<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>امیرنعیم حسینی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%B9%DB%8C%D9%85-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/امیرنعیم-حسینی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 26 Mar 2026 17:42:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>امیرنعیم حسینی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/امیرنعیم-حسینی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>تجلی پایداری از رهگذرِ هنر، شبکه‌سازی و چندگونگی؛ به پیشواز جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/10/13/%d8%aa%d8%ac%d9%84%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%87%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/10/13/%d8%aa%d8%ac%d9%84%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%87%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 Oct 2025 15:36:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Blackout Art Society]]></category>
		<category><![CDATA[STAND Festival]]></category>
		<category><![CDATA[امیر نعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنوارهٔ استند]]></category>
		<category><![CDATA[سها سناجو]]></category>
		<category><![CDATA[فستیوال استند]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[ندا مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25566</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – نورث ونکوور  نوامبر امسال پنجمین جشنوارهٔ STAND (مخفف Strength Through Art, Network &#38; Diversity) برگزار می‌شود؛ رویدادی که از دل تجربهٔ مهاجرت زاده شد و امروز به یکی از جشنواره‌های معتبر هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو در ونکوور و ورای آن تبدیل شده است. استند، نه‌تنها یک جشنوارهٔ نمایشی است، بلکه جنبشی فرهنگی‌ست برای پیوند میان جامعهٔ میزبان و تازه‌واردان، میان زبان‌های گوناگون و تجربه‌های مشترک انسانی. آغاز راه؛...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/13/%d8%aa%d8%ac%d9%84%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%87%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/">تجلی پایداری از رهگذرِ هنر، شبکه‌سازی و چندگونگی؛ به پیشواز جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – نورث ونکوور </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">نوامبر امسال پنجمین جشنوارهٔ STAND (مخفف </span><i><span style="font-weight: 400;">Strength Through Art, Network &amp; Diversity</span></i><span style="font-weight: 400;">) برگزار می‌شود؛ رویدادی که از دل تجربهٔ مهاجرت زاده شد و امروز به یکی از جشنواره‌های معتبر هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو در ونکوور و ورای آن تبدیل شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">استند، نه‌تنها یک جشنوارهٔ نمایشی است، بلکه جنبشی فرهنگی‌ست برای پیوند میان جامعهٔ میزبان و تازه‌واردان، میان زبان‌های گوناگون و تجربه‌های مشترک انسانی.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>آغاز راه؛ از ایده تا نهادی فرهنگی</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">در گفت‌وگویی که در سال ۲۰۲۳ با امیرنعیم حسینی و سها سناجو، </span><span style="font-weight: 400;">هنرمندان ساکن ونکوور و پایه‌گذاران جشنوارهٔ سالانهٔ استند، <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">داشتیم</a> (می‌توانید این گفت‌وگو را  در <strong><a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">اینجا</a></strong> بخوانید)، آنان</span><span style="font-weight: 400;"> اشاره کردند که انگیزهٔ شکل‌گیری استند از نیاز به «ایجاد فضای فرهنگی و هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو» سرچشمه گرفت؛ فضایی که به‌جای رقابت، بر گفت‌وگو و همکاری استوار باشد. یکی از نخستین دغدغه‌های پایه‌گذاران استند، پرکردن خلأیی در فضای هنری اجتماعیِ ایران‌تبارها و دیگر جوامع مهاجر بود؛ فضایی که نه لزوماً حرفه‌ای، بلکه قابل‌دسترس و معنادار باشد. این تفکر ناشی از تجربهٔ فعالان هنری مهاجر بود که مواجهه با موانع مالی، زبانی، شبکه‌سازی و دیده‌شدن را در جامعهٔ میزبان تجربه کرده‌اند. استند تلاش می‌کند این موانع را به چالش بکشد و به جنبه‌ای از «نمایشِ روایت مهاجرت» تبدیل شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">استند از آغاز (نوامبر ۲۰۲۱) تاکنون، صرفاً نمایش اجرای هنرمندان نیست، بلکه ترکیبی از نمایش‌ها، کارگاه‌ها، گفت‌وگوها، شبکه‌سازی و هنر مشارکتی است. مفهوم «هنر، شبکه‌سازی، چندگونگی» به‌معنای دعوت به همبستگی، تبادل تجربه و پذیرفتن تفاوت‌هاست. هدف اصلی، فراهم‌کردن پلتفرمِ دیده‌شدن است، نه‌صرفاً برای بهترین‌ها، بلکه برای همهٔ کسانی که نیاز به شنیده‌شدن دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">با گذشت هر دوره، استند بر تعداد اجراها، تنوع ژانرها و همکاری با نهادهای فرهنگی محلی افزوده است. در سال‌های نخست، جشنواره با چند اجرای کوچک تئاتر و رقص در ونکوور آغاز شد، اما به‌تدریج به رویدادی چندرشته‌ای با کارگاه‌ها، نشست‌های آموزشی و نمایشگاه‌های مشارکتی تبدیل شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>افتتاحیه‌ای صمیمی و دلنشین در پرزنتیشن هاوس</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">جشن آغاز به کار پنجمین جشنوارهٔ سالانهٔ استند، عصر جمعه ۳ اکتبر ۲۰۲۵ در سالن اصلی پرزنتیشن هاوس برگزار شد. گردانندگی برنامه را هانا کووار، هماهنگ‌کنندهٔ امور ارتباطات جشنواره، به عهده داشت. در این برنامه، که با اجرای آواز بومی توسط وِس نهانی، از اعضای اقوام اسکوامیش، آغاز شد، علاوه بر معرفی برنامه‌های جشنواره و سخنرانی‌های ندا مجیدی، مدیر اجرایی جشنواره، و کلتی فورسایت، مدیر هنری پرزنتیشن هاوس، دو اجرای موسیقی، توسط شیامنگ گوئو و پیکو ماساکی در بخش اول و یک اجرای رقص فلامنکو توسط جولی تریانا و گروه او پس از تنفس صورت گرفت و همهٔ این اجراها بسیار مورد استقبال و تشویق حاضران قرار گرفتند. شایان ذکر است که جولی تریانا و گروهش در تاریخ ۱ نوامبر، و شیامنگ گوئو به‌همراه یانیس هانگ پیانیست در تاریخ ۶ نوامبر در این جشنواره اجرا خواهند داشت. </span></p>
<figure id="attachment_25568" aria-describedby="caption-attachment-25568" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-25568" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/STAND_248.jpg?resize=640%2C512" alt="تجلی پایداری از رهگذرِ هنر، شبکه‌سازی و چندگونگیبه پیشواز جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵
- - - -
نوامبر امسال پنجمین جشنوارهٔ STAND (مخفف Strength Through Art, Network &amp; Diversity) برگزار می‌شود؛ رویدادی که از دل تجربهٔ مهاجرت زاده شد و امروز به یکی از جشنواره‌های معتبر هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو در ونکوور و ورای آن تبدیل شده است.

استند، نه‌تنها یک جشنوارهٔ نمایشی است، بلکه جنبشی فرهنگی‌ست برای پیوند میان جامعهٔ میزبان و تازه‌واردان، میان زبان‌های گوناگون و تجربه‌های مشترک انسانی...
#هنر #کانادا #ونکوور  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="512" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/STAND_248.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/10/STAND_248.jpg?resize=300%2C240&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-25568" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">تصاویری از مراسم افتتاحیهٔ جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵ در نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>پشتیبانی و پیام‌های رسمی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">در پیام‌های ارسالی به جشنواره، چهره‌هایی چون استیون گیلبو، وزیر میراث فرهنگی کانادا، اسپنسر چاندرا هربرت، وزیر روابط و مصالحه‌جویی با بومیان (وزیر پیشین فرهنگ، هنر و ورزش) بریتیش‌کلمبیا، کن سیم، شهردار ونکوور، لیندا بوکانان، شهردار نورث ونکوور، و مارک ساگر، شهردار وست ونکوور، بر نقش استند در تقویت همبستگی فرهنگی و الهام‌بخشی به جامعه تأکید کرده‌اند.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>استند ۲۰۲۵: بزرگ‌تر، متنوع‌تر، تأثیرگذارتر</b></span></h2>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">دورهٔ پنجم جشنوارهٔ استند با معرفی گسترده‌تر و سرمایه‌گذاری جدی‌تر از نهادهای دولتی و فرهنگی همراه شده است. جشنوارهٔ امسال شامل سه محورِ اجرا، آموزش و نمایشگاه به‌صورت هم‌زمان است و در سه سالن مختلف ونکوور بزرگ برگزار می‌شود. همچنین حضور حامیان ملی و استانی در کنار شهرداری‌ها و نهادهای هنری، نشان‌دهندهٔ مقبولیت و تأثیرگذاری فزایندهٔ این جشنواره است.</span></h2>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">جشنوارهٔ امسال طیف وسیعی از اجراها از هنرمندان مهاجری از نقاط مختلف جهان را در بر دارد: تئاتر مشارکتی، رقص معاصر، موسیقی الکترونیک و صوتی، رسیتال ساز باستانی، اجراهای داستانی و ترکیبی، و یک نمایشگاه هنرهای تجسمی تعاملی. در کنار این اجراها، کارگاه‌ها و نشست‌های آموزشی به مخاطبان عمومی و هنرمندان امکان می‌دهد مهارت و آگاهی خود را در رقص، بداهت حرکتی، فلامنکو، و نوشتن گرنت تقویت کنند.</span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">جشنوارهٔ امسال از ۱ تا ۱۰ نوامبر ۲۰۲۵ در سه مکان برگزار می‌شود:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">سالن انکس در ونکوور</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">مرکز رقص اسکوشیا بانک در ونکوور</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">و سالن پرزنتیشن هاوس در نورث ونکوور</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">نمایشگاه هنرهای تجسمی «The Migration of Objects» نیز از ۷ تا ۱۰ نوامبر در استودیوی پرزنتیشن هاوس به‌صورت ورود آزاد (همت عالی) برپا خواهد بود.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>برنامه‌های جشنواره</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>تئاتر:</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/theopposite" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">The Opposite / بالعکس</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — تجربه‌ای مشارکتی که مخاطب را در نقش پناه‌جویان کانادایی قرار می‌دهد. وارونگی نقش‌ها؛ اگر ونکوور میدان جنگ بود و به سوریه پناه می‌بردیم؟</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/wartime" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">A Dictionary of Emotions in Wartime</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — درامی چندرسانه‌ای دربارهٔ خاطرات روزهای آغازین جنگ اوکراین</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/mami" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Mami</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — مونو‌درامایی الهام‌گرفته از شعر «Me gritaron negra» دربارهٔ پیوند نسل‌ها و هویت سیاه‌پوستان</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/bananamusik" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Banana Musik</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — ترکیب موسیقی زنده و روایت شخصی مهاجران نسل دوم؛ نامه‌ای عاشقانه به والدین</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/chicachicaboomchic" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">To be or not to be Chica Chica Boom Chic</span></i></a> <span style="font-weight: 400;">— نمایشی کمدی و پرجنب‌وجوش که با ترکیب رقص، سخنرانی و بازی، تجربهٔ چندفرهنگی و چالش‌های هویت مهاجر را به شیوه‌ای شاعرانه و طنزآمیز روایت می‌کند.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>رقص:</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/lasmujeres" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Las Mujeronas</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — فلامنکوی چندفرهنگی با حضور هنرمندان لاتین در ونکوور؛ بازآفرینی مفهوم «خانه» و «ریشه»</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/collapse" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Collapse</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> و </span><a href="https://www.standfestival.com/fe" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">FE</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — دو اثر از کبک و مونترآل با محور مقاومت، تبعید و حافظهٔ جمعی</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/catrina" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">La Catrina and the Whispers of Flowers</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — دوئت مکزیکی با الهام از آئین «روز مردگان»</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/confinedspaces" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Confined Spaces, Boundless Movements</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — رقصی زنانه از گروه Chichak Performing Arts دربارهٔ زنان ایرانی که در تنگنا رقصیدند تا رها شوند.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>موسیقی و هنر صوتی:</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/forest" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Forest/Flux/Frequency</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — اثری چندرسانه‌ای دربارهٔ «طبیعت در حافظهٔ دیجیتال»</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/confusion" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Confusion</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — صدا‌منظره‌ای زنده از زندگی روزمره و زیست‌محیط شنیداری</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/ruanconcert"><i><span style="font-weight: 400;">The Voice of Ruan</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — رسیتال ساز کهن چینی «روآن» با دو لحن سنتی و مدرن</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><a href="https://www.standfestival.com/liham" target="_blank" rel="noopener"><i><span style="font-weight: 400;">Liham: A Song Cycle</span></i></a><span style="font-weight: 400;"> — اپرا/کنسرتی از جامعهٔ فیلیپینی کانادا دربارهٔ مهاجرت و تداوم فرهنگی</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>کارگاه‌ها:</b><b><br />
</b><span style="font-weight: 400;">از آموزش فلامنکو و بداهت حرکتی و رقص بومی ساحلی گرفته تا نگارش گرنت هنری، همه با هدف انتقال تجربه و دانش میان نسل‌ها و فرهنگ‌ها برگزار می‌شوند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">علاقه‌مندان می‌توانند در وب‌سایت جشنوارهٔ استند به برنامهٔ کامل جشنوارهٔ امسال از طریق لینک زیر دسترسی یابند:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span> <a href="https://www.standfestival.com/events2025"><span style="font-weight: 400;">https://www.standfestival.com</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>تیم برگزارکننده</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">جشنوارهٔ ۲۰۲۵ با مدیریت ندا مجیدی (مدیر اجرایی) و تیمی متشکل از شیلا امین، شیده طالبان، مهسا تقوی، هانا کووار، نینا رنلی، یاسمن حسینی، فرهاد ادیبی و ضیا صدر برگزار می‌شود.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>چشم‌انداز آینده</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پس از پنج سال، استند دیگر تنها یک رویداد نیست، بلکه شبکه‌ای از هنرمندان و شهروندان است که به‌جای دیوار، پلی میان فرهنگ‌ها می‌سازند. این جشنواره نشان داده است که هنر نه‌فقط زبان زیبایی، بلکه زبان بقا و همدلی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵، همان‌گونه که در بیانیهٔ آغازینش آمده است، می‌کوشد هنر را به ابزار ایستادن و مقاومت در برابر خاموشی بدل کند، جایی که هر حرکت، هر نغمه و هر داستان، گامی‌ست در مسیر همزیستی و امید.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/10/13/%d8%aa%d8%ac%d9%84%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%87%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/">تجلی پایداری از رهگذرِ هنر، شبکه‌سازی و چندگونگی؛ به پیشواز جشنوارهٔ استند ۲۰۲۵</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/10/13/%d8%aa%d8%ac%d9%84%db%8c-%d9%be%d8%a7%db%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b1%d9%87%da%af%d8%b0%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d8%8c-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%b3%d8%a7%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25566</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم &#8211; گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/04/15/%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d9%85-%da%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/04/15/%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d9%85-%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 16 Apr 2025 02:02:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[باران کوثری]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جاناتان ویلکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[جهانگیر کوثری]]></category>
		<category><![CDATA[رخشان بنی اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[رخشان بنی‌اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[شروین شهریاری]]></category>
		<category><![CDATA[فرهاد صوفی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کانون هنری بلک آوت]]></category>
		<category><![CDATA[کانون هنری بلک‌آوت]]></category>
