سخت و ناهموار بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روز اجرا به‌همراه دو دوست کانادایی به سالن تئاتر رفتیم. دل‌شوره به اوج خود رسیده بود. وظیفهٔ بنفشه این بار سنگین‌تر هم شده بود. قانع‌کردن مخاطب غیرایرانی برای دیدن اثری کلاسیک از ادبیات فارسی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چراغ‌ها خاموش و بنفشه با نور ظاهر شد. او راوی داستان خسرو و شیرین بود. چنان گیرا داستان را شروع کرد و ادامه داد که نفس‌ها در سینه حبس شده بود. تا لحظهٔ مرگ فرهاد پلک نمی‌زدم و متوجه اطرافم نبودم. غرق در نمایش و سوگواری برای فرهاد قصه بودم که صدای مویه‌های دوست کانادایی در صندلی کناری، من را متوجه زمان حال کرد. نمی‌دانستم برای فرهاد گریه کنم یا اشک شوق برای بنفشه بریزم که کارش این‌قدر جذاب و گیرا از کار درآمده بود. زمانی که از شیرین و رقیبش شکر در برابر عشق خسرو می‌گفت، قدرت و شجاعت و مبارزهٔ شیرین را در چشم‌هایش، در اشک‌هایش، در تک‌تک سلول‌های بدنش حس کردم. گویی بنفشه قصه‌ای را تعریف می‌کرد که آن را زندگی کرده بود و بلد بود. ناخودآگاه یاد راه پر از فرازونشیبی که طی کرده بود تا حرفش را به سنت بقبولاند، افتادم. یاد سنگ‌اندازهای شکرگون که سعی در محوکردن شیرین داشته‌اند و شیرین چه مبارزه‌ها که برای به‌دست‌آوردن عشقش نکرد. بنفشه، شیرین بود که خود را به شکرها ثابت کرد. بی‌شک نتیجهٔ مبارزه‌اش پیروزی بود. بنفشه توانست ادعایش را ثابت کند و راهش را به دل‌های جوانان نسل امروز که تشنهٔ وصال به هویت اصلی‌شان‌اند، باز کند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/10/31/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/">دیدگاه‌های دو تن از تماشاگران نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» در مونترآل</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/10/31/%d8%af%db%8c%d8%af%da%af%d8%a7%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%aa%d9%86-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b4%d8%a7%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23963</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بنفشه طاهریان: ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 30 Oct 2024 02:00:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[بنفشه طاهریان]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[نمایش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23953</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور عکس‌ها از: نسترن پورطاهريان باخبر شدیم بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» را که سال گذشته در چند شهر آمریکای شمالی به روی صحنه برده است، در سوم نوامبر ۲۰۲۴ این نمایش را در سالن...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/">بنفشه طاهریان: ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">عکس‌ها از: <span style="font-weight: 400;">نسترن پورطاهريان</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">باخبر شدیم بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» را که سال گذشته در چند شهر آمریکای شمالی به روی صحنه برده است، در سوم نوامبر ۲۰۲۴ این نمایش را در سالن مک‌یوئنِ کی‌میک سنتر در وست ونکوور برای نخستین‌بار به روی صحنه خواهند برد. به‌همین مناسبت گفت‌وگویی با ایشان داشتیم تا دربارهٔ این نمایش بیشتر بدانیم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سلام خانم طاهریان عزیز، با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، خوشحال خواهیم شد در ابتدای این گفت‌وگو کمی دربارهٔ پیشینهٔ هنری‌تان، در ایران و کانادا، برایمان بگویید. </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من در سال ۲۰۱۱ با پیشینهٔ گویندگی و مدیریت دوبلاژ و وبلاگ‌نویسی به‌عنوان یک سرگرمی، به کانادا مهاجرت کردم. در سال ۲۰۱۲ در جشنوارهٔ تیرگان تورنتو بخش مجریان جشنواره را راه‌اندازی کردم و از سال ۲۰۱۳ به‌طورجدی به سراغ بازیگری رفتم و در کنار بازیگری، مینیمال‌هایی از زندگی روزمره را که می‌نوشتم در قالب فایل‌های صوتی یا اجرای روی صحنه منتشر می‌کردم. در سال ۲۰۱۶ فیلم کوتاه هفت‌دقیقه‌ای به نویسندگی و بازیگری خودم تهیه کردم به‌نام «سیمرغ» که در رسانه‌های اجتماعی با استقبال بسیار خوبی روبه‌رو