<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>افشین سبوکی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افشین-سبوکی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 30 Apr 2026 00:57:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>افشین سبوکی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افشین-سبوکی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>نمایش آثار دو هنرمند ایرانی-کانادایی در موزهٔ نورث ونکوور به‌مناسبت روز جهانی زن</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2025/03/17/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2025/03/17/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Mar 2025 04:37:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[Iranian Canadian Healthcare Professionals]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن متخصصان بهداشت و درمان ایرانی کانادایی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر کتایون رهنوردی]]></category>
		<category><![CDATA[سولماز مرتضاوند]]></category>
		<category><![CDATA[سولماز مرتضی وند]]></category>
		<category><![CDATA[سولماز مرتضی‌وند]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا کاظمی پور]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا کاظمی‌پور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=24631</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر کتایون رهنوردی &#8211; نورث ونکوور پس از ساعت‌ها برنامه‌ریزی، گفت‌وگو و مکاتبهٔ انجمن متخصصان بهداشت و درمان ایرانی کانادایی (Iranian Canadian Healthcare Professionals) با موزهٔ نورث ونکوور، در نهایت برنامهٔ معرفی و نمایش فیلم «موخوره» اثر علیرضا کاظمی‌پور در تاریخ ۸ مارس، روز جهانی زن، به انجام رسید. همچنین پنج کاریکاتور از کارهای افشین سبوکی، دیگر هنرمند ایرانی‌تبار ساکن ونکوور، به‌مدت سه هفته در این موزه به نمایش گذاشته شده است. فیلم کوتاه «موخوره»...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/03/17/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af/">نمایش آثار دو هنرمند ایرانی-کانادایی در موزهٔ نورث ونکوور به‌مناسبت روز جهانی زن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d8%aa%d8%a7%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%b1%d9%87%d9%86%d9%88%d8%b1%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر کتایون رهنوردی</a> &#8211; نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از ساعت‌ها برنامه‌ریزی، گفت‌وگو و مکاتبهٔ انجمن متخصصان بهداشت و درمان ایرانی کانادایی (Iranian Canadian Healthcare Professionals) با موزهٔ نورث ونکوور، در نهایت برنامهٔ معرفی و نمایش فیلم «موخوره» اثر علیرضا کاظمی‌پور در تاریخ ۸ مارس، روز جهانی زن، به انجام رسید. همچنین پنج کاریکاتور از کارهای افشین سبوکی، دیگر هنرمند ایرانی‌تبار ساکن ونکوور، به‌مدت سه هفته در این موزه به نمایش گذاشته شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فیلم کوتاه «موخوره» در سال ۲۰۲۱ یعنی یک سال پیش از جنبش مهسا یا همان جنبش «زن، زندگی آزادی» ساخته شد و در نگارش و تولید آن خانم سولماز مرتضی‌وند هم مشارکت داشته است. داستان فیلم به برخورد نسل جوان ایران با مسئلهٔ حجاب و شیوهٔ مواجههٔ آن‌ها با گشت ارشاد مربوط می‌شود. پس از نمایش فیلم، کارگردان طی سخنانی به ایدهٔ اولیهٔ فیلم و چگونگی شکل‌گیری داستان و نحوهٔ ساخت آن پرداخت و در ادامه توضیحاتی در زمینهٔ رابطهٔ سینمای ایران با جنبش زنان و مسئلهٔ حجاب و پوشش اجباری ارائه کرد. کاظمی‌پور با اشاره به اینکه در طول ۴۷ سال، مشکل نمایش و بازنمایی زنان در سینما نه‌تنها مسئلهٔ جامعهٔ ما که مهم‌ترین مشکل سینمای ما هم بوده، به تغییرات اجتماعی دوران معاصر پرداخت. کاظمی‌پور پس از سال‌ها زندگی در ایران و مشاهدهٔ مطالبه‌گری‌ها و تلاش‌های بی‌وقفهٔ زنان در به‌دست‌آوردن آزادی و حقوق مدنی پیش از جنبش «زن، زندگی، آزادی» متوجه این بحران لاینحل اجتماعی شده بود که در مورد انتخاب پوشش به واضح‌ترین شکلی خودنمایی می‌کرد. او حس می‌کرد این مقوله بر زندگی همهٔ مردم سایه افکنده و به‌این راحتی هم کنار نمی‌رود. علیرضا کاظمی‌پور اهمیت مسئلهٔ حجاب را نه‌تنها به‌عنوان یکی از دغدغه‌ها و مطالبات حقوق زنان می‌دید، بلکه آن را معضلی درهم‌تنیده با دیگر جوانب زندگی می‌دانست که نه‌فقط مربوط به زنان که مربوط به همهٔ انسان‌ها می‌شد؛ از طرفی زنان و مردمی که به‌نحوی از انحاء، گرفتار مسئلهٔ موی زنان و حجاب شده بودند و از طرف دیگر روحانیان و صاحب‌نظران دینی که در این مورد اختلاف‌نظر داشته و احکام متفاوتی در مورد پوشش و جزئیات آن وضع می‌کردند، و نیروی انتظامی‌ای که وظیفهٔ اجرای قانونی را به عهده داشت که حدود و مرزهای آن مشخص نبود. به‌طور مثال، مواردی که دیده‌شدن زنان با حجاب در صحنه‌هایی از زندگی غیرمعمول می‌نمود، و به‌اصطلاح «توی ذوق می‌زد».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کاظمی‌پور به یاد دارد که فیلمسازان پیشین برای ساختن فیلمی که زنان در آن بازی می‌کنند، چه چالش‌هایی را پشت سر گذاشته و چه روش‌ها و تمهیداتی برای پرهیز از درگیری با قانون به کار برده‌اند. درمیان‌گذاشتن این خاطرات با تماشاگران فیلم «موخوره» جالب و شنیدنی و هم‌زمان غم‌انگیز بود؛ یکی از آن‌ها فیلم «سرب» اثر مسعود کیمیایی بود که در آن بازیگر زن، فریماه فرجامی، موهایش را از ته زده است. خاطرهٔ دیگر مربوط به استفادهٔ فیلمساز از زوج‌های هنرپیشه بود که طبق قوانین شرعی به آن‌ها اجازه می‌دهد امکان تماس فیزیکی داشته باشند یا روی‌آوردن به زنان مسیحی برای بازی در فیلم، چرا که این زنان طبق قوانین دینی خودشان موظف به رعایت حجاب نیستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پاسخ به اینکه چطور شد کاظمی‌پور به فکر ساختن این فیلم افتاد، او گفت در مسافرتی که به ایران داشته با با دوستی قرار ملاقات گذاشته که مردی بود با موهای بلند و او دیر به این قرار رسیده چرا که ماشینش به خاطر موی بلندش توقیف شده بود. این اولین بار نیست که این اتفاق می‌افتد و تنها او نیست که با این نوع مشکلات مواجه می‌شود اگرچه عاقبت فیلم را نمی‌داند و دوست ندارد نه هیچ‌یک از همکاران و عوامل سینما به دردسر بیفتند، و نه اینکه سیستم قضایی را غضبناک کند، ولی اهمیت ساخت آن را حس می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نگاه کاظمی‌پور به مشکلات رایج و روزمرهٔ مردمِ معمولی است و قصدش انعکاس و به‌تصویر‌کشیدن آن‌ها با هنرش، مثل همه‌جای دنیا و مثل همهٔ فیلمسازان دنیا. در نهایت هم فیلم او موفق می‌شود در ۱۲۵ جشنوارهٔ خارجی شرکت کند و ۵۰ جایزه را از آنِ خود کند. فیلم جذابیت‌های زیادی دارد، در تمام طول اجرا به‌خوبی با تماشاگر ارتباط برقرار می‌کند، همهٔ صحنه‌ها به‌هم‌پیوسته و در قالب داستانی در جریان است. بازیگران فیلم انسان‌هایی معمولی‌اند که همهٔ ما یا هرروزه با آن‌ها برخورد داریم یا آن‌ها را از نزدیک می‌شناسیم: دو جوان که تلاش می‌کنند با آزار اعمال‌شده از طرف ادارهٔ پلیس در مورد مو و حجاب کنار بیایند و قصد دعوا و سرکشی ندارند. و مرد میان‌سالی در نقش پلیس که در وظیفهٔ خود به‌عنوان اعمال‌گر قانون حل شده و اگرچه لحظه‌ای درنگ می‌کند تا بیرون از قالب نقش خود فکر کند؛ به گنگیِ حکم قانون در مواردی که نامشخص است، و به مشکلاتی که با حکم او برای این انسان‌های معمولی پیش می‌آید، اما به‌سرعت به درون آن قالب برمی‌گردد. ادارهٔ پلیس محلی است که مردم معمولی و دردمند در آن گرفتارند و بدون اینکه همدیگر را بشناسند سعی می‌کنند راه‌حل‌هایی را به هم پیشنهاد بدهند تا آن‌ها را از آن مخمصه نجات دهد. این همدردی و دردآشنایی، آن‌ها را به هم نزدیک می‌کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-24633" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/Splitend.jpg?resize=640%2C480" alt="نمایش آثار دو هنرمند ایرانی-کانادایی در موزهٔ نورث ونکوور به‌مناسبت روز جهانی زن
- - - - - 
پس از ساعت‌ها برنامه‌ریزی، گفت‌وگو و مکاتبهٔ انجمن متخصصان بهداشت و درمان ایرانی کانادایی (Iranian Canadian Healthcare Professionals) با موزهٔ نورث ونکوور، در نهایت برنامهٔ معرفی و نمایش فیلم «موخوره» اثر علیرضا کاظمی‌پور در تاریخ ۸ مارس، روز جهانی زن، به انجام رسید. همچنین پنج کاریکاتور از کارهای افشین سبوکی، دیگر هنرمند ایرانی‌تبار ساکن ونکوور، به‌مدت سه هفته در این موزه به نمایش گذاشته شده است...
#مهسا_امینی #مهساامینی 
#زن_زندگی_آزادی #کانادا #ونکوور ر #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/Splitend.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2025/03/Splitend.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد تأثیر فیلم «موخوره» در میان تماشاگران، به‌خصوص در هم‌زمانی اکران آن با جنبش مهسا امینی، کاظمی‌پور به این نکته اشاره می‌کند که در عرصهٔ بین‌المللی، توانسته نشان بدهد که مشکل مردم ایران مخالفت با حجاب نیست بلکه اجباری‌بودن آن است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بینندگان غربی کنجکاو بودند بدانند سرنوشت فیلم‌ها و زنان هنرپیشه چه می‌شود و آیا مشکلاتی به‌خاطر نداشتن حجاب می‌تواند برایشان پیش بیاید؟ کاظمی‌پور در پاسخ از مشکلات تاریخی زنان در این زمینه نام برد، از فیلم «دختر لر»، که نخستین فیلم فارسی‌زبان در بیش از ۹۰ سال پیش است، تا جدیدترین آن‌ها، «کیک محبوب من». او همچنین از بازیگرانی چون کتایون ریاحی، ترانه علیدوستی، هنگامه قاضیانی و پانته‌آ بهرام نام برد که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی» به‌خاطر برداشتن حجاب، از بازی در فیلم محروم و در واقع اجازهٔ کار از آن‌ها گرفته شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخاطبان غربی همچنین می‌خواستند بدانند که آیا در ایران، مردان نسبت به مسائل اجتماعی مانند حجاب، از حقوق زنان دفاع می‌کنند یا نه؟ یکی از آن‌ها به‌گفتهٔ خودش از کشوری توتالیتر آمده و تنها‌ماندن دادخواهان را دیده بود و می‌شناخت. کاظمی‌پور ابتدا به نخستین راهپیمایی زنان در اعتراض به حجاب اجباری پس از انقلاب اشاره کرد که از سوی مردان حمایت نشد، اما گفت که در سال‌های اخیر، همراهی و پشتیبانی مردان به‌خصوص مردان جوان را در مطالبهٔ حقوق فردی زنان ازجمله انتخابی‌بودن حجاب را شاهد بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افشین سبوکی نیز با بازدیدکنندگان موزه گفت‌وگوی کوتاهی داشت و در مورد کارهایی که در نمایشگاه‌های متعدد نمایش داده بود و نیز از تاریخچهٔ کارش در ایران و کانادا و دستاوردهایش سخن گفت. او نیز همواره در این اندیشه است که با استفاده از ذوق هنری خود زندگی، رنج و دغدغهٔ مردم، به‌خصوص زنان را، به بیننده منتقل کند. سبوکی زمانی که در ایران کار می‌کرده، ناچار بوده رمزهایی را در کارش به کار ببرد. به‌عبارتی او می‌بایست کارتون‌ها را طوری طراحی می‌کرد که منظور دیگری را هم در بر می‌گرفت یا اینکه مطلب اصلی در لایه یا لایه‌هایی پیچیده می‌شد که آن را محافظت کند. اما این ریزه‌کاری‌ها گاهی سبب می‌شده بیرون‌کشیدن پیام اصلی برای بینندهٔ غربی سخت شود، یا دلیل پیچیدگی آن را ندانند، حال آنکه برای بینندهٔ ایرانی یا آن‌ها که در شرایط سخت‌گیرانهٔ مشابهی زندگی کرده‌اند، رمزگشایی آن آثار آسان‌تر بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بازدیدکنندگان علاقه‌مند بودند که آثار بیشتری از سبوکی را ببینند و از او اطلاعات بیشتری جویا شدند که امیدواریم با همکاری‌های آینده بین هنرمندان ایرانی و موزهٔ نورث ونکوور شاهد نمایش آن‌ها و آشنا‌شدن مردم کانادا با آثار هنرمندان خوب ایرانی باشیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2025/03/17/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af/">نمایش آثار دو هنرمند ایرانی-کانادایی در موزهٔ نورث ونکوور به‌مناسبت روز جهانی زن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2025/03/17/%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d9%88-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">24631</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 13 May 2024 02:36:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[‎#PersianBookFestival]]></category>
		<category><![CDATA[#PS752]]></category>
		<category><![CDATA[‎Persian Book Festival]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[انجمن فرهنگی پرسش]]></category>
		<category><![CDATA[برندا بِیلی]]></category>
		<category><![CDATA[بریده های نور]]></category>
		<category><![CDATA[بریده‌های نور]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد ادبی محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[بهشته رضاپور]]></category>
		<category><![CDATA[پرواز ۷۵۲]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[خاکستری]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر پیمان وهاب‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر حمیدرضا مجتهدی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[روزنامهٔ هشت صبح]]></category>
		<category><![CDATA[سنجر سهیل]]></category>
		<category><![CDATA[سنگام و داستان ها]]></category>
		<category><![CDATA[سنگام و داستان‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[شهر کریستال]]></category>
		<category><![CDATA[شهرگان]]></category>
		<category><![CDATA[عبدالرحیم احمد پروانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابخانهٔ درخت دانش]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان به]]></category>
		<category><![CDATA[کتابفروشی پان‌به]]></category>
		<category><![CDATA[کلارا و من]]></category>
		<category><![CDATA[گروه علمی آموزشی سماک]]></category>
		<category><![CDATA[گروه کتاب خوانی کافه راوی]]></category>
		<category><![CDATA[لاله باقری]]></category>
		<category><![CDATA[لانا پاپهم]]></category>
		<category><![CDATA[مجلهٔ فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[محمدرضا فخرآبادی]]></category>
		<category><![CDATA[مرال دهقانی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مهرنوش مزارعی]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[نشر زن]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی]]></category>
		<category><![CDATA[هادی ابراهیمی رودبارکی]]></category>
		<category><![CDATA[هوریران سهراب]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22863</guid>

					<description><![CDATA[<p>ترانه وحدانی &#8211; ونکوور عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; Capilano Photography نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور با همراهی و مشارکت تعدادی از ناشران، انجمن‌های ادبی و رسانه‌های شهر ونکوور در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۴ مقارن با هفتاد و ششمین زادروز زنده‌یاد محمد محمدعلی در سالن HSBC یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. این جشنواره، همان‌طور که اعلام شده بود، شامل نمایشگاه کتاب‌های فارسی از نویسندگان ایرانی و افغان، و نیز نشست‌های ادبی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/">پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عکس‌ها از علی حقیقت‌جو &#8211; <a href="https://www.instagram.com/capilano_photography/" target="_blank" rel="noopener">Capilano Photography</a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نخستین <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ac%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> با همراهی و مشارکت تعدادی از ناشران، انجمن‌های ادبی و رسانه‌های شهر ونکوور در تاریخ ۲۷ آوریل ۲۰۲۴ مقارن با هفتاد و ششمین زادروز <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">زنده‌یاد محمد محمدعلی</a> در سالن HSBC یوبی‌سی رابسون اسکوئر واقع در داون‌تاون ونکوور برگزار شد. این جشنواره، همان‌طور که اعلام شده بود، شامل نمایشگاه کتاب‌های فارسی از نویسندگان ایرانی و افغان، و نیز نشست‌های ادبی بود. نمایشگاه کتاب از ساعت ۱ تا ۵ بعدازظهر به‌طور مداوم در جریان بود و نشست‌های ادبی در دو بخش و مجموعاً به‌مدت دو ساعت و نیم برگزار شد. </span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">گزارش کامل نشست‌های ادبی این جشنواره را در اینجا ببینید:<br />
</span></p>
<p><iframe class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/bf8G07ZMehs?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال از این جشنواره به‌ویژه با توجه به هوای بارانی آن روز بسیار خوب بود، صدها نفر از این جشنواره دیدن کردند و در جریان نشست‌های ادبی برخی از شرکت‌کنندگان در انتهای سال ایستاده از این جلسات استفاده کردند. همچنین عده‌ای نیز به‌همین دلیل متأسفانه نتوانستند در این نشست‌ها شرکت کنند. شایان ذکر است که پیش از برنامه اعلام شده بود شرکت در نشست‌ها بدون ثبت‌نام و تقدم با افرادی‌ست که زودتر به محل برگزاری می‌رسند. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22868" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?resize=500%2C750" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA%E2%81%A9.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بخش اول نشست ادبی رأس ساعت مقرر آغاز شد و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener"><b>سیما غفارزاده</b></a><span style="font-weight: 400;">، سردبیر رسانهٔ همیاری و از بنیان‌گذاران <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d8%b1%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">نشر رها</a>، پس از خوشامدگویی به حاضران در جلسه، گفت: «در ابتدا لازم می‌دانم اشاره کنم که ما امروز در مکانی دور هم جمع شده‌ایم که بر زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی ماسکوئیم، اسکوامیش و اِس‌لِی-واتوث بنا شده است و ما از این بابت سپاسگزار آن‌هاییم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او پیام ارسالی </span><b>لانا پاپهم (Lana Popham)</b><span style="font-weight: 400;">، وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش استان بریتیش کلمبیا، به جشنواره را به‌زبان فارسی خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به‌نمایندگی از طرف نخست‌وزیر دیوید ایبی و دولت بریتیش کلمبیا، حضور شما را در نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور خوشامد می‌گویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز، آغاز این اولین جشنواره در نوع خود رقم می‌‌خورد، که نه‌تنها بُعد جدیدی به چشم‌انداز ادبی ونکوور می‌‌افزاید، بلکه به‌عنوان پلتفرمی مهم برای تقویت دیدگاه‌های فرهنگی گوناگون استان ما عمل می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات در قلب ما جایگاه ویژه‌ای دارد. ادبیات تجربیات زیستهٔ منحصربه‌فرد ما را بازتاب می‌دهد و ما را به‌ شیوه‌های معناداری به یکدیگر پیوند می‌دهد. ادبیات این قدرت را دارد که ایده‌ها را برجسته کند، آغازگر گفت‌وگو باشد، مرزها را کنار بزند و به مسائل کلیدی‌ای که همهٔ ما را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بپردازد. و این فقط مربوط به کاغذ و جوهر نیست. صنعت کتاب ما، نقشی حیاتی در پیشبرد حوزهٔ صنایع فرهنگی پویای ما و اقتصاد کلی بریتیش کلمبیا ایفا می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما افتخار می‌کنیم که بریتیش کلمبیا را استانی چندفرهنگی، چندگونه و نوآور بنامیم. من سازمان‌دهندگان، کارکنان و داوطلبانِ این جشنواره را برای تعهدشان در زندگی‌بخشیدن به این رویداد فوق‌العاده تحسین می‌کنم و مشتاقم دربارهٔ آثار به‌نمایش‌گذاشته‌شده بیشتر بدانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با احترام، لانا پاپهم،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر گردشگری، هنر، فرهنگ و ورزش»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22864" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?resize=580%2C750" alt="لانا پاپهم" width="580" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?w=580&amp;ssl=1 580w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%A7-%D9%BE%D8%A7%D9%BE%D9%87%D9%85.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 580px) 100vw, 580px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «از طرف خودم و تمامی دوستان عزیزِ همراه برای برگزاری این اولین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور &#8211; هرچند کوچک ولی پربار &#8211; بسیار سپاسگزاریم که آخر هفته‌تان را از راه‌های دور و نزدیک زحمت کشیده‌اید و تشریف آورده‌اید تا از این حرکت فرهنگی حمایت کنید. حضور عزیزان فرهیخته در اینجا مایهٔ دلگرمی و افتخار ماست، و در عین حال، همچنان ناباورانه جای استاد محمدعلی عزیزمان سخت خالی‌ست. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال گذشته همین حوالی، بعد از معرفی نشر رها در فاصلهٔ دو سه ماه چهار عنوان کتاب رونمایی کردیم ازجمله رمان «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d9%87-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام</a>» آخرین اثر استادمان، زنده‌یاد محمد محمدعلی، که افتخار انتشار آن به‌عنوان نشری نوپا نصیبمان شده بود. سال گذشته بسیار کوشیدیم تا رونمایی این رمان را در مراسم نکوداشت زنده‌یاد محمدعلی هم‌زمان با هفتاد و پنجمین زادروز ایشان در تاریخ ۲۷ آوریل برگزار کنیم، هرچند برخی مشکلات فنی که آماده‌شدن کتاب را به تأخیر انداخت، این شانس را از ما گرفت و این برنامه در ماه ژوئن برگزار شد. اما تنها بعد از سه ماه و چهار روز کم، شد آنچه که نباید می‌شد… استاد محمدعلی در کمال ناباوری رفتند و دوستدارانشان را سوگوار کردند… در همان سه ماه و اندی چندین بار با ایشان دربارهٔ دو کتاب دیگرشان که رو به اتمام بود، صحبت کرده بودیم ولی دریغا و حسرتا که زود و نابهنگام ما را تنها گذاشتند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از اوایل سال میلادی جاری، به فکر افتادیم که امسال در زادروز استاد محمدعلی و به یاد و احترام ایشان کاری بکنیم. فکر برگزاری جشنوارهٔ کتاب فارسی که جای خالی آن در شهرمان حس می‌شد، یکی از ایده‌هایی بود که به ذهنمان رسید. چه چیزی بهتر از برگزاری جشنواره‌ای هرچند کوچک که مختص کتاب‌های فارسی باشد و در زادروز نویسنده‌ای برگزار شود که پیش از هر چیزی، انسانی بزرگ و شریف بود و ما بخت آن را داشتیم که در این سر دنیا همشهری‌اش باشیم. جشنواره‌ای برای ناشران و نویسندگانی که نوشته‌هایشان در سرزمین مادری‌شان، در ایران و افغانستان، به‌جز شرحه‌شرحه‌شدن زیر تیغ سانسور، سرنوشت دیگری نمی‌یابد و هزاران فرسنگ دورتر در این سوی دنیا هم با هزار و یک مشکل دیگر برای انتشار آثارشان و رساندن آن‌ها به دست خوانندگان مواجه‌اند؛ از دشواری برای یافتن ناشری که روی کتاب سرمایه‌گذاری کند و بدون دریافت هزینه‌ای از نویسنده آن را منتشر کند، تا هزینه‌های گزاف چاپ و نشر برای ناشرمؤلفان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این بود که موضوع را با تعدادی از دوستان عزیزمان که هر یک دستی در ادبیات دارند مطرح کردیم و البته همگی از این ایده بسیار استقبال کردند. روشن است که برگزاری چنین جشنواره‌ای هرچند جمع‌وجور و کوچک، در توان یکی دو نفر یا حتی شاید یک انجمن نیست و همکاری و همراهی تعداد زیادی از افرادی را می‌طلبد که کتاب و کتاب‌خوانی دغدغه‌شان است و به ادبیات عشق می‌ورزند. از این بابت ما بسیار خوش‌اقبالیم، چراکه در این شهر دوستان فراوانی داریم که در کنار حرفهٔ تخصصی‌شان؛ حرفه‌ای که شاید از ادبیات فرسنگ‌ها فاصله داشته باشد، گروه‌ها و انجمن‌هایی تشکیل داده‌اند و بی‌هیچ ادعایی چراغ ادبیات فارسی را در این شهر روشن نگاه داشته‌اند. چنین بود که ما جرئت کردیم به ایدهٔ برگزاری این جشنواره پَروبال بدهیم و عملی‌اش کنیم. علاوه بر گروه‌ها و انجمن‌های ادبی شهر، برخی رسانه‌های پیش‌کسوت نیز به یاری‌مان آمدند تا در اطلاع‌رسانی این برنامه همراهمان باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در اینجا، از دوستان عزیزمان در </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%ae%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%b2-%d9%be/" target="_blank" rel="noopener"><b>انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%86%d8%ac%d9%85%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener"><b> انجمن فرهنگی پرسش</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b> بنیاد ادبی محمد محمدعلی</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%87%d8%b4%d8%aa-%d8%b5%d8%a8%d8%ad/" target="_blank" rel="noopener"><b> روزنامهٔ هشت صبح</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%87%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"><b> شهرگان</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d8%ae%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener"><b> کتابخانهٔ درخت دانش</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%b4%db%8c-%d9%be%d8%a7%d9%86%d8%a8%d9%87/" target="_blank" rel="noopener"><b> کتاب‌فروشی پان‌به</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%af%d8%b1%d9%88%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%b2%d8%b4%db%8c-%d8%b3%d9%85%d8%a7%da%a9/" target="_blank" rel="noopener"><b> گروه علمی‌آموزشی سَماک</b></a><span style="font-weight: 400;">،</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d9%81%d9%87-%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b> گروه کتاب‌خوانی کافه راوی</b></a><span style="font-weight: 400;">، </span><b>مجلهٔ فرهنگ </b><span style="font-weight: 400;">و</span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"><b> نشر زن</b></a><span style="font-weight: 400;"> کمال سپاس را داریم، قدردانِ مشارکت و حمایتشان از این حرکت ادبی-فرهنگی هستیم و دستشان را به‌گرمی می‌فشاریم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * * </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از این مقدمه، سیما غفارزاده از</span> <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b4%d9%82%d8%a7%db%8c%d9%82-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af%d8%b9%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>شقایق محمدعلی</b></a><span style="font-weight: 400;">، دختر گرامی استاد محمدعلی، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته، آغازگر بخش اول نشست باشد، و به معرفی بنیاد ادبی محمد محمدعلی بپردازد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شقایق محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد: </span><span style="font-weight: 400;">«با سلام و خوشامدگویی به همهٔ دوستان عزیز، برپایی نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور مبارک همهٔ ما باشد. آرزو می‌کنم این جشنواره که به‌همت خانم سیما غفارزاده و آقای <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری</a> آغاز به کار کرده، به خانه‌ای ماندگار برای اهالی قلم، دلسوزان چاپ و نشر و همهٔ دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی بدل شود. خانه‌ای هرچند دور از وطن، یادآور حس خوش تعلق و خویشاوندی به انسان‌ها و بازگشت به مکانی که در زمان تکرار می‌شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی، دلبستهٔ آدم‌ها و مکان‌ها، سال‌ها پای ثابت گردهمایی‌ها و رویدادهای ادبی و هنری ونکوور بود. او با افتخار به پیشینه‌اش به‌عنوان عضو کانون نویسندگان ایران، درک و ضرورت حضور اجتماعی و گفت‌وگو را بخشی از انضباط «کانونی» خود می‌دانست. در جمع دوستان و همدلان، عمیق‌تر نفس می‌کشید، بیشتر گوش می‌داد و بلندتر می‌خندید. قدرشناس چنین جمعی بود و ذهنش نشانه‌ها را به فال نیک می‌گرفت. در جهانش همه‌چیز متصل و پرنشانه بود. مثل تقارن تولدش با اولین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور، در چندقدمی آرت گالری که یکسال در جوارش هر شنبه همراه دوستش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ac%d9%85%d8%a7%d9%84-%d8%b5%d9%84%d9%88%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">جمال کردستانی</a>، در کنار معترضان ایستاد. دوستانش را بارها و بارها شریک «<a href="https://media.hamyaari.ca/2019/06/24/%d8%ba%d8%a7%d8%b1-%d8%aa%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">غار تنهایی</a>»اش کرد که آن هم سه چهارراه بیشتر با اینجا که هستیم، سالن رابسون اسکوئرِ یوبی‌سی، فاصله ندارد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22867" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی، با باور به قدرت خلاقانهٔ جمع‌های ادبی، بیست سال تدریس کرد که چهارده سال آن بی‌وقفه در ونکوور بود. در نبودِ او، حلقهٔ مهربان دوستان و شاگردانش دلگرمی و تسلی خاطر ما و یکدیگر بودند و به‌کوشش و همتشان کلاس‌های سه‌شنبهٔ <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">کارگاه داستان‌نویسی</a> تعطیل نشد. سنگینی نبودِ او در کلاس‌ها طاقت‌فرساست، ولی ما سه‌شنبه‌ها به خانه‌ای برمی‌گردیم که برایمان به یادگار گذاشته است، بازگشت به آن حس خوش تعلق و خویشاوندی شب‌های سه‌شنبه، در جمعی عاشق ادبیات. بی‌لطف و پیگیری‌های <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کامران قوامی</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%d8%b1%d9%81%d8%b4%d9%87-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d8%af%db%8c%d8%a7%d9%86-%da%a9%d9%88%d8%aa%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">درفشه جوادیان</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%a8%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d8%ac%d8%a7%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">فریبا فرجام</a> در برگزاری کلاس‌ها و آموزش‌های بی‌دریغ <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%ad%d8%b3%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%b2%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">امیرحسین یزدان‌بُد</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3-%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">مریم رئیس‌دانا</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%b1%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%88%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علی رادبوی</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af-%d8%b0%d8%a7%da%a9%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وحید ذاکری</a>، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%87%d9%82%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مرال دهقانی</a> و دیگر دوستان امکان ادامهٔ کلاس‌ها نبود. به همهٔ شاگردان قدیم و جدید که به جمع ما پیوستند، خسته نباشید می‌گویم که با شرکت در کلاس‌ها بدعتی تازه گذاشتید در تعهد به حفظ ارزش‌ها، به باور در کنارِ هم ماندن، یادگرفتن و آموزش‌دادن در حلقه‌ای ادبی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیاد ادبی محمد محمدعلی، در همین راستا تأسیس شده است. این بنیاد، با هدف گسترش کارگاه داستان‌نویسی، پاسداشت و نشر آثار، ترجمهٔ کتاب‌ها و یادداشت‌ها، برگزاری کلاس‌های آموزش داستان‌نویسی و مسابقات داستان‌نویسی، چون هر گروه ادبی‌ای امید دارد که در آینده پلی ارتباطی میان اهالی قلم و دوستداران فرهنگ و ادبیات فارسی باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فقط در دنیای نشانه‌هاست که روز تولد پدر تنها نیستیم؛ مادرم امروز کنار خواهرش نشسته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار دوستان و علاقه‌مندان ادبیات مشتاقانه منتظر رونمایی کتاب‌های رفقای قدیمش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%87%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4-%d9%85%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مهرنوش مزارعی</a> و مریم رئیس‌دانا، هستیم و چشممان به چاپ تازهٔ کتاب‌های شاگردان نوردیده‌اش، <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%a7-%d9%88%d8%ad%db%8c%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نوشا وحیدی</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%db%8c%da%a9%db%8c-%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%ad%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نیکی فتاحی</a>، روشن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌امید پاگرفتن و ماندگاری جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، سیما غفارزاده به معرفی </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d8%a8%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%b1%d8%ad%db%8c%d9%85-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af-%d9%be%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>عبدالرحیم احمد پروانی</b></a><span style="font-weight: 400;">، نویسنده و مترجم و از مدیران کتابخانهٔ درخت دانش، و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%86%d8%ac%d8%b1-%d8%b3%d9%87%db%8c%d9%84/" target="_blank" rel="noopener"><b>سنجر سهیل</b></a><span style="font-weight: 400;">، پایه‌گذار و سردبیر روزنامهٔ هشت صبح افغانستان، پرداخت و از آن‌ها دعوت کرد تا به پشت تریبون بروند و نگاه و مروری داشته باشند به نشر آثار نویسندگان افغان در خارج از افغانستان و البته توضیحاتی دربارهٔ پروژهٔ بسیار ارزشمند کتابخانهٔ درخت دانش.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عبدالرحیم احمد پروانی</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «با سلام حضور فرهیختگان گرامی که در نشست امروز تشریف دارند و با سپاس از بانو سیما غفارزاده و جناب هومن [کبیری پرویزی] به‌خاطر برگزاری نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی در ونکوور و همچنین دعوت از ما به‌خاطر نمایش آثار نویسندگان افغانستان، دوستان عزیز، فقط نکات کوتاهی در مورد کتابخانهٔ درخت دانش خدمت شما عرض می‌کنم. در روزگاری که زنان و دختران افغانستان از آموزش بازمانده‌اند و کتاب و کتاب‌نویس و کتاب‌فروش زیر تیغ سانسور و همچنان دچار محدودیت‌های مختلف شده‌اند، کتابخانهٔ آنلاین دیجیتال درخت دانش یگانه‌منبع رایگان منابع باز آموزشی یعنی Open Educational Resources است که بیشتر از هشت هزار مواد آموزشی به شمول مواد کمک‌درسی، مقالات دانشگاهی آکادمیک و همچنان کتاب‌هایی در عرصه‌های مختلف به شمول شعر، ادبیات، ساینس، علوم انسانی و سایر عرصه‌ها به‌صورت رایگان و آزاد در اختیار کسانی که مشتاق آموزش در افغانستان هستند، به‌ویژه زنان و دختران، فعالیت می‌کند. من دوستان را دعوت می‌کنم در زمانی‌که فرصت داشتند، فقط اگر «کتابخانهٔ درخت دانش» را جست‌وجو بکنند، به کتابخانهٔ ما دسترسی پیدا می‌کنند. البته کپی‌رایت تحت مجوزهایی از منابع باز آموزشی و رایگان است، و همهٔ مواد کتابخانه تحت آن کپی‌رایت یا مجوز فعالیت می‌کند. من از دوستان و نویسندگان و پدیدآورندگان ادبی و علمی ایرانی و افغان ما که در اینجا تشریف دارند، تقاضا می‌کنم کتابخانه را کمک بکنند، با ارسال آثارشان و مهیاساختن زمینهٔ دسترسیِ به‌ویژه زنان و دختران افغانستان به مواد بیشتر، این به علاقه‌مندی کتابخانهٔ ما می‌افزاید و به دسترسی هرچه بیشتر افغان‌ها به منابع آموزشی. سپاسگزار هستم و تشکر از وقتی که به من دادید.»