		<category><![CDATA[مهدیار بیاضی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24745</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی &#8211; نورث ونکوور عصر یکشنبه، ۳۰ مارس ۲۰۲۵، مراسم نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان بنام ایرانی، در پرزنتیشن هاوس واقع در نورث ونکوور برگزار شد. در این برنامه که به‌همت کانون هنری بلک‌آوت برگزار شده بود، پیش از اجرای برنامهٔ اصلی، در سالن مجاور آمفی‌تئاتر این مجموعه، تصاویری از پشت صحنه‌های برخی فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد به نمایش گذاشته شده بود و شرکت‌کنندگان در این برنامه فرصت یافتند تا از نزدیک به گپ‌وگفت با این کارگردان...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/04/15/%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d9%85-%da%af/">نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم &#8211; گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عصر یکشنبه، ۳۰ مارس ۲۰۲۵، مراسم نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان بنام ایرانی، در پرزنتیشن هاوس واقع در نورث ونکوور برگزار شد. در این برنامه که به‌همت کانون هنری بلک‌آوت برگزار شده بود، پیش از اجرای برنامهٔ اصلی، در سالن مجاور آمفی‌تئاتر این مجموعه، تصاویری از پشت صحنه‌های برخی فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد به نمایش گذاشته شده بود و شرکت‌کنندگان در این برنامه فرصت یافتند تا از نزدیک به گپ‌وگفت با این کارگردان سرشناس بپردازند و با ایشان عکس یادگاری بگیرند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آغاز بخش اصلی برنامه، امیرنعیم حسینی، کارگردان هنریِ کانون بلک‌آوت تیاتر، که گردانندگی این برنامه را بر عهده داشت، ضمن تبریک سال نو و خوشامدگویی به حاضران اظهار خوشحالی کرد که رخشان بنی‌اعتماد، جهانگیر کوثری، و بسیاری از دوستان، آشنایان و هنرمندان شهر در سالن تئاتر پرزنتیشن هاوس گرد هم آمده‌اند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24748" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/1.jpg?resize=500%2C375" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/1.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حسینی در ابتدای سخنانش گفت: «ما در سرزمین‌های غصب‌شدهٔ مردمان ماسکوئیم، اسکوامیش و اِس‌لِی-واتوث هستیم، مخصوصاً که این ساختمان تاریخچهٔ خیلی جالبی دارد و اخیراً مدعی شده و تایتلش را از شهرداری نورث ونکوور پس گرفته است.» او افزود: «یادآوری این موضوع در شروع هر رویدادی که ما داریم، شاید به حافظهٔ ضعیف ما کمک کند تا جلوی اتفاقات مشابه را در آینده بگیرد. ما به مردمانی که از آب، خاک و هوای اینجا محافظت کرده‌اند و آن را به ما انتقال داده‌اند، احترام می‌گذاریم و قدردان این موضوع هستیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس امیرنعیم حسینی از حاضران دعوت کرد تا در ابتدا ویدئوی کوتاهی را که با استفاده از هوش مصنوعی از عکس‌های پشت صحنهٔ فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد درست شده، تماشا کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، حسینی از مهدیار بیاضی، که به‌عنوان نمایندهٔ دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان بی‌سی، در این جلسه حضور یافته بود، دعوت کرد تا به روی صحنه برود و لوحی را از طرف نخست‌وزیر به رخشان بنی‌اعتماد تقدیم کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهدیار بیاضی، مشاور ارشد وزیر کار، توسعهٔ اقتصادی و فناوری استان بی‌سی، گفت: «… اما امروز افتخار دارم که به‌عنوان یکی از دوستداران خانم بنی‌اعتماد اینجا باشم تا از طرف نخست‌وزیر استان، دیوید ایبی، گواهی تقدیری را به ایشان تقدیم کنم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24749" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/2.jpg?resize=375%2C500" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/2.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/2.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="(max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، او متن تقدیرنامه را به دو زبان انگلیسی و فارسی خواند، و سپس آن را به رخشان بنی‌اعتماد تقدیم کرد. ترجمهٔ فارسی متن تقدیرنامه از این قرار است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به عنوان نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، افتخار دارم که از تلاش‌های ارزندهٔ شما در عرصهٔ سینما قدردانی کنم. شما در طول دوران پرافتخار حرفه‌ای خود مسائل اجتماعی مهمی را به تصویر کشیده‌اید و صدای زنان و جوامع به‌حاشیه‌رانده‌شده در ایران را طنین‌انداز کرده‌اید. با روایت‌های پیچیده و تلفیقی منحصربه‌فرد از سینمای مستند و داستانی توانسته‌اید مبارزات شخصیت‌هایتان را به تصویر بکشید و پیچیدگی‌های جامعهٔ ایرانی را منعکس کنید. به‌عنوان بانوی اول سینمای ایران، تأثیری ماندگار بر صنعت سینمای جهان گذاشته‌اید و اطمینان دارم که داستان‌های شما برای نسل‌های آینده همچنان الهام‌بخش، تأمل برانگیز و دلگرم‌کننده خواهند بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با احترام، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخست وزیر استان بی‌سی </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیوید ایبی»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24750" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Eby.png?resize=382%2C500" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="382" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Eby.png?w=382&amp;ssl=1 382w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Eby.png?resize=229%2C300&amp;ssl=1 229w" sizes="auto, (max-width: 382px) 100vw, 382px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، فرهاد صوفی، فعال سیاسی و اجتماعی ساکن ونکوور، به‌دنبال معرفی کوتاه جاناتان ویلکینسون، نامزد حزب لیبرال از حوزهٔ نورث ونکوور، از ایشان دعوت کرد که به روی صحنه برود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ویلکینسون ابتدا پس از سلام و ابراز خوشحالی از بودن در آن جمع به‌زبان فارسی، و سپاسگزاری از فرهاد صوفی برای دعوت او به این برنامه، سخنانی به‌زبان انگلیسی ایراد کرد که برگردانش به‌این قرار است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«حضور خانم رخشان بنی‌اعتماد را در اینجا خوشامد می‌گویم. خانم بنی‌اعتماد، کار شما الهام‌بخش بسیاری در اینجا و در سراسر جهان بوده است. برای من هر روز پیش نمی‌آید حضور کسی را که مردم بانوی اول سینمای ایران می‌خوانندش، به نورث ونکوور خوشامد بگویم. تمرکز شما بر عدالت اجتماعی به‌ویژه حقوق مدنی و زنان اکنون بیش از هر زمان دیگری و به‌ویژه در این جامعه نهادینه شده است. نورث ونکوور و وست ونکوور بالاترین تمرکز جمعیت ایرانیان کانادایی را در این کشور دارد. فکر می‌کنم در واقع پس از تنها بخشی از تورنتو، دومین رتبه را داشته باشد. این جامعهٔ پویا جزئی جدایی‌ناپذیر از هویت نورث شور است و جامعه‌ای‌ست که مشتاق محافظت از آزادی‌هایی‌ست که ما در کانادا این امتیاز را داریم که از آن لذت ببریم. ما طی چند سال گذشته شاهد تغییرات مثبت زیادی در اینجا بوده‌ایم؛ رشد باورنکردنی جامعهٔ حرفه‌ای ایرانیان کانادا و گسترش فرهنگ ایرانی در سراسر نورث شور، به‌ویژه غذاهای عالی. ما همچنین لحظات بسیار سختی را با هم گذرانده‌ایم؛ هجوم اندوه درگذشت مهسا امینی، اتحادی که کل جامعهٔ ما پس از سرنگونی دهشتناک پرواز پی‌اس۷۵۲ که افراد زیادی در نورث شور تحت تأثیر آن قرار گرفتند، نشان داد. تاب‌آوری و قدرت در مواجهه با این رویدادها از ویژگی‌های جامعهٔ ایرانی کانادایی است. بنابراین بار دیگر، شما خانم بنی‌اعتماد، به نورث ونکوور خیلی خوش آمدید؛ به جامعه‌ای که چنین تأثیری روی آن داشته‌اید و کار شما به‌طور گسترده تحسین شده است. خوشحالم که برای [تجلیل از] سرگذشت و هنر خود که بسیاری را در سراسر این کشور وسیع تحت تأثیر قرار داده، اینجایید.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24751" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/3.jpg?resize=375%2C500" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/3.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/3.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جاناتان ویلکینسون در پایان سخنانش ابراز خوشحالی کرد که این فرصت را یافته تا چند کلامی در این برنامه سخن بگوید، ولی افزود ازآنجاکه برای کمپین انتخاباتی‌اش باید در چند برنامهٔ دیگر حضور یابد، مجبور است این نشست را زودتر ترک کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، فرهاد صوفی بار دیگر به پشت تریبون رفت و پس از خواندن متن تقدیرنامهٔ جاگمیت سینگ، رهبر حزب ان‌دی‌پی کانادا، آن را به رخشان بنی‌اعتماد تقدیم کرد. ترجمهٔ فارسی متن تقدیرنامهٔ یادشده از این قرار است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«بانو رخشان بنی‌اعتماد، این لوح سپاس از موفقیت هنری تقدیم می‌شود به شما برای فعالیت‌هایتان به‌عنوان کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس در نقش بانوی اول سینمای ایران. تعهد شما به پرداختن به مسائل عدالت اجتماعی، حقوق زنان و همچنین جوامع به‌حاشیه‌رانده‌شده ضمن ایجاد امید، چشم‌انداز جهانی فیلم را بسیار غنی کرده است. سپاس از شما برای تمام فعالیت‌هایتان.» </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24752" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/IMG_8740.jpg?resize=375%2C500" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/IMG_8740.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/IMG_8740.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24754" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Singh.jpg?resize=500%2C401" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="401" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Singh.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Singh.jpg?resize=300%2C241&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، صوفی همچنین یک اثر هنری مربوط به بومیان کانادا و نیز قابی که شعار «زن، زندگی، آزادی» را در بر گرفته بود، از طرف خود به ایشان تقدیم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامهٔ برنامه، فرهاد صوفی از شروین شهریاری، عضو شورای شهر نورث ونکوور، دعوت کرد تا سخنانی ایراد کند. شهریاری ضمن پوزش از اینکه فارسی‌اش به‌خوبی دیگر دوستان نیست، گفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«اولاً خیر مقدم می‌گویم از طرف شورای شهر و خانم لیندا بوکانان، شهردار شهر نورث ونکوور. خیلی خوش آمدید و ما افتخار می‌کنیم همین‌طور که گفتند، در حضور شما، بانوی اول سینمای ایران، هستیم. من مقداری که تحقیق کردم، واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم از کارهایی که شما کرده‌اید و کمی هم درک می‌کنم که چقدر سخت بوده است. موقعی که من دبیرستان می‌رفتم، سال ۱۹۸۲ یعنی ۴۳ سال پیش، دورهٔ سیاهی بود و اصلاً زنان که به‌کنار، حتی برای مردها هم، از نظر آزادی و این مسائل هیچ‌چیز نبود. یادم است معلمی داشتیم که همچنان کراوات می‌زد. او از آن دورهٔ قبل از انقلاب کراوات می‌زد و این‌‌ها که آمدند، به او گفتند از این به‌بعد دیگر نمی‌توانی اینجا کراوات بزنی، یا کراوات نزن یا اینکه به‌قول معروف از فردا دیگر نیا. او هم آمد سر کلاس به ما گفت که من چون تمام عمرم کراوات می‌زده‌ام، الان دیگر تصمیم گرفته‌ام بازنشسته بشوم. و دیگر نیامد… حالا یک چیزی هم بگویم، و آن اینکه من تنها کسی هستم که در شورای شهر کراوات می‌زنم و این به‌خاطر یاد همان معلممان است که کراوات می‌زد؛ فکر نکنید به‌خاطر این است که حالا کراوات زدن یا نزدن برای من فرقی می‌کند. به‌هر حال، ما می‌دانیم که زنان همچنان مشکلات خیلی زیادی دارند. اتفاقاً من اخیراً جایی بودم که مردم می‌پرسیدند این فیلم‌های زیادی که دربارهٔ زنان ساخته می‌شد، آیا خود زنان هم از سازندگان این فیلم‌ها هستند یا نه… و من خیلی خیلی خوشحالم و افتخار می‌کنم که ما در حضور شما هستیم.» </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24753" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/5.jpg?resize=375%2C500" alt="نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور #سینما #هنر #کانادا #ونکوور #رخشان_بنی_اعتماد #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/5.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/5.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، ساینا خالدی، آهنگ‌ساز و نوازندهٔ سنتور ساکن ونکوور، قطعه‌ای با عنوان «شکوفایی» از ساخته‌های خود را اجرا کرد. او توضیح داد که این قطعه را در دوران همه‌گیری کووید با امید به‌ آنکه دنیا چنین نخواهد ماند و روزهای خوبی پیش رو خواهد بود، ساخته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ادامه، امیرنعیم حسینی توضیح داد: «وقتی که پیشنهاد برگزاری این برنامه مطرح شد، با خانم بنی‌اعتماد صحبت کردم، نظرشان را پرسیدم که اگر اشکال ندارد، از دوستان یا آشنایانی که در ونکوور هستند و ایشان را می‌شناسند، امشب اینجا درباره‌شان صحبتی بکنند. خانم بنی‌اعتماد گفتند که خیلی علاقه‌ای ندارند این اتفاق بیفتد، دوست ندارند تمجید باشد، و بعد پیشنهاد دادند که خودت این کار را بکن.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، مهدی ساکی، هنرپیشه، خواننده و بازیگر ساکن ونکوور، به‌همراه شیما به اجرای موسیقی، آواز و رقص پرداختند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس امیر نعیم حسینی در ادامهٔ صحبتش پیش از اجرای مهدی ساکی، گفت: «سال ۲۰۰۸، من برای پایان‌نامهٔ لیسانسم رفتم پیش خانم بنی‌اعتماد و از ایشان خواهش کردم که استاد راهنمای من باشند. بدشانسی اینکه قرار بود ایشان زانویشان را عمل بکنند و این حرفشان یادم نمی‌رود که گفتند من از آن استادها نیستم که فقط امضا کنم. اگر باشم، باید همه‌اش بالا سر پروژه باشم، برای همین الان نمی‌توانم، مگر اینکه تو یک‌سال دیگر دفاع بکنی که خب شدنی نبود. ولی این افتخار را داشتم در اجرایی که در گالری «ایست» چند سال بعدش اجرا می‌کردند، کنارشان باشم و دورادور ارتباطمان با ایشان حفظ بود. من این شانس را نداشتم ولی می‌خواهم این را بگویم که مستندسازها و فیلم‌سازهای خیلی زیادی در ایران و خارج از ایران هم‌سن‌وسال‌های من یا جوان‌تر از من هستند که خانم بنی‌اعتماد بی‌دریغ بهشان کمک کرده و بسیار باعث موفقیت و دیده‌شدنشان شده‌اند. من اگر بخواهم اسم ببرم، همین الان از روی حافظه می‌توانم بالغ بر ۲۰ نفر را در سینمای ایران اسم ببرم که ویژگی‌های خاص خودشان را دارند. افرادی مثل ایشان که اینچنین بدون چشمداشت و بی‌مضایقه کمک می‌کنند، کم است. من اگر بخواهم خیلی کوتاه خانم بنی‌اعتماد را از طریق فیلم‌هایشان معرفی بکنم، دوست دارم بگویم که در سینمای خانم بنی‌اعتماد &#8211; البته این کاملاً نظر شخصی است، چون بعد ایشان می‌توانند بگویند که درست نیست &#8211; مردها و کاراکترهای مرد همیشه دنبال باورها، رؤیاها و آرزوهایشان می‌روند و زن‌ها هستند که می‌مانند، می‌جنگند تا آخرین نفس و پای عهدشان هم می‌ایستند. در تک‌تک فیلم‌هایشان این را می‌شود دنبال کرد. از نظر من، عشقی که زن‌ها به خانواده دارند در فیلم‌های خانم بنی‌اعتماد و خود عشق، ستودنی‌ست. اگر بخواهم یکی از صفات دیگر خانم بنی‌اعتماد را راجع به فیلم‌هایشان بگویم، وفاداری است. در زمان‌هایی که همه همدیگر را فراموش می‌کنند، ایشان سال‌ها بعد می‌آید سراغ کاراکترهای فیلم‌هایش و در فیلم «قصه‌ها» می‌رود سراغ آن‌ها ببیند هر کدامشان الان دارند چه‌کار می‌کنند و کجا ایستاده‌اند. از فیلم‌ها اگر بیاییم بیرون و بخواهیم دوباره راجع به خود ایشان صحبت بکنیم، این روحیهٔ مبارزه‌طلبیِ هم خود ایشان و هم دوربینشان همیشه کنکاشگر، کنشگر، پرس‌وجوگر بوده و هیچ‌وقت دوربینی که فقط تماشا بکند، نبوده. همیشه سؤال مطرح کرده، به فکر فرو می‌برده و یقهٔ تماشاگر را می‌گرفته. وقتی پای مبارزه به میان می‌آید، خانم بنی‌اعتماد جزو اولین فیلمسازهای زنی هستند که همراه با همهٔ جوان‌های ایران در جنبش «زن، زندگی، آزادی» روسری از سر برمی‌دارند و به فکر منافع شخصی و شغلی نیستند و از اتفاقی که دارد توی جامعه می‌افتد، حمایت می‌کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس او از شرکت‌کنندگان در برنامه دعوت کرد تا گوشه‌هایی از فیلم‌های رخشان بنی‌اعتماد را تماشا کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، حسینی دربارهٔ نمایش «شهر قصه» که سپتامبر سال گذشته در ونکوور به روی صحنه رفت، توضیحات کوتاهی داد و اعلام کرد که با توجه با استقبال خیلی خوبی که از این نمایش شد، از سپتامبر امسال این نمایش توری در چند شهر کانادا خواهد داشت که از ونکوور آغاز خواهد شد. و سپس از حاضران دعوت کرد که اجرای سوفیا ماکارنکو (بازیگر نقش موش) از یکی از قطعه‌های این نمایش را تماشا کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، حسینی با اشاره به اینکه چند روز بعد سالروز تولد رخشان بنی‌اعتماد است، حاضران را دعوت کرد تا ویدئوهایی کوتاهی را که تعدادی از دوستان ایشان ضبط کرده و فرستاده‌اند، تماشا کنند. آخرینِ این ویدئوها، ویدئوی باران کوثری، بازیگر </span><span style="font-weight: 400;">س</span><span style="font-weight: 400;">ی</span><span style="font-weight: 400;">نما</span><span style="font-weight: 400;"> و‌ تئاتر، و فرزند رخشان بنی‌اعتماد و جهانگیر کوثری، بود. او که بدون حجاب شب‌هنگام کنار خیابان ایستاده بود، گفت: «سلام. یکی از شب‌های آخر سال است و به‌طرز عجیبی باران خیلی قشنگی شروع به باریدن کرده بعد از مدت‌ها. خیلی سخت است که من راجع به رخشان بنی‌اعتماد حرف بزنم، ولی اجازه بدهید من راجع به مادرم حرف بزنم، چون راجع به اینکه او چه آدم بی‌نظیری‌ست و چه کارگردان درجه‌یکی‌ست، مطمئنم بقیه حرف می‌زنند. مامی جان، تو بهترین مادر دنیایی. تو بهترین کارگردانی هستی که من باهاش کار کرده‌ام و همهٔ عمرم آرزویم این بود که بتوانم بهترین دختر دنیا باشم برای تو. ولی تو با نگهداری‌ای که در سال‌های آخر از مادرت کردی، این شانس را هم از من گرفتی؛ بهترین دختر دنیا هم تویی. آن را هم نگذاشتی من بشوم. قربانت می‌روم. می‌میرم برایت و خیلی دوستت دارم و می‌دانم یک عالمه از چیزهایی که من شخصاً دارم و ما زن‌ها به‌طور اجتماعی بهش رسیده‌ایم، مدیون توییم. دل همه‌تان بسوزد، برای اینکه حتی اگر باهاش کار کرده‌اید، فقط مامان من است!»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن، امیرنعیم حسینی به‌عنوان حسن ختام برنامه از رخشان بنی‌اعتماد دعوت کرد تا سخنانی ایراد کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خیلی متشکرم از اینکه اینجا هستید. خیلی ممنونم از همهٔ کسانی که اینجا نیستند و اشک مرا درآوردند. بچه‌های جوان نازنینی که خودشان هر کدام یک دنیا هستند. هر کدام بخشی از انسانیت و معرفت‌اند. یعنی امیرنعیم حساس‌تر از این موقع، موقعی نبود که مرا صدا کند؛ با بغض در گلویم و خنده‌ام از حرف باران و سرفه‌ام هم گرفته… بگذارید برای اینکه فضای احساسی بشکند؛ من همیشه می‌گویم سن آدم که بالا می‌رود، همه لطف می‌کنند که نکوداشت و بزرگداشت برگزار کنند، که یک‌جور مجلس ختم در حیات است، که البته فکر می‌کنم خیلی هم خوب است… خوشحالم که اگر برگردم به حدود پنج دهه کار سینما، کار فیلم‌سازی، می‌توانم این رضایت را از خودم داشته باشم &#8211; آن نکته‌ای که در فیلم بچه‌ها هم گفتند &#8211; شاید بیشتر خوشحالم از کارهایی که نکرده‌ام. من خیلی طعمهٔ خوبی بودم، نه من فقط، خیلی از زنان دیگر هم… اگر اسیر شهرت کاذب، وسیله پُز حکمرانان می‌خواستیم قرار بگیریم، حتماً شرایط زندگی راحت‌تری می‌داشتیم، ولی نکردیم این کار را، یعنی بیشتر خوشحالم از آن کارهایی که نکرده‌ام. از کارهای کرده‌ام هم در این حد راضی‌ام که نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم. سینما شغلم نبوده، زندگی‌ام بوده. سینما چه آن موقع که فیلم ساختم، همهٔ زندگی و تعهدم بوده، چه آن زمانی که نساختم، مثل الان که خودخواسته نمی‌خواهم کار کنم و سال‌هاست کار نمی‌کنم ولی کارنکردن به‌معنای بیکاری نیست. من آنجایی‌که استقلالم را بتوانم تا حد ممکن داشته باشم، آن کار را می‌کنم، یعنی اگر پشت دوربین ساخت فیلم سینمایی نمی‌روم، که باید به خیلی از در واقع قیدوبندها وصلم کند، ولی در سینمای مستند کار می‌کنم و خوشحالم که حتی یک روز هم بیکار نبوده‌ام، حتی اگر ۱۰ سال باشد که فیلم نساخته‌ام. ممنونم از امیرنعیم عزیز، خیلی ممنونم از زحمتی که کشیدید. از شماها که اینجا آمدید و خب تولد و وارد ۷۱ سالگی شدن… با این حرف‌های قشنگی که شنیدم و امسال که اینجا در کنار بچه‌هایم نیستم؛ باران و تندیسم نیستند، ولی در کنار خواهران و برادرم و جهان، همسرم، و خلاصه این هم یک سال دیگر، و تولدی دیگر بود. مرسی از همه‌تان، خیلی متشکر.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس امیرنعیم حسینی، ضمن سپاسگزاری و نام‌بردن از همهٔ افرادی که در به انجام‌رسیدن این برنامه مشارکت داشتند و پشتیبانی کردند، خاتمهٔ برنامه را اعلام کرد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/04/15/%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d9%85-%da%af/">نه به خودم دروغ گفته‌ام، نه به مخاطبم &#8211; گزارشی از برنامهٔ نکوداشت رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان سرشناس ایرانی، در نورث ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/04/15/%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%85-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba-%da%af%d9%81%d8%aa%d9%87%d8%a7%d9%85%d8%8c-%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%a8%d9%85-%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24745</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از نشست معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/03/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/03/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Mar 2025 16:41:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[پدرم کالیگولا را می‌کشد]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر مهدی منفرد]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا جوانمرد]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کانون هنری بلک آوت]]></category>