شد. سال ۲۰۱۸ به‌زبان انگلیسی روی صحنهٔ تئاتر رفتم و بازی من مورد توجه یکی از سخت‌گیرترین منتقدان کانادایی به‌نام گلِن سامی (Glenn Sumi) قرار گرفت و در سال ۲۰۲۰ و با شروع قرنطینهٔ کرونا، پادکست «چای با بنفشه» را منتشر کردم. در حال حاضر به‌عنوان نویسنده، بازیگر و گوینده به دو زبان فارسی و انگلیسی در زمینه‌های مختلف فعالیت می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد تصمیم گرفتید پادکست «چای با بنفشه» را آغاز کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من باور دارم ملتی که قصه‌های خودش را بلد نیست، یک روز به خودش می‌آید و می‌بیند لابه‌لای قصه‌های ملت‌های دیگر گم شده است. من به‌عنوان یک هنرمند ایرانی مهاجر می‌خواستم کاری ولو کوچک برای شناساندن فرهنگ و هنر ایران به ایرانیان و غیرایرانیان انجام بدهم.</span><span style="font-weight: 400;"> سال ٢۰١٧ به‌طور اتفاقی با نظامی گنجوی و آثارش آشنا شدم. </span><span style="font-weight: 400;">نظامی نویسنده‌ای آوانگارد و جلوتر از زمان خودش است که به‌روزبودنِ داستان‌های پرکششی که نوشته، آدم را متحیر می‌کند. داستان‌ها انگارنه‌انگار هزار سال پیش نوشته شده‌اند بلکه گویی همین دیروز اتفاق افتاده و نوشته شده‌ باشند و خواندنشان به آدم درس زندگی می‌دهد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نظامی خداوندگار داستان‌پردازی عاشقانهٔ ایرانی است که نه‌تنها برای عشق احترام و ارزش زیادی قائل است، بلکه زنان دانا و توانا در داستان‌هایش نقشی پررنگ و جایگاهی بالا و منصفانه دارند.</span><span style="font-weight: 400;"> من آن‌چنان تحت‌تأثیر این داستان‌ها قرار گرفتم که با شروع قرنطینهٔ کرونا از فرصت خانه‌نشینی استفاده و پادکست «چای با بنفشه» را منتشر کردم. برای من خیلی مهم بود که داستان‌ها را آن‌طور که خودم دوست داشتم بشنوم، یعنی ساده و آسان و قابل‌درک، تعریف کنم. در نتیجه در پادکست در کنار خوانش اشعار، داستان‌ها را به‌زبان ساده و امروزی با توضیحات جانبی و همراه با شوخی‌هایی که برای شنوندهٔ امروز قابل‌درک و جذاب باشد، تعریف می‌کنم. در فصل اول پادکست، داستان خسرو و شیرین را تعریف کردم و در حال حاضر در فصل دوم هفت‌پیکر را دارم تعریف می‌کنم که رو‌به‌پایان است.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23957" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT5.jpg?resize=500%2C499" alt="ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت #هنر #تئاتر #نمایش #ادبیات #کانادا #ونکوور" width="500" height="499" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT5.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT5.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT5.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT5.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چرا به‌عنوان اولین داستان دنباله‌دار برای اجرا در این پادکست، داستان «خسرو و شیرین» را انتخاب کردید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به دو دلیل. اول به‌خاطر شیرینِ نظامی. من فکر می‌کنم اگر ما ایرانیان قرار باشد از بین شخصیت‌های داستان‌هایمان یک زن را به‌عنوان الگو به نوجوانان معرفی کنیم، قطعاً این شخصیت شیرین است. نظامی به‌طرزی حیرت‌انگیز شیرین را زنی باورپذیر، سرشار از زیبایی بیرونی و درونی و توانمند رقم زده است. خودِ نظامی در انتهای این منظومه می‌گوید داستان خسرو و شیرین را به‌عشق همسرش آفاق نوشته که برایش مثل شیرین بوده و خیلی زود از دستش داده. شیرین تیرانداز و طناز است؛ خوش‌سخنی است که کسی حریف کلامش نمی‌شود؛ شکارچی و سوارکاری بی‌نظیر است؛ و از همه مهم‌تر زنی صبور و بااستقامت است که می‌داند از زندگی چه می‌خواهد و چه نمی‌خواهد و به‌سمت خواسته‌اش حرکت می‌کند. این داستان در واقع برجسته‌ترین داستان عاشقانه و اروتیک ایرانی به‌زبان شعر، در ستایش عشق و زن است، اما متأسفانه شاید بشود گفت چون خسرو پادشاه ساسانی زرتشتی است و نظامی این داستان را در زمانی می‌نویسد که اعراب مسلمان بر ایران سلطنت می‌کنند و جامعه بسیار مردسالار است، علی‌رغم اینکه داستان با استقبال خوبی روبرو می‌شود اما با گذشت زمان، جامعه شخصیت شیرین و خسرو را بسیار کم‌رنگ و شخصیت فرهاد را پررنگ می‌کند. ایرانیان همه می‌دانند که فرهاد چطور مرد، اما تعداد کسانی که از سرنوشت