</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22869" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B3%D9%86%D8%AC%D8%B1-%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، نوبت به </span><b>سنجر سهیل</b><span style="font-weight: 400;"> رسید، او گفت: «سلام و احترام مرا پذیرا شوید. خیلی خوشحال هستم که این جمعیت بزرگ را امروز به‌خاطر مراسم نمایشگاه کتاب در اینجا می‌بینم. بسیار زیاد سپاسگزار هستم از خانم غفارزاده و هومن عزیز به‌خاطر برگزاری این مراسم و سهم‌دادن به ما. برای من وظیفه سپردند تا در مورد وضعیت نشر آثار افغان‌ها در خارج از کشور صحبت بکنم، اما یک نگاه کوتاه می‌خواهم بیندازم به وضعیت پیوند تاریخی‌ای که میان افغانستان و ایران وجود داشته و این پیوند چگونه در مراحل مختلف دچار فراز و نشیب‌هایی شده و حالا ما در چه وضعیتی قرار داریم، و بعد هم یک نگاه کوتاه به وضعیت نشر و آثار افغان‌ها خواهم داشت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من فکر می‌کنم بعد از اینکه نادر افشار به قتل می‌رسد و احمدخان ابدالی که فرماندهٔ نیروهای به‌اصطلاح محافظی از او بوده، به افغانستان می‌آید و سلطنت خودش را اعلام می‌کند، متأسفانه بین افغانستانی که تازه تأسیس می‌شود و ایران یک جدایی اتفاق می‌افتد و ما برای حداقل حدود دو صد سال تا شروع قرن نوزده می‌بینیم که رابطهٔ ما با ایران متأسفانه قطع شده، ولی در شروع قرن نوزده و با پاگیری جنبش مشروطیت در ایران و شروع نشر و پخش یک سری آثار در داخل ایران، هم آثار مربوط به نویسندگان ایران و هم ترجمهٔ آثار نویسندگان غربی در ایران، کم‌کم این آثار پای خود را به داخل افغانستان هم باز می‌کند. چنانچه ما از شروع قرن نوزده می‌بینیم بخش زیادی از افکار و به‌اصطلاح تئوری‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که وارد افغانستان می‌شود، عمدتاً از طریق همین آثاری‌ست که از طریق ایران وارد افغانستان می‌شود، حتی جنبش چپ افغانستان بخش زیادی از آثار خود را از آثار حزب تودهٔ ایران دریافت می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با شروع مهاجرت‌ها و جنگ داخلی و تجاوز روس‌ها به افغانستان، وقتی که موج مهاجرت شروع می‌شود، موج بزرگی از افغان‌ها به ایران سفر می‌کنند و طبیعتاً در آنجا کارهای فرهنگی و فعالیت‌های فرهنگی افزایش پیدا می‌کند و کم‌کم آثار افغان‌ها در بازار کتاب ایران جای پای خود را باز می‌کند، چنانچه اگر شما به یاد داشته باشید، در یکی از انتشارات بسیار مهمی که در طول سال‌های به‌اصطلاح جهاد افغانستان یا مهاجرت افغان‌ها به ایران نقش بسیار جدی ایفا می‌کند، انتشارات عرفان است که آثار بسیار زیادی را از افغان‌ها در داخل ایران منتشر می‌کند. با شروع قرن بیست و یک و تغییرات و تحولاتی که در افغانستان آمد، ما فضای نسبتاً آزادتر و بهتری پیدا کردیم برای پخش نشر آثار خودمان و طبیعتاً یک مقدار فضا برای آزادی بیان فراهم شده بود، بخش زیادی از این ناشران و نویسندگان و این مهاجرین به افغانستان بازگشتند و در سال‌هایی که ما به آن سال‌های جمهوریت می‌گوییم، بین سال‌های ۲۰۰۲ و ۲۰۲۱، وضعیت نشر و چاپ در افغانستان خیلی خوب بود و شمار زیادی از رسانه‌ها در افغانستان فعالیت داشتند، مطابع دولتی و مطابع غیردولتی، چاپ و نشر وضعیت خیلی خوبی داشتند، حتی من به یاد دارم که شماری از کتاب‌های ممنوعه‌ای که در ایران اجازهٔ نشر نداشتند، در افغانستان نشر و چاپ می‌شدند و بعد به‌صورت قاچاق به ایران می‌رفتند و پخش می‌شدند چنانچه یکی از کتاب‌هایی که در ایران ممنوع است، کتاب لولیتاست که در کابل چاپ شد و به‌صورت قاچاق به ایران رفت. خوشبختانه همین دادوستد فرهنگی که بین افغانستان و ایران وجود دارد، که البته سهم ما افغان‌ها نسبتاً کم و محدود است، ولی با گسترش روابط، گسترش رسانه‌های اجتماعی و گسترش رفت‌وآمدها، فضا به‌ترتیبی مساعد شده است که ما هم فرصت می‌کنیم در فضاهایی به‌صورت مشترک با شما حضور پیدا بکنیم و به‌اصطلاح خود را بیان بکنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حال حاضر وضعیت نشر و چاپ آثار در داخل افغانستان متأسفانه بسیار غم‌انگیز است. با بازگشت طالبان به قدرت، تمامی امیدها و آرزوهای ما متأسفانه دچار ناامیدی و شکست شده و وضعیت در داخل خوب نیست، اما بخش زیادی از مهاجرین ما که به ایران رفته‌اند، دوباره فعال هستند در عرصهٔ نشر و چاپ. انتشارات عرفان هنوز در ایران به چاپ و نشر آثار می‌پردازد و یکی از ناشران دیگر که انتشارات امیری است کتاب‌های خود را فعلاً در ایران چاپ می‌کند و به اقصی نقاط دنیا می‌فرستد. ما یک ناشر دیگر داریم به‌نام کتابخانهٔ نبِشت که یک مقدار از آثار را به‌صورت آنلاین منتشر می‌کند و حتی خوشبختانه حاضر شده یک به‌اصطلاح بوک لیدر دیجیتال بسازد. کتاب‌فروشی یا ناشر دیگری هست به‌نام کتاب کابل که در کانادا موقعیت دارد که آن‌ها هم آثار را نشر می‌کنند، اما واقعیت ماجرا این است که افغانستان در یک مرحله‌ای است که به بن‌بست رسیده، یک گروه متأسفانه بسیار ارتجاعی و عقب‌مانده و پیش‌مدرن بر تمامی مناسبات سیاسی و اجتماعی ما حاکم شده و در این زمان ما هنوز بعد از حدود دو سال و نیم در شوک قرار داریم و از آن شوک هنوز به‌خوبی به در نشده‌ایم، امیدوار هستم فرصتی بیاید و زمینه‌ای دوباره مساعد شود که افغانستان هم در کنار ناشران، نویسندگان و فرهنگیان ایران سهم خودشان را و حق خودشان را برای زبان فارسی و برای دانش ایفا بکنند. بسیار تشکر می‌کنم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر سعید ممتازی</b></a><span style="font-weight: 400;">، روان‌پزشک، روان‌درمانگر، نویسنده و مترجم، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و مروری داشته باشد بر مجموعه‌داستان «شهر کریستال» نوشتهٔ </span><b>مریم رئیس‌دانا </b><span style="font-weight: 400;">که در جریان این جشنواره با حضور نویسنده‌اش رونمایی شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر ممتازی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنانش را چنین ایراد کرد: «سلام عرض می‌کنم، با تشکر از خانم غفارزاده و آقای کبیری عزیز و تشکر از اطلاعاتی که در مورد نشر هم‌زبانان افغان پیدا کردیم و حتماً از آن کتابخانهٔ آنلاین می‌توانیم استفاده بکنیم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب «شهر کریستال» پانزده داستان دارد، داستان‌ها همه جذاب‌ و خواندنی‌اند و در فرصت کوتاه نمی‌شود درباره‌اش صحبت کرد. بگذارید چند کلمه برایتان بخوانم، شاید یک ذره گرم بشویم: «نیزه‌های آتش از آسمان به سر و رویش هجوم می‌آورند. گرما، هوایی نیست، هر چه هست، خفگی است. دمی زیر سایهٔ بید مجنون می‌ایستد. هُرم گرما نفس درختان را گرفته است، هوا را مکیده است. زمین از آفتاب صیقلی شده. ماشین‌ها زیر تندی آفتاب برق می‌زنند. کولرهای گازی همسایه‌ها خُرخُر می‌کنند. بیخ گلویش از خشکی می‌سوزد. تمام تنش در غلاف گرما محصور شده، جانش در حال ذوب‌شدن است.» خیلی زیبا آفتاب و گرما ترسیم شده است، حالا ما که ۲۰۰ روز ابری و بارانی در ونکوور داریم، دلمان برای تجربهٔ گرما و داغی گرما تنگ می‌شود. از این توصیف‌ها در این کتاب خیلی زیاد است، این یک بخشی از خلاقیت‌های خانم رئیس‌داناست که خیلی زیبا می‌توانند احساسات را با توصیف طبیعت ترکیب بکنند و حالی را که باید راوی یا قهرمان داستان تجربه بکنند، به ما نشان بدهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان‌های مریم رئیس‌دانا قهرمان ندارد. در داستان‌های او ما با افرادی از جنس کسانی که هر روز می‌بینیم روبه‌رو هستیم. او همچون آدم‌های داستان‌هایش همه‌چیز از اشیاء و طبیعت بی‌جان گرفته تا ظاهر و رفتار انسان‌ها را با دقت و تیزبینی نگاه می‌کند و از این راه خواننده را به درون افکار و احساسات آنان می‌برد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوانندهٔ داستان‌های او باید فضای بین خطوط را هم بخواند و دریابد، چرا که او سعی داشته است از راه توصیف چهره‌ها و رفتارها به عواطف و هیجان‌های آنان دست پیدا کند و زخم‌های روانی آنان را دریابد. نگاه ظاهراً تلخ او به زندگی فرودستان و طبقهٔ متوسط، در عمق خود توانمندی، تاب‌آوری، و سرسختی بشر را در مواجهه با درد و رنج نشان می‌دهد. نویسنده با سرک‌کشیدن به دنیای حسرت‌ها، سرخوردگی‌ها، شادکامی‌ها، و نامرادی‌های انسان در دنیایی واقعی و زندگی ملموس، آن‌ها را به‌درستی ترسیم می‌کند. داستان‌هایش به‌گونه‌ای است که خوانندهٔ کنجکاو تا پایان با او در فضای داستان قدم می‌زند و با او تا گره‌گشایی داستان پیش می‌رود. ما با او به خاطرات خود می‌رویم و برخی احساسات کشف‌نشده در ماجراهای زندگی خود را هم بازمی‌یابیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از دیدگاه روان‌شناسی اگزیستانسیال، او به ما این گفتهٔ کهن را یادآور می‌شود که آزادی و اختیار تو چنان نیست که هر کاری دوست داری انجام دهی بلکه آزادی‌ات آن است که مجبور نباشی کاری بر خلاف میل خود انجام دهی. در جایی از داستان، یک زوج برخوردی را با همدیگر دارند، و زنی که در آن کافی‌شاپ نشسته، دستش را پس می‌کشد و می‌گوید اولین بار است که دستم را پس کشیدم و اولین بار است که او را پس زدم؛ پس‌کشیدن و پس‌زدن. و بعد می‌گوید که نمی‌دانم چرا این کار را کردم یا مطمئن نیستم که چرا این کار را کردم. این از همان جاهایی‌ست که باید کشف شود. جایی در داستان می‌گوید وقتی پشت فرمان نشست، مسحور جادبهٔ سرعت می‌خواست شکست را فراموش کند. این هم همان مفهوم دکارتی را یادآور می‌شود که به‌جای تسلط بر جهان، سعی بکنید بر خودتان مسلط باشید، کاری که ممکن است سخت باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ دیگر این است که سفید و سیاه و شیرینی و تلخی به‌خوبی در داستان‌ها با هم ترکیب می‌شوند. باز توصیف را ببینید، چقدر زیباست. داستان «نقطهٔ روز» اولین داستان این کتاب است و اولین سطرهای این داستان هم این‌هاست: «در این نقطه از روز، در این لحظه، آن بیرون هنوز تاریکی شب بر همه‌جا و همه‌چیز چیره است، ولی صبح هم لخ‌لخ‌کنان دارد سر می‌رسد و به هر نفس خورشید یک پلک بالاتر می‌آید.» ترکیب کلمه‌ها خیلی زیباست. صبح می‌گذرد و باز دوباره می‌گوید: «دو شات قهوه، این حال خسته را بلکه خوب کند. اولی سیاه و تلخ مثل زندگی، دومی سیاه و سفید باز هم مثل زندگی.» باز هم می‌بینیم که جنبه‌های مثبت و منفی را چه خوب ترکیب کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در داستان‌ها ما با این اصل درست روان‌شناختی مواجه می‌شویم که اتفاقات ما را نمی‌رنجاند بلکه نگاه ما به اتفاقات است که تعیین‌کنندهٔ رنج ماست. عمل ما در محدوده‌ای از انتخاب‌ها و امکان‌ها قرار دارد و ما تا جایی می‌توانیم به این امکان‌ها امیدوار باشیم که به‌طور دقیق، در حیطهٔ توان ما قرار گیرند. زمانی که مسلم شود امکان‌ها در حیطهٔ توانایی ما نیستند، باید از آن‌ها قطع امید کنیم، زیرا هیچ خدایی و هیچ قدرتی نمی‌تواند جهان و امکان‌های آن را با ارادهٔ ما منطبق کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در داستان کوتاه «اِیبل» قهرمان داستان با دردی که می‌کشد، جملهٔ صادق هدایت را در سرآغاز بوف کور یادآور </span><span style="font-weight: 400;">می‌شود:</span><span style="font-weight: 400;"> «در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته می‌خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد چون بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده…‌ » تا اینجا اوضاع خراب است، اما در همان داستان جمله‌ای هست که کلیدی‌ست؛ توصیه‌ای است از زبان یکی از آدم‌های داستان که به فرزندانش و به‌گمان من به فرزندان آدم می‌گوید: «عاشق هم باشید، مواظب هم باشید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در جای دیگری از داستان جمله‌ای هست که شما آن را در فضای مجازی می‌توانید تصورش بکنید. وقتی شما پیام‌ها را می‌خوانید، فکر کنید روی فیس‌بوک و اینستاگرام که در این داستان روی آن بحث می‌شود، آن جمله این است: «ناله‌ها و گریه‌های میان کلمه‌ها رو خوندم.» شما کلمه‌ها را می‌خوانید ولی ناله‌ها و گریه‌ها را بین کلمات می‌توانید پیدا بکنید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چگونگی روابط انسان‌ها، روابط عاشقانه، عشق‌های به‌وصال‌رسیده و به‌فراق‌انجامیده، عشق‌هایی که در توصیف نویسنده در یک زمان می‌گوید عشق‌های به‌سرعت ایجادشونده و به‌سرعت به پایان نزدیک‌شده. جاهایی از داستان‌ها، ما به‌خوبی این فرایندها را داریم می‌بینیم. همین‌طور نگاه به ریاکاری در فضای خارج از کشور را هم باز داریم به‌خوبی می‌بینیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بگذارید قسمتی را برایتان بخوانم که قسمت عاشقانه‌ای‌ست و با این تمام بکنم، چون بعضی وقت‌ها ما بدون اینکه بدانیم حسی منفی نسبت به کسی که عاشقش هستیم، منتقل می‌کنیم و اینجا عبارتی هست که نویسنده می‌گوید دلش نمی‌آید:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; مسواک نزدی؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; چرا!</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">&#8211; دهنت رو باز کن ببینم.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">افسانه دهان سیامک را بو می‌کند. دهانش بوی سیگار می‌دهد. دلش نمی‌آید بگوید دروغ می‌گویی.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همدیگر را دوست داشته باشیم، مواظب همدیگر باشیم. متشکرم از نویسندهٔ‌ خوب.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22870" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%E2%80%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%A7.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌دنبال سخنان دکتر ممتازی، سیما غفارزاده به معرفی نویسندهٔ مجموعه‌داستان «شهر کریستال» پرداخت: </span><span style="font-weight: 400;">«</span><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> دارای لیسانس مترجمی زبان فرانسه است و به زبان انگلیسی و ویراستاری آشناست. او مترجمی را سال اول دانشگاه با دو نامهٔ اداری صادق هدایت به‌زبان فرانسه آغاز کرد که بعدها در کتابنامهٔ صادق هدایت منتشر شد. ترجمهٔ بعدی‌اش، مصاحبهٔ برناردو برتولوچی با فروغ فرخزاد به‌زبان فرانسه بود، زمانی‌که برتولوچی چند ماه قبل از مرگ فروغ برای ساختن فیلمی به ایران رفته بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از آثار او می‌توان به کتاب‌های «نوشته‌های فراموش‌شدهٔ صادق هدایت»، «ارزیابی آثار و آرای صادق هدایت»، «صادق هدایت در بوتهٔ نقد و نظر» اشاره کرد که هر سه پژوهشی در باب مجموعه‌مقالاتی دربارهٔ صادق هدایت و نوشته‌های کمتردیده‌شدهٔ او هستند. همچنین مجموعه‌داستان کوتاه «عبور»، ترجمهٔ مجموعه‌اشعار ژاک پره‌ور به‌همراه شناخت‌نامه‌اش در کتابی به‌نام «زمان گمشده»، «متلک‌پتلک» در حوزهٔ طنز، «سایهٔ آسوریک» دفتر شعر و ترجمهٔ «شاهزاده و گدا» اثر مارک تواین از دیگر آثار مریم رئیس‌داناست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شایان ذکر است که داستان کوتاه «جزیره‌ای در دل تهران بزرگ» ازجمله داستان‌های مجموعه‌دستان «شهر کریستال» در سال ۱۳۸۲ جایزهٔ اول صادق هدایت را از آنِ خود کرد ولی متأسفانه در بیست سال گذشته این داستان موفق به کسب مجوز برای انتشار در ایران نشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از این معرفی، او از مریم رئیس‌دانا دعوت کرد به پشت تریبون برود تا دربارهٔ تجربهٔ نشر کتاب‌هایش بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد:</span><span style="font-weight: 400;"> «</span><span style="font-weight: 400;">خانم‌ها و آقایان، دوستان عزیز درود بر شما و خوش‌ آمدید. از آشنایی با دوستان اهل قلم اهل افغانستان بسیار خوشحالم و تشکر می‌کنم که شما هم تشریف آوردید. امیدوارم همان‌طور که گفتید، تبادلات فرهنگی بیشتر بشود، و خداوند ایران‌جان و افغانستان‌جان را از شر دوستدارانش آزاد کند! همچنین از آقای دکتر ممتازی عزیز خیلی سپاسگزارم. خیلی لذت بردم از صحبت‌ها و تحلیلتان. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد آن حکیم گران‌بها، جاویدنام، محمد محمدعلی، که ادبیات را در جانم ریشه دواند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌راستی ورای جذبهٔ ادبیات برای من، آیا حقیقتاً ادبیات اهمیت دارد؟ آیا لازم است به ادبیات توجه ویژه داشت؟ آیا ادبیات امکان خوشبختی یک جامعه را تسهیل می‌کند؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در یک بررسی میدانی بسیار مختصر از وب‌سایت معروف‌ترین رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از کشور مانند بی‌بی‌سی فارسی، صدای آمریکا، گویانیوز، رادیوفردا هیچ صفحه‌ای با عنوان دقیق کتاب و ادبیات دیده </span><span style="font-weight: 400;">نشد، بیشتر عنوان‌هایی دارند بسیار کلی مانند هنر یا هنر و زندگی که ملغمه‌ای‌ست از همه‌چیز. رادیوفردا با این‌همه سروصدا و پرسنل حتی این صفحه و عنوان را هم ندارد. حال آنکه به قرینهٔ این رسانه‌ها مثلاً وب‌سایت بی‌بی‌سی انگلستان صفحه‌ای مشخص و دقیق با عنوان کالچر دارد با زیرمجموعهٔ هنر کتاب مو</span><span style="font-weight: 400;">سیقی و&#8230; یا لوموند فرانسوی.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همین نبودِ صفحهٔ کتاب و ادبیات در وب‌سایت بزرگ‌ترین بنگاه‌های خبری خارج از ایران آن هم در فضای آزاد بدون سانسور نشان می‌دهد ادبیات چه جایگاه محدود و فقیری نزد ما دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما چرا باید صفحه‌ای مشخص به‌نام ادبیات داشت؟‌ چرا باید کتاب‌خوانی را تقویت کرد؟ آیا ارتباطی وجود دارد میان ادبیات و آزادی؟‌ ارتباطی وجود دارد میان ادبیات و جامعهٔ مدرن، میان ادبیات و شهروند آزاد؟ رابطهٔ ادبیات و شادی چیست؟ چرا ایرانیان کتاب نمی‌خرند؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات بالاترین سطح درجهٔ فرهنگ و اندیشهٔ یک جامعه است. موسیقی خوب شنیدن، نمایشگاه نقاشی و عکاسی و آثار هنری دیدن حتماً پسندیده و ارزشمند است، اما بستن تلویزیون و فضاهای سوشال مدیا مانند اینستاگرام و فیس‌بوک، به کنجی خزیدن و در خلوت و سکوت کتابی دست‌گرفتن و خواندن کاری‌ست نیازمند آموزش و تمرین. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جامعه‌ای که ادبیات در آن جایگاه ندارد، جامعه‌ای که مردمش عادت نکرده‌اند، آموزش ندیده‌اند نمایشنامه بخوانند، رمان و دیالوگ بخوانند و بشنوند، این جامعه سطح مدارایش پایین می‌آید. سطح مدارا که پایین بیاید، آزادی بیان آسیب‌پذیر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ادبیات بخش ضروری جامعهٔ آزاد است. مقایسه کنید جایگاه ادبیات و نویسندگان ادبی کشوری مانند فرانسه را با ایران. تعداد رمان‌نویسان فرانسه و تعداد جوایز بزرگ ادبی که در سطح جهان به دست آورده‌اند و بعد برسید به درصد آزادی‌های اجتماعی و انسانی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایران از روزگاران دور سرزمین شعر و شاعران بزرگ بوده است. ولی تفاوت است میان شاعر و رمان‌نویس، شاعر و داستان‌نویس، شاعر و نمایشنامه‌نویس. نمایشنامه‌نویس بستری خلق می‌کند برای گفت‌وگو. داستان‌نویس هم همین‌طور. رمان‌نویس هم همین‌طور. یکی از دلایل رشد آزادی در جامعهٔ غربی حضور نوعی از ادبیات به‌نام نمایش و تئاتر در یونان باستان بوده است و منطق نمایش یا تئاتر می‌دانیم که گفت‌وگوست؛ گفت‌و‌گو ضرورت مغفول‌مانده در زندگی ایرانی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چرا اغلب مردم می‌گویند ما وقت نداریم ادبیات بخوانیم. ما حوصله نداریم رمان بخوانیم. مگر ما بیکاریم؟ آیا به‌راستی ادبیات‌خواندن کار آدم‌های بی‌درد و بیکار است؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جایگاه ادبیات در جامعهٔ ایرانی داخل و خارج از کشور چیست؟ ما چند درصد از وقتمان را صرف خواندن آثار ادبی یا تحلیل آثار ادبی می‌کنیم؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شاید پاسخ این باشد که مردم داخل ایرا</span><span style="font-weight: 400;">ن گرفتار معیشت‌اند. اقت</span><span style="font-weight: 400;">صاد بی‌جان مجال نمی‌دهد که کتاب بخرند و بخوانند. امروز تیراژ کتاب رسیده است به سیصد نسخه برای جامعهٔ هشتادمیلیونی. اما واقعیت این است که ده سال پیش هم همین بود، پانزده سال پیش هم همین بود. حالا گیریم پانزده سال پیش تیراژ کتاب بود دو هزار نسخه برای جامعهٔ هفتاد میلیونی. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">جامعهٔ ایرانی خارج از کشور چطور؟‌ چرا ایرانیان حامی نویسندهٔ مهاجر و ادبیات دیاسپورا نیستند؟ چون رسانه‌ها ب</span><span style="font-weight: 400;">خش معرفی کتاب ندارند؟ چون در تمام این نزدیک نیم قرن سبک و سیاق رادیو تلویزیون‌های خارج‌نشین دست کمی از رادیو تلویزیون جمهوری اسلامی نداشته و نویسنده مستقل و متعهد را معرفی نکرده است. این‌ها همه حقیقت دارد. اما در جلسات رونمایی کتاب‌ها چطور؟ در فستیوال‌ها و جشنواره‌های کتاب چطور؟ آمار فروش به‌شدت اسفناک است. شاید کسی این تصور برایش پیش بیاید که چون امروز رونمایی کتاب من است این بحث را پیش کشیده‌ام. برخی داستان‌های این کتاب یعنی «شهر کریستال» گاه امضای بیست‌ساله را پای خود دارند. به‌راستی این کتاب چه تیراژ باید فروش برود که زندگی مادی بیست‌سالهٔ گذشتهٔ مرا تأمین کند؟ من از یک بیماری فرهنگی سخن می‌گویم، از بلای سستی و تنبلی جامعه، از بلایی که گرفتارش شده‌ایم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌چیز همچون ادبیات بازتاب کنش‌های اجتماعی و سیاسی یک جامعه نیست. هرگاه ادبیات مقام یابد، از درصد خطاهای اجتماعی و سیاسی کاسته می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر جامعهٔ ایرانی حاجی‌ آقای صادق هدایت را درست خوانده بود، اگر پیش از انقلاب از این نوع کتاب‌ها در رادیو و تلویزیون ملی، روزنامه‌ها، مجلات، در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شد، تحلیل و تفسیر می‌شد، محال بود جمهوری اسلامی مجال ظهور پیدا کند. هدایت شهرت خودش را باور نداشت و بسیار برای آن شهرت کاذب غصه می‌خورد. هدایت پیش از آنکه خودکشی کند دق‌مرگ شد. او می‌گفت من چه نویسندهٔ مشهوری هستم که کتاب‌هایم را نمی‌خرند و نمی‌خوانند؟ او نقطه‌ضعف ایرانیان را درست دیده بود. ما اگر او را درست خوانده بودیم، نبایست هنوز او معروف‌ترین نویسندهٔ ما باقی می‌ماند. باید از او عبور می‌کردیم و به دیگری و دیگران می‌رسیدیم. اما عبور نکردیم. ما مدام روی تردمیل تاریخ دویده‌ایم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتی اگر حافظ را درست خوانده بودیم و قناعت نمی‌کردیم با این کتاب ارزشمند فقط فال بگیریم، متوجه می‌شدیم که چه گفته بود و سرنوشت ما گیر این پیران جاهل و ریاکار نمی‌افتاد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">مِی خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب / چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه / از دست زاهد کردیم توبه/ و از فعل عابد استغفرالله</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چرا باید پیش از انقلاب به‌نام وزارت فرهنگ و پس از انقلاب به‌نام وزارت ارشاد آدم‌هایی نامعلوم و پشت پرده برای نویسندگان و شاعران و فیلمسازان و هنرمندان و… تصمیم بگیرند و آثارشان را دست‌وپاشکسته و کج‌وکوله کنند؟ چرا جامعهٔ ایران همواره بستری آماده دارد برای محدودشدن، سانسورشدن؟ تصمیم شخصی من از چند سال پیش به این‌سو تحریم وزارت ارشاد است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر چند آن وزارت فرهنگ نماند، این وزارت ارشاد هم نخواند ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم مرگ بر جهان آنان نیز بگذرد </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم رونق زمان آنان نیز بگذرد</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن روزی که وزارت جاهلیهٔ ارشاد در ایران درش تخته شود، ما اهل قلم چه نفس آسوده‌ای خواهیم کشید و فرهنگ ایران چه گام بزرگی به‌ سوی تعالی بر خواهد داشت. اما چگونه باید این گام بزرگ را برداشت؟ یک ارادهٔ جمعی و یک ارادهٔ ملیِ فرهنگ‌ساز لازم است. تک‌تک ما وظیفه داریم کتاب بخریم. تک‌تک ما وظیفه داریم به هم کتاب هدیه بدهیم. تک‌تک ما باید سالیانه بخشی از درآمد و پول و سرمایهٔ خود را صرف خریدن کتاب کنیم. همان‌طور که لباس می‌خریم، کفش می‌خریم، لوازم آرایش می‌خریم، به رستوران می‌رویم، به کنسرت می‌رویم. با مشورت و راهنمایی اهل قلم شروع کنیم به خواندن، درست‌خواندن، کتابِ خوب خواندن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و نویسندگان ایرانی خارج از کشور بهتر است تلاش کنند آثار خود را دیگر به وزارت ارشاد برای انتشار نسپارند. ما باید درِ این وزارت جاهلیه را تخته کنیم. چرا نویسندهٔ خارج‌نشین کتابش باید در جمهوری اسلامی منتشر شود؟ مگر چه مزیتی‌ست؟ چرا تن به سانسور بدهیم؟‌ به ما که پولی نمی‌رسد. سیصد نسخه کتاب مگر امتیاز مالی دارد؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">داستان‌های این کتاب، شهر کریستال، تاریخ بیست‌ساله و بلکه بیشتر در شناسنامهٔ خود دارند. می‌گفتند هفت داستان را کلاً بردار. بقیه را هم تیغ‌تیغ زده بودند. من رضایت ندادم بچه‌هایم را سلاخی کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شهرزاد این قصه‌ها منم، و پادشاهی که قصد جان من و ما را دارد، همانا زجرها و زخم‌های من و ایران‌جان است، ایران‌جانِ در غربت و ایران‌جانِ در فلات ایران. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«شهر کریستال»، حاصل مطالعه‌ و دقت من است بر زندگی زنان و مردانی‌ در قلب میهن یا بسیار دورتر از مام میهن، در هجرتی خواسته و ناخواسته از سرِ‌ جبر جغرافیایی. زندگی انسان‌هایی سرگردان، شکست‌‌خورده از عشق، ریا، آلودگی‌های فرهنگی یا یخ‌زده در غرش ماشین سیاست ولی مصمم به ساختن چندبارهٔ زندگی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">امروز بسی </span><span style="font-weight: 400;">خوشحالم که توانستم بالاخره داستان‌هایم را از سد سانسور عبور دهم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آشنایی من با نشر رها به‌لطف زنده‌نامِ جاوید، نویسندهٔ فرهیخته، محمد محمدعلی، بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او با تمام وجودش عشق به ادبیات و انسانیت بود و میراث او هم به‌جز آثار ماندگارش، چیزی نیست جز دوستی‌های ارزشمندی مانند خانم سیما جان غفارزاده و آقای هومن کبیری عزیز. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر آقای محمدعلی الان در جمع ما بود، مطمئنم از پیروزی کتابم بر سانسور و انتشار آن بسی شادمان می‌شد و ذوق می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرآغاز کتاب به‌یاد گرامی‌اش چنین نوشته‌ام:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به احترام آموزگار و دوست ارجمندم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آقای محمد محمدعلی </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این انسان مهربان و شوق‌انگیز</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ و معلمی گران‌بها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">که تا واپسین لحظه‌ٔ حیات، کارگاه داستان‌نویسی‌اش</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کاستن ِغم دوری از خانه بود</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان، دوباره از نشر رها تشکر می‌کنم که با سلیقه و وسواس در بازخوانی نهایی «شهر کریستال»، آخرین ویراست را بر این کتاب انجام دادند. سپاسگزارم.»</span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ بخش اول نشست، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>انجمن فرهنگی پرسش</b> <span style="font-weight: 400;">پرداخت و گفت که این انجمن </span><span style="font-weight: 400;">ژوئیهٔ سال گذشته، به‌همت چند تن از فعالان حوزهٔ فرهنگ و ادبیات آغاز به کار کرد و در یک‌سال گذشته نشست‌های متنوع و بسیار موفقی را در حوزهٔ ادبیات برگزار کرده است، و افزود که </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%ad%d9%85%db%8c%d8%af%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%85%d8%ac%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر حمیدرضا مجتهدی</b></a><span style="font-weight: 400;"> از اعضای مؤسس این انجمن دربارهٔ شکل‌گیری آن و فعالیت‌هایش بیشتر توضیح خواهد داد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او همچنین گفت که پس از صحبت دکتر مجتهدی، میزگردی خواهد بود با حضور </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>دکتر فرزان سجودی</b></a><span style="font-weight: 400;">، زبان‌شناس و نشانه‌شناس و از اعضای مؤسس انجمن فرهنگی پرسش، و </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d8%a7%d8%af%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d8%b1%da%a9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>هادی ابراهیمی رودبارکی</b></a><span style="font-weight: 400;">، شاعر، روزنامه‌نگار و سردبیر نشریهٔ شهرگان، که هم در زمینهٔ مطبوعات و هم نشر کتاب نه‌فقط در ونکوور بلکه در کانادا در زمرهٔ افراد پیش‌کسوت این حوزه محسوب می‌شوند، تا دربارهٔ سابقهٔ نشر کتاب فارسی در ونکوور و کانادا به گفت‌وگو بپردازند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر حمیدرضا مجتهدی</b><span style="font-weight: 400;"> در معرفی انجمن ادبی پرسش چنین گفت: «با سلام و درود خدمت حضار محترم، در ابتدای سخن می‌خواهم از طرف انجمن فرهنگی پرسش به مجموعهٔ همیاری و نشر رها، بابت برگزاری این جشنواره شادباش بگویم و با امید به تداوم این حرکت درخشان در سال‌های بعد، برای این دوستان بسیار گرامی‌مان آرزوی موفقیت بیشتر داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال گذشته تقریباً همین روزها بود که پیشنهاد تأسیس یک انجمن فرهنگی، توسط دکتر سجودی عزیز مطرح شد. پیش‌‌زمینهٔ شکل‌گیری این ایده در واقع برمی‌گشت به فعالیت‌های فرهنگی‌ای که با محوریت ایشان در چند سال اخیر در شهر ونکوور انجام گرفته بود. علاوه بر این، دو مولفهٔ دیگر هم به رشد و تقویت این ایده بسیار کمک کردند. یکی اینکه تعداد زیادی از نظریه‌پردازان، منتقدان، نویسندگان و شاعران ایرانی در سراسر دنیا پراکنده‌ شده‌اند و ظاهراً هر چقدر زمان می‌گذرد این تعداد بیشتر هم می‌شود. دوم اینکه فناوری‌های جدید مثل زوم، گوگل میت، اسکایپ و غیره امکان ارتباط مؤثر و آسان را فراهم کرده‌اند و امروزه ما با وجه جدیدی از مفهوم مکان و فاصله روبه‌رو هستیم. با درنظرگرفتن این موارد و با هدف ایجاد زمینه‌ای برای طرح و شرح دیدگاه‌های مختلف در خصوص آثار ادبی و هنری، انجمن فرهنگی پرسش توسط جمعی از فعالان عرصه‌های مختلف فرهنگی تأسیس شد و همان‌طور که سیما جان گفتند در نیمهٔ جولای سال گذشته، با برگزاری شب شعر زنان ایران فعالیتش را رسماً شروع کرد. در حال حاضر پنج نفر در هیئت‌مدیرهٔ انجمن حضور دارند: خانم‌ها شوکا حسینی و مرال دهقانی و آقایان فرزان سجودی، امیرعلی نجومیان، که البته ایشان در مونترآل تشریف دارند، و بنده که در خدمتتان هستم. تمام برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها با مشارکت، هم‌فکری و همکاری داوطلبانه‌ و غیرانتفاعی این جمع پنج‌نفره صورت می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رویکرد انجمن در فعالیت‌هایش، رویکردی انتقادی است. البته باید بگویم که برداشت ما از مفهوم «انتقاد» برقراری تعامل و گفت‌وگو با متون و آثار فرهنگی و هنری است. با درنظرداشتن این رویکرد، در این مدت کمتر از یک سالی که از عمر انجمن می‌گذرد، ما نُه نشست برگزار کرده‌ایم: سه جلسهٔ شعرخوانی داشته‌ایم، سه جلسهٔ نقد داستان، و سه جلسهٔ گفت‌وگو و سخنرانی. این جلسات با مشارکت صاحب‌نظران و مخاطبان ساکن در کشورهای مختلف و به‌ویژه در ایران، بر بستر فضای مجازی برگزار شده‌اند که فیلم این نشست‌ها در کانال یوتیوب انجمن در دسترس است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نظر داریم ضمن ادامهٔ برگزاری مرتب این جلسات، نشریه‌ای به‌صورت فصلنامه هم منتشر کنیم. مطمئناً در خصوص این نشریه در زمان مناسب و در رسانه‌های اجتماعی انجمن اطلاع‌رسانی انجام خواهد شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حرف رسانه‌های اجتماعی انجمن پیش آمد. طبعاً راه ارتباط ما با مخاطبان که در سراسر دنیا پراکنده هستند، همین رسانه‌های اجتماعی است. در اینستاگرام اخبار انجمن را منتشر می‌کنیم. در کانال تلگرام انجمن علاوه بر نشر اخبار، فایل‌ها و لینک‌های مرتبط را به اشتراک می‌گذاریم و فیس‌بوک هم که امکانی فراهم کرده است برای تمام این موارد. همان‌طور که چند لحظهٔ پیش هم گفتم در کانال یوتیوب انجمن فیلم نشست‌ها موجود است و در آینده قصد داریم این کانال را با به‌اشتراک‌گذاشتن محتوای بیشتر توسعه بدهیم. علاوه بر این رسانه‌های اجتماعی، مخاطبان عزیز می‌توانند با ایمیل انجمن <a href="mailto:info@porseh.ca">info@porseh.ca</a> با ما در ارتباط باشند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">باید اینجا خاطرنشان کنم که انجمن فرهنگی پرسش با روی گشاده پذیرای نظرات، پیشنهادات و انتقادات تمامی مخاطبان بوده و از آن‌ها با آغوش باز استقبال می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">در پایان باید بگویم که ما هم امروز جای خالی عزیزی را کاملاً حس می‌کنیم. بزرگواری که اگر بود حتماً اینجا در کنار ما حاضر می‌شد. آقای محمد محمدعلی عزیز که خیلی زود ترکمان کرد و ما از وجود پر از حکمت، مهر و ملاحتش محروم شدیم اما همیشه یادش با ما خواهد بود و ما هرگز او را و کارهایی را که برای فرهنگ ایران کرد، فراموش نخواهیم کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">بابت وقتی که گذاشتید و توجه کردید، سپاسگزارم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22871" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C300" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن سیما غفارزاده از هادی ابراهیمی رودبارکی و دکتر فرزان سجودی دعوت کرد تا گفت‌وگو دربارهٔ سابقهٔ نشر کتاب فارسی در ونکوور و کانادا را آغاز کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> صحبت خود را چنین آغاز کرد: «انگیزهٔ اصلی برای چنین گفت‌وگویی ضمن گرامیداشت همهٔ فعالیت‌هایی که آقای ابراهیمی در طول این سال‌ها کرده‌اند، به‌نظر من این است که وقتی یک جامعه‌ای هرچند کوچک جایی تشکیل می‌شود، به‌تدریج که از عمرش می‌گذرد شروع می‌کند به انباشت‌کردن تجربیاتش، خاطراتش و دستاوردهایش، این تجربیات مستند می‌شود و تاریخی برای خودش به وجود آورد. اگر این تاریخ گرامی داشته نشود و پاس داشته نشود، در واقع آن دستاوردها هرز خواهد رفت. یکی از شخصیت‌هایی که در طول سال‌های گذشته، شاید می‌شود گفت سی الی سی و پنج سال گذشته، در حوزهٔ نشر کتاب و انتشار نشریات و در حوزهٔ مطبوعات، تأثیرگذار بوده‌اند و فعالیت بسیار گسترده‌ای در استان بی‌سی کرده‌اند، آقای ابراهیمی هستند. قصد ما از این گفت‌وگو در واقع مستندکردن تجربیات ایشان است و حرف‌زدن اصولاً دربارهٔ نشر، مشکلاتش از زمانی که ایشان شروع کردند، که دامنهٔ سوشال مدیا این‌قدر گسترده نبوده، امکان انتشارات دیجیتال این‌قدر گسترده نبوده تا امروز که خود آقای ابراهیمی دارند شهرگان را به‌صورت یک مجلهٔ اینترنتی منتشر می‌کنند. معرفی آقای ابراهیمی خیلی ضروری نیست و همهٔ دوستان ایشان را می‌شناسند ولی همین‌قدر می‌گویم که ایشان هفته‌نامهٔ شهروند بی‌سی را منتشر می‌کردند، نشریهٔ اینترنتی شهرگان را کماکان فعالانه در حال انتشارش هستند. شاعر، نویسنده، فعال سیاسی، از اعضای کانون نویسندگان در تبعید، ناشر و روزنامه‌نگار هستند و این‌طور که خودشان چند روز پیش با هم تلفنی صحبت می‌کردیم می‌گفتند، کار خودشان را با پاتوق هدایت شروع کردند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خب، در واقع اولین سؤال من در این گفت‌وگو این است که آقای ابراهیمی به‌عنوان ناشر کتاب در ونکوور کارشان را کِی و در حوزهٔ چه آثار و چه کتاب‌هایی شروع کردند و چه تجربه‌ای از آن‌ها دارند. آقای ابراهیمی، چون وقتمان خیلی تنگ است، این بیشتر شرح است و بعد چند سؤال چالشی‌تر هم با هم خواهیم داشت. بفرمایید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> در پاسخ گفت: «اجازه بدهید که من در ابتدا سلام کنم به همه، و بسیار خوشحالم که در جمعی حضور دارم که همه فرهنگی و فرهیخته هستند. دیدن چنین جمعی در سی سال، سی و پنج سال پیش اصلاً مقدور نبوده و ما در شرایطی وارد این کشور شدیم که دچار یک جت‌لکِ فرهنگی و هویتی بودیم که تا ماه‌ها و سال‌ها نمی‌توانستیم خواب و بیداری‌مان را تنظیم بکنیم. و چون اگر من بخواهم فاصلهٔ زمانی سی و چند سال را به‌صورت تنظیم‌شده بگویم کمی برایم مشکل بود، آن را به‌صورت متن درآوردم که تا آنجایی‌که بتوانم بیانش بکنم. اما اجازه بدهید اول من از کسانی یاد بکنم که در واقع وقتی صحبت از دیاسپورای ایرانی در ونکوور می‌شود، باید برویم به نقطهٔ آغازش، به نقطهٔ مهاجرین ایرانی که از چه سال‌هایی در اینجا حضور به هم رسانده‌اند. در ابتدا من بسیار خوشحالم که این برنامه تقارن پیدا کرده است با زادروز نویسنده و داستان‌نویس عزیز شهرمان، داستان‌نویس سرشناس ایرانی، محمد محمدعلی، و این روز را گرامی می‌دارم. از برگزارکنندگان برنامه تشکر بکنم و به‌دلیل کمبود و فشردگی، امیدوارم چیزی در ابتدای صحبت یادم نرفته باشد… »</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22872" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C300" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85%DB%8C-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هادی ابراهیمی در ادامهٔ صحبت‌ها آغازینش از تعداد زیادی از افراد سرشناس جامعهٔ ایرانی یاد کرد که این بخش به‌تفصیل در مطلب جداگانه‌ای که از سوی ایشان به نشریهٔ رسانهٔ همیاری ارسال شده است و تحت عنوان </span><b>دیاسپورای ایرانی ونکوور «یکی داستانست پر آب چشم»</b> منتشر شده است.<span style="font-weight: 400;"> به‌همین دلیل از تکرار آن در اینجا اجتناب کرده و از شما دعوت می‌کنیم این مطلب خواندنی را <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d8%af%db%8c%d8%a7%d8%b3%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener"><strong>در اینجا</strong></a> مطالعه بفرمایید. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی </b><span style="font-weight: 400;">سؤال بعدی را چنین مطرح کرد: «دوستان خیلی علاقه‌مندند که در مورد تجربهٔ شما در نشر کتاب هم بشنوند.