		<category><![CDATA[کانون هنری بلک‌آوت]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[محفل شب‌های ادبی بوستون]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24666</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی – وست ونکوور نشست معرفی کتاب پدرم کالیگولا را می‌کشد* نوشتهٔ علیرضا جوانمرد، عصر یکشنبه ۹ مارس ۲۰۲۵ در دفتر کانون هنری بلک‌آوت در ساختمان پرزنتیشن‌ هاوس واقع در نورث ونکوور برگزار شد. شایان ذکر است که رونمایی اصلی این کتاب پیش از این در تاریخ ۷ فوریهٔ‌ ۲۰۲۵ در دانشگاه نورث ایسترن واقع در شهر بوستون، با حضور نویسنده و میزبانی محفل ادبی شب‌های بوستون برگزار شده بود. در این نشست، ابتدا سیما...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/03/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d9%88/">گزارشی از نشست معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – وست ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نشست معرفی کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد*</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ علیرضا جوانمرد، عصر یکشنبه ۹ مارس ۲۰۲۵ در دفتر کانون هنری بلک‌آوت در ساختمان پرزنتیشن‌ هاوس واقع در نورث ونکوور برگزار شد. شایان ذکر است که رونمایی اصلی این کتاب پیش از این در تاریخ ۷ فوریهٔ‌ ۲۰۲۵ در دانشگاه نورث ایسترن واقع در شهر بوستون، با حضور نویسنده و میزبانی محفل ادبی شب‌های بوستون برگزار شده بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در این نشست، ابتدا </span><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;">، از بنیان‌گذاران نشر رها، به حاضران خوشامد گفت و پس از تصدیق این نکته که مکان برگزاری نشست بر زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی اقوام اسکوامیش، اِس‌لِی-واتوث و ماسکوئیم بنا شده است، از کانون هنری بلک‌آوت به‌خاطر میزبانی این نشست قدردانی کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او در ادامه با اشاره به دومین سالگرد تأسیس نشر رها، با مروری بر کتاب‌های انتشاریافته از سوی این انتشارات، گفت: «به‌جز کتابی که امروز خدمت شما معرفی خواهیم کرد، شش کتاب دیگر در طول این دو سال منتشر کرده‌ایم که هر کدام در نوع خود منحصربه‌فردند. از کتاب پژوهشی </span><i><span style="font-weight: 400;">ریشه‌ها و نشانه‌ها در نمایش میر نوروزی</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ مرتضی مشتاقی تا مجموعه‌داستان‌های </span><i><span style="font-weight: 400;">بوی برگ شمعدانی</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ مجید سجادی تهرانی، و </span><i><span style="font-weight: 400;">شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان</span></i><span style="font-weight: 400;">، نوشتهٔ نوشا وحیدی و همچنین </span><i><span style="font-weight: 400;">خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام</span></i><span style="font-weight: 400;">، آخرین رمان زنده‌یاد استاد محمد محمدعلی که یادش همواره با ماست و نهایتاً دو مجموعه‌داستان </span><i><span style="font-weight: 400;">شهر کریستال</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ مریم رئیس‌دانا و </span><i><span style="font-weight: 400;">سنگام و دیگر داستان‌ها</span></i><span style="font-weight: 400;"> نوشتهٔ مهرنوش مزارعی. هر کدام از این کتاب‌ها در طول این مدت در نشست‌های ادبی یا از سوی منتقدان مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند و می‌توانم بگویم برآیند نظرات دربارهٔ این کتاب‌ها مثبت بوده و مورد تحسین صاحب‌نظران قرار گرفته‌اند. از انتشار این آثار ارزشمند بسیار خوشحالیم و امیدواریم بتوانیم در ادامهٔ راه کتاب‌های ارزشمند دیگری را به دست خوانندگان فارسی‌زبان در سراسر جهان برسانیم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سیما غفارزاده در ادامه با اشاره به برگزاری نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور گفت: «سال گذشته با همکاری دوستان و همکارانمان در شهر ونکوور، مؤسسات انتشاراتی، رسانه‌هایی که به ادبیات بها می‌دهند و انجمن‌های ادبی ونکوور نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور را برگزار کردیم و در سال جاری هم دومین دورهٔ این جشنواره در سوم مهٔ ۲۰۲۵ برگزار خواهد شد. این‌بار این جشنواره از طریق بنیاد غیرانتفاعی‌ای که برای آن ثبت شده برگزار خواهد شد.» و افزود: «هیئت‌مدیرهٔ این بنیاد شامل دکتر فرزان سجودی، عبدالرحیم احمد پروانی، دکتر مرال دهقانی، هومن کبیری پرویزی و بنده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او از</span> <b>امیرنعیم حسینی، </b><span style="font-weight: 400;">مدیر هنری کانون هنری بلک‌آوت، دعوت کرد تا کمی دربارهٔ کانون هنری بلک‌آوت و فعالیت‌های آن صحبت کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">امیرنعیم حسینی پس از سلام و خوشامدگویی، در بخشی از سخنانش گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">ما سال ۲۰۱۱ در ونکوور شروع کردیم. گروه جمع‌وجوری بودیم و کار فارسی اجرا می‌کردیم. بعد کم‌کم شروع کردیم به کار زبان انگلیسی، و در ۲۰۱۷ سازمانی ثبت شد و از آن‌موقع تا پنج سال کار انگلیسی می‌کردیم، ولی بعد یک مقداری تماشاگر فارسی‌مان را از دست دادیم و برگشت کردیم به کار فارسی که در واقع </span><i><span style="font-weight: 400;">شهر قصه</span></i><span style="font-weight: 400;"> بود اگر که دیده باشید و اگر هم ندیده‌اید، مجدداً در سپتامبر قرار است اجرا بشود و در کانادا تور داشته باشد.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در ادامه افزود که گرچه کانون هنری بلک‌آوت منابع مالی چندانی ندارد، اما می‌تواند به هنرمندان تازه‌وارد یا قدیمی‌ترها کمک و راهنمایی کند تا چطور راه خود را پیدا کنند. حسینی همچنین با اشاره به فستیوال استند که از ۲۰۲۱ کار خود را شروع کرده، گفت که این فستیوال هرساله از اول تا دهم نوامبر در سه حوزهٔ رقص، تئاتر و موسیقی برگزار می‌شود و تمرکز آن روی کار هنرمندان مهاجر است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان، امیرنعیم حسینی توضیحاتی دربارهٔ دو برنامهٔ آتی این کانون داد؛ کنسرت «آوای سبز دیار» گروه موسیقی نی‌نوا در تاریخ ۱۵ مارس که در کی میک سنتر برگزار خواهد شد و اولین کنسرت عمومی این گروه است و همچنین او به حضور رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان برجستهٔ ایرانی، در ونکوور اشاره کرد و گفت که در تاریخ ۳۰ مارس مراسم نکوداشتی برای او برگزار خواهد شد و ایشان یک کارگاه بازیگری نیز خواهد داشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن سیما غفارزاده معرفی کوتاهی داشت از </span><b>علیرضا جوانمرد</b><span style="font-weight: 400;"> نویسندهٔ کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;">: «علیرضا جوانمرد، زادهٔ سی‌ام مرداد سال ۱۳۵۷ خورشیدی در تهران است. تحصیلات رسمی او در رشتهٔ مهندسی مکانیک است؛ مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه علم و صنعت تهران و کارشناسی ارشد را از دانشگاه صنعتی اصفهان اخذ کرده است. او از سال ۱۳۷۷ در نشریهٔ طنز گل‌آقا (هفته‌نامه و ماهنامه) به‌عنوان نویسنده و عضو تحریریه تا پایان انتشار آن نشریه فعالیت می‌کرد. در عین حال از سال ۱۳۷۶ در </span><i><span style="font-weight: 400;">هنرستان داستان</span></i><span style="font-weight: 400;"> و بعدها </span><i><span style="font-weight: 400;">مدرسهٔ داستان</span></i><span style="font-weight: 400;"> به مشق درس داستان پرداخته است و خود را دانش‌آموز همیشگی این مدرسه می‌داند. بارها برندهٔ جوایزی در جشنواره‌های داستان‌نویسی، طنزنویسی و فیلمنامه‌نویسی شده است. از وی پیش از این مجموعه‌داستان کوتاهِ </span><i><span style="font-weight: 400;">پیشانی‌نوشت‌ها</span></i><span style="font-weight: 400;"> و رمانِ </span><i><span style="font-weight: 400;">بلند شو قهرمان</span></i> <span style="font-weight: 400;">منتشر شده است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، ویدئوی سخنان </span><b>علیرضا جوانمرد</b><span style="font-weight: 400;"> پخش شد. او پس از سلام و سپاسگزاری از حضور شرکت‌کنندگان در این برنامه و نشر رها برای رویکرد فرهنگی‌شان و دقت و وسواس در بازخوانی مکرر این کتاب، در بخشی از سخنانش گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اتفاق مبارکی است از نظر من در روزگاری که شاید دیگر دانایی و زیبایی دو اولویت اصلی زندگی عموم مردم نباشد، کسانی به‌خاطر رونمایی یک کتاب دور هم جمع شده باشند؛ آن هم کتابی که طبیعتاً برای بازار طراحی نشده و اولویت اصلی‌اش البته بازار نیست، نه اینکه برای اینکه مخاطب و فروش نداشته باشد طراحی شده باشد، منظورم این است که رویکرد اصلی‌اش تلاشی بر این بوده که افقی زیبایی‌شناسانه و زیباشناسی همراه با دانایی را تعقیب کند. به‌هر حال برای این کتاب دورِ هم جمع‌شدن برای من بسیار بسیار اتفاق خرسندکننده و خجسته‌‌ای‌ست و بایستی از همهٔ شما تشکر ویژه و عرض ادب داشته باشم. مخصوصاً بزرگواران و صاحب‌نظرانی که من البته نمی‌دانم در مورد کتاب چه خواهند گفت، ولی هرچه که بگویند حتماً نور راه آیندهٔ من خواهد بود و جلوی پای من را برای آینده روشن خواهد کرد. از این صاحب‌نظران و بزرگواران به‌طور ویژه تشکر می‌کنم که وقت گذاشتند و کتاب را خوانده‌اند و در موردش صحبت خواهند کرد. به‌رسم رونمایی‌های کتاب و البته به‌حسب دستوری که به من داده‌اند، فصل کوتاهی از کتاب را برایتان می‌خوانم و بیشتر از این تصدیع وقت نمی‌کنم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">برای هر انسان آرزو شکلی دارد. من گمان می‌کنم آرزویی خوب است که جامع همه‌چیز باشد. به‌هر حال انسان از دو حال خارج نیست: یا به قیامت اعتقاد دارد یا اعتقاد ندارد. آرزوی خوب برای رستاخیزباوران باید عقبایشان را شاد کند و برای نامعتقدان به حیات پس از مرگ، شادی را تا دم مرگشان تضمین کند. برای من که به هیچ‌چیز نه باورمندم و نه بی‌باور، بهترین آرزو این است که هر دو را تا سرحد امکان تأمین نماید. از این‌رو حسینیهٔ بزرگ داشتن، امپراتوری کوچکی در دنیاست که در صورت وجود عقبا، معاد انسان را هم تأمین می‌کند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فرحان می‌گوید: «من به درستیِ استدلالت کاری ندارم. من می‌خواهم تو را به آرزویت برسانم.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ناصرالدین‌شاه به موضوعی کلیدی پی برده است که اکثر نفوس هم‌وطنان از فهم معنای آن بی‌بهره‌اند: سیاست افزایش نفوس و جمعیت. واقعاً در این جهان، بدون جمعیت چیزی شکل نمی‌گیرد. مفهوم دموکراسی اگر حکومت اکثریت نفوس باشد، بدون تزاید شمار نفرات، حکمی‌ در جهان ساری و جاری و محکم نمی‌شود. فرحان در فصل پیش توضیح داد که تاریخ قصه‌ای است که عامهٔ مردم بر آن اتفاق‌نظر دارند. اما این موضوع به همین جا ختم می‌شود؟ آیا دانشگاه بدون خیل دانشجویان چیزی جز عمارتی با دار و درخت است؟ و سینما بدون مخاطب چگونه داعیهٔ هنر می‌تواند داشته باشد؟ و من حالا امیر یک حسینیه نیستم، کلیددار یک حسینیه‌ام. زیرا حسینیه جمعیت مشتاق و فراوان می‌طلبد تا من امیرش باشم و اینکه من دارم، امیری نیست و کلیدداری است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فرحان می‌گوید: «خب چه کردی که کسی بیاید توی حسینیه؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گویم: «اگر بلد بودم، کاری می‌کردم که کتاب‌هایم بفروشند.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «کتاب&#8230; هنر&#8230; فلسفه&#8230; این مزخرفات را بریز دور. صادق هدایت یا احمد محمود</span></i> <i><span style="font-weight: 400;">روی هم چند تا مخاطب داشته‌اند؟ تیراژ همهٔ کتاب‌هایشان، رسمی ‌و غیررسمی، افست‌شده و الکترونیکی، همه روی هم چند تا می‌شود؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">موبایلش را از جیبش درمی‌آورد. صفحه‌ای باز می‌کند که اینستاگرام است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «ببین! دختره لامصب! سی میلیون دنبال‌کننده دارد.</span></i><i><span style="font-weight: 400;">»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گویم: «این چه به درد حسینیه می‌خورد؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «دنیا، دنیای تخصص است. تو از بازاریابی جمعیت چیزی می‌دانی؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گویم: «نه!»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «پس گوش کن! من برایت متخصص به کار می‌گیرم.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نگاهش می‌کنم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «تا به‌حال عشق خوب را تجربه کرده‌ای؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و با انگشت شست و اشاره‌اش دایره‌ای می‌سازد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «یک عشق آتشین و تنگ!»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و چشمکی می‌زند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گویم: «تو را دوست دارم.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «من برای عشق‌ورزیدن خیلی مناسب نیستم. اما راهنمای تو خواهم بود. مطمئن باش.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و دستم را روی سینه‌اش می‌گذارد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «آیا هنوز قصد انتحار داری؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نگاهش می‌کنم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «تراژدی همین است. آپولون می‌خواهد. فصل دوازدهم فصل آپولون است. اما از دیونیسوس غافل نشو. خرد تام که نزد زئوس است هم شامل آپولون است و هم دیونیسوس. آپولون به‌همراه دیونیسوس نخواهد گذاشت تو ناکام بمیری.» </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دکمهٔ برآمدهٔ سینه‌اش گرم و گرم‌تر می‌شود. بزرگ و کوچک. برآمده و تیز شده.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌گوید: «درست است به وعده‌ای که به پدر داده‌ای وفا نکنی؟ تو به او وعدهٔ مرگ شایسته داده‌ای. و جزای مهری که به پدر داری، امپراتوری حسینیهٔ ناصرالدین‌شاه است. در این جهان هیچ خیری بی‌جزا نمی‌ماند. موافقی برویم فصل بعد تا بازاریاب خوب برایت معرفی کنم و تو را از خمودگی نجات دهم؟»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جوانمرد در پایان سخنانش ضمن تشکر دوباره از شرکت‌کنندگان در این نشست، اظهار امیدواری کرد که جلسهٔ خیلی خوب و مفید و پرباری باشد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24668" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_1.jpg?resize=640%2C480" alt="گزارشی از نشست معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد #کتاب_الکترونیکی #انشارات #کتاب_الکترونیک #انتشارات #کتاب #ادبیات #کتابخوانی #رمان #پدرم_کالیگولا_را_می‌کشد #علیرضا_جوانمرد #علیرضاجوانمرد #نشر_رها #نشررها #نشر_رها #نشررها #کانادا #ونکوور ‎‎#RahaaBooks " width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_1.