شیرین باخبرند، بسیار کم است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دلیل دوم اینکه به‌نظر من داستان خسرو و شیرین جذاب‌ترین و پرکشش‌ترین داستان آوانگارد عاشقانهٔ ایران است. شما در این داستان روند بزرگ‌شدن و پخته‌شدن یک هوس و عشق در نگاه اول و تبدیلش به یک وفاداری عاشقانه را می‌بینید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23956" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT4.jpg?resize=500%2C500" alt="ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت #هنر #تئاتر #نمایش #ادبیات #کانادا #ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT4.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT4.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT4.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT4.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که سال گذشته تصمیم گرفتید داستان «خسرو و شیرین» نظامی را با عنوان «از هوسنامه تا وفانامه» یک‌تنه به روی صحنه ببرید؟ چه مدت روی این پروژه کار کردید تا آن را برای اولین اجرا آماده کنید؟ و تاکنون در چه شهرهایی اجرا داشته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من از روزی که با نظامی آشنا شدم و داستان پرفرازونشیب خسرو و شیرین را خواندم، با خودم تصمیم گرفتم هر جوری که بلدم و می‌توانم هر روز یک ایرانی یا غیرایرانی را به شنونده‌های این داستان اضافه و قصهٔ شیرین را برایش تعریف کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از اینکه داستان خسرو و شیرین را در طی سه سال بی‌وقفه تحقیق و نوشتن و اجرای هم‌زمان در شصت قسمت در پادکست تعریف و تمام کردم و با استقبال بسیار خوب شنونده‌ها روبه‌رو شدم، به این نتیجه رسیدم که پادکست به‌تنهایی کافی نیست و باید این داستان را روی صحنه هم ببرم و علی‌رغم اینکه تبدیل این داستان به نمایش کاری نشدنی به نظر می‌رسید، اما تصمیم گرفتم دل به دریا بزنم و این کار را انجام بدهم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همین شد که رفتم سراغ نوشتن نسخهٔ نمایشی. از نوشتن نمایشنامه تا روی‌صحنه‌بردنش حدود پنج ماه زمان برد. </span><span style="font-weight: 400;">این اولین‌بار در تاریخ‌ادبیات، نمایش و موسیقی ایران است که منظومهٔ ۶٬۵۰۰ بیتی «خسرو و شیرین»، در یک اجرای وفادار به متن، به‌صورت کامل و بدون سانسور به روی صحنه می‌رود و برای من به‌عنوان نویسنده خیلی مهم بود که به متن اصلی وفادار بمانم و یک بار این داستان را از اول تا آخر تعریف کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش از «هوسنامه تا وفانامه» برای اولین‌بار در جشنوارهٔ تیرگان تورنتو ٢۰٢٣ روی صحنه رفت و بعد، اجراهای متعدد و بسیار موفق در کانادا در شهرهای تورنتو، واترلو، مونترآل و اتاوا داشت. همچنین در آمریکا در سه شهر اورنج کانتی، سن دیه‌گو و لس آنجلس روی صحنه رفتم که آنجا هم با استقبال بسیار خوب تماشاگران همراه شد. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone wp-image-23955 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT3.jpg?resize=500%2C500" alt="ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت #هنر #تئاتر #نمایش #ادبیات #کانادا #ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT3.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT3.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT3.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT3.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه کسانی در طرح و اجرای پادکست «چای با بنفشه» و به‌ویژه نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» با شما همکاری دارند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اجرای پادکست من تهیه‌کننده، نویسنده و گویندهٔ پادکست هستم. مشاور ادبی پادکست، دکتر فرشید سادات‌شریفی است، آهنگ‌سازان کورش بابایی و دانیال شیبانی هستند و ادیت و میکس صدا هم با مهلا دیانی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و عوامل نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» هم (علاوه بر تیم پادکست) این عزیزان‌اند: مدیر صحنه: کاوه فرهادی؛ مدیر هماهنگی: نسرین خاتم؛ دستیار هماهنگی: دریا امامی؛ طراح صدا و موسیقی: مهرسا رهنما؛ گرافیست: تینا رحیم‌زاده، و طراح لباس و تاج: نسرین سلحشور.