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پاسخ داد: «حتماً. اولین کتابی که من در آن‌ موقع چاپ کردم، کتابی بود از مسعود نقره‌کار به‌نام «کانون نویسندگان ایران در تبعید» که در سال ۱۹۹۵ یا ۱۹۹۶ بود و بعد از آن من افتخار آن را داشتم که سه شماره از «دفتر شناخت» را چاپ کنم که به‌همت دکتر پیمان وهاب‌زاده و منوچهر سلیمی منتشر می‌شد. و این «دفتر شناخت» را نشر نورتساید پرینتینگ درمی‌آورد که ما آن را با همت و همکاری منوچهر سلیمی تأسیس کرده بودیم. بعد سال ۲۰۰۰ بود که ما پاتوق فرهنگی هدایت را تأسیس کردیم؛ پاتوقی که در آنجا هر جمعه‌شب گردهمایی و جلسات شعرخوانی و داستان‌خوانی داشتیم، که در واقع به نقد و بررسی می‌پرداخت و یک کارگاه داستان‌نویسی هم بود که آقای علی نگهبان، یکی از شاگردان دکتر براهنی، در برنابی راه‌اندازی کرده بود&#8230; کتاب‌های دیگری که چاپ کردم، کتاب‌های پرویز میرمُکری بود که دو جلد کتاب شعر بود. نشر الکترونیکی هم داشته‌ایم که کتاب «پرویز صدری» نوشتهٔ دکتر وهاب‌زاده بود. و همچنین یک مجموعه‌شعر خودم را منتشر کردم. یک انتشارات دیگر هم بود به‌نام ساب‌ویژن که توسط دوستم پیمان جان تأسیس شده بود و بیش از ده جلد کتاب منتشر کرده است. همچنین انتشارات اِی‌جِی‌اِی پرینتینگ و پرینت دیپو هم بود، و امیدوارم که چیزی را از قلم نینداخته باشم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سؤال بعدی </span><b>دکتر فرزان سجودی </b><span style="font-weight: 400;">این بود: «گلایه‌ای مریم رئیس‌دانا می‌کند در مورد تیراژ کتاب، خرید کتاب و این‌جور صحبت‌ها. الان خوشبختانه این زنجیرهٔ نشر، معرفی کتاب، این اجتماعات، نمایشگاه کتاب و جلسات نقد و بررسی و این‌ها زمینهٔ ارائهٔ کتاب و فروش کتاب را خیلی بهتر فراهم کرده است، در حالی‌که در زمانی‌که شما فعالیت می‌کردید، من گمانم این است ولی قطعاً نمی‌دانم، که این نوع رخدادها خیلی کمتر و محدودتر بوده. شما چه تجربه‌ای از تیراژ دارید؟ چون یک وقتی آدم کتابی را منتشر می‌کند و خیلی خوشحال است که منتشر می‌شود، ولی اگر این کتاب به دست مخاطبش نرسد یا به‌درستی ارائه نشود، به هدف غائی‌اش نرسیده است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> در پاسخ گفت: «دقیقاً. ما با همین مشکل روبه‌رو بودیم، در نتیجه کتاب‌ها را خودمان پست می‌کردیم برای کسانی که فکر می‌کردیم دغدغه‌شان خواندن کتاب است، و نگذاشتیم که کتاب در کتاب‌فروشی یا در دفتر نشر باقی بماند، حتی شده رایگان هم پخش می‌کردیم. و زمانی هم بود که ما فانوس‌به‌دست دنبال نویسنده و پژوهشگر و فرهیخته بودیم، اما امروز بسیار خوشحالم؛ این جمع انرژی دیگری به من داد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> ادامه داد: «بله، بی‌نظیر است، و آخرین بحثی که می‌خواستم با شما داشته باشم، این است که سانسور بلای جان ادبیات است، بلای جان زبان است، بلای جان مطبوعات است و این‌طور چیزها… منتها سانسور همیشه مستقیماً توسط حکومت‌ها اعمال نمی‌شود، یعنی بارزترین بروزش سانسور حکومتی است. خیلی وقت‌ها اشخاص به‌خاطر اینکه کتابشان منتشر بشود، خودشان، خودشان را سانسور می‌کنند. خیلی وقت‌ها اشخاص حتی وقتی که خارج از ایران هستند، به‌هوای اینکه گرفتاری برایشان پیش نیاید، باز خودشان را سانسور می‌کنند. یا ناشری مثل شما ممکن است تحت فشار کسی که مثلاً حامی مالی است، ناچار بشوید محدودیت‌هایی برای کارتان به وجود بیاورید. آیا در این زمینه در کانادا، یک کشور آزاد، باز شما تجربه‌ای از این‌جور اجبار به ملاحظاتی داشته‌اید یا نه؟»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پاسخ داد: «ممنونم که این سؤال را عنوان کردید. اجبار بوده؛ ما کسانی داشتیم که می‌گفتند اگر این مطلب یا از این نویسنده در نشریه چیزی چاپ بشود، ما نمی‌گذاریم که در فروشگاهمان پخش بشود. و مورد داشتیم که می‌گفتند اگر از فلان شخص آگهی بگیری، من پخش نمی‌کنم. این‌ها البته سؤال شما نیست، سؤال شما را اگر بهتر بخواهم پاسخ بدهم، زمانی بود که محمود استادمحمد مطالبی می‌نوشت و همه اصرار می‌کردند که این مطالب نباید نوشته شود، اگر نوشته شود، ما این را نه پخش می‌کنیم و نه آگهی می‌دهیم و نه حمایتتان می‌کنیم، و این در برهه‌ای از زمان ادامه پیدا کرد که ما شهروند و آینده را داشتیم، اما در نهایت ما زیاد توجه نکردیم و به جلو رفتیم و به‌خاطر همین بود که همیشه با مشکل مالی مواجه بودیم. اگر حمایت می‌شدیم، ما می‌توانستیم مثل خیلی از نشریات دیگر زبان‌های ونکوور و دیگر ملیت‌ها این پتانسیل را داشته باشیم که نیروی انسانی استخدام کنیم و به نویسنده حق تألیف بدهیم، متأسفانه ما همیشه از این بابت در مضیقه بودیم و نمی‌توانستیم. و نوعی رقابت‌های الکی هم بین همکاران ما در آن زمان بود که مثلاً فلان ساعت معروف سوئیسی به ما ایمیل می‌فرستاد که نشریهٔ شما این مواضع را دارد و تا زمانی‌که این مواضع را دارید، ما به شما آگهی نمی‌دهیم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دکتر سجودی در واکنش به صحبت ابراهیمی پرسید: «حالا همین‌جا سؤالی بکنم از شما. آیا آن مواضع مشخصاً به مواضع سیاسی شما هم اشاره داشت؟» که هادی ابراهیمی در پاسخ گفت: «بله، دقیقاً.» و دکتر سجودی ادامه داد: «و می‌بینیم که چطور سانسور دامنهٔ خودش را به همه‌جای دنیا گسترش می‌دهد.» و افزود: «</span><span style="font-weight: 400;">من گفت‌وگو را در اینجا خاتمه می‌دهم. مایلم که از طرف جامعهٔ فرهنگی استان بی‌سی از شما به‌خاطر سال‌ها زحماتتان تشکر بکنم و امیدوارم که کماکان نشر شهرگان به‌عنوان نشریهٔ اینترنتی با قوت و قدرت به کار خودش ادامه بدهد و در همهٔ عرصه‌ها موفق باشید.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از پایان این گفت‌وگو، سیما غفارزاده به معرفی میهمان ویژهٔ این نشست پرداخت: «امروز افتخار داریم که خانم </span><b>برندا بِی‌لی (Brenda Bailey)</b><span style="font-weight: 400;">، نمایندهٔ مجلس بریتیش کلمبیا از حوزهٔ ونکوور &#8211; فالس کریک، برای تقدیر از خدمات یکی از چهره‌های شناخته‌شدهٔ فرهنگی ونکوور به ما ملحق شده‌اند. من با اجازهٔ شما به زبان انگلیسی [طبعاً در اینجا ترجمهٔ فارسی آمده است] ایشان را معرفی می‌کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برندا بِی‌لی، صاحب کسب‌وکار کوچک، کارآفرین فناوری و پیشگام تغییر، در سال ۲۰۲۰ به‌عنوان نمایندهٔ مجلس استانی برای حوزهٔ ونکوور &#8211; فالس کریک انتخاب شد و در دسامبر ۲۰۲۲ به‌عنوان وزیر مشاغل، توسعهٔ اقتصادی و نوآوری بریتیش کلمبیا منصوب شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر بی‌لی به‌عنوان یکی از بنیان‌گذاران اولین استودیوی بازی‌های ویدئویی کانادا که مالکیت و ادارهٔ آن را زنان بر عهده دارند، مسیرهای جدیدی را برای زنان در زمینهٔ فناوری ایجاد کرد. او به‌عنوان رئیس انجمن رسانه‌های دیجیتال تعاملی و خلاقانهٔ بریتیش کلمبیا، دیجی‌بی‌سی (DigiBC)، به تقویت و تنوع‌بخشیدن به صنعت فناوری خلاق بریتیش کلمبیا کمک کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وزیر بی‌لی علاقه و اشتیاق به گسترش فرصت‌ها و نوآوری‌های اقتصادی را که طی یک عمر برای ایجاد کسب‌وکارهای جدید پرورش یافته، رهبری طرح‌های توسعهٔ اقتصادی و خدمت به جامعه را با خود به سِمَتش آورده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او طی تجمعات اعتراضی «<a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b2%d9%86%d8%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d8%8c-%d8%a2%d8%b2%d8%a7%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">زن، زندگی، آزادی</a>» حامی جامعهٔ ایرانی-کانادایی بوده و در بسیاری از تجمعات در حمایت از این جامعه شرکت کرده است. لطفاً وزیر محترم برندا بی‌لی را تشویق بفرمایید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وزیر برندا بی‌لی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد:</span><span style="font-weight: 400;"> «بعدازظهر همگی به‌خیر و ممنون از سیما برای معرفی محبت‌آمیزش. خوشحالم که در این بعدازظهر شنبهٔ بارانی اینجا در منطقهٔ زیبای ونکوور &#8211; فالس کریک به شما ملحق می‌شوم تا نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور را آغاز کنیم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به سیما، هومن و همکارانشان برای تمام تلاشی که در به‌ثمررساندن این جشنواره انجام داده‌اند، تبریک می‌گویم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این جشنوارهٔ کتاب فرصتی‌ست برای قدردانی از ناشران و نویسندگان بااستعداد در جامعهٔ فارسی‌زبان ما و قدردانی از آثار آن‌ها، و صداهایی را که در ایران و افغانستان با سانسور به حاشیه رانده شده‌اند، تقویت می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رویداد بسیار مهم نتیجهٔ همکاری بین مؤسسه‌های انتشاراتی و مجلات معتبر، بنیادهای ادبی و سازمان‌هایی مانند انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ از سراسر کانادا بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مسئله به ما یادآوری می‌کند که چگونه می‌توانیم از طریق همکاری با یکدیگر کارهایی باورنکردنی را به سرانجام برسانیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز، مفتخرم که به یکی از صداهای پیشرو در رسانه‌های ایرانی‌-کانادایی تقدیرنامه‌ای تقدیم می‌کنم. دریافت‌کنندهٔ این جایزه نویسنده، شاعر و روزنامه‌نگاری پرکار است که پیش از این برندهٔ جایزه‌های دیگری نیز شده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22873" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=640%2C640" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="640" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او بیش از ۳۰ سال پیش مجلهٔ شهرگان کنونی را تأسیس کرد؛ نشریه‌ای فارسی که اخبار کانادا، ایران و جهان را پوشش می‌دهد. او همچنین انتشارات شهرگان را تأسیس کرد؛ یکی از نخستین مؤسسه‌های انتشارات کتاب‌های فارسی‌زبان در ونکوور. این مؤسسهٔ انتشارات کتاب اکنون بیش از یک دهه است که فعالیت می‌کند و به مرکزی تأثیرگذار برای ادبیات فارسی در ونکوور تبدیل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او نه‌تنها در طول سال‌ها تعامل فرهنگی پرجنب‌وجوش را از طریق برنامه‌هایی تقویت کرده است، بلکه همچنین حامی نویسندگان و شاعران شناخته‌شده و نوظهور در ونکوور و ورای آن بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با این توضیحات، حالا می‌خواهم از آقای هادی ابراهیمی رودبارکی قدردانی کنم، برای کمک‌های شگرف او به رسانه‌های ایرانی-کانادایی، روزنامه‌نگاری و توانمندسازی دیاسپورای ایرانی-کانادایی از طریق هنر، ادبیات و فرهنگ.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لطفاً آقای هادی ابراهیمی رودبارکی را تشویق کنید.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22859" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=640%2C493" alt="لوح تقدیر از هادی ابراهیمی رودبارکی" width="640" height="493" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=300%2C231&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%84%D9%88%D8%AD-%D8%AA%D9%82%D8%AF%DB%8C%D8%B1.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از تقدیمِ تقدیرنامهٔ برندا بی‌لی به هادی ابراهیمی، و تشویق حاضران، سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>افشین سبوکی</b></a><span style="font-weight: 400;">، هنرمند کارتونیست ساکن ونکوور، دعوت کرد تا به روی صحنه برود تا اثری هنری‌اش را که همان کاریکاتور چهرهٔ هادی ابراهیمی باشد، تقدیم ایشان کند. </span></span></p>
<figure id="attachment_22858" aria-describedby="caption-attachment-22858" style="width: 393px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-22858" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=393%2C500" alt="طرح از افشین سبوکی" width="393" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?w=393&amp;ssl=1 393w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=236%2C300&amp;ssl=1 236w" sizes="auto, (max-width: 393px) 100vw, 393px" /><figcaption id="caption-attachment-22858" class="wp-caption-text">طرح از افشین سبوکی</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هادی ابراهیمی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از دریافت لوح تقدیر از وزیر برندا بِی‌لی و اثر هنری افشین سبوکی گفت: «خوشحالم از اینکه جامعهٔ ایرانیِ اینجا تقدیر می‌کند از کسانی که پیشینه‌ای داشته‌اند در این شهر، سپاسگزار و ممنونم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در اینجا بخش اول نشست ادبی به پایان رسید و تنفس اعلام شد، و در این فاصله اغلب شرکت‌کنندگان در این نشست از فرصت استفاده و از میز کتاب‌ها دیدن کردند. شایان ذکر است در میان آثار ارائه‌شده، شماری از آثار نویسندگان مشهور افغانستان، ازجمله زنده‌یاد استاد واصف باختری، استاد محمد محق، بانو شهناز قیومی، استاد منیژه باختری، استاد بشیر رحیمی نیز در معرض نمایش گذاشته شده بودند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22874" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=640%2C427" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="427" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA-%DB%B2.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آغاز بخش دوم نشست ادبی، سیما غفارزاده ابتدا به حضور خانواده‌‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ در این جشنواره و معرفی آنان پرداخت: «به‌جرئت می‌توان گفت کسی نیست توانسته باشد روز سیاه هشتم ژانویهٔ ۲۰۲۰ را، زمانی که پرواز پی‌اس۷۵۲ با موشک‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرنگون شد، فراموش کند. حتی برای افرادی که دوست یا آشنایی در میان مسافران نداشتند، کنار‌آمدن با این حجم از درد و رنج آسان نبود و مشاهدهٔ رنج عظیم اعضای خانواده‌های جانباختگان این پرواز، بسیاری را افسرده کرد و ناتوان از ادامهٔ روال عادی کار و زندگی. و دشوار نیست حدس این مسئله که این خانواده‌های داغدار چه میزان درد و رنج را در این چهار سال و اندی متحمل شده‌‌اند و می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افتخار این را داریم که تعدادی از اعضای خانواده‌های جانباختگان این پرواز که هم‌اکنون ساکن ونکوورند، اینجا در کنار ما هستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی چند سال گذشته، تعداد قابل‌توجهی از اعضای خانواده‌ها با کمک نویسندگانی مانند منیرو روانی‌پور، امیرحسین یزدان‌بد و حامد اسماعیلیون، به نوشتن دربارهٔ درد و رنج و خشمی که گرفتارش‌اند، روی آوردند؛ نوشتن برای مبارزه با فراموشی و مبارزه با عاملان و آمران این جنایت. و چندین کتاب حاصل این تلاش‌هاست.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87%d8%b1%d8%a7%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener"><b>هوریران سهراب</b></a><span style="font-weight: 400;">، داغدار چهار جانباختهٔ این پرواز یعنی زنده‌یادان نگار برقعی، الوند صادقی، سهند صادقی و سوفی امامی، دعوت کرد تا به پشت تریبون رفته و دربارهٔ روند نوشتن و چاپ این کتاب‌ها توضیحاتی بدهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هوریران سهراب گفت: «ضمن تشکر از نشر رها، رسانهٔ همیاری، و بالاخص سیمای عزیز و هومن عزیز، که از همان ماه‌های نخست این فاجعه ما را پیدا کردند، با اینکه ما اکثراً ایران بودیم، و نگذاشتند که داستان ما به یغما برود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سقوط هواپیمای اوکراینی تا ابد در ذهن مردم خواهد ماند، زیرا بازماندگانی چون حامد اسماعیلیون را دارد، او در این‌باره می‌نویسد و سکوت نمی‌کند. این است قدرت کلمه و نوشتن.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند هواپیما در این چهل و چند سال سقوط کرده‌اند که نه اسمی از آن‌ها مانده و نه یادی؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علت سرکوب نویسندگان و حذف کلمات، ترس از قدرتی است که دارند. به‌قول منیرو روانی‌پور، برای ما زخم‌خوردگان، عمومی‌کردن و آشکار‌کردن این جنایت اولین قدم در مرهم‌گذاشتن بر آن است، ما باید بنویسیم و مهم است که صدا، صدای خود ما باشد. باید به دنیا بگوییم چه بر سرمان آورده‌اند، و می‌دانیم تنها صدا نیست که می‌ماند، این نوشته‌ها هستند که از آغاز اختراع خط تا کنون مانده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ما تصمیم گرفته‌‌ایم با ماندگارترین وسیلهٔ ممکن، با قلم داستان زندگی خود و عزیزانمان را روایت کنیم. ما دور هم جمع شده‌ایم برای یک کار جمعی که ریشه در اندوه و خشم ما دارد، با سه وجه مشترکِ اندوه، خشم و امید &#8211; با این منظور کنار همدیگر نشستیم، و یاد می‌کنم از امیرحسین یزدان‌بد که برای چاپ دومین قسمت کتاب «نباید نوشته می‌شد» همراه ما بود و با قدرت در کارگاه‌ها شرکت کرد و از او یاد می‌کنم که گفت: </span><i><span style="font-weight: 400;">یکی از اهداف نوشتن جنبهٔ روان‌درمانی آن است. بنابراین خود را سانسور نکنید و از احساساتتان اعم از عشق و نفرت بنویسید. سپاسگزار امیرحسین یزدان‌بد هستیم. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این روزها به تولد یکی از بچه‌های نازنین پرواز نزدیک می‌شویم که مادرشان الان اینجا حضور دارند و در کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» هم ایشان خاطره دارند؛ خانم بهشته رضاپور، مادر بهاره کرمی مقدم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d8%b6%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"><b>بهشته رضاپور</b></a><span style="font-weight: 400;">، به پشت تریبون رفت تا خاطره‌اش را بخواند اما پیش از آن گفت: «سلام، ما آدم‌هایی عادی بودیم و حتی قلم‌به‌دست‌گرفتن هم نمی‌دانستیم چه رسد به اینکه بخواهیم بنویسیم.» و سپس نوشته‌اش با عنوان «گلیم بهار» را خواند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن سیما غفارزاده از </span><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%d8%a7%d9%84%d9%87-%d8%a8%d8%a7%d9%82%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><b>لاله باقری</b></a><span style="font-weight: 400;">، مادر زنده‌یاد آلما اولادی یکی دیگر از جانباختگان پرواز، دعوت کرد تا بخشی از خاطرات خود را که در کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» چاپ شده است، بخواند. لاله باقری نیز نوشتهٔ خود با عنوان «آلما، بهشتی‌ترین سیب زمین» را خواند. </span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22875" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌دلیل کمبود فضا از درج خاطرات خوانده‌شده در این گزارش پوزش می‌خواهیم. علاقه‌مندان می‌توانند برای تهیهٔ کتاب «نباید نوشته می‌شد ۲» و دیگر کتاب‌های انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲ از طریق وب‌سایت این انجمن در آدرس </span><a href="https://www.ps752justice.com/fa/publishing/"><span style="font-weight: 400;">www.ps752justice.com/fa/publishing</span></a><span style="font-weight: 400;"> اقدام کنند. همچنین مراسمی برای معرفی کتاب‌های جدید انجمن خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲ با حضور دکتر حامد اسماعیلیون، روز ۱۴ مهٔ ۲۰۲۴ در اتاق C400 دانشگاه یوبی‌سی شعبهٔ رابسون اسکوئر برگزار خواهد شد که امکان خرید این کتاب‌ها برای علاقه‌مندان در آن فراهم خواهد بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، سیما غفارزاده از </span><b>دکتر پیمان وهاب‌زاده</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، پژوهشگر و استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه ویکتوریا، دعوت کرد تا به پشت تریبون برود و مروری داشته باشد بر مجموعه‌داستان «سنگام و دیگر داستان‌ها» نوشتهٔ مهرنوش مزارعی که همانند مجموعه‌داستان «شهر کریستال» در جریان این جشنواره رونمایی شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر پیمان وهاب‌زاده</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان خود را چنین ایراد کرد: «سلام و درود. از خانم سیما غفارزاده و نشریهٔ [رسانهٔ] </span><span style="font-weight: 400;">همیاری </span><span style="font-weight: 400;">و دست‌اندرکاران برنامه بابت این دعوت سپاسگزارم. هرچند سال‌های چندانی است که از ونکوور به دور هستم، از ۳۵ سال پیش که به کانادا پرتاب شدم، یک شرکت‌کنندهٔ جدی در برنامه‌های هنری و ادبی ونکوور بوده‌ام، و به یاد دارم که در آن سال‌های دور، همچنان که ایرانیانِ همفکر یکدیگر را می‌یافتند، چگونه مهاجران انگشت‌شماری در این شهر با کمترین امکانات و با تلاش و سرسختی بسیار، در دوران رسانه‌های چاپی، چراغ فرهنگ و هنر را در این شهر افروختند و روشن نگاه داشتند. در این پس‌زمینهٔ اجتماعی و تاریخی است که به‌نظرم برنامهٔ «جشنوارهٔ کتاب ونکوور» تداوم یک راه است اما با چشم‌اندازهای تازه. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">از من خواسته شده که در اینجا به‌مناسبت انتشار کتاب دوست نویسنده‌ام، مهرنوش مزارعی، بازتاب‌هایی را ارائه بدهم. این کتاب که «سنگام و داستان‌ها» نام دارد، در واقع گردآمد سه کتاب از داستان‌های کوتاه خانم مزارعی هستند. من در اینجا می‌خواهم بیشتر به جهان‌بینی مهرنوش مزارعی بپردازم. برای شناختن مهرنوش مزارعی باید </span><span style="font-weight: 400;">به </span><span style="font-weight: 400;">پدیدهٔ مهاجرت بزرگ نسل ویژه‌ای از ایرانیان در دههٔ تاریک ۱۳۶۰، که من نیز بدان نسل تعلق دارم، اشاره کنم. همین نسل تبعیدی و مهاجر بود که در سراسر جهان، و نیز در ونکوور، چراغ هنر و ادبیات را روشن کرد. مهرنوش مزارعی نیز در همین نسل جای می‌گیرد. او بنیان‌گذار فصلنامهٔ ادبی فروغ در لس آنجلس در سال ۱۳۷۰ بود. اشاره‌ام در اینجا به رابطهٔ میان مهاجرت، از یک سو، و ادبیات و هنر، از سوی دیگر است. مهاجرت می‌تواند تولدی دیگر باشد، یک فرصت تاریخی و وجودی که تنها یک بار در زندگی ما رخ می‌دهد: پس ذهن مهاجر – اگر به‌راستی مهاجرت را زیسته باشد، نه اینکه تنها جهان‌بینی و آداب و شیوهٔ زندگی سابقش را به کشور دیگری آورده باشد – ذهنی پیوسته نیست. ذهنی است گسیخته، چندپاره و به‌غایت حساس به زمینه و تجربهٔ زیسته و آمادهٔ دریافت هر مشاهدهٔ نو. این ذهن همیشه با لهجه می‌نویسد. داستان‌های مهرنوش مزارعی را می‌باید در این پس‌زمینهٔ تاریخی و ادبی و مشاهده‌ها و حساسیت‌های چندگانه درک کنیم. روایت نویسندهٔ مهاجر از درون رویدادهایی شکل می‌گیرد که در زمان‌ها و مکان‌ها و زبان‌های واگرا و ازهم‌گسیخته روی داده‌اند و همهٔ این‌ها با وجود واگرایی‌شان در روایت نویسنده کنار همدیگر می‌نشینند. آنچه تجربه‌ها و روایت‌های مزارعی را خواندنی‌تر می‌کند، رابطهٔ اوست با جامعه و مردم آمریکا، جایی که دهه‌هاست که میهن وی بوده است. مهاجرت می‌تواند نویسنده را در پیلهٔ زیستی و ذهنی زندانی کند: بسیاری از نویسندگان مهاجر پس از سال‌ها دوری از زادگاه همچنان از حافظه می‌نویسند و با جامعهٔ تازهٔ خود درگیر نمی‌شوند. به‌نظرم این رویکرد باورنداشتن به این واقعیت است که مهاجر دیگر در جای پیشین خود نیست، سرزمینی که رهایش کرده اما به‌شدت دلتنگ آن است. مزارعی کاملاً برعکس این رفتار می‌کند و راوی تجربهٔ وجودی از اجتماعی است که خانهٔ اوست، اما یاد زادگاهش هم دستمایهٔ داستان‌هایش هستند. از این‌رو، مزارعی یک نویسندهٔ فراملیتی است. روایت‌هایش از شیراز و ساحل دریای خزر تا لس آنجلس و تیخوانا را درمی‌نوردند. به‌باور من، مهرنوش مزارعی در این سال‌ها توانسته به یکی از موفق‌ترین و پیگیرترین داستان‌نویسان ایرانی در مهاجرت فرابروید. شاید شرکت‌کنندگان در این برنامه ندانند، اما داستان‌های مزارعی موضوع یک تز دکترا در ایران هم بوده‌اند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در داستان‌های سنگام</span> <span style="font-weight: 400;">می‌بینیم که بسیاری از آدم‌های داستان‌های مزارعی در کشمکش با موقعیت خود هستند، موقعیت‌هایی چه‌بسا پیش‌پاافتاده با واکنش‌هایی حتی پیش‌‌پاافتاده‌تر. اما در نگاه نویسنده، همین موقعیت‌ها زایندهٔ روایت‌هایی دقیق هستند از آنچه از ما یک انسان می‌سازد. هر کس در هر زمان وابسته به یک دیگری است که با او درگیر است. خوانندهٔ تیزبین می‌بیند که روایت‌های به‌نظر گزارشگرانهٔ او پرد</span><span style="font-weight: 400;">ه‌ای است بر نگر</span><span style="font-weight: 400;">ش متفکرانه و فیلسوفانهٔ مهرنوش مزارعی. پس هم‌زمان در دو سطح می‌نویسد: موقعیت ملموس را روایت می‌کند تا اشاره‌ای نهفته به جهان پنهان روابط داشته باشد. به‌نظرم او شیفتهٔ آن است که ببیند هر فرد چگونه به موقعیت خود واکنش نشان می‌دهد. از نگاه من، توجه خانم مزارعی نسبت به موقعیت‌ها برخاسته از دغدغهٔ او در مورد چیستی و گوهر انسان است؛ موضوعی که در همهٔ این سال‌ها آن را در داستان‌هایش کاویده است. در این کاوش، گهگاه راوی با موضوع مشاهدهٔ خود یکی می‌شود – یک همبستگی و این‌همانی ژرف و وجودی. نمی‌توان داستان‌های مزارعی را در ژانر به‌خصوصی جای داد، او هم افسانه می‌نویسد و هم داستان رئالیستی و سوررئالیستی، اما به‌باور من دغدغهٔ کاوشگرانه‌ای که از آن یاد کردم در کارش همواره روشن است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برای نمونه، در داستان «فاحشهٔ پیر بار انسینادا» (در منطقهٔ مرزی مکزیک) چشمان تن‌فروشی کهنه‌کار با توریست آمریکایی می‌ماند و با او به آمریکا می‌آید، و در همان حال به‌گونه‌ای جادویی راوی جمعی (ما) در آغاز داستان به راوی فردی (من) در پایان می‌رسد. در داستان دوزبانهٔ «غریبه‌ای در رختخواب من» مزارعی فضای شگفتی را می‌آفریند. موضوع داستان از تیترش روشن است. از روایت اصلی که فردی</span><span style="font-weight: 400;"> د</span><span style="font-weight: 400;">ر اتاقی در یک هتل از خواب برمی‌خیزد و کسی را هم‌بستر خود می‌بیند که اصلاً به یادش نمی‌آورد، بدانجا می‌رسیم که در لایهٔ زیرین داستان شاهد یک حس غریبگی درونی باشیم که تنها پس از خواندن روایت بر ما آشکار می‌شود. تناقض‌های این غریبگی بیرونی و درونی روایت را خواندنی می‌کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باری، داستان‌های مهرنوش مزارعی می‌توانند خوانش‌های چندانی داشته باشند. کتابی که «نشر رها» از داستان‌های کوتاه مزارعی منتشر کرده چنین فرصتی را برای نسل تازه‌ای از خوانندگان فرامرزی فراهم می‌کند. مهرنوش مزارعی از این داستا‌ن‌های کوتاه به مهم‌ترین اثرش که همانا رمان انقلاب میناست رسید – رمانی که وی به انگلیسی نوشت و به‌تازگی به فارسی نیز منتشر شده است. به‌نظرم این رمان یکی از بهترین رمان‌های فارسی در دهه‌های اخیر بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در داستان‌های مزارعی، تعادل جهان همواره به هم می‌خورد اما جهان بی‌اعتنا به راه خود می‌رود. نکته آن است که با خواندن داستان‌های مهرنوش مزارعی دنیاهای تازه‌ای پیشاروی ما پدیدار می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از توجه شما متشکرم.»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22876" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=640%2C480" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="640" height="480" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%BE%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D9%88%D9%87%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>مهرنوش مزارعی </b><span style="font-weight: 400;">پرداخت: «مهرنوش مزارعی اندکی پس از انقلاب اسلامی برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفت و هم‌اکنون ساکن ایالت کالیفرنیاست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در سال ۱۳۷۰ «فصلنامهٔ ادبی فروغ» را در لس آنجلس بنیان گذاشت و به معرفی ادبیات‌ و هنرِ زنان و مباحث روز فمینیستی پرداخت. در همان سال برگزیده‌ای از نمایشنامه‌های داریو فو، نویسنده و کارگردان ایتالیایی برندهٔ جایزهٔ نوبل، و همسرش، فرانکا رامه، را ترجمه و با نام «یک زن تنها» منتشر کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از مزارعی چهار مجموعه‌داستانِ‌ «بریده‌های نور»، «کلارا و من»، «خاکستری» و «مادام X» به چاپ رسیده‌ است. همچنین رمان او با عنوان «انقلاب مینا» در سال ۱۳۹۵ به‌زبان انگلیسی، و شش سال بعد به‌زبان فارسی منتشر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۳۸۲ برگزیده‌ای از داستان‌های او با عنوان «غریبه‌ای در اتاق من» در ایران به چاپ رسید و کاندیدای دریافت جایزهٔ بنیاد هوشنگ گلشیری شد. همچنین داستان «سنگام» از این کتاب از طرف داوران بنیاد گلشیری به‌عنوان یکی از ده داستان برتر آن سال انتخاب و در کتاب «نقش ۸۲» به چاپ رسید، و نیز در چندین آنتولوژی ازجمله کتاب «هشتاد سال داستان‌نویسی ایران» چاپ و معرفی شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس او توضیح داد که </span><span style="font-weight: 400;">مهرنوش مزارعی به‌دلیل سفری از پیش برنامه‌ریزی‌شده نتوانسته بود در این برنامه حضور یابد ولی پیامی ویدئویی را خطاب به شرکت‌کنندگان در این نشست فرستاده‌ است و به‌دنبال آن ویدئوی یادشده پخش شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مهرنوش مزارعی</b><span style="font-weight: 400;"> از طریق پیام ویدئویی خود گفت: «با سلام و سپاس از شرکت‌کنندگان و برگزارکنندگان این برنامه، خانم سیما غفارزاده و آقای هومن کبیری، و تشکر از دوست ارجمندم دکتر پیمان وهاب‌زاده که زحمت معرفی کتاب «سنگام و دیگر داستان‌ها» را به عهده گرفتند. متأسفانه به‌دلیل مسافرتی که از قبل برنامه‌ریزی شده بود، من امروز امکان بودن در خدمت شما را ندارم. اینجا در اول یک توضیحی می‌دهم در مورد کتاب و بعد برای شما قسمت کوتاهی از یکی از داستان‌ها را می‌خوانم. این کتاب مجموعه‌ای‌ست از داستان‌های سه کتاب «بریده‌های نور»، «کلارا و من» و «خاکستری» که به‌وسیلهٔ «نشر ری‌را» در لس آنجلس منتشر شده بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">چند سال بعد از انتشار این کتاب‌ها، یک گزیده از داستان‌های هر سه کتاب با نام «غریبه‌ای در اتاق من» در ایران به‌وسیلهٔ «نشر آهنگی دیگر» منتشر شد البته با مقداری سانسور دولتی و حذف داستان‌های بودار. از چاپ اول هر سه کتاب مدت‌ها می‌گذرد و امکان دسترسی به بسیاری از داستان‌ها برای علاقه‌مندان وجود ندارد. به‌جای تجدید چاپ جداگانهٔ هر سه کتاب، با کمک و راهنمایی گردانندگان نشر رها تصمیم گرفتیم هر سه کتاب را در یک جلد و با یک ادیت جدید منتشر کنیم. البته این مهم بدون کمک و دقت نظر ویراستاران نشر رها عملی</span><span style="font-weight: 400;"> نبود. در نسخهٔ حا</span><span style="font-weight: 400;">ضر همچنین پیشنهادات ویراستاران حرفه‌ای داستان‌های ترجمه‌شده اعمال شدند. با اجازهٔ شما در اینجا قسمت کوتاهی می‌خوانم از داستان «سیلویا». این داستان نزدیک به سه سال پیش به زبان فرانسه ترجمه و در </span><span style="font-weight: 400;">آنتولوژی عش</span><span style="font-weight: 400;">ق ایرانی به‌وسیلهٔ «انتشارات گالیمار» در فرانسه منتشر شد. «سیلویا» همچنین چند سال پیش به زبان ترکی ترجمه و در «نشر داستان‌های جهان» در استانبول چاپ شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">روز بعد الیزابت سر راهش مرا صدا زد و گفت که باب خواسته است اگر کاری ندارم به خانه‌شان بروم. از خدا می‌خواستم. در آینه نگاهی به خودم انداختم. صورتم رنگ‌پریده و موهایم بی‌حالت بود. تصویر روشنی از سیلویا نداشتم. باب فقط از نگاه و رقصیدنش تعریف کرده بود. زنی که شصت سال پیش رنگ </span></i><i><span style="font-weight: 400;">مو و قد و بالای مرا داش</span></i><i><span style="font-weight: 400;">ت. کمی آرایش کردم و لباسی را که مدل قدیمی داشت، پوشیدم. سیلویا را مجسم می‌کردم که حالا پیرزنی به سن و سال باب است با چین‌وچروک‌هایی عمیق بر روی صورت و دست‌هایی با رگ‌های برجسته و خال‌های قهوه‌ای. باب در خانه به‌تنهایی منتظرم بود. بلوز و شلوار هم‌رنگی بر تن داشت و موهای سرش را با دقت شانه کرده بود. صدای موزیک آرامی می‌آمد. یک شیشه شراب همراه با دو لیوان کریستال بر روی میز بود. برای لحظه‌ای احساس گناه کردم. آیا به ملاقات معشوقی آمده بودم؟ باب دست‌هایم را در دست گرفت، بوسه‌ای بر آن زد و تشکر کرد که به دیدنش رفته‌ام. بعد از نیم ساعت که از هر دری صحبت کردیم، گفت که می‌خواهد برایم پیانو بزند. دوباره همان آهنگ قبلی را زد. بعد از تمام‌شدن آهنگ برای مدتی همان‌طور که دست‌هایش روی شصتی‌های پیانو بود، ساکت نشست. به کنارش رفتم، دست‌هایم را بر شانه‌اش گذاشتم و پرسیدم سیلویا در نامه چه نوشته بود؟</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس سیما غفارزاده اعلام کرد که هر دو کتاب شهر «کریستال» و «سنگام و دیگر داستان‌ها»، هم به‌صورت چاپی و هم الکترونیک منتشر شده و در ۷۰ کشور دنیا در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. (<a href="https://bit.ly/RahaaBookstore" target="_blank" rel="noopener">برای خرید نسخه‌های چاپی و الکترونیکی این کتاب ها اینجا کلیک کنید</a>)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان بخش دوم نشست، سیما غفارزاده به معرفی </span><b>گروه کتاب‌خوانی کافه راوی</b> <span style="font-weight: 400;">پرداخت و گفت که این </span><span style="font-weight: 400;">گروه حدود ۱۴ سال پیش به‌‌همت دوستان جوان عضو باشگاه ایرانیان دانشگاه اس‌اف‌یو در شهر ونکوور بنیان گذاشته شد و اکنون این فعالیت ادبی، هنری و فرهنگی پربارتر و مستمرتر از پیش همچنان ادامه دارد، و افزود که در ادامه </span><b>دکتر مرال دهقانی</b><span style="font-weight: 400;"> از مدیران این گروه دربارهٔ شکل‌گیری آن و فعالیت‌هایش بیشتر توضیح خواهد داد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبق برنامه، پس از صحبت دکتر دهقانی قرار بود میزگردی با حضور محمدرضا فخرآبادی و سمر عطارچی، از دیگر مدیران گروه کتاب‌خوانی کافه راوی، و تایماز رضوانی، گوینده، مدرس فن بیان، نویسنده و کارگردان تئاتر، دربارهٔ کتاب صوتی برگزار شود که این بخش از برنامه به‌دلیل مشکلی که در لحظات آخر برای تایماز رضوانی پیش آمده بود و به‌همین دلیل نتوانسته در برنامه شرکت کند، برگزار نشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از توضیحات یادشده، نوبت به </span><b>دکتر مرال دهقانی</b><span style="font-weight: 400;"> رسید تا به معرفی گروه کتاب‌خوانی کافه راوی بپردازد: «سلام، عصر به‌خیر. خیلی ممنون خانم غفارزادهٔ عزیز. به نام آقای محمدعلی شروع می‌کنم. من به‌نمایندگی از طرف دوستانم در کافه راوی قرار است معرفی مختصری داشته باشم از گروه کتاب‌خوانی کافه راوی. اول دوست دارم تشکر کنم از نشر رها، نشریهٔ [رسانهٔ] همیاری، خانم غفارزادهٔ بسیار عزیز، آقای کبیری پرویزی بسیار عزیز که همیشه به ما لطف داشته‌اند &#8211; می‌خواستم تشکر را در آخر بکنم ولی دوست دارم اول این کار را بکنم &#8211; همچنین از آقای ابراهیمی عزیز که جزو اولین حامیان ما بودند؛ اولین باری که من آگهی کافه راوی را برای ایشان فرستادم، هیچ‌وقت ایشان را ندیده بودم و پاسخی دریافت نکردم، ولی وقتی مجلهٔ شهروند آن هفته را گرفتم، دیدم آگهی ما را تمام‌رنگی در صفحهٔ وسط چاپ کرده‌اند؛ خیلی ازشان ممنون بوده و هستیم همیشه.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تبریک می‌گویم به نشر رها برای چاپ دو عنوان جدید کتاب از دو نویسندهٔ خیلی نازنین، و برگزاری این فستیوال. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهم تاریخچهٔ مختصری بگویم، همه‌چیز از یک گروه دانشجویی کوچک شروع شد. چند تن از دانشجویان ایرانی دانشگاه سایمون فریزر سال ۲۰۱۰ دور هم جمع شدند و گروه کوچکی تشکیل دادند برای کتاب‌خواندن. آن موقع، مسئولیت جلسات بر عهدهٔ آقای امین یزدانی بود. جلسات به‌صورت منظم و با نقد و بررسی آثاری از ادبیات داستانی معاصر فارسی برگزار می‌شد. بعد از یک سال و نیم، مسئولیت نشست‌ها به آقای سعید صابری منتقل شد. از سپتامبر ۲۰۱۲ هم دوست عزیزمان آقای وحید ذاکری که اینجا هستند، مسئولیت جلسات را به‌عهده گرفتند. بعد از اینکه وحید عزیز مسئولیت را به‌عهده گرفت، شکل جلسات یک مقداری تغییر کرد، صفحات مجازی شروع به کار کرد، تبلیغات یک مقداری جدی‌تر شد، اسم گروه کتاب‌خوانی از باشگاه کتاب‌خوانی دانشجویان سایمون فرِیزِر به «کافه راوی» تغییر کرد و می‌شود گفت که گروه شکل جدیدتر و منسجم‌تری به خود گرفت. هدف هم قبلاً خواندن ادبیات معاصر فارسی بود ولی بعد از اینکه وحید عزیز مسئولیت جلسات را به عهده گرفتند، ادبیات کلاسیک فارسی و ادبیات داستانی غیرفارسی هم اضافه شد. شرط انتخاب آثار غیرایرانی هم این بود که ترجمهٔ فارسی آن‌ها موجود باشد تا اگر دوستانی به زبان‌های بیگانه تسلط ندارند بتوانند آثار را مطالعه کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نام این گروه شد «کافه راوی» و از زیر چتر دانشگاه خارج شد. مسئولیت جلسات از شکل فردی به شکل گروهی تغییر کرد، و شورای گردانندگان، مسئولیت هماهنگی، برگزاری جلسات، دعوت از مهمانان، تبلیغات و&#8230; را به عهده گرفتند. تا اینکه رسیده به ما؛ مثل مشعلی منتقل شده. الان وحید ذاکری عزیز، محمدرضا فخرآبادی عزیز، سمر عطارچی عزیز و من سعی می‌کنیم که جلسات را به‌صورت خیلی منظم برگزار کنیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سعی کرده‌ایم نظم و استمرار داشته باشیم؛ خیلی سخت است. تا جایی که اطلاع داریم شاید [کافه راوی] قدیمی‌ترین گروه کتاب‌خوانی ونکوور است که جلساتش اصلاً متوقف نشده است. شرکت در جلسات برای عموم آزاد است و به‌صورت کاملاً عمومی تبلیغ می‌شود؛ آگهی‌ها در نشریهٔ رسانهٔ همیاری اعلام می‌شود، قبلاً در نشریهٔ شهرگان هم اعلام می‌شد. صفحات مجازی &#8211; اینستاگرام، فیس‌بوک و تلگرام &#8211; فعال است و برنامه‌ها در آنجا اعلام می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شکل جلسات تعاملی است، و بنا بر این است که شرکت‌کنندگان کتاب‌ها و داستان‌ها را از قبل خوانده باشند و همه بتوانند در بحث و گفت‌وگو شرکت کنند. سعی کرده‌ایم که جلسات دوستانه باشد. نقدهای تند و تیزی تا حالا نداشته‌ایم که کسی برنجد و گروه ما را به این دلیل ترک کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهار سال پیش با همه‌گیری کرونا و تعطیل‌شدن دیدارهای منظم گروهی، ما هم دیدارها و نشست‌هایمان را به مجازی تغییر دادیم و جلسات بر بستر (پلتفرم) زوم ادامه پیدا کرد تا سال گذشته که کتاب‌فروشی پان‌به، آقای زمانی عزیز، این امکان را به ما دادند که جلسات به‌صورت حضوری در این کتاب‌فروشی برگزار بشود، ولی کماکان جلسات به‌صورت مجازی هم برگزار می‌شود برای کسانی که در ونکوور نیستند یا در ونکوور هستند و امکان حضور ندارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نحوهٔ برگزاری جلسه این است که ابتدا اثری ادبی معرفی می‌شود و از قبل اعلام می‌شود. مثلاً برنامهٔ بعدی ما «بچهٔ رُزمری»‌ است و ۳۱ مه قرار است این کتاب را در کتاب‌فروشی پان‌به به بحث بگذاریم. برای دسترسی به کتاب هم می‌توانید آن را از کتاب‌فروشی پان‌به خریداری کنید. این کتاب به‌صورت کاغذی و الکترونیک موجود است. معمولاً به‌این ترتیب است که داستان اعلام می‌شود و کسانی که علاقه‌مندند وقت کافی دارند که آن را مطالعه کنند و در جلسه شرکت کنند. معیار انتخاب اولاً اینکه فقط «ادبی» است، و آثار انتخابی باید در حیطهٔ ادبیات جدی باشند. حالا ادبیات جدی یعنی چه؟ یعنی ادبیاتی که کمابیش به‌وسیلهٔ منتقدان آثاری با ارزش‌های هنری و شاخصه‌های ادبی شناخته شده باشند. از هدف‌های ثانویه‌ هم این است که به‌جز نویسندگان مطرح و بزرگ ادبیات فارسی که ما کتاب‌هایشان را می‌خوانیم و بررسی می‌کنیم، مثل آقای محمدعلی عزیز و شهرنوش پارسی‌پور عزیز که مهمانان ما بودند و خیلی از نویسندگان برجستهٔ دیگر، </span><span style="font-weight: 400;">ما آثار نویسندگا</span><span style="font-weight: 400;">ن دیگری را هم که کمتر شناخته شده‌اند و در آغاز راه‌اند، بررسی می‌کنیم؛ خیلی از آن‌ها مهمان ما بوده‌اند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای ما همیشه کیفیت جلسات بیشتر مهم بوده است تا تعداد شرکت‌کنندگان و تعداد جلسات، و حامیان زیادی هم داشته‌ایم؛ حامی اول و اصلی‌مان هم دانشگاه سایمون فریزر بود که به ما این امکان را داد که این کلوپ را داشته باشیم؛ اینجا دانشگاه‌ها دانشجویان را خیلی تشویق می‌کنند که گروه‌ها و کلوپ‌هایی را که دوست دارند تشکیل بدهند و فعالیت بکنند. بعد هم کتاب‌فروشی پان‌به، آقای زمانی، خیلی به ما لطف داشته‌اند، مکان را در اختیار ما قرار داده‌اند و در تبلیغات ما را یاری‌ کرده‌اند. نشریهٔ شهروند بی‌سی یا شهرگان، آقای ابراهیمی عزیز، نشریهٔ رسانهٔ همیاری و نشر رها، که ما بسیار از آن‌ها ممنونیم، و در تمام این سال‎‌ها ما از حمایت‌های معنوی آقای محمدعلی برخوردار بوده‌ایم و بسیار بسیار آقای دکتر سجودی به ما لطف داشته‌اند. خیلی از جلسات ما که با شور و حرارت برگزار شد، به‌خاطر حضور و وجود ایشان بود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>محمدرضا فخرآبادی</b><span style="font-weight: 400;">، از دیگر مدیران گروه کتاب‌خوانی کافه راوی، نیز توضیحاتی دربارهٔ این گروه و برنامهٔ آتی آن داد: «سلام، باید عذرخواهی بکنم بابت عدم حضور آقای رضوانی، ما سؤال هم طراحی کرده بودیم که از ایشان بپرسیم و مطمئن بودم که حتماً جلسه خوبی می‌شد، ولی متأسفانه موردی اضطراری برایشان پیش آمده است که نتوانستند در این جلسه حضور داشته باشند و از این بابت، از شما عذرخواهی می‌کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که دوستم مرال جان گفتند، بعد از حدود ده سال خواندن ادبیاتِ به‌نسبت جدی‌ترِ ایران و جهان، الان متمرکز شده‌ایم روی ادبیات ژانر و چند وقتی است که داریم این نوع ادبیات را می‌خوانیم و یکی از ادبیات ژانر هم که دوست داشتیم سراغش برویم و کمتر جامعهٔ ادبی سراغش </span><span style="font-weight: 400;">می‌روند، ادبیات وحشت و دلهره است. انتخابمان هم خیلی زیاد است، ولی انتخابی که کمی وجه هنری هم داشته باشد، کتاب «بچهٔ رُزمری» بود که</span><span style="font-weight: 400;"> البته از مترجم کتاب هم می‌شود حدس زد؛ آقای محمد قائد، </span><span style="font-weight: 400;">جستارنویس بسی</span><span style="font-weight: 400;">ار معروف در ایران، که کتاب را ترجمه کرده‌اند و در ابتدایش هم توضیح داده‌اند که چرا آن را ترجمه کرد‌ه‌اند. البته من توصیه می‌کنم توضیحات ایشان را در آخر بخوانید اگر که دوست دارید در جلسهٔ ما شرکت کنید. ولی نکته‌ای که می‌خواستم بگویم این است که ما دو جلد از این کتاب را اینجا داریم و دوست داریم آن‌ها را به هر کسی مایل است در جلسه آیندهٔ ما شرکت کند، تقدیم بکنیم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>محمدرضا فخرآبادی </b><span style="font-weight: 400;">با طرح سؤالی گفت هر کس جواب صحیح به آن داد، دو جلد کتاب را به آن‌ها تقدیم خواهد کرد. سؤال این بود که «نام دو کتاب در حوزهٔ ادبیات وحشت یا نزدیک به ادبیات وحشت را در ادبیات ایران معرفی کنید.» در نهایت دو نسخه از کتاب «بچهٔ رُزمری» به دو شرکت‌کننده در جلسه تعلق گرفت که کتاب‌های «همنوایی شبانهٔ ارکستر چوب‌ها» نوشتهٔ رضا قاسمی و «ملکوت» نوشتهٔ بهرام صادقی را در پاسخ به سؤال مطرح‌شده نام بردند. </span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-22877" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=500%2C500" alt="پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2024/05/%D9%85%D8%B1%D8%A7%D9%84-%D8%AF%D9%87%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * * * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان این نشست، سیما غفارزاده بار دیگر از همراهان برگزاری این جشنواره و استقبال فارسی‌زبانان ونکوور برای حمایت از این حرکت فرهنگی تشکر و قدردانی کرد و همچنین از امیر عرب و تیم ایشان (Hana Film Productions) برای فیلمبرداری و علی حقیقت‌جو (Capilano Photography) برای عکاسی برنامه سپاسگزاری کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از پایان نشست‌های ادبی علاقه‌مندان بار دیگر به میزهای کتاب سر زدند و کتاب‌های مورد علاقه‌شان را خریداری کردند. عده‌ای هم از حضور مریم رئیس‌دانا نویسندهٔ کتاب «شهر کریستال» استفاده کرده و کتاب‌هایشان را به امضای او رساندند. در پایان برنامه، شرکت‌کنندگان به تجمع اعتراضی در محکومیت صدور حکم اعدام برای توماج صالحی در مقابل آرت گالری ونکوور ملحق شدند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">گزارش کامل نشست‌های ادبی این جشنواره را در اینجا ببینید:<br />
</span></p>
<p><iframe class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/bf8G07ZMehs?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/">پاسداشتِ چند دهه تلاش برای روشن‌ نگه‌داشتن چراغ نشر کتاب‌های فارسی در غربت؛ گزارش کامل نخستین جشنوارهٔ کتاب فارسی ونکوور</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/12/%d9%be%d8%a7%d8%b3%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%90-%da%86%d9%86%d8%af-%d8%af%d9%87%d9%87-%d8%aa%d9%84%d8%a7%d8%b4-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%86-%d9%86%da%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22863</post-id>	</item>
		<item>
		<title>گزارشی از نمایشگاه آثار افشین سبوکی در کافه کجا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/07/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/07/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 26 Jul 2023 03:54:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[انیمیشن]]></category>
		<category><![CDATA[ایران ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان موفق]]></category>
		<category><![CDATA[کارتون]]></category>
		<category><![CDATA[کاریکاتور]]></category>
		<category><![CDATA[کافه کجا]]></category>
		<category><![CDATA[نورث‌ ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=21043</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – نورث ونکوور کافه کجا در نورث ونکوور تا پایان ماه ژوئیهٔ ۲۰۲۳ میزبان نمایشگاه آثار افشین سبوکی، انیماتور، کارتونیست و کاریکاتوریست ساکن ونکوور است. این نمایشگاه از ابتدای ماه ژوئیه آغاز شده و در روز ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳ رسماً افتتاح شد و با استقبال خوب علاقه‌مندان ایرانی و غیرایرانی مواجه شده است. افشین سبوکی دربارهٔ هدف از برگزاری این نمایشگاه می‌گوید: «این نمایشگاه کارتون با هدف نشان‌دادن تضادها و چالش‌هایی که...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/07/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1/">گزارشی از نمایشگاه آثار افشین سبوکی در کافه کجا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هومن کبیری پرویزی</a> – نورث ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کافه کجا در نورث ونکوور تا پایان ماه ژوئیهٔ ۲۰۲۳ میزبان نمایشگاه آثار افشین سبوکی، انیماتور، کارتونیست و کاریکاتوریست ساکن ونکوور است. این نمایشگاه از ابتدای ماه ژوئیه آغاز شده و در روز ۹ ژوئیهٔ ۲۰۲۳ رسماً افتتاح شد و با استقبال خوب علاقه‌مندان ایرانی و غیرایرانی مواجه شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افشین سبوکی دربارهٔ هدف از برگزاری این نمایشگاه می‌گوید: «این نمایشگاه کارتون با هدف نشان‌دادن تضادها و چالش‌هایی که فرهنگ‌های باستانی در مواجهه با زندگی مدرن دارند، برگزار شده است. در هر تابلوی این نمایشگاه، تلاش شده است تا جنبه‌هایی از این تضادها به‌صورت خلاقانه و با استفاده از طنز سیاه به تصویر کشیده شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با استفاده از قابلیت اغراق و طنز در کارتون‌ها، چالش‌های مختلفی در مورد گذشته در برابر زندگی مدرن به تصویر کشیده شده و با نگاهی جدید به موضوعاتی مانند مهاجرت، تکنولوژی، تغییرات اجتماعی، روابط اجتماعی، تفاوت‌های نظری و فرهنگی و دیگر موارد مرتبط اشاره می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نوع نمایشگاه‌ها با استفاده از طنز سیاه و خلاقیت در کارتون‌ها، اغلب به‌منظور آگاه‌سازی و تأمین بستری برای بحث و تبادل نظر دربارهٔ مسائل جامعه و مسائل فرهنگی برگزار می‌شوند.»</span></p>
<figure id="attachment_21044" aria-describedby="caption-attachment-21044" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21044" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?resize=500%2C333" alt="افشین سبوکی در نمایشگاه آثارش - کافه کجا، نورث ونکوور" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C-1.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-21044" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">افشین سبوکی در نمایشگاه آثارش &#8211; کافه کجا، نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افشین سبوکی برندهٔ جوایز متعددی از جشنواره‌های داخل و خارج از ایران است. از آن‌جمله او توانسته است از مسابقاتی در ایتالیا، ترکیه، چین و کانادا لوح تقدیر یا جوایزی دریافت کند. از تازه‌ترین مقام‌های او در جشنواره‌های بین‌المللی، کسب مقام سوم از هفدهمین دورهٔ مسابقهٔ بین‌المللی کارتون مطبوعاتی 17th World Press Freedom International Editorial Cartoon Competition از کانادا در سال ۲۰۱۷ بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین نمایشگاه‌هایی از آثار افشین سبوکی در خارج از ایران برگزار شده است که از جملهٔ آن‌ها نمایشگاه برگزارشده در دانشگاه ایندیانا، ایندیاناپُلیس، آمریکا در سال ۲۰۰۶ و نمایشگاه سال ۲۰۱۰ در سالن Silk Purse Arts Centre وست ونکوور بوده است. او همچنین در دو دورهٔ فستیوال بین‌المللی کارتون تهران جزو هیئت داوران بوده‌ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افشین سبوکی زادهٔ شیراز است. از همان کودکی به طراحی علاقه‌مند شد. زمانی‌که در رشتهٔ نقاشی در دانشکدهٔ هنرهای زیبای دانشگاه تهران تحصیل می‌کرد، در سال‌های آخر تحصیلش به‌همت دانشجویان علاقه‌مند به انیمیشن ازجمله خودش، استودیو کوچکی در دانشکده ایجاد کردند و او اولین کارهای انیمیشن خود را در آنجا تجربه کرد. بعد از آن، فعالیت مطبوعاتی‌اش به‌عنوان کارتونیست و کاریکاتوریست شروع شد. او در گروه طراحی روزنامهٔ همشهری در کنار هنرمندانی چون اسد بیناخواهی، علی جهانشاهی، علی مریخی و نیک‌آهنگ کوثر به‌مدت ۱۲ سال کار کرد و در کنار آن با مجلاتی چون طنز و کاریکاتور، کیهان کاریکاتور و… همکاری کرد. آخرین نشریه‌ای در ایران که با آن همکاری داشت، روزنامهٔ شرق بود که در آن زمان دبیر سرویس طرح و کارتون آن بود. او همچنین در کنار فعالیت مطبوعاتی با تعدادی استودیو انیمیشن به‌عنوان طراح کاراکتر و انیماتور کار کرد و نیز در ساخت و کارگردانی چند انیمیشن تبلیغاتی همکاری کرد. در سال ۲۰۰۴ برای ادامهٔ تحصیل در رشتهٔ انیمیشن در دانشگاه هنر پذیرفته شد، ولی به‌خاطر مهاجرت به کانادا تحصیلات تکمیلی‌اش در ایران نیمه‌تمام ماند.</span></p>
<figure id="attachment_21046" aria-describedby="caption-attachment-21046" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-21046" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Cartoon_2.jpg?resize=500%2C375" alt="تعدادی از آثار منتشرشدهٔ افشین سبوکی در «رسانهٔ همیاری»" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Cartoon_2.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Cartoon_2.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-21046" class="wp-caption-text"></span> <span style="font-family: sahel;">تعدادی از آثار منتشرشدهٔ افشین سبوکی در «رسانهٔ همیاری»</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در سال ۲۰۰۵ به ونکوور آمد و در چند دوره کلاس در زمینهٔ انیمیشن ازجمله در Van Art، ‏BCIT و دانشگاه کپیلانو مهارت‌هایش را تقویت کرد. او در ساخت انیمیشنی دربارهٔ محمود احمدی‌نژاد پس از انتخابات جنجال‌برانگیز سال ۱۳۸۸ در ایران، مشارکت کرد که این انیمیشن با استقبال بسیار زیادی مواجه شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افشین سبوکی در حال حاضر در کانادا در زمینهٔ طراحی انیمیشن فعالیت می‌کند و تاکنون در چندین سریال تلویزیونی انیمیشن ازجمله Teen Titans Go!‎، ‏‏Transformers،‏ Rescue Bots‏، Supernoobs‏، Chuck’s Choice‏، Carmen Sandiego‏، The Bravest Knight‏، 16th Hudson و Star Trek: Lower Decks مشارکت کرده است که این سریال‌ها از شبکه‌های پرطرفدار تلویزیونی و پخش آنلاین مانند Netflix، ‏ CTV Sci-Fi و Crave پخش شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در کانادا در کنار حرفهٔ‌ اصلی‌اش که طراحی انیمیشن است، با چند نشریهٔ فارسی‌زبان ازجمله رسانهٔ همیاری همکاری داشته‌ و در سال‌های اخیر چندین اثر از او در این نشریه منتشر شده است. از آن جمله طرح او برای مطلب ویژه‌ای دربارهٔ قانون مرگ به‌دلیل قصور در بریتیش کلمبیا بود که این مطلب به مرحلهٔ نهایی سی و ششمین دورهٔ جوایز روزنامه‌نگاری جک وبستر در سال ۲۰۲۲ راه یافت و ترجمهٔ انگلیسی آن هم منتشر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین چندین طرح دربارهٔ خیزش «زن، زندگی، آزادی» از او در نشریهٔ رسانهٔ همیاری منتشر شد و دو کاریکاتور او از ایرج‌ پزشک‌زاد، نویسندهٔ فقید، و کیومرث پوراحمد، کارگردان فقید، روی جلد این مجله کار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-21045" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Covers.jpg?resize=500%2C215" alt="گزارشی از نمایشگاه آثار افشین سبوکی در کافه کجا" width="500" height="215" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Covers.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/07/Sabouki_Covers.jpg?resize=300%2C129&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او همچنین با نشریات و رسانه‌های آنلاین ازجمله خودنویس، بی‌بی‌سی فارسی و کمپین حقوق بشر برای ایران همکاری داشته‌ است و مدتی هم برای نشریاتی چون Jewish Independent و The Source تصویرگری مقالات و گهگاه طراحی روی جلد کار کرده‌ است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آثار افشین سبوکی، تا پایان ماه ژوئیهٔ ۲۰۲۳ در ساعات کاری کافه کجا، واقع در نورث ونکوور در آدرس زیر برای بازدید و خرید به نمایش گذاشته شده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎239 St Georges Ave, North Vancouver, BC V7L 4T4</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/07/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1/">گزارشی از نمایشگاه آثار افشین سبوکی در کافه کجا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/07/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%b4%db%8c%d9%86-%d8%b3%d8%a8%d9%88%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">21043</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/06/27/%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%8c-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/06/27/%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%8c-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Jun 2023 02:07:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[Rahaa Publishing]]></category>
		<category><![CDATA[اد هال]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[افشین صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[البرز رحمانی]]></category>
		<category><![CDATA[امیر حسن زاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیر حسن‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان بد]]></category>
		<category><![CDATA[امیرحسین یزدان‌بُد]]></category>
		<category><![CDATA[بهاره دهکردی]]></category>
		<category><![CDATA[بهرام مرادی]]></category>
		<category><![CDATA[بهنام ناصری]]></category>
		<category><![CDATA[بونیتا زاریلو]]></category>
		<category><![CDATA[بوی برگ شمعدانی]]></category>
		<category><![CDATA[بیژن رحمانی]]></category>
		<category><![CDATA[بیژن صفدری]]></category>
		<category><![CDATA[پورت مودی]]></category>
		<category><![CDATA[ترانه وحدانی]]></category>
		<category><![CDATA[جمال صلواتی کردستانی]]></category>
		<category><![CDATA[حسن صفدری]]></category>
		<category><![CDATA[حسین آتش پرور]]></category>
		<category><![CDATA[حسین آتش‌پرور]]></category>
		<category><![CDATA[حسین زلیخاپور]]></category>
		<category><![CDATA[حطابه های راه راه]]></category>
		<category><![CDATA[خسرو دوامی]]></category>
		<category><![CDATA[خطابه های راه راه]]></category>
		<category><![CDATA[خطابه‌های راه‌راه]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[رحمان چوپانی]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[سینا اتحاد]]></category>
		<category><![CDATA[شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان]]></category>
		<category><![CDATA[شقایق محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[علی رادبوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزان سجودی]]></category>
		<category><![CDATA[فرهاد زلیخاپور]]></category>
		<category><![CDATA[فرهاد صوفی]]></category>
		<category><![CDATA[فریبا فرجام]]></category>
		<category><![CDATA[فین دانلی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیک]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب الکترونیکی]]></category>
		<category><![CDATA[مجید میرزایی]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[مرتضی مشتاقی]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رئیس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مریم رییس‌دانا]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سینایی فر]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سینایی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[منیرو روانی پور]]></category>
		<category><![CDATA[منیرو روانی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهرداد مجیدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناصر زراعتی]]></category>
		<category><![CDATA[نسیم خاکسار]]></category>
		<category><![CDATA[نشر رها]]></category>
		<category><![CDATA[نوشا وحیدی]]></category>
		<category><![CDATA[نیکی فتاحی]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=20842</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها ترانه وحدانی – پورت مودی عکس‌ها از افشین صادقی و مهرداد مجیدی (با حمایت شرکت ساید) برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی به‌همراه رونمایی از دو کتاب نشر رها، «خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام» نوشتهٔ محمد محمدعلی و «شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان» نوشتهٔ نوشا وحیدی، یکشنبه‌شب هجدهم ژوئن ۲۰۲۳ در سالن اینلت تیاتر واقع در شهر پورت مودی برگزار شد. گزارش ویدیویی این برنامه...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/06/27/%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%8c-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87/">ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%88%d8%ad%d8%af%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">ترانه وحدانی</a> – پورت مودی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">عکس‌ها از افشین صادقی و مهرداد مجیدی (با حمایت <a href="https://farsi.theside.biz/" target="_blank" rel="noopener">شرکت ساید</a>)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی به‌همراه رونمایی از دو کتاب نشر رها، «<a href="https://rahaa.pub/?page_id=1200" target="_blank" rel="noopener">خطابه‌های راه‌راه: داستانی ناتمام</a>» نوشتهٔ محمد محمدعلی و «<a href="https://rahaa.pub/?page_id=1193" target="_blank" rel="noopener">شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان</a>» نوشتهٔ نوشا وحیدی، یکشنبه‌شب هجدهم ژوئن ۲۰۲۳ در سالن اینلت تیاتر واقع در شهر پورت مودی برگزار شد.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">گزارش ویدیویی این برنامه را در اینجا ببینید:</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/lgrackrgymw?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">این برنامه با حضور </span><b>اِد هال (Ed Hall)</b><span style="font-weight: 400;">، رئیس اقوام بومی </span><span style="font-weight: 400;">کوئیکُئِتلم</span><span style="font-weight: 400;"> (kʷikʷəƛ̓əm First Nation)، و ایراد سخنانی از طرف وی به‌زبان‌های انگلیسی و بومی، آغاز شد. او ضمن خوشامدگویی به حاضران </span><span style="font-weight: 400;">ابراز خوشحالی کرد که از طرف فرهاد صوفی برای گشایش این مراسم نکوداشت دعوت شده است، و سپس کمی دربارهٔ سِمَتش و قلمرو قوم خود و نیز زبان آنان سخنان کوتاهی ایراد کرد.</span></span></p>
<figure id="attachment_20845" aria-describedby="caption-attachment-20845" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20845" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%90%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D9%84.jpg?resize=333%2C500" alt="اِد هال (Ed Hall)، رئیس اقوام بومی کوئیکُئِتلم" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%90%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D9%84.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%90%D8%AF-%D9%87%D8%A7%D9%84.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20845" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">اِد هال (Ed Hall)، رئیس اقوام بومی کوئیکُئِتلم</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس ویدیوی کوتاهی پخش شد که شامل گزیده‌ای از پیام‌های </span><b>علی رادبوی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن آمریکا، </span><b>مسعود سینایی‌فر</b><span style="font-weight: 400;">، منتقد و مدرس ادبیات داستانی ساکن ایران، </span><b>خسرو دوامی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن آمریکا، و </span><b>حسن (بیژن) صفدری</b><span style="font-weight: 400;">، شاعر و مترجم ساکن ایران، به‌مناسبت بزرگداشت استاد محمدعلی بود*</span><span style="font-weight: 400;">. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن مجری برنامه، </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;">، به روی صحنه آمد و برنامه را رسماً آغاز کرد. وی ابتدا با تصدیق برگزاری برنامه در مکانی که بر زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی بنا شده گفت: «خوش آمدید بر زمینی که بدون اجازهٔ صاحب‌خانه قدم بر آن گذاشتیم. امروز در زمین‌های واگذارنشدهٔ مردمان بومی کوئیکُئِتلم، اِس‌لِی-واتوث، ماسکوئیم، اسکوامیش، کَتزی، کوانْتْلِن، کیکایْت، و اِستالو جمع شده‌ایم. در ابتدا از مردمان این زمین‌ها سپاسگزاریم که ما، میهمانان ناخوانده را میزبان‌اند.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آن او ضمن گرامیداشت یاد جانباختگان چهار دههٔ گذشته، گفت: «یاد می‌کنیم از تمام انسان‌های بی‌گناهی که در ۴۴ سال گذشته تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران جان پاک خود را از دست دادند، یا زندانی و شکنجه شدند، تنها برای آنکه ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود را طلب کرده‌اند؛ همهٔ آن‌هایی که در تابستان ۶۷ اعدام شدند، در قتل‌های زنجیره‌ای ۷۷، در اعتراضات خرداد ۸۸ و ماه‌ها پس از آن، در دی‌ماه ۹۶، آبان ۹۸، سرنگونی پرواز پی‌اس۷۵۲، و حال در جدیدترین مرحلهٔ مبارزات مردم ایران یعنی انقلاب «زن، زندگی آزادی» متأسفانه همچنان شاهد کشتار و سرکوب مردم خصوصاً زنان و دختران‌ایم. یاد تک‌تک این عزیزان را گرامی می‌داریم.»</span></p>
<figure id="attachment_20846" aria-describedby="caption-attachment-20846" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20846" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="بهاره دهکردی، مجری برنامه" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A8%D9%87%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%AF%D9%87%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20846" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">بهاره دهکردی، بازیگر و کارگردان &#8211; مجری برنامه</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> در معرفی اولین سخنران برنامه گفت: «قدر موی سپید را باید دانست، در خانه‌ای که بزرگ‌ترها کوچک بشوند، هیچ‌گاه کوچک‌ترها بزرگ نخواهند شد. قدر بدانیم کسانی که به‌خاطر ما رنجیدند، لرزیدند، عرق کردند و پا به سن گذاشتند و به‌خاطر ما گریه‌ها کردند و هیچ‌گاه به ما چیزی نگفتند. سر ادب و احترام خم می‌کنم خدمت همهٔ پدران عزیز و محترم حاضر در این جمع و حضار گرامی. امروز بزرگداشت استاد محمدعلی است و روز پدر. به این بهانه، شقایق محمدعلی را دعوت می‌کنم روی صحنه بیایند تا در خدمتشان باشیم.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شقایق محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;"> یادداشت خود با عنوان «خلوت یک نویسنده» را برای حضار خواند: «برای من و خواهرم مهرنوش، «نویسنده‌بودن محمد محمدعلی» مفهومی انتزاعی است. مثل حسی تجربی و گنگ وقتی عکسش را پشت جلد کتابش می‌بینیم یا وقتی به دخترانمان می‌گوییم پدربزرگتان نویسنده‌ای ایرانی است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای ما «نوشتن» او است که با گوشت و خونش عجین شده و ملموس و واقعی می‌نماید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نشسته پشت میز کار، میان دود سیگار پشتِ سیگار، خودکار بیک آبی را محکم روی کاغذ فشار می‌دهد و قلم بی‌شتاب و سر صبر، کلمه‌به‌کلمه جلو می‌رود. گاهی سرش را بالا می‌آورد، رو به سقف، رو به دیوار روبه‌رو یا به ما خیره نگاه می‌کند. بی‌هیچ حرفی. از نگاهش معلوم نیست ترسیده یا می‌خواهد کسی را بترساند، یا هر دو.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نوجوان که بودیم، به‌شوخی می‌گفتیم وقتی پلک نمی‌زند، شاید چشم‌درچشم با کاراکتری از داستان‌هایش حرف می‌زند. به‌شوخی می‌گفتیم خانه‌مان کاروانسرای «موجودات خیالی» است که گوشه‌وکنار خانه با ما زندگی می‌کنند. منصور بیتل حول‌وحوش میز کارش می‌چرخد و نوشته‌هایش را دزدکی می‌خواند. صفیه‌خانم از پشت پنجره به درخت شاتوت حیاط نگاه می‌کند و ناصر رزاقی، هر روز ساعت ۷ صبح همراهش سوار اتوبوس اداره می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا وقت نوشتن تنهاست؟ چون تنهاست می‌نویسد؟ چطور به این زندگی پرمشغله فهمانده که مشتاق و سزاوار هر فرصتی است برای بازگشتن به این خلوت؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید میز کار، خودکار بیک، سیگار بهمن و لیوان چایی چون مهره‌های تیرهٔ پشت سرپا نگاهش می‌دارند، که توانسته بعد از مرگ برادرانش بنویسد، بعد از مرگ دوستانش، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده، بنویسد، بعد از پیاده‌شدن از اتوبوس ارمنستان با همان نگاه ترسیده و ترساننده بنویسد.</span></p>
<figure id="attachment_20847" aria-describedby="caption-attachment-20847" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-20847 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="شقایق محمدعلی، نویسنده، بازیگر و کارگردان - دختر بزرگ استاد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B4%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20847" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">شقایق محمدعلی، نویسنده، بازیگر و کارگردان &#8211; دختر بزرگ استاد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نوشتن… باز نوشتن… خط‌زدن یک کلمه، یک ویرگول، یک صفحه و باز نوشتن… مچ دستی که یک متن را چندین و چندباره نوشته، از لذت قوام‌آمدن آن آرام می‌گیرد یا مانده است که چرا با این‌همه درد باز م</span><span style="font-weight: 400;">ی‌نویسد؟ اصلاً می‌داند مچ دست یک نویسندهٔ جهان‌سومی است که او را قلم‌شکسته می‌خواهند؟</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من و خواهرم نمی‌دانیم مچ دستش به چه فکر می‌کند. ولی خودش همیشه با ما صادق بوده، از خاطرات خوش و ناخوش کودکی و نوجوانی‌اش گفته و از حسرت‌ها و آرزوهایش. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همیشه قدرشناس مادرمان است، همسری همدل و همراه در ساختن خانه‌ای در جهانی امن و تابناک. سرزمین ادبیات، با زبانی مشترک و جهانی، عاشق‌ترین انسان‌ها را کنار هم جای می‌دهد. ما همه مهاجران این سرزمینیم، با عطشی مشترک برای کنکاش در ذهن آدمی، با تب‌وتابی برای راه‌رفتن میان «واقعیت و رؤیا». و در این سرزمین، او هم شاگرد و هم معلم خوبی است. متعهد به همیشه‌آموختن و بی‌دریغ در آموزش، که انسان‌ها، تجربه‌ها و خاطرات را پیوسته و متصل می‌بیند. تأثیرپذیری و تأثیر‌گذاری راز اوست برای جنگ با اهریمن تاریکی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نوشتن برای او، نه سکون و سکوت، که آغاز حرکت است. سایه‌ات همیشه مستدام، جاری و پویا.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «سرودن شعر و زمزمه‌کردن نجواهای کسانی که هیچ‌گاه از تونل بی‌انتهای وحشت و مرگ بیرون نیامدند، بخش گریزناپذیر کارنامهٔ </span><b>مجید میرزایی</b><span style="font-weight: 400;"> است. ذهن و زبان شعر، رنج و شور و امید را برای او در هم سرشت.» و از میرزایی خواست تا به روی صحنه برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مجید میرزایی</b><span style="font-weight: 400;"> صحبتش را با جمله‌ای از شاملو آغاز کرد: «من به هیئت «ما» زاده شدم.» و با سپاس از نشر رها برای برگزاری مراسم نکوداشت محمد محمدعلی گفت مایل است تا از وجهی از زندگی و کار محمدعلی سخن بگوید که شاید در سخنان دیگر دوستان بازتاب پیدا نکند و آن محمد محمدعلی به‌عنوان عضو مؤثر و فعال کانون نویسندگان ایران است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او با اشاره به اولین دیدارش با محمدعلی گفت: «من اولین بار آقای محمدعلی را در پائیز ۱۳۶۷ در خانهٔ دوست شاعری در تهران دیدم. جمعی از اهل قلم گرد آمده بودند و در باب نوشتن از هر دری سخنی می‌رفت. میزبان از من خواست که چند شعر بخوانم و من چنان کردم. پس از خواندن اشعارم آقای محمدعلی چنان مهربانانه و مشوقانه سخن گفت که من با انرژی حاصل از آن هنوز از کوه‌ها و سنگلاخ‌ها بالا می‌روم. این نگاه مشفقانه و مهربان اما تنها حاصل مهربانی ذاتی محمدعلی، که جزئی جدایی‌ناپذیر از شخصیت اوست، نبود بلکه بازتاب نگاه و زندگی کانونی محمد محمدعلی است.</span></p>
<figure id="attachment_20848" aria-describedby="caption-attachment-20848" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20848" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="مجید میرزایی، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران (در تبعید) " width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%B2%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20848" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">مجید میرزایی، شاعر و عضو کانون نویسندگان ایران (در تبعید)</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمدعلی عضو پایدار و مؤثر کانون نویسندگان ایران است که در دور دوم فعالیت این نهاد، جدا از ایفای نقش مُنشی و مسئول امور مالی کانون، حضوری پُررنگ و اثرگذار در جهت‌گیری‌های آزادیخواهانهٔ کانون، به‌ویژه در تهیه و انتشار متونی چون «ما نویسنده‌ایم» و یا «فراخوان فرزانگان» داشته است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">میرزایی افزود: «سخن‌گفتن از آزادی بی‌قیدو</span><span style="font-weight: 400;">شرط اندیشه و بیان، یعنی ایستادن به تمام قامت در برابر غول استبداد. در محیطی که فرهنگِ غالب، شه</span><span style="font-weight: 400;">روند را </span><span style="font-weight: 400;">جان‌نثار و خوب در ق</span><span style="font-weight: 400;">درت و قدرتمدار می‌</span><span style="font-weight: 400;">خواهد، ش</span><span style="font-weight: 400;">هامت سخن‌گفتن از آزادی اندیشه و دیگراندیشی برای همگان یعنی پاگذاشتن بر دُم دیو و دژخیم. فرامرز سلیمانی شاعر گفته بود «شعر شهادت است» و من فکر می‌کنم باید گفت نوشتن شهادت است. به‌ویژه آنگاه </span><span style="font-weight: 400;">که در صحاری سکوت ص</span><span style="font-weight: 400;">دای لگدمال‌شدگان باشی و در روزگار رواج «باورهای خیس یک مُرده»، «برهنه در باد»</span><span style="font-weight: 400;"> بِدوی،</span><span style="font-weight: 400;"> «نقش پنهان» جنایت آشکار کنی و از «جهان زندگان» سخن بگویی.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او در بخش دیگری از سخنانش گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">یک شاعر و نویسنده، وقتی که در هارمونی و هم‌آوازی با آهنگ مسلط و صدای حاکمان نمی‌خواند، «شر» است و شاعر و نویسنده‌ای که جدا از مخالف‌خوانی از حق دیگران برای دیگرآوازی، از آزادی اندیشه و بیان بی‌هیچ حد و حصر و استثناء برای همگان حرف می‌زند و سازمان می‌دهد، نه «شر مضاعف» بلکه «شر مطلق» است که باید به‌هر نحو ممکن دفع شود. </span><span style="font-weight: 400;">شاعر و نویسندهٔ کانونی در تاریکی ترسناک شمعی می‌افروزد تا هم پرتوی بر شکنجه‌های نهان بیفکند و هم زیبایی‌های مدفون در تاریکی را آشکار سازد و هم صدای ترس‌خورده و آوازهای درگلومانده را جلا و جرئتی تازه بخشد. محمدعلی از زاویهٔ همین نگاه کانونی است که در این‌سوی اقیانوس‌ها هم، هرجا که چراغی برای هنر و فرهنگ می‌افروزد، حضوری پُرفروغ دارد، چه در جمع «آدینه شب»، چه در «انجمن هنر و ادبیات» و چه در کارگاه داستان‌نویسیِ خود.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجید میرزایی در پایان سخنانش این شعر را برای جمع خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">شب،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دیرگاه،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">چراغی خمیده‌پشت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بر جاده‌های شوسهٔ کاغذ گریزناک‌سواری</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌تازد،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">سُم‌نقش پرتپشش</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">نامه‌ای برای یار سال‌های دوری و رؤیا.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و برف نازکی از نور </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شاخ درخت سیب پشت پنجره را </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پوشانده است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">پاورچین</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">فرمانروای تاریکی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">می‌آید</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">دستان به گرد رخ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">رخساره را به شیشه می‌فشرد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و از منافذ بسیارِ پردهٔ توری</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در من به خشم می‌نگرد.</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامهٔ برنامه، </span><span style="font-weight: 400;">ویدیوی کوتاه دیگری پخش شد که شامل پیام‌های </span><b>ناصر زراعتی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن سوئد، </span><b>بهرام مرادی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن آلمان، و </span><b>بهنام ناصری</b><span style="font-weight: 400;">، روزنامه‌نگار ساکن ایران، به‌مناسبت بزرگداشت استاد محمدعلی بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;">، از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها، و نیز یکی از برگزارکنندگان این برنامه، به پشت تریبون رفت، و ضمن سلام و خوشامدگویی به حاضران، و تبریک روز پدر به پدران حاضر در این نشست، چنین گفت: «تصور می‌کنم آشنایی من با استاد محمدعلی به سال ۲۰۱۰ یا ۲۰۱۱ برمی‌گردد، یعنی زمانی‌که گرفتاری‌ها و دغدغه‌های مادربودن؛ مادرِ دو پسر خردسال، کمی به من مجال داد تا در جمع‌ها و برنامه‌های ادبی سرک بکشم و بعدتر بتوانم در شعبهٔ دوم کارگاه داستان‌نویسی در شهر کوکئیتلم در محضر استاد محمدعلی تمرینِ نوشتن بکنم. من جرئت نوشتن، به‌ویژه نوشتنِ داستان و مهم‌تر از همه جرئت خواندن داستان‌هایم در مقابل جمع کوچک کارگاه و بعدتر جرئت دادنِ این داستان‌ها به دوستان و آشنایان برای اینکه بخوانند و نظر بدهند، همه و همه را مدیون استاد محمدعلی هستم.»</span></span></p>