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، سیما غفارزاده از </span><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;">، زبان‌شناس و نشانه‌شناس ساکن ونکوور، دعوت کرد تا دربارهٔ کتاب سخنانی ایراد کند. ایشان ضمن اشاره به این نکته که صحبت انتقادی یا نقد کتابی که روز رونمایی یا توزیع و انتشارش است کمی هم سخت هم غیرمنصفانه است، و تلاش خواهد کرد بیشتر به معرفی کتاب بپردازد، در بخشی از سخنان خود گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب مقدمه‌ای دارد به‌اسم «مقدمه‌ای به‌قلم دومین خوانندهٔ کتاب» و امضایش هم «دومین خوانندهٔ کتاب، مشهور به قاری ثانی»‌ است، یعنی در حقیقت هیچ شخصی مسئولیت نوشتن این مقدمه را نپذیرفته، و این هم خودش شگردی‌ست که همسو با بقیهٔ شگردهای کتاب است و خب، کاش این را اول کتاب نمی‌گذاشتند، حالا می‌شد در چاپ دوم یا سوم این را می‌گذاشتید، یعنی وقتی که هنوز کسی کتاب را نخوانده وقتی آن را باز می‌کند و با مقدمه‌ای روبه‌رو می‌شود که آن مقدمه به ما می‌گوید چه‌جوری این کتاب را بخوانید و مراقب باشید اگر غیر از این چیزی که من می‌گوم جور دیگری بخوانی، حتماً شما آدم‌های نادانی هستید و خب این‌هاخیلی جذاب نیست. در واقع من نمی‌خواهم در این دام بیفتم، هرچند افتادم. و همین وضعیت یعنی اینکه «نمی‌خواهم در این دام بیفتم هرچند افتادم» یکی از وضعیت‌های این کتاب است، یعنی دوگانه‌هایی که جمعشان با همدیگر به‌قول قدما می‌گفتند مانعةالجمع، یعنی جمعشان با همدیگر ممکن نیست ولی در عین حال در یک موقعیت داستانی یا غیره با هم جمع می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به نظر می‌آید که این کتاب در مقولهٔ ادبیات پسامدرن یا پست مدرن جا می‌گیرد و ویژگی‌های ادبیات پست مدرن را دارد. در ادبیات پست مدرن، شما شاهد بی‌نظمی زمانی در روایت‌ها و رویدادها هستید. فرض کنید شما در عصر معاصر دارید زندگی می‌کنید، دارید توی اینستاگرام کار می‌کنید و در عین حال مثلاً ناصرالدین‌شاه می‌آید به شما حکمی می‌دهد که شما رئیس بزرگ‌ترین حسینیهٔ جهان باشید که مورد علاقهٔ اوست، و این زمان‌ها و رویدادها در روایت از نظمی متعارف یا نظمی عادت‌شده پیروی نمی‌کنند. دوم از‌هم‌گسیختگی است؛ یعنی شما در رمان پست‌ مدرن با پرش‌های ذهنی مواجهید. مثلاً این فصل تمام می‌شود، در فصل بعدی جای دیگری می‌پرد بعد دوباره برمی‌گردد به همان فصل و جایی‌که رهایش کرده بود، پس نوعی ازهم‌گسیختگی در این نوع کار مشاهده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پارانویا باز ویژگی دیگر این نوع ادبیات است، یعنی آدم فکر می‌کند آن چیزهایی که دارد می‌خواند حاصل ذهنی پارانویایی‌ست. همچنین دور باطل؛ یعنی شما فکر نمی‌کنید که جریانی خطی را دارید دنبال می‌کنید بلکه احساس می‌کنید همان چیزها دارد به‌طریقی تکرار می‌شود… بعد بازی به‌معنای play یکی از کلیدواژه‌های این فضای پسا مدرنیستی است. البته همهٔ آن چیزهایی را که کلمهٔ play در انگلیسی القا می‌کند، در فارسی القا نمی‌کند، چون در انگلیسی نواختن موسیقی هم play است، بازی‌کردن هم play است، بازی‌داده‌شدن هم play است. گویی هم در فضای درون داستان شخصیت‌ها دارند بازی می‌کنند، بازی داده می‌شوند، می‌نوازند و غیره، هم ما خوانندگان هم داریم دائماً بازی داده می‌شویم، بازی می‌کنیم و این‌ها… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از همه مهم‌تر طنز است، یعنی این زبان طنز، آیرونی، طنز تلخ و… یکی از ویژگی‌های این نوع ادبیات است. در عین حالی که شما در زیرلایه‌ها خشونت، عبوسی و غیره و ذلک پیدا می‌کنید، ولی دائماً مجموعهٔ این عواملی که گفتم شما را در موقعیت‌های طنزآمیزی قرار می‌دهد و خودِ زبان هم این کار را می‌کند و بعد آمیختنِ ژانرها، یعنی شما فکر کنید داستان می‌خوانید، بعد یکهو داستان‌نویس می‌آید و یک فصل اصلاً راجع به نظریه‌ای ادبی با شما حرف می‌زند و دوباره برمی‌گردد به فضای داستان… و به‌دلیل این به‌هم‌ریختگی ژانرها نثر هم عوض می‌شود، یعنی شما با یک نثر ثابت همگن مواجه نیستید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">حالا با این کلیاتی که اصولاً دربارهٔ هر کار پست مدرن می‌شود گفت، من برمی‌گردم به کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشدِ</span></i><span style="font-weight: 400;"> آقای جوانمرد. یکی از ویژگی‌های این کتاب بازگشت به وقایع تاریخی و بازنویسی آن‌ها بر خلاف روایت رسمی از این وقایع است. مثلاً فرض بفرمایید ممکن است برای خواننده، همان ابتدای کتاب خیلی تکان‌دهنده باشد؛ نویسنده ضمن اینکه دارد بازنویسی می‌کند، یک نظریهٔ سیاسی همراه با آن بازنویسی ارائه می‌کند؛ واقعهٔ عاشورا را کاملاً طور دیگری بازنویسی می‌کند، شمر می‌شود قهرمان واقعهٔ عاشورا، و حسین می‌شود فتنه‌گر… </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این کتاب دنیاهای داستانی خیالی می‌آفریند، یعنی همان پارانویا. در عین حال که ارجاعات مشخصی به جهان زیسته دارد یعنی ناصرالدین‌شاه، حسینیه، شمر، حسین بن علی، پدر، مادر، فرحان، اینفلوئنسر اینستاگرامی، و… در هم پیچیده شده‌اند و یک چنین فضای خیالی‌ای را به وجود آورده‌اند که از قیدهای زمان و مکان آزادند، یعنی نه مجبورند زمان خطی را دنبال بکنند، نه مجبورند روابط مکانی را با جدیت پی بگیرند و با منطق متعارف دنبالش بکنند و البته که تمام با طنز و کنایه، و دوگانه‌های مانعةالجمع را در کنار هم ممکن می‌کند… دلمشغولی بسیار زیادی دارد به جامعهٔ مصرفی، نوعی ضدیت با غرب، فرهنگ غربی، جامعهٔ مصرفی، جامعهٔ رسانه‌ای، دست‌انداختن فلاسفهٔ غربی، دریدا فوکو، نیچه… </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سطح روایت، ما یک روایت چندلایه داریم با راویان متفاوت؛ از شمر گرفته تا شخصی به‌اسم نویسنده… در این روایت چندلایه با راویان متفاوت، راویِ غالب همان نویسنده است، یک اَبَرراوی هم دارد که یک «من» است و به کارهای نویسنده هم نظارت می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد ژانر، همان‌طور که اشاره کردم، در‌هم‌آمیختگی یا التقاط ژانرها و جابه‌جاشدن بین ژانرها وجود دارد. مثلاً از ژانر داستانی به ژانر شرح تاریخی می‌رود، بعد به ژانر نظریه‌پردازی می‌رود یا به ژانر نقد نظریه و به‌خصوص اینکه کلاً گرایش قالب لااقل روی سطحش این است که این‌ها همه چرت‌وپرت می‌گویند و حالا ما هم خیلی مجبور نیستیم از قواعدشان تبعیت بکنیم و… با تغییر این ژانرها از یکی به دیگری، کماکان ویژگی طنز یا هجو در همه‌اش جاری‌ست، اما به‌اعتقاد من همیشه صدای مسلط آن اَبَرراوی یا نویسنده هم درش شنیده می‌شود. حالا می‌خواهم اشاره بکنم به اینکه این طنز چه‌کار می‌کند. اصولاً ما که در حوزهٔ نظریهٔ انتقادی کار می‌کنیم، می‌گوییم هیچ بلاغت ادبی‌ای در ادبیات، در سینما یا در تئاتر و غیره نیست که صرفاً برای زیبایی آنجا باشد. ما امروز می‌گوییم اساساً بلاغت حتماً یک کارکرد گفتمانی دارد. در این کتاب هم مطایبه ابزاری بلاغی‌ست برای تصدیق باورهایی که به‌ظاهر به طنز بیان شده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دیگر داستان‌پردازی چندگزینه‌ای‌ست، مثلاً می‌گوید حالا رسیدیم به اینجا و من چند تا گزینه دارم؛ الف، ب، جیم، دال،… شما باشید، کدام را انتخاب می‌کنید. بعد هر چهار پنج گزینه را می‌گوید و رها می‌کند می‌رود صفحهٔ بعد و دربارهٔ چیز دیگری حرف می‌زند ولی راه‌های احتمال ادامه را به‌شکل گزینه‌های مختلف بیان می‌کند که این از فنون کار است. استنباط من این است که اگر بگوییم ناصرالدین‌شاه امروز هست و حسینیه، و بعد این حسینیه تبدیل به زندان می‌شود و معترضان را در آنجا زندانی می‌کنند و… این بازی‌های زمانی، مکانی و غیره می‌خواهد به ما یک وضعیت همه‌زمانی همه‌مکانی را دربارهٔ این نوع باورها، این نوع سرکوب‌ها و غیره نشان دهد، گویی که همیشهٔ تاریخ ما گرفتار این مسئله‌ بوده‌ایم، که اگر این‌جور باشد، نکتهٔ خیلی مثبت و خوبی دیده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از صحبت‌های دکتر سجودی، ویدیوی ارسالی </span><b>دکتر مهدی منفرد</b><span style="font-weight: 400;">، دکترای تاریخ و شاعر، عضو سابق هیئت علمی دانشگاه الزهرا، مدرس فعلی کالج ووستر در آمریکا و محقق تاریخ ادبیات کلاسیک، دربارهٔ کتاب پخش شد. وی پس از تبریک به علیرضا جوانمرد برای انتشار کتابش و نیز تبریک به نشر رها، در بخشی از صحبت‌هایش دربارهٔ کتاب چنین گفت:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بعد از اینکه کتاب در پنجاه و ششمین نشست محفل ادبی شب‌های بوستون رونمایی شد، آن را تهیه کردم و خواندم. کتاب خوش‌خوان است و ریتم بسیار سریعی دارد و داستان خیلی خوب پیش می‌رود. بعد از تمام‌کردن کتاب یادداشتی برای آقای جوانمرد نوشتم و دوست دارم این صحبت را با خواندن بخشی از آن یادداشت شروع بکنم. </span><i><span style="font-weight: 400;">سلام استاد عزیز خواندن کتاب تازهٔ شما را نیمه‌های شب تمام کردم. در تمام زمان خواندن از کتاب و قلم شیرین شما لذت بردم. داستان که تمام شد و لذت خواندن آن فرونشست، دغدغه‌های ژرف‌تری دربارهٔ کتاب آغاز شد التهاب لایه‌های معنایی گوناگون کتاب تمام جانم را فرا گرفت. دیشب را نخوابیدم. انگار هر ساعت شب بخشی از کتاب در ضمیر ناخودآگاه من آشکار می‌شد، نمود پیدا می‌کرد و در جانم پخش می‌شد. درست مثل داروهایی که هر چند دقیقه یا هر چند ساعت یک بار اثر خودشان را نشان می‌دهند و در بدن پخش می‌شوند. پیش از هرچیز به شرف و غیرتتان آفرین گفتم. از متن کتاب متوجه شدم آن سال حضور در بوستون و نبودن پیش پدر چقدر شما را آزار داده، روانشان شاد. من هم در رفتن پدر و مادرم نبودم؛ یک بار مشهد بودم و بار دیگر بوستون، هر دو در شرایطی بودند که باید کنارشان می‌بودم و نبودم و اگر بودم شاید به آن سادگی‌ها نمی‌رفتند و این حکایت شمرشدن شما در کتاب و روایت تکان‌دهندهٔ سربریدن پدر و نوشتن کتابی برای او که بروید و در گور برایش بخوانید، حاکی از آن عذاب وجدان دوری بود و این خاطرهٔ زیستن با پدر لذت‌بردن از حضورش و داشتن لحظه‌های خوب و به‌یادماندنی آموختن از او چقدر در کتاب جلوه و جلا دارد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتماً دربارهٔ کتاب، طرح داستانی، نکته‌های مربوط به سبک و روش نویسندگی، اشاره‌ها و نشانه‌های نهفته در لایه‌های مختلف کتاب سخن گفته شده و من دربارهٔ این ابعاد کتاب حرفی نمی‌زنم. کتاب از یک جهت برشی از برخی فرازها و رخدادهای زندگی علیرضا جوانمرد است، از جهت داستان‌نویسی و هم از جهت ارتباط او با پدرش و در این زمینه دغدغه‌های او دربارهٔ ادبیات داستانی ایران هم قابل‌توجه است. همین‌طور یک لایهٔ فلسفی مربوط به غرب و شرق، شرق‌شناسی و مستشرقان و به‌قول خود کتاب مستغربان نکتهٔ مهم کتاب است. همین‌طور می‌خواهم به لایهٔ ژرف سیاسی کتاب اشاره بکنم. آنچه به شیعه‌گری و تلاش‌هایی که برای انتشار کمّی و اغراق‌شدهٔ حسینیهٔ معظم انجام می‌شود. رؤیافروشی‌های شاه‌ناصر و مردمی که در حسینیهٔ بزرگ یا منگ و مست‌اند و مشغول شهوت‌رانی و خوشگذرانی، یا در زندان‌اند و گرفتار شکنجه و عذاب و تمامی این مطالب این لایه‌ها در قالب زبانی طنزآمیز بیان می‌شود، طنزی که در تمامی کتاب گسترده است. گزندگی‌های زبان و بیان در صحنه‌های آمیخته با قساوت را تحمل‌پذیرتر می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">… شاید علیرضا خودش در این اثر کالیگولاست. عذاب وجدان او از رفتن به آمریکا و تنهاگذاشتن پدر را در این سطرها که از صفحه ۱۴۲ کتاب نقل می‌کنم، به‌روشنی می‌شود دید: «من اصلاً در آمریکا چه می‌کردم؟ چرا باید در آمریکا باشم وقتی پدرم در برهه‌ای مخصوص از زندگی خود به سر می‌برد؟ نه زنده بود و نه می‌مرد بعد از یک سکتهٔ مغزی. واقعیت این است که زندگی برایم شکل مبهم و غریبی داشت و دارد. من در روزهای زندگی‌ام با پدرم فهمیدم که هستم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اگر در کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> جوانمرد می‌تواند جای کالیگولا بنشیند و با مثلث قساوت و حکمت و طنز شورش کند بر بی‌معنایی و مسخرگی و پوچی هرچه در جهان است، پدر او در دیگر سو در جایگاه و در صدد معنابخشی به زندگی است. شاید از همین روست و به‌همین دلیل است که پدر کالیگولا را می‌کشد. نگاه به این بعد از کتاب و تفسیر کتاب در قالب مرثیه‌ای برای ازدست‌دادن را کسی می‌تواند بهتر درک کند که کسی را از دست داده و در کنار او نبوده باشد. کسی که بعد از ازدست‌دادن عزیزانش در گرداب بی‌معنایی زندگی گرفتار آمده باشد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پخش صحبت‌های دکتر منفرد، </span><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;">، یکی از پایه‌گذاران نشر رها، ضمن سپاس و قدردانی از حضور شرکت کنندگان در این جلسه گفت: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌عنوان ناشر، کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> از دو نظر با کتاب‌های پیشین ما متفاوت است. نخست اینکه این اولین کتاب نشر رهاست که در ونکوور رونمایی نشده و حدود یک ماه پیش در هفتم فوریهٔ ۲۰۲۵ در دانشگاه نورث ایسترن شهر بوستون در جریان نشست محفل ادبی شب‌های بوستون رونمایی شد و به‌همین دلیل ما این نشست را «معرفی کتاب» نام نهادیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دوم اینکه به‌خاطر محتوای کتاب که حالا بخشی‌ را آقای دکتر سجودی اشاره کردند، بخشی را آقای منفرد و بخش دیگری را هم آقای دکتر سادات‌شریفی بعد از صحبت‌های من در ویدئویی که فرستاده‌اند خواهند گفت، ما هشداری در اول کتاب اضافه کردیم مبنی بر آنکه محتوای کتاب شامل چه چیزهایی است. هرچند برای خود من که لااقل چهار پنج بار این کتاب را خوانده‌ام و مانند هر خواننده‌ای برداشت خودم را از کتاب دارم، من هرکدام از شخصیت‌ها یا المان‌های داستان را به شخصیتی در برهه‌ای از تاریخ پیوند زده‌ام، اینکه مثلاً ناصرالدین‌شاه نماد چه کسی می‌تواند باشد یا شخصیت‌های دیگر مثل فرحان یا پدر. با فرض این استعاره‌ها، شاید اصلاً به آن هشدار نیازی نباشد ولی در هر حال ما آن را به اول کتاب اضافه کردیم و این نخستین کتاب ماست که چنین هشداری در آن درج می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دیگری که دوست دارم بگویم این است که فارغ از انتشار این کتاب، آشنایی با آقای جوانمرد برای ما در نشر رها بسیار ارزشمند بود. ایشان دانشی عمیق و شخصیتی بسیار دوست‌داشتنی و خلاق دارند. خوشحالیم که به‌خاطر این کتاب حداقل باب این آشنایی بین ما فراهم شد. خلاقیت ایشان به نوشتن رمانی عمیق و چندلایه با طنزی منحصربه‌فرد و گهگاه گزنده منحصر نشده، ایشان طرح جلد این کتاب را هم خودشان انجام داده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌خواهم در اینجا اشاره کنم که طی این دو سال کتاب‌های چاپی و دیجیتال نشر رها به دست خوانندگان در کشورهای مختلف رسیده است. با توجه به دسترسی به کتاب از طریق آمازون و فروشگاه‌های بین‌المللی دیگر خوانندگان در اروپا، آمریکا و استرالیا کتاب‌های چاپی نشر رها را خریداری کرده‌اند. همچنین نسخهٔ الکترونیکی پیشرفتهٔ نشر رها را، هم خوانندگان خارج از ایران خریداری کرده‌اند و هم خودمان در اختیار بسیاری از خوانندگان در داخل ایران قرار داده‌ایم. ازجمله در همکاری مشترکی که با گروه ادبی «زیر گنبد کبود» در آمریکا داشتیم، نسخهٔ الکترونیک را با تخفیف ویژه در اختیار دوستان در خارج از ایران قرار دادیم و برای دوستان داخل ایران دسترسی رایگان به نسخهٔ الکترونیک کتاب را فراهم کردیم که با استقبال زیادی مواجه شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برگردیم به کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;">. باید بگویم برای من شنیدن صحبت‌های دکتر منفرد و دکتر سجودی عزیز بسیار جذاب بود چرا که می‌بینم هر کدام از زاویه‌ای منحصربه‌فرد به این اثر ارزشمند پرداخته‌اند و زوایایی را روشن کردند که برخی از آن‌ها برای من که چند بار این کتاب را خوانده‌ام، تازگی داشت. دکتر سادات‌شریفی عزیز هم که در ادامه سخنانشان را خواهید شنید از بعدی دیگر به این رمان پرداخته‌اند که توجه شما را به سخنان ایشان جلب می‌کنم.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24669" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_2.jpg?resize=640%2C384" alt="گزارشی از نشست معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد #کتاب_الکترونیکی #انشارات #کتاب_الکترونیک #انتشارات #کتاب #ادبیات #کتابخوانی #رمان #پدرم_کالیگولا_را_می‌کشد #علیرضا_جوانمرد #علیرضاجوانمرد #نشر_رها #نشررها #نشر_رها #نشررها #کانادا #ونکوور ‎‎#RahaaBooks " width="640" height="384" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_2.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/J_2.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن ویدئوی ضبط‌شدهٔ </span><b>دکتر فرشید سادات‌شریف</b><b>ی، </b><span style="font-weight: 400;">ادب‌پژوه و استاد ادبیات کاربردی در موسسهٔ علمی‌آموزشیِ سَماک؛ کیچنر، انتاریو، دربارهٔ کتاب پخش شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایشان پس از سلام و سپاسگزاری از برگزارکنندگان و شرکت‌کنندگان در برنامه و ضمن اظهار خوشحالی از اینکه به‌واسطهٔ تکنولوژی و بستر مجازی در این نشست حضور یافته، در بخشی از سخنان خود چنین گفت:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">قرار است تبریک بگوییم به نویسندهٔ عزیز بابت یک کار بسیار متفاوت. من سعی می‌کنم خیلی سریع به‌جای اینکه صرفاً به یک تبریک کلامیِ یک‌جمله‌ای بسنده بکنم، در یک گفت‌وگوی کوتاه پیام و نکاتی از این کتاب را بگویم که هم علت تبریکم را بیان کند، هم نکاتی از کتاب را برجسته کند و هم اگر دوستان هنوز کتاب را نخریده‌اند و نخوانده‌اند، تشویق کند که به کتاب نگاهی جدی بیندازند و از آن بهره ببرند، اگر می‌خواهند اثری متفاوت را ببینند. عنوان گفتار من این است: «میان اسطوره و جنون: تاریخ، خشونت و هویت در </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;">» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">خوانندگان گرامی! توجه فرمایید! خوانندگان عزیز! توجه فرمایید! خداوند با شما سخن می‌گوید.</span></i><span style="font-weight: 400;"> با این مقدمهٔ تکان‌دهنده، </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> از همان ابتدا مرزهای روایت را در هم می‌شکند و خواننده را به ورطهٔ هولناکِ یک بحران وجودی پرتاب می‌کند. این رمان نه‌تنها تاریخ را بازنویسی می‌کند، بلکه با درهم‌آمیختن ایمان، ایدئولوژی، خشونت و هویت، خواننده را وادار به مواجهه‌ای وحشتناک با خود و جهان می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">راوی، که خود را هم خدا و هم شمر معرفی می‌کند — تجسمی از قدرت مطلق و چهره‌ای منفور در تاریخ — با این دوگانگی هولناک، مفهوم عدالت، الهیات و حافظهٔ تاریخی را به چالش می‌کشد. اما این رمان صرفاً یک داستان نیست، بلکه بازجویی‌ای فلسفی و تاریخی‌ست که ما را وادار به پرسیدن سؤالاتی اساسی می‌کند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چگونه تاریخ را می‌سازیم و چه کسانی روایت‌های مسلط را تعیین می‌کنند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا خشونت یک امر مقدس است یا تنها ابزاری برای قدرت؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا می‌توان از چرخهٔ ایدئولوژی‌ها و خشونت تاریخی گریخت؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این تحلیل، چهار محور اصلی را که این رمان بر آن‌ها بنا شده است، بررسی می‌کنیم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پارادوکس‌های الهیاتی و اگزیستانسیال: مرگ خدا و بحران ایمان در جهانی بی‌معنا</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نقش اسطوره و ایدئولوژی: میراث گذشته و بازنویسی آینده در بازار ایدئولوژی‌ها</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قربانی‌گری، شهادت و نمایش خشونت: از عمل مقدس تا نمایش عجیب در حسینیه‌ای عظیم</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تکرار تاریخ و اسارت روانی: چرخهٔ بی‌پایان خشونت و تبدیل پسر به پدر</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر کدام از این بخش‌ها، زاویه‌ای از عمق فلسفی و ادبی این رمان را آشکار می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱. پارادوکس‌های الهیاتی و اگزیستانسیال</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد و جسورانهٔ این رمان، معرفی راوی به‌عنوان خدا و شخصیتی منفور و تاریخی‌ست. او در همان ابتدا می‌گوید: «اینجانب خدا، که در بین زمینی‌ها با نام شمر هم شناخته می‌شوم، مانند تمامی خدایان راستین تاریخ، مظلوم واقع شده‌ام.» این جمله به‌طور ناگهانی ما را با یک چالش عمیق روبرو می‌کند: اگر روایت‌های تاریخی اخلاق را تعیین می‌کنند، آیا امکان رستگاری برای کسانی که تاریخ آن‌ها را «خائن» خوانده است، وجود دارد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیچه زمانی گفت «خدا مرده است» اما این رمان فراتر از این گزاره می‌رود: اگر خدا مرده است، چرا همچنان از حقانیت خود سخن می‌گوید؟ پدرِ راوی تجسم این تناقض است — او هم زنده است و هم مرده، هم قربانی است و هم جلاد. این حضور هم‌زمان نشان می‌دهد که ایده‌ها، حتی پس از مرگ در ناخودآگاه جمعی زنده می‌مانند و شکل می‌گیرند. این پارادوکس نه‌تنها بحران ایمان در دنیای مدرن را نشان می‌دهد، بلکه به پرسش‌های بنیادین دربارهٔ ماهیت وجود و معنا در جهانی به‌ظاهر بی‌معنا می‌پردازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲. نقش اسطوره و ایدئولوژی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رمان نه‌فقط نقدی بر تاریخ، بلکه نقدی بر نحوهٔ شکل‌گیری تاریخ است. اسطوره و ایدئولوژی در این داستان نه‌فقط بازتاب واقعیت، بلکه ابزار قدرت و کنترل‌اند. پدر، همچون یک ایدئولوژی زنده بر پسر سایه افکنده است. در جایی از داستان پدر از پسر می‌پرسد: «چرا یک داستان تازه نمی‌نویسی؟» اما راوی پاسخ می‌دهد: «از داستان‌نوشتن چه خیری دیده‌ام که باز بنویسم؟» این ردکردن خلق یک روایت جدید همان اسارت در تاریخ است. او نمی‌تواند آینده‌ای را تصور کند که از گذشته جدا باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">رمان </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> با به‌چالش‌کشیدن روایت‌های تاریخی و ایدئولوژیک، خواننده را به بازاندیشی دربارهٔ منابع باورهای خود و نقش قدرت در شکل‌دهی به آن‌ها دعوت می‌کند. این رمان در عین حال که به بررسی تأثیر عمیق گذشته بر حال می‌پردازد، امکان بازنویسی آینده و رهایی از چرخهٔ تکراری خشونت را زیر سؤال می‌برد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۳. قربانی‌گری، شهادت و نمایش خشونت</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> شهادت از یک عمل مقدس به یک نمایش عجیب تبدیل می‌شود. راوی رؤیای ساختن یک حسینیهٔ عظیم را دارد که در آن نه حقیقت بلکه بازنمایی حقیقت اهمیت دارد: «چقدر باشکوه است که سالنی بزرگ با سیستم صوتی و تصویری قوی، بهترین مداح‌ها و روضه‌خوان‌ها و واعظ‌ها، مردم از سراسر کشور که هیچ از سراسر جهان برای هیئت من می‌آیند.» این شهادت دیگر یک تجربهٔ معنوی نیست، بلکه به یک آیین نمایشی عجیب بدل شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اوج داستان، راوی پدر خود را قربانی می‌کند، اما این قربانی‌گری هیچ گشایشی به همراه ندارد: «خنجر را بر پشت گردن پدر می‌گذارم&#8230; ضربهٔ سوم را می‌زنم&#8230; خون فواره می‌زند به صورتم.» اما چه چیزی تغییر می‌کند؟ هیچ.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رمان با استفاده از تصاویر گروتسک و سورئال از خشونت، خواننده را با پیامدهای وحشتناک چرخهٔ بی‌پایان انتقام و کشتار مواجه می‌کند. نویسنده با زیرِسؤال‌بردن مفهوم شهادت و تبدیل آن به یک نمایش عجیب، خواننده را به بازاندیشی دربارهٔ معنای خشونت و نقش آن در جامعه دعوت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴. تکرار تاریخ و اسارت روانی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از تکان‌دهنده‌ترین لحظات رمان، درک راوی از چرخهٔ تکراری خشونت است: «باید این گودی را وجب‌به‌وجب حفر کنم تا جسدم را بیابم. آیا پدرم مرا کاشته است در زهدان مادرم و آبیاری‌اش می‌کند تا باز برویم؟» در این لحظه مرز میان قاتل و مقتول از بین می‌رود. پسر در حال تبدیل‌شدن به پدر است. خشونت به‌جای آنکه پایانی داشته باشد، به آغاز دیگری تبدیل می‌شود، و تاریخ نه یک خط مستقیم بلکه یک دایرهٔ بی‌پایان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رمان با به‌تصویرکشیدن چرخهٔ بی‌پایان خشونت و تکرار تاریخ، خواننده را با این پرسش مواجه می‌کند که آیا رهایی از این چرخه و ساختن آینده‌ای متفاوت ممکن است؟ آیا می‌توان از زخم‌های گذشته گذشت و از تکرار آن جلوگیری کرد؟ این رمان با کاوش در تأثیرات روانی ترومای تاریخی و دشواری رهایی از گذشته به بررسی این مسائل عمیق می‌پردازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحلیل کلمات: چه چیزی از طریق تکرار آشکار می‌شود؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحلیل واژگان این رمان نشان می‌دهد که تکرار برخی کلمات ساختار مفهومی داستان را شکل می‌دهد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الف) واژگان کلیدی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«پدر» (تداوم ایدئولوژی) بیش از «مادر» (امکان گسست) تکرار می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«مرگ» و «خون» بارها در متن بازمی‌گردند؛ نشان‌دهندهٔ چرخهٔ خشونت و شهادت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ب) تضادهای زبانی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«غرب» بیش از «شرق» تکرار می‌شود که نشان از نقد تمدن غربی و نقش آن در تاریخ‌سازی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهادت» بیش از «زندگی» ظاهر شده است که نشان می‌دهد این رمان دغدغهٔ مرگ را بیشتر از حیات دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این تحلیل نشان می‌دهد که </span><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> نه فقط از طریق روایت، بلکه در سطح زبان هم ساختارهای قدرت و خشونت را بازتولید می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نتیجه‌گیری: روایتی بدون پاسخ‌های قطعی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان، رمان ما را با یک حقیقت تلخ ترک می‌کند: «می‌خواهم خوب بمیرم. یک‌طوری بمیرم که حق مرگ را ادا کنم.» اما شاید بزرگ‌ترین تراژدی این باشد که «مرگ خوب» وجود ندارد— فقط تکرار است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پدرم کالیگولا را می‌کشد</span></i><span style="font-weight: 400;"> رمانی است که با زبانی خلاقانه و ساختاری پیچیده به کاوش در ژرفای وجود انسان و تاریکی‌های تاریخ می‌پردازد. این رمان با طرح پرسش‌های بنیادین دربارهٔ هویت، خشونت و معنا خواننده را به چالش می‌کشد و او را با تصویری تکان‌دهنده از وضعیت انسان در جهان مدرن مواجه می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ این‌ها را گفتم که سعی کرده باشم دوستان را تشویق کنم به خواندن یا بازخواندن این اثر. خواندن این اثر از دید حالا بحث معنای زندگی هم شخصاً برای من خیلی جالب بود چون پروژهٔ بزرگ من از دورهٔ پسادکتری، دربارهٔ معنای زندگی و معناداری زندگی در آثار ادبی و سینمایی بوده است و اگر در زمانی که من کار می‌کردم این اثر منتشر شده بود حتماً جزو یکی از متفاوت‌ترین نگاه‌ها به پرسش‌های پژوهشم این کار را تحلیل می‌کردم. به ایشان تبریک می‌گویم و امیدوارم که کارهای بیشتری ازشان بخوانیم. از نشر رها که جسارت انتشار یک چنین کار متفاوتی را داشتند و همیشه از صداهای متفاوت پشتیبانی می‌کنند و همین‌طور از من خواستند که در کنارشان باشم خیلی خیلی سپاسگزارم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نشست با سخنان دکتر سادات‌شریفی به پایان رسید.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;"> *علاقه‌مندان می‌توانند برای خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی کتاب از این لینک استفاده کنند: <a href="https://bit.ly/Buy-MyFatherKillsCaligula">https://bit.ly/Buy-MyFatherKillsCaligula</a></span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/03/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d9%88/">گزارشی از نشست معرفی کتاب «پدرم کالیگولا را می‌کشد» نوشتهٔ علیرضا جوانمرد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/03/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%be%d8%af%d8%b1%d9%85-%da%a9%d8%a7%d9%84%db%8c%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24666</post-id>	</item>
		<item>
		<title>«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/11/13/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%85%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/11/13/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%85%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Nov 2024 14:35:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[Blackout Art Society]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شهر قصه]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24026</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور عکس صحنه‌های نمایش: اشکان کلالی «شهر قصه» نمایشنامه‌ای مشهور و پرآوازه کار زنده‌یاد بیژن مفید است و از معروف‌ترین نمایشنامه‌های تئاتر مدرن ایران به حساب می‌آید. نمایش «شهر قصه» اولین بار در سال ۱۳۴۵ با بازی بیژن مفید، هومن مفید، بهمن مفید، مریم مدنی و جمیله ندایی به‌صورت نسخه‌ای چهارساعته با گروه نمایش رادیو تهران ضبط و اجرا شد. این نمایش در اجراهای بعدی کوتاه‌تر شد. «شهر قصه» اولین نمایش ایرانی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/11/13/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%85%d8%af/">«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس صحنه‌های نمایش: اشکان کلالی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر قصه» نمایشنامه‌ای مشهور و پرآوازه کار زنده‌یاد بیژن مفید است و از معروف‌ترین نمایشنامه‌های تئاتر مدرن ایران به حساب می‌آید. نمایش «شهر قصه» اولین بار در سال ۱۳۴۵ با بازی بیژن مفید، هومن مفید، بهمن مفید، مریم مدنی و جمیله ندایی به‌صورت نسخه‌ای چهارساعته با گروه نمایش رادیو تهران ضبط و اجرا شد. این نمایش در اجراهای بعدی کوتاه‌تر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر قصه» اولین نمایش ایرانی محسوب می‌شود که در آن از پخش صدای ضبط‌شده برای اجرا استفاده شد، و با همان صداهای رادیویی، به‌مدت یک‌سال در خانهٔ پیشاهنگی اجرا شد. پس از آن به‌پیشنهاد بازیگران، هر یک از آن‌ها به‌جای شخصیت نمایشی خود حرف زدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۳۴۷، «شهر قصه» در اولین جشن هنر شیراز اجرای موفقی داشت، و پس از این اجرا بود که مسئولان وقت تصمیم گرفتند تا کارگاه نمایش تهران را در اختیار گروه هنری بیژن مفید قرار دهند. هرچند تالار رودکی (تالار وحدت کنونی) برای اجرای عمومی این نمایش در نظر گرفته شده بود، خود زنده‌یاد مفید تماشاخانهٔ سنگلج را برای اجرای نمایشش انتخاب کرد. دلیل این انتخاب هم آن بود که ورود زنان چادری و نیز آقایان بدون کراوات به تالار یادشده ممنوع بود. «شهر قصه» به‌مدت سه ماه در تماشاخانهٔ سنگلج بر روی صحنه بود، و پس از آن به‌مدت نه ماه هم در سالن انجمن دوشیزگان و بانوان اجرا شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زنده‌یاد بیژن مفید در بروشور نمایش «شهر قصه» به‌زیبایی عصارهٔ آنچه را که این نمایش حکایت می‌کند، بازگو کرده است. او می‌گوید: «شهر قصه، حکایت انسان‌های ساختهٔ ذهن یک قصه‌گوست؛ انسان‌هایی که ماسک حیوانات را به چهره دارند و به دنیای پر از ریا و دروغ کوچکشان خو گرفته‌اند. یک روز یک انسان جدید به شهر وارد می‌شود و به رنگ آن‌ها درمی‌آید و هویت خود را از دست می‌دهد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی همچنین در گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش در سال ۱۳۴۷ در رابطه با پرداختن به موضوع سودجویی و بهره‌کشی در این نمایش، می‌گوید: «بحث تلخی‌ست. در حقیقت، شهر قصه، قصهٔ گرگ‌هاست. روایت است در شب‌های سرد زمستان، دو گرگ گرسنه به هم می‌رسند. از ترس روبه‌روی هم می‌نشینند و مواظب یکدیگرند که یکی آن دیگری را از شدت گرسنگی پاره نکند. کم‌کم گرگان دیگر می‌رسند و همه دور هم می‌نشینند و مواظبِ یکدیگر پلک نمی‌زنند. هر بار یکی خسته می‌شود و پلک می‌زند، بقیه بر سرش می‌ریزند و پاره‌پاره‌اش می‌کنند و متوجه نیستند که زمان پاییدن یکدیگر، شاید شکارهایی رد شده‌اند و آن‌ها ندیده‌اند. شهر قصه، حکایت حلقهٔ گرگ‌هاست و تراژدی نکبت‌بار آدمیزاد. شاید اگر هرکدام از آن‌ها حرکتی می‌کرد، وضعشان این‌همه دردناک نبود.»</span></p>
<figure id="attachment_24035" aria-describedby="caption-attachment-24035" style="width: 400px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-24035" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%B2.jpg?resize=400%2C400" alt="جلد نمایشنامه شهر قصه، اثر مرتضی ممیز" width="400" height="400" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%B2.jpg?w=400&amp;ssl=1 400w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%B2.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%B2.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/%D8%AC%D9%84%D8%AF-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D9%82%D8%B5%D9%87%D8%8C-%D8%A7%D8%AB%D8%B1-%D9%85%D8%B1%D8%AA%D8%B6%DB%8C-%D9%85%D9%85%DB%8C%D8%B2.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 400px) 100vw, 400px" /><figcaption id="caption-attachment-24035" class="wp-caption-text">جلد نمایشنامه شهر قصه، اثر مرتضی ممیز</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مفیدی همچنین با اشاره به اقبال عمومی نمایش «شهر قصه» در میان مردم عادی می‌گوید: «این کار کمک زیادی به پُرشدن فاصلهٔ فکری بین روشن‌فکر و مردم عادی می‌کند. این دو دسته در عصر ما روزبه‌روز از هم فاصله می‌گیرند. این فاصله باید روزی از بین برود. کار من کوششی است برای پُرکردن این خندق ذهنی بین روشن‌فکر و مردم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * *‌ *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">و اما سپتامبر امسال (۲۰۲۴)، نمایش «شهر قصه» با اقتباس از کار زنده‌یاد بیژن مفید، به‌کارگردانی امیرنعیم حسینی، کارگردان انجمن هنری بلک آوت (</span><a href="https://www.blackouttheater.com"><span style="font-weight: 400;">Blackout Art Society</span></a><span style="font-weight: 400;">)، در روزهای ۱۳ سپتامبر و ۱۵ سپتامبر به‌ترتیب در سالن کی میک سنتر واقع در وست ونکوور و سالن اِوِرگرین واقع در کوکئیتلام به روی صحنه رفت و با استقبال پرشور ایرانیان ساکن ونکوور مواجه شد، به‌طوری‌که تیم این نمایش تصمیم به اجرای سوم آن در تاریخ ۵ نوامبر گرفتند. بلیت‌های این اجرا نیز مانند دو اجرای قبلی به‌طور کامل به فروش رفت و تماشاچیان خشنود و راضی سالن نمایش را ترک کردند. برخی از این تماشاگران برای بار دوم یا سوم به تماشای این نمایش آمده بودند و برخی نیز که برای بار اول آن را دیده بودند، اظهار می‌کردند که دوست دارند بار دیگر نمایش را ببینند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24029" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1507.jpeg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1507.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1507.jpeg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1507.jpeg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اجرایی که امیرنعیم حسینی کارگردانی کرده است، خبری از ماسک یا کله‌های عروسکی حیوانات نیست و شخصیت‌ها از طریق گریم و افزودن جزئیاتی چون گوش‌، شاخ و دم هر حیوان و لباس‌هایی که بر تن دارند و انعکاسی‌ست از نقش و نگار پوست و موی آن‌ها، روح یافته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این اجرای متفاوت یکی از عناصر برجسته استفاده از تکنیک رقص مدرن است. حیوانات تمام دیالوگ‌ها را که غالباً آهنگین و قافیه‌دارند، به‌همراه حرکاتی موزون ادا می‌کنند که با دقت طراحی شده است، و همین‌جا باید دست‌مریزاد گفت به طراح رقص یا کُرِئوگرافر (Choreographer) این نمایش، ایساک انکوئست (Isak Enquist)، که به‌خوبی از عهدهٔ این کار دشوار برآمده و تکنیک‌های رقص مدرن را به‌زیبایی با متن نمایشنامه‌ای که ۶۰ سال قدمت دارد، آمیخته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ جالب توجه دیگری که تحسین بسیاری از تماشاگران را برانگیخته بود، مسئلهٔ استفاده از صدای ضبط‌شدهٔ صداپیشه‌ها و حرکات هماهنگ لب‌زدن بازیگران/پرفورمرها در این نمایش بود؛ بازیگرانی که همه بدون استثنا غیرایرانی‌اند و فارسی نمی‌دانند، هرچند بعید است در روند تمرینات سختی که داشته‌اند چند کلامی فارسی نیاموخته باشند. <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">در گفت‌وگویی که پیش از اجرای اول نمایش با امیرنعیم حسینی داشتیم</a>، او در این‌باره گفته بود: «به‌دلیل موزیکال‌بودن نمایش شهر قصه، به‌نظر من بهترین شیوهٔ اجرا استفاده از صدای ضبط‌شده است، چون نه‌تنها احتمال اشتباه در حین اجرا از بین می‌رود، بلکه این امکان نیز فراهم می‌شود تا بازیگران حرکات پیچیده‌تری هنگام اجرا داشته باشند بدون اینکه نگران دیالوگ‌ها باشند.» و تنها پس از تماشای این نمایش است که می‌توان به اهمیت این گفته پی برد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24030" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1975.jpeg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1975.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1975.jpeg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/DSC_1975.jpeg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این اجرای مدرن از «شهر قصه»‌ موضوع دیگری که جلب توجه می‌کند، غیبت تعدادی از شخصیت‌های نمایشنامهٔ اصلی‌ست ازجمله قاطر یا شتر. وقتی از امیرنعیم حسینی در این‌باره پرسیدیم، او در پاسخ گفت: «قاطر، بز و پلنگ بار دراماتیکی در قصه نداشتند، ‌‌و به‌خاطر صرفه‌جویی در هزینه‌ها حذف شدند. برای شتر کسی را در آدیشن پیدا نکردیم که صدایش نزدیک به صدای اوریجینال باشد و به‌جز قسمت نقالی شتر، بقیهٔ دیالوگ‌هایش را بین باقی کاراکترها پخش کردیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس می‌بینیم کار با چنان دقت و وسواسی انجام شده است که حتی در شباهت صدای صداپیشه‌ها به صدای شخصیت‌ها در نمایش اصلی تا این حد سخت‌گیری شده است. در واقع یکی از نکاتی که باعث می‌شود این نمایش جدید پس از ۶۰ سال به‌شدت حس نوستالژیک تماشاگران را برانگیزد، نه‌تنها دیالوگ‌ها و شعرهای این قصه است که اغلب در حافظه‌مان حک شده، بلکه شباهت صدای شخصیت‌ها به صداهایی‌ست که سال‌ها به آن گوش سپرده‌ایم. در این میان، به‌نظر نگارنده صدای ملا (روباه) شباهت غریبی به صدای نسخهٔ اصلی دارد، هرچند صدای بقیهٔ شخصیت‌ها هم بسیار نزدیک به آن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌توان حدس زد که تا چه اندازه وقت، انرژی و البته عشق صرف این کار متفاوت شده است تا نتیجه اجرایی باشد که بی‌اغراق رضایت اکثریت قریب‌به‌اتفاق تماشاگران را جلب کرده است. امیرنعیم حسینی در جایی می‌گوید که فکر می‌کند انجمن هنری بلک آوت را با بیش از ده سال تجربهٔ اجرای کارهای هنری گوناگون به‌زبان‌های فارسی و انگلیسی، می‌توان به قبل و بعد از «شهر قصه» تقسیم کرد. او معتقد است چیزهایی که از زمان کلیدخوردن این کار یاد گرفته‌اند و تجربه‌هایی که از سر گذرانده‌اند، آن‌ها را به سطح دیگری [از کیفیت کار] رسانده است. حسینی می‌افزاید که این پروژه، بزرگ‌ترین پروژه‌ای بوده که این انجمن تا‌به‌حال کار کرده است، هم به‌لحاظ مالی و هم به‌لحاظ تعداد افرادی که در آن مشارکت داشته‌اند؛ فقط ۵۰ نفر به‌طور مستقیم در اجرای این نمایش نقش داشته‌اند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24036" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Bio.jpg?resize=640%2C494" alt="«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="494" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Bio.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Bio.jpg?resize=300%2C232&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/Bio.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای آشنایی بیشتر با عوامل اصلی این کار، می‌توانید بخش‌هایی از بروشور نمایش را که همراه این گزارش آمده است، ملاحظه کنید. همچنین </span><span style="font-weight: 400;">یادداشت امیرنعیم حسینی، کارگردان، را نیز که در بروشور آمده، برای آشنایی بیشتر با دیدگاه کارگردان دربارهٔ نمایش و توضیحاتی دربارهٔ روند شکل‌گیری کار، به‌ویژه برای افرادی که شانس تماشای آن را نداشته‌اند، در اینجا می‌آوریم:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر قصه داستانی است که در دل خود حقایقی تلخ و شیرین از جامعهٔ ایرانی را نهفته دارد؛ داستان شهری که ساکنان آن بسیار برای ما آشنا هستند؛ افراد متعصب و دین‌پرور (روباه)، طرفداران خرافات (خرس)، افراد جاهلی که همیشه ساده‌ترین و دم‌دستی‌ترین راه‌حل را انتخاب می‌کنند (خر)، روشنفکرانی که کم‌مطالعه‌اند (طوطی)، و زنانی که تنها به ویژگی‌های جنسی آن‌ها توجه می‌شود (خاله‌سوسکه).