<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>افغانستان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D9%81%D8%BA%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افغانستان/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 31 Jul 2025 15:37:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>افغانستان بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افغانستان/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – آیا آسمان افغانستان هم همین رنگ است؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/07/31/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/07/31/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Jul 2025 15:37:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[پروژهٔ اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[پناهجویان]]></category>
		<category><![CDATA[پناهندگان]]></category>
		<category><![CDATA[مژده مواجی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25263</guid>

					<description><![CDATA[<p>مژده مواجی – آلمان دانیلا آن طرف خط تلفن بود. با صدایی خسته و غمناک پرسید: «زبان پشتو بلدی؟ طوری‌که بتوانی آن را هم بخوانی و بفهمی؟»  جواب دادم: «وقتی کسی پشتو صحبت می‌کند، تقریباً پنجاه درصدش را می‌فهمم. گاهی مراجعانم پشتوزبان‌اند و وقتی به صحبت‌هایشان گوش می‌کنم، تا حدی متوجه موضوع صحبت می‌شوم، ولی تا به‌حال متنی را به پشتو نخواندم.» دانیلا مکالمه تلفنی را سریع قطع کرد. از محل کارش زنگ می‌زد؛ از شلوغی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/31/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/">کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – آیا آسمان افغانستان هم همین رنگ است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%da%98%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ac%db%8c/">مژده مواجی</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانیلا آن طرف خط تلفن بود. با صدایی خسته و غمناک پرسید: «زبان پشتو بلدی؟ طوری‌که بتوانی آن را هم بخوانی و بفهمی؟» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جواب دادم: «وقتی کسی پشتو صحبت می‌کند، تقریباً پنجاه درصدش را می‌فهمم. گاهی مراجعانم پشتوزبان‌اند و وقتی به صحبت‌هایشان گوش می‌کنم، تا حدی متوجه موضوع صحبت می‌شوم، ولی تا به‌حال متنی را به پشتو نخواندم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانیلا مکالمه تلفنی را سریع قطع کرد. از محل کارش زنگ می‌زد؛ از شلوغی دوروبرش و ساعتی که زنگ می‌زد، مشخص بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; دوباره تماس می‌گیرم. محیط کار شلوغ است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سؤالش تعجب کردم. افرادی کنارش بودند که حدس می‌زدم پشتو را بلد باشند؛ دو تا پسرخوانده‌‌اش، انور و بختیار. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها پیش که برای دیدار با دانیلا به خانه‌اش دعوت شدم، او تعریف می‌کرد: «من و همسرم حدود ده سال سرپرستی دو پسر نوجوانِ افغانِ هزاره‌ای را به عهده گرفتیم. هم سن و سال دو تا فرزند خودمان بودند. آن‌ها پیش از آن در یک خوابگاه پناه‌جویان برای افراد زیر هجده سال سکونت داشتند که بدون والدینشان به آلمان پناه آورده بودند. همسرم و من از نظر مالی برایمان مشکلی نبود که خانواده‌مان را بزرگ‌تر کنیم و زیر پر و بال آنان را بگیریم. آن‌ها را مدرسه گذاشتیم و بعدها دوره‌های تخصصی دیدند و زندگی مستقلی تشکیل دادند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن روز دانیلا از کنارم روی مبل بلند شد و به آشپزخانه رفت تا برای هردویمان چای بیاورد. خانهٔ ویلایی چندطبقه‌ای داشتند با حیاط بزرگی که با چمن فرش شده بود و تعدادی مرغ در آن‌ها مشغول نوک‌زدن بودند. دانیلا از آشپزخانه که آمد، سینی چوبی‌ای با چای و بیسکویت در دست داشت. کف آن به فارسی نوشته بود «خوش آمدید». هم‌زمان با نوشیدن چای قاب عکسی را نشان داد. عکس دسته‌جمعی از خودش، همسرش، به‌همراه فرزندان و فرزندخوانده‌هایشان. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانیلا غروب در واتس‌اپ عکس برگه‌ای را برایم فرستاد و بعد بلافاصله تلفن زد. همان تن صدای غمگین صبح را داشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; اتفاق وحشتناکی افتاده است. برگه‌ای را الان برایت ‌فرستادم. ببین می‌توانی کلمات نوشته‌شده با خودکار را بخوانی. برگۀ فوت انور است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دهانم باز ماند. ناگهان پرسیدم: «باورم نمی‌شود. چطور؟ کی؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; ما خودمان هم در شوک هستیم. او چندی پیش به افغانستان رفت؛ به زادگاهش ولایت دایکُندی. دوست داشت سری به آنجا بزند و از بستگانش خبر بگیرد. آنجا در تصادف رانندگی جان سپرده است. آن زمان که انور از افغانستان فرار کرد و به آلمان آمد، از طالبان که دستش به نسل‌کشی قوم هزاره‌ آلوده است، جان سالم به سر برده بود و حالا به‌همین سادگی تصادف کرد و از بین رفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دانیلا مکثی کرد، آهی کشید و گفت: «برگۀ فوت را برای ترجمه لازم داریم. دفتر دارالترجمه کلماتی را نمی‌تواند بخواند. تا ترجمه نشود، نمی‌توانم کارهای اداری را انجام بدهم؛ مثل فسخ قرارداد آپارتمانش، حساب بانکی‌اش، بیمهٔ درمانی و از این قبیل چیزها.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در واتس‌اپ نگاهی به گواهی فوت انور انداختم. بعضی کلمات دست‌نویس را می‌شد به‌زحمت خواند. چشمم روی این کلمات متوقف شد. در برگه نوشته بود: «تعداد اعضای فامیل: یک نفر. نسبت راپورت‌دهنده (گزارش‌دهنده) با متوفی: پسر کاکا (پسرعمو)» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آه بلندی کشیدم و مشغول خواندن و ترجمهٔ بقیهٔ متن گواهی شدم. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/31/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/">کوچه‌پس‌کوچه‌های ذهن من – آیا آسمان افغانستان هم همین رنگ است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/07/31/%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%be%d8%b3%da%a9%d9%88%da%86%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%85%d9%86-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d8%a2%d8%b3%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25263</post-id>	</item>
		<item>
		<title>در سایهٔ جنگ، در حاشیهٔ انسان: نژادپرستی رسمی علیه مهاجران افغان در ایران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/07/19/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/07/19/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Jul 2025 03:32:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=25210</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ هیچ‌کس به‌روشنی نمی‌داند چه چیزی در پس سکوت سنگین این روزهای ایران پنهان شده است. پس از دوازده روز جنگ فرساینده و پرهزینه با اسرائیل ــ که بیشتر شبیه یک مانور قدرت نمایشی بود تا نبردی تمام‌عیار ــ کشور در وضعیت معلقی گرفتار آمده است. وضعیت امنیتی ناپایدار، اقتصاد رو به فروپاشی، و بی‌اعتمادی عمومی روزافزون، چشم‌اندازی تاریک را ترسیم می‌کند. اما در پس این غبار سنگین، فاجعه‌ای خاموش...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/19/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa/">در سایهٔ جنگ، در حاشیهٔ انسان: نژادپرستی رسمی علیه مهاجران افغان در ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌کس به‌روشنی نمی‌داند چه چیزی در پس سکوت سنگین این روزهای ایران پنهان شده است. پس از دوازده روز جنگ فرساینده و پرهزینه با اسرائیل ــ که بیشتر شبیه یک مانور قدرت نمایشی بود تا نبردی تمام‌عیار ــ کشور در وضعیت معلقی گرفتار آمده است. وضعیت امنیتی ناپایدار، اقتصاد رو به فروپاشی، و بی‌اعتمادی عمومی روزافزون، چشم‌اندازی تاریک را ترسیم می‌کند. اما در پس این غبار سنگین، فاجعه‌ای خاموش و انسانی در جریان است؛ فاجعه‌ای که در هیاهوی اخبار موشک و شهید و مقاومت، به‌ندرت دیده یا شنیده می‌شود: اخراج بی‌رحمانهٔ مهاجران افغان، با اتهاماتی بی‌اساس چون جاسوسی برای اسرائیل.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایران، سال‌هاست که میزبان جمعیت بزرگی از مهاجران افغانستانی‌ست. بسیاری از آن‌ها در پی جنگ، طالبان، فقر و ناامنی به ایران پناه آورده‌اند، برخی دیگر در همین‌جا متولد شده‌اند و هیچ‌گاه خاک دیگری را نشناخته‌اند. آن‌ها کار کرده‌اند، ساخته‌اند، جنگیده‌اند، و در سخت‌ترین لحظات، در کنار مردم ایران ایستاده‌اند. اما حالا، با بی‌شرمی تمام، از کشور رانده می‌شوند. نه به‌دلیل جرمی مستند یا خطر امنیتی واقعی‌ای، بلکه صرفاً به‌خاطر آنکه افغان‌اند. گویی در منطق حاکمیت، ملیت، نه یک تصادف جغرافیایی، که نشانه‌ای از خیانت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اتهام جاسوسی برای اسرائیل ــ آن‌هم به گروه‌هایی از کارگران روزمزد، کودکان، یا مادرانی که سال‌ها در سکوت زحمت کشیده‌اند ــ تنها یک بهانه است. بهانه‌ای برای نژادپرستی نهادینه‌شده‌ای که همواره در لایه‌های پنهان جامعه جریان داشته، اما حالا به‌شکل رسمی و دولتی، مشروعیت یافته است. ما شاهد پاک‌سازی قومی نرم و تدریجی‌ای هستیم؛ اخراج گسترده از مدارس، بیمارستان‌ها، حملات خیابانی، بازداشت‌های خودسرانه، و نهایتاً تبعید شبانه به مرزهای افغانستان، بی‌آنکه حتی فرصت جمع‌کردن وسایلشان را داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این اقدامات، نه‌تنها غیراخلاقی و غیرانسانی‌اند، بلکه به‌شدت خطرناک‌اند. در لحظه‌ای که ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند حفظ چهره‌ای انسانی در سطح بین‌المللی‌ست، چنین رفتاری تنها انزوای بیشتر، تحریم‌های سنگین‌تر و لکه‌ای پاک‌نشدنی بر تاریخ معاصر کشور خواهد بود. سکوت رسانه‌های رسمی، سانسور اخبار مربوط به اخراج‌ها، و تهدید فعالان حقوق بشر، فقط نشان از آن دارد که خود حاکمیت نیز می‌داند که در حال ارتکاب جنایتی انسانی‌ست، اما حاضر نیست از آن دست بکشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سوی دیگر، وضعیت پس از جنگ با اسرائیل ــ جنگی که هیچ‌گاه به یک رویارویی تمام‌عیار تبدیل نشد، اما هزینهٔ روانی و سیاسی‌اش بر دوش مردم باقی ماند ــ به‌گونه‌ای‌ست که مردم ایران، به‌ویژه در مناطق مرزی و محروم، در هراس دائمی از جنگی دیگر به سر می‌برند. حکومت، با نمایش موشک و پهپاد و «اقتدار»، می‌کوشد چهره‌ای مقاوم و کنترل‌گر نشان دهد، اما در واقعیت، سایهٔ حملهٔ متقابل اسرائیل، ناآرامی‌های داخلی و بحران‌های اجتماعی، هر لحظه سنگین‌تر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شعارهای رسمی در مورد «اتحاد امت اسلامی»، در عمل چیزی جز ابزار مشروع‌سازی برای سرکوب داخلی نیست. چگونه می‌توان از وحدت اسلامی سخن گفت وقتی میلیون‌ها مهاجر مسلمان را ــ که اغلب شیعه‌اند ــ به بهانه‌هایی واهی از خانه بیرون می‌رانند؟ چگونه می‌توان مدعی دفاع از مردم فلسطین بود، وقتی در خیابان‌های ایران، کودکان افغان را به‌جرم نداشتن شناسنامه، از مدرسه اخراج می‌کنند؟ این دوگانگی، نه‌فقط ریاکاری سیاسی است، بلکه نشانهٔ بحرانی عمیق در بنیان‌های اخلاقی و انسانی حکومت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه امروز در ایران می‌گذرد، ترکیبی‌ست از بحران هویت ملی، بن‌بست سیاسی، و فروپاشی اخلاق اجتماعی. در این میان، مهاجران افغان، که سال‌ها در حاشیه زیسته‌اند، قربانیان نخست این فروپاشی‌اند. نگاه رسمی به آن‌ها، نگاهی ابزارمحور، تحقیرآمیز و امنیتی‌ست. گویی به‌جای انسان، با یک مسئلهٔ قابل‌دفع و انکار روبه‌روییم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این بحران، تنها مسئله‌ای «افغانستانی» نیست. آنچه امروز بر سر مهاجران افغان می‌آید، فردا ممکن است بر سر هر گروه دیگری بیاید؛ کردها، بلوچ‌ها، زنان معترض، یا حتی دانش‌آموزان. نژادپرستی، وقتی رسمی و قانونی شود، توقف‌پذیر نیست. و وقتی سکوت در برابر بی‌عدالتی به عادت بدل شود، جامعه‌ای که آن را پذیرفته، به‌تدریج از درون خواهد پوسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز است که نویسندگان، هنرمندان، فعالان اجتماعی و مردم عادی، زبان به اعتراض بگشایند. دفاع از مهاجران افغان، تنها دفاع از یک گروه قومی یا ملی نیست؛ دفاع از کرامت انسانی، از حقِ بودن، از شرافت انسان در برابر ماشین سرکوب است. ما اگر امروز از آن‌ها دفاع نکنیم، فردا نوبت خودمان خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شرایطی که بیم آغاز جنگی دیگر در منطقه به‌جای امید به صلح سایه افکنده، در لحظه‌ای که خاورمیانه بار دیگر در لبهٔ پرتگاه ایستاده، شجاعت، نه در پرتاب موشک، که در دفاع از انسان‌ها معنا پیدا می‌کند. آنچه ایران امروز به آن نیاز دارد، نه تکرار چرخهٔ جنگ و نفرت، بلکه بازسازی معنای همزیستی است. و این از مهاجران افغان آغاز می‌شود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/07/19/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa/">در سایهٔ جنگ، در حاشیهٔ انسان: نژادپرستی رسمی علیه مهاجران افغان در ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/07/19/%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%a7%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%87%d9%94-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d9%86%da%98%d8%a7%d8%af%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">25210</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نگاهی به آثار هنری هنگامه امیری، هنرمند افغان-کانادایی، در گالری «مِدیاس رِس» ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/04/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/04/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 18 Apr 2025 01:43:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[Medias Res]]></category>
		<category><![CDATA[VIVA Alliance]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شادی شادبهر]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مدیاس رس]]></category>
		<category><![CDATA[مریم بابایی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه امیری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ویوا الاینس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24758</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور هنگامه امیری هنرمندی افغان-کانادایی‌ست، و ازآنجاکه هم در دانشگاه ییل (Yale University) درس خوانده است و هم حالا در آنجا تدریس می‌کند، در حال حاضر در نیو هِیون (New Haven)، آمریکا زندگی می‌کند. امیری و خانواده‌اش پس از سال‌ها جابه‌جایی بین چند کشور، در نهایت در سال ۲۰۰۵ در هالیفکس (استان نوا اسکوشیا) ساکن شدند. او لیسانس خود را همان‌جا اخذ کرد ولی بعد از آن با بورسیهٔ تحصیلی‌ای که دریافت کرد...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/04/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86/">نگاهی به آثار هنری هنگامه امیری، هنرمند افغان-کانادایی، در گالری «مِدیاس رِس» ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگامه امیری هنرمندی افغان-کانادایی‌ست، و ازآنجاکه هم در دانشگاه ییل (Yale University) درس خوانده است و هم حالا در آنجا تدریس می‌کند، در حال حاضر در نیو هِیون (New Haven)، آمریکا زندگی می‌کند. امیری و خانواده‌اش پس از سال‌ها جابه‌جایی بین چند کشور، در نهایت در سال ۲۰۰۵ در هالیفکس (استان نوا اسکوشیا) ساکن شدند. او لیسانس خود را همان‌جا اخذ کرد ولی بعد از آن با بورسیهٔ تحصیلی‌ای که دریافت کرد برای فوق‌لیسانسش به آمریکا نقل‌مکان کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۲۵، نمایشگاهی از آثار هنگامه امیری در گالری «مدیاس رِس» (Medias Res) که زیرمجموعه‌ای از سازمان غیرانتفاعی «ویوا اَلایِنس»</span><span style="font-weight: 400;"> (VIVA Alliance</span><span style="font-weight: 400;">) است، گشایش یافت. هنگامه امیری شخصاً در تاریخ ۱۹ آوریل ساعت ۳ بعدازظهر در این گالری حضور خواهد یافت و دربارهٔ آثارش صحبت خواهد کرد. علاقه‌مندان می‌توانند از این گاری در آدرس زیر دیدن کنند: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎401 &#8211; 353 Railway Street, Vancouver</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که این نمایشگاه تا تاریخ ۲ مه برقرار است.</span></p>