<figure id="attachment_20849" aria-describedby="caption-attachment-20849" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20849" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%87.jpg?resize=333%2C500" alt="سیما غفارزاده، از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%87.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%87.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20849" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">سیما غفارزاده، از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وی در ادامه گفت مایل است با خواندن چند خط از داستان </span><span style="font-weight: 400;">«کوتاه و عاشقانه&#8230; بشود یا نشود؟» به وجه محمدعلی شاعر اشاره کند. چرا که از نظر او این داستان کوتاه سرشار از عشق، به شعری بلند پهلو می‌زند. و سپس بخش آغازین این داستان را خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">ﻣﮕﺮ ﺗﻮ ﺷﺎﮔﺮﺩ منی؟ ﻳﺎ ﻣﻦ ﺍﻟﮕﻮی ﺯﻧﺪگی ﺗﻮﺍَﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺘﺮﺍﻡ ﻭ ﺣﺴﺮﺕ ﻧﮕﺎﻫﻢ می‌کنی؟ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪﺍﺯﻇﻬﺮ می‌آیی ﺭﻭی ﺍﻳﻦ ﭘﺮﭼﻴﻦ ﮐﻪ ﭼﻪ ﺑﺸﻮﺩ ﻳﺎ ﻧﺸﻮﺩ؟ ﻳﮏﺭﻳﺰﻩ ﺟﺎ، ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ می‌کنی، هی ﻧﮕﺎﻩ می‌کنی ﮐﻪ چی ﺑﻪ ﻣﻦ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮیی؟ </span></i><i><span style="font-weight: 400;">تو که بال پرواز داری برو جایی و چه می‌دانم، با گنجشک‌های رودخانه‌ای تن به آب بزن یا نزن ولی پرهای زیر بغلت را بجور و خوش باش. جیک‌جیکت را بکن، لذت ببر&#8230; این‌همه پلک به هم نزن. گردنت را کج نکن و نگاه ناامیدانه به آسمان نینداز، یا بینداز&#8230; نکند می‌دانی که آسمان بی‌یار، برای عاشق قفسی سیاه است که دق‌مرگش می‌کند؟&#8230; حرفم را گوش می‌کنی یا نه؟ در عالم شماها، روزها و ساعت‌ها، فقط یک لحظه است یا یک قرن؟ قرنِ گنجشکی باشد یا نباشد، من دیده‌ام که تو با آن گنجشک نر، تنگ هم از لابه‌لای شاخ‌وبرگ سپیدارهای بلندِ بالادست رودخانه به لابه‌لای ​​سپیدارهای کوتاه این‌طرف رودخانه پر کشیده‌اید یا نکشیده‌اید، اما روی همین پرچین، جلوی چشم من عشق‌بازی کرده‌اید. باز هم دیده‌ام آن گنجشک نر، دیگر نمی‌آید سراغت که پر بکشید یا پر نکشید و عشق‌بازی بکنید یا نکنید، اما با هم باشید و جیک‌جیک مستانه‌تان به آسمان برود، آشیانه بسازی و تخم بگذاری&#8230; او حالا تنهات گذاشته و با آن یکی ماده می‌پرد، یا نمی‌پرد، اما عشق‌بازی می‌کند…</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وی در ادامه خیلی کوتاه دربارهٔ نشر رها گفت: «</span><span style="font-weight: 400;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d8%b1%d9%87%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">نشر رها</a> اوایل ماه مارس گذشته همراه با <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/03/27/%d8%b1%d9%87%d8%a7-%d9%be%d8%a7-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7%db%8c-%d9%86%d8%b4%d8%b1-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d8%b2-%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">رونمایی اولین کتابش رسماً آغاز به کار کرد</a>. کتاب اول ما «ریشه‌ها و نشانه‌ها در نمایش میر نوروزی» نوشتهٔ مرتضی مشتاقی بود. کتاب دوم یعنی مجموعه‌داستان «بوی برگ شمعدانی» نوشتهٔ مجید سجادی تهرانی <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/05/25/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%d8%b4%d8%b3%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">اوایل ماه گذشته رونمایی شد</a>. و امروز به‌عنوان بخشی از این برنامه دو کتاب دیگر یعنی رمان «خطابه‌های راه‌راه، داستانی ناتمام» نوشتهٔ محمد محمدعلی و مجموعه‌داستان «شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان» نوشتهٔ نوشا وحیدی؛ دو کتاب از دو نسل، رونمایی می‌شود.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سیما غفارزاده</b><span style="font-weight: 400;"> پس از خاتمهٔ سخنانش از گروه موسیقی دعوت کرد که به روی صحنه بیایند. گروه موسیقی شامل، </span><b>جمال صلواتی کردستانی</b><span style="font-weight: 400;">، آواز، </span><b>البرز رحمانی</b><span style="font-weight: 400;">، تار، </span><b>سینا اتحاد</b><span style="font-weight: 400;">، ویولن، </span><b>بیژن رحمانی</b><span style="font-weight: 400;">، تنبک، و </span><b>فرهاد زلیخاپور</b><span style="font-weight: 400;">، پیانو، بود. طی این برنامهٔ موسیقی کوتاه دو تصنیف زیبای «سودازده» و «بازگشته» به اجرا درآمد.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20850" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%AF%D8%B1%D9%88%D9%87-%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس بهاره دهکردی ضمن معرفی </span><b>دکتر سعید ممتازی</b><span style="font-weight: 400;">، مشاور و روان‌درمانگر، از وی خواست که به روی صحنه برود و سخنانی دربارهٔ استاد محمدعلی و کتاب جدید ایشان ایراد کند. </span><b>دکتر سعید ممتازی</b><span style="font-weight: 400;"> یادداشتش را با عنوان «روان‌شناسی ارزش‌ها و نیک‌خویی‌ها در کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">خطابه‌های راه‌راه؛ داستانی ناتمام </span></i><span style="font-weight: 400;">جدیدترین اثر محمد محمدعلی» برای حضار خواند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر ممتازی</b><span style="font-weight: 400;"> در بخشی از سخنانش گفت: «</span><i><span style="font-weight: 400;">پذیرفته‌ام که معنای زندگی جز برساختن خود و مرهمی بر زخم دیگران گذاشتن نیست</span></i><span style="font-weight: 400;">. درست همین دو هدف ما را به خواندن داستان می‌کشاند. ما با سطرها و واژه‌های داستان همسفر می‌شویم و با آگاهی و شریک‌شدن در تجربهٔ زیستهٔ دیگران که بخشی از سرنوشت مشترک انسان‌ها را حکایت می‌کند، به کشفی دیگربار از خود به‌عنوان حلقه‌ای از زنجیرهٔ بشریت پی می‌بریم. اینجاست که داستان را به‌مثابه درمانی برای رنج مشترک بشر در تحمل بار هستی می‌دانم. در خطابه‌های راه‌راه، دیگربار با انسان و سرنوشت او در کتابی تازه روبه‌روییم. داستانی غمناک و امیدبخش همچون خود زندگی. محمد محمدعلی در کتاب جدید خود که توسط نشر رها در کانادا منتشر شده است، در قالب داستانی بلند در سه بخش به‌هم‌پیوسته با سه راوی با بیانی صمیمانه، نویسنده را به یکی از افراد اصلی داستان بدل کرده و یک‌بار دیگر استادی و خلاقیت خود را به محک تجربه‌ای جدید آزموده و به خواننده ارائه کرده است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی در ادامهٔ سخنانش دربارهٔ رمان خطابه‌های راه‌راه گفت که با گذر از جنبه‌های خلاق ادبی این اثر به مفاهیم انسانی سرشته‌شده در این داستان پرداخته است، که خلاصه‌ای از آن در اینجا آمده است:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«۱- شجاعت: این ویژگی والا را در برابر ریاکاری و تملق قدرت آورده‌ام. از زبان راوی می‌شنویم: «چرا باید احساس خوف کنم از کسانی که هیچ‌چیز به من نداده‌اند، جز کابوس‌های شبانه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و در جایی دیگر حتی نبردی همراه با بیم و امید می‌خوانیم: «این خصلت زنان مدرن ایرانی است که از پا نمی‌نشینند. به جنگی می‌روند که حتی امیدی به برنده‌شدن ندارند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">٢- عشق: داستان از ارزش عشق در معنای احساسی و همچنین تنانه و البته از رنج عشق به‌وصال‌نرسیده سخن می‌گوید: «امثال من بیشتر به‌دنبال هم‌زبان می‌گردند تا با آن‌ها هم‌حسی و همذات‌پنداری کنند، بی آنکه منکر برطرف‌کردن نیازهای دیگر جسمی و روانی باشم.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و گاهی معشوق را از درک تلاش عاشق ناتوان می‌بیند در حالی‌که خود از این تلاش بهره می‌برد: «من برای خوشحالی خودم و او تلاش می‌کردم و او از درک این نکتهٔ عاطفی شاعرانه و معنای هم‌دلی و هم‌زبانی عاجز بود.»</span></p>
<figure id="attachment_20874" aria-describedby="caption-attachment-20874" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20874" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="دکتر سعید ممتازی، نویسنده، مترجم و روان‌شناس" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D9%85%D9%85%D8%AA%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20874" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر سعید ممتازی، نویسنده، مترجم و روان‌شناس</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و از تمنای عشق انسانی چنین می‌گوید: «دلم می‌خواست سر آشنا و پرعاطفه‌ات را بگیرم و بگذارم در گودی شانه‌ام و تا زنده‌ام همان‌جا نگهش دارم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">٣- صداقت: با خود روراست‌بودن و پذیرفتن خود با همهٔ کمال و نقصان نقطهٔ عزیمتی است برای هر رشد و تغییر. گاهی حوادث زندگی را سرزنش می‌کنیم اما راوی خود را مسئول می‌داند و در اوج نومیدی می‌گوید: «داشتم مثل شیئی سرگردان به بی‌معنایی و پوچی مطلق می‌رسیدم، هرچند خودم را هم بی‌تقصیر نمی‌دیدم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فروتنی بُعد دیگری از صداقت است که راوی در گریز از خودنمایی می‌گوید: «مهم است که کسی صد تا گوش شنوا پیدا کند و فقط از توانایی‌های خودش حرف نزند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۴- اعتراض به سرکوب حقوق زنان: یک از شاخصه‌های آثار محمد محمدعلی ازجمله کتاب حاضر نمایاندن پایمال‌شدن حق و احساس زنان است: «یادمان نرود که قرن‌ها زنان حتی آن‌هایی که سواد خواندن داشتند، حق نوشتن نداشتند مبادا که مثلاً برای پسر همسایه نامه بنویسند و اسیر دست شیطان شوند و خدای‌نکرده چشم و گوششان باز شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قهرمان زن داستان با اشاره به روشنفکران و سیاست‌ورزان هامون‌وار می‌گوید: «او در کمال خونسردی در بحبوحهٔ انقلاب مرا باردار کرد و بعد در کمال خونسردی وارد احزاب مخفی شد و جلوتر از خیلی‌ها به خارج کشور گریخت.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۵- امید: فریادکردن امید از دل نومیدی خواست و تلاش راوی/نویسنده است که جایی می‌گوید: «داستان نیمه‌کارهٔ اندوه‌باری را با شادی می‌برم به طرف پایانی خوش و پرامید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و باز با تحسین زنان، امید خود را به احساس و تلاش آنان گره می‌زند و شاعرانه می‌گوید: «گاهی احساس می‌کنم زنان مثل قاصدک با بادها و طوفان‌های آسیمه‌سر مردانه پرپر می‌شوند، اما در همان حال پیام من و ما را به کسانی که دوست داریم می‌رسانند. زن‌ها پیامبران راستین عاطفهٔ بشری‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۶- انسانیت و نویسندگی: محمد محمدعلی پیام انسانی خود را چونان وظیفهٔ بر دوش، به‌سادگی و درستی بیان می‌دارد: «آدم اگر آدم باشد حتی اگر مثل درخت سر و تنه‌اش را بزنند، خاطرات تلخ و شیرین در ذهن اطرافیانش به جای می‌گذارد. تولید فکر می‌کند و آن فکر زبانی گویا می‌یابد و در تعبیرهای کتبی و شفاهی به روش زندگی دیگران اثر می‌گذارد و در بازتولید مکرر رو به کمال می‌رود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و جایی دیگر کلام آخر را چنین تبیین می‌کند: «هنرمند در جامعه پرورش می‌یابد و محصول جامعه است. پس هرگونه گریز و پرهیزش از جامعه خیانت به حقیقت شمرده می‌شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر ممتازی</b><span style="font-weight: 400;"> در پایان سخنانش گفت: «به احترام قلم انسانی محمد محمدعلی و شخصیت والا، صمیمی و دوست‌داشتنی او کلاه از سر برمی‌داریم و راه را از خطابه‌های او پی می‌گیریم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «از زبان آقای سجودی می‌گویم: نه قند و عسل است و نه ترش و شیرین. زبان است. فارسی برای من یک زبان است.» و از </span><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;">، زبان‌شناس و نشانه‌شناس ایرانی، دعوت کرد به روی صحنه برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر فرزان سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> در ابتدای سخنانش گفت: «از نظر من حتی برای یک گفتار ساده هم عنوان چیز مهمی است. من ابتدا عنوان این صحبتم را گذاشتم «در اهمیت محمدعلی‌بودن» که عنوان خوبی بود، ولی راضی‌ام نکرد و بعد تغییرش دادم به «محمدعلی‌‌بودن سخت است.» چرا؟ چون نویسندهٔ حرفه‌ای بودن در سرزمینی چون ایران سخت است، و محمدعلی نه تنها در طول این سال‌ها، از ۱۳۵۴ که نخستین اثرش «درهٔ هندآباد گرگ داره» را منتشر کرد، تا امروز که رمان «خطابه‌های راه‌راه» را منتشر کرده است، سخت‌کوشانه و با جدیت و ممارست نویسندگی را ادامه داده است، بلکه پیوسته به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی و صنفی به فعالیت‌های روشنگرانه‌ نیز پرداخته است.» </span></span></p>
<figure id="attachment_20851" aria-describedby="caption-attachment-20851" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20851" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="دکتر فرزان سجودی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%AC%D9%88%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20851" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">دکتر فرزان سجودی، زبان‌شناس و نشانه‌شناس</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی با اشارهٔ گذرا به فعالیت‌های محمدعلی به‌عنوان عضو کانون نویسندگان و مبارزهٔ مستمر علیه سانسور و همچنین فعالیت‌‌های مطبوعاتی ایشان، همکاری با مجلات دنیای سخن و آدینه و سردبیری سه ویژه‌نامهٔ شعر و داستان آدینه، عمری تدریس داستان‌نویسی، گفت که می‌خواهد به محمدعلی نویسنده بپردازد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامه گفت: «محمدعلی در عرصهٔ ادبی، صاحب سبک است. او در سبک رئالیسم اجتماعی می‌نویسد و در این سبک شیوه، سیاق و زبان فردی خودش را دارد. ضمن اینکه طبیعی است در سیر نویسندگی‌اش تغییرات و تحولاتی را در همان چارچوب رئالیسم اجتماعی تجربه کرده و نوآوری‌های خاص خود را داشته است.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سپس او به چند فراز از سیر نویسندگی محمدعلی اشاره کرد: «در اولین اثرش «درهٔ هندآباد گرگ داره» (۱۳۵۴)، آنچه را که من ادبیات آموزگاری روستا یا ادبیات سپاه دانش می‌نامم، تجربه می‌کند و به زندگی فقرزدهٔ روستاییان می‌پردازد. در «از ما بهتران» که در سال ۱۳۵۷ منتشر شده است، کماکان فضای داستان‌ها روستاست هرچند در سبک داستان‌نویسی کم‌وبیش از روال غالب روستایی‌نویسیِ آن زمان فاصله می‌گیرد. باورهای بومی را وارد فضای داستان‌ها می‌کند. محمدعلی می‌گوید این باورها، ازجمله وجود جن‌ها، می‌تواند «به داستان بی‌روح و بی‌شکل فارسی که تحت تأثیر تفکر چپ بوده است، رونقی بدهد.» در بازنشستگی (۱۳۶۶)، چشم دوم (۱۳۷۳) و باورهای خیس یک مرده (۱۳۷۶) به مسائل کارمندان و طبقهٔ متوسط شهری و در دریغ از روبرو (۱۳۷۸) به مسائل به‌حاشیه‌رانده‌شدگان شهر می‌پردازد. در قصهٔ تهمینه (۱۳۸۲)، و سه‌گانهٔ آدم و حوا (۱۳۸۲)، جمشید و جمک (۱۳۸۳) و مشی و مشیانه (۱۳۸۶) رمان پژوهشی را تجربه می‌کند و به نوشتن داستان‌هایی در توازی با داستان‌های اسطوره‌ای می‌پردازد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامه افزود: «اما «رمان برهنه در باد» از نظر تکنیکی تجربهٔ بسیار متفاوتی است. نخست آنکه داستانی است دربارهٔ داستان،</span><span style="font-weight: 400;"> همان‌چه ما به آن م</span><span style="font-weight: 400;">تافیکشن (Metafiction) یا فراداستان می‌گوییم. دوم اینکه این داستان از زوایای متفاوتی و توسط راویان متفاوتی بیان می‌شود و به تجربهٔ رمان چندصدایی، تردید در واقعیت قطعی و اینکه دریافت ما از جهان یک برساختهٔ زبانی است، هر واقعیتی خود داستانی است. سوم آنکه در گفتن داستان سرهنگ مرعشی، گونه‌های متفاوتی در دل رمان تجربه می‌شود و به کثرت امکان بیان و تفاوت در واقعیتی که هر یک می‌سازند نیز می‌رسیم. مهرعلی که کارمند است، دغدغهٔ نوشتن رمانی را دارد در مورد سرهنگ مرعشی، فرماندهٔ دوران سربازی‌اش. از قضا با سرهنگ مرعشی در سفری همراه می‌شود. داستان مرعشی در گونه‌های متفاوت بیانی و از منظر راویان مختلف شکل می‌گیرد، ازجمله </span><span style="font-weight: 400;">قصه‌پردازی‌های خود مرعشی، خاطرات مهرعلی از دوران سربازی، رمانی که مهرعلی دارد می‌نویسد، فیلمنامه‌ای که پدر همسر مهرعلی در مورد سرهنگ می‌نویسد، نامهٔ مادر همسر مرعشی و غیره. هرچند سرانجام صدایی بر صداهای دیگر می‌چربد که نگرش گفتمانی مسلط متن است و کار منتقد از همین‌جا شروع می‌شود.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی دربارهٔ رمان جدید محمدعلی گفت: «و سرانجام رمان «خطابه‌های راه‌راه». از آنجا که رمان تازه منتشر شده است و احتمالاً بسیاری از شما آن را هنوز نخوانده‌اید، نمی‌توانم وارد جزئیات بشوم و به‌اصطلاح «داستان را لو بدهم»، به این بسنده می‌کنم که رمان «خطابه‌های راه‌راه» ادامهٔ تجربهٔ محمدعلی در نوشتن فراداستان یا متافیکشن است. رمان داستانی است دربارهٔ داستان. نویسنده خود یکی از شخصیت‌های این رمان است. شاهد رفت و برگشت‌هایی بین جهان‌های داستانی هستیم که برخی خود را «واقعیت» جلوه می‌دهند و برخی دیگر به‌اصطلاح داستانی‌ترند. هرچند همان‌طور که پیشتر گفتم، هر به‌اصطلاح واقعیتی سرانجام داستان است و در زبان اتفاق می‌افتد. محمدعلی می‌کوشد فضایی چندصدایی ایجاد کند و ماجرا را که در فضای روشنفکری ایران قبل از انقلاب، البته روشنفکر کافه نادری، شروع می‌شود و در زمان معاصر در مواجههٔ سه رفیق قدیمی در اروپا بازگفته می‌شود (اجازه بدهید دربارهٔ داستان همین‌قدر بگویم و نه بیشتر)، از زاویهٔ دید شخصیت‌های متفاوت بگوید، اما سرانجام رمان نمی‌تواند خود را از زیر سایهٔ سنگین دیدگاه مسلط نویسندهٔ مردِ مصلح، معتدل‌اندیش و خردورز رها کند. زنِ داستان نیز در تحلیل نهایی زیر سایهٔ او است که می‌کوشد هویت بیابد. به‌هر رو، رمان تجربهٔ تکنیکی بسیار موفقی است، گذشته، تاریخِ بخش مشخصی از روشنفکری معاصر، عشق، اخلاق، جنسیت و قضاوت گره‌گاه‌های کانونی رمان‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دکتر سجودی</b><span style="font-weight: 400;"> زندگی محمد علی را مصداق این جمله از شاملو در شعر «در آستانه» دانست که: «انسان دشواری وظیفه است.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی در بخش پایانی صحبت‌هایش کوتاه دربارهٔ مجموعه‌داستان «شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادمجان» نوشا وحیدی گفت: «نوشا وحیدی با دو مجموعه‌داستان «هفت ترانهٔ شاد و غمین» و «شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادمجان» به‌تدریج دارد جای خود را در ادبیات مهاجرت تثبیت می‌کند. محور اصلی ادبیات مهاجرت چالش‌های تجربهٔ دیگری‌بودن است. وحیدی در داستانی‌کردن این تجربه موفق بوده است. ویژگی بارز داستان‌های نوشا این است که از حاد و تخاصمی (آنتاگونیستی) کردنِ این تجربه اجتناب می‌کند. به‌عنوان زیرکانهٔ کتاب توجه کنید؛ همزیستی شام کریسمس و خورش قیمه‌بادمجان. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگری از هرسو که بنگری، چه مهاجر به‌مثابه دیگری از چشم میزبان و چه میزبان به‌مثابه دیگری از چشم مهاجر، دیگریِ دشمن نیست. بلکه این یک موقعیت است و میزبان و مهاجر این موقعیت را تجربه می‌کنند، گاهی به هم عشق می‌ورزند، گاهی به هم می‌تازند، گاهی با هم رفاقت می‌کنند و گاهی از هم فاصله می‌گیرند. داستان‌های نوشا، داستان‌های زندگی در این موقعیت است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما در میان داستان‌های این مجموعهٔ جدید، یعنی شام کریسمس، داستان نخست به‌نام «چند گرم ماری‌‌جوآنا» به‌نظر من از جمله بهترین داستان‌هایی است که وحیدی نوشته است. داستانی دربارهٔ قید و آزادی، دربارهٔ میل و سرکوب میل، دربارهٔ زن‌بودن، مردبودن، مادربودن، پدربودن، معشوق‌بودن و عاشق‌بودن آن‌طور که جبر اجتماعی و گفتمان مردسالار تعریف می‌کند و ما را به آن وامی‌دارد و شورش علیه آن قید و تجربهٔ آزادی حتی اگر ناشی از مصرف چند گرم ماری‌جوآنا باشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> پیش از دعوت از استاد محمدعلی برای ایراد سخنانی، بیوگرافی کوتاهی از ایشان را برای حاضران خواند: </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«فعالیت ادبی محمد محمدعلی با انتشار مجموعه‌داستان‌ «درهٔ هندآباد گرگ داره» آغاز شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی، نویسنده و پژوهشگر ادبی، هفتم اردیبهشت ۱۳۲۷، در تهران به‌ دنیا آمد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین مشوق و تصحیح‌کنندهٔ دل‌نوشته‌های ایشان محمود ثنایی با تخلص شهرآشوب، ترانه‌سرای رادیو ایران بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دبیرستان مروی، نخست والیبالیست و سپس بازیگر نمایشنامه‌هایی شد که دکتر ایرج امامی کارگردانی می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم‌زمان با تحصیل در مسابقات روزنامه‌نگاری مدارس لوح تقدیر و مقام نخست را از خانم فرخ‌رو پارسا، وزیر آموزش و پرورش وقت، دریافت کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دورهٔ نظام‌وظیفه را در روستاهای کُردنشین مرزیِ سردشت سپری کرد و سپس از دانشکدهٔ علوم سیاسی و اجتماعی لیسانس گرفت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مجموعهٔ کتاب‌های او که بین سال‌های ۱۳۵۴ و ۱۴۰۲ به چاپ رسیده است، در این تصویر پیش روی شماست [با اشاره به پردهٔ نمایش].</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۱۳۵۷ به عضویت کانون نویسندگان ایران پذیرفته شد و یک‌سال بعد، عهده‌دار مسئولیت امور مالی کانون نویسندگان شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رضا براهنی، محمد مختاری، جواد مجابی، فرج سرکوهی، منصور کوشان، محمد خلیلی، سیما کوبان و محمد محمدعلی هشت تهیه‌کنندهٔ بیانیهٔ ۱۳۴ نویسنده، بودند که به سانسور کتاب اعتراض و این بیانیه را با نام «ما نویسنده‌ایم» منتشر کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمدعلی جزو سرنشینان اتوبوس منحوس ارمنستان بود. مسافران آن اتوبوس قصد سفر داشتند و بی‌نام‌ونشان‌بودن اتوبوس را نادیده گرفته و سوار اتوبوسی شدند که قرار بود سرنشینانش را به‌جای رساندن به ارمنستان، به قعر دره بفرستد، که خوشبختانه با هوشیاری نویسندگان از مأموریت خود بازماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او لوح تقدیر بیست سال داستان‌نویسی ایران را بابت مجموعه‌داستان «بازنشستگی و داستان‌های دیگر» از آنِ خود کرد، و رمان «برهنه در باد» او جایزهٔ نخست یلدا را به خود اختصاص داد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از ترجمهٔ دو داستان عکاسی و مرغدانیِ به‌زبان آلمانی، ایشان به اولین فستیوال بین‌المللی ادبیات برلین دعوت شد و در تئاتر برشت به‌همراه جمعی از آلمانی‌های دوستدار ادبیات فارسی، شاهد روخوانی نمایشیِ داستان عکاسی خود به زبان آلمانی بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همراه دکتر رضا براهنی و دیگران به ترکیه جهت سمینار ادبیات چندصدایی دعوت و در رونمایی ترجمهٔ رمان «نقش پنهان» به ترکی استانبولی شرکت کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تمام آثار محمدعلی بارها به‌ چاپ رسیده است و منتقدان، آثار ایشان را واقع‌گرا با گرایش به نوعی سمبولیسم، چندصدایی و عدم قطعیت در روایت، ارزیابی کرده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیوگرافی مفصل‌تر ایشان در ابتدای کتاب جدیدشان با عنوان خطابه‌های راه‌راه که امروز رونمایی خواهد شد، آمده است که می‌توانید در آنجا بیشتر در این‌باره بخوانید.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>محمد محمدعلی</b><span style="font-weight: 400;">، سخنان خود را چنین آغاز کرد:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«</span><span style="font-weight: 400;">حق‌شناسم چون به من آموختی</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خطابه‌ای راه‌راه همراه گزارشی از اهل قلم ونکوور طی روزهای زن، زندگی، آزادی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ضمن خوشامدگویی به تک‌تک عزیزانِ حاضر در این مجلس سرشار از عاطفه، درود می‌فرستم به جمع اعضای کارگاه داستان‌نویسی ونکوور که در عمل چراغی را روشن نگه داشته‌اند که من و ما با اشتیاق در پرتو پُرتوان انوار رنگارنگش در حال آموختن و آموزشیم. همچنین درود می‌فرستم بر سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی، پایه‌گذاران و مدیران رسانهٔ همیاری و نشر رها و جناب فرهاد صوفی که مددرسانی‌اش زبانزد خاص و عام است و شهرهٔ آفاق.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درک درستِ معنای نکوداشت یا پاسداشت و بزرگداشت و هر نام مبارک دیگری در مقولهٔ قدردانی یکی از فضیلت‌های مغفول‌ماندهٔ انسانی در تاریخ پرفرازونشیب اجتماعی من و مای نه حتی ایرانی بلکه شرقی است. التفات به خادمان در هر رشته‌ای از جمله فرهنگ و ادب، خوشبختانه دارد با نکته‌سنجی‌ها و هوشیاری نسل جدید گسترش می‌یابد. و یادآور این نکتهٔ اساسی که اگر به راه راست یا درست راه برویم، رد پای ما حتی در سواحل ماسه‌ای نیمه‌خیس با وجود امواج سهمگینِ بازدارنده، می‌ماند و آیندگان از میزان انحنای انگشتان و فرورفتگی پاشنهٔ پای تک‌تک من و ما درمی‌یابند از کجا آمده و به کجا می‌رویم. و حتی در عصر دیجیتال و هوش مصنوعی به چه می‌اندیشیده‌ایم. پس آنچه مهم است، همانا گسترش فرهنگ قدردانی یا نکوداشت است. قدردانی، یک تشخیص و تمیز است. جایزهٔ آشکاری است برای آنانی که پس از سال‌ها بی‌مهری قرار است با دریافت پاداشی معنوی یا حتی مادی، مُهر تأییدی بزنند بر عمل مسئولانه و هوشیارانهٔ مردمان آگاه و باعطوفت عصر خویش.</span></p>
<figure id="attachment_20852" aria-describedby="caption-attachment-20852" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20852" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%B1.jpg?resize=500%2C333" alt="استاد محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%B1.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B9%D9%84%DB%8C-%DB%B1.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20852" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">استاد محمد محمدعلی، نویسنده، پژوهشگر و مدرس داستان‌نویسی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنانی که با من الفتی دارند، می‌دانند شرحی که در بالا به نگارش درآمد، چه‌بسا دربارهٔ خودم نبوده و نیست. آنچه خود به چشم دل دیده‌ام، این است که در مجموع، همسر، پدر، پدربزرگ، نویسنده و آموزگاری خوش‌اقبال بوده و هستم که در چنین عصری و در میان هم‌وطنانی فرهیخته و صمیمی زندگی می‌کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است که بارها تقارن‌های تاریخی به کمک من آمده‌اند و برانگیزاننده بوده‌اند برای نوشتن و این هم از خوش‌اقبالی جبلی من بوده است. چنانچه در شروع روزهای بی‌نظیر انقلاب زن، زندگی، آزادی، در گردهمایی‌های حوالی آرت گالری، مدیران رسانهٔ همیاری و نشر رها نوید دادند پس از رفع پاره‌ای مشکلات اداری و فنی رمان خطابه‌های راه‌راهِ من رسیده به مرحلهٔ بازبینی نهایی و جلدش نیز در دست تهیه است. این یعنی کلیدخوردن کاری مشترک در خوش‌ترین ایام. با اوج‌گیری گردهمایی‌های شنبه‌های انقلابی، خوش‌اقبالی‌ها ادامه یافت. شرایط جسمی و روحی من نیز یاری رساند و توانستم هر هفته بدون استثناء همراه دوست عزیز و هنرمندم، استاد آواز شهر، جناب جمال کردستانی، علاوه بر هم‌صدایی با برپاکنندگان تظاهرات، در عین حال امور ویرایش متن و آماده‌سازی پشت و روی جلد کتاب را نیز پیش ببریم. بی‌اغراق بگویم آن شعارهای مترقی و جاندار چنان شور و شوق و اشتیاقی در من پدید آورد که گویی با انتشار اولین کتابم روبه‌رو هستم؛ حوالی نیم قرن پیش که نامش بود «درهٔ هندآباد گرگ داره».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خوش‌اقبالی‌ها با تزریق انگیزهٔ حضور در تظاهرات و دیدارهای هفتگی با مسئولان نشر رها ادامه یافت تا رسیدیم به سال ۱۴۰۲ شمسی که حالا در اواخر ماه سوم آن [خرداد] هستیم. طی همین دو ماه اخیر از کارگاه داستان‌نویسی ونکوور نیز سه کتاب داستانی از عزیزانم وحید ذاکری، نیکی فتاحی و برادر ارجمندم، دکتر علی فدایی، به چاپ رسید و آمار آثار منتشرشدهٔ اعضای کارگاه را رساند به هشت عنوان و حالا، امشب با کتاب خطابه‌های راه‌راهِ من و شام کریسمسِ… نوشا وحیدی، یار دیرین کارگاه، این آمار به ده عنوان رسیده است طی سیزده سال فعالیت مستمر کارگاه. جا دارد همین‌جا خوشحالی خودم را ابراز کنم از انتشار دومین کتاب نوشا وحیدی که می‌دانم سومین کتابش هم در راه است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌عبارت دیگر انتشار پنج عنوان کتاب طی سه ماه اخیر و هم‌زمانی‌اش با انقلاب زن، زندگی، آزادی، آماری است که بی‌اغراق نه در کارگاه‌های داستان‌نویسی کانادا بلکه در سراسر آمریکا و اروپا کم‌نظیر بوده است، و از این بابت هم من حق‌شناسم نسبت به تلاش دوستان کارگاهی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طرفه آنکه به موازات فعالیت کارگاه طی همین دو سه ماه پُرخُروش و نویدبخش برای آینده‌ای بهتر، شاهد ظهور و حضور پررنگ نشر رها نیز بوده‌ایم که با انتشار چهار عنوان کتاب و برپایی رونمایی برای هریک از کتاب‌هایش یکی از خاص‌ترین ناشران فارسی‌زبان خارج از کشور محسوب می‌شود. از دیگر خوش‌اقبالی‌های من علاوه بر برپایی همین مجلس عالی غافلگیرکننده، پیش‌بینی آثار آمادهٔ چاپ چهار پنج تن از اعضای کارگاه است طی سال آینده.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سخن آخر اینکه زبان فقط کلماتی نیست که من و ما هر روز بر زبان می‌آوریم. بخش اعظم زبان من و ما در رفتار و کردار ما نهفته است. گاه با نگاه و لبخندی عاشق می‌شویم. گاه با یک اخم و تُرش‌رویی فارغ. با نگاهی از سَر مِهر به نوشته‌مان شب یا روزمان جلا می‌گیرد. پس یکی از زبان‌ها، زبان تن و اشاره است. اگر واژه‌ها در معنای درست خود به کار روند، خواهیم دید که اشیاء ازجمله کتاب‌ها نیز زبان خاص خود را دارند. وقتی در ایام نوروز باستانی یا جمشیدی به‌جای هر کتابی، شاهنامهٔ فردوسی یا دیوان حافظ روی سفرهٔ هفت‌سین می‌بینیم، آن سفره به ما چه می‌گوید؟ وقتی به خانهٔ دوست یا قوم‌وخویشی می‌رویم و کتاب‌های جلد گالینگور یک‌قدواندازه به‌رنگ سبز و سفید و سرخ مشاهده می‌کنیم، آن ترکیب به‌زبان آشکار با من و مای از ایران کوچیده یا به‌تبعیدآمده چه پیامی می‌رساند، غیر از همبستگی و یاری‌رساندن به ناشری نوپا که چشم امید دوخته است به یاری من و ما.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در پایان با افتخار و از سرِ صدق و صفا ضمن تبریک روز پدر اعلام می‌کنم تا همین لحظهٔ مراسم نکوداشت، به‌شدت تحت تأثیر قرار گرفته‌ام. چرا که به‌رغم دانسته‌های جسته‌گریخته خیلی از برنامه‌ها دور از انتظارم بوده است. به‌واقع شگفت‌زده، غافلگیر و سورپریز شده‌ام</span><span style="font-weight: 400;">. و این پیروزی را به دوستانی که صادقانه چنین قصدی داشتند، تبریک می‌گویم. و مقدم دو عزیزی که از راه دور به </span><span style="font-weight: 400;">ما پیوسته‌اند، گرامی می‌دارم؛ مریم رئیس‌دانا و امیرحسین یزدان‌بُد.»</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20872" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D8%B5%D9%84%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> در معرفی </span><b>نوشا وحیدی</b><span style="font-weight: 400;">، گفت: «​​نوشا وحیدی متولد ۱۳۵۱ در اصفهان است. در ۱۹ سالگی برای ادامهٔ تحصیل به تهران رفته و تا زمان مهاجرتش به ونکوورِ کانادا در سال ۱۳۸۵، در این شهر زندگی کرده است. پیش از مهاجرت در کلاس داستان‌نویسی حسین آبکنار شرکت کرده و پس از آن در کارگاه داستان‌نویسی محمد محمدعلی حضور داشته است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او اولین مجموعه‌داستانش &#8211; هفت ترانهٔ شاد و غمین &#8211; را به‌عنوان ناشرمؤلف در سال ۲۰۱۸ از طریق خدمات انتشارات «پان‌به» ونکوور به چاپ رساند. وی در حال حاضر روی رمانی که هنوز نامی ندارد کار می‌کند.» و از او دعوت کرد برای ایراد سخنانی به روی صحنه برود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نوشا وحیدی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از </span><span style="font-weight: 400;">تشکر و قدردانی از حضور شرکت‌کنندگان در این نشست </span><span style="font-weight: 400;">گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">از نشر رها و همچنین استاد محمدعلی که این فرصت را در اختیار من گذاشتند، تشکر می‌کنم. از دکتر سجودی عزیز تشکر می‌کنم که همیشه حامی و پشتیبان بوده‌اند و هیچ‌وقت به هیچ پیشنهاد ادبی نه نگفتند. تشکر ویژه دارم از دوست فرزانه‌ام، خانم دکتر مرال دهقانی، که با وجود اینکه رشته‌شان ادبیات هم نیست، همواره با دغدغه‌مندی و شور و اشتیاقی مثال‌زدنی در حال رفع اشتباهات نوشتاری من و سایر دوستان نویسنده هستند و همیشه از پشتیبانی و دقت نظر و سواد ایشان استفاده کرده‌ایم. </span></span></p>