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واضح است که متنی با چنین ویژگی‌هایی در جامعه‌ای که صحبت از عیب‌ها و انتقاد از خود ساده نیست، تا چه حد از زمان خود جلوتر بوده و شاید به‌همین خاطر این نمایش همیشه در ذهن و قلب مخاطب ایرانی جایگاه ویژه‌ای داشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نمایش شهر قصه به‌نویسندگی و کارگردانی زنده‌یاد بیژن مفید، اولین نمایش ایرانی است که از پخش صدای ضبط‌شده برای اجرای تئاتر استفاده می‌کند. ایدهٔ ما نیز به‌کار‌بردن همان شیوه در اجرا و اقتباس از نمایش شهر قصه بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین چالش پیش روی ما حقوق مؤلف و اجازهٔ اقتباس بود که با همکاری فرزندان زنده‌یاد بیژن مفید این امکان فراهم شد. یکی از چالش‌های مهم دیگر فایل‌های صوتی موجود از نمایش‌های اصلی بود که به‌دلیل گذشت زمان از کیفیت مناسبی برخوردار نبودند. به‌همین دلیل و نیز به‌خاطر برخی ایده‌هایی که برای باند صوتی نمایش داشتیم، تصمیم گرفتیم با حفظ خاطرۀ جمعی از صدای شخصیت‌های این نمایش همهٔ صداها و موسیقی‌ها را دوباره اجرا و ضبط کنیم. این پروسه که از ژانویهٔ سال جاری آغاز شد، شامل فراخوان انتخاب ده صداپیشه از بین نود نفر متقاضی تمرین و دورخوانی و در نهایت ضبط استودیویی بود که در ادامه با اجرای دوبارۀ موسیقی‌ها، میکس و ادیت تا جولای ۲۰۲۴ ادامه داشت.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24028" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.25.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.25.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.25.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.25.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مرحلهٔ بعد به سراغ انتخاب پرفورمرها رفتیم. پس از فراخوان از میان پنجاه متقاضی نه نفر انتخاب شدند که هیچ‌کدام به زبان فارسی آشنایی نداشتند. انتقال مفاهیم و احساسات این اثر به پرفورمرها که به زبان دیگری سخن می‌گفتند، چالشی مضاعف بود. پیش از آغاز تمرین‌ها ساعت‌های متوالی با طراح حرکات صحبت می‌کردیم تا مطمئن شویم که منظور نویسنده کاملاً منتقل شده است و مفاهیمی که ریشه در فرهنگ فارسی دارند، برای طراح رقص به‌درستی ترجمه شده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همزمان با تمرین‌ها پروسهٔ طراحی لباس، گریم و متعلقات چهره برای کاراکترها آغاز شد که در این کار هم به‌دنبال شیوه‌ای بودیم که مطابق با شکل اجرا باشد. همهٔ این مراحل، با دقت و تلاش بی‌وقفه صورت گرفت تا در نهایت نمایش شهر قصه برای اجرا آماده شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلیل جایگاه ویژهٔ نمایش شهر قصه، این پروژه برای ما فراتر از اجرای یک نمایش بود و تبدیل به بزرگ‌ترین پروژه‌ای شد که تاکنون گروه بلک آوت انجام داده است. اجرای این اثر ارزشمند ممکن نبود مگر با همکاری هنرمندان توانا و بی‌ادعای شهر ونکوور که با تمام وجود در طول این نه ماه با ما همراه بودند و هر کدام به‌سهم خود به بهترشدن این پروژه کمک کردند و اما حضور شما تماشاگران عزیز، آخرین حلقه از فرایند اجرا و مهم‌ترین دلگرمی برای ماست و امیدواریم تا تجربه و خاطرهٔ این نمایش به تداوم این ارتباط بیفزاید.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24032" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.10.jpg?resize=500%2C333" alt="«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک #هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.10.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.10.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/11/2024-11-06-11.57.10.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان شایان ذکر است که در اجرای سوم این نمایش که سه‌شنبهٔ هفتهٔ گذشته انجام شد، </span><span style="font-weight: 400;">انجمن هنری بلک آوت اعلام کرد که این تیم قصد دارد برای نمایش «شهر قصه»‌ تور کانادا برگزار کند و برای این کار نیاز به حامیان مالی دارد. افراد یا کسب‌وکارهایی که مایل‌اند اسپانسر این تور شوند، می‌توانند با آدرس ایمیل <a href="mailto:info@blackouttheater.com">info@blackouttheater.com</a> با انجمن هنری بلک آوت تماس بگیرند. همچنین از افراد علاقه‌مند به حمایت مالی از انجمن هنری بلک آوت دعوت می‌شود با رجوع به وب‌سایت این انجمن در آدرس </span><a href="http://www.blackouttheater.com"><span style="font-weight: 400;">www.blackouttheater.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> (دکمهٔ Donate در بالای صفحه) یاری‌رسانِ این گروه هنری باشند.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/11/13/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%85%d8%af/">«شهر قصه» در ونکوور؛ اجرایی به‌سبک مدرن و در عین حال نوستالژیک</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/11/13/%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d9%87%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d9%85%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24026</post-id>	</item>
		<item>
		<title>بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 Sep 2024 17:50:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[شهر قصه]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23561</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/">بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23571" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/The-City-of-Tales_218.jpg?resize=500%2C643" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="643" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/The-City-of-Tales_218.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/The-City-of-Tales_218.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آقای حسینی عزیز، با سلام و سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، شش سال پیش و در زمان اجرای نمایش «رابطه ± یک» گفت‌وگویی با شما داشتیم که طی آن معرفی کوتاهی از خودتان برای خوانندگانمان ارائه کردید. ولی با توجه به گذشت زمان و نیز برای آن دسته</b><b> از </b><b>خوانندگان ما که کمتر شما را می‌شناسند، کمی‌ از خودتان و پیشینهٔ فعالیت‌های هنری‌تان بگویید؛ به‌ویژه فعالیت‌هایی که از زمان آن گفت‌وگو تاکنون انجام داده‌اید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سلام، ممنون از شما و وقتی که برای تهیهٔ این گزارش گذاشته‌اید. من، امیرنعیم حسینی هستم، کارگردان انجمن هنری بلک آوت (</span><a href="https://www.blackouttheater.com"><span style="font-weight: 400;">Blackout Art Society</span></a><span style="font-weight: 400;">)، در سال ۲۰۱۰ به کانادا مهاجرت کردم و دارای لیسانس عمران و لیسانس کارگردانی تلویزیون و فوق‌لیسانس کارگردانی تئاتر هستم. قبل از مهاجرت عمده فعالیت من در زمینهٔ نویسندگی و ساخت مستند بود. از سال ۲۰۱۳ در ونکوور کار تئاتر را شروع کردم و تا سال ۲۰۱۷ با همکاری هنرمندان ایرانی ونکوور نمایش‌هایی به‌زبان فارسی اجرا کردیم، ازجمله «دستور پخت یک کیک ساده»، «خط فاصله»، «اتول بیوگرافی»، و «رابطه ± یک» که اشاره کردید. از سال ۲۰۱۷ به‌همراهی سها سناجو مؤسسهٔ غیرانتفاعی «انجمن هنری بلک آوت» را تأسیس کردیم و از سال ۲۰۱۹ به‌منظور ارتباط با طیف گسترده‌تری از مخاطبان و شناساندن فرهنگ ایرانی و شرقی به غیرایرانیان، شروع کردیم به اجرای نمایش به‌زبان انگلیسی، ازجمله «Zoning Out» ،«Grafting»‏ و «Echoes from Far Away Cities». </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از سال ۲۰۲۱ مدیر هنری جشنوارهٔ سالانهٔ STAND هستم؛ جشنواره‌ای برای حمایت و ارائهٔ کارهای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو در رشته‌های تئاتر، رقص و موسیقی. خوانندگان خوب شما را دعوت می‌کنم که برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد برنامه‌های امسالِ این جشنواره در تاریخ ۱ تا ۱۷ نوامبر، به وب‌سایت </span><a href="http://standfestival.com"><span style="font-weight: 400;">standfestival.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> مراجعه کنند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً بفرمایید چه شد که به سراغ نمایش پرآوازهٔ «شهر قصه» رفتید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علت اصلی انتخاب نمایش «شهر قصه»، جایگاه ویژه‌ای است که این نمایش در ادبیات ایران دارد. «شهر قصه» نمایشنامه‌ای است که نه‌تنها از لحاظ هنری بلکه به‌دلیل نقدهای اجتماعی و فرهنگی عمیق خود با پردازش شخصیت‌های متنوع و بیان مشکلات و تضادهای موجود در جامعه، از زمان خود جلوتر است و حتی امروز نیز بسیاری از موضوعات مطرح‌شده در این نمایش ملموس است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کار اقتباسی شما از نمایشنامهٔ «شهر قصه» نوشتهٔ زنده‌یاد بیژن مفید، چه تفاوت‌هایی با نمایش اصلی دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلیل برخی از تمهیدات روایی، هم‌زمان با حفظ روح اصلی نمایش، بخشی از صحنه‌ها جابه‌جا و تعدادی از آن‌ها حذف شد. همان‌طور که می‌دانید، «شهر قصه» اولین نمایش ایرانی‌ست که از صدای ضبط‌شده برای اجرای آن استفاده شده بود، ما نیز برای اجرا از همین شیوه استفاده خواهیم کرد با این تفاوت که به‌دلیل گذشت زمان و کاهش کیفیت فایل‌های صوتی اصلی، تصمیم گرفتیم تا تمامی صداها و موسیقی‌ها را دوباره ضبط کنیم. در شکل اجرا نیز تلاش کردیم تا از برخی از حرکات رقص مدرن استفاده کنیم و نیز به‌جای استفاده از ماسک، از گریم روی چهره و نیز استفاده از تکنیک‌های جدید برای متعلقات چهره استفاده کردیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23568" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2263.jpg?resize=500%2C333" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2263.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2263.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2263.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شما کار جسورانه‌ای کرده‌اید؛ با توجه به محبوبیت نمایش «شهر قصه» بین عموم مردم، آیا نگران نبودید که اقتباس شما نتواند موفقیت نمایش اصلی را تکرار کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که می‌دانید </span><span style="font-weight: 400;">در بازآفرینی کارهایی از این دست اولین اتفاق مقایسهٔ اثر با اجرای اولیه است که معمولاً به‌دلیل حس نوستالژی و خاطرهٔ صوتی یا تصویری، ترجیح تماشاگران همان نسخه است، ولی چنین پیش‌فرضی نباید مانعی برای بازآفرینی و به‌خصوص اقتباس از یک متن باشد. در مورد «شهر قصه»، در بازآفرینی صداها و موسیقی تمام تلاش خود را کرده‌ایم تا این تصویر ذهنی مخاطب خدشه‌دار نشود</span><span style="font-weight: 400;"> ولی به‌نظر من جایی‌که می‌شود با نسخهٔ اولیهٔ نمایش «شهر قصه» متفاوت عمل کرد، شیوهٔ اجراست که در آن می‌توان به‌دنبال تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر رفت. برخی از این تفاوت‌ها را توضیح دادم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گویا قرار است خلاصه‌ای از نمایش به‌زبان انگلیسی ارائه شود. لطفاً کمی در این‌باره توضیح دهید؛ آیا این خلاصه پیش از اجرای نمایش است یا حین آن؟ چرا از بالانویس استفاده نکردید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلیل کار با پرفورمرهای غیرایرانی، ما تمام متن را ترجمه کردیم و در اختیار آن‌ها و همچنین طراح رقص (Choreographer) قرار دادیم. به‌نظر من استفاده از بالانویس برای ۹۰ دقیقه باعث پرت‌شدن حواس تماشاگران ایرانی که مخاطبان اصلی این کارند می‌شود، ضمن اینکه خیلی مطابق با سلیقهٔ من نیست. قبل از نمایش، خلاصه‌ای از هر صحنه و موضوع آن را در اختیار تماشاگران غیرایرانی قرار خواهیم داد و اطمینان داریم که شیوهٔ اجرایی به‌همراه آن خلاصه، مفهوم نمایش را به تماشاگر غیر‌ایرانی می‌رساند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23565" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2257.jpg?resize=500%2C375" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2257.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2257.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا فکر می‌کنید مخاطبان غیرایرانی هم بتوانند به‌اندازهٔ فارسی‌زبانان با این نمایش ارتباط برقرار کنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ازآنجاکه نمایش «شهر قصه» مبتنی بر دیالوگ، شعر و ارجاعات فرهنگی است، واضح است که تجربهٔ دیدن این نمایش برای مخاطب ایرانی کاملاً متفاوت با تماشاگر غیرایرانی است. اما یکی از نقاط قوت نمایش «شهر قصه» محدودنبودن به زمان و مکان است.</span><span style="font-weight: 400;"> بر اساس بازخوردی که از طراح رقص و کلیهٔ پرفورمرها که غیرفارسی‌زبان‌اند گرفته‌ایم، اطمینان داریم که حتی مخاطب غیرایرانی تنها با تکیه به پیام این نمایش و بدون درنظرگرفتن ارجاعات فرهنگی می‌تواند با این کار ارتباط برقرار کند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23566" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2258.jpg?resize=500%2C375" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2258.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2258.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>همان‌طور که خودتان هم اشاره کردید، نمایش اصلی «شهر قصه» نخستین نمایش ایرانی‌ای بوده که در آن از پخش صدای ضبط‌شده برای اجرای تئاتر استفاده شده بود، و شما نیز به‌همین شیوه نمایش خود را اجرا خواهید کرد. لطفاً کمی در این زمینه بیشتر توضیح بدهید و از چالش‌های آن برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلیل موزیکال‌بودن نمایش «شهر قصه»، به‌نظر من بهترین شیوهٔ اجرا استفاده از صدای ضبط‌شده است، چون نه‌تنها احتمال اشتباه در حین اجرا از بین می‌رود، بلکه این امکان نیز فراهم می‌شود تا بازیگران حرکات پیچیده‌تری هنگام اجرا داشته باشند بدون اینکه نگران دیالوگ‌ها باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما همان‌طور که اشاره کردم، فایل‌های صوتی موجود از نمایش اصلی «شهر قصه»، کیفیت مناسب برای اجرای صحنه‌ای را ندارند. همچنین به‌دلیل برخی از ایده‌هایی که برای باند صوتی نمایش داشتیم، تصمیم گرفتیم با رعایت خاطرهٔ جمعی از صدای شخصیت‌های این نمایش، تمامی صداها و موسیقی‌ها را دوباره اجرا و ضبط کنیم. پروسهٔ فراخوان، انتخاب صداپیشه، تمرین و ضبط استودیویی این کار از ماه ژانویه تا ژوئیهٔ ۲۰۲۴ به طول انجامید. این پروسه با همراهی صداپیشه‌های این کار که با نهایت علاقه، تعهد و دوستی در این مدت در کنار ما بودند، عملی شد. همین‌طور از اشکان کلالی عزیز که برادرانه و هنرمندانه کار نوازندگی سه‌تار و تنبک را در این پروژه بر عهده داشت، متشکرم. در نهایت، از رضا صادقی عزیز که در استودیوی East West Track پذیرای ما بود و کار ضبط صدا، ویرایش، میکس و مسترینگ این نمایش را انجام داد، صمیمانه سپاسگزارم. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23570" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2261.jpg?resize=500%2C333" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2261.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2261.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2261.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ اجرای رقص‌های این نمایش برایمان بگویید. همان‌طور که اشاره کردید، از هنرمندان غیرایرانی در این بخش استفاده کرده‌اید. چه شد که به چنین تصمیمی رسیدید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌طور که گفتم، به‌شکل تازه‌تری از اجرای نمایش «شهر قصه» فکر می‌کردیم، شیوه‌ای که به‌روزتر باشد و بازیگران آزادی عمل بیشتری در حرکت‌ها داشته باشند. ازآنجاکه «شهر قصه»، نمایشی موزیکال است، تصمیم گرفتیم تا از تکنیک‌های رقص مدرن در حرکت‌ها کمک بگیریم، نه‌اینکه تمام اجرا رقص باشد، چون این متن صددرصد موزیکال نیست هرچند احساس کردیم که در بسیاری از لحظات نمایش این امکان وجود دارد تا به حرکات پیچیده‌تر برای پرفورمرها فکر کرد. برای همین بعد از صحبت با چهار طراح رقص، یکی از آن‌ها که اتفاقاً ایرانی هم نبود، قبول کرد که در این پروژه با ما همراه باشد. در ادامه، فراخوانی داده شد و از کسانی که پیشینهٔ رقص داشتند دعوت شد تا با ما همراه شوند و در نهایت از بین حدوداً ۶۰ نفر شرکت‌کننده، نُه نفر انتخاب شدند که هیچ‌کدام هم ایرانی نبودند. این موضوع به چالش کار ما اضافه کرد اما از طرفی به شیرینیِ شناساندن این کار به جامعهٔ غیرایرانی و درگیرکردن طراح رقص و رقصنده‌های غیرایرانی با این قسمت از فرهنگ ما نیز افزود. ناگفته نماند که ادغام هنرمندان از فرهنگ‌های مختلف یکی از اهداف انجمن هنری بلک آوت است، و انتخاب هنرمندان غیرایرانی برای این بخش از کار، در راستای آن هدف هم بود. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23567" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2260.jpg?resize=500%2C333" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2260.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2260.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2260.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً هنرمندانی را که برای تحقق این نمایش به شما یاری کرده‌اند، معرفی کنید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">حدود ۵۰ نفر به‌طور مستقیم در این پروژه با ما همراه بودند که شاید امکان معرفی همهٔ آن‌ها در اینجا مقدور نباشد. به‌طور تیتروار می‌توان از گروه صداپیشه‌ها، گروه پرفورمرها، گروه کارگردانی، گروه طراحی صدا و اجرای موسیقی، استودیو ضبط صدا و موسیقی، تیم طراحی لباس، گریم، متعلقات چهره، صحنه، نور و همچنین گروه تبلیغات، عکس، فیلم و البته دوستانی که داوطلبانه به ما کمک کردند، نام برد. از خوانندگان عزیز شما دعوت می‌کنم برای دیدن لیست کامل عوامل و بیوگرافی آن‌ها، به وب‌سایت ما مراجعه کنند: </span><a href="http://blackouttheater.com"><span style="font-weight: 400;">blackouttheater.com</span></a><span style="font-weight: 400;">.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چطور این تعداد بازیگر و عوامل اجرایی را گرد هم آوردید؟ آیا همه از هنرمندان شهرمان ونکوور هستند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم کارگردانی و طراحی اکثراً کسانی‌اند که با آن‌ها در پروژه‌های قبلی همکاری داشتیم و در واقع «شهر قصه» تداوم تجربهٔ موفق همکاری‌های قبل است. گروه صداپیشه‌ها و پرفورمرها از طریق فراخوان انتخاب شدند اگرچه با تعدادی از صداپیشه‌ها قبلاً هم همکاری داشتیم. «شهر قصه» پروژه‌ای است که همهٔ هنرمندان آن ساکن ونکوورند و اکثریت آن‌ها جزو جامعهٔ مهاجرند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23569" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2265.jpg?resize=500%2C333" alt="بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا
گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، کارگردان نمایش «شهر قصه» که ۱۳ و ۱۵ سپتامبر در وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد رفت
- - - - -
امیرنعیم حسینی کارگردان نام‌آشنای تئاتر ساکن ونکوور که در طول سال‌های اخیر نمایش‌های موفقی را به زبان‌های فارسی و انگلیسی به‌روی صحنه برده است، این بار دست به اقدامی جسورانه زده و با همکاری گروهی از هنرمندان ایرانی و غیرایرانی اقتباسی از نمایشنامهٔ پرآوازهٔ «شهر قصه» را در دو اجرا در شهرهای وست ونکوور و کوکئیتلام به‌روی صحنه خواهد برد.

فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی دربارهٔ این نمایش با ایشان داشته باشیم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.