<figure id="attachment_24761" aria-describedby="caption-attachment-24761" style="width: 334px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-24761" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B1Spencer-Ostrander.jpg?resize=334%2C500" alt="هنگامه امیری، عکس از اسپنسر آسترندر(Spencer Ostrander)" width="334" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B1Spencer-Ostrander.jpg?w=334&amp;ssl=1 334w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%8C-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D9%86%D8%B3%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%B1Spencer-Ostrander.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 334px) 100vw, 334px" /><figcaption id="caption-attachment-24761" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">هنگامه امیری، عکس از اسپنسر آسترندر(Spencer Ostrander)</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم بابایی، نمایشگاه‌گردان (curator) این نمایشگاهِ هنری، دربارهٔ پیشنیهٔ هنگامه امیری می‌گوید: «تحصیلات هنگامه در نقاشی و چاپ دستی یا گراور (printmaking) است، ولی کار تکه‌دوزی را به‌نوعی از خانواده‌اش و به‌طور مشخص از دایی‌اش که خیاط بوده و پارچه‌‌فروشی داشته، به ارث برده است. او شش سال اول زندگی‌اش را در افغانستان بوده تا اینکه طالبان می‌آیند و آن‌ها فرار می‌کنند و به چندین کشور ازجمله ایران، تاجیکستان و پاکستان پناهنده می‌شوند. در تمام این مدتی که از خانه و کاشانه‌شان جدا شده و در حال جابه‌جایی از این کشور به آن کشور بودند، هنگامه از مهارتش در کار با پارچه و تکه‌دوزی استفاده می‌کرده و در واقع این تکه‌تکه‌شدن تجربه‌های زندگی‌اش را به هم می‌دوخته و وصل می‌کرده تا رابطه‌اش را با خانه و فرهنگ، و خاطراتی را که در حافظه‌اش داشته، حفظ کند، همچنین برای آنکه آرامشی بیابد و ذهنش انسجام و ثبات پیدا کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بابایی در ادامه، با اشاره به سَبک کار امیری در نمایشگاه حاضر، می‌گوید: «بعدها که او در نقاشی تحصیل می‌کند و آن مهارت تکه‌دوزی و استفاده از پارچه را با نقاشی‌اش تلفیق می‌کند، یک سَبک زیبایی‌شناسی خاص خود را پیدا می‌کند و آن هویت چندتبارهٔ خود را بروز می‌دهد و بیان می‌کند. در عین حال، او به جامعهٔ زنان افغان که تحت حکومت طالبان دیده نمی‌شوند، ارج می‌گذارد؛ زنانی که حق تحصیل ندارند، حق کار ندارند، حتی حق ظاهرشدن در اماکن عمومی را ندارند، و به‌همین دلیل زندگی‌شان کوچک شده، به پشت پرده‌ها رفته و… حتی آن‌هایی که از افغانستان بیرون آمده‌اند، زندگی‌شان گویی موقتی‌ست و ثبات و انسجام ندارد و مدام در حال تغییر است. و این‌ها در چنین شرایطی آن‌قدر خلاقیت و توانایی دارند و آن‌قدر انگیزه دارند که بتوانند فرهنگشان را حفظ و همدیگر را حمایت کنند، حتی جشن‌هایشان را بگیرند، که در واقع داستانی‌ست که در آثار هنگامه در این نمایشگاه می‌توان دید.» سپس او با اشاره به یکی از آثار این هنرمند، ادامه می‌دهد: «مثلاً اینجا می‌بینید هنوز بین درزها نوعی گسستگی و تکه‌تکه‌شدن هست ولی هنوز زیبایی را به رخ می‌کشد و این در واقع پویایی، قدرت و خلاقیت کار را نشان می‌هد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مریم بابایی دربارهٔ مجموعه‌ای که در نمایشگاه حاضر در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفته است، گفت: «عنوان این مجموعه «شب حنا»‌ است. این داستانِ شب حنایی‌ست که معلوم نیست کجای دنیاست. معلوم نیست در افغانستان است یا در کشوری که هنرمند در آن‌ها پناهنده بوده است. احتمالاً ترکیبی‌ست از خاطرات هنگامه از تمام جاهایی که در آن‌ها زندگی کرده است. تصاویری که اینجا می‌بینید، گویی خیلی گسسته از ذهن هنرمند می‌گذرند. مثلاً در صحنه‌ای خانم‌ها دور هم جمع شده‌اند غذا می‌خورند و دربارهٔ جشن شب حنا صحبت می‌کنند. یا در تصویری دیگر عروس یا مادر عروس به فکر فرو رفته است. یا جعبهٔ حنا که دوستان و فامیل‌های عروس دورش جمع شده‌اند، جهیزیه‌ای که فراهم آورده‌اند و جواهراتی که دارند به خود می‌آویزند و… این‌ها همه لحظاتی‌ست که در یاد هنگامه مانده و او آن‌ها را به تصویر کشیده است.»</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24763" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Hangama_Amiri_Art.jpg?resize=640%2C640" alt="نگاهی به آثار هنری هنگامه امیری، هنرمند افغان-کانادایی، در گالری «مِدیاس رِس» ونکوور - - - - - هنگامه امیری هنرمندی افغان-کانادایی‌ست، و ازآنجاکه هم در دانشگاه ییل (Yale University) درس خوانده است و هم حالا در آنجا تدریس می‌کند، در حال حاضر در نیو هِیون (New Haven)، آمریکا زندگی می‌کند. امیری و خانواده‌اش پس از سال‌ها جابه‌جایی بین چند کشور، در نهایت در سال ۲۰۰۵ در هالیفکس (استان نوا اسکوشیا) ساکن شدند. او لیسانس خود را همان‌جا اخذ کرد ولی بعد از آن با بورسیهٔ تحصیلی‌ای که دریافت کرد برای فوق‌لیسانسش به آمریکا نقل‌مکان کرد.  در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۲۵، نمایشگاهی از آثار هنگامه امیری در گالری «مدیاس رِس» (Medias Res) که زیرمجموعه‌ای از سازمان غیرانتفاعی «ویوا اَلایِنس» (VIVA Alliance) است، گشایش یافت. هنگامه امیری شخصاً در تاریخ ۱۹ آوریل ساعت ۳ بعدازظهر در این گالری حضور خواهد یافت و دربارهٔ آثارش صحبت خواهد کرد... #هنر #کانادا #ونکوور #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="640" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Hangama_Amiri_Art.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Hangama_Amiri_Art.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Hangama_Amiri_Art.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/Hangama_Amiri_Art.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بابایی در ادامهٔ توضیحاتش با اشاره به اثری که پرده‌هایی آن را از دیگر آثار جدا می‌کند، می‌گوید: «ما اینجا سعی کرده‌ایم که این حالت اندرونی بیرونی و فضای تنگ داخل چهاردیواری خانه‌ها نشان داده شود. احتمال می‌دهیم که این یک عروسی از راه دور است، برای اینکه خب می‌بینید قاب عکس داماد را اینجا گذاشته‌اند،‌ و ما این را در فضای بیرونی گذاشته‌ایم و بعد پرده کشیده‌ایم تا این حالت جدایی زنان با بقیهٔ جامعه را نشان دهیم. اصلاً موتیف پرده را در کارهای هنگامه زیاد می‌بینید. در واقع به‌نوعی پرده در کارهای او به سمبلی بدل شده تا زندگی بستهٔ زنان افغان و مشکلاتشان را نشان دهد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دیدار از این نمایشگاه، همچنین فرصتی شد تا با شادی شادبهر، بنیان‌گذار و مدیر ارشد اجرایی «ویوا اَلایِنس»، صحبتی داشته باشیم تا کمی دربارهٔ این سازمان غیرانتفاعی برایمان بگوید. شایان ذکر است که در ماه مارس ۲۰۲۳، دربارهٔ نمایشگاهِ Unveiling Honour که در مرکز اجتماعات هنری و تفریحی راندهاوس برگزار شد، <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/04/04/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">با ایشان گفت‌وگویی داشتیم</a>. از شادبهر دربارهٔ فعالیت‌هایشان طی دو سال گذشته جویا شدیم. او در پاسخ گفت: «بله، آن زمان ما فضایی برای خودمان نداشتیم. مارس ۲۰۲۴ هم نمایشگاه دیگری داشتیم و در واقع سعی کردیم این نمایشگاه را به‌صورت سالانه نگه داریم. نمایشگاه سال دوم، مثل سال اول با حضور ۱۷ هنرمند برگزار شد و شب اول نزدیک به ۵۰۰ نفر آنجا بودند. بعد از آن تصمیم گرفتیم فضایی برای خودمان داشته باشیم، ببینیم این ایده‌هایی را که داریم &#8211; با وجود کمبود فضایی که در این شهر برای نشان‌دادن هنر هست &#8211; کجا می‌توانیم جایی داشته باشیم که افراد بتوانند کمی هنر را تجربه کنند. در نهایت با کمک کسانی که از ابتدا با ما بودند و چه به‌لحاظ تخصص و دانش خودشان و چه به‌لحاظ کمک مالی، همیشه حامی ما بودند، توانستیم این فضا را داشته باشیم و تا الان هم نگهش داریم.»‌ او در ادامه افزود: «در این مدت، چند پروژهٔ پرفورمنس، یک نمایشگاه عکاسی، یک سری کلاس‌های مرتبط با پرفورمنس آرت داشته‌ایم، ولی این نمایشگاهِ هنگامه امیری، اولین نمایشگاه هنرهای تجسمی (visual arts) است که ویوا یا در واقع گالری «مدیاس رِس» که به‌‌تازگی ویوا آن را بنیان‌گذاری کرده، برگزار می‌کند.»</span></p>
<figure id="attachment_24762" aria-describedby="caption-attachment-24762" style="width: 543px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-24762" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=543%2C750" alt="از راست، شادی شادبهر و مریم بابایی" width="543" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?w=543&amp;ssl=1 543w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/04/%D8%A7%D8%B2-%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF%D8%A8%D9%87%D8%B1-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%A8%D8%A7%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=217%2C300&amp;ssl=1 217w" sizes="(max-width: 543px) 100vw, 543px" /><figcaption id="caption-attachment-24762" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">از راست، شادی شادبهر و مریم بابایی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شادبهر دربارهٔ برنامه‌های آیندهٔ ویوا گفت: «در کنار این فعالیت‌ها، در ماه سپتامبر یک نمایشگاه هشت‌روزه در راندهاوس با مشارکت این مرکز برگزار خواهیم کرد، و در حال حاضر روی این پروژه کار می‌کنیم. این نمایشگاه از تاریخ ۳ تا ۱۰ سپتامبر برقرار خواهد بود که در آن آثار هنرمندان ایرانی و غیرایرانی به نمایش گذاشته خواهد شد.» او در پاسخ به این سؤال رسانهٔ همیاری که آیا ویوا تاکنون توانسته است کمک مالی‌ای از ارگان‌های دولتی دریافت کند، گفت: «ما فرم‌های اقدام برای گرفتن گرنت را پر می‌کنیم و به شورای هنر بی‌سی (BC Arts Council) می‌فرستیم و همچنان به این کار ادامه می‌دهیم، ولی تاکنون پاسخی دریافت نکرده‌ایم. البته ممکن است برای نمایشگاه سپتامبر، چون با مشارکت راندهاوس است، کمک‌هایی بکنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان بار دیگر یادآور می‌شود، آثار هنگامه امیری تا تاریخ ۲ مه در گالری «مدیاس رِس» در معرض دید عموم قرار دارد و خود هنرمند در تاریخ ۱۹ آوریل حضوراً در این گالری دربارهٔ آثارش صحبت خواهد کرد. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به وب‌سایت زیر مراجعه کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://www.mediasresgallery.com/"><span style="font-weight: 400;">https://www.mediasresgallery.com</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/04/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86/">نگاهی به آثار هنری هنگامه امیری، هنرمند افغان-کانادایی، در گالری «مِدیاس رِس» ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/04/17/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24758</post-id>	</item>
		<item>
		<title>یک‌دهه نبرد با جهل طالبانی برای زنان افغان؛ گزارشی از جشن دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/09/19/%db%8c%da%a9%d8%af%d9%87%d9%87-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/09/19/%db%8c%da%a9%d8%af%d9%87%d9%87-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Sep 2024 01:05:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آموزش]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالرحیم احمد پروانی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانهٔ درخت دانش]]></category>
		<category><![CDATA[مؤسسهٔ زنان کانادا برای زنان افغانستان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23691</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; سوری عکس‌ها از: Kimmy Coseteng در تاریخ ۲۷ اوت ۲۰۲۴، طی برنامه‌ای که در رستوران افغان کیچن (Afghan Kitchen) واقع در جنوب شهر سوری برگزار شد، دهمین سالگرد تأسیس «کتابخانهٔ درخت دانش» گرامی داشته شد. حدود ۶۵ نفر ازجمله رهبران جامعهٔ افغان و تعدادی از اعضای سازمان «زنان کانادایی برای زنان در افغانستان» (Canadian Women for Women in Afghanistan (CW4WAfghan)‎)، در این برنامه شرکت کرده بودند. گردانندگی این برنامه را ثریا پروانی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/19/%db%8c%da%a9%d8%af%d9%87%d9%87-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7/">یک‌دهه نبرد با جهل طالبانی برای زنان افغان؛ گزارشی از جشن دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; سوری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌ها از: Kimmy Coseteng</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۲۷ اوت ۲۰۲۴، طی برنامه‌ای که در رستوران افغان کیچن (Afghan Kitchen) واقع در جنوب شهر سوری برگزار شد، دهمین سالگرد تأسیس «کتابخانهٔ درخت دانش» گرامی داشته شد. حدود ۶۵ نفر ازجمله رهبران جامعهٔ افغان و تعدادی از اعضای سازمان «زنان کانادایی برای زنان در افغانستان» (Canadian Women for Women in Afghanistan (CW4WAfghan)‎)، در این برنامه شرکت کرده بودند. گردانندگی این برنامه را ثریا پروانی بر عهده داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ابتدای این برنامه، دکتر لارن اوتس (Dr. Lauryn Oates)، مدیر اجرایی سازمان «زنان کانادایی برای زنان در افغانستان»، توضیحاتی دربارهٔ اهداف این سازمان، فعالیت‌هایشان در افغانستان در زمینهٔ کمک به تحصیل زنان و دختران، و همکاری با کتابخانهٔ درخت دانش توضیحاتی داد. شایان ذکر است که تنها چند روز پیش از برگزاری این برنامه، طالبان فرمان جدیدی صادر کردند مبنی بر آنکه شنیدن صدای زنان در مکان‌های عمومی ممنوع، و این بخشی از قوانین جدید امر به معروف و نهی از منکر است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس طی سخنان خود و دربارهٔ تاریخچهٔ کتابخانهٔ درخت دانش گفت که این کتابخانه به‌طور رسمی در سال ۲۰۱۴ تأسیس شد اما در اصل شکل‌گیری آن به سال ۲۰۰۸ برمی‌گردد، یعنی زمانی که ما تربیت معلم در افغانستان را آغاز کردیم، و متوجه شدیم که معلمان تا چه اندازه با کمبود مواد آموزشی مواجه‌اند؛ چه برای آموزش به دانش‌آموزان و چه برای توسعهٔ دانش خود. این‌ها همه معلمانی بودند که دانشگاه نرفته بودند و حتی کتابخانه‌ای در شهرشان نداشتند، ولی همچنان کار می‌کردند و مسئول آموزش به دانش‌آموزان بودند، و ما به این فکر افتادیم که دسترسی به مواد آموزشی سطح بالا به زبان خودشان را برایشان فراهم کنیم. البته که در اینترنت مواد آموزشی فراوانی هست، ولی نه به زبان مردم افغانستان. برای همین به فکر افتادیم ببینیم از چه منابعی می‌توانیم استفاده کنیم. وی در ادامه گفت که با رجوع به یک شرکت فناوری از آن‌ها خواستند که یک کتابخانهٔ چندزبانهٔ آنلاین برای معلمان در افغانستان طراحی کنند، ولی رسیدن به آنچه که واقعاً مدنظر بود مسیر پرفرازونشیبی را طی کرد به‌طوری‌که بالاخره در سال ۲۰۱۴ کتابخانه به‌لحاظ محتوا به‌حد مطلوب رسید و این شد تاریخ تولد کتابخانهٔ درخت دانش که راه‌اندازی‌اش به‌طور رسمی طی برنامه‌ای در سفارت کانادا در کابل معرفی شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس گفت که پس از راه‌اندازی کتابخانهٔ درخت دانش، طی یک تا دو سال بعد ما به ترویج و شناساندن کتابخانه پرداختیم و در سال ۲۰۱۶، ایدهٔ جدیدی شکل گرفت و آن اینکه کتابخانه را در آزمایشگاه‌های کامپیوتر کالج معلمان به‌طور آفلاین نصب کنیم. چرا که اغلب این کامپیوترها به اینترنت متصل نیستند و برای همین ما یک شبکهٔ محلی ایجاد کردیم به‌طوری‌که کامپیوترها بتوانند به کتابخانه دسترسی پیدا کنند، و به‌این ترتیب در ۱۶ کالج، معلمان توانستند علی‌رغم نداشتن اینترنت از کتابخانه استفاده کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی در ادامه افزود که در سال ۲۰۱۸، کتابخانهٔ درخت دانش از طرف انجمن کتابخانهٔ آمریکا مورد قدردانی قرار گرفت و تقدیرنامهٔ ریاست‌جمهوری را دریافت کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس گفت که ما در سال ۲۰۱۹ به فکر ایجاد پلتفرم مشابهی افتادیم چرا که درخواست‌های زیادی بود مبنی بر آنکه علاوه بر دسترسی به کتاب و مواد آموزشی، آن‌ها بتوانند یک دورهٔ آموزشی کامل را به‌صورت آنلاین بگذرانند. این فکر منجر به ایجاد وب‌سایت «دوره‌های آموزشی درخت دانش» شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در ادامه افزود که همچنین در سال ۲۰۲۲، ما به فکر ایجاد پلتفرم جدید دیگری افتادیم تا بتوانیم دسترسی دختران را به تحصیلات متوسطه &#8211; که از آن محروم شده بودند &#8211; فراهم کنیم و این حق را به آن‌ها بازگردانیم. این شد که پلتفرم سوم یعنی «مدرسهٔ درخت دانش» هم راه‌اندازی شد و ما به این سه پلتفرم را بر روی هم «آکادمی درخت دانش» می‌نامیم. سپس او توضیح داد که چگونه تحت رهبری عبدالرحیم احمد پروانی، امکانات آکادمی درخت دانش به‌صورت حضوری یا از طریق شبکه‌های مجازی گام‌به‌گام معرفی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس در ادامهٔ سخنانش و در تکمیل معرفی کتابخانهٔ درخت دانش و دیگر پلتفر‌م‌های وابسته به آن، به ارائهٔ برخی آمار و ارقام پرداخت. او گفت به‌طور مثال آمار ۳۰ روز گذشته نشان می‌دهد که ۸٬۰۰۰ مطلب آموزشی به ۹ زبان، ۵۱٬۰۰۰ بازدید داشته است، و اصولاً ۹۰٪ بازدیدکنندگان افغان‌های ساکن داخل افغانستان‌اند. او همچنین گفت که مدرسهٔ درخت دانش دارای ۵۲۴ دانش‌آموز در کلاس‌های ۷ تا ۱۰ است و ما انتظار داریم این تعداد با اضافه‌کردن کلاس‌های ۱۱ و ۱۲ افزایش یابد. او افزود ما از یک برنامهٔ درسی ترکیبی استفاده می‌کنیم، یعنی دانش‌آموزان ما برنامهٔ درسی افغانستان را برای کلاس ۷، ۸ و ۹ مطالعه می‌کنند و در طول این مدت آن‌ها را برای انتقال به برنامهٔ درسی انتاریو در کلاس ۱۰ آماده می‌کنیم و دلیل آن این است که دانش‌آموزان دختر ما نمی‌توانند دیپلم دبیرستان را از مقامات افغانستان دریافت کنند، بنابراین ما به مرجع دیگری نیاز داشتیم تا این امکان را فراهم کند، و وزارت آموزش‌و‌پرورش انتاریو با ما همکاری می‌کند تا این دانش‌آموزان زمانی که فارغ‌التحصیل می‌شوند، گواهینامهٔ خود را از این وزارتخانه دریافت کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس گفت ما توانسته‌ایم به بیش از ۴٬۰۰۰ زن با دستگاه‌های الکترونیکی یا داده‌ها یا گاهی اوقات ترکیبی از آن‌ها پشتیبانی کنیم. او افزود متداول‌ترین درخواست‌ها تاکنون برای اتصال به اینترنت بوده است و پس از آن دستگاه‌های الکترونیکی. او همچنین گفت ما تاکنون ۳۹۰ بورسیهٔ تحصیلی اعطا کرده‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دکتر اوتس در بخش از سخنان پایانی‌اش گفت من واقعاً از سکوت جهانی در پاسخ به آنچه در افغانستان اتفاق افتاده شرمنده‌ام… ما باید با جامعهٔ خود [کانادا] روبه‌رو شویم و از آن‌ها سؤالات سخت بپرسیم و از اطرافیانمان بپرسیم که چرا با شنیدن این اتفاقات خشمگین نمی‌شوید؟ تجمعات اعتراضی در خیابان‌ها کجاست؟ فمینیسم برای کیست؟ آیا فقط برای کانادایی‌ها و غربی‌هاست؟ آیا حقوق بشر مرز دارد؟ آیا آرمان‌های روشنگری تاریخ انقضا داشتند؟… ما به‌اندازهٔ کافی بلند فریاد نمی‌زنیم تا شنیده شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این جلسه همچنین عبدالرحیم احمد پروانی، نویسنده و مترجم و از مدیران کتابخانهٔ درخت دانش، طی سخنانی توضیحاتی دربارهٔ شکل‌گیری کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش داد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ابتدا، کتابخانهٔ درخت دانش در پاسخ به یکی از نیازهای اساسی آموزگاران افغانستان که دسترسی به منابع آموزشی، به‌ویژه در زمینهٔ ارتقاء ظرفیت مسلکی بود، به‌طور رسمی در سال ۲۰۱۴ در کابل بنا نهاده شد. نهاد ما، حق آموزش برای افغانستان، از سال ۱۹۹۶، یعنی از دورانی که نخستین بار طالبان افغانستان را به تصرف خود درآوردند، در زمینهٔ فراهم‌آوری دسترسی به منابع آموزشی برای مردم افغانستان، به‌ویژه برای دختران و زنان افغانستان، از طریق کمک به ایجاد مکاتب مخفی و غیره فعالیت داشت. پس از سقوط طالبان و تأسیس دفتر ما در کابل، ما با تفاهم با وزارت آموزش‌وپرورش افغانستان، در پهلوی ایجاد کورس‌های سوادآموزی برای زنان در روستاهای افغانستان دست به یک سلسله فعالیت‌ها در عرصهٔ ارتقاء ظرفیت مسلکی معلمان در شهرهای مختلف افغانستان زدیم. نهاد ما با درک اینکه جنگ درازمدت در افغانستان نه‌تنها زیربناهای مادی، بلکه بنیادهای معنوی افغانستان را نیز ویران کرده است، مهم‌ترین هدف خود را تمرکز روی کار با ریاست تربیهٔ معلم وزارت آموزش‌وپرورش افغانستان که در هر ولایت/استان افغانستان نهاد آموزشی‌ای به‌همین نام داشت و ارتقاء نقش زنان معلم نه‌تنها در عرصهٔ آموزش بلکه حضور در رهبری این نهادها قرار داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یکی از مشکلاتی که در این راستا ما با آن مواجه شدیم، کمبود منابع آموزشی بود و بعد وقتی‌که به ولایات مختلف سفر کردیم، متوجه شدیم که کتابخانه به‌کنار، حتی کتاب‌فروشی‌ای هم در بسیاری از این ولایات وجود ندارد. برای من که خود شاهد موجودیت کتابخانه و کتاب‌فروشی‌های زیادی در این شهرها بودم، دیدن این وضعیت بسیار دردناک بود. </span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">یادم می‌آید در سال ۱۳۵۲ خورشیدی، دانش‌آموز صنف/کلاس ۴ در ولایت/استان بلخ بودم. کتاب‌فروشی‌ای در شهر مزارشریف، مرکز بلخ، به‌نام خجندیان وجود داشت. با پدرم آنجا برای خرید کتاب و مجله می‌رفتیم. در زادگاهم شهر جاریکار، ولایت پروان، کتاب‌فروشی‌ها و حتی غرفه‌های کتاب وجود داشت که کتاب را کرایه می‌دادند. در بسیاری از ولایات افغانستان دو مرجع برای دریافت کتاب وجود داشت؛ کتاب‌‌فروشی‌های شخصی و کتابخانه‌های عامه که دولتی بودند.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23694" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Derakht_e_Danesh.jpg?resize=640%2C450" alt="یک‌دهه نبرد با جهل طالبانی برای زنان افغان
گزارشی از جشن دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش
#کانادا #افغانستان #فارسی #آموزش  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="450" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Derakht_e_Danesh.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Derakht_e_Danesh.jpg?resize=300%2C211&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/Derakht_e_Danesh.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما، در سال‌های اخیر این امکانات دیگر وجود نداشتند، وضعیت تغییر کرده بود. پس ما که برای ارتقاء ظرفیت مسلکی معلمان کار می‌کردیم، چگونه می‌توانستیم منابع در اختیار آنان قرار دهیم. مفکورهٔ ایجاد کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش از همان‌جا شکل گرفت. در بسیاری از ولایات کتابخانه و کتاب‌فروشی وجود نداشت و اگر هم داشت یا کتاب‌های موجود واردشده از ایران و پاکستان مطابق به نصاب/برنامهٔ آموزشی معارف افغانستان نبود و اگر هم می‌بود، معلمان قادر به خرید آن نبودند. همین بود که ما کتابخانهٔ آنلاین درخت دانش را مطابق با اصول منابع باز آموزشی (Open Educational Resources) ایجاد کردیم و اکنون با داشتن ۸۰۰۰ مطلب و کتاب در زمینه‌های مختلف به ۹ زبان مروج در افغانستان به فعالیت خود ادامه می‌دهیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این برنامه همچنین تعدادی از اعضای جامعهٔ افغان ازجمله سنجر سهیل، پایه‌گذار و سردبیر روزنامهٔ هشت صبح افغانستان، و نیز تعدادی از اعضای جامعهٔ ایرانی سخنانی ایراد کردند که به‌دلیل محدودیت فضا امکان پرداختن به همهٔ آن‌ها نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که طی این برنامه، هانیه برزگر، لوح تقدیری را از طرف دیوید ایبی، نخست‌وزیر استان بریتیش کلمبیا، به دکتر لارن اوتس و عبدالرحیم احمد پروانی برای تبریک دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش تقدیم کرد. در این لوح نوشته شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">به‌عنوان نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، با افتخار دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش را تبریک می‌گویم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">درخت دانش، که از سوی [سازمان] «زنان کانادایی برای زنان در افغانستان» حمایت می‌شود، نمونه‌ای بی‌نظیر از تعهد به آموزش در خارج از مرزهاست، که دانش‌آموزان را توانمند می‌سازد و جوامع را تعالی می‌بخشد. با فراهم‌آوردن منابعی رایگان و با کیفیت بالا برای مردم در افغانستان، شما کمک کرده‌اید تا دانشی که آینده‌ای روشن‌تر را تغذیه می‌کند، پرورده شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">هم‌زمان با رقم‌خوردن این مقطع مهم، من فداکاری تزلزل‌ناپذیر شما در حمایت از آموزش و برابری را ستایش می‌کنم. تبریک به شما برای این دستاورد، و بهترین آرزوها برای تداوم موفقیتتان در سال‌های پیش رو.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دیوید ایبی،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-23693" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/d.eby_.jpg?resize=570%2C750" alt="یک‌دهه نبرد با جهل طالبانی برای زنان افغان
گزارشی از جشن دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش
#کانادا #افغانستان #فارسی #آموزش  #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="570" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/d.eby_.jpg?w=570&amp;ssl=1 570w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/09/d.eby_.jpg?resize=228%2C300&amp;ssl=1 228w" sizes="auto, (max-width: 570px) 100vw, 570px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش دوم این برنامه پس از تنفس، پنل بحث و گفت‌وگو بود که علاقه‌مندان می‌توانند با دنبال‌کردن شبکه‌های اجتماعی کتابخانهٔ درخت دانش و پس از انتشار ویدیوی این برنامه، به تماشای آن بپردازند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وب‌سایت: </span><a href="http://darakhtdanesh.org"><span style="font-weight: 400;">darakhtdanesh.org</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">فیس‌بوک: ‎</span><a href="https://www.facebook.com/AfghanOERs"><span style="font-weight: 400;">@AfghanOERs</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اینستاگرام: ‎</span><a href="https://www.instagram.com/AFGHAN.OERS"><span style="font-weight: 400;">@AFGHAN.OERS</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">یوتیوب: </span><a href="http://www.youtube.com/c/DarakhteDaneshLibrary"><span style="font-weight: 400;">www.youtube.com/c/DarakhteDaneshLibrary</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/09/19/%db%8c%da%a9%d8%af%d9%87%d9%87-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7/">یک‌دهه نبرد با جهل طالبانی برای زنان افغان؛ گزارشی از جشن دهمین سالگرد تأسیس کتابخانهٔ درخت دانش</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/09/19/%db%8c%da%a9%d8%af%d9%87%d9%87-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d9%84-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23691</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پاکبان پل نیایش، تازه‌ترین قربانی آتش‌به‌اختیارها</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/03/02/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%aa%d8%b4/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/03/02/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%aa%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 Mar 2024 19:30:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22460</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ الیاس محمدی، نامی که روزهای اخیر و در چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در صفحات کاربران شبکه‌های اجتماعی تبدیل به هشتگی شده برای مبارزه با تلاش حکومت در گمنام‌نگاه‌داشتن قربانیان سوگیری‌های سیاسی و ایدئولوژیک. پسر ۱۹ سالهٔ افغان که به‌سودای معاشی حداقلی از چنگال طالبان گریخت، کارگر کم‌جیره‌و‌مواجب یکی از پیمانکاران شهرداری تهران شد و سرانجام در نیمه‌شب زمستانیِ یکی از بهمن‌های انقلاب اسلامی ایران از...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/03/02/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%aa%d8%b4/">پاکبان پل نیایش، تازه‌ترین قربانی آتش‌به‌اختیارها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الیاس محمدی، نامی که روزهای اخیر و در چهل و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در صفحات کاربران شبکه‌های اجتماعی تبدیل به هشتگی شده برای مبارزه با تلاش حکومت در گمنام‌نگاه‌داشتن قربانیان سوگیری‌های سیاسی و ایدئولوژیک. پسر ۱۹ سالهٔ افغان که به‌سودای معاشی حداقلی از چنگال طالبان گریخت، کارگر کم‌جیره‌و‌مواجب یکی از پیمانکاران شهرداری تهران شد و سرانجام در نیمه‌شب زمستانیِ یکی از بهمن‌های انقلاب اسلامی ایران از ارتفاع پلِ نیایش پرتاب شد وسط بزرگراه و ماشین‌های سواری یکی پس از دیگری از پیکر جوان، خسته، آرزومند و مبهوتش رد شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قاتلِ الیاس محمدی، جوانی مدافع نظام و ارزش‌های حاکمیت و کسی است که به‌زعم خود همواره در حال گزارش‌دادن تخلفات سیاسی و عقیدتی افراد به ارگان‌های ذی‌ربط بوده و انگیزهٔ اقدام به قتل را دفاع از نمادهای پارچه‌ای جمهوری اسلامی عنوان کرده است. بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اقدام عامدانه برای کشتن دیگری، در زمرهٔ جرایم ارتکابی قتل عمد محسوب شده و مستوجب حد و مجازات قصاص از طریق اعدام است؛ اما بر مبنای سخنرانی‌های علی خامنه‌ای که بارها به‌عنوان فرماندهٔ کل قوا، دستور آزادی نیروهای آتش‌به‌اختیار را در دفاع از جبهه‌های جهادی، فکری و فرهنگی اعلام کرده است، قاتل الیاس محمدی هر فردی که باشد، قانوناً از مجازات مبراست، چرا که رفتاری مشروع در پیروی از دستور مقام مافوق داشته است، زیرا نیروهای در رکاب همه ملتزم‌اند به پیروی از فرمان‌های صادره از قرارگاه اعظمِ نظام که مستقیماً از بیت صادر می‌شوند. خامنه‌ای در خرداد ۱۳۹۶ مشخصاً و صراحتاً اعلام کرد که هرکجا قرارگاه مرکزی امکان دخالت در امری معارض با نظام را نداشت، آتش‌به‌اختیارها می‌توانند به‌عنوان بازوی نیابتی حکومت اسلامی در هر کوچه و پس‌کوچه‌ای وارد عمل شوند و به‌اختیار خود در لحظه، اتهام را تشخیص دهند، اعلام جرم کنند و مجازات را بر محکوم جاری سازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دفاعِ سیستمی از مقولهٔ آتش‌به‌اختیاری که یکی از حربه‌های حکومت در ناامن‌کردن و خط‌ونشان‌کشیدن برای بخش‌هایی از جامعه است که مغایر با او می‌اندیشند، مانند همهٔ حکومت‌های تمامیت‌خواه یک ایدهٔ مرکزی دارد: کتمان حقایق، فروبردن جامعه در گنگیِ اطلاعاتی و تولید ترس و مرعوب‌ساختن مردم از طریق غیرشفاف و مه‎آلودکردن بسترهای ادراکی افراد. این رویه تا آنجا پیش می‌رود که در پدیدهٔ اخیر علیرضا زاکانی، شهردار تهران، هم در پاسخ به پرسش خبرنگار دیده‌بان ایران می‌گوید: «بیان ابعاد و جزئیات مرگ پاکبان از حوزهٔ اختیارات ما خارج است.» ابرازهایی که به‌وضوح به تمایل حاکمیت در فراقانونی‌دانستن حق برخوردهای ایدئولوژیک و قهری اشاره دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما متهم پروندهٔ قتل الیاس محمدی، انگیزهٔ خود را از اقدام به این عمل چه می‌داند؟ از صدر تا ذیل اظهارات این فرد گویای شهوتی وصف‌ناپذیر و حق‌به‌جانب است برای دفاع‌های نمادین و خونین از جمهوری اسلامی. قاتل صراحتاً اظهار داشته که این عمل شنیع را تنها در نتیجهٔ حدس و گمان‌هایی مبنی بر احتمال اهانت به پرچم ۲۲ بهمن انجام داده است. چرا که از پنجرهٔ خودروی پرشیای در حال حرکت جوانانی را دیده که مشغول تمیزکردن دیواره‌های روگذر نیایش بوده‌اند و او به تصور اینکه آن‌ها قصد به‌زیرکشیدن آن تکه‌پارچه‌ها یا دزیدنشان را دارند، به‌آسانی ماشین را متوقف می‌کند، بدون هیچ پرس‌وجو یا استفسار از موضوع با آن‌ها گلاویز می‌شود، یکی از جوان‌ها را از روی پل به پایین پرتاب می‌کند، سوار خودرو شده و محل را ترک می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واکنش حکومت پس از این واقعه اما، پنهان‌نگاه‌داشتن ابعاد دیگر واقعیت، دلایل عمیق‌ترِ حادث‌شدن موضوع و تأکید بر کتمان نام قربانی است. شیوه‌ای که سال‌هاست جمهوری اسلامی و اعوان و انصار آن نه‌تنها با نیروهای نیابتی تحت عنوان آتش‌به‌اختیارها که در همهٔ سطوح اجرایی و امنیتی خود در پیش گرفته است. از فجایعی نظیر شلیک به پرواز هواپیمایی اوکراین گرفته تا پاشیدن سطل اسید و ماست بر صورت زنان، همه و همه محصول حکومتی است که جز سلیقه و خواست ولیّ امرهای کوچک و بزرگش، قانون دیگری بر آن حکم‌فرما نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جامعه‌ای این‌چنینی، افراد و گرایش‌ها پایگاهی فراتر از هر نهاد قانونی و حقوقی می‌یابند و بر این سیاق، جوانی در حال انجام وظیفهٔ شغلی‌اش بدون اینکه مرتکب هیچ عمل مجرمانه‌ای شده باشد، از جانب جوانی دیگر مجرم تشخیص داده شده، به مرگ محکوم و کشته می‌شود آن هم به‌تصور ارتکاب احتمالی عملی که طبق قانون اساسی خودِ این نظام تحت عنوان اهانت به جمهوری اسلامی نهایتاً مجازاتی نزدیک به شش ماه تا دو سال حبس تعزیری می‌داشت. در ادامه نیز حاکمیت به‌جای بررسی موضوع و اعلام سریع موارد مرتبط به افکار عمومی و شفاف‌سازی‌ها در این زمینه، به‌همان روال همیشگی دست به تهدید و ارعاب خبرنگاران مستقل زده و دسترسی به همهٔ اطلاعات هویتی فرد کشته‌شده را قطع می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از منظری دیگر اگرچه قاتل الیاس محمدی انگیزهٔ خود از ارتکاب به جنایت را دفاع از پرچم‌های جمهوری اسلامی اعلام کرده است، اما تلویحاً این پیام را به همهٔ هم‌اندیشان خود اعلام می‌دارد که دست همهٔ افراد با هر انگیزهٔ شخصی، سیاسی و اجتماعی گشوده‌ است تا به‌هر بهانه‌ای مدعی رفتار مغایر با ایدئولوژی حاکم قربانیان شده و هر عمل سبوعانه‌ای را ذیل امکانات آتش‌به‌اختیاری بر مردم بی‌دفاع و بی‌پناه کوچه و بازار روا دارند. وضعیتی هم‌ارز که ذیل عنوانِ دفاع از ناموس، روز و شب در پستوی خانه‌ها، برای زنان و دختران قتلگاه برپا می‌دارد، سر و گلو و شاهرگشان می‌بُرد و سرانجام قربانی‌ها را در گمنامی و بی‌نامی و بی‌هویتی به خاکِ سرد فراموشی می‌سپرد. چنانچه در حادثهٔ اخیر نیز، در عین اینکه خود مقتول و پدر او از کارکنان یکی از پیمانکاران ثبت‌شدهٔ شهرداری تهران بوده‌اند، تا روزها از ذکر نام او و حتی نام قاتل خودداری می‌شود. هشداری واضح و پیامی آشکار به جامعه که چنانچه افراد از فرامین اولیای امر و خدای حاکم بر سرنوشت ایرانی‌ها تبعیت نکنند، هر لحظه، هر سایه‌ای که از کنارشان بگذرد، حق و امکان بلعیدن و تکه‌تکه‌کردن آن‌ها را دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نظام جمهوری اسلامی اما این بار اولی نیست که فردی از ارتفاع به پایین پرتاب می‌شود. پل حافظ، پشت‌بام دانشگاه تهران، پشت‌بام خانه‌ای که نیکا شاکرمی از آن پرتاب شد، پل‌های عابر و ساختمان‌های نیمه‌مخروبه‌ای که معترضان از آن‌ها بر سنگ‎ها و آسفالت‌ها کوبیده شدند، گواهانِ بسیارند بر فجایعی که جوانان و نوجوان و دیگر اقشار معترض این جامعه را به مسلخ کشانیده است. تن و بدن‌هایی که از بلندترین قله‌های آرزوها و آمال و حقوق انسانی‌شان به خاک و خونِ ستمگری نظامی فرو غلتیدند که این روزها، لحظه‌ای نیست که از طنین فریاد حق‌طلبی و دادخواهی مادر یا خانواده یا هم‌رزمی بر تمام بنیادهای بی‌اساس خود نلرزد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/03/02/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%aa%d8%b4/">پاکبان پل نیایش، تازه‌ترین قربانی آتش‌به‌اختیارها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/03/02/%d9%be%d8%a7%da%a9%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c%d8%b4%d8%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a2%d8%aa%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22460</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سنجر سهیل: هدفم این بود نشان بدهم طالبان گروهی جنایت‌کار، تروریست و دروغگوست</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/10/23/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/10/23/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 24 Oct 2023 01:57:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[افغان‌های کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامهٔ هشت صبح]]></category>
		<category><![CDATA[سنجر سهیل]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[طالبان]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=21685</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با سنجر سهیل، روزنامه‌نگار افغان-کانادایی ساکن ونکوور و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان، به‌مناسبت دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور عکس کاور از فریدون آژند باخبر شدیم سنجر سهیل، روزنامه‌نگار افغان-کانادایی ساکن ونکوور و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان، به‌عنوان نخستین روزنامه‌نگار فارسی‌زبان، موفق به دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی شده است. این جایزه که به‌دلیل...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/23/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7/">سنجر سهیل: هدفم این بود نشان بدهم طالبان گروهی جنایت‌کار، تروریست و دروغگوست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگو با سنجر سهیل، روزنامه‌نگار افغان-کانادایی ساکن ونکوور و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان، به‌مناسبت دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">عکس کاور از فریدون آژند</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">باخبر شدیم سنجر سهیل، روزنامه‌نگار افغان-کانادایی ساکن ونکوور و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان، به‌عنوان نخستین روزنامه‌نگار فارسی‌زبان، موفق به دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی شده است. این جایزه که به‌دلیل تهیهٔ گزارشی با عنوان «طالبان، به‌ آن‌ها قول عفو داد، سپس اعدامشان کرد» به ایشان و همکارانشان داده شده، با همکاری مشترک روزنامهٔ ۸صبح و نیویورک تایمز تهیه شده بود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">به‌همین مناسبت گفت‌وگویی داشتیم با ایشان تا دربارهٔ این گزارش و همچنین شرایط کشور افغانستان پس از به‌قدرت‌رسیدن طالبان در این کشور برای خوانندگانمان بگویند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با سلام خدمت شما آقای سهیل عزیز و تبریک به‌مناسبت دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی، و همچنین عرض تسلیت و همدردی برای زلزلهٔ مصیبت‌بار هرات، می‌خواستیم پیش از هر چیز از شما درخواست کنیم دربارهٔ این زلزله و شیوه‌های کمک به آسیب‌دیدگان آن برایمان بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ممنون از رسانه‌ٔ همیاری و این فرصتی که فراهم کردید. زلزله‌ای که به تاریخ هفتم ماه اکتوبر سال جاری به‌قدرت ۶٫۳ درجه ریشتر رخ داد، متأسفانه به‌دلیل نزدیکی به مرکز زلزله باعث تخریب کامل بیشتر از ده روستا در ولایت هرات، شده است. شهرستان‌/ولسوالی‌های زنده جان و کرُخ نیز آسیب فراوان دیده‌اند. تاکنون مرگ حدود ۴٬۰۰۰ تن تأیید شده و بیشتر از ده هزار انسان دیگر زخم برداشته‌اند. هزاران انسان دیگر متأسفانه زیر آوار مانده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متأسفانه به‌دلیل نبود یک حکومت مشروع در افغانستان، نیروهای امدادی و تیم‌های نجات نتوانستند به‌موقع برسند. یکی از دلایل افزایش تلفات هم، نبود تیم‌های تخصصی و فقدان وسایل و تجهیزات نجات بود. از سوی دیگر، طالبان با ایجاد موانع در برابر سازمان‌های داخلی و خارجی حاضر در منطقه و نیز اجرای سیاست‌های افراطی و بدوی، شرایط برای کمک‌‌رسانی و حتی اطلاع‌رسانی از مناطق آسیب‌دیده را محدود کرده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حال حاضر ما تلاش داریم از طریق ایجاد کمیته‌های مردمی به شمول نمایندگان مناطق آسیب‌دیده، نیازهای اساسی را شناسایی کنیم و بعد برای رسیدگی به مردم برنامهٔ منظمی ایجاد کنیم. خوشبختانه برخی کمک‌های اولیه رسیده است، اما با توجه به اینکه هزاران انسان بی‌سرپناه مانده‌اند و نیز فصل سرما به‌زودی فراهم می‌رسد، باید به فکر ایجاد سرپناه‌های مقاوم در برابر سرما اقدام کنیم و نیز برای آسیب‌دیدگان لباس و نیازهای اساسی دیگرشان فراهم شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما یک برنامه جلب اعانه را با اشتراک چند هنرمند معروف افغانستان ازجمله فرهاد دریا و آریانا سعید و نیز چندین رسانهٔ افغانستان آغاز کرده‌ایم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوستانی که علاقه‌مند به کمک‌اند، می‌توانند کمک‌های خود را از این طریق بفرستند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://gofund.me/ba5ff60a"><span style="font-weight: 400;">https://gofund.me/ba5ff60a</span></a><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ پیشینهٔ خودتان برای خوانندگان ما بگویید، البته مطمئناً خوانندگان افغان‌تبار ما با شما و روزنامهٔ ۸صبح به‌خوبی آشنایند، ولی احتمالاً خوانندگان ایرانی‌تبار ما جسته‌وگریخته دربارهٔ شما و روزنامهٔ ۸صبح شنیده باشند. به‌همین دلیل سپاسگزار می‌شویم خودتان را معرفی بفرمایید و دربارهٔ سوابق حرفه‌ای‌تان و همچنین دربارهٔ روزنامهٔ ۸صبح برای ما بگویید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من سنجر سهیل هستم، اهل افغانستان و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان و از سال ۲۰۱۱ به این‌سو با دو فرزند و همسرم در کلان‌شهر ونکوور زندگی می‌کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">روزنامهٔ ۸صبح در ماه مهٔ سال ۲۰۰۷ در کابل پایه‌گذاری شد. هرچند در آن سال‌ها و به‌برکت قانون اساسی جدید جمهوری اسلامی افغانستان، ما با نوعی تراکم گستردهٔ رسانه در افغانستان مواجه بودیم، اما آنچه کم بود، روزنامه‌نگاری تحقیقی بود.</span><span style="font-weight: 400;"> ما در ۸صبح در واقع نخستین تجربه‌های روزنامه‌نگاری تحقیقی را پایه‌گذاری کردیم و در طول بیش از پانزده سال گذشته، گزارش‌های متعدد تحقیقی را در زمینه‌های مختلف ازجمله فساد در وزارت‌‌خانه‌های حکومت افغانستان، افشای اسامی شبکه‌های قاچاق مواد مخدر، فساد در روند قرارداد و استخراج معادن، فساد در گمرک‌ها، غصب زمین، ترورها و قتل‌های هدفمند، تجاوز به زندانیان زن در زندان‌های زنانه و مسائل دیگری از این دست به نشر سپردیم. برخی از این گزارش‌ها نه‌تنها در داخل افغانستان سروصدای فراوانی ایجاد کرد و باعث شد تا پای مقام‌های بلندرتبه دولتی را به میز محاکمه بکشاند، بلکه حتی سبب شد در خارج از افغانستان نیز مورد توجه قرار گیرد. از آن جمله می‌توان به گزارش‌های ما در رابطه با نقض سیستماتیک حقوق بشر، نسل‌کشی و جنایات جنگی اشاره کرد که به‌عنوان سند از سوی نهادهای عدلی و قضایی بین‌المللی نیز مورد استفاده و استناد قرار گرفته است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من خودم مکتب را در شهر تالقان، مرکز ولایت تخار افغانستان که در شمال شرق این کشور موقعیت دارد، تمام کرده‌ام. از دانشکدهٔ زبان و ادبیات پارسی/دری دانشگاه کابل، مدرک کارشناسی دارم و مدرک کارشناسی ارشدم را از دانشگاه سلطنتی رودز در شهر ویکتوریا به دست آورده‌ام.</span><b> </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ نام روزنامه بگویید. چه شد که این نام را انتخاب کردید؟ روزنامهٔ شما در چه قالبی منتشر می‌شد و در چه مناطقی از افغانستان توزیع می‌شد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نام ۸صبح را در جمعی دوستانه که برای مسائل کلان افغانستان می‌اندیشید در یک نیمه‌شب سرد زمستانی انتخاب کردیم. دو دلیل برای انتخاب این اسم وجود داشت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی اینکه ۸صبح در افغانستان، ساعت شروع روزهای رسمی است. از اداره‌های دولتی گرفته تا دانشگاه و مکاتب/مدارس همه در همین ساعت باز می‌شوند. ما با انتخاب این نام می‌خواستیم به مخاطبان خود بگوییم که روز خود را با روزنامهٔ ما آغاز کنند و نیز به مخاطبان تعهد سپردیم که روزنامه در ساعت ۸صبح در هرجایی از افغانستان که باشد، به دستشان می‌رسد و چنین نیز شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دوم اینکه قصد ما از انتخاب یک عدد، پیوند با تحولات گسترده‌ای بود که در عرصهٔ دیجیتال در آن سال‌ها در حال اتفاق بود. ما می‌خواستیم مخاطبان خویش را که بیشتر با ادبیات و عرفان و تاریخ سروکار داشتند، تشویق کنیم تا به مسائل علمی‌تر که ریشه در حساب و کتاب و عدد دارد، نیز توجه داشته باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">روزنامه در هشت صفحه و در قطع برلینی یا A3 شش روز در هفته چاپ می‌شد. البته گاهی اوقات شمار صفحات به‌ویژه در روزهایی که ویژه‌نامه‌ داشتیم حتی تا سی و دو صفحه نیز می‌رسید. ما روزنامه را در شش شهر افغانستان یعنی کابل، بلخ/مزارشریف، هرات، قندهار، کندز و ننگرهار/جلال‌آباد به‌صورت هم‌زمان چاپ می‌کردیم و در بیست و شش ولایت افغانستان توزیع می‌کردیم. تیراژ روزنامه به‌طور متوسط پنجاه هزار شماره بود، اما گاهی مجبور شده بودیم که تیراژ را در روزهای خاصی تا هشتاد هزار شماره افزایش بدهیم.</span><b> </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیا روزنامهٔ ۸صبح هنوز و بعد از بازگشت به قدرتِ طالبان در افغانستان فعال است؟ آیا همکارانتان در افغانستان حضور دارند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">با بازگشت رژیم طالبان به قدرت، ما مجبور شدیم به‌دلیل تهدید‌های طالبان، دفاتر خود را در سراسر افغانستان ببندیم. اما کار ما به‌هیچ صورت متوقف نشد. ما هنوز هم به‌صورت آنلاین روزنامه را تولید و به‌صورت پی‌دی‌ایف نشر می‌کنیم. پایگاه‌های آنلاین ما مخاطبان فراوانی دارد که تنها شامل افغانستان نیست.</span><span style="font-weight: 400;"> ما تنها در فیس‌بوک، دو میلیون و شش‌صد هزار دنبال‌کننده داریم. در توییتر نزدیک به هفتصد هزار تن ما را دنبال می‌کنند و در انستاگرام نیز همچنین. علاوه بر آن، ما از پایگاه‌های دیگری چون تیلگرام، تریدز و واتس‌اپ نیز برای دسترسی بیشتر به مخاطبان خود استفاده می‌کنیم. ویب‌سایت روزنامهٔ ۸صبح در ماه بیشتر از پنج میلیون بازدیدکننده دارد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برخی از همکاران ما که خطرات جدی متوجه جان و امنیتشان بود، از افغانستان بیرون شدند و در شماری از کشورهای غربی پناهنده شدند. با این‌حال ما هنوز شبکهٔ بزرگی از خبرنگاران در داخل داریم که به‌صورت مخفیانه در سراسر افغانستان فعال‌اند و همه‌روزه خبر، گزارش، ویدیو، تحلیل و مصاحبه می‌فرستند و همکاران ما در سراسر دنیا بعد از راستی‌آزمایی خبرها و گزارش‌ها و آمارها و نیز ویرایش و پیرایش، آن‌ها را در پلاتفورم‌های گوناگون آنلاین ما نشر می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه تهدیدهایی از سوی گروه طالبان علیه شما و همکارانتان در روزنامهٔ ۸صبح وجود داشته است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طالبان دشمن آزادی به‌ویژه دشمن آزادی بیان و اندیشه‌اند. آن‌ها قبل از بازگشت به قدرت نیز در موارد متعدد خبرنگاران افغانستان را سر بریدند، به دفاتر رسانه‌ها حمله کردند که در نتیجهٔ این اتفاقات بیشتر از صد خبرنگار و کارمند رسانه‌ای به‌دلیل حملات این گروه جان باختند. ما در ۸صبح، گروه طالبان را یک گروه تروریستی، بدوی و افراطی می‌دانیم که با حمایت سازمان‌های استخباراتی منطقه و فرامنطقه قادر شدند تا بر کشور ما تسلط پیدا کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">طالبان به‌ویژه در مورد ۸صبح، نگاه بسیار خصمانه‌ای دارد و ما را دشمن ایدلوژی خویش می‌شمارند. چون </span><span style="font-weight: 400;">ما به‌عنوان روزنامه‌ای مستقل و سیکولار در بیشتر از پانزده سال گذشته، پیوسته دیدگاه‌های این گروه را نقد کرده‌ایم و نیز گزارش‌های تحقیقی زیادی را در مورد جنایات این گروه، وابستگی‌شان به سازمان‌های استخباراتی و نقش آن‌ها در ترویج شوونیسم قومی و مذهبی در افغانستان و خطری که این گروه برای کشورهای منطقه و بشریت دارد، نشر کرده‌ایم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لطفاً کمی دربارهٔ گزارش «طالبان، به‌ آن‌ها قول عفو داد، سپس اعدامشان کرد» (The Taliban Promised Them Amnesty. Then They Executed Them) برایمان بگویید. انگیزهٔ شما از تهیهٔ این گزارش چه بود و چطور با وجود همهٔ محدودیت‌هایی که برای کار روزنامه‌نگاران و حتی زندگی عادی مردم از سوی طالبان ایجاد شده، توانستید این گزارش را تهیه کنید؟ این گزارش چه زوایایی از جنایات طالبان در افغانستان را روشن کرده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تهیهٔ گزارشی که شما به آن اشاره می‌کنید، بیشتر از هفت ماه وقت گرفت و بیشتر از ۲۶ خبرنگار در داخل برای مستندسازی، راستی‌آزمایی و مصاحبه‌هایی که با خانواده‌ها و دوستان قربانیان انجام شد، در آن مشارکت داشتند. این خبرنگاران با شجاعت تمام به شهرها و روستاهای زیادی در سراسر افغانستان سفر کردند و معلومات را جمع‌آوری و مستند کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شما ممکن است در جریان باشید که طالبان پس از بازگشت به قدرت، عفو عمومی اعلان کردند و در یک نشست خبری گفتند که هیچ‌یک از کارمندان و نظامیان دولت پیشین را مجازات نخواهند کرد. اعلام عفو عمومی از سوی یک گروه تروریستی و قاتل، خود یک طنز دیگر تاریخ است. چرا که این قربانیان جنایات طالبان‌اند که آن‌ها را باید عفو کنند و نه برعکس. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارشی که در نیویارک تایمز نشر شد، در واقع یک دورهٔ زمانی شش‌ماهه را از روز قدرت‌گیری طالبان پوشش می‌دهد. در این گزارش ۴۹۰ مورد قتل، شکنجه، تیرباران و ناپدیدسازی نیروهای پیشین امنیتی افغانستان مستندسازی شده است. </span></p>