<figure id="attachment_20853" aria-describedby="caption-attachment-20853" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20853" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="نوشا وحیدی، نویسندهٔ کتاب شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%88%D8%B4%D8%A7-%D9%88%D8%AD%DB%8C%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20853" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">نوشا وحیدی، نویسندهٔ کتاب شام کریسمس؛ خورش قیمه‌بادنجان</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مدت یک‌سال و نیم گذشته نیز با نشر رها که نوپاست و من که نویسندهٔ بی‌تجربه‌ای هستم و برای اولین بار با یک ناشر کار می‌کردم، این تجربه برای هر دو ما جالب بود چون کمی اختلاف سلیقه داشتیم و راه پرفرازونشیبی را طی کردیم ولی چیزی که هر دو ما یاد گرفتیم، صبر و مدارا و دوستی بود که در حال حاضر نتیجهٔ آن را در اینجا مشاهده می‌کنید. هر جا که به بن‌بستی برمی‌خوردیم خانم دکتر مرال دهقانی مرجع حل اختلاف سلیقهٔ ما بودند. پس از ارسال متن به ایشان و نظرخواهی، دیگر هیچ‌یک نظر دیگری نمی‌دادیم. ایشان همیشه پشتیبان و مایهٔ دلگرمی من بودند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وی در ادامهٔ سخنانش گفت: «در مورد استاد محمدعلی، من در سال ۲۰۱۲ متوجه شدم که ایشان در ونکوور زندگی می‌کنند. در آن زمان من چند داستان برای ایشان بردم که قرار شد بعد از یک هفته پس از مطالعهٔ داستان‌ها نظرشان را اعلام نمایند. پس از یک هفته که من مراجعه کردم، ایشان با صلابت و قاطعیت به من </span><span style="font-weight: 400;">گفتند که در کلاس داستان‌نویسی‌شان ثبت‌نام کنم. من نیز اطاعت امر و ثبت‌نام کردم، و در این سال‌ها شرکت در این کلاس یکی از بهترین اوقات من در این شهر بوده و خاطرات شیرین آن شب‌های زیبا و داستان‌خواندن‌ها، سیگار‌کشیدن‌ها و گپ‌زدن‌ها در زمان تنفس و… برای همیشه در ذهن من می‌ماند.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نوشا وحیدی</b><span style="font-weight: 400;"> با اشاره به تقارن روز پدر با روز برگزاری این نکوداشت، گفت: «استاد محمدعلی پدر ادبی من هستند و علاوه بر آن ایشان همیشه دوست و پشتیبان من بوده‌اند. به‌نظر من مشق و تمرین دوستی و مدارا و همدلی در مرحلهٔ اول قرار می‌گیرد، و ادبیات در مرحلهٔ دوم. آن جَو دوستانه‌ای که ما در کلاس‌هایمان داشتیم تسری پیدا کرد به رابطه‌ای که ما الان با نشر رها و رسانهٔ همیاری داریم، و اینکه همهٔ ما الان اینجاییم، بیشتر به‌خاطر عشق و پشتکار ایشان است و شانسی که ما داشته‌ایم برای استفاده از حضور ایشان. پس از شش سال که من در ونکوور بودم، استاد باز دیگر با همان صلابت و قاطعیت به من گفتند زمان آن رسیده که کتابت را منتشر کنی. من هیچ‌وقت در رؤیاهای خودم چنین چیزی را تصور نمی‌کردم و فقط حمایت و پشتیبانی ایشان بود که باعث شد من کتابم را چاپ کنم و الان به کتاب دوم رسیده‌ام. امیدوارم که همیشه بتوانم از راهنمایی‌ها، دلگرمی‌ها و نصحیت‌های ایشان استفاده کنم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در پایان سخنانش در مورد کتاب جدیدش گفت: «شامل نُه داستان کوتاه است. هفت داستان در خارج از ایران می‌گذرد و دو داستان در داخل ایران. این هفت داستان در مورد مصائب مهاجران و تلاش‌هایی است که یک مهاجر برای جاافتادن در جامعه‌ای که وارد آن شده، می‌کند و مواجهه با این چالش‌ها و مصائب و سرخوردگی‌ها. دو داستان دیگر نیز با وجود آنکه در ایران می‌گذرد، باز هم رویارویی یک مهاجر با خانوادهٔ خود به‌هنگام بازگشت به ایران است با درنظرگرفتن تفاوت‌ها و تغییراتی که در خانواده پس از ترک شما ایجاد شده است و آن مصائب و سرخوردگی‌ها به‌گونهٔ دیگری در ایران و در خارج ادامه می‌یابد.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و در خاتمه افزود: «همواره می‌گویم که من تکه‌ای از گوشت تنم را در هر داستانی که می‌نویسم می‌گذارم و امیدوارم که این گوشت تن من به مذاق شما خوش بیاید و باعث سوءهاضمهٔ شما نشود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از صحبت‌های نوشا وحیدی و پیش از پایان بخش اول برنامه، </span><span style="font-weight: 400;">ویدیوی کوتاهی پخش شد که شامل پیام‌های </span><b>حسین آتش‌پرور</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن ایران، </span><b>رحمان چوپانی</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن ایران، و </span><b>منیرو روانی‌پور</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن آمریکا، به‌مناسبت بزرگداشت استاد محمدعلی بود. </span></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فاصلهٔ میان دو بخش برنامه، پذیرایی مختصری از میهمانان شد که از سوی <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d9%88%d9%84-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">سول بایت</a>، کافه کجا و پستا پولو انجام گرفت. همچنین صفی طولانی برای گرفتن امضای کتاب از استاد محمد محمدعلی و نوشا وحیدی شکل گرفت که با وجود اختصاص حدود نیم ساعت به زمان تنفس، بسیاری از میهمانان برنامه موفق نشدند امضا بگیرند و این امر به بعد از بخش دوم و در واقع پایان برنامه موکول شد.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20866" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%E2%80%8C%D9%87%D8%A7.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20867" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%D8%B6%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20864" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AA%D9%86%D9%81%D8%B3.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20865" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%BE%D8%B0%DB%8C%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بخش دوم برنامه با نمایشی آغاز شد که بر اساس داستان کوتاهی از محمد محمدعلی با عنوان «عکاسی» بود. در این نمایش که طراحی و کارگردانی آن را </span><b>مرتضی مشتاقی</b><span style="font-weight: 400;"> به عهده داشت، او به همراه </span><b>امیر حسن‌زاده</b><span style="font-weight: 400;"> و </span><b>نیکی فتاحی</b><span style="font-weight: 400;">، از اعضای کارگاه داستان‌نویسی ونکوور، به ایفای نقش پرداختند. </span></span></p>
<figure id="attachment_20854" aria-describedby="caption-attachment-20854" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20854" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4.jpg?resize=500%2C333" alt="امیر حسن‌زاده (راست) و مرتضی مشتاقی (چپ) در حال اجرای نمایش «عکاسی» بر اساس داستان کوتاهی از محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D8%B4.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20854" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">امیر حسن‌زاده (راست) و مرتضی مشتاقی (چپ) در حال اجرای نمایش «عکاسی» بر اساس داستان کوتاهی از استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_20856" aria-describedby="caption-attachment-20856" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20856" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="نیکی فتاحی، راوی نمایش «عکاسی» بر اساس داستان کوتاهی از محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%86%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%AD%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20856" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">نیکی فتاحی، راوی نمایش «عکاسی» بر اساس داستان کوتاهی از استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن </span><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;">، </span><span style="font-weight: 400;">از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها، و نیز یکی از برگزارکنندگان این برنامه، به پشت تریبون رفت، او با قدردانی از زحمات گروه نمایش که در فرصت کوتاهی توانستند این نمایش را به روی صحنه ببرند سخنان خود را با تبریک روز پدر به همهٔ پدرانی که در برنامه حضور یافتند ادامه داد، یاد پدران درگذشته را گرامی داشت و روز پدر را به مادرانی که در نبود پدران برای فرزندانشان هم پدر بودند و هم مادر، تبریک گفت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">او با اشاره به خاطرهٔ اولین دیدارش با استاد محمدعلی گفت که در سال ۲۰۱۴ وقتی به ونکوور آمده، پروژهٔ کتاب الکترونیک فارسی را دنبال می‌کرده و به‌دنبال افرادی بوده که به او در این پروژه یاری برسانند. </span><b>کبیری</b><span style="font-weight: 400;"> گفت که پس از طرح موضوع با سیما غفارزاده، او استاد محمدعلی را معرفی کرده است. او از دیدارش با استاد محمدعلی گفت و اینکه استاد برخلاف بسیاری نویسندگان دیگر که سن و سالی کمتر از او داشتند، آن هم حدود ۱۰ سال پیش که آشنایی چندانی با کتاب‌های الکترونیک آن هم به‌زبان فارسی وجود نداشت، به پروژهٔ کتاب الکترونیک نه نگفتند و از او دعوت کردند تا در جلساتی با تعدادی از اعضای کارگاه داستان‌نویسی که تس</span><span style="font-weight: 400;">لط بیشتری به کامپیوتر دارند، جلسات مشترکی برگزار کند تا ببینند چه کمکی می‌شود به این پروژه کرد. او گف</span><span style="font-weight: 400;">ت که خودش پیگیر جلسات نشده بود، چون در آن مقطع شرکت آمازون ناگهان پشتیبانی‌اش را از زبان فارسی، هم در کتاب چاپی و هم دیجیتال، قطع کرد. </span></span></p>
<figure id="attachment_20855" aria-describedby="caption-attachment-20855" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20855" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="هومن کبیری پرویزی، از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%87%D9%88%D9%85%D9%86-%DA%A9%D8%A8%DB%8C%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20855" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">هومن کبیری پرویزی، از پایه‌گذاران رسانهٔ همیاری و نشر رها</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>کبیری</b><span style="font-weight: 400;"> گفت: «حدود ۱۰ سال بعد و پس از اینکه رسانهٔ همیاری و بعد از آن نشر رها به راه افتاد و کتاب خطابه‌های راه‌راه استاد محمدعلی را منتشر کردیم، زمانی‌که نسخهٔ الکترونیک کتاب را به ایشان نشان می‌دادیم، استاد پس از دلگرمی‌‌دادن و تشویق ما در تهیهٔ کتاب الکترونیک اولین چیزی که به زبانشان آمد این بود که «من چه کمکی می‌توانم به شما بکنم که بتوانید این کار را گسترش دهید.» و این چیزی است که شما در کلیپ حاوی پیام‌هایی که از نویسندگان بنام دربارهٔ استاد محمدعلی پخش شد هم شنیدید که می‌گفتند استاد محمدعلی به آن‌ها کمک کرده است. اولین چیزی که به‌خصوص در حوزهٔ ادبیات به ذهن استاد می‌آید این است که من چه کمکی می‌توانم بکنم حالا چه به نویسندهٔ متبحر و بنامی چون منیرو روانی‌پور باشد یا فرد تازه‌کاری مثل من.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هومن کبیری</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامه گفت: «برکت حضور استاد محمدعلی موجب شده است ما شاهد شکوفایی استعدادهای ادبی بسیار و انتشار کتاب‌های ارزشمندی در شهر ونکوور باشیم. من امیدوارم سایهٔ استاد محمدعلی بر جامعهٔ ادبی ونکوور مستدام باشد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او در پایان از اینکه پروژهٔ نشر الکترونیک که آن زمان به‌دنبالش بوده، بالاخره به بار نشسته ابراز خشنودی کرد و گفت هر چهار کتاب نشر رها روی پلت‌فرم‌های اپل بوکس و گوگل پلی بوکس با کیفیت بالا در دسترس علاقه‌مندان قرار گرفته است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هومن کبیری پرویزی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از خاتمهٔ سخنانش ضمن معرفی </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;">، از دست‌اندرکاران برگزاری جلسات کارگاه داستان‌نویسی ونکوور، از او دعوت کرد به روی صحنه برود و دربارهٔ فیلم «کابوس‌های اقلیمی» توضیحاتی به حضار در این نشست بدهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> پس از تشکر از برگزارکنندگان برنامه برای برگزاری نکوداشت و فرصتی برای صحبت در این نشست، گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">سابقهٔ آشنایی من با آقای محمدعلی به سال ۲۰۱۳ برمی‌گردد یعنی زمانی‌که برای اولین بار در کلاس‌های داستان‌نویسی ایشان شرکت کردم. الان ده سال از آن موقع می‌گذرد و من همچنان شانس این را دارم که در کلاس‌های ایشان که محیطی بسیار گرم و صمیمی، پربار و فضایی امن برای تجربه‌کردن است، شرکت کنم. آقای محمدعلی علاوه بر استادی جایگاه بسیار ویژه‌ای برای من دارند. </span></span></p>
<figure id="attachment_20857" aria-describedby="caption-attachment-20857" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20857" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85.jpg?resize=333%2C500" alt="فریبا فرجام، سازندهٔ مستند کابوس‌های اقلیمی دربارهٔ زندگی استاد محمد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%A8%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%AC%D8%A7%D9%85.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20857" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فریبا فرجام، سازندهٔ مستند کابوس‌های اقلیمی دربارهٔ زندگی استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">من همیشه از حمایت‌ها و پشتیبانی ایشان بهره‌مند بوده‌ام و در کنار ایشان بسیار آموخته‌ام و </span><span style="font-weight: 400;">همیشه قدردان فرصت‌هایی که در اختیار من گذاشته‌اند، بوده و هستم. حوالی سال ۲۰۱۵ بود که ایدهٔ ساخت یک فیلم مستند در مورد زندگی آقای محمدعلی در ذهن من شکل گرفت. آن موقع این ایده را با ایشان مطرح کردم و افتخار این را داشتم که مورد اعتمادشان باشم در شرایطی که کسان دیگری هم بودند که این پیشنهاد را به ایشان کرده بودند. حتی شبکه‌های تلویزیونی‌ای در ونکوور و در خارج از ونکوور هم به ایشان پیشنهاد کرده بودند که این فیلم را بسازند ولی خُب ایشان لطف کردند و این فرصت را در اختیار من قرار دادند. سال‌های زیادی از </span><span style="font-weight: 400;">آن موقع می‌گذرد و مطمئنم زمان‌هایی بوده که آقای محمدعلی یا در خلوت خودشان و یا در جمع نزدیکانشان، معتمدانشان حتماً ابراز ناامیدی کردند و پشیمان شدند و پیش خودشان گفتند عجب اشتباهی کردم که این فیلم را بر عهدهٔ او گذاشتم، ولی همین‌جا می‌خواهم از صبوری و همراهی ایشان تشکر کنم و بگویم که علی‌رغم اینکه به‌دلایل مختلف طی این دوران من با سختی‌های زیادی در ساخت این فیلم مواجه شدم، حتی لحظه‌ای نبود که فکر اینکه ممکن است من این فیلم را نصفه رها کنم و به پایان نرسانم، از ذهنم گذشته باشد. و امروز خیلی خوشحالم که می‌توانم این نوید را به آقای محمدعلی بدهم که با توجه به برنامه‌ریزی‌ای که شده تا قبل از پایان امسال این فیلم آمادهٔ نمایش و پخش خواهد بود. اسم فیلم «کابوس‌های اقلیمی» است و روی دو موضوع مهاجرت و سانسور تمرکز دارد که البته تجربهٔ شخصی آقای محمدعلی در این دو زمینه است. خیلی دوست داشتم و خیلی خوب می‌شد که اگر این فیلم آماده بود و در این شب که کاملاً مناسبت داشت، می‌توانستیم پخشش کنیم، ولی متأسفانه این فرصت فراهم نشد. کاری که من توانستم بکنم این بود که از بخشی از فیلم‌ها که همان سال ۲۰۱۵ که تازه فیلمبرداری را شروع کرده بودیم، گرفته بودم، قسمت‌هایی را انتخاب کنم که در واقع اصلاً در فیلم اصلی استفاده نشده و به‌نوعی پشت صحنه محسوب می‌شوند ولی خیلی حال و هوای آن روزهای آقای محمدعلی را دارد و فکر کردم شاید برای امشب فضای سبک‌تر و روان‌تری دارد. تیزری هم در سال ۲۰۱۹ به‌منظور خیلی خاصی بر روی این فیلم تهیه شد که به‌همین دلیل هم زیرنویس انگلیسی دارد و البته آن‌موقع هنوز فیلمبرداری این فیلم کامل نشده بود، ولی چون این تیزر تا حدی حال و هوای فیلم اصلی را منتقل می‌کند، آن را هم در ادامه آوردم. امیدوارم وقتی که فیلم کامل شد، برای نمایشش در خدمتتان باشیم و خیلی از توجه و همراهی‌تان سپاسگزارم.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از خاتمهٔ صحبت‌های </span><b>فریبا فرجام</b><span style="font-weight: 400;"> و پیرو توضیحات او، بخش‌هایی از پشت صحنهٔ فیلم یادشده به نمایش درآمد.</span></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20858" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0478.jpg?resize=500%2C333" alt="مستند کابوس‌های اقلیمی ساختهٔ فریبا فرجام، دربارهٔ زندگی استاد محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0478.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0478.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0478.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> ضمن معرفی </span><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;">، شاعر، داستان‌نویس و مترجم، که از ایالت کالیفرنیا به این برنامه آمده بود، دعوت کرد تا به روی صحنه برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> پس از سپاسگزاری از نشر رها برای برگزاری این برنامهٔ بزرگداشت، گفت: «آشنایی من با معلم ارجمندم، استاد محمدعلی، به اوایل دههٔ هشتاد خورشیدی و کارگاه داستان مجلهٔ کارنامه پیوند می‌خورد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما زمان را عقب می‌کشم تا به اولین بارقه‌های داستانی در وجودم برسم، به وقتی که کودکی بودم و تابستان‌ها در آغوش مادربزرگ شب‌هایم با جادوی پریان و رؤیاهای رنگارنگ پرقصه می‌شد. این زن مهربان و کم‌نقص گوش‌ها و ذهنم را چنان به قصه عادت داد که من در جان کودکی‌ام هرگز عروسک‌بازی نکردم و هرگاه عروسکی هدیه می‌گرفتم، آن را به خواهر کوچک‌ترم می‌بخشیدم. در واقع بازی‌ای که دنیای قصه برایم می‌ساخت، هرگز هیچ اسباب‌بازی دیگری برای من نمی‌ساخت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بعد کات، بزرگسالی و طلاق</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رابطه چارهٔ دیگری برایم نگذاشته بود، جز خاموش‌کردن چراغ‌هایش. گرچه خودم خواهان جدایی بودم، اما نابودیِ روحم را تا مغز استخوان درد می‌کشیدم. جایی را می‌خواستم که مرا به خودش بکشد. مادربزرگ قصه‌گویم، شهرزاد هزار و یک شبم دیگر نبود تا خیال مرا به قصه‌هایش حاصلخیز کند، اما معجزه‌ای مرا به کارگاه داستان‌نویسی مجلهٔ کارنامه رساند.</span></p>
<figure id="attachment_20886" aria-describedby="caption-attachment-20886" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20886" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0489.jpg?resize=500%2C333" alt="مریم رئیس‌دانا، نویسندهٔ ساکن آمریکا" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0489.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0489.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/MAC_0489.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20886" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">مریم رئیس‌دانا، نویسندهٔ ساکن آمریکا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر هفته می‌رفتم، بی‌وقفه؛ پس از اداره و کار، شتابان به آن حضور بی‌ادعا. به آن حضور بی‌ادعای سالم خو گرفتم. قصه‌ها خوانده می‌شد و داستان‌ها نوشته می‌شد. از اولین جمله‌هایی که از آقای محمدعلی آموختم اینکه «ما قرار است اینجا داستان بخوانیم نه آنکه آپولو هوا کنیم.» این جمله فکرم را سخت مشغول کرده بود که چرا؟ نویسنده‌ای به این بزرگی و در این جایگاه ادبی چطور چنین می‌گوید؟ مگر ادبیات جدی نیست؟ مگر ادبیات بخش مهم زندگی ما نیست؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و سال‌ها گذشت تا دریابم که ادبیات ورای اینکه جدی باشد، ورای اینکه بخش مهم زندگی باشد، باید زندگی‌بخش باشد، باید تکیه‌گاه باشد و برای من چنین شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم رئیس‌دانا</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامه افزود: «سال‌ها از آن روزهای کارگاه داستان کارنامه سپری شده است، بیش از بیست سال. داستان‌ها نوشته شد، کتاب‌های بسیار که ایشان نوشته‌اند، آثاری که هریک جا دارد از سویه‌های گوناگون مورد پژوهش قرار گیرند. به‌عنوان مثال «باورهای خیس یک مرده» رمانی است که به اساسی‌ترین مشکل ایران یعنی آب می‌پردازد. این کتاب را از دست ندهید. از ته دل آرزو می‌کنم کارگردان قابلی از این شاهکار یک سریال ماندگار بسازد؛ رقیبی پرقدرت برای سریال دایی‌جان ناپلئون. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما از همه ویژه‌تر، حضور زنان در آثار محمدعلی است. در واقع او والاترین مقام را به زنان می‌دهد، هم در رفتار شخصی‌اش می‌بینیم، به‌عنوان مثال مدیران کارگاهش اغلب زنان‌اند، و هم در داستان‌ها و رمان‌هایش. در آدم و حوا می‌خوانیم «حوا از پاره‌ای خصایص خدای که در آدم کمتر چکیده شده بود، بهرهٔ بیشتری گرفته بود. همانند خدای دل می‌ربود. همانند خدای دل آرام را می‌شوراند. همانند خدای دل پرآشوب را به قرار می‌انداخت. همانند خدای لطیف بود، ظریف بود… همانند خدای شایستهٔ غیرتمندی بود. آدم هربار که به او می‌نگریست، از غصه خالی می‌شد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر امروز پوستهٔ بیرونی جامعهٔ ایرانی شعار می‌دهد زن، زندگی، آزادی، نتیجه و درون‌مایهٔ شعوری‌ است که ادبیات و بزرگانی چون محمدعلی در پیوستگی و آهستگی و صبوری به بافت جامعه نفوذ داده‌اند. درود بر ایشان و آثارشان مانا»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در ادامه، </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از معرفی </span><b>امیرحسین یزدان‌بُد</b><span style="font-weight: 400;">، نویسنده، که از ادمونتون، استان آلبرتای کانادا، به این برنامه آمده بود، دعوت کرد تا به روی صحنه برود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرحسین یزدان‌بُد</b><span style="font-weight: 400;"> پس از تبریک روز پدر و ابراز خوشحالی برای حضور در این نشست، و با اشاره به محدودیت وقت گفت: «سعی می‌کنم حرف‌هایم را در دو بخش جمع‌وجور کنم. چند دقیقه فقط در مورد خطابه‌های راه‌راه اشاره‌ای کوچک می‌کنم، بخش عمده‌ای از آن را خوشبختانه آقای دکتر سجودی قبل از من گفت، ولی من هم چیزی اضافه می‌کنم که تشویق کنم حتماً این کتاب را مطالعه بفرمایید. در رابطه با کارنامهٔ آقای محمدعلی، چندین مقاله و پایان‌نامه هست که در آن‌ها تلاش شده است فصول کار آقای محمدعلی تا اینجا دسته‌بندی، رده‌بندی و معنابخشی بشود. همچنان سفت و سخت ایستاده‌ام که هنوز زود است، هنوز دارد ادامه پیدا می‌کند و باید ببینیم در بلندمدت چه می‌شود، و چنان‌که می‌بینید ادامه دارد. محمدعلی در فصل اول حرکتش در نویسندگی که به‌نوعی وام‌دار ادبی</span><span style="font-weight: 400;">ات رئالیسم </span><span style="font-weight: 400;">اجتماعی است، تلاش می‌کند فهم ایرانیتش را در ساختار </span><span style="font-weight: 400;">روستا و نقاط حاشیه‌ای و نظایر آن بررسی </span><span style="font-weight: 400;">بکند، مشکلات جامعه را زیر سؤال ببرد و زیرِ ذره‌بین داستان ببرد و چنان‌که خانم رئیس‌دانا هم اشاره کردند که مثلاً در مورد قضیه آب ببینید در چه سالی اهمیت این قضیه را می‌دیدند، بحث قنات و بحث‌های این‌طوری را که در کتاب‌هایشان خواهید دید و حتماً آن‌هایی که خوانده‌اند می‌دانند در مورد چه حرف می‌زنم. بعد می‌آیند سراغ اسطوره‌ها و تلاش می‌کنند در ساختاری پژوهشی ببینند ریشهٔ این دردها که در روایت و فهم جمعی است، در تصویر جمعی ما از هویت ایرانی چه کارکردی دارد؛ این‌ها در بحث اسطوره و آن چند کاری که وابسته به قضایای اسطوره است، مطرح می‌شود. در دور جدیدشان بعد از مهاجرت، به نظرم می‌رسد رمان‌های آقای محمدعلی دارد می‌رود به درون خودش، و دارد شخصی‌تر می‌شود، انگار دارد مدام از آن کلیت بیرونی، از آن ناظر بیرونی مرحله‌به‌مرحله به درون خودش می‌آید و می‌خواهد از درون خودش ریشه‌یابی بکند.» </span></span></p>
<figure id="attachment_20860" aria-describedby="caption-attachment-20860" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20860" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%8F%D8%AF.jpg?resize=333%2C500" alt="امیرحسین یزدان‌بُد، نویسندهٔ ساکن ادمونتون" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%8F%D8%AF.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%DB%8C%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%8F%D8%AF.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20860" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">امیرحسین یزدان‌بُد، نویسندهٔ ساکن ادمونتون</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>یزدان‌بُد</b><span style="font-weight: 400;"> در ادامهٔ سخنانش گفت: «در چند اثر آخرشان، که مهم‌ترینشان همین اثر آخر است، از قضا به‌نظرم می‌رسد روان‌شناختی‌ترین و در عین حال شخصی‌ترین کاری که من از ایشان دیده‌ام، در این رمان پیدا می‌کنید. از ابتدا تا به انتهای این داستان چرخش‌های متوالی بین یک مثلث عشقی هست، از زنی از طبقهٔ حاشیه و ضعیف و فقیر جامعه بین دو روشنفکر؛ در واقع، انگار مواجههٔ دو جور مرد ایرانی با این زن، اینکه چگونه خواسته و ناخواسته حتی انگار آن مردانی که از فاجعه‌ای که زیر پوست فرهنگ ما برای زن دارد اتفاق می‌افتد، مطلع‌اند، چنان‌که به بیش از نیمی از جمعیت ما از بالا به پایین نگریسته شده و تحقیر می‌شود، در این کتاب و در این داستان، ریزبه‌ریز تصویری از آن را می‌بینید، اما نکته اینجاست که در این رمان دو موتیف زیبا هست که من این را در کارهای قبلی ایشان ندیده‌ام. از طرفی هدایت در بوف کورش یک دوگانهٔ لکاته و اثیری دارد، دوگانهٔ زنی که انگار اغواگر است و فاقد اخلاق و از طرفی دیگر زنی که در عین‌حال که جذاب است، مقدس است و مادر. انگار زن-مادر و زن-همسر، دوگانه‌ای این‌شکلی هدایت می‌سازد. همین را در روایت غربی‌اش در مورد مسیح داریم. مادر مریم و مریم </span><span style="font-weight: 400;">مجدلیه که ا</span><span style="font-weight: 400;">نگار دوگانه‌ای از زن اثیری و زن لکاته‌اند که آمده در طول داستان [خطابه‌های راه‌راه] این دوت</span><span style="font-weight: 400;">ا موتیف </span><span style="font-weight: 400;">را با هم حرکت می‌دهد، از پوچی و بدبینی نگاه هدایت انگار داستان را آرام‌آرام می‌برد به‌سمت آن نگاه اخلاقی، معنادار، حتی بشود گفت آئینی در فکر مسیحیت یا نگاه مسیح‌وار راوی به قضیه، جوری که راوی مدام اشاره می‌کند و اشاره می‌دهد به قضیهٔ مسیح و رابطه‌اش. حتی در مورد شخصیت اصلی داستان، جالب است که بدانید لیلی مجدعلیان، مریم مجدلیه بود… ببینید این‌طوری با کلمات بازی می‌کند؛ بازی فُرمی. خیلی می‌توان در این مورد حرف زد، من فقط خواستم اشاره‌ای بکنم به این ایدهٔ دوتایی حرکت‌کردن، از آن دوتایی نهیلیستی و پوچ‌گرایی به دوتایی معنابخش در زندگی. دوست داشتم به این اشاره بکنم و به همین‌جا اکتفا می‌کنم که به‌نظرم می‌شود ساعت‌ها در این مورد بحث کرد.» </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی از زاویهٔ دید یکی از شاگردان محمد محمدعلی افزود: «من هم روایتی مشابه بقیه دارم؛ انگار به‌طرزی باورنکردنی برای همهٔ ما یک الگوی پدرانه، استادانه داشته‌اند. توی پیرمرد و دریا، پیرمردی هست به‌‌نام سانتیاگو که به جنگ ماهی بزرگی می‌رود و تلاش می‌کند که آن را بگیرد. با کلی داستان و این‌ها ماهی را می‌گیرد، بعد کوسه‌ها حمله می‌کنند و در نبرد با کوسه‌ها، همنوع‌های آن ماهی تکه‌پاره‌ای از آن ماهی را افتان و خیزان، خونین و خو‌ن‌آلود به ساحل می‌رسانند، ولی بالاخره کار خودش را می‌کند و به آن هدفش می‌رسد اگرچه نتیجه‌اش فقط اسکلت آن ماهی است. آخرین صحنه‌های آن رمان جایی سانتیاگو دارد از تپه‌ای بالا می‌رود و دکل قایقش را به دوشش می‌کشد. دوباره آن تصویر مسیح آنجا برای من تداعی شد. چرا دارم این را به شما می‌گویم؟ در مورد اینکه من چه‌جوری با ایشان آشنا شدم؛ شباهت نام کوچک پدرم، محمدعلی یزدان‌بُد، با محمد محمدعلی، به‌همین سادگی. دو تا اسم دیدم هیچ‌کدامشان را نمی‌شناختم یکی یعنی اسم فامیلش اسم کوچک پدر من را داشت، و این‌طور شد که من ۱۸ سال پیش وارد کلاس‌های آقای محمدعلی شدم و زندگی‌ام به پیش و پس از این اتفاق تقسیم شد.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>امیرحسین یزدان‌بُد</b><span style="font-weight: 400;"> با اشاره به تصویر زنان در آثار محمدعلی گفت: «اما در طول این مسیر آنچه دیده‌ام این بود که آقای محمدعلی تمام‌مدت انگار به‌نوعی بار رنجی را که زنان در جامعهٔ ما از طرف مردها به دوش خودشان کشیده‌اند، نه از مردها بلکه از آن فرهنگ غالبی که انگار به‌دست مردان نوشته شده، اجرا شده، طراحی شده و پذیرفته شده بود، خودش تنهایی دوست داشت به عهده بگیرد. برای همین است که کلمهٔ فمینیسم را در اینجا نمی‌شنوید. هیچ‌کس در مورد فمنیست‌بودنش حرفی نمی‌زند، ولی واقعاً به‌نظرم ی</span><span style="font-weight: 400;">کی از مهم‌ترین موتیف‌ها که به‌خصو</span><span style="font-weight: 400;">ص در دور اخیرش که مدام افزایش پیدا می‌کند، این است که توجه ما را می‌برد به این سمت که این نابرابری، این ناحقی در حق زنان باید از توی جامعهٔ روشنفکر از بین خود ما، خود من، خود شما، خود هر کدام از ما بشکند و این‌جوری که توی گفته و خطابهٔ کوتاهش مدام به زن، زندگی، آزادی، اشاره می‌کند و می‌گوید که انگار اولین کتابم است، انگار صدایی است که همیشه می‌خواسته [به گوش برساند]. من قضیه را این‌طور می‌بینم. هر آدمی، همهٔ ما، من حداقل بارها در زندگی‌ام گم شده‌ام و مسیرم را در شلوغی‌ها از دست داده‌ام. ما چیزهایی می‌خواهیم مثل نشانه، مثل فانوس دریایی در توفان که بهش نگاه می‌کنیم، پیدایش کنیم. هر تماس من، هر بار که دیدمشان، هر بار که حتی با هم شوخی کردیم و حرف‌های خنده‌دار زدیم، کوتاه و جمع‌وجورشده، انگار یادم انداخته که چه می‌خواسته‌ام، کجا بوده‌ام، انگار من را آورده نقطه، سرخط و دوباره به من این اطمینان را داده که می‌توانی برگردی و دوباره شروع بکنی. نقش عجیبی است که به‌طرز حیرت‌انگیزی برای خیلی‌های دیگر بازی کرده است. امروز روز پدر است و من با مفهوم پدر امروز بیشتر از هر روز دیگری در زندگی‌ام درگیرم و دوست دارم بهشان بگویم که بدون شما من تا حالا ده‌ها بار گم شده بودم. هرجا گم شدم، یک زنگ شوخی، یک بحث جدی، گاهی وقت‌ها عتاب، گاهی وقت‌ها خطاب، گاهی وقت‌ها «ای شیطون این کارها رو نکن»، همهٔ این‌ها مرا برگردانده است به نقطه، سر خط.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی در پایان سخنانش گفت: «بسیار سپاسگزارم از اینکه شما در زندگی من بودید و این‌قدر به ما کمک کردید. بسیار سپاسگزارم از عزیزان نشر رها، مرسی از همه‌تان که اینجا هستید و به‌همراه من و از صمیم قلب، حضور ایشان را جشن می‌گیریم. مرسی از همه‌تان.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>بهاره دهکردی</b><span style="font-weight: 400;">، اعلام کرد که مهمان ویژه‌ای در این نشست شرکت کرده است؛ </span><b>فین دانلی</b><span style="font-weight: 400;"> (Fin Donnelly)، نمایندهٔ مجلس استانی از منطقهٔ کوکئیتلم-برک مانتِین (Coquitlam-Burke Mountain). او همچنین ضمن معرفی </span><b>افشین سبوکی</b><span style="font-weight: 400;">، انیماتور، کاریکاتوریست و کارتونیست ساکن ونکوور، و </span><b>فرهاد صوفی</b><span style="font-weight: 400;">، فعال حقوق بشر، </span><span style="font-weight: 400;">و نیز یکی از برگزارکنندگان این برنامه، </span><span style="font-weight: 400;">از این سه تن دعوت کرد تا به‌همراه محمد محمدعلی به روی صحنه بروند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">ابتدا </span><b>فین دانلی</b><span style="font-weight: 400;"> سخنان کوتاهی ایراد کرد و ضمن معرفی خود، گفت: «به‌راستی افتخار می‌کنم که امشب اینجا هستم و در این برنامه برای به‌رسمیت‌شناختن دستاوردهای والای محمد محمدعلی، نویسندهٔ محترم ایرانی، شرکت کرده‌ام. کارها و آثار ادبی شما تأثیرات مانایی در ادبیات فارسی داشته است و الهام‌بخشِ خوانندگان بسیاری در سراسر دنیا بوده است. من عمیقاً تحت تأثیر زندگی و آثار محمد محمدعلی به‌عنوان یک نویسنده، قرار گرفته‌ام. به‌ویژه اینکه چگونه داستان‌های محمد محمدعلی نوری بر واقعیت‌ها و چالش‌های اجتماعی تابانده، برای من الهام‌بخش بوده است. ادبیات این قدرت را دارد که آگاهی‌رسانی کند و آغازگر مکالمات و گفت‌وگوهای مهمی دربارهٔ معضلاتی که جامعه با آن‌ها روبه‌روست، باشد. و نویسندگانی مانند محمد محمدعلی هستند که تفکر انتقادی را تشویق می‌کنند. کلمات شما این توان را دارند که ما را به دنیاهای دیگری ببرند، احساسات عمیق را برانگیزند و دیدگاه‌های ما را به چالش بکشند. آثار شما در ادبیات، زندگیِ خوانندگان بی‌شماری را غنی‌تر کرده است، و میراث شما همچنان الهام‌بخش نسل‌های آینده خواهد بود.»</span></span></p>
<figure id="attachment_20861" aria-describedby="caption-attachment-20861" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20861" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="فین دانلی، نمایندهٔ مجلس استانی بریتیش کلمبیا از منطقهٔ کوکئیتلم-برک مانتِین در حال اهدای لوح تقدیر به استاد محمد محمدعلی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20861" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فین دانلی، نمایندهٔ مجلس استانی بریتیش کلمبیا از منطقهٔ کوکئیتلم-برک مانتِین در حال اهدای لوح تقدیر به استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>فین دانلی</b><span style="font-weight: 400;"> گفت که از طرف جامعه‌ای که نمایندگی‌اش می‌کند، لوح تقدیری به محمد محمدعلی تقدیم می‌کند که متن آن از این قرار است:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">«در به‌رسمیت‌شناختن مشارکت فوق‌العادهٔ شما در ادبیات فارسی و تأثیر ژرف آن روی جامعهٔ ما، داستان‌گویی شما الهام‌بخش اذهان بوده و میراث فرهنگی ما را غنی کرده است. با سپاسی صمیمانه، ما دستاوردهای ارزشمند شما را محترم می‌داریم. سپاس از شما، محمد محمدعلی.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فین دانلی</b><span style="font-weight: 400;"> پس از تقدیم لوح تقدیر به استاد محمدعلی، روز پدر را تبریک گفت و صحبتش را با شعار «زن، زندگی، آزادی» پایان داد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سپس </span><b>افشین سبوکی</b><span style="font-weight: 400;"> کاریکاتوری را که از استاد محمدعلی کشیده بود، به ایشان تقدیم کرد.</span></span></p>
<figure id="attachment_20863" aria-describedby="caption-attachment-20863" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20863" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=500%2C333" alt="افشین سبوکی، انیماتور، کارتونیست و کاریکاتوریست ساکن ونکوور در حال اهدای کاریکاتور استاد محمدعلی به ایشان" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-20863" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">افشین سبوکی، انیماتور، کارتونیست و کاریکاتوریست ساکن ونکوور در حال اهدای کاریکاتور استاد محمدعلی به ایشان</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_20868" aria-describedby="caption-attachment-20868" style="width: 589px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20868" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/mohamadali_F.jpg?resize=589%2C750" alt="طرح از افشین سبوکی، هنرمند ساکن ونکوور" width="589" height="750" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/mohamadali_F.jpg?w=589&amp;ssl=1 589w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/mohamadali_F.jpg?resize=236%2C300&amp;ssl=1 236w" sizes="auto, (max-width: 589px) 100vw, 589px" /><figcaption id="caption-attachment-20868" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">طرح از افشین سبوکی، هنرمند ساکن ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از آن، </span><b>فرهاد صوفی</b><span style="font-weight: 400;">، طی ایراد سخنانی ضمن تأکید بر حضور ارزشمند محمد محمدعلی در جامعهٔ ایرانی ونکوور، گفت که ایشان با فعالیت‌های ادبی خود و فرهنگ‌سازی بهترین کار را برای انقلاب «زن، زندگی، آزادی» می‌کند. وی با تأکید بر اهمیت نکوداشت برای افراد برجسته در جامعه‌مان، پیام </span><b>بونیتا زاریلو</b><span style="font-weight: 400;">، نمایندهٔ مجلس فدرال کانادا از حوزهٔ پورت مودی – کوکئیتلم، را خواند:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«با احترام، من، بونیتا زاریلو، نمایندهٔ مجلس فدرال کانادا، متأسفانه به‌دلیل سفرم به اتاوا نتوانستم در این مراسم باشکوه حضور پیدا کنم، به این وسیله، کمال احترام و سپاس خود را خدمت جناب آقای محمد محمدعلی و همهٔ شرکت‌کنندگان و همچنین جامعهٔ ایرانیان این شهر تقدیم می‌دارم که با حضور خود در این مراسم از یک عمر تلاش بی‌وقفهٔ این نویسندهٔ بزرگ در راه پیشبرد فرهنگ و ادبیات ایران قدردانی می‌کنند. ضمناً تبریک صمیمانه‌ام را برای نشر کتاب جدید ایشان پذیرا باشید.»</span></p>