#هنر #تئاتر #کانادا #ونکوور  #شهرقصه #شهر_قصه #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2265.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2265.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/IMG_2265.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با وجود کار و مشغله‌ و گرفتاری‌های زندگی روزانه که بسیاری از افراد تیم شما دارند، چطور فرصت می‌کنید به‌منظور تمرین و دیگر آمادگی‌های لازم برای اجرای این نمایش وقت بگذارید؟ چه مدت است که روی این نمایش کار و تمرین می‌کنید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکثر افراد حاضر در پروژه به‌شکل حرفه‌ای در زمینهٔ هنری فعالیت می‌کنند و تنها تعداد محدودی از دوستان از روی علاقه و در کنار کار حرفه‌ای ‌شان با ما همکاری داشته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پروسهٔ انتخاب صداپیشه، تمرین و دورخوانی، طراحی صدا و بازنوازی سازها، ضبط استودیو، طراحی لباس، گریم، صحنه، نور، انتخاب طراح رقص، پرفورمر، و تمرینات اجرا از ژانویهٔ امسال شروع شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا این نمایش برای تمام سنین مناسب است یا محدودهٔ‌ سنی خاصی برای آن در نظر گرفته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند که «شهر قصه» در گروه نمایش کودکان طبقه‌بندی شده است، پیشنهاد گروه ما شرکت افراد ۱۵ سال به‌بالاست. در عین حال، انتخاب برای حضور افراد کم‌سن‌تر را به‌عهدهٔ خانواده‌هایشان می‌گذاریم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا این نمایش را در شهرهای دیگر کانادا یا کشورهای دیگر هم به روی صحنه خواهید برد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنامه‌ریزی برای این کار را شروع کرده‌ایم و اولین قدم تأمین منابع مالی برای سفر، اقامت و دستمزد گروه اجراست که مشغول فراهم‌کردن شرایط آن هستیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>علاقه‌مندان چطور می‌توانند بلیت این نمایش را تهیه کنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از طریق وب‌سایت ما (<a href="http://www.blackouttheater.com/nextprojects/city">www.blackouttheater.com/nextprojects/city</a>) یا مراجعهٔ مستقیم به وب‌سایت کی میک سنتر (وست ونکوور)، یا سالن اِوِرگرین (کوکئیتلام). تعداد محدودی بلیت فیزیکی هم در کافه کجا برای فروش موجود است؛ ممنون از ژوبین غازیانی عزیز بابت این همکاری. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از رسانهٔ همیاری و نشر رها که نه‌تنها حامی گروه ما، بلکه تمامی گروه‌های هنری ونکوورند، نهایت تشکر را دارم و امیدوارم تماشای این کار برای دوستانی که به دیدن آن می‌آیند، همان‌قدر لذت‌بخش باشد که پروسهٔ آماده‌سازی و اجرای آن برای ما لذت‌بخش بود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/">بازآفرینی نمایش کلاسیک «شهر قصه» با تکنیک‌های تازه‌تر و به‌روزتر در شیوهٔ اجرا </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/09/01/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a2%d9%81%d8%b1%db%8c%d9%86%db%8c-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b3%db%8c%da%a9-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%82%d8%b5%d9%87-%d8%a8%d8%a7-%d8%aa%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23561</post-id>	</item>
		<item>
		<title>هدف ما، ایجاد فضای فرهنگی و هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو‌ست</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Oct 2023 23:36:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[Blackout Art Society]]></category>
		<category><![CDATA[STAND Festival]]></category>
		<category><![CDATA[امیر نعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنوارهٔ استند]]></category>
		<category><![CDATA[سها سناجو]]></category>
		<category><![CDATA[فستیوال استند]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=21733</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی و سها سناجو، هنرمندان ساکن ونکوور و پایه‌گذاران جشنوارهٔ سالانهٔ استند (STAND) مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور  نوامبر امسال، سومین دوره‌ای است که جشنوارهٔ سالانهٔ استند (STAND) از طرف انجمن هنری بلک آوت (Blackout Art Society) و با همکاری Presentation House Theatre برگزار می‌شود. انجمن هنری بلک آوت چند سالی است که در ونکوور فعالیت دارد و پایه‌گذاران آن امیرنعیم حسینی و سها سناجو، دو هنرمند خوب شهرمان، هستند. هدف...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/">هدف ما، ایجاد فضای فرهنگی و هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو‌ست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی و سها سناجو، هنرمندان ساکن ونکوور و پایه‌گذاران جشنوارهٔ سالانهٔ استند (STAND)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نوامبر امسال، سومین دوره‌ای است که جشنوارهٔ سالانهٔ استند (STAND) از طرف انجمن هنری بلک آوت (Blackout Art Society) و با همکاری Presentation House Theatre برگزار می‌شود. انجمن هنری بلک آوت چند سالی است که در ونکوور فعالیت دارد و پایه‌گذاران آن امیرنعیم حسینی و سها سناجو، دو هنرمند خوب شهرمان، هستند. هدف این جشنواره حمایت از هنرمندان مهاجر و پناه‌جوی ساکن در ونکوور است و علاوه بر تمرکز روی ارائهٔ کارهای هنری این هنرمندان در زمینه‌های گوناگون ازجمله تئاتر، رقص و موسیقی، با برگزاری کارگاه‌های هنری و با ارائهٔ ابزار، تکنیک‌ها و فرصت‌های همکاری، به توانمندترکردن هنرمندان نیز توجه دارد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">به‌مناسبت سومین سال برگزاری جشنوارهٔ استند، گفت‌وگویی داشته‌ایم با امیرنعیم حسینی و سها سناجو که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">همچنین عصر شنبه، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۳، جشن آغاز به کار این دوره از جشنوارهٔ استند در سالن کاردینال (Cardinal Hall) واقع در نورث ونکوور با حضور مهمانان ویژه برگزار شد، که همراه با این گفت‌وگو گزارشی تصویری از آن ارائه می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سلام و سپاس از شما آقای حسینی و خانم سناجوی عزیز برای پذیرش دعوت ما و شرکت در این گفت‌وگو، لطفاً کمی از پیشینهٔ فعالیت‌های هنری خود برایمان بگویید. کِی به کانادا مهاجرت کردید و آیا فعالیت هنری را در اینجا آغاز کردید یا در ایران هم فعال بودید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی: </b><span style="font-weight: 400;">سلام. من امیرنعیم حسینی، کارگردان هنری انجمن هنری بلک آوت (Blackout Art Society) هستم. در سال ۲۰۱۰ به کانادا مهاجرت کردم و دارای لیسانس عمران و لیسانس کارگردانی تلویزیون و فوق‌لیسانس کارگردانی تئاتر هستم و کار هنری را در ایران آغاز کردم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سها سناجو: سلام. من سها سناجو، بازیگر و تهیه‌کنندهٔ هنری انجمن هنری بلک آوت از سال ۲۰۰۸ به کانادا مهاجرت کردم. فوق لیسانس حقوق بین‌الملل دارم و کار هنری را در ونکوور آغاز کردم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً از گروه تئاتر </b><b>بلک آوت برایمان بگویید. از چه زمانی این گروه شکل گرفت و چه شد که به سازمانی غیرانتفاعی تبدیل شد؟ لطفاً از وجه تسمیهٔ نام گروه هم برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی: </b><span style="font-weight: 400;">ما از سال ۲۰۱۲ در ونکوور و در قالب یک گروه تئاتر شروع به کار کردیم و تا سال ۲۰۱۷ با همکاری هنرمندان ایرانی‌ ونکوور، نمایش‌هایی به زبان فارسی اجرا می‌کردیم. از سال ۲۰۱۷، به‌عنوان یک مؤسسهٔ غیرانتفاعی و با اسم انجمن هنری بلک آوت فعالیت خودمان را ادامه دادیم. از سال ۲۰۱۹ به‌منظور ارتباط با طیف گسترده‌تری از مخاطبان و شناساندن فرهنگ ایرانی و شرقی به غیرایرانیان، شروع به اجرای نمایش به زبان انگلیسی‌ کردیم. وجه تسمیهٔ انتخاب بلک آوت، ریشه در شعاری دارد که ما برای گروه خودمان انتخاب کردیم: زندگی، صحنهٔ نمایشی است بین دو سیاهی مطلق:</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><b>Life Is a Stage Between Two Blackouts.‎</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا هنرمندانی که انجمن هنری بلک آوت فعالیت می‌کنند همه ایرانی‌تبارند، یا هنرمندان از هر تباری در این گروه به ارائهٔ کار هنری‌شان مشغول‌اند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که اشاره شد، </span><span style="font-weight: 400;">هدف ما، ارتباط بین فرهنگ‌های متفاوت و ترویج تفکرات متنوع است. بر همین اصل، فارغ از تبار یا زبان، ما تلاش کرده‌ایم با همهٔ هنرمندان و مخصوصاً هنرمندان مهاجر و پناه‌جوی ساکن ونکوور در ارتباط باشیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>اشاره کردید که طی چند سال گذشته، شما علاوه بر اجرای نمایشنامه‌هایی به‌زبان فارسی، چند نمایشنامه به‌زبان انگلیسی هم با هدف آشنایی جامعهٔ غیرایرانی با فرهنگ ایرانی، اجرا کرده‌اید. لطفاً از این تجربه‌ها برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی:</b> <span style="font-weight: 400;">ما اجرای نمایش به زبان انگلیسی را از سال ۲۰۱۹ با هدف معرفی فرهنگ ایرانی و شرقی به جوامع غیرایرانی شروع کردیم و موفق شدیم مخاطبان غیرفارسی‌زبان را با هنر هنرمندان مهاجر ساکن ونکوور آشنا کنیم. به‌عنوان مثال با اجرای نمایش‌هایی از قبیل Zoning out و Echoes from Far Away Cities و Grafting موفق شدیم تا دغدغه‌‌ها و پیچیدگی‌های مهاجران و پناه‌جویان را برای مخاطبان غیرایرانی به تصویر بکشیم و در راستای تبادل فرهنگی و تقویت ارتباط میان فرهنگ‌ها، گام‌هایی رو به جلو برداریم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از تاریخچهٔ </b><b>برگزاری جشنوارهٔ سالانهٔ استند (STAND) که این نوامبر سومین دوره‌اش برگزار خواهد شد، برایمان بگویید. چه شد که به فکر ایجاد چنین جشنواره‌ای افتادید؟ وجه تسمیهٔ نام این جشنواره چیست؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">جشنوارهٔ استند در سال ۲۰۲۱ با همکاری Presentation House Theatre در نورث ونکوور شروع به کار کرد. این جشنواره اولین اتفاق هنری در استان بریتیش کلمبیاست که تمرکزش بر فعالیت‌های هنرمندان مهاجر و پناه‌جو در رشته‌های نمایش، موسیقی و رقص است. هدف از این جشنواره، ایجاد فضای فرهنگی و هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو‌ست تا به آن‌ها فرصتی داده شود برای دیده‌شدن و شنیده‌شدن. برای خود ما، سال‌ها طول کشید تا بتوانیم، با سیستم هنری در کانادا آشنا شویم و جای خودمان را پیدا کنیم. </span><span style="font-weight: 400;">جشنوارهٔ استند در واقع موقعیتی استثنائی را رقم می‌زند، که این هنرمندان، می‌توانند با زحمت و دردسر کمتر، با عرصهٔ فعالیت هنری در کانادا آشنا شوند. استند در واقع از ایستادگی در کنار یکدیگر الهام گرفته است و به این معنی است که در دنیای هنر، ما هنرمندان از اقصا نقاط جهان کنار یکدیگر می‌ایستیم زیرا هنر فارغ از زبان، مرزها را درمی‌نوردد و انسان‌‌ها را کنار هم قرار می‌دهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آغاز کار این جشنواره در اوج همه‌گیری کووید بود. چطور با آن‌همه محدودیت موفق به برگزاری آن شدید و ادامه دادید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی:</b><span style="font-weight: 400;"> بله، </span><span style="font-weight: 400;">اولین سال برگزاری جشنواره در اوج دوران کووید ۱۹ اتفاق افتاد.</span><span style="font-weight: 400;"> در آن دوران، بخش عمده‌ای از جشنواره به‌صورت مجازی انجام شد و این امکان فراهم شد تا ما با استفاده از فناوری و منابع دیجیتالی، موفق به ارتباط با مخاطبان شویم. </span><span style="font-weight: 400;">دوران سختی بود ولی ما به تلاش‌هایمان برای ایجاد محتوای هنری ادامه دادیم و این تجربه به ما نشان داد که هنر و فرهنگ می‌تواند مرزها را بشکند و دوستداران هنر را حتی از طریق دنیای مجازی با هم در ارتباط قرار دهد، و البته نیاز به هنر در آن زمان شاید بیش از قبل حس می‌شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>استقبال از جشنوارهٔ دو سال گذشته چطور بود؟ چه در میان ایرانی‌ها و چه غیر ایرانی‌ها.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">به‌نسبت یک جشنوارهٔ نوپا، استقبال از آن در دو سال گذشته بسیار مثبت بوده است. از یک سو، جامعهٔ ایرانی از آن استقبال کرده‌اند و از سوی دیگر، این جشنواره توانسته، مخاطبان غیرایرانی را هم به دیدن اجراهایی از هنرمندان مهاجر و پناه‌جو جذب کند. این جشنواره همچنین در جهت تبادل فرهنگی و آشنایی مخاطبان با فرهنگ‌‌ها و داستان‌هایی از نقاط مختلف جهان، گام‌های مثبتی برداشته است و ما امیدواریم که استقبال و حمایت از هنرمندان مهاجر و پناه‌جوی حاضر در این جشنواره سال به سال بیشتر و بهتر شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امسال در جشنوارهٔ استند، در چه رشته‌های هنری‌ای برنامه ارائه می‌شود؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی: </b><span style="font-weight: 400;">امسال در جشنوارهٔ استند، گروه‌های هنری مختلف در زمینهٔ تئاتر، موسیقی و رقص فعالیت می‌کنند. در کنار این رشته‌ها، مجموعه‌ای از کارگاه‌‌ها شامل، نویسندگی، رقص، نوشتن گرنت یا کمک‌هزینه به‌منظور تهیه و اجرای کار هنری، ارائه می‌شوند تا کمکی باشد برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو به‌منظور برداشتن گام‌های ابتدایی در مسیر فعالیت‌های هنری‌شان در کانادا.</span><span style="font-weight: 400;"> از دیگر برنامه‌های جشنوارهٔ امسال، یک نمایشگاه نقاشی در بخش جنبی جشنواره است که به نمایش تابلوهای هنرمند کُرد ساکن ونکوور می‌پردازد و همین‌طور پادکست زندهٔ «رادیو دست‌نوشته‌ها».</span></span></p>
<figure id="attachment_21739" aria-describedby="caption-attachment-21739" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21739" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Collage_STAND.jpg?resize=640%2C438" alt=" جشن آغاز به کار سومین دورهٔ جشنوارهٔ استند در سالن کاردینال (Cardinal Hall) - نورث ونکوور" width="640" height="438" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Collage_STAND.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Collage_STAND.jpg?resize=300%2C205&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-21739" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">جشن آغاز به کار سومین دورهٔ جشنوارهٔ استند در سالن کاردینال (Cardinal Hall) &#8211; نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تا جایی که می‌دانیم، این جشنواره روی ارائهٔ کار هنرمندان پناه‌جو و مهاجر در ونکوور تمرکز دارد. آیا برنامه‌ای برای گسترش این جشنواره دارید؟ به‌بیان دیگر آیا ممکن است روزی این جشنواره بین‌المللی شود و کار هنرمندان پناه‌جو و مهاجر سراسر دنیا را ارائه دهد؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">بله، هدف نهایی جشنوارهٔ استند این است که به رویدادی بین‌المللی تبدیل شود، در همین راستا ما امسال از خانم نغمه ثمینی که از نویسندگان معروف ایرانی ساکن سیاتل‌اند، دعوت کرده‌ایم برای کارگاه نویسندگی حضور داشته باشند یا آقای محمود عظیمایی را که از پادکسترهای شناخته‌شده‌اند، از تورنتو دعوت کرده‌ایم تا اجرای زندهٔ پادکست در ونکوور داشته باشند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی هم دربارهٔ</b><b> کارگاه‌های آموزشی جشنوارهٔ امسال برایمان بگویید. این کارگاه‌ها در چه زمینه‌هایی خواهند بود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی: </b><span style="font-weight: 400;">کارگاه‌‌ها آموزشی این دوره از جشنواره عبارت‌اند از کارگاه آشنایی با بدن با نوید چرخی، مونولوگ‌نویسی با نغمه ثمینی، گرنت‌نویسی با امیرنعیم حسینی، و کارگاه تئاتر برای زندگی با محتوای گسستگی و در نهایت پیوستگی ارتباط بین دو نسل با کارگردانی دکتر میشل لافلام و همکاری فدرا میرهاشمی. کارگاه اخیر از افراد بالای ۱۸ سال ساکن ونکوور که عضوی از جامعهٔ مهاجر و یا پناه‌جو هستند و تحت تأثیر تفاوت‌های فرهنگی و زبانی در جامعه و خانواده خود بوده‌اند، دعوت می‌کند تا طی پنج روز کارگاه خلاقانه، نمایش‌های کوچکی را برای اجرا در جشنوارهٔ استند زیر نظر کارگردان و دستیار کارگردان حاضر اجرا کنند. برای شرکت در این کارگاه‌ها، نیازی به داشتن تجربهٔ بازیگری نیست و شرکت‌کنندگان در ازای مشارکت کامل وجه مختصری دریافت خواهند کرد. اجرای این کارگاه روز ۱۲ نوامبر ساعت ۴:۳۰ بعدازظهر در سالن پرزنتیشن هاوس نورث ونکوور به روی صحنه خواهد رفت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای اطلاعات بیشتر از چگونگی شرکت در این کارگاه، پوستر این کارگاه را برای چاپ و انتشار به‌همراه این گفت‌وگو در اختیار شما خواهیم گذاشت.</span></p>
<figure id="attachment_21737" aria-describedby="caption-attachment-21737" style="width: 530px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21737" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/IMAGE-2023-10-19-16_37_31.jpg?resize=530%2C750" alt="فراخوان برای مشارکت در کارگاه تئاتر برای زندگی با محتوای گسستگی و در نهایت پیوستگی ارتباط بین دو نسل" width="530" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/IMAGE-2023-10-19-16_37_31.jpg?w=530&amp;ssl=1 530w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/IMAGE-2023-10-19-16_37_31.jpg?resize=212%2C300&amp;ssl=1 212w" sizes="auto, (max-width: 530px) 100vw, 530px" /><figcaption id="caption-attachment-21737" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فراخوان برای مشارکت در کارگاه تئاتر برای زندگی با محتوای گسستگی و در نهایت پیوستگی ارتباط بین دو نسل</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در مجموع مشکلات به‌ثمررساندن کار هنری و برگزاری جشنوارهٔ هنری چیست؟ آیا در این زمینه کمکی هم از دولت گرفته‌اید که کارگشا باشد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">در مجموع برگزاری یک جشنوارهٔ هنری کار آسانی نیست و مسائلی مانند مشکلات مالی، مدیریتی، تبلیغات، مشارکت هنرمندان و جذب مخاطب در ترتیب‌دادن جشنواره نقش بسزایی ایفا می‌کنند. طی دو سال گذشته حمایت‌های مالی ارگان‌های دولتی، همکاری هنرمندان مهاجر و پناه‌جو و همراهی مخاطبان در ادامهٔ این فستیوال نقش بسیار مهمی داشته اند و امیدواریم که این حمایت‌‌ها را در آینده هم داشته باشیم. یکی از چالش‌های اصلی ما اطلاع‌رسانی در طیف وسیع در مورد این جشنواره با جامعهٔ غیرمهاجر و پناه‌جو و متقاعد‌کردن آن‌ها به دیدن کارهای هنرمندان حاضر در این جشنواره است. ما به افراد زیادی برای این منظور مراجعه می‌کنیم و خوشبختانه برای جشنواره امسال توانستیم نظر وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش بریتیش کلمبیا، خانم لانا پاپم، و شهردار شهر نورث ونکوور، خانم لیندا بوکانان را جلب کرده و پیامی از آن‌ها را در برنامهٔ جشنواره داشته باشیم. همچنین جشنوارهٔ استند پس از پایان سال اول، نامهٔ تحسین‌آمیزی از خانم بوئن ما، نمایندهٔ مجلس استان از منطقهٔ نورث ونکوور &#8211; لانزدیل، دریافت کرد. ارگان‌هایی که حامی مالی جشنواره امسال بوده‌اند، عبارت‌اند از:</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">‎- </span><span style="font-weight: 400;">BC Touring Council</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- British Columbia Arts Council</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- Canada Council for the Arts</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- City of Vancouver</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- Government of Canada </span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- Heritage Canada </span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- Metro Vancouver </span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- North Vancouver Recreation and Culture Commission</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- Vancouver Civic Theatres</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎- West Vancouver District</span></p>