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً از همکاری دکتر سادات‌شریفی در این زمینه و نقش ایشان بیشتر بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">آشنایی با دکتر سادات‌شریفی و همکاری با ایشان در واقع یکی از خوش‌اقبالی‌های من در زندگی به حساب می‌آید. ایشان مشاور ادبی پادکست «چای با بنفشه» هستند. ازجمله اینکه من در پنج سال گذشته برای اینکه مطمئن باشم در خوانش و یا تفسیر ابیات کمترین اشتباهی وجود ندارد، هر اپیزود را بعد از ضبط و آماده‌سازی، اول برای ایشان فرستادم که بشنوند.</span><span style="font-weight: 400;"> و تا امروز که صد و شانزده قسمت از پادکست منتشر شده، هیچ اپیزودی را من بدون تأیید ایشان منتشر نکرده‌ام. از نکته‌های مهم همکاری با دکتر سادات‌شریفی این است که در کنار دانش بسیار بالایی که در ادبیات فارسی دارند، برخلاف خیلی از استادان (که با مدرن و امروزی کردن داستان‌های کهن مخالف‌اند) ایشان نه‌تنها موافق‌اند بلکه از کسانی‌اند که به کاربردی‌کردن ادبیات باور دارند و برایش زحمت بسیار می‌کشند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌علاوه در نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» هم ایشان در کنار خانم‌ها پگاه گنجی و سارا اندرسون ترجمهٔ نمایش به زبان انگلیسی را به عهده داشته‌اند که یکی از نقاط قوت نمایش به حساب می‌آید. در این ترجمه، هم به حفظ شاعرانگی شعرها دقت شده و هم در حفظ شوخی‌ها و انتقال مفهوم زبان روزمره کوشش فراوان به‌عمل آمده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما در این اجرای زندهٔ یک ساعت و نیمه، کار دشوار اجرای پانزده نقش مختلف را بر عهده دارید. چقدر این کار را به نقالی سنتی نزدیک می‌دانید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نقالی سنتی، بیشتر پیرامون داستان‌های حماسی و پهلوانی است و نقال در نقش راوی، قصه‌ای را به زبان شعر تعریف می‌کند. نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» نه نقالی است، نه شب شعر و نه استندآپ‌کمدی. من باور دارم که ما برای حفظ و نشر فرهنگ و هنر ایران باید جسورانه شیوه‌های جدید داستان‌گویی را به کار ببندیم تا مخاطب امروز را به شنیدن داستان‌های کهن علاقه‌مند کنیم. درنتیجه این نمایش یک ساختارشکنی در اجراهای نمایش‌های سنتی بر پایهٔ شعر کهن ایرانی به حساب می‌آید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعیت این است که شما امروز از هرکس دعوت کنید تا با شما به تماشای نمایشی بیاید که قرار است یک نفر در نود دقیقه داستان خسرو و شیرین را تعریف کند، بلافاصله دعوتتان را به‌بهانهٔ کسل‌کننده‌بودن رد می‌کند، اما من در این نمایش با تکیه‌ بر سابقهٔ نویسندگی در پادکست و مشاهدهٔ علاقهٔ شنوندگان به سبک داستان‌گویی‌ام و همین‌طور با توجه‌ به سابقهٔ گویندگی و بازیگری در نقش‌های کاملاً متفاوت، با تغییر صدا و فیزیک بدنم در پانزده نقش چنان مخاطب را درگیر می‌کنم که متوجه گذر زمان نمی‌شود. هر شخصیت این داستان صدای متفاوتی دارد و شکل و نحوهٔ حرکت بدنش با دیگری فرق می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در اجراهایی که تاکنون داشته‌اید، بازخورد تماشاگران چه بوده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بسیار عالی و شگفت‌زده. من همان‌طور که در پادکست می‌شنوید، شعر نظامی را لابه‌لای قصه‌ای که به زبان محاوره تعریف می‌کنم، می‌پیچم. در این نمایش هم مخاطب بعد از نود دقیقهٔ نفس‌گیر که خندیده، گریه کرده، مضطرب و عاشق شده، باورش نمی‌شود قصه‌ای شنیده که شعرش هزار سال پیش نوشته شده و نود دقیقه به یک نفر گوش کرده و پلک نزده است.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چرا این نمایش محدودیت سنی (۱۶+) دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نظامی شاعر اروتیک عاشقانه‌های ایرانی است که تنانگی را با تمام جزئیات، بسیار هوشمندانه بدون پرده‌دری، بلکه لطیف و شاعرانه چنان تعریف می‌کند که هوش از سر آدم می‌برد. جنبه‌ای که متأسفانه غالباً ازش بی‌خبرند.