<figure id="attachment_20862" aria-describedby="caption-attachment-20862" style="width: 333px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-20862" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C.jpg?resize=333%2C500" alt="فرهاد صوفی، فعال اجتماعی و حقوق بشر و از برگزارکنندگان برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D9%81%D8%B1%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /><figcaption id="caption-attachment-20862" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">فرهاد صوفی، فعال اجتماعی و حقوق بشر و از برگزارکنندگان برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وی سپس متن لوح تقدیر پارلمان کانادا را خواند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">«به‌عنوان نمایندهٔ پارلمان فدرال کانادا از حوزهٔ پورت مودی – کوکئیتلم، افتخار دارم از شما جناب محمد محمدعلی برای فعالیت‌های حقوق بشری و حضور پررنگتان در ارائهٔ فرهنگ و ادبیات فارسی تقدیر نمایم.» و پس از آن </span><b>فرهاد صوفی</b><span style="font-weight: 400;"> لوح تقدیر را از طرف بونیتا زاریلو به استاد محمدعلی تقدیم کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پایان‌بخش برنامهٔ نکوداشت ویدیوی کوتاهی بود از </span><b>نسیم خاکسار</b><span style="font-weight: 400;">، نویسندهٔ ساکن هلند، که دعوت شده بود در این برنامه شرکت کند، اما متأسفانه نتوانسته این سفر طولانی را به انجام برساند. او همچنین یادداشتی نوشته بود که قرار بود پس از پخش ویدیو خوانده شود که به‌دلیل طولانی‌شدن برنامه مقدور نشد. متن یادداشت </span><b>نسیم خاکسار</b><span style="font-weight: 400;"> از این قرار است:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نخست سلام می‌کنم به همهٔ حاضران در این نشست ادبی و بزرگداشت محمد محمدعلی، دوست عزیز و دیرینه‌ام در کانون نویسندگان ایران، و تبریک می‌گویم به او و به خودمان به‌خاطر انتشار کتاب تازه‌اش.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چون وقت تنگ است و می‌دانم دوستانی در این نشست از کارهای محمدعلی عزیز سخن می‌گویند، یک‌راست می‌روم سراغ رمان «برهنه در باد»، رمانی دلنشین از محمدعلی که از یکی دو هفته پیش تا امروز مشغول خواندن آن بوده‌ام. رمانی پر از کشش برای خواننده و با نثری زیبا و جزئی‌نگر که خواننده‌ای مثل من را وادار می‌کرد گاه برگردم و سطرهایی را یکی دو بار بخوانم؛ آن هم به‌خاطر لذتی که از خواندن آن‌ها می‌بردم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بدو امر یک راوی، مهرعلی جوانمرد، ماجراهای این رمان را روایت می‌کند، اما جلوتر که می‌رود راویانی دیگر هم به راوی اول افزوده می‌شوند. اما همواره از ابتدا تا انتها، این همان راوی نخست است که روایت‌ها را به هم می‌دوزد و در جاهایی مناسب می‌آورد تا هم ماجراهای پرکشش رمان را بسازد و هم طرح اصلی آن را که دور شخصیتی به‌نام ستوان منصور مرعشی پاچناری می‌چرخد، جلو ببرد. ساختاری دلنشین از روایت‌های تودرتو در ایجاد پرسش برای خواننده و نیز کمک به گشودن میدان اصلی رمان که زمان و مکان‌هایی گوناگونی را در بر می‌گیرد. نوعی کلاژ در نقاشی، تا واقعیت امر &#8211; منظورم واقعیت داستانی &#8211; ساخته و آفریده شود. راوی، مهرعلی جوانمرد، که زمان شروع ماجراهای رمان، دوران خدمت نظام‌وظیفه‌اش را در سپاه ترویج و آبادانی می‌گذراند، نویسندهٔ جوانی است که هم‌زمان با کارهایی که به‌حکم وظیفه باید انجام دهد، از وقایعی که بر او و دوروبرش می‌گذرند نیز یادداشت برمی‌دارد تا مصالحی برای نوشتن داستان و رمان در آینده فراهم کند. آشنایی راوی/نویسنده با ستوان مرعشی در این دوره است که صورت می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روایت‌هایی که در این رمان بر بنیاد زندگی و شخصیت ستوان مرعشی و از زبان راویانی مثل سرهنگ، پدرزن راوی، و افرادی دیگر ازجمله مهرعلی جوانمرد که در بخش‌هایی از آن شریک است ساخته می‌‌شوند، می‌توانند رویدادهایی باشند واقعی که با ستوان مرعشی ربط مستقیم داشته‌اند و هم می‌توانند رویدادهایی زاییدهٔ تخیلی راویان باشند. جالب‌بودن این کار وقتی است که ستوان مرعشی هم برای ساخته‌وپرداخته‌شدن این روایت‌ها، گاه با راویان همراه می‌شود و به روایت آن‌ها شاخ‌وبرگ‌های تازه می‌دهد. در متن چنین روایت یا روایت‌هایی است که واقعیت‌هایی از جامعهٔ ما در زمان حکومت شاه و بعد از آن، در بگیروببندهای بعد از انقلاب و دورهٔ جنگ بین عراق و ایران، بیانی داستانی پیدا می‌کنند. جامعه‌ای که آدم‌هایی نظیر تیمسار رحمتی در آن از امتیازهایی برخوردارند و ستوان مرعشی که از اعماق جامعه برخاسته، با کمک تیمسار رحمتی که شوهرخواهر اوست، زندگی‌اش دستخوش دگرگونی و تغییر می‌شود. همین تغییر و دگرگونی‌هاست که باعث می‌شود برای روشن‌کردن آن‌ها، راویانی گوناگون وارد عرصهٔ رمان شوند. در این رمان و گفت‌وگوهای بین راوایان و شخصیت‌هایی که در جست‌وجوی یافتن سیمای واقعی ستوان مرعشی‌اند، که راوی/نویسنده نیز از همان آغاز، هم از نظر وظیفهٔ شغلی و هم ذوق نویسندگی‌اش در پی یافتن آن است، جامعه و جهانی در برابر ما شکل می‌گیرد که هم برایمان آشناست و هم غریب. غریب‌بودن آن برمی‌گردد به تازگی رویدادها، حرف‌ها و نظرها و چهره‌هایی خلق‌شده در آن و همین‌هاست که خواننده را نیز با شوق به دنبال خود می‌کشاند. از تکه‌های اعجاب‌آور و دلنشین رمان ماجرای شرط‌بندی آقامهدی، پدر ستوان مرعشی، و آقابیات، پدر مریم، است در مسابقهٔ کفتربازی‌ای که به راه انداخته‌اند. مسابقه‌ای که اگر آقامهدی در آن برنده می‌شد و کبوتر او می‌برُد، آقابیات مجبور می‌شد رضا بدهد به خواستگاری آقامهدی از مریم برای پسرش منصور مرعشی. این نوشتهٔ کوتاه را با نشان‌دادن چگونگی جزئی‌نگاری در نثر و زبان محمدعلی در این رمان و آفریدن دیالوگ‌های زنده ای که بارها من را به تحسین واداشته، تمام می‌کنم. این تکهٔ کوتاه که آورده می‌شود، توصیف لحظاتی است از عاشق‌شدن منصور به مریم، دختر آقابیات، در نوجوانی و به‌زبان و لحن خودش، در بازجو‌هایی که سرهنگ برای به وادارکردن او به حرف از زندگی دور ودرازش می‌کند: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«موهایش را چنان ریزریز می‌بافت که من نمی‌فهمیدم چطوری. بعدها دیدم یکی از زیر یکی از رو در هم می‌تنید. از دور که نگاه می‌کردم، هر کدام از گره‌ها را اندازهٔ یک نخود می‌دیدم. گاهی هم همهٔ بافته‌ها را پشت سرش جمع می‌کرد. می‌شد دسته‌گلی پر از گل‌های ریزریز مشکی. نمی‌دانم به چی تشبیه کنم. یادم است که او ساعت‌ها می‌بافت و من ساعت‌ها نگاهش می‌کردم. بعد گُل‌ِسر قرمز می‌زد. یک سیم دراز و قرمز را فرو می‌کرد وسط آن گلوله‌های سیاه و من یکباره دُم آن پروانهٔ قرمز را می‌کشیدم. رشته‌های بافته یکباره ول می‌شد روی شانه‌های سفید و تپلش… گریه می‌کرد و و دنبالم می‌دوید.» ص ۱۸۴ و ۱۸۵ کتاب</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محمد محمدعلی عزیز، تندرست و تابان باشید و برای ما همچنان بنویسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسیم خاکسار</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شانزدهم ماه ژوئن ۲۰۲۳، اوترخت»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">* * *</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از پخش ویدیوی نسیم خاکسار، بهاره دهکردی از حضار تشکر کرد و پایان برنامه را اعلام نمود.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-20870" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA.jpg?resize=500%2C333" alt="ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی گزارش برنامهٔ نکوداشت استاد محمد محمدعلی و رونمایی از دو کتاب نشر رها" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/06/%D8%AC%D9%85%D8%B9%DB%8C%D8%AA.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">*<span style="font-weight: 400;">گفتنی است به‌دلیل محدودیت زمانی در این برنامه تنها گزیده‌ای از پیام‌ها پخش شد، ولی روز بعد از مراسم کلیپ کامل پیام‌های اهل قلم به‌مناسبت نکوداشت محمد محمدعلی از سوی نشر رها منتشر شد که می‌توانید آن را در اینجا ببینید: </span></span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/wLSOoPVrExI?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/06/27/%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%8c-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87/">ادای احترام به یک عمر فعالیت ادبی، پژوهشی و فرهنگی محمد محمدعلی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/06/27/%d8%a7%d8%af%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%a8%d9%87-%db%8c%da%a9-%d8%b9%d9%85%d8%b1-%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%8c-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">20842</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اعدامیان پائیز &#8211; شعری از سعید جاوید</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2023/01/03/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%b2-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2023/01/03/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%b2-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 04 Jan 2023 05:29:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید جاوید]]></category>
		<category><![CDATA[شعر]]></category>
		<category><![CDATA[مجیدرضا رهنورد]]></category>
		<category><![CDATA[محسن شکاری]]></category>
		<category><![CDATA[مهسا امینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=19751</guid>

					<description><![CDATA[<p>سعید جاوید &#8211; آمریکا در عصر خستهٔ نیمهٔ پائیز، از پشت پنجره، خیره می‌شوم به آشوب برگ و باد، و مرگ برگ‌ها، که فرو می‌ریزند، یک به یک، اعدامیان بی‌فرجام، (پشت پنجره انگار دشت خاوران) و صبر می‌کنم، تا آخرین نفر، آخرین برگ، وقت می‌کُشم، و وقت می‌کُشدَم، وقت می‌کُشم، و وقت، می‌کُشدَم.</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/01/03/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%b2-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/">اعدامیان پائیز &#8211; شعری از سعید جاوید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سعید جاوید</a> &#8211; آمریکا</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عصر خستهٔ نیمهٔ پائیز،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از پشت پنجره،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خیره می‌شوم به آشوب برگ و باد،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و مرگ برگ‌ها،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">که فرو می‌ریزند،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اعدامیان بی‌فرجام،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">(پشت پنجره انگار دشت خاوران)</span></p>
<figure id="attachment_19754" aria-describedby="caption-attachment-19754" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-19754" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=500%2C549" alt="طرح از افشین سبوکی – اینستاگرام: ‎@afshinsabouki" width="500" height="549" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2023/01/%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=273%2C300&amp;ssl=1 273w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-19754" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">طرح از افشین سبوکی – <a href="https://www.instagram.com/afshinsabouki/?hl=en">اینستاگرام: ‎@afshinsabouki</a></span></figcaption></figure>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و صبر می‌کنم،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تا آخرین نفر،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آخرین برگ،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقت می‌کُشم،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و وقت می‌کُشدَم،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقت می‌کُشم،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و وقت،</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌کُشدَم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2023/01/03/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%b2-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/">اعدامیان پائیز &#8211; شعری از سعید جاوید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2023/01/03/%d8%a7%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86-%d9%be%d8%a7%d8%a6%db%8c%d8%b2-%d8%b4%d8%b9%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d8%ac%d8%a7%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">19751</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پیر پرنیان‌اندیش و کریمان خطابخشِ پوزش‌پذیر</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/08/22/%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4-%d9%88-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%90-%d9%be%d9%88%d8%b2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/08/22/%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4-%d9%88-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%90-%d9%be%d9%88%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Aug 2022 03:01:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[امیر هوشنگ ابتهاج]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[س. زواره]]></category>
		<category><![CDATA[ه. ا. سایه]]></category>
		<category><![CDATA[هوشنگ ابتهاج]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=18989</guid>

					<description><![CDATA[<p>س. زواره &#8211; ونکوور امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) در شش اسفند ۱۹۲۸ در رشت زاده شد. مشهور است که پدربزرگش، ابتهاج‌الملک تفرشی، بهایی بود ‌و به دست جنگلی‌ها کشته شد. پدرش رئیس بیمارستان پورسینای رشت بود. عموهایش ابوالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه و بودجه، غلامحسین، شهردار تهران و نمایندهٔ مجلس، و احمدعلی کارآفرین، سرمایه‌دار و مالک ایرانیت و سیمان شمال، بودند. پس از اتمام دبستان در رشت، برای دبیرستان به تهران آمد و از «گالیا»ی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/08/22/%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4-%d9%88-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%90-%d9%be%d9%88%d8%b2/">پیر پرنیان‌اندیش و کریمان خطابخشِ پوزش‌پذیر</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">س. زواره &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امیر هوشنگ ابتهاج (سایه) در شش اسفند ۱۹۲۸ در رشت زاده شد. مشهور است که پدربزرگش، ابتهاج‌الملک تفرشی، بهایی بود ‌و به دست جنگلی‌ها کشته شد. پدرش رئیس بیمارستان پورسینای رشت بود. عموهایش ابوالحسن ابتهاج، رئیس سازمان برنامه و بودجه، غلامحسین، شهردار تهران و نمایندهٔ مجلس، و احمدعلی کارآفرین، سرمایه‌دار و مالک ایرانیت و سیمان شمال، بودند. پس از اتمام دبستان در رشت، برای دبیرستان به تهران آمد و از «گالیا»ی خود دور شد تا «نغمه‌های نخستین» را بسراید و «تو ای پری کجایی» را زمزمه کند و «ایران، ای سرای امید» را فریاد زند تا سرانجام در کنار «ارغوان» اشک ریزد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زمان دانشجویی که اوج شعرخوانی ما بود، سایه، شاعر محبوب من نبود. هر چه رضا حسین‌پور تلاش می‌کرد ما را با سایه و غزل‌های او ‌آشتی دهد، نشد، چون ما با سهراب و شاملو خوش بودیم. هرچند زمزمهٔ اشعارش در تنهایی اثر آنچنانی بر من نداشت، بعدها وقتی شعرهایش را با تصویر و صدای خودش شنیدم، به دلم نشست. این نکته شاید بیانگر تأثیربخشیِ زبان تنی یا body language در ارتباطات (گاهی تا بیش از هشتاد درصد) است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اشعار ابتهاج بیشتر در قالب غزل و ‌مثنوی بود. با موسیقی هم آشنایی داشت و در زمان شاه ‌چند سالی مدیر برنامهٔ گل‌ها و پایه‌گذار برنامهٔ گلچین رادیو شد. هرچند در این برنامه کارهای خوبی ارائه شد، ولی برخورد حذفی او باعث رنجش گروهی از هنرمندان به‌ویژه گلپا شد. در گرماگرم‌ انقلاب از رادیو استعفا داد و با انقلابیون همراه شد. بعد از انقلاب هم که زندان رفت و در آنجا «ایران، ای سرای امید»اش را از رادیو شنید.</span></p>
<figure id="attachment_18991" aria-describedby="caption-attachment-18991" style="width: 459px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18991" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C-2.jpg?resize=459%2C500" alt="تصویرسازی چهرهٔ  هوشنگ ابتهاج، از افشین سبوکی" width="459" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C-2.jpg?w=459&amp;ssl=1 459w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/08/%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C-2.jpg?resize=275%2C300&amp;ssl=1 275w" sizes="auto, (max-width: 459px) 100vw, 459px" /><figcaption id="caption-attachment-18991" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">تصویرسازی چهرهٔ  هوشنگ ابتهاج، از افشین سبوکی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای بسیاری منش سیاسی سایه چندان جذاب نیست. او‌ چپ متمایل به حزب توده بود، و شاملو در آن جلسهٔ به‌یادماندنی او، سیاوش کسرایی ‌و‌ به‌آذین را از کانون نویسندگان اخراج کرد. حتی همین چند وقت پیش هم تلویحاً به ابطحی گفته بود تقصیر غرب است که روسیه به اوکراین حمله کرده است. با همهٔ این‌ها، شعر سایه طرفداران زیادی دارد، اکثر منتقدان هم کارهایش را متوسط تا عالی ارزیابی کرده‌اند و می‌توان گفت که اشعارش بر گنجینهٔ ادب پارسی افزوده است. کتاب «پیر پرنیان‌اندیش» نوشتهٔ میلاد عظیمی و عاطفه طیه هرچند نقل‌قول‌های دست‌اولی دارد که در جای دیگری یافت می نشود، ولی ای‌کاش به‌جای مدح بیشتر نقادانه می‌بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او رفت و ما را در حسرت یک پوزش گذاشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پوزش خواستن یک حرف است، ولی پافشاری بر اشتباه حرفی‌ست دیگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در گفت‌وگو با ماهنامهٔ «مهرنامه»، در سال ۲۰۱۳ گفت: «امام از اهالی آفتاب بود و بزرگ، آن‌قدر بزرگ که حتی منتقدانش به بزرگی او اعتراف می‌کردند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یادم آمد خامنه‌ای هم در در دیدار اعضای گروه ادب و هنر صدای جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۹۹۲ گفت: «در شعر، عِدل به‌آذین، ابتهاج است. ابتهاج شاعر خوبی است؛ شعر خوبی از او بخوانید، مانعی ندارد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">او رفت، ولی شعرش &#8211; صرف‌نظر از کارهای سیاسی او &#8211; می‌ماند. همچنان‌که پشتیبانی سعدی از خلیفهٔ عباسی کسی را از گلستان معطرش آزرده نمی‌سازد و دوستدارانش را از قدم‌زدن در بوستانش باز نمی‌دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۹ امرداد &#8211; ۱۱ اوت ۲۰۲۲</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/08/22/%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4-%d9%88-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%90-%d9%be%d9%88%d8%b2/">پیر پرنیان‌اندیش و کریمان خطابخشِ پوزش‌پذیر</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/08/22/%d9%be%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%af%db%8c%d8%b4-%d9%88-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%90-%d9%be%d9%88%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">18989</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چشم‌انداز تغییر قانون «مرگ به‌دلیل قصور» در بی‌سی پس از بیش از یک سده؛ بیم‌ها و امیدها</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/05/12/%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%82/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/05/12/%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%82/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 13 May 2022 03:31:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[BC Wrongful Death Law]]></category>
		<category><![CDATA[In Their Name]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[امیر صدقی]]></category>
		<category><![CDATA[ایرانیان کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[عباس صدقی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مرضیه بیهقی]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=18386</guid>

					<description><![CDATA[<p>For english translation please click here این مطلب به‌عنوان یکی از سه نامزد جایزهٔ «بهترین گزارشگری به زبانی به‌جز انگلیسی» به مرحلهٔ نهایی سی و ششمین دورهٔ جوایز روزنامه‌نگاری جک وبستر راه یافت. اطلاعات بیشتر سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی &#8211; ونکوور نظام قوانین در کانادا بر مبنای نظام قوانین بریتانیا و فرانسه است. کاشفان و استعمارگران، این نظام‌های قانونی را در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی با خود به کانادا آوردند. هرچند در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/05/12/%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%82/">چشم‌انداز تغییر قانون «مرگ به‌دلیل قصور» در بی‌سی پس از بیش از یک سده؛ بیم‌ها و امیدها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: center;"><a href="https://medium.com/@Hamyaari_Media/the-prospect-for-reform-in-the-wrongful-death-law-in-bc-after-over-a-century-fears-and-hopes%C2%B9-9b9d4c37ceb5"><strong>For english translation please click here</strong></a></p>
<p style="text-align: center;"><span style="font-size: 10pt;"><strong><em><span style="font-family: sahel;">این مطلب به‌عنوان یکی از سه نامزد جایزهٔ «بهترین گزارشگری به زبانی به‌جز انگلیسی» به <a href="https://jackwebster.com/2022-webster-awards-winners/" target="_blank" rel="noopener">مرحلهٔ نهایی سی و ششمین دورهٔ جوایز روزنامه‌نگاری جک وبستر</a> راه یافت. <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/10/11/%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%a8%db%8c-%d8%b1%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%87%d9%94-%d9%87%d9%85%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%ad%d9%84%d9%87%d9%94-%d9%86%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c/">اطلاعات بیشتر</a></span></em></strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> و <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نظام قوانین در کانادا بر مبنای نظام قوانین بریتانیا و فرانسه است. کاشفان و استعمارگران، این نظام‌های قانونی را در سده‌های ۱۷ و ۱۸ میلادی با خود به کانادا آوردند. هرچند در طول سده‌های بعدی بسیاری از این قوانین به مقتضای نیازهای زمانه تغییر یافتند، ولی هنوز هم در برخی از این قوانین یا تغییر اندکی انجام شده، یا اصلاً هیچ تغییری در آن‌ها داده نشده است.</span></p>
<figure id="attachment_18841" aria-describedby="caption-attachment-18841" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-18841 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/Version-3.jpg?resize=500%2C420" alt="طرح از افشین سبوکی" width="500" height="420" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/Version-3.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/Version-3.jpg?resize=300%2C252&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/Version-3.jpg?resize=100%2C85&amp;ssl=1 100w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18841" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">طرح از افشین سبوکی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از این قوانین در استان بریتیش کلمبیا، قانون «مرگ به‌دلیل قصور» (Wrongful Death) است. دان رنو (Don Renaud)، وکیل و یکی از پایه‌گذاران انجمن غیرانتفاعی اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور در بی‌سی (BC Wrongful Death Law Reform Society)، دربارهٔ تاریخچهٔ این قانون در امپراتوری بریتانیا، به رسانهٔ همیاری گفت: «بر اساس قانون عرفی قدیمی انگلیسی، از نظر تاریخی، هیچ حقی برای شکایت در مورد مرگ وجود نداشت، زیرا بین حقوق پادشاه و حقوق شهروندانِ این کشور سردرگمی وجود داشت و <span style="font-weight: 400;">معمولاً اولویت با قانون پادشاه بود</span>. اگر پادشاه کاری مانند به‌دارآویختن کسی انجام می‌داد، اموال شخص به‌دارآویخته‌شده (مجرم) به پادشاهی می‌رسید. بنابراین قانون عرفی به‌نوعی بین آن اتفاقات و آنچه که در پرونده‌ای مدنی اتفاق می‌افتاد، سردرگم می‌شد. این‌ها مربوط به سدهٔ ۱۷۰۰ است. زمان زیادی طول کشید تا این مسئله به موضوعی سیاسی تبدیل شود و قانون در بریتانیا تغییر کند. آنچه که به این تغییر سرعت بخشید، انقلاب صنعتی بود. ناگهان مردم دیگر فقط سوار بر اسب و کالسکه نبودند، بلکه در قطار بودند و این قطارها از ریل خارج می‌شدند و عده‌ای از مردم کشته می‌شدند و اتفاقات دیگر. بنابراین در آن زمان قانونی که مترقی تلقی می‌شد، توسط فردی به نام لرد کمپبل در دههٔ ۱۸۴۰ ارائه شد و این نخستین قانون «مرگ به‌دلیل قصور» در سیستم قانونی کشورهای مشترک‌المنافع بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه که اینجا اتفاق افتاده، این است که در کانادا و به‌ویژه بریتیش کلمبیا، آن قانونِ بریتانیا را وارد کرده‌اند، چیزی که اتفاق نیفتاده، این است که از زمانی که این قانون در دههٔ ۱۸۴۰ واردِ اینجا شده است، [هیچ‌یک از] دولت‌های بریتیش کلمبیا برای به‌روزکردن آن اقدامی نکرده‌اند. این در حالی است که در ایالات متحده هم آن‌ها در ابتدای تشکیل دولت خود، قوانین بریتانیا را وارد کردند و در واقع هر ایالت، تمایل به وارد‌کردن و اصلاح برخی از قوانین اصلی یا بخش‌هایی از قوانین بریتانیا را داشت، اما آن‌ها به این شکل عمل کردند که هر کدام از ۵۰ ایالت به‌صورت جداگانه آن قوانین را بررسی کردند و ذره‌ذره آن‌ها را اصلاح کردند، در حالی‌که این کار در کانادا بسیار کُند انجام شده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18390" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-.jpg?resize=500%2C476" alt="دان رنو، وکیل و یکی از پایه‌گذاران انجمن غیرانتفاعی اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور در بی‌سی" width="500" height="476" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D9%86%D9%88%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%BA%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-.jpg?resize=300%2C286&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">دان رنو، وکیل و یکی از پایه‌گذاران انجمن غیرانتفاعی اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور در بی‌سی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">او افزود: «<span style="font-weight: 400;">قوانین بهتری در برخی از استان‌های دیگر هست. این قوانین آرمانی نیستند. تا جایی که به مشکلات این قانون مربوط می‌شود، انتاریو به‌نسبت اینجا وضعیت بهتری دارد.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>این قانون چیست و چرا تا این حد به آن اعتراض می‌شود</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">قانون «جبران خسارت خانواده» (Family Compensation Act)، قانونِ مورد مناقشه است. این قانون فقط «خسارات مالی مستقیم» ناشی از مرگ را در نظر می‌گیرد. به‌همین دلیل اگر کسی که «به‌دلیل قصور» جان خود را از دست می‌دهد، «نان‌آور» خانواده نباشد و همسر و فرزندی نداشته باشد، بازماندگانش قانوناً حقی برای شکایت از خاطیان و همچنین دریافت غرامت از آن‌ها ندارند و تنها مبلغ اندکی بابت هزینه‌های تدفین به بازماندگان پرداخت می‌شود که در بسیاری از مواقع حتی برای این کار، یعنی مراسم یادبود و تدفین، هم کافی نیست.</span><span style="font-weight: 400;"> نکتهٔ مهم این است که فرد جانباخته باید هر دو شرط یعنی هم نان‌آوربودن و هم داشتنِ همسر (یا شریک زندگی) یا فرزند نابالغ، را داشته باشد تا بازماندگانش بتوانند علیه خاطیانی که بر اثر اشتباه یا سهل‌انگاری منجر به مرگ او شده‌اند، شکایت کنند یا درخواست غرامت نمایند. </span><span style="font-weight: 400;">این بخش از قانون برای گروه‌های مختلفی از جامعه مشکل‌آفرین است، مانند بازماندگان معلولان و کسانی که به‌هر دلیلی امکان کارکردن و درآمدداشتن ندارند، کودکانی که هنوز به سن قانونی برای کارکردن نرسیده‌اند و طبعاً درآمدی ندارند، و افرادی که هنوز ازدواج نکرده‌اند یا شریک زندگی ندارند حتی اگر کار و درآمد خوبی داشته باشند، همچون زنده‌یاد امیر صدقی که در این شماره همراه با <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/05/05/%d9%86%da%af%d8%b0%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%af-%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%b9%d9%87%d8%af-%d8%b9%d8%aa%db%8c%d9%82-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%af%db%8c%da%af%d8%b1/">گفت‌وگویی که با مادر و پدر وی</a> انجام دادیم، <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/05/04/%d8%b1%d9%88%d8%a7%db%8c%d8%aa-%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%b2%d9%86%d8%af%d9%87%db%8c%d8%a7%d8%af-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%b5%d8%af%d9%82%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a8/">مروری داشتیم</a> بر زندگی او و حادثه‌ای که منجر به درگذشتش شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای بسیاری از مردم وجود چنین قانونی در کشوری پیشرفته مانند کانادا و استانی زیبا و مترقی مانند بریتیش کلمبیا بهت‌آور است، و البته اغلب آن‌ها از وجود چنین قانونی بی‌اطلاع‌اند، چون تنها زمانی متوجه آن می‌شوند که عزیزی را از دست بدهند و او نان‌آور خانواده نبوده و همسر یا فرزندانی نداشته باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرضیه بیهقی، مادر زنده‌یاد امیر صدقی، که فرزند ۲۶ ساله‌اش را در سقوط هواپیما در حین انجام کار از دست داده است، در گفت‌وگو با رسانهٔ همیاری گفت: «ما ابتدا تصور کردیم موضوع را اشتباه متوجه شده‌ایم. پس از وکیل اول، به وکیل بعدی مراجعه کردیم و سپس سومین و چهارمین ‌و پنجمین وکیل و هر بار بر عصبانیت ما از این قانون غیرمنصفانه در بریتیش کلمبیا افزوده شد.»</span></p>
<figure id="attachment_18391" aria-describedby="caption-attachment-18391" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18391" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?resize=500%2C295" alt="مرضیه بیهقی، مادر زنده‌یاد امیر صدقی" width="500" height="295" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%B1%D8%B6%DB%8C%D9%87-%D8%A8%DB%8C%D9%87%D9%82%DB%8C%D8%8C-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87%E2%80%8C%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1-%D8%B5%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?resize=300%2C177&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18391" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">مرضیه بیهقی، مادر زنده‌یاد امیر صدقی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هواپیمای حامل امیر صدقی و سه سرنشین دیگر که برای انجام مأموریت کاری به‌منظور عکس‌برداری هوایی از جنگل‌های شمال بریتیش کلمبیا رفته بودند، در تاریخ ۴ مهٔ ۲۰۱۹ به‌دلیل نقص فنی سقوط کرد و سه سرنشین آن ازجمله امیر کشته شدند. هیئت ترابری کانادا (TSB) در گزارش فنی خود دربارهٔ دلیل سقوط این هواپیما چند عامل را، ازجمله خطرآفرین‌بودن نوع موتور هواپیما برای پرواز در شرایط جویِ زمان و مکان محل حادثه، نبودن اطلاعات باند فرود اضطراری نزدیک به محل سقوط در بانک اطلاعاتی دستگاه موقعیت‌یاب مکانی (GPS‌) هواپیما و تشکیل یخ در کاربراتور هواپیما و اینکه آیا امکان پیشگیری داشت یا نه، دلایل سقوط هواپیما اعلام کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">عباس صدقی، پدر زنده‌یاد امیر صدقی، در گفت‌وگو با رسانهٔ همیاری گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">پس از این اتفاق هولناک سقوط هواپیما که منجر به ازدست‌دادن فرزند دلبندمان شد، برای پیگیری و وصول حق و حقوق انسانی و پیداکردن مقصر به وکلای حقوقی متعددی در ونکوور مراجعه کردیم. در اولین مراجعه مطلع شدیم که چون امیرمان مجرد بوده و همسر و فرزندی نداشته، ما بر طبق «قانون جبران خسارت خانوادهٔ بی‌سی» نمی‌توانیم از خاطی شکایت کنیم و‌ پیگیرِ حق و حقوق انسانی امیر باشیم. همچنین خسارت مالی، حقوقی و بیمه هم به بازماندگان تعلق نمی‌گیرد.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شگفتی فقط برای بازماندگان نیست. وکلای دادگستری هم با وجود اطلاع از این قوانین هر بار در مواجهه با کسانی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، روندی فرسایشی را طی می‌کنند. دان رنو، وکیل صدمات شخصی، می‌گوید: «وقتی مردم به دفاتر ما (به‌عنوان وکیل) می‌آیند و ما قانون را برای آن‌ها توضیح می‌دهیم، طوری به ما نگاه می‌کنند که انگار از سیاره‌ای متفاوت آمده‌ایم و سپس به‌سراغ وکیل دیگری می‌روند و وکیل دیگر همان چیز را به آن‌ها می‌گوید و بعد باز وکیل بعدی همان چیز را می‌گوید و اینجاست که متوجه می‌شوند شاید همه‌چیز همان‌طور است که وکیل اول می‌گفت. چون [چنین چیزی] آن‌قدر عجیب‌و‌غریب است که واقعاً باورکردنی نیست.» او می‌افزاید: «من اغلب با افرادی سروکار دارم که از کشورهای دیگر به کانادا می‌آیند تا از چیزهای بد دور شوند… من موکلان آفریقایی زیادی دارم، موکلان کره‌ای، موکلان چینی، موکلان ایرانی بسیار و همین‌طور افغان. آن‌ها به کانادا می‌آیند و فکر می‌کنند اوه عالی است، حداقل اینجا کسی نمی‌تواند درِ خانه را بزند و من را یک‌شبه به زندان بیندازد یا چیزهایی از این قبیل، و این درست است. همهٔ این‌ها بسیار درست است، اما چیزی که آن‌ها درک نمی‌کنند، این است که وقتی یک شهروند، شهروند دیگری را آزار می‌دهد، قانون بدتر و بدتر می‌شود و در نوک این کوه یخ، «مرگ به‌دلیل قصور» است که باید سال‌ها پیش به آن رسیدگی می‌کردند، اما آن‌ها دائماً در مسیر اشتباه حرکت می‌کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در طول سالیان، خانواده‌هایی که به‌دلیل این قانون متضرر شده‌اند و حق پیگیری حقوقی برای ازدست‌دادن عزیزانشان را نداشته‌اند‌، دور هم جمع شدند و نهایتاً ۱۴ سال پیش انجمنی را با نام انجمن غیرانتفاعی اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور در بی‌سی (BC Wrongful Death Law Reform Society) تشکیل دادند. این سازمان از آن زمان تاکنون فعالانه برای آگاهی‌رسانی به مردم بریتیش کلمبیا دربارهٔ این قانون اقدام کرده است. از آن‌جمله می‌توان به <a href="https://intheirname.ca/#mla" target="_blank" rel="noopener">کارزاری برای درخواست از نمایندگان مجلس قانونگذاری بریتیش کلمبیا</a> برای تغییر این قانون اشاره کرد که تاکنون بیش از ۱۶٬۰۰۰ امضا داشته است. برگزاری جلسات با سیاستمداران، بررسی قوانین استان‌های دیگر با کمک وکلای زبده به‌منظور ارائهٔ پیشنهاداتی برای اصلاح قوانین کنونی، برگزاری راهپیمایی، اطلاع‌رسانی در رسانه‌ها و ایجاد وبسایتی قوی حاوی اطلاعات کامل و جامع در این خصوص ازجمله داستان‌های تکان‌دهنده از خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند و این قانون حق دادرسی را از آن‌ها گرفته است، در آدرس </span><a href="http://intheirname.ca"><span style="font-weight: 400;">intheirname.ca</span></a><span style="font-weight: 400;">، از اقدامات این انجمن بوده است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://intheirname.ca"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone wp-image-18392 size-medium" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/In-Their-Name-avatar-2.jpeg?resize=300%2C300" alt="In-Their-Name" width="300" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/In-Their-Name-avatar-2.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/In-Their-Name-avatar-2.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/In-Their-Name-avatar-2.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/In-Their-Name-avatar-2.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w" sizes="auto, (max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نظر سیاستمداران احزاب استان بریتیش کلمبیا دربارهٔ این قانون چیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دولت کنونی بریتیش کلمبیا که متشکل از نمایندگان حزب بی‌سی ان‌دی‌پی است، اشکال در قانون را پذیرفته و دیوید ایبی (David Eby)، دادستان کل استان، در چند نوبت از جمله در ۷ ژوئن سال ۲۰۲۱ در صحن علنی مجلس قانونگذاری استان وعدهٔ اصلاح این قانون را تا پایان دورهٔ دولت کنونی که کمی بیش از دو سال به پایان آن باقی مانده، داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مایک دی‌ یانگ (Mike de Jong)، منتقد دادستان کل از حزب بی‌سی لیبرال، اپوزیسیون رسمی استان، دربارهٔ این قانون به رسانهٔ همیاری گفت: «ما قدیمی‌ترین قانون مرگ به‌دلیل قصور در کشور را داریم و این چیزی است که هیچ بریتیش کلمبیایی‌‌ای نباید حس خوبی دربارهٔ آن داشته باشد. تلاش‌های مکرر برای مدرنیزه‌کردن این قانون تاکنون ناموفق بوده است و </span><span style="font-weight: 400;">اکنون زمان آن است که دولت با همکاری اپوزیسیون &#8211; چرا که ما مشتاق همکاری با دولت‌ایم &#8211; آن را عملی کند. به‌واقع زمان آن برای همهٔ ما فرا رسیده است تا به این مهم بپردازیم، چون هرچه این تأخیر طولانی‌تر می‌شود، تراژدی‌های بیشتری اتفاق می‌افتد که طی آن توهین و خواری به دردی که بسیاری از خانواده‌ها می‌کشند، اضافه می‌شود.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<figure id="attachment_18393" aria-describedby="caption-attachment-18393" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18393" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C.jpg?resize=500%2C500" alt="مایک دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل از حزب بی‌سی لیبرال، اپوزیسیون رسمی استان،" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9-%D8%AF%DB%8C%E2%80%8C-%DB%8C%D8%A7%D9%86%DA%AF%D8%8C-%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C-%D9%84%DB%8C%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%8C-%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B2%DB%8C%D8%B3%DB%8C%D9%88%D9%86-%D8%B1%D8%B3%D9%85%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%8C.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18393" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">مایک دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل از حزب بی‌سی لیبرال، اپوزیسیون رسمی استان،</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سونیا فرستِنو (Sonia Furstenau)، رهبر حزب سبز بی‌سی، هم نظر مشابهی دارد. او در این خصوص به رسانهٔ همیاری گفت: «با همهٔ بریتیش کلمبیایی‌ها باید در برابر قانون عادلانه رفتار شود. به‌این معنا که فارغ از وضعیت اقتصادی، درآمد، وضعیت سلامت، سن و سال شما یا دیگر عوامل، دولت و سیستم شما باید برایتان ارزش قائل شود. وقتی موردی مانند تراژدیِ مرگ به‌دلیل قصور پیش می‌آید، همهٔ بریتیش کلمبیایی‌ها باید بتوانند برای عزیزانشان دادخواهی کنند. در حال حاضر، اعضای خانواده‌ تنها زمانی می‌توانند برای چنین خسرانی شکایت کنند که با مرگ عزیزشان دچار ضرر و زیان و مشکلات مالی شده باشند. عواملی مانند پتانسیل درآمد و وضعیت سلامت، تصمیم‌گیرندهٔ آن است که آن فرد چه میزان پول بدهکار است. بدان معنا که بچه‌ها، سالمندان، افراد کم‌توان، دانش‌آموزان و دانشجویان و غیره خارج از پتانسیل اقتصادی‌شان توسط دولت ارزش‌گذاری نمی‌شوند. این مسئله از پایه و اساس ایراد دارد. بی‌سی تنها استانی است که قانون مرگ به‌دلیل قصور را به‌روز نکرده است، و ما [در این زمینه] سال‌ها عقب‌ایم. در استانی که به عدالت و برابری باور دارد، ما خانواده‌های سوگوار را بدون امکان پیگیری دادخواهی تنها گذاشته‌ایم. افراد باید برای اشتباهاتشان پاسخگو باشند، و آن‌ها باید از تکرار چنان اعمالی بازداشته‌ شوند.»</span></p>