<figure id="attachment_21688" aria-describedby="caption-attachment-21688" style="width: 375px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21688" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?resize=375%2C500" alt="عکس از امیر باجه‌کیان" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /><figcaption id="caption-attachment-21688" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از امیر باجه‌کیان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه شد که این گزارش را با همکاری نیویورک تایمز تهیه کردید؟ آیا آن‌ها پیشنهاد این همکاری را دادند یا شما؟ و اگر شما این پیشنهاد را دادید، ملاکتان برای انتخاب این رسانه چه بود؟ آیا این رسانه از نظر مالی و پشتیبانی برای تهیهٔ گزارش به شما کمک کرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من باخبر شدم که روزنامهٔ نیویارک تایمز نیز می‌خواهد چنین گزارشی را تهیه کند. از طریق ارتباطاتی که داشتم، تماس گرفتم و قرار شد گزارش را به‌صورت مشترک کار کنیم و گزارش از طریق روزنامهٔ نیویارک تایمز نشر بشود. </span><span style="font-weight: 400;">برای ما که در ۸صبح در وضعیت دشوار اقتصادی قرار داشتیم، این یک فرصت بود که نیویارک تایمز برخی از مصارف تهیهٔ گزارش را متقبل شود. از سوی دیگر، نشر این گزارش از سوی نیویارک تایمز به‌مراتب تأثیر‌گذارتر از نشر آن در ۸صبح بود. چون هدف اصلی از تهیهٔ این گزارش آن بود که نشان داده شود که طالبان مثل تمامی تعهدات دیگر خویش، در رابطه با عفو عمومی نیز دروغ گفته‌اند.</span><span style="font-weight: 400;"> یعنی آن‌ها به‌ظاهر عفو عمومی اعلان کردند، ولی در خفا به‌صورت سیستماتیک هزاران کارمند و نظامی پیشین را بعد از تحقیر، توهین و شکنجه به قتل رسانیدند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بسیاری از مردم هنوز در بهت بازگشت دوبارهٔ طالبان به قدرت‌اند. به‌نظر شما چه شد که پس از چند دهه این گروه بار دیگر قدرت را در افغانستان به‌ دست گرفت؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عوامل و دلایل متعددی برای بازگشت دوبارهٔ طالبان به قدرت وجود دارد که نمی‌توان در اینجا به همهٔ آن‌ها پرداخت. من به چند مورد عمده اشاره می‌کنم که البته به‌هیچ‌ صورتی بازتاب اصلی عوامل و دلایل فروپاشی دولت جمهوری اسلامی افغانستان و بازگشت مجدد طالبان به قدرت در این خلاصه نیست و نمی‌تواند باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخشی از عوامل بازگشت طالبان به قدرت به بازی‌های بزرگ جهانی مرتبط است. آمریکا به‌خاطر مشغولیت در جنگ اوکراین و تمرکز بیش‌ازحد روی حوزهٔ اقیانوس آرام، بحر هند و اقیانوسیه و نیز مسئلهٔ تایوان، نمی‌خواست بیشتر از این در افغانستان سرمایه‌گذاری کند. چون افغانستان مثل تایوان و اوکراین برایش اهمیت آن‌چنانی نداشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش دیگر این ماجرا به ناکامی رهبران سیاسی افغانستان برمی‌گردد. آنان در بیست سال حضور غرب و آمریکا در کنار فساد و پول‌اندوزی، سرگرم تشدید جنگ‌های قومی و تباری شدند. این مسئله سبب شد تا نهادهای دولتی جمهوری اسلامی افغانستان در خطوط قومی و تباری تقسیم شود. از سوی دیگر، انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۹ با تقلب گسترده‌ و سازمان‌یافته انجام شد و این سبب بی‌اعتمادی مردم به نهادهای دولتی گردید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آمریکا نیز در این اوان می‌خواست هرچه زودتر از افغانستان بیرون شود، همان بود که مذاکرات دوحه در قطر تشدید شد و در نتیجه در فبروری سال ۲۰۲۰ توافق‌نامهٔ دوحه در غیاب نمایندگان دولت افغانستان میان آمریکا و طالبان به امضا رسید که در نتیجهٔ آن طالبان تعهد کردند که تا زمان خروج نیروهای آمریکایی به آن‌ها حمله نخواهند کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند قرار بود طالبان با دولت افغانستان نیز بر سر مشارکت در قدرت سیاسی مذاکره کند، اما از یک‌طرف کارشکنی دولت افغانستان به‌ویژه رئیس‌جمهور وقت، اشرف غنی، و از سوی دیگر، حس پیروزی طالبان که با رفتن آمریکا آن‌ها قادر به اشغال مجدد افغانستان خواهند شد، روحیهٔ نظام سیاسی و ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان را تخریب کرد. با فرار وقیحانهٔ اشرف غنی در تاریخ ۱۵ آگست ۲۰۲۱، دولت افغانستان به‌سرعت سقوط کرد و طالبان با استفاده از این خلأ همه‌جا را تسخیر کردند. </span></p>
<figure id="attachment_21689" aria-describedby="caption-attachment-21689" style="width: 381px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21689" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%DA%98%D9%86%D8%AF.jpeg?resize=381%2C500" alt="عکس از فریدون آژند" width="381" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%DA%98%D9%86%D8%AF.jpeg?w=381&amp;ssl=1 381w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%DA%98%D9%86%D8%AF.jpeg?resize=229%2C300&amp;ssl=1 229w" sizes="auto, (max-width: 381px) 100vw, 381px" /><figcaption id="caption-attachment-21689" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از فریدون آژند</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جامعهٔ جهانی هنوز پس از دو سال طالبان را آن‌طور که باید به رسمیت نشناخته است. به‌عنوان مثال نمایندهٔ افغانستان در سازمان ملل هنوز نمایندهٔ طالبان نیست. فکر می‌کنید جامعهٔ جهانی تا کی به این سیاست ادامه خواهد داد؟ به‌نظر شما آیا در نهایت جامعهٔ جهانی منافع اقتصادی را به حقوق بشر ترجیح خواهد داد و با این گروه مماشات خواهد کرد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طالبان با اتخاذ سیاست‌های بدوی و افراطی، افغانستان را به یک زندان بزرگ بدل کرده‌اند. هیچ‌کسی مصونیت ندارد. زنان به‌صورت سیستماتیک از تمامی حوزه‌های عمومی حذف شده‌اند. کشتار و قتل‌های هدفمند و سیستماتیک کارمندان و نظامیان دولت پیشین ادامه دارد. قاچاق مواد مخدر افزایش یافته و بیشتر از ۲۰ گروه تروریستی همین اکنون در پناه طالبان در افغانستان آزادانه فعالیت می‌کنند. این گروه‌های تروریستی نه‌تنها خطر جدی برای افغانستان‌اند، بلکه برای منطقه نیز خطری جدی به حساب می‌‌آیند. بعد از بازگشت طالبان به قدرت، اوضاع در بلوچستان و مناطق قبایلی پاکستان به‌شدت رو به وخامت گذاشته است. چندین حمله تروریستی در شهرهای مختلف ایران انجام شده و نیز حملات تروریستی در برخی از کشورهای آسیای میانه نیز مشاهده شده است که همه ریشه در حضور طالبان و گروه‌های تروریستی‌ای که به آنان پناه داده‌اند، دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوشبختانه هنوز نمایندگان دولت جمهوری اسلامی افغانستان در اکثر نمایندگی‌های دیپلوماتیک افغانستان در سراسر دنیا حضور دارند و اکثر سفارت‌های افغانستان به شمول کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد در دست طالبان نیست، چون طالبان را هیچ کشور و سازمانی به‌عنوان نمایندهٔ مشروع کشور افغانستان به رسمیت نشناخته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">البته برخی از کشورها با طالبان تعامل غیررسمی دارند. نمایندگان طالبان نیز با وجود تحریم‌های ملل متحد به برخی از کشورها ازجمله پاکستان، ایران، قطر، روسیه و امارات سفر می‌کنند. برخی از کشورها به‌دلیل هراسی که از گسترش تروریزم از خاک افغانستان دارند، ناگزیرند با این گروه به‌صورت غیررسمی تعامل کنند، برخی کشورهای دیگر نگران وضعیت بشری در افغانستان‌اند. چون </span><span style="font-weight: 400;">با بازگشت طالبان، اقتصاد افغانستان فلج شده و میلیون‌ها شهروند این کشور با خطر گرسنگی و قحطی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. من نمی‌دانم این سیاست کژ دار و مریز تا چه زمانی ادامه خواهد یافت، اما آنچه می‌دانم این است که تداوم سلطهٔ رژیم طالبان نه به‌ نفع افغانستان است و به نه نفع منطقه و جهان.</span><span style="font-weight: 400;"> همان‌طوری که در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ القاعده با حمایت طالبان قادر به فاجعهٔ یازدهم سپتامبر شد، تداوم سلطهٔ طالبان این بار نیز به تراژیدی‌های بیشتری ممکن است بیانجامد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چه کاری از افغان‌ها و هم‌زبانان ایرانی‌شان در کشورهای دیگر برای فشار بر کشورهای غربی به‌منظور جلوگیری از مماشات احتمالی با طالبان ساخته است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ما باید در معرفی هر چه بیشتر طالبان و اهداف افراطی و ایدلوژی غیرانسانی این گروه در هر سطحی تلاش و کوشش کنیم. </span><span style="font-weight: 400;">ما باید به دنیا هشدار بدهیم که طالبان خطری بزرگ برای تمدن‌های بشری است و نباید با این گروه مماشات شود. طالبان باید هرچه بیشتر منزوی شوند، دارایی‌های رهبرانشان در خارج از افغانستان مصادره شود، جنایاتشان مستندسازی شود و وضعیت زنان افغانستان به‌عنوان آپارتاید جنسیتی بایست از سوی نهادهای بین‌المللی چون سازمان ملل و دادگاه بین‌المللی لاهه به رسمیت شناخته شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به‌نظر شما آیا جمهوری اسلامی ایران هم در به‌قدرت‌رسیدن طالبان نقش داشته است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی ایران هرچند در هنگام حملهٔ آمریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ حمایت کرد و نیز در طول سال‌های متمادی با دولت‌های منتخب افغانستان همکاری نزدیک داشت و نیز در بازسازی افغانستان سهم گرفت، اما در عین‌حال، از طالبان نیز به‌صورت مخفیانه حمایت می‌کرد. جمهوری اسلامی ایران به‌ویژه سپاه پاسداران در کنار تمویل مالی گروه طالبان، برای آن‌ها در مناطق شرقی ایران پایگاه‌های آموزشی ایجاد کرد و نیز به شماری از فرماندهان طالبان تجهیزات نظامی به‌ویژه ماین‌های کنار جاده و سلاح‌های مخرب دیگر را نیز فراهم می‌نمود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متأسفانه بعد از حملهٔ آمریکا به افغانستان، یک تئوری توطئه شکل گرفت که گویا آمریکا خودش در پشت حملات یازدهم سپتامبر است و به این بهانه خواسته است تا به افغانستان حمله کند. این تئوری توطئه به‌ویژه هنگامی تشدید شد که آمریکایی‌ها و نیروهای ناتو برای تأمین ثبات و شکست طالبان، نیروهای خودشان را به بیشتر از صد هزار رسانیدند. برخی از حلقات در جمهوری اسلامی ایران تصور می‌کردند که مبارزه با طالبان برای آمریکا یک پوشش است و هدف اصلی ایران می‌باشد. حال آنکه دولت افغانستان ضمانت داده بود که هیچ‌گونه استفاده‌ای از قلمرو آن کشور علیه همسایگانش صورت نمی‌گیرد. متأسفانه این سیاست دوپهلوی جمهوری اسلامی ایران که از یک‌طرف از دولت مشروع و منتخب افغانستان حمایت می‌کرد و از سوی با تروریستان روابط نزدیکی داشت، در کنار صدها عامل دیگر، عاملی برای پیروزی مجدد طالبان و قدرت‌گیری این گروه در افغانستان شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آیندهٔ افغانستان را چطور می‌بینید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من نسبت به آیندهٔ افغانستان به‌صورت محتاطانه‌ای خوشبینم. طالبان هرچند با استبداد توانسته‌اند نفوذ سیاسی و نظامی خود را در اکثر مناطق افغانستان بگسترانند، اما از آنجایی که طالبان یک گروه تروریستی، نیابتی و استخباراتی است، ممکن نیست دوام بیاورد.</span><span style="font-weight: 400;"> اختلافات زیادی در میان رهبری طالبان وجود دارد، در کنار آن، طالبان توانایی مدیریتی جامعه‌ای پیچیده و متنوع مثل افغانستان را در قرن بیست و یکم ندارند. آن‌ها با سازوکارهای اداره و مدیریت آشنا نیستند، آن‌ها دولت را غنیمت می‌شمارند و مردم را رعیت و گوسفند. آن‌ها با دامن‌زدن به شوونیسم قومی و مذهبی، جامعه را تا سرحد انفجار نزدیک کرده‌اند. گروه‌های زیادی از زنان افغانستان همه‌روزه در خیابان‌های شهرهای مختلف افغانستان علیه سیاست‌های جنسیتی این گروه مظاهره می‌کنند. حامیان پیشین طالبان، ازجمله پاکستان و ایران با این گروه مشکل پیدا کرده و نیز دنیا اندک‌اندک به این نتیجه رسیده است که طالبان یک گروه قابل‌اعتماد نیستند. این‌ها و صدها عامل دیگر، به‌مرور طالبان را دچار اضمحلال و فروپاشی خواهد کرد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>با توجه به موفقیتی که به دست آورده‌اید، آیا به همکاری مشترک با نیویورک تایمز یا رسانه‌های دیگر برای تهیهٔ گزارش‌های بیشتر دربارهٔ افغانستان ادامه خواهید داد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بلی یک از برنامه‌های ما این است که از طریق رسانه‌های مهم غربی بتوانیم آنچه را که در افغانستان اتفاق می‌افتد، آن‌هم از نظر و چشم خبرنگاران افغانستانی، به سمع مردم جهان و سیاست‌گران این کشورها برسانیم. متأسفانه بخشی از خبرنگاران غربی به‌دلیل عدم شناخت از بافت‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی جوامعی مثل افغانستان، قادر نیستند تا به واقعیت‌های اساسی کشور ما آشنا شوند. به‌همین دلیل ما در ۸صبح تلاش می‌کنیم تا خبر، تحلیل و گزارش‌های مرتبط به افغانستان و از داخل افغانستان از دید انسان افغانستانی تهیه شود تا مردم دنیا بهتر بتوانند با وضعیتی که ما با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنیم، آشنا شوند.</span></p>