<figure id="attachment_21738" aria-describedby="caption-attachment-21738" style="width: 750px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21738" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Letters.png?resize=640%2C458" alt="پیام وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش بریتیش کلمبیا، خانم لانا پاپم، و شهردار شهر نورث ونکوور، خانم لیندا بوکانان به‌مناسبت برگزاری سومین دورهٔ جشنوارهٔ STAND" width="640" height="458" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Letters.png?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Letters.png?resize=300%2C215&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/Letters.png?resize=240%2C172&amp;ssl=1 240w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /><figcaption id="caption-attachment-21738" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">پیام وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش بریتیش کلمبیا، خانم لانا پاپم، و شهردار شهر نورث ونکوور، خانم لیندا بوکانان به‌مناسبت برگزاری سومین دورهٔ جشنوارهٔ STAND</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>انتظار شما از جامعهٔ ایرانی در حمایت از فعالیت‌های هنری چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی: </b><span style="font-weight: 400;">جامعهٔ ایرانی می‌تواند با حضور در رویداد‌های جشنواره، حمایت‌های مالی، حمایت از تدوین سیاست‌‌ها و بودجه‌های دولتی، اطلاع‌رسانی دربارهٔ رویدادهای هنری به دوستان و آشنایان ایرانی و غیرایرانی خود از ادامهٔ این جشنواره حمایت کند. برای اطلاعات به‌روز از فعالیت‌های انجمن هنری بلک آوت و جشنوارهٔ استند مخاطبان عزیزتان را به دنبال‌کردن ما در صفحهٔ اینستاگرام و چک‌کردن وب‌سایت‌های زیر دعوت می‌کنیم:</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.instagram.com/stand.festival" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">‎@stand.festival</span></a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.instagram.com/blackout.art.society" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">‎@blackout.art.society</span></a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.standfestival.com"><span style="font-weight: 400;">https://www.standfestival.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.blackouttheater.com"><span style="font-weight: 400;">https://www.blackouttheater.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سپاس دوباره از وقتی که به ما دادید، اگر صحبت دیگری دارید، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرنعیم حسینی و سها سناجو: </b><span style="font-weight: 400;">ممنون از شما و همکاران خوبتان در رسانهٔ همیاری برای حمایت همیشگی از هنر و فرهنگ و البته همراهی رسانه‌ای این دوره از جشنوارهٔ استند. به‌امید دیدار مخاطبان عزیزتان در برنامه‌های متنوع این جشنواره و حضور و همراهی صمیمانه‌شان. </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/">هدف ما، ایجاد فضای فرهنگی و هنری برای هنرمندان مهاجر و پناه‌جو‌ست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/10/29/%d9%87%d8%af%d9%81-%d9%85%d8%a7%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d9%81%d8%b6%d8%a7%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%87%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">21733</post-id>	</item>
		<item>
		<title>امیرنعیم حسینی: آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد، این است که چطور قصه بگویم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2018/05/31/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2018/05/31/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 01 Jun 2018 01:28:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[امیرنعیم حسینی]]></category>
		<category><![CDATA[تئاتر]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=8581</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، به بهانهٔ نمایش «رابطه به‌ اضافه منهای یک» در ونکوور سیما غفارزاده &#8211; ونکوور با سلام خدمت شما آقای حسینی، سپاسگزاریم که فرصت گفت‌وگویی در اختیار ما گذاشتید. در ابتدا، ‌به‌رسم همیشه مایل‌ایم برای آن دسته از خوانندگان ما که کمتر شما را می‌شناسند، کمی‌ از خودتان و پیشینهٔ فعالیت‌های هنری‌تان بگویید. سلام. من هم از شما ممنون‌ام برای اینکه می‌دانم علی‌رغم همۀ گرفتاری‌ها، وقت می‌گذارید و زحمت تهیۀ این گفت‌وگو...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/05/31/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/">امیرنعیم حسینی: آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد، این است که چطور قصه بگویم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، به بهانهٔ نمایش «رابطه به‌ اضافه منهای یک» در ونکوور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام خدمت شما آقای حسینی، سپاسگزاریم که فرصت گفت‌وگویی در اختیار ما گذاشتید. در ابتدا، ‌به‌رسم همیشه مایل‌ایم برای آن دسته از خوانندگان ما که کمتر شما را می‌شناسند، کمی‌ از خودتان و پیشینهٔ فعالیت‌های هنری‌تان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سلام. من هم از شما ممنون‌ام برای اینکه می‌دانم علی‌رغم همۀ گرفتاری‌ها، وقت می‌گذارید و زحمت تهیۀ این گفت‌وگو را می‌کشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فعالیت هنری من به‌صورت جدی از هجده سالگی با تئاتر شروع شد. آن موقع دانشجوی مهندسی عمران دانشگاه فردوسی مشهد بودم و رضا بهبودی، که در حال حاضر یکی از بازیگرهای شناخته‌شدۀ تئاتر است، برای دور‌ای یک‌ساله در مشهد بود. بعد از رفتن رضا از مشهد، من و چند تایی دیگر از دوستان جریانی را که شروع شده بود، ادامه دادیم و اجراهای خیلی خوبی هم داشتیم. زمانی که درسم تمام شد، تقریبا مطمئن بودم که مهندسی عمران مسیری نیست که با روحیات من سازگار باشد و برای همین تصمیم گرفتم که بار دیگر ولی با شناخت کافی، رشتۀ مورد علاقۀ خودم را انتخاب کنم و دوباره در آزمون کنکور شرکت کردم و این‌بار در رشتۀ کارگردانی وارد دانشگاه صدا و سیما شدم. بعد از آنکه فارغ‌التحصیل شدم، چون بین هم‌دوره‌ای‌های خودم رتبۀ اول را داشتم، به من این اجازه داده شد که بدون کنکور برای فوق لیسانس هر دانشگاهی را که دوست دارم انتخاب کنم، که آن زمان انتخاب من کارگردانی تئاتر دانشگاه تربیت مدرس بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در طول دوران تحصیلم در دانشگاه، به‌هیچ‌وجه خودم را محدود به مباحث آکادمیک نکردم و عطش شدیدی به ساختن فیلم کوتاه، مستند و اجرای نمایش داشتم که همین مسئله هم کمک کرد که من نه‌تنها تجربه‌های خیلی خوبی در دانشگاه کسب کنم، بلکه با آدم‌های زیادی آشنا شدم که بعد از فارغ‌التحصیلی نقش تأثیرگذاری در ورود من به حیطۀ فعالیت حرفه‌ای داشتند و تا امروز چیزی حدود ده سال است که من به‌شکل کاملاً حرفه‌ای در زمینۀ فیلم و نمایش مشغول به کارم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>کمی از «رابطه به‌ اضافه منهای یک» برایمان بگویید؛ آیا این کار هم مانند اغلب کارهای دیگر شما به اثری مستند نزدیک است؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اجازه بدهید من اول این توضیح را بدهم اگرچه ژانر مستند تقریباً محبوب‌ترین گونۀ سینماییِ من است و بیشتر تجربه‌های سینمایی‌ام هم در غالب مستند بوده، ولی در رابطه با تئاتر فقط یکی از کارهای من (از انعکاس شهرهای دور) در فرمت تئاتر مستند بوده و سایر تجربه‌های تئاتری‌ام بر پایۀ متن نمایشی بوده است که خب البته شخصیت‌ها مرتبط با آدم‌های زندگی روزمرۀ ما بوده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دربارۀ نمایش «رابطه به اضافه منهای یک» که از ۵ تا ۱۰ ماه ژوئن (جون) به‌روی صحنه خواهد رفت، موضوع این است که </span><span style="font-weight: 400;">من فکر می‌کنم همۀ ما به طریقی درگیر رابطه‌های مختلفی هستیم یا بوده‌ایم، اتفاقی که اکثر اوقات می‌افتد این است که رابطه‌ای تمام می‌شود ولی تأثیری که آن رابطه روی ما می‌گذارد تا مدت‌ها ادامه پیدا می‌کند، به‌قول یکی از شعرهای آقای کیارستمی:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«اکنون کجاست؟ / چه می‌کند؟ / کسی که فراموشش کرده‌ام.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همین مسئله که البته یکی از دغدغه‌های همیشگی من هم بوده، دستمایه‌ای شد برای این که نمایش «رابطه به اضافه منهای یک» را آماده کنم. اما چیزی که در این نمایش نسبت به تجربه‌های قبلی برای من جدید است، شیوۀ اجرای این نمایش است که تلاش می‌کنم تا این کار به‌شکل تعاملی اجرا بشود، یعنی اینکه مخاطب در طول اجرای نمایش، فقط تماشاگر محض نباشد و برای لحظه‌هایی این فرصت را داشته باشد تا در روند اجرا تأثیرگذار باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما پیش از این نیز در ونکوور نمایش‌نامه‌هایی را کارگردانی کرده‌اید، از جمله «اتول بیوگرافی» و «از انعکاس شهرهای دور»؛ استقبال تماشاگران ایرانی از تئاتر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ خصوصاً در مقایسه با دیگر شهرهای ایرانی‌نشین کانادا مانند تورنتو و مونترآل، اگر که تجربه‌اش را دارید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این نمایش، چهارمین تجربۀ تئاتری من در ونکوور است و وقتی به کل مسیر این اجراها نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم یک جامعۀ تئاتربین در ونکوور در حال شکل‌گیری است و به‌نظرم حساسیت مخاطب به رویدادهای تئاتری شهر، روند روبه‌رشدی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من تجربۀ اجرا در شهرهایی را که گفتید نداشته‌ام، اگر چه گروه‌هایی را که در این دو شهر فعال‌اند خیلی خوب می‌شناسم، و بر مبنای همین شناخت، حدس می‌زنم به‌لحاظ استقبال تماشاگر ایرانی، تورنتو وضعیت بهتری از بقیۀ شهرها داشته باشد و البته فکر می‌کنم ونکوور در مقایسه با مونترآل بهتر است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-8583" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5644.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، به بهانهٔ نمایش «رابطه به‌ اضافه منهای یک» در ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5644.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5644.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5644.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>همان‌طور که اشاره کردید، این نمایش با شیوهٔ تعاملی اجرا خواهد شد، یعنی با تأثیر تماشاگران بر مسیر اجرای نمایش همراه است. چقدر این شیوه کار را دشوارتر می‌کند؟ آیا پیش از این هم تئاتری به این شیوه کار کرده‌اید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همان‌طور که گفتم، برای من این اولین تجربۀ کار به این شیوه است. سختی کار برای من در دو چیز است: اول به‌لحاظ فنی، به این معنی که سیستمی را که برای ارتباط با تماشاگر در نظر گرفته‌ام، برای خودم هم تازگی دارد و امیدوارم در خلال تمرینات این مسئله مرتفع بشود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دوم متفاوت بودن اجرا در شب‌های مختلف است که خب این مسئله اگر چه به جذابیت کار کمک می‌کند، ولی چالش داستان این است که در هر اجرا این احتمال وجود دارد که اتفاقی تازه رخ بدهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با توجه به ۶ شب‌ نمایش پی در پی، در نظر گرفتن تعداد بازیگران، و بهای نسبتاً پایین بلیت، طبیعتاً این کار باید با هزینهٔ قابل توجهی همراه باشد. آیا از جانب جامعهٔ ایرانی مورد حمایت قرار گرفته‌اید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چیزی که واضح است اینکه اگر حمایت مالی دوستان ما وجود نداشت، اساساً امکان اجرای این پروژه برای ما مقدور نبود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">اما مسئله‌ای که من دوست دارم اینجا روی آن تأکید کنم، بحث حضور تماشاگر است. خب این مسئله خیلی طبیعی است که وقتی نمایشی یک شب اجرا بشود، خیلی از افراد برای آن شب برنامهٔ دیگری داشته باشند و اجرا را از دست بدهند، از سوی دیگر، خیلی‌ها ممکن است با وجود آنکه علاقه‌مند باشند که تئاتری را تماشا بکنند، تهیهٔ بلیت ۴۰ یا ۵۰ دلاری برایشان مقدور نباشد، به‌همین خاطر </span><span style="font-weight: 400;">اجرای نمایش برای شش شب و با قیمت نسبتاً پایین برای خود من یک تست است، به این معنی که اگر ما این دو پارامتر را (یک شب اجرا و قیمت بالای بلیت) از نمایشی ایرانی حذف کنیم، آیا تأثیری در افزایش میزان مخاطب خواهد داشت یا نه؟ این موضوع، به این دلیل اهمیت دارد که اساساً اجرای نمایش باید در شب‌های متوالی باشد تا فرآیند اجرا برای گروه اجرایی به‌معنی واقعی اتفاق بیافتد.</span><span style="font-weight: 400;"> اینکه گروهی، چیزی حدود دو ماه و نیم زحمت بکشد و بعد تمام این زحمت در یک شب خلاصه بشود، به‌نظرم اشتباه است، چون خیلی احتمال دارد که در یک شب اتفاق خاصی برای نور، صدا یا یکی از بازیگرها پیش بیاید و اساساً این ریسک وجود دارد که همۀ زحمت‌ها به‌راحتی از بین برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پس خیلی خلاصه اگر بخواهم بگویم، اینکه ما برای اولین بار نمایشی ایرانی را برای شش شب به‌روی صحنه می‌بریم، به دو دلیل است، اول آنکه کشش مخاطب شهرمان را بسنجیم و دوم آنکه برای بازیگران شرایطی را مهیا بکنیم که فرصت بیشتری برای دیدنِ نتیجۀ زحمت‌های خودشان، در اختیار داشته باشند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-8584" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/8F3B9404-73BD-4E75-9EAD-138758BF5E43.jpg?resize=500%2C500" alt="گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، به بهانهٔ نمایش «رابطه به‌ اضافه منهای یک» در ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/8F3B9404-73BD-4E75-9EAD-138758BF5E43.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/8F3B9404-73BD-4E75-9EAD-138758BF5E43.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/8F3B9404-73BD-4E75-9EAD-138758BF5E43.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/8F3B9404-73BD-4E75-9EAD-138758BF5E43.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا در این نمایش برای جذب مخاطب غیرفارسی‌زبان، از بالانویس استفاده خواهید کرد؟ آیا این نمایش قابلیت اجرا به زبان انگلیسی را دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">برای مدیوم تئاتر، خیلی به بالانویس اعتقادی ندارم. از نظر من، </span><span style="font-weight: 400;">تئاتر هنری است که در آن تماشاگر باید تمام تمرکزش روی صحنه و اتفاقی که در لحظه رخ می‌دهد، باشد. برای همین دنبال کردن مسیر روایی و دراماتیک داستان از طریق نوشته‌ای که در بالا پخش می‌شود، به نظرم تمرکز تماشاگر را از صحنه دور می‌کند و شخصاً چه از منظر زیبایی‌شناسی و چه از لحاظ بحث ارتباط با مخاطب، ترجیح می‌دهم اگر قرارست مخاطب انگلیسی داشته باشم، کار به زبان انگلیسی اجرا بشود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا فکر می‌کنید در صورت استقبال مردم، امکان اجرای مجدد این تئاتر در ونکوور هست؟ آیا در فکر اجرای آن در شهرهای دیگر کانادا هستید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">معمولاً ترجیح می‌دهم کاری را که اجرا شده با فاصلۀ زمانی کوتاه دوباره به سراغش نروم، مخصوصاً این نمایش که شش شب اجرا خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما اینکه آیا این کار را برای اجرا به شهرهای دیگر ببریم یا نه، باید بگویم به‌نظر من برای اینکه نمایشی این قابلیت را داشته باشد که در شهرهای مختلف اجرا بشود، باید چند ویژگی داشته باشد؛ اولاً باید گروه اجرایی خیلی بزرگ نباشد و دکور و وسایل صحنه باید جمع و جور و به‌راحتی قابل جابه‌جایی باشد، دوم اینکه باید شناخت کافی از تماشاگر نمایش ایرانی و شیوۀ تبلیغات در شهرهای دیگر مثل کلگری، مونترال و تورنتو وجود داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌همین خاطر، زمانی یک نمایش را برای اجرا به شهر دیگری خواهم برد که حداقل تا حدی اشراف بهتری به مخاطب آن شهر داشته باشم، یا اینکه مطمئن باشم گروه یا سازمانی بخشی از هزینه‌ها را پوشش خواهد داد. مسئله اینجاست که در خود ونکوور که عمدۀ هزینه‌ها به‌دلیل اقامت گروه اجرایی در این شهر، قابل حذف شدن است، در نهایت پروژه بدون سود مالی یا سود خیلی ناچیز انجام می‌شود، برای همین، در حال حاضر و با توجه به شرایط موجود، اجرای کار در شهری به‌جز ونکوور برای من هیچ توجیهی ندارد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-8585" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5660.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگو با امیرنعیم حسینی، به بهانهٔ نمایش «رابطه به‌ اضافه منهای یک» در ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5660.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5660.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2018/05/IMG_5660.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>آیا شما در ایران هم نمایشی به روی صحنه برده‌اید؟ تفاوت‌های کار در ایران و کانادا را در این زمینه، چگونه می‌بینید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من در ایران سه نماش اجرا کرده‌ام: «دستور پخت یک کیک ساده»، «هر چند روز یکی از این خط‌ها رو پاک کن» و نمایش «آمِده یا چطور از شرش خلاص شویم».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نکته مثبتی که اجرای نمایش در ایران دارد، بحث دسترسی به طیف گسترده‌ای از تماشاگر و بعد بازیگر است. یعنی شما در انتخاب بازیگر هیچ محدودیتی ندارید و از آن طرف مطمئن‌اید که میزان قابل توجهی از تماشاگر را به همراه دارید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما محدودیتی که کار در ایران دارد، مجوزها و نظارت‌هایی است که از طرف ادارهٔ ارشاد و نهادهای مرتبط اعمال می‌شود. مثلاً تابستان سال گذشته، من دو نمایشنامه برای اجرا به ادارۀ ارشاد ارائه دادم که هیچ‌کدام مجوز نگرفت. نمایشنامه‌هایی که یکی از آن‌ها اینجا اجرا شده بود. برای همین، امتیاز اجرای نمایش در خارج از کشور این است که حاشیه‌های نظارتی برای گروه اجرایی وجود ندارد و آن‌ها درگیر بازی‌های ادارهٔ ارشاد نخواهند شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما بزرگ‌ترین چالش پیش روی گروه‌های نمایش ایرانی در خارج از کشور، مسئلهٔ مخاطب و تماشاگر است. برای اینکه تعداد افرادِ علاقه‌مند به تماشای تئاتر محدودند و به‌همین خاطر گروه نمایش مجبور می‌شود تعداد شب‌های اجرا را به یک یا دو شب محدود بکند و این موضوع باعث می‌شود که پروژه توجیه مالی نداشته باشد و تنها علاقۀ شخصی گروه است که انگیزۀ اجرای یک نمایش می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما هم تئاتر کار کرده‌اید و هم فیلم کوتاه، به کدام‌یک تعلق خاطر بیشتری دارید؟ کدام‌یک را قالب بهتری برای بیان افکار و احساسات خود می‌دانید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای من مسئله به این شکل است که خیلی وقت‌ها خودِ داستان یا ایده‌ای که در ذهنم شکل می‌گیرد، فرم را مشخص می‌کند. مثلاً مدیوم تئاتر این امکان را به من می‌دهد که با بازی‌های نوری، زمان و مکان قصه را بشکنم یا برای اینکه بخشی از داستان در ذهن تماشاگر شکل بگیرد، از تخیل تماشاگر استفاده کنم. از طرف دیگر، بعضی از سوژه‌هایی را می‌بینم که ناگزیرم با رویکرد مستند به‌سمت آن‌ها بروم یا بعضی وقت‌ها قصه‌هایی در ذهنم شکل می‌گیرد که من را به‌سمت ژانر داستانی سوق می‌دهد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در مورد قسمت دوم سؤالتان، باید بگویم اگر چه شخصاً خیلی مستند را دوست دارم و این ژانر جذابیت خاصی برای من دارد، آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد این است که چطور قصه بگویم و داستان تعریف بکنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>حال که صحبت فیلم شد، لطفاً کمی دربارهٔ فیلم «جای خالی» بگویید. چه شد که به فکر بازتولید فیلم «مشق شب» کیارستمی افتادید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">من خودم از نسل بچه‌های فیلم «مشق شب» هستم و برای همین با همۀ ترس‌ها و نگرانی‌ها و استرس‌هایی که بچه‌های آن فیلم دارند، آشنا هستم. وقتی برای اولین بار این فیلم را دیدم، سؤالی که در ذهنم شکل گرفت این بود که بچه‌های امروز در مقایسه با نسل ما چقدر تغییر کرده‌اند؟ این مسئله همیشه در ذهن من بود تا زمانی که دومین دورهٔ کارگاه آقای کیارستمی را شرکت کردم، بعد از یکی از جلسه‌ها، من این ایده را مطرح کردم و ایشان خیلی استقبال کردند و به من اجازه دادند تا این کار را انجام بدهم. این شد که سال ۱۳۸۷ بعد از بیست سال، من دوباره برگشتم به همان مدرسه و از بچه‌های امروزی سؤال‌های مشابه فیلم «مشق شب» را پرسیدم و نتیجه‌اش شد فیلم «جای خالی» که بچه‌های دو نسل را با هم مقایسه می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سپاس دوباره از شما که دعوت ما را برای گفت‌وگو پذیرفتید، اگر موضوعی هست که مایل‌اید دربارهٔ آن صحبت کنید و در سؤالات بالا مطرح نشده است، لطفاً بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نکته‌ای را که به‌عنوان جملۀ پایانی دوست دارم بگویم، این است که اگر حمایت مالی گروه حقوقی بیژن، نورث شور کیا، مشاور املاک علی محب‌تاش، مجلهٔ فارسی مد، نورث شور رولینگ استاک، دفتر بیمهٔ آل وست، صرافی مانی وی و فرش آرارات نبود، مطمئناً این اتفاق رخ نمی‌داد. من معتقدم حمایت مالی از فعالیت‌های هنری نشان از فهم بالای این آدم‌ها از مقولۀ فرهنگ و هنر دارد و شخصاً قدردان محبت این دوستان هستم. در پایان امیدوارم کسانی که فرصت دارند، به تماشای این اجرا بیایند تا بهانه‌ای پیدا بکنیم برای اینکه بیشتر با هم حرف بزنیم، با دنیاهای هم آشناتر بشویم و هنر تئاتر ایرانی را در ونکوور حمایت کنیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2018/05/31/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/">امیرنعیم حسینی: آنچه بیش از همه برای من اهمیت دارد، این است که چطور قصه بگویم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2018/05/31/%d8%a2%d9%86%da%86%d9%87-%d8%a8%db%8c%d8%b4-%d8%a7%d8%b2-%d9%87%d9%85%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a7%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">8581</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-03 15:27:47 by W3 Total Cache
-->