</span><span style="font-weight: 400;"> شما اگر قرار باشد خسرو و شیرین نظامی را وفادار به متن بدون حذف شخصیت‌ها و به‌همان شیرینی که نوشته شده روی صحنه ببرید، چاره‌ای ندارید جز اینکه از لذت تن روی صحنه حرف بزنید. این نمایش صحنه‌های اروتیکی دارد که من هم مثل نظامی بدون پرده‌دری اجرایشان می‌کنم و بی‌نهایت خوشحال می‌شوم وقتی می‌بینم بعد از اجرا نوجوانان ۱۷-۱۸ ساله نه‌تنها با کار ارتباط برقرار کرده‌اند، بلکه بسیار دوستش داشته‌اند. </span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23958" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT6.jpg?resize=333%2C500" alt="ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم گفت‌وگو با بنفشه طاهریان، نویسنده، گوینده، و بازیگر ساکن تورنتو، به‌بهانهٔ اجرای نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» که در ماه نوامبر در ونکوور به‌روی صحنه خواهد رفت #هنر #تئاتر #نمایش #ادبیات #کانادا #ونکوور" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT6.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/10/BT6.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>طبعاً طرح و اجرای چنین کاری بسیار پرهزینه است؛ آیا از حمایت‌های دولتی و غیردولتی‌ای هم برخوردار بوده‌اید؟ اگر افراد یا کسب‌وکارهایی مایل به حمایت باشند، چه باید بکنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متأسفانه، تا این لحظه پادکست و نمایش هیچ‌کدام از حمایت مالی دولتی برخوردار نبوده‌اند و تولیدشان با سرمایهٔ شخصی من و همراهی بی‌چشمداشت تیم برگزارکننده بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش در بعضی از شهرها حامیان مالی داشته مثلاً برای اجرای ونکوور دو نفر از شنونده‌های قدیمی پادکست به نام Condesa Jewelry  و Merit Electric  لطف کرده و حامیان مالی این نمایش شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و جا دارد اضافه کنم که در کنار حمایت مالی، یکی از شیرین‌ترین و آسان‌ترین راه‌های حمایت از این نمایش خرید بلیت نمایش و معرفی‌اش به دیگران است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر دوستانی علاقه‌مند به پشتیبانی از پادکست یا نمایش باشند، می‌توانند با آدرس ایمیل زیر با ما تماس بگیرند تا اطلاعات برایشان ارسال شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="mailto:info@chaibabanafsheh.com"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">info@chaibabanafsheh.com</span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>و در آخر، اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، بفرمایید. </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پادکست «چای با بنفشه» و نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» ادای دین من به‌عنوان یک ایرانی مهاجر به فرهنگ و هنر کشوری است که به‌قول نظامی برایش: «همه عالم تن است و ایران دل» اما حفظ و نشر فرهنگ و هنر یک ملت کار یک نفر نیست. همت یک ملت را می‌طلبد. ما ایرانیان با آنچه که می‌سازیم، ایرانی هستیم. نمایش «از هوسنامه تا وفانامه» نمايشى ساختارشکن و جسورانه است که من در حال حاضر نمی‌توانم در ايران روى صحنه ببرم اما به‌عنوان یک مهاجر ایرانی امیدوارم از طرف مهاجرانی که سختی مهاجرت را به جان خریده‌اند تا فردا بچه‌هایشان آينده روشن‌تری داشته باشند و هم خودشان و هم بچه‌هایشان سرشان را بالاتر بگيرند و چيزى براى باليدن داشته باشند، مورد استقبال قرار بگیرد. </span><span style="font-weight: 400;">ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">داستان خسرو و شیرین جواهری گران‌بها و سرمایهٔ ملی ایرانیان است که در پستوها خاک می‌خورد. من با اجرای این نمایش از این جواهر گردوغبار گرفته و بر تاجی سوارش کرده و بر سرم گذاشته‌ام. من با هربار پا روی صحنه‌گذاشتن و تعریف این داستان، این جواهر را به تماشاگران نشان می‌دهم</span><span style="font-weight: 400;"> و در انتهای نمایش وقتی به مردم تعظیم می‌کنم، با دیدن برق در چشم‌های تک‌تکشان خیالم راحت می‌شود که تکه‌ای از این جواهر در قلبشان و تکه‌ای چون تاج برای همیشه بر سرشان خواهد ماند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/">بنفشه طاهریان: ما ایرانیان مهاجر اگر داستان‌های خودمان را بلد نباشیم، لابه‌لای داستان‌های دیگران گم می‌شویم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/10/29/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%86%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23953</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-13 02:29:56 by W3 Total Cache
-->