<figure id="attachment_21690" aria-describedby="caption-attachment-21690" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21690" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%862.jpg?resize=500%2C375" alt="عکس از امیر باجه‌کیان" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%862.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/10/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D8%AC%D9%87%E2%80%8C%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%862.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-21690" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">عکس از امیر باجه‌کیان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چند برنامهٔ دیگر دربارهٔ افغانستان در جوایز امسال خبر مستند اِمی نامزد شده بودند. فکر می‌کنید دلیل این امر چه بوده و چرا رسانه‌های آمریکایی این‌قدر به تهیهٔ گزارش‌های خبری از افغانستان علاقه‌مند شده‌اند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">افغانستان برای مردم آمریکا هنوز یک بحث ناتمام است. بخشی از جامعهٔ آمریکا به‌ویژه نظامیان پیشین و برحال این کشور با بازگشت مجدد طالبان به قدرت، دچار نوعی احساس گناه شده‌اند. در کنار آن، جامعهٔ آمریکا در طول بیست سال حضور سربازانشان در این کشور، روابط بسیار نزدیکی با مردم افغانستان ایجاد کرده‌اند. آن‌ها خاطرات فراوانی از افغانستان با خودشان به خانه برده‌اند. حداقل یک نسل از کودکان آمریکایی در جریان جنگ افغانستان که طولانی‌ترین جنگ تاریخ آمریکا در خارج از مرزهایش لقب یافته است، بزرگ شده‌اند. </span><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من بخشی از توجه رسانه‌های آمریکایی به مسئلهٔ افغانستان ناشی از علاقه‌مندی جامعهٔ آمریکا به اوضاع افغانستان است. بخش دیگر آن ناشی از خروج غیرمسئولانهٔ آن کشور از افغانستان است که در نتیجهٔ آن طالبان دوباره به قدرت رسیدند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گمان می‌کنم شما نخستین روزنامه‌نگار فارسی‌زبانی باشید که برندهٔ جایزهٔ خبر و مستند امی شده‌اید. درست است؟ چه احساسی از این دستاورد دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من هیچ‌گاه با هدف دریافت جایزه، تقدیرنامه یا ستایش از سوی کسی کار خبرنگاری نکرده‌ام و نمی‌کنم. حتی زمانی که هفت ماه از وقتم را صرف تهیهٔ گزارش در مورد قتل، تیرباران، شکنجه، تحقیر و توهین و ناپدیدسازی اجباری نیروهای پیشین امنیتی افغانستان، کردم، هدفم این بود نشان بدهم طالبان گروهی جنایت‌کار، تروریست و دروغگوست. طبیعتاً وقتی کار حرفه‌ای شما در سطح جایزهٔ امی و در میان غول‌های رسانه‌ای دنیا نامزد دو جایزهٔ امی می‌شود و یکی از آن را به دست می‌آورید، احساس شعف و شور به شما دست می‌دهد و من نیز همین‌گونه بودم. با این وجود، خوشحالی من بیشتر از این بود که با دریافت این جایزه، بحث جنایات طالبان علیه مردم افغانستان دوباره به سرخط رسانه‌های آمریکایی برگشت و این برای من و همهٔ همکاران یک دستاورد بزرگ بود. با توجه به اینکه فصل ابتدایی رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا آغاز شده است و بحث افغانستان هنوز بحثی عمده‌ است، من فکر می‌کنم برجسته‌شدن مجدد جنایات طالبان یک‌بار دیگر توجه آمریکا و به‌تبع آن جهان را به افغانستان معطوف خواهد کرد که در نتیجهٔ آن طالبان بیش از پیش تضعیف شده و برای نیروهای پیشرو، مترقی و دموکرات افغانستان، فضای مانور و فعالیت بیشتری مساعد خواهد شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بار دیگر از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، سپاسگزاریم.</b></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/23/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7/">سنجر سهیل: هدفم این بود نشان بدهم طالبان گروهی جنایت‌کار، تروریست و دروغگوست</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/10/23/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84%d8%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">21685</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جنگ، کشتار، زلزله، ویرانی و جوایزی برای مبارزه با ظلم…</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/10/13/%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87%d8%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/10/13/%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87%d8%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Oct 2023 00:18:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سنجر سهیل]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[نرگس محمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=21609</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده &#8211; ونکوور جمعهٔ گذشته، ۶ اکتبر ۲۰۲۳، بریت ریس-اندرسن (Berit Reiss-Andersen)، رئیس هیئت کمیتهٔ انتخاب جایزهٔ صلح نوبل، در مقر این کمیته واقع در اسلو پایتخت نروژ، با گفتن شعار «زن، زندگی، آزادی» به‌زبان‌های فارسی و انگلیسی، نرگس محمدی را به‌عنوان برندهٔ این جایزه اعلام کرد.  پس از شیرین عبادی که جایزهٔ صلح نوبل را ۲۰ سال پیش دریافت کرد، نرگس محمدی، دومین ایرانی‌‌ای است که به این جایزه دست می‌یابد. جایزهٔ صلح...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/13/%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87%d8%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/">جنگ، کشتار، زلزله، ویرانی و جوایزی برای مبارزه با ظلم…</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمعهٔ گذشته، ۶ اکتبر ۲۰۲۳، بریت ریس-اندرسن (Berit Reiss-Andersen)، رئیس هیئت کمیتهٔ انتخاب جایزهٔ صلح نوبل، در مقر این کمیته واقع در اسلو پایتخت نروژ، با گفتن شعار «زن، زندگی، آزادی» به‌زبان‌های فارسی و انگلیسی، نرگس محمدی را به‌عنوان برندهٔ این جایزه اعلام کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از شیرین عبادی که جایزهٔ صلح نوبل را ۲۰ سال پیش دریافت کرد، نرگس محمدی، دومین ایرانی‌‌ای است که به این جایزه دست می‌یابد. جایزهٔ صلح نوبل در حالی به نرگس محمدی اهدا می‌شود که او همچنان در زندان اوین به سر می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بریت ریس-اندرسن، در بخشی از سخنانش به‌هنگام اهدای این جایزه به نرگس محمدی گفت: «این جایزه به‌خاطر مبارزه با ظلمی که بر زنان ایران می‌رود، مبارزه برای ارتقاء حقوق بشر و دستیابی همه به آزادی، به نرگس محمدی اهدا می‌شود.» او افزود که مبارزهٔ شجاعانهٔ محمدی با هزینه‌های شخصی فراوانی همراه بوده است چرا که رژیم ایران در مجموع او را ۱۳ بار بازداشت کرده و پنج بار مجرم شناخته است، و مجموعاً او به ۳۱ سال زندان و ۱۵۴ ضربه شلاق محکوم شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ریس-اندرسن با اشاره به اعتراضات سال گذشته در ایران در پی کشته‌شدن مهسا امینی، گفت: «شعار اعتراضات ایران یعنی «زن، زندگی، آزادی» به‌درستی بیانگر ازخودگذشتگی و فعالیت‌های نرگس محمدی است. زن، [چون] او برای زنان و علیه تبعیض و ظلم سیستماتیک به زنان، مبارزه می‌کند. زندگی، [چون] او از مبارزه زنان برای حقِ داشتن زندگی با عزت و احترام حمایت می‌کند. زنان در مبارزه‌ای که در سراسر ایران در جریان است، با آزار و اذیت، زندان، شکنجه و حتی مرگ روبه‌رو شده‌اند. و آزادی، [چون] او برای آزادی بیان و حق استقلال زنان و نیز علیه قوانینی که زنان را ملزم به پوشاندن بدن خود می‌کند، مبارزه می‌نماید. آزادی که از سوی معترضان مطرح شده، فقط در مورد زنان نبوده بلکه خواستهٔ کل مردم است.» او در پایان سخنانش گفت که اعطای جایزهٔ صلح نوبل به نرگس محمدی، پیامش به حکومت جمهوری اسلامی ایران این است که به صدای مردمش گوش دهد، و ابراز امیدواری کرد که مقامات ایرانی تصمیم درستی بگیرند و نرگس محمدی آزاد شود تا بتواند در مراسم دریافت جایزهٔ خود که حدود دو ماه دیگر برگزار می‌شود، شرکت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مادر مهسا امینی، در مصاحبه با بزرگ‌ترین رسانهٔ نروژ، گفت: «نرگس محمدی الگوی شجاعت و افتخار ماست»، ضمن اینکه «هزاران زن مانند او در ایران داریم که از شکنجه جان به در برده‌اند، اما در دنیا ناشناخته‌اند.» او همچنین گفت: «روح ما زخمی است. باید کارهای بزرگ‌تری برای زنان ایران انجام شود و صدای زنان ایران در جهان شنیده شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نازنین زاغری-رتکلیف که چند سال به‌همراه نرگس محمدی در زندان اوین به سر برده، از این خبر ابراز خوشحالی کرد و گفت: «نرگس برای همهٔ ما در اوین کارهای زیادی انجام داد. نرگس به‌خاطر مبارزه بی‌باکانه‌اش با نقض حقوق زنان، استفاده از سلول‌های انفرادی و اعدام در سیستم قضایی ایران، الهام‌بخش زنان در زندان بود.» او همچنین گفت: «این جایزه متعلق به تک‌تک زنان ایرانی‌ای است که به‌هر نحوی قربانی بی‌عدالتی در ایران بوده و هستند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درست یک روز بعد از اعلام برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل، جنگی تمام‌عیار بین گروه شبه‌نظامی حماس و اسرائیل آغاز شد. شنبه ۷ اکتبر ۲۰۲۳، نیروهای حماس، حملهٔ گسترده‌ای را از نوار غزه علیه اسرائیل آغاز کردند. این نیروها از مانع مرزی غزه و اسرائیل گذشتند و از طریق گذرگاه‌های مرزی وارد شهرک‌ها و تأسیسات نظامی و خاک اسرائیل شدند؛ عملیاتی که حماس آن را «طوفان‌الاقصی» نامید. این اولین درگیری مستقیم در داخل مرزهای اسرائیل از زمان جنگ اعراب و اسرائیل در سال ۱۹۴۸ است. برخی از تحلیل‌گران این درگیری‌ها را آغاز انتفاضهٔ سوم فلسطین دانسته‌اند. اسرائیل برای اولین بار پس از جنگ «یوم کیپور» در سال ۱۹۷۳، رسماً اعلان جنگ کرد، و عملیاتی که ارتش اسرائیل در پاسخ به این حمله آغاز کرد، «شمشیرهای آهنین» نام گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شبه‌نظامیان حماس هزاران موشک از غزه به‌سمت اسرائیل شلیک کردند که با پاسخ کوبندهٔ اسرائیل و بمباران شدید نوار غزه مواجه شد و تاکنون موجب کشته‌شدن بیش از ۱٬۰۰۰ تن از هر یک از طرفین شده است. اسرائیل همچنین برق غزه را قطع کرده و از ارسال سوخت و غذا به این منطقه جلوگیری کرده است. رسانه‌های دو طرف درگیر جنگ گزارش کردند که سربازان و شهروندان اسرائیلی به اسارت گرفته شدند. تعدادی از این گروگان‌ها به غزه برده شده‌اند. این نبرد به عنوان مرگ‌بارترین جدال در تاریخ منازعات فلسطین و اسرائیل قلمداد شده‌ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جمهوری اسلامی ضمن ابراز خشنودی از حملات حماس به اسرائیل و تبریک به این گروه در واکنش‌های بعدی اعلام کرد که در طراحی این حملات نقشی نداشته است و صرفاً از گروه حماس حمایت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پاسخ به حملهٔ‌ حماس، آمریکا ناو هواپیمابر جرالد فورد را به‌همراه جنگنده‌های سوار بر آن، و کشتی‌های جنگی به شرق مدیترانه اعزام و از اسرائیل حمایت تسلیحاتی و تجهیزاتی کرده است. کشورهای جهان غرب و متحدان آن حمایت خود از اسرائیل را اعلام کرده و اعمال خشونت‌آمیز حماس را تروریستی دانسته‌اند. در سوی دیگر، برخی کشورهای عرب مسلمان اشغالگری اسرائیل و نفی استقلال فلسطین را ریشهٔ این خشونت‌ها دانسته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما، خبری که در هیاهوی جنگ حماس و اسرائیل، رنگ باخت، زلزلهٔ شدید در افغانستان بود. روز شنبه ۷ اکتبر، زلزله‌ٔ مرگ‌باری با قدرت ۶٫۳ ریشتر در نزدیکی هرات رخ داد، خانه‌های بسیاری را با خاک یکسان کرد و تلفات زیادی بر جا گذاشت. طبق آمار سازمان بیش از ۱٬۰۰۰ نفر در این زمین‌لرزه کشته شده‌اند، اما مقامات طالبان اعلام کرده‌اند که تعداد بسیار بیشتری در این واقعه جان خود را از دست داده‌اند. آن‌ها جمع شمار مجروحان و کشته‌شدگان زلزلهٔ روز شنبه را بیش از ۴٬۰۰۰ هزار نفر اعلام کرده‌اند. مصیبت وقتی شدیدتر شد که زمین‌لرزهٔ دیگری با همان قدرت روز ۱۱ اکتبر یعنی تنها به‌فاصلهٔ چهار روز بار دیگر شهر هرات را لرزاند؛ واقعه‌ای که هنوز تعداد تلفات و مصدومان آن تا لحظهٔ نگارش این یادداشت مشخص نشده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روزگار غریبی‌ست؛ روزگاری که حجم اخبار هولناک و غم‌انگیز جایی برای شادمانی نگذاشته است. حتی معدود خبرهای خوبی هم که به گوش می‌رسد در بطنش غم و اندوه نهفته است. از آن‌جمله می‌توان به خبری که حدود دو هفته پیش شنیدیم اشاره کرد؛ همکارمان سنجر سهیل، روزنامه‌نگار افغان-کانادایی ساکن ونکوور و صاحب‌امتیاز روزنامهٔ ۸صبح افغانستان، در همکاری مشترک با نیویورک تایمز، موفق به دریافت جایزه از چهل و چهارمین دورهٔ جوایز سالانهٔ خبر و مستند اِمی شد. جایزه‌ای که برای مستندکردن قساوت گروه طالبان و رنج و ستمی که مردم افغانستان در زیر یوغ این گروه تحمل می‌کنند، به او و همکارانش اهدا شد؛ گزارشی با عنوان «طالبان، به‌ آن‌ها قول عفو داد، سپس اعدامشان کرد». به‌همین مناسبت <a href="http://archive.hamyaari.ca/books/smhq/#p=10" target="_blank" rel="noopener">گفت‌وگویی در این شماره با ایشان داشتیم که از نظرتان خواهد گذشت</a>. هرچند گفت‌وگو بر دریافت این جایزه تمرکز دارد، از ایشان دربارهٔ کمک به زلزله‌زدگان هرات نیز جویا شده‌ایم. لطفاً در صورتی‌که امکانش را دارید، دریغ نکنید.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/10/13/%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87%d8%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/">جنگ، کشتار، زلزله، ویرانی و جوایزی برای مبارزه با ظلم…</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/10/13/%d8%ac%d9%86%da%af%d8%8c-%da%a9%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%8c-%d8%b2%d9%84%d8%b2%d9%84%d9%87%d8%8c-%d9%88%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%ac%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">21609</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از ژرفای برزخ تا شهر پنج‌ضلعی آزادی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/08/05/%d8%a7%d8%b2-%da%98%d8%b1%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%d8%ae-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b6%d9%84%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/08/05/%d8%a7%d8%b2-%da%98%d8%b1%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%d8%ae-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b6%d9%84%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Aug 2023 16:12:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[محمدشاه واصف باختری]]></category>
		<category><![CDATA[واصف باختری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=21118</guid>

					<description><![CDATA[<p>به یاد استاد واصف باختری که «مرگ وام‌دار او خواهد ماند، تا هنوز تا همیشه» مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور محمدشاه واصف باختری، از شاعران فارسی‌زبان بنام افغانستان، نوزدهم ماه گذشتهٔ میلادی (۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳) در سن هشتادسالگی در کالیفرنیا درگذشت. دختر وی، منیژه باختری، نویسنده، روزنامه‌نگار و سفیر پیشین افغانستان در کشورهای شمال اروپا، در صفحهٔ رسمی فیس‌بوکش ضمن تأیید این خبر، نوشت: «استاد واصف باختری پدر ما، پیر ما، دانای ما، جان...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/08/05/%d8%a7%d8%b2-%da%98%d8%b1%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%d8%ae-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b6%d9%84%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/">از ژرفای برزخ تا شهر پنج‌ضلعی آزادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>به یاد استاد واصف باختری که «مرگ وام‌دار او خواهد ماند، تا هنوز تا همیشه»</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مسعود سخایی‌پور</a>، LJI Reporter – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمدشاه واصف باختری، از شاعران فارسی‌زبان بنام افغانستان، نوزدهم ماه گذشتهٔ میلادی (۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳) در سن هشتادسالگی در کالیفرنیا درگذشت. دختر وی، منیژه باختری، نویسنده، روزنامه‌نگار و سفیر پیشین افغانستان در کشورهای شمال اروپا، در صفحهٔ رسمی فیس‌بوکش ضمن تأیید این خبر، نوشت: «استاد واصف باختری پدر ما، پیر ما، دانای ما، جان ما، جهان ما دیشب به ابدیت پیوست. در روزهای پایانی عمرش برایش لالایی و شعر خواندیم و دست‌های رنجورش را نوازش کردیم. زندگی او چونان بزرگ بود و یاد او چنین باشکوه است که مرگ وام‌دار او خواهد ماند، تا هنوز تا همیشه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">استاد واصف باختری که متولد شهر مزارشریف از استان بلخ بود، لیسانس زبان و ادبیات فارسیِ دری را از دانشگاه کابل گرفت و پس از آن مدتی ویراستار کتاب‌های درسی وزارت آموزش‌‌وپرورش افغانستان بود. واصف باختری پس از حدود یک دهه فوق لیسانس خود را در آموزش‌‌وپرورش از د</span><span style="font-weight: 400;">انشگاه کلمبیای</span><span style="font-weight: 400;"> نیویورک دریافت کرد. وی از سال ۱۹۶۷ نزدیک به سه دهه عضو ریاست دارالتألیف، مدیرمسئول مجلهٔ ژوندون ارگان انتشاراتی انجمن نویسندگان افغانستان و نیز دبیر بخش شعر آن انجمن بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۹۹۶، استاد واصف باختری که در دانشگاه کابل ادبیات تدریس می‌کرد، به‌دلیل حضور طالبان مجبور به ترک افغانستان شد و چندی در پیشاورِ پاکستان زندگی کرد. پس از آن به کمک کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل به‌همراه همسرش به ایالات متحدهٔ آمریکا پناهنده شد و باقی عمرش را در این کشور به سر برد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واصف باختری از بنیان‌گذاران و رهبران حزب شعلهٔ جاوید از مهم‌ترین جریانات سیاسی و ایدئولوژیک دهه‌ٔ ۴۰ هجری خورشیدی در افغانستان بود. در سال ۱۹۷۸ و وقتی که دولت خلق (جناحی از حزب دموکراتیک خلق افغانستان که رهبران تاریخی آن رؤسای جمهور نورمحمد تره‌کی پشتون و حفیظ‌الله امین پشتون بودند) قدرت گرفت، واصف باختری به زندان افتاد. او زمانی که از زندان آزاد شد، دنیای سیاست را رها کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌گفتهٔ کارشناسان ادبیات، واصف باختری در علم ادبیات و تاریخ ادبیات فارسیِ دری عالِمی بی‌بدیل و کم‌نظیر بود. قدرت آثار او در غزل‌سرایی به غزلیات ملک‌الشعرای بهار و در شعر نو به اشعار مهدی اخوان‌ ثالث، دو شاعر بزرگ ایران، پهلو می‌زند. از واصف باختری تاکنون بیش از بیست عنوان کتاب در زمینه‌های سرایش و ترجمهٔ شعر در اوزان کلاسیک، نیمایی و آزاد چاپ و منتشر شده است. برخی از آثار او عبارت‌اند از:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; و آفتاب نمی‌میرد (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; از میعاد تا هرگز (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; از این آئینهٔ بشکستهٔ تاریخ (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; تا شهر پنج‌ضلعی آزادی (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; دیباچه‌ای در فرجام (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; در استوای فصل شکستن (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; مویه‌های اسفندیار گمشده (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; دروازه‌های بستهٔ تقویم (شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; سرود و سخن در ترازو (دربارهٔ شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; گزارش عقل سرخ (پژوهشی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; درنگ‌ها و پیرنگ‌ها (پژوهشی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; بازگشت به الفبا (پژوهشی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; اسطورهٔ بزرگ شهادت (ترجمهٔ شعر)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مطلب را با یکی از اشعار معروف استاد واصف باختری که در زندان پُلچرخی در سال ۱۹۷۹ سروده شده است، پایان می‌دهیم. یاد و نامش گرامی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b><i>۱</i></b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبانا خدا را</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">لحظه‌ای این گره – این گران‌قفل – را باز کن از سر انگشتِ درگاه</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">تا ازین دوزخ از این تنور گدازان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; هیزمش استخوان‌های خونین &#8211;</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">روح زنجیریان تا فراسوی دیوارها اوج گیرد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبان منا باز امشب زان‌سوی دیوار</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">گریۀ کودکی خواب زنجیریان را برآشفت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">گوییا باز دژبان خارا روان بر زمین تنِ پرنیان‌گونه‌‌ای </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">خاربن‌های شلاق خونین خود را فرو کاشت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبانا خدا را</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">کودک نازپروردۀ کیست این؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبانا برای خدا بازگو</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">این صدا زان سه پیوند عمری که من داشتم نیست؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">این نواها ازان ارغنونی که پنداشتم نیست؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b><i>۲</i></b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبان منا ای تو خود بند بر پا، زبان‌بسته، تنها</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">چیستی هیچ دانی؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دشنه‌‌ای رفته در سینه‌ای روزگاری</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">همچنان مانده بر جای</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">خفته در خون و زنگار</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">هیچ آزرمی از من مبادت!</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما ز یک تیره و یک تباریم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبانا برای خدا بازگو</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شحنه می‌داند آیا</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">چیست لبخند کودک؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; جوهر جاری جویباران هستی &#8211;</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شحنه می‌داند آیا که زنجیریانش</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; همسرایان رگبارهای شبانه &#8211;</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">زیر این آسمانه</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نان زرّین خورشید را</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بر سرخوان خوالیگر خواب</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نیز هرگز نبینند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شحنه می‌داند آیا که مرغان نورند زینجا گریزان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">زان که ترسند روزی مبادا</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">خارهایی ازین رشته‌های گره‌ناک</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">رشته‌هایی که ابلیسشان ز ابنو سینه گیسوی خود در کران‌ها</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">​​​​​کشیده‌ست</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ناگهان بر گلوشان نشیند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b><i>۳</i></b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبان منا آنک‌ آنک</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فجر، فجر شکوه شگفتن</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">آن نخستین هجای جهان شهربانوی آفاق</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">با گلوبندی از لحظه‌های بلورین اشراق</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">هودج از عاج و گیسو ز دیباج</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">باز از ذهن چوبین جنگل گذر کرد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاسبان منا های!</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">لحظه‌ای این گره این گران‌قفل را باز کن از سر انگشت درگاه</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">تا ازین برزخ از این تنور گدازان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">روح زنجیریان تا فراسوی دیوارها، تا رها تا خدا اوج گیرد</span></i></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/08/05/%d8%a7%d8%b2-%da%98%d8%b1%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%d8%ae-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b6%d9%84%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/">از ژرفای برزخ تا شهر پنج‌ضلعی آزادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/08/05/%d8%a7%d8%b2-%da%98%d8%b1%d9%81%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%b2%d8%ae-%d8%aa%d8%a7-%d8%b4%d9%87%d8%b1-%d9%be%d9%86%d8%ac%d8%b6%d9%84%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">21118</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سفره نوروزی یا هفت سین؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/03/20/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/03/20/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Mar 2023 01:44:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آداب و رسوم]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[تاجیکستان]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[معصومه پرایس]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=20227</guid>

					<description><![CDATA[<p>معصومه پرایس* – ونکوور در چهار دههٔ اخیر به‌دنبال مهاجرت گستردهٔ ایرانیان به آمریکای شمالی، اروپا و آسیا، نوروز و به‌ویژه هفت‌سین به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده‌اند. جستجویی کوتاه در اینترنت هزاران پست را ارائه می‌دهد که هفت‌سین را توضیح می‌دهند و تقریباً همهٔ آن‌ها مبتنی بر نظریه‌های خودساخته‌اند، بدون هیچ ارتباطی با آموزه‌های زرتشتی که منشأ نوروز است. نوروز، باستانی‌ترین جشن ملی ایرانیان ریشه در باور‌های اجداد ایرانیان در هزارهٔ سوم قبل از میلاد، تفکر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/03/20/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/">سفره نوروزی یا هفت سین؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b9%d8%b5%d9%88%d9%85%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%a7%db%8c%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">معصومه پرایس</a>* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چهار دههٔ اخیر به‌دنبال مهاجرت گستردهٔ ایرانیان به آمریکای شمالی، اروپا و آسیا، نوروز و به‌ویژه هفت‌سین به پدیده‌ای جهانی تبدیل شده‌اند. جستجویی کوتاه در اینترنت هزاران پست را ارائه می‌دهد که هفت‌سین را توضیح می‌دهند و تقریباً همهٔ آن‌ها مبتنی بر نظریه‌های خودساخته‌اند، بدون هیچ ارتباطی با آموزه‌های زرتشتی که منشأ نوروز است. نوروز، باستانی‌ترین جشن ملی ایرانیان ریشه در باور‌های اجداد ایرانیان در هزارهٔ سوم قبل از میلاد، تفکر مذهبی‌ زرتشتی و رسم‌‌های رایج در فرهنگ‌های منطقهٔ بین دو رود دجله و فرات دارد. نوروزی که امروز در ایران جشن گرفته می‌شود، به‌ویژه، ریشه در اسطورهٔ آفرینش زرتشتی‌ها در دورهٔ ساسانی، قبل از قرن هفتم میلادی دارد. براساس این اسطوره خداوند خرد، اهورامزدا، هفت آفریدهٔ اول را می‌آفریند: آسمان، آب، زمین، اولین گیاه، اولین حیوان، اولین انسان، و آتش و خورشید با هم. از آنجایی که اهورامزدا می‌دانست اهریمن به آن‌ها حمله خواهد کرد، شش امشاسپند یا جاودانه‌های مقدس را نیز آفرید و با خود گروهی هفت‌گانه تشکیل داد که از هفت آفریدهٔ اول نگهبانی می‌کردند. امشاسپنتان: شهریور، اردیبهشت و بهمن نگاهبانی از آسمان، آتش و حیوانات، و اسفند (سپندارمذ)، خرداد و امرداد، نگهبانی از زمین، آب‌ها و گیاهان را به‌عهده می‌گیرند. اهورامزدا خودش نگهبان انسان و آتش مقدس می‌شود. این هفت آفریدهٔ اول، نماد‌هایشان هنوز در سفرهٔ هفت‌سین نوروزی مشاهده می‌شوند و هیچ ارتباطی به حرف سین یا شین ندارند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جهان مینوی شکل مادی نداشته، زمان در آن مفهومی‌ نداشت، ستارگان و ماه و خورشید هم بی‌‌حرکت بودند. روز و شب، فصل‌ها و مرگ هم وجود نداشتند. پس از گذشت سه هزار سال، اهورامزدا دنیای مادی را می‌آفریند و گیتی به وجود می‌آید، در نتیجه نور و آتش دیده می‌شوند. پس از آفریدن گیتی، اهریمن روشنایی را می‌بیند، آن را می‌خواهد و برای رسیدن به نور به دنیای مینوی بدون بدی و مرگ حمله می‌کند. اهورامزدا برای مقابله با اهریمن، گیاه، حیوان و انسان را قربانی می‌کند و از قربانی‌کردن این سه‌، تمام موجودات زنده به وجود می‌آیند تا بتوانند در مقابل اهریمن از آفریده‌های اهورامزدا دفاع کنند. روزی که قربانی‌های سه‌گانه اتفاق می‌افتد، ستاره‌ها حرکت می‌کنند، روز و شب و فصل‌ها آغاز می‌شوند. این روز که در آن زمان و گردش زندگی آغاز می‌شود، روز نو نامیده می‌شود و مبنای جشن نوروز که هم‌زمان با شروع بهار است. ابوریحان بیرونی در فصل مربوط به جشن‌های پارسیان در کتاب آثار الباقیه در قرن دهم اشاره می‌کند که ایرانیان نوروز را دلیل پیدایش و آفرینش جهان و آغاز گردش زمان می‌دانند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قدیمی‌ترین مدارک دربارهٔ برگزاری جشن سال نو به زمان هخامنشیان ۵۰۰ قبل از میلاد باز می‌گردد. در نقش‌برجسته‌های تخت‌جمشید، داریوش بزرگ و جانشین او خشایار، در حال پذیرفتن مهمانان و نمایندگان کشور‌های زیر کنترل ایرانیان در جشن سال نو تصویر شده‌اند. داریوش بزرگ خود بر تخت نشسته است و در جلوی او ظرفی برای سوزاندن امثال اسفند است که هنوز در نوروز و بسیاری موارد دیگر رایج است. مورخان یونانی ذکر کرده‌اند که در جشن‌های سال نو در تخت‌جمشید، موبدِ موبدان شراب و شاخه‌های سبز را به شاه تقدیم می‌کرده است. تقویم‌های زرتشتی از ۵۰۰ قبل از میلاد و بعد در زمان اشکانیان و ساسانیان بحث‌های گوناگون در مورد زمان برگزاری این جشن دارند، که به‌خاطر تغییرات در تقویم زمان برگزاری آن تفاوت می‌کرده است. گاهی‌ نوروز هم در بهار و هم در تابستان جشن گرفته می‌شده است، ولی‌ بعد از اصلاح تقویم، نوروز با آغاز بهار همسان می‌شود. در کتاب ویس و ورامین که به دورهٔ اشکانی باز می‌گردد، فخرالدین اسعد گرگانی اشاره می‌کند به میهمانی‌ای از سوی پادشاه و شهبانوی مَروْ، و دیگر بزرگان و همسرانشان در باغ با درختان پرشکوفه، موسیقی و خوردنی‌ها و شراب. هم‌زمان، مردم عادی با جشن و سرور، موسیقی و رقص در باغ‌ها، گل‌چینی، میهمانی، هدیه‌دادن و مسابقات اسب‌دوانی روز را به‌خوشی می‌گذراندند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منابع ساسانی اشاره می‌کنند به نوروز خُرد، در روز اول فروردین، و نوروز بزرگ در روز ششم فروردین، که تا به امروز به‌عنوان زادروز زرتشت جشن گرفته می‌شود. این منابع همچنان اشاره می‌کنند به خانه‌تکانی، جشن و سرور، نیایش، تهیهٔ لباس‌های نو، هدیه‌دادن و رویاندن هفت تخم گیاهی (هفت‌چین)، قبل از نوروز در میدان‌های شهر‌ها که در روز ششم فروردین این سبزه‌های رشدکرده با موسیقی و مراسم شاد چیده می‌شدند. به گفتهٔ ابوریحان بیرونی از هفت نوع غلاتی که در میدان‌ها می‌کاشتند برای پیش‌بینی وضعیت کشاورزی در سال جدید نیز استفاده می‌شده است. کتابی از قرن دوازده میلادی به‌نام کتاب المحاسن و الاضداد که نویسندهٔ آن معلوم نیست، صبح نوروزی در دربار پادشاهان ساسانی را بازگو می‌کند. در این کتاب آمده است که به‌خاطر آنکه رنگ سفید نماد پاکی است، در روز اول نوروز هفت بشقاب سفید سفالی، هفت سکهٔ درهم سفید، شکر سفید، هفت نوع غلات کاشته‌شده مانند گندم و جو، و هفت شاخهٔ گیاه به خدمت پادشاه می‌آوردند. پادشاه با سرکشیدن شیر و خوردن پنیر و بادام‌هندی جشن نوروزی را آغاز می‌کرده است. از دیگر رسم‌ها در زمان ساسانی شکر هدیه‌دادن به یکدیگر بوده است که تا اوایل قرن بیستم به شکل کله‌قند‌های کوچک سر سفرهٔ نوروزی گذاشته می‌شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مراسم مهم دیگر، جشن فروردیان یا فروردگان ده روز قبل از نوروز برای بزرگداشت ارواح رفتگان بوده است. ایرانیان باستان به رفتگان خود احترام زیاد می‌گذاشتند و باور داشتند که ارواح رفتگانشان، فره‌وشی، ده‌ روز قبل از نوروز برای دیدن بستگان خود به زمین باز می‌گردند. سوری به‌معنای جشن است. ارواح رفتگان با خانه‌تکانی، نیایش، میهمانی و سورخورانی و با روشن‌کردن آتش جشن گرفته می‌شد. ابوریحان بیرونی اشاره به حضور فیروز، فرشتهٔ نگهبان ارواح رفتگان در جشن سوری می‌کند. فیروز با روشن‌کردن آتش‌ جشن را آغاز می‌کرده است. حاجی فیروز امروزی باقی‌‌ماندهٔ سنت ستایش از فیروز است و رنگ سیاه صورت، ارتباط با دنیای مردگان را به‌خاطر می‌آورد. در آهنگ‌های قدیمی مربوط به حاجی‌فیروز هنوز هم خوانده می‌شود که حاجی فیروزم، آتش‌افروزم. سنت رفتن به گورستان‌ها در شب جمعهٔ آخر سال بازماندهٔ رسم باستانی احترام به ارواح رفتگان است که هنوز هم رایج می‌باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از مهم‌ترین جنبه‌های نوروز، سفرهٔ هفت‌سین است. واژهٔ هفت‌سین، از قرن بیستم در متن‌های فارسی‌ وجود دارد و قبل از آن اسمی از هفت‌سین در منابع برده نشده است. در نتیجه واژه‌ای تازه و نادرست است. هرچند هفت‌چین اشاره به چیدن هفت گیاه در منابع موجود است. زرتشتیان از واژهٔ هفت‌سین استفاده نمی‌کنند. در گذشته آنچه در سفره وجود داشت، نماد هفت آفریدهٔ اول و امشاسپنتا‌های نگهبان آفریده‌ها بوده است، که هنوز هم در سفره هستند، هرچند که اسمشان با سین ارتباطی‌ ندارد. گیاه‌ها و گل‌ها نمودار آفریده‌های گیاهی‌اند، و تخم‌مرغ، نمایندهٔ انسان، مردم و باروری‌ است. در واقع واژهٔ تخم‌مرغ در ادبیات اوستایی سمبل مردم است. شمع نمادی از آتش و اردیبهشت است، و زرتشتیان همیشه شمع را جلوی آینه می‌گذارند تا بازتاب نور را افزایش دهند. تا قرن بیستم مردم برای سفرهٔ نوروزی آب باران جمع می‌کردند. آب نمایانگر خرداد، نگهبان آب‌ها بود. ماهی‌ نمایندهٔ حیوانات و همچنین، سمبل کاراماهی است؛ یک ماهی‌ اسطوره‌ای که در اولین اقیانوس به جنگ نیرو‌های اهریمنی می‌رود</span><span style="font-weight: 400;">. زرتشتیان از شیر یا سایر لبنیات به‌عنوان نماد حیوانات استفاده می‌کنند. سکه‌ها نشان‌دهندهٔ ثروت و همچنین نماد امشاسپند شهریور نگهبان آسمان و فلزات است. زرتشتیان در سفرهٔ نوروزی خود کارد و چنگال یا بشقاب‌های فلزی را به‌عنوان نماد شهریور می‌گذارند. زرتشتیان روی سفرهٔ خود هاون سنگی نیز می‌گذارند، زیرا براساس افسانهٔ آفرینش، آسمان از سنگ ساخته شده است. سنبل، سبزه، سبزی، سیب و میوه‌ها نماد امرداد نگهبان گیاهان هستند. بیدمشک و همچنین اسفند نماد سپندارمذ است. سپندارمذ نگهبان زمین دارای قدرت شفابخش نیز است و ازجمله گیاهان دارویی‌ای که به او نسبت داده می‌شود، سیر است. سیری که ایرانیان آن را به‌عنوان دارو و وسیله‌ای برای دفع چشم بد و قدرت شیطانی نیز می‌شناختند. سماق و سنجد نمایانگر دنیای گیاهی‌اند و از جمله گیاهان و میوه‌هایی‌اند که مفید به حساب می‌آیند. سمنو که کاملاً برای سفره ضروری است، از جمله خوردنی‌هایی است که باور داشته‌اند می‌تواند باروری را بهبود بخشد. سمنو به آناهید (ایزدبانو آناهیتا نگهبان زنان باردار و فرزندان) نسبت داده می‌شود و عموماً به‌دست زنان تهیه می‌شد که هنگام هم‌زدن مخلوط آشپزی آرزو می‌کردند که شوهران خوب یا فرزندان خوب به دست آورند. سرکه جایگزین شراب شده است که در مراسم زرتشتی مصرف می‌شود. </span></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20230" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/03/pexels-rodnae-productions-7158167.jpg?resize=500%2C333" alt="سفره نوروزی یا هفت سین؟" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/03/pexels-rodnae-productions-7158167.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/03/pexels-rodnae-productions-7158167.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/03/pexels-rodnae-productions-7158167.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در تقویم زرتشتی، روز سیزده فروردین به نام تیر یکی از مقدسان زرتشتی است که نگهبان باران و آب‌ها هم بوده است. رسم انداختن سبزهٔ نوروزی در آب‌ها یادگار زمانی‌ است که ایرانیان با گذراندن روز در طبیعت و اهدا گل‌ و گیاه به آب‌ها در این روز از مقدسان نگهبان آب‌ها سپاسگزاری می‌کردند</span><span style="font-weight: 400;">1</span><span style="font-weight: 400;">. از دیگر ویژگی‌های نوروز که اسمی از آن مانده، مراسم میر یا امیر نوروزی است. در این جشن یک فرد عادی برای حکومت از یک تا پنج روز انتخاب می‌شد. امیر نوروزی به سنت‌های نوروزی پیش از اسلام بازمی‌گردد. پیشینهٔ زرتشتی میر نوروزی راپیتوین، ایزد موکل ظهر است که در زمستان عقب‌نشینی می‌کند و با آمدن بهار باز می‌گردد. میر نوروزی از اختیارات قابل‌توجهی برخوردار بود، ازجمله حق تنبیه رعایای خود، و همچنین وعدهٔ ثروت. میر نوروزی پس از چند روز از سلطنت خلع و ناپدید می‌شد. تمام مراسم با روحیهٔ شادی و رقص و موسیقی انجام می‌شد. انتخاب پادشاه دروغین در بسیاری از کشورهای منطقه رایج بود. در ایران، نقش پادشاه دروغین در جشن‌های زرتشتی گنجانده شده بود و تا قرن بیستم در بسیاری از مناطق هنوز رایج بود. این جشن بسیار شاد بود و چند روز همراه با موسیقی و رقص در شهرها برگزار می‌شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دو شخصیت دیگر تا قرن بیستم نیز وجود داشتند؛ کوسه و خجسته که نماد نگهبانان گیاهان یا روح گیاهان بودند در زمستان و در تابستان. کوسه، پیر و زشت بر اسب پیر یا قاطر با کلاغ در یک دست، نماد زمستان بود. در حالی‌که خجسته، جوان و خوش‌رو سوار بر اسبی زیبا با شاهینی که در یک دستش نشسته، نشانگر بهار بود. ابوریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه اشاره به مراسمی نوروزی می‌کند که در آن مردی سوار بر اسب با ریش کوتاه و بادبزن در دست که اشاره به آمدن فصل گرماست، در کوچه و بازار می‌گشته است و اگر بعدازظهر پیرمردان ریش‌سفید در مسیر او یافت می‌شدند با شوخی آن‌ها را دنبال می‌کردند که بروند، زیرا پیرمرد ریش‌سفید نماد زمستان است و با آمدن بهار، زمستان به پایان می‌رسد. عمونوروز با ریش سفیدش، احتمالاً یکی دیگر از جلوه‌های زمستان است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای ایرانیان باستان، نوروز جشن ستایش از ایزدان، زندگی‌ و طبیعت بوده است. برای ایرانیان امروز، نوروز سمبل هویت، ستایش از طبیعت، محکم‌کردن دوستی‌ها و سپاس از بزرگسالان و خانواده است. سفرهٔ نوروزی قدمتی طولانی دارد و عمیقاً ریشه در باورهایی دارد که عناصر طبیعت را مقدس و شایستهٔ حفاظت می‌دانند. تقلیل این سنت گران‌بها به هفت‌سین یا شین که هیچ ارتباطی با جشن زندگی و طبیعت ندارد، از اهمیت این سنت در دنیای مدرن که طبیعتش در خطر انقراض است، می‌کاهد. اگرچه مفهوم هفت‌سینِ مدرن سرگرم‌کننده، جذاب و خوشایند است، اما ممکن است به اسطورهٔ جدیدی تبدیل شود که هیچ ارتباطی با حافظه و تاریخ جمعی ما ندارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نوروزتان پیروز</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">*معصومه پرایس دارای فوق لیسانس در رشتهٔ مردم‌شناسی از دانشگاه لندن و نویسندهٔ هفت کتاب دربارهٔ جنبه‌های مختلف فرهنگ ایران است. سایت اینترنتی ایشان در مورد فرهنگ ایران بسیار مورد استفادهٔ فرهنگیان و عامهٔ مردم در آمریکای شمالی قرار دارد. برای اطلاعات بیشتر در مورد تحقیقات و کتاب‌های خانم پرایس به سایت‌های اینترنتی ایشان مراجعه کنید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://www.cultureofiran.com/">www.cultureofiran.com</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://www.anahitaproductions.com/">www.anahitaproductions.com</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منابع:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; Mary Boyce. Zoroastrians: Their Religious Beliefs and Practices. Routledge &amp; Kegan Paul. London, Boston and Henley, 1979. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; Mary Boyce. A Persian Stronghold of Zoroastrianism. Oxford, At the Clarendon Press, 1977. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; John R Hinnells. Persian Mythology. Peter Bedrick Books. New York, 1985.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">&#8211; Nowruz. Encyclopedia Iranica. </span><a href="https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-index"><span style="font-weight: 400;">https://www.iranicaonline.org/articles/nowruz-index</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">&#8211; Selections of Zadspram. Avest.org. </span><a href="http://avesta.org/mp/zadspram.html"><span style="font-weight: 400;">http://avesta.org/mp/zadspram.html</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">&#8211; Haft Sin. </span><a href="https://iranicaonline.org/articles/haft-sin"><span style="font-weight: 400;">https://iranicaonline.org/articles/haft-sin</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">&#8211; بندهش. فرنبغ دادگی. گزارنده مهرداد بهار. انتشارات توس، ۱۳۶۹</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/03/20/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/">سفره نوروزی یا هفت سین؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/03/20/%d8%b3%d9%81%d8%b1%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%87%d9%81%d8%aa-%d8%b3%db%8c%d9%86%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">20227</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پروژهٔ اجتماعی (۸۰) &#8211; سنت‌شکنِ غمگین</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/11/24/%d9%be%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%db%b8%db%b0-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%90-%d8%ba%d9%85%da%af%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/11/24/%d9%be%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%db%b8%db%b0-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%90-%d8%ba%d9%85%da%af%db%8c%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Nov 2022 04:06:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افغانستان]]></category>
		<category><![CDATA[پروژهٔ اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[پناهجویان]]></category>
		<category><![CDATA[پناهندگان]]></category>
		<category><![CDATA[مژده مواجی]]></category>
		<category><![CDATA[مهاجرت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=19518</guid>

					<description><![CDATA[<p>مژده مواجی – آلمان شمارۀ ناشناسی به موبایلم دوبار زنگ زده بود و من در دسترس نبودم. تا به او زنگ زدم، پرسید: &#8211; مرا به یاد می‌آورید؟ من سمانه هستم.  قبل از اینکه نامش را بگوید، صدایش را شناختم. سورپرایز خوبی بود. &#8211; فراموشت نکردم. مدت‌هاست که از تو خبری نداشتم. با خوشحالی گفت: &#8211; مدت‌ها بود که دنبال شما می‌گشتم. شمارۀ موبایلتان را گم کرده بودم، تا اینکه چند روز پیش پیدا کردم. همیشه...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/11/24/%d9%be%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%db%b8%db%b0-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%90-%d8%ba%d9%85%da%af%db%8c%d9%86/">پروژهٔ اجتماعی (۸۰) &#8211; سنت‌شکنِ غمگین</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%da%98%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%88%d8%a7%d8%ac%db%8c/">مژده مواجی</a> – آلمان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شمارۀ ناشناسی به موبایلم دوبار زنگ زده بود و من در دسترس نبودم. تا به او زنگ زدم، پرسید:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; مرا به یاد می‌آورید؟ من سمانه هستم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">قبل از اینکه نامش را بگوید، صدایش را شناختم. سورپرایز خوبی بود.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; فراموشت نکردم. مدت‌هاست که از تو خبری نداشتم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">با خوشحالی گفت:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; مدت‌ها بود که دنبال شما می‌گشتم. شمارۀ موبایلتان را گم کرده بودم، تا اینکه چند روز پیش پیدا کردم. همیشه دوست داشتم شما را دوباره ببینم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با هم قرار گذاشتیم که به دفتر کارم بیاید. چند سالی می‌شد که از او بی‌خبر بودم. قبل از کرونا بود؟ دقیقاً! یکی دوسال قبل از کرونا. کرونا برای تمام کرۀ زمین از خودش مبدأ زمانی ساخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سمانه زنِ خیلی جوانِ افغانِ متولد ایران بود که دو پسر کوچکش را به‌تنهایی سرپرستی می‌کرد. یکی از آن‌ها به‌خاطر بیماری سختی که داشت با صندلی چرخ‌دار حمل می‌شد. آخرین بار که سمانه را همراهی کردم، ثبت‌نام او در مدرسه‌ای بود که بتواند کلاس نهم را بگذراند تا دوره‌ای تخصصی را بعد از آن شروع کند و خودش را به‌عنوان زنی مستقل در جامعه پیدا کند. یک هفته نگذشته بود که مدرسه را ترک کرد. پسر بیمارش ماه‌ها در بیمارستان بستری شد. خبر فوتش را با پیامک برایم فرستاد. حرفی برای گفتن نبود جز دل‌داری و آمادگی برای کمک. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در را که به رویش باز کردم، زن جوانی را روبروی خودم دیدم که جاافتاده‌تر به‌ نظر می‌رسید، کفش و لباس اسپرت به تن داشت. موهای سیاه صافش را طوری محکم به پشت جمع کرده و بسته بود که تمام چهرۀ سبزه‌روی گردش بیرون زده و نمایان بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به او گفتم:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; از سه چهارسالی که گذشت تعریف کن.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; از وقتی که پسرم را از دست دادم، هر روز مثل یک‌سال می‌گذرد. خیلی احساس ضعف می‌کنم. ضعف روحی. تا پسرم را از دست نداده‌بودم، قوی‌تر بودم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از توی کیف دستی رزومه‌اش را بیرون آورد و روی میز گذاشت. نگاهی به آن انداختم و با تعجب و تحسین پرسیدم:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; در این مدت زبان آلمانی‌ات را تا مقطع ب‌-۲ گذرانده‌ای، کلاس نهم را تمام کرده‌ای، به‌تنهایی سرپرست پسرهایت بوده‌ای، یک پایت بیمارستان بوده و یک پایت خانه و با این‌حال احساس ضعیف‌بودن می‌کنی؟</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">لبخندی روی چهرۀ گردش نقش بست:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; شما آن زمان خیلی به من کمک کردید. حالا دوست دارم دورۀ تخصصی بازرگانی را بگذرانم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مکثی کرد و گفت: </span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; همچنان حس می‌کنم تا پسرم را از دست نداده‌ بودم، قوی‌تر بودم. حتی وقتی که ایران زندگی می‌کردم. فکر کنم برایتان گفته بودم که من شانس آوردم چون شناسنامه داشتم، توانستم به‌عنوان کودک افغان در ایران تا کلاس هشتم بخوانم، اما خانواده مرا از مدرسه بیرون آورد تا به‌اجبار با پسرعمویم ازدواج کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برایم گفته بود که بعد از تولد پسر دومش می‌خواست جدا بشود. اما خانواده‌اش نمی‌گذاشتند و تهدیدش می‌کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">با بغض و صدایی لرزان که ارتعاش غمناکش به من انتقال می‌یافت، ادامه داد:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">&#8211; می‌دانید که بالاخره بعد از مهاجرت، در آلمان جدا شدم. قدم خیلی بزرگی بود. پدر و مادرم را خیلی دوست دارم هرچند آن‌ها بعد از جدایی مرا طرد کردند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جمله‌اش همچنان در ذهنم طنین‌انداز است: تا پسرم را از دست نداده‌ بودم، قوی‌تر بودم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/11/24/%d9%be%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%db%b8%db%b0-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%90-%d8%ba%d9%85%da%af%db%8c%d9%86/">پروژهٔ اجتماعی (۸۰) &#8211; سنت‌شکنِ غمگین</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/11/24/%d9%be%d8%b1%d9%88%da%98%d9%87%d9%94-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c-%db%b8%db%b0-%d8%b3%d9%86%d8%aa%d8%b4%da%a9%d9%86%d9%90-%d8%ba%d9%85%da%af%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">19518</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-23 19:28:25 by W3 Total Cache
-->