<figure id="attachment_18394" aria-describedby="caption-attachment-18394" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18394" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%90%D9%86%D9%88%D8%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpeg?resize=500%2C500" alt="سونیا فرستِنو، رهبر حزب سبز بریتیش کلمبیا" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%90%D9%86%D9%88%D8%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%90%D9%86%D9%88%D8%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpeg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%90%D9%86%D9%88%D8%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpeg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%B3%D9%88%D9%86%DB%8C%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%90%D9%86%D9%88%D8%8C-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%AD%D8%B2%D8%A8-%D8%B3%D8%A8%D8%B2-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpeg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18394" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سونیا فرستِنو، رهبر حزب سبز بریتیش کلمبیا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چرا این قانون پس از گذشت بیش از یک‌ سده هنوز تغییری نکرده است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور در دوره‌های قبلی دولت و زمانی که احزاب دیگر بر سر کار بودند هم در دستور کار قرار داشت، ولی به نتیجهٔ معناداری برای خانواده‌های آسیب‌دیده منجر نشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دان رنو در این زمینه به رسانهٔ همیاری گفت: «فکر می‌کنم سال ۲۰۰۷ بود، دادستان کل در آن زمان والی اوپال (Wally Oppal) بود و گفت که حداقل این موضوع را بررسی خواهد کرد و بر همین اساس دولت مجوز تحقیق را صادر کرد. در آن زمان بسیاری از گروه‌های مختلف، مانند ادارهٔ بیمهٔ کانادا (Insurance Bureau of Canada)، انجمن وکلای دادگاهی بریتیش کلمبیا، انجمن حمایت پزشکی کانادا (Canadian Medical Protective Association) که همهٔ پزشکان را بیمه می‌کند، و آی‌سی‌بی‌سی گزارش‌های مفصلی را ارائه کردند. دولت هیچ‌گاه مطالبی را که توسط آی‌سی‌بی‌سی ارائه شده بود، برای عموم منتشر نکرد. آن‌ را گزارش داخلی کابینه قلمداد کردند و بنابراین ما نمی‌دانیم چه گفته شد. علی‌رغم پیگیری‌های انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور، پس از تقریباً یک‌دهه هنوز نمی‌دانیم آی‌سی‌بی‌سی چه گفته است، اما نوعی نیروی سیاسی در پس‌زمینه است. <span style="font-weight: 400;">دیدن تصویر بزرگ‌تر این است که [این کار] از نظر افزایش حق بیمهٔ خودرو چقدر هزینه ایجاد می‌کند؟ بعد آی‌سی‌بی‌سی اعداد خود را بررسی می‌کند و مخفیانه چیزهایی را به دولت می‌گوید و سپس دولت مخفیانه دربارهٔ آن تصمیم می‌گیرد و نتیجه همین می‌شود که می‌بینید. آی‌سی‌بی‌سی در طول سالیان به یک گاو شیرده پول نقد برای دولت تبدیل شده است. این موجب بسیاری از مشکلات است &#8211; این شرکت قرار بود فقط یک شرکت بیمه باشد، اما حالا کارهای خیلی بیشتری را پوشش می‌دهد. منظورم این است که اگر می‌خواهید گواهینامهٔ رانندگی بگیرید، باید به آی‌سی‌بی‌سی بروید. اگر جریمهٔ رانندگی بگیرید، باید از طریق آی‌سی‌بی‌سی پرداخت کنید و موارد دیگر. بعد دولت این سود را به درآمد عمومی خود بازمی‌گرداند تا ظاهر بهتری داشته باشد.</span>»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مایک دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل از حزب بی‌سی لیبرال، اپوزیسیون رسمی استان، دربارهٔ آن تحقیق می‌گوید: «با این شروع می‌کنم که به‌عنوان کسی که نهایتاً به سِمَت دادستان کل منتصب شد و هرچند ناموفق، بسیار تلاش کرد تا این قانون را به‌روز و مدرن کند، من تظاهر نمی‌کنم که این گزارش را که مربوط به ۱۵ سال پیش بوده، به‌دقت به‌یاد می‌آورم، اما تردید نمی‌کنم به شما بگویم که </span><span style="font-weight: 400;">بخشی از مشکل وقتی که دولت می‌خواهد دربارهٔ مدرن‌کردن این قانون حرف بزند، به تردید، عدم تمایل و مخالفتی برمی‌گردد که از طرف بخش بیمه دریافت می‌کند.</span><span style="font-weight: 400;"> آن زمان این واقعیت داشت و مطمئن‌ام که حالا هم واقعیت دارد، ولی حالا زمانش است که بر آن چیره شویم. </span><span style="font-weight: 400;">صراحتاً می‌گویم که معتقدم بخش بیمه تأثیرات چنین تغییری را بیش از آنچه هست تخمین می‌زند و نیز آن را بیش‌ازحد دراماتیک جلوه می‌دهد، و به‌همین دلیل است که من فکر می‌کنم زمان آن فرا رسیده که اصلاحات و مدرنیزه‌کردن این قانون انجام شود و من امیدوارم که این اتفاق بیفتد.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نیکولاس هوپوِل (Nicholas Hopewell)، وکیل و استاد حقوق در دانشگاه کپیلانو نورث ونکوور، هم فکر می‌کند که اصلاح قانون هزینهٔ سنگینی را به کسی تحمیل نمی‌کند. او به رسانهٔ همیاری گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">این قانون باید اصلاح شود و نمی‌دانم چرا نمی‌شود. این مسئله‌ای اخلاقی است، زیرا هیچ‌کس به‌خاطر رفع این مشکل ورشکسته نخواهد شد. تنها کاری که قرار است [اصلاح این قانون] انجام دهد، این است که به برخی از خانواده‌ها کمک کند. </span><span style="font-weight: 400;">[بازماندگان] افرادی واقعی‌اند، این‌ها اعداد نیستند، آمار نیستند، این‌ها خانواده‌های واقعی‌اند که نه‌تنها با ازدست‌دادن عزیزشان دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند، بلکه وقتی به وکیل مراجعه می‌کنند، وکیل به آن‌ها می‌گوید ادعای شما هیچ ارزشی ندارد، چون جان عزیز شما بی‌ارزش است.به‌عنوان یک جامعه، فکر می‌کنم همه با هم متحد می‌شویم و می‌گوییم بسیار خوب، در صورت لزوم، از بخشی از دلارهای مالیاتی خود استفاده کنیم تا مطمئن شویم که آن خانواده چیزی برای کنارآمدن با  چنین وضعیتی که به‌معنای واقعی فقدانی باورنکردنی است، دارد.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<figure id="attachment_18395" aria-describedby="caption-attachment-18395" style="width: 350px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18395" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%90%D9%84%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1.jpg?resize=350%2C350" alt="نیکولاس هوپوِل، وکیل و استاد حقوق در دانشگاه کپیلانو نورث ونکوور" width="350" height="350" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%90%D9%84%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1.jpg?w=350&amp;ssl=1 350w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%90%D9%84%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%90%D9%84%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%B3-%D9%87%D9%88%D9%BE%D9%88%D9%90%D9%84%D8%8C-%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84-%D9%88-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%BE%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%AB-%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 350px) 100vw, 350px" /><figcaption id="caption-attachment-18395" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نیکولاس هوپوِل، وکیل و استاد حقوق در دانشگاه کپیلانو نورث ونکوور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این در حالی است که دولت بی‌سی دلیل اصلاح‌نشدن این قانون را در دولت‌های پیشین، بالارفتن سرسام‌آور نرخ بیمهٔ خودروهای شخصی می‌داند. دیوید ایبی، دادستان کل استان، هفتم ژوئن ۲۰۲۱، در صحن علنی مجلس قانونگذاری استان، در پاسخ به پرسش مایک دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل از اپوزیسیون رسمی استان، دربارهٔ موانع اصلاح قانون و نیز تلاش خودش در زمان تصدی سِمَت دادستانی کل برای اصلاح قانون، گفت: «من نمی‌دانم چرا آن نماینده [اشاره به مایک دی‌یانگ] در زمان خود در دولت علی‌رغم علاقه‌اش به این موضوع و با وجود خدمت در سِمَت دادستان کل نتوانست به این موضوع رسیدگی کند، اما گمان من این است که این همان مانعی بود که من هم دیده‌ام. و آن این است که بدون افزایش چشمگیر نرخ بیمهٔ خودرو مردم، پرداختن به این موضوع تقریباً غیرممکن است.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بریتیش کلمبیا یکی از چهار استانی است (در کنار ساسکاچوان، منیتوبا و کبک) که در آن بیمهٔ پایهٔ خودروهای شخصی در انحصار دولت استان است. از این‌رو افزایش نرخ بیمه مستقیماً می‌تواند روی نارضایتی رأی‌دهندگان از دولت تأثیر بگذارد و حتی منجر به انتخاب‌نشدن آن در انتخابات شود. شاید به‌همین دلیل باشد که هیچ دولتی از هیچ حزبی تاکنون به‌سراغ تغییر قانون مرگ به‌دلیل قصور نرفته است.</span></p>
<figure id="attachment_18396" aria-describedby="caption-attachment-18396" style="width: 428px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18396" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpg?resize=428%2C500" alt="دیوید ایبی، دادستان کل استان بریتیش کلمبیا" width="428" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpg?w=428&amp;ssl=1 428w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D8%AF%DB%8C%D9%88%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D8%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D9%84-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%AA%DB%8C%D8%B4-%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7.jpg?resize=257%2C300&amp;ssl=1 257w" sizes="auto, (max-width: 428px) 100vw, 428px" /><figcaption id="caption-attachment-18396" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">دیوید ایبی، دادستان کل استان بریتیش کلمبیا</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ولی حالا دولت بی‌سی ان‌دی‌پی بر این باور است که برای رفع این مانع یعنی بالارفتن نرخ بیمهٔ خودروهای بریتیش کلمبیایی‌ها، بالاخره چاره‌ای پیدا کرده است. دیوید ایبی، دادستان کل استان، در همان جلسهٔ مجلس با اشاره به اینکه تصادفات رانندگی بالاترین عامل مرگ به‌دلیل قصور در استان است، گفت در ماه مهٔ سال ۲۰۲۱ با تغییراتی که در قانون آی‌سی‌بی‌سی داده، توانسته اشکال قانون مرگ به‌دلیل قصور را در استان بدون هیچ افزایشی در نرخ بیمهٔ خودروهای شخصی، دست‌کم در مورد مرگ‌هایی که به‌دلیل تصادفات رانندگی رخ می‌دهند، مرتفع کند. او در این خصوص به رسانهٔ همیاری گفت: «ما اکنون [سیستم آی‌سی‌بی‌سی را] به سیستم دیگری تغییر داده‌ایم که خارج از سیستم دادگاه، خسارت را پرداخت می‌کند. وقتی شخصی به‌دلیل قصور در تصادف کشته می‌شود، هزینه‌های مترتب بر آن همه در سیستم موجود است و نرخ‌های موجود در آی‌سی‌بی‌سی به‌صورت داخلی اعمال می‌شود. بنابراین، این کار هیچ افزایشی در نرخ بیمهٔ خودرو به‌وجود نمی‌آورد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند دولت بر این باور است که با تغییرات قانون آی‌سی‌بی‌سی توانسته است اشکال قانون مرگ به‌دلیل قصور را دست‌ِکم در تصادفات رانندگی برطرف کند، تعدادی از مهم‌ترین طرف‌های ذی‌نفع با این ادعا موافق نیستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">مایکل-جیمز پنی (Michael-James Pennie)، رئیس انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور، دربارهٔ تغییرات قانون آی‌سی‌بی‌سی به رسانهٔ همیاری گفت: «</span><span style="font-weight: 400;">به آی‌سی‌بی‌سی قدرت بوروکراتیک مطلق و نامحدودی برای کنترل بر افراد داده شده است. این قربانیان دیگر خسارتی برای درد و رنج دریافت نخواهند کرد، یا به عدالت دسترسی نخواهند داشت، هنگامی که آی‌سی‌بی‌سی به آن‌ها ظلم می‌کند، آن‌ها به مردم می‌گویند که آی‌سی‌بی‌سی را «اصلاح» کرده‌اند و آن‌ها اکنون «پوشش مراقبت پیشرفته» دریافت می‌کنند.</span><span style="font-weight: 400;">» او با اشاره به تصادفی که سال گذشته و پس از اصلاح قانون آی‌سی‌بی‌سی منجر به کشته‌شدن اوشن جوینسن، کودک خردسال ۲۳ ماهه، شد و بر اساس قانون جدید به والدین کودک تنها مبلغ ۱۴٬۹۱۸دلار به‌عنوان غرامت پرداخت شد، گفت: «در همان زمان، سقف بالاترین حد خسارت برای هر عضو خانوادهٔ بازمانده به‌دلیل ازدست‌دادن همدمیِ فرد جانباخته در انتاریو ۱۲۵ هزار دلار بود، و حالا این رقم [در آن استان] به ۲۵۰ هزار دلار برای هر عضو بازماندهٔ خانواده رسیده است.» او می‌افزاید غرامت پرداختی به بازماندگان کسی که بر اثر مرگ به‌دلیل قصور در انتاریو کشته می‌شود، می‌تواند به بیش از یک میلیون دلار در قالب «خسارت» برسد. این در حالی است که در بریتیش کلمبیا برای موردی مشابه ۵۰ هزار دلار در قالب «مزایا» به بازماندگان پرداخت می‌شود</span><span style="font-weight: 400;">.</span></span></p>
<figure id="attachment_18398" aria-describedby="caption-attachment-18398" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18398" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%8A%D9%94%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1.jpg?resize=500%2C500" alt="مایکل-جیمز پنی، رئیس انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%8A%D9%94%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%8A%D9%94%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%8A%D9%94%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/%D9%85%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%84-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2-%D9%BE%D9%86%DB%8C%D8%8C-%D8%B1%D9%8A%D9%94%DB%8C%D8%B3-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD-%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D8%A8%D9%87%E2%80%8C%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-%D9%82%D8%B5%D9%88%D8%B1.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18398" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">مایکل-جیمز پنی، رئیس انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دان رنو دربارهٔ به‌کارگیری سیستم بدون تقصیر می‌گوید: «شیوه‌ای که وکلا را از سیستم خارج می‌کند، این است که دولت ابزارهای ما را از ما می‌گیرد. قانون، جعبهٔ ابزاری است که ما از آن برای قراردادن افرادی که قدرتی ندارند با کسانی که قدرت دارند در جایگاهی برابر استفاده می‌کنیم. آن‌ها به‌طور مؤثر آن ابزارها را حذف می‌کنند زیرا بر توانایی‌شان برای انجام کارها به دلخواهشان تأثیر می‌گذارد. آن‌ها دوست ندارند در دادگاه خجالت‌زده شوند. این غم و اندوه وحشتناکی است، اما بعد بی‌عدالتی هم به آن افزوده می‌شود – و بی‌عدالتی همان احساسی است که ما در سینه‌مان احساس می کنیم. این اشتباه است، این خیلی اشتباه است و دلیل اینکه این پرونده‌ها به دادگاه می‌روند، این است که بازماندگان بتوانند آن اشتباه را اصلاح کنند، زیرا این بر دوش آن‌ها سنگینی می‌کند و این یکی از مواردی است که اعضای انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور با آن دست‌و‌پنجه نرم می‌کند. آن‌ها قرار است فقط سوگواری کنند و به زندگی ادامه دهند، اما نمی‌توانند، زیرا بی‌عدالتی وجود دارد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مایک دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل در مجلس استان، هم بر این باور است که تغییر سیستم آی‌سی‌بی‌سی به سیستم «بی‌تقصیر» (no-fault) به مسائل اساسی مربوط به مرگ به‌دلیل قصور حتی نزدیک نشده است و دادستان کل، دیوید ایبی، از این موضوع به‌خوبی آگاه است. او همچنین وعده داد در جریان جلسات بررسی بودجهٔ دولت استان در مجلس که در چند هفتهٔ آتی برگزار خواهد شد، موضوع اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور را از دادستان کل پیگیری خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">سونیا فرستِنو، رهبر حزب سبز بریتیش کلمبیا، هم دربارهٔ تغییرات قانون آی‌سی‌بی‌سی به رسانهٔ همیاری گفت: «سیستم جدید بیمهٔ آی‌سی‌بی‌سی، بر اساس مدل «بی‌تقصیر» است، به‌طوری‌که مردم نمی‌توانند برای خسارات وارده شکایت کنند. در عوض، خانواده‌ها از مزایایی که دولت از پیش و بر اساس نرخ‌های خود تعیین کرده است، به‌جای تصمیم‌گیری در دادگاه‌ها، برخوردار می‌شوند. در عین حالی که موجب صرفه‌جویی در هزینه‌ها می‌شود، این سیستم امکان دادخواهیِ [بازماندگان] را از آن‌هایی که موجب آسیب‌های قابل‌توجهی شده‌اند، سلب کرده است. </span><span style="font-weight: 400;">برای شخصی که عزیزی را بر اثر مرگ به‌دلیل قصور از دست داده است، دادخواهی بخش مهمی از سوگواری است. این سیستم همچنین امکان پاسخگویی برای آن‌هایی را که آسیب وارد آورده‌اند، حذف نموده است &#8211; چگونه می‌شود اطمینان یافت که آن فرد همان اشتباه را تکرار نخواهد کرد و موجب آسیب به شخص دیگری نخواهد شد؟ بنابراین نه، اصلاحات انجام‌شده در آی‌سی‌بی‌سی پیشرفت معناداری در زمینهٔ مرگ به‌دلیل قصور به‌وجود نیاورده است.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌طور که سونیا فرستِنو هم اشاره کرد، به‌نظر می‌رسد استفاده از مدل «بی‌تقصیر» در سیستم آی‌سی‌بی‌سی نگرانی مهمی را که خانواده‌های آسیب‌دیده از قانون مرگ به‌دلیل قصور دارند، برطرف نمی‌کند؛ یعنی تنبیه خاطی یا خاطیان از طریق شکایت قانونی که می‌تواند منجر به کاهش مواردی از این دست شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مایک دی یانگ، منتقد رسمی دادستان کل در مجلس استان، در این زمینه به رسانهٔ همیاری گفت: «باید برای اعمال اشخاص تبعاتی وجود داشته باشد، و وقتی که آن عمل مرگ به‌دلیل قصور خوانده می‌شود، یقیناً باید برای آن تبعاتی در نظر گرفته شود، و اینکه آیا از طریق قانونِ جزایی باشد یا قانونِ مدنی، اغلب مردم فکر می‌کنند که به‌هر حال باید عواقب و تبعاتی لحاظ شود.» او افزود: «من فکر می‌کنم که همهٔ ما به‌عنوان اعضای جامعه، درنظرگرفتن عواقب برای اعمال هر شخص را جزء اساسی مسئولیت می‌دانیم، و سازوکارهای فعلی به‌نظر نمی‌رسد مسئولیت کافی روی دوش مردم بگذارد. و شما خودتان خوانیده‌اید و دیده‌اید و با خانواده‌هایی صحبت کرده‌اید که با این تراژدی‌ها مواجه شده‌اند و کلامی برای میزان ناامیدی‌ای که آن‌ها از بابت کلافگی و عدم وجود عواقب [برای خاطیان] حس می‌کنند، یافت نمی‌شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیوید ایبی در پاسخ به این پرسش رسانهٔ همیاری که در سیستم جدید آی‌سی‌بی‌سی جنبهٔ تنبیهی برای خاطیان چطور دیده شده است، گفت: «شخصی که باعث تصادف رانندگی می‌شود، ناچار است به‌طور چشمگیری برای بیمهٔ خودرو هزینهٔ بیشتری بپردازد و چون موجب ایجاد خطر بیشتری در جاده می‌شود، در برخی موارد محدود ممکن است پوشش خود را برای خسارات ناشی از تصادف از دست بدهد، بنابراین آی‌سی‌بی‌سی می‌تواند از پرداخت خسارات وارده توسط شخص در صورت انجام رفتار مجرمانهٔ منجر به مرگ، امتناع ورزد. بدیهی است که لایهٔ کاملاً متمایز دیگری برای شخصی که باعث مرگ به‌دلیل قصور می‌شود، وجود دارد، به‌خصوص در تصادفات رانندگی که امکان محکومیت کیفری برای بی‌احتیاطی در رانندگی وجود دارد ازجمله از‌دست‌دادن گواهینامهٔ رانندگی خاطیانی که با تکرار بی‌احتیاطی خسارت به‌بار می‌آورند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-18399" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/PSA-Collage.jpg?resize=640%2C215" alt="چشم‌انداز تغییر قانون «مرگ به‌دلیل قصور» در بی‌سی پس از بیش از یک سده؛ بیم‌ها و امیدها" width="640" height="215" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/PSA-Collage.jpg?w=800&amp;ssl=1 800w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/PSA-Collage.jpg?resize=300%2C101&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/05/PSA-Collage.jpg?resize=768%2C258&amp;ssl=1 768w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چشم‌انداز تغییر قانون مرگ به‌دلیل قصور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دولت بی‌سی ان‌دی‌پی وعده داده است که قانون مرگ به‌دلیل قصور را تا پایان این دورهٔ دولت یعنی تا اکتبر سال ۲۰۲۴ اصلاح خواهد کرد. هرچند زمان‌بندی دقیقی برای این کار ارائه نداده و علی‌رغم انتقادات احزاب مخالف و انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور، مدعی است که با تغییر قانون آی‌سی‌بی‌سی مشکل عامل شمارهٔ یک مرگ‌های به‌دلیل قصور، یعنی تصادفات رانندگی، را بدون هیچ هزینهٔ اضافه‌ای برای بریتیش کلمبیایی‌ها مرتفع کرده و در زمان باقیمانده، به بقیهٔ عوامل مرگ به‌دلیل قصور از جمله خطاهای پزشکی یا سوانح در محل کار خواهد پرداخت. دادستان کل همچنین در پاسخ به این پرسش رسانهٔ همیاری دربارهٔ اینکه آیا اصلاح این قانون برای عوامل دیگر مانند خطاهای پزشکی هزینه‌های دیگری برای دولت یا مردم دارد، گفت: «بله، این امکان وجود دارد که اصلاحات در این قانون هزینه‌های اضافه‌ای را بر دولت‌های فدرال، استانی و شهری تحمیل کند و مطمئناً بر نرخ‌های بیمه، نرخ‌های بیمهٔ مسئولیت برای افرادی که بیمهٔ مسئولیت می‌خرند، یعنی صاحبان کسب‌وکار، فشار وارد می‌کند. بنابراین، </span><span style="font-weight: 400;">این اصلاحاتی است که باید با دقت و مسئولانه انجام شود تا این هزینه‌ها برای بریتیش کلمبیایی‌ها به حداقل برسد. ما می‌دانیم که در حال حاضر از پس هزینه‌های زندگی برآمدن مسئله‌ای بزرگ برای بریتیش کلمبیایی‌هاست، اما همچنین می‌دانیم که اصلاحات در این بخش از قانون بسیار مهم است، به‌همین دلیل است که متعهد شده‌ایم پیش از پایان دورهٔ دولت، اصلاحاتی را برای رسیدگی به این موضوع انجام دهیم.</span><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ولی انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور، به این تغییرات چندان خوشبین نیست. مایکل-جیمز پنی، رئیس انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور، دربارهٔ چشم‌انداز تغییر این قانون در بی‌سی به رسانهٔ همیاری گفت: «من معتقدم دادستان کل، دیوید ایبی، در طول مدت مسئولیت خود بالاخره یک «کاری» برای اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور انجام خواهد داد. هرچند، همان‌طور که دیدیم آن‌ها با سیستم «بی‌تقصیر» در آی‌سی‌بی‌سی چه کرده‌اند، گمان نمی‌کنم که دولت استانی توصیه‌های انجمن ما را دنبال کند.» اشارهٔ او به دیداری است که دادستان کل در سال ۲۰۱۹ با نمایندگان انجمن اصلاح قانون مرگ به‌دلیل قصور داشت و در آن دیدار، پیشنهادات آن‌ها را که با کمک وکلای زبده و با مقایسهٔ قوانین استان‌ها و کشورهای دیگر در این زمینه تهیه شده بود، به دادستان کل و همکارانش ارائه شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پنی با انتقاد از اینکه جلسهٔ دیگری برای پیگیری خواسته‌های انجمن با دادستان کل ترتیب داده نشده است، گفت شیوه‌ای که دولت استان برای اصلاح این قانون پیش گرفته است، هیچ معیاری برای عدالت یا پاسخگویی به متخلفان نخواهد داشت. این شیوه جاده‌ها، بیمارستان‌ها، شرکت‌ها و سایر مؤسسات ما را ایمن‌تر نخواهد کرد. این فقط سیلی دیگری بر صورت قربانیان و خانواده‌های آن‌ها خواهد بود و جامعهٔ ما باید به مبارزه برای این موضوع ادامه دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مایک‌ دی‌ یانگ، منتقد دادستان کل در مجلس استان، دربارهٔ چشم‌انداز اصلاح این قانون در بی‌سی توسط دولت کنونی گفت: «دلمان می‌خواهد باور کنیم که دولت برای رسیدگی به این موضوع جدی است، اما آن‌ها به نیمه‌های دورهٔ خود نزدیک شده‌اند و ما هنوز هیچ اقدام واقعی‌ای در این زمینه ندیده‌ایم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سونیا فرستِنو، رهبر حزب سبز بی‌سی، هم در این زمینه گفت: «مایل‌ام امیدوار باشم که بی‌سی بالاخره قانون مرگ به‌دلیل قصور خودش را خواهد داشت. حزب بی‌سی ان‌دی‌پی اکثریت را در مجلس دارد، و این بدان معناست که آن‌ها نهایتاً می‌توانند هر آنچه را که بخواهند تصویب کنند. اگر آن‌ها دربارهٔ این تعهد جدی باشند، هم‌اکنون فرصت آن است که انجامش دهند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دان رنو نیز گفت: «امید به امکان اصلاح چیزی مانند قانون مرگ به‌دلیل قصور کم‌ و کمتر می‌شود، زیرا می‌بینیم که دولت در مسیر اشتباهی حرکت می‌کند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیکولاس هوپوِل، وکیل و استاد حقوق در دانشگاه کپیلانو در نورث ونکوور، در این زمینه می‌گوید: «اوضاع بدتر می‌شود، آیا به رفع مشکلات قانون مرگ به‌دلیل قصور خوشبین‌ایم؟ اگر بخواهیم بر اساس اتفاقاتی که در حال حاضر رخ می‌دهد بگوییم، پاسخ منفی است. اما اگر دولت فکر کند که اصلاح این قانون برایش بُرد خوبی است و تأثیر مثبتی بر افکار عمومی می‌گذارد، می‌تواند مدلی مبتنی بر شیوهٔ «بی‌تقصیر» را دنبال کند، سقفی برای پرداخت خسارت بگذارد و اندکی پول را جلوی خانواده‌هایی که ممکن است یکی از عزیزانشان را از دست بدهند، بیندازد. آیا اوضاع خوب خواهد شد؟ آیا به شرایط ایدئال می‌رسیم؟ نه، خیلی دور از ایدئال خواهیم بود. هرچند ممکن است دولت بخواهد آن را به‌عنوان ایدئال بفروشد و همه را متقاعد کند که این بهترین چیز ممکن است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هر حال به‌نظر می‌رسد نخستین اصلاح جدی قانون مرگ به‌دلیل قصور در تاریخ استان بریتیش کلمبیا تا پیش از پایان دورهٔ دولت کنونی انجام شود؛ دستِ‌کم این چیزی است که دادستان کل ادعایش را دارد. هرچند اصلاح بخش تصادفات رانندگی، که عامل شمارهٔ یک موارد مرگ به‌دلیل قصور شناخته می‌شود، از طریق تغییر شیوهٔ رسیدگی به این تصادفات به شیوهٔ «بی‌تقصیر» توسط دولت، نگرانی‌های جدی‌ای را برای احزاب دیگر و از همه‌مهم‌تر خانواده‌هایی که بیشترین آسیب را از این قانون در طول سالیان متمادی دیده‌اند، به‌وجود آورده است. باید دید آیا در پایانِ بازنگری دولت روی این قانون، به این نگرانی‌ها پاسخ درخوری داده خواهد شد یا نه.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/05/12/%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%82/">چشم‌انداز تغییر قانون «مرگ به‌دلیل قصور» در بی‌سی پس از بیش از یک سده؛ بیم‌ها و امیدها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/05/12/%da%86%d8%b4%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d9%85%d8%b1%da%af-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%84%db%8c%d9%84-%d9%82/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">18386</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پیشکش هنرمندان ونکوور به زنانی محروم و شایسته در ایران</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/03/21/%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b4-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/03/21/%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b4-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 Mar 2022 03:43:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[آتوسا سیدین آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[احمدرضا پیک]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه رودگر]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد نیکوکاری یارا]]></category>
		<category><![CDATA[پروانه رودگر]]></category>
		<category><![CDATA[رزیتا معینی شیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[رضا اسدی سمیع]]></category>
		<category><![CDATA[زهره آرامیان]]></category>
		<category><![CDATA[سارا مهجوری]]></category>
		<category><![CDATA[سالومه هنرمند]]></category>
		<category><![CDATA[سپیده کاوسی]]></category>
		<category><![CDATA[سهیلا جعفری]]></category>
		<category><![CDATA[شرمینه رضوی‌فر]]></category>
		<category><![CDATA[شهلا کربلایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرحناز ثمری]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته چهرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهیمه الیاس]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا طاهری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم عابدی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهین شریلی]]></category>
		<category><![CDATA[مونیکا کاویانی]]></category>
		<category><![CDATA[مینا سبزواری]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین میرمحمد صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[نازیلا رفیع زاده]]></category>
		<category><![CDATA[نازیلا رفیع‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[ندا حامد]]></category>
		<category><![CDATA[ندا رهبر]]></category>
		<category><![CDATA[نرگس آقاحسینی]]></category>
		<category><![CDATA[نسرین اسلم]]></category>
		<category><![CDATA[نکیسا نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر معیّری]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه زکی پور]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه زکی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[وست ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17975</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارشی از نمایشگاه هنری بنیاد نیکوکاری یارا در وست ونکوور به‌نفع زنان سرپرست خانوار در ایران مینا سبزواری – وست ونکوور  بنازم ناز شستت را، سَبَد از کاه می‌بافی / به تارَش عشق می‌بندی، به پودش آه می‌بافی  نگاهت خوشه‌های درد را در من می‌آویزد / و گندمگونه رخسارت، چه مِهری در دلم ریزد  تو را تقدیر این بوده که سقف خانه‌ات باشی / چو خورشیدی جهان‌افروز، چراغِ خانه‌ات باشی  تو را تقدیر می‌خواهد چنان موجی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/03/21/%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b4-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88/">پیشکش هنرمندان ونکوور به زنانی محروم و شایسته در ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong><span style="font-family: sahel;">گزارشی از نمایشگاه هنری بنیاد نیکوکاری یارا در وست ونکوور به‌نفع زنان سرپرست خانوار در ایران</span></strong></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%db%8c%d9%86%d8%a7-%d8%b3%d8%a8%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مینا سبزواری</a> – وست ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;"> بنازم ناز شستت را، سَبَد از کاه می‌بافی / به تارَش عشق می‌بندی، به پودش آه می‌بافی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;"> نگاهت خوشه‌های درد را در من می‌آویزد / و گندمگونه رخسارت، چه مِهری در دلم ریزد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;"> تو را تقدیر این بوده که سقف خانه‌ات باشی / چو خورشیدی جهان‌افروز، چراغِ خانه‌ات باشی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;"> تو را تقدیر می‌خواهد چنان موجی بپا خیزی / چنان دریا خروشنده، چنان باران فرو ریزی </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">به پاسِ همّت نابت، ببوسم دست‌های تو / نشیند بر لبت خنده، نبینم اشک‌های تو</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">* * * </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">کنون ای یاورِ «یارا»، که شعرم را همی‌خوانی/ حکایت را تو دانستی، روایت را تو می‌دانی</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بهار آید و سبزه، از شکوفه دامنی دارد / بده ای مهربان دستی، محبت عالمی دارد</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرودهٔ نازیلا رفیع‌زاده، یکی از هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنرمندان نیکوکار ساکن ونکوور، با آفرینش اثری هنری و اهدای آن به بنیاد نیکوکاری یارا، انگار که پاره‌ای از وجودشان را به زنانی محروم در ایران، پیشکش کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌مناسبت روز جهانی زن و در فراخوانی از هنرمندان، از آنان درخواست شد با مشاهده و الهام از عکس‌ها و فیلم‌های زنان محرومی که بنیاد یارا برایشان کارآفرینی کرده، احساس و ایده و نگرش خودشان را به‌زبان هنرشان بازگویند و چنین کردند. آن‌ها گامی بلند و جانانه در مهرورزی و پشتیبانی از فروماندگان سرزمینی که درآن زاده شده‌اند، برداشتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این رویداد در حافظهٔ تاریخی جامعهٔ ایرانیان ونکوور به قوّت و به نیکی به یادگار خواهد ماند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از دهه‌ها سکونت ایرانیان در ونکوور و به‌همت بنیاد نیکوکاری یارا، شمار قابل‌توجهی از فرهیختگانی هنرمند، روی موضوع ویژه‌ای تمرکز کرده و گرداگرد آن و البته به‌زبان خویش، پیام انسانی مهرورزی و مسئولیت ما برای حمایت از محرومان را به همه رساندند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تمام مراحل برپایی نمایشگاه و در طول برگزاری آن تعالی و پیشرفت روابط میان هنرمندان با یکدیگر و با دیگران، نشان از رشد روابط در جامعهٔ بزرگ‌تر ایرانی داشت. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتی اندکی از رقابت ناسالم در آن‌ها دیده نشد. همه‌اش مهر و دوستی بود و نیکوکاری. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فروتنی آن‌ها که استاد هنرند و اثرشان شانه‌به‌شانهٔ هنرجویانی تازه‌کار به‌نمایش گذارده شد، ستودنی است. هنرمندانی که جایگاه شایستهٔ خود را یافته‌اند، حمایت و انتقال تجربیات و گشودن دریچه‌های جدید را به‌روی تازه‌واردانِ به این وادی انجام دادند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«گوناگونی» از واژه‌های محبوب ماست، چرا که از سرزمینی آمده‌ایم که تک‌صدایی بر آن تحمیل شده است. گوناگونی در همهٔ موارد بود، از شرکت هنرمندان زن و مرد، جوان و غیر آن تا تکنیک‌های متنوع عرضهٔ هنر نقاشی. از انواع هنر‌های عرضه‌شده از نقاشی و مجسمه‌سازی و کاریکاتور تا چیدمان سنگ و خوش‌نویسی. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال نیکوکاران و هنردوستان هم بسیار خوب بود. نام هنرمندانی که آثارشان عرضه شد، به‌ترتیب حروف الفبا بدین قرار است: زهره آرامیان، نرگس آقاحسینی، رضا اسدی سمیع، نسرین اسلم، فهیمه الیاس، احمدرضا پیک، فرحناز ثمری، سهیلا جعفری، فرشته چهرزاد، ندا حامد، شرمینه رضوی‌فر، نازیلا رفیع‌زاده، افسانه رودگر، پروانه رودگر، هنگامه زکی‌پور، افشین سبوکی، آتوسا سیدین آزاد، مهین شریلی، لیلا طاهری، مریم عابدی، سپیده کاوسی، مونیکا کاویانی، شهلا کربلایی، نیلوفر معیّری، رزیتا معینی شیرازی، سارا مهجوری، نازنین میرمحمد صادقی، نکیسا نوروزی و سالومه هنرمند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">با سپاس فراوان از حامیان برنامه که بدین قرارند: نشریهٔ رسانهٔ همیاری، گالری آکادمی نازنین، جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور، خانهٔ فرهنگ و هنر ایران، شهلا آرت گالری، مرکز مشاورهٔ روان پویا، آقای دکتر فرهاد گشتاسبی، مدیر کلینیک دندان‌پزشکی Lonsdale Dentist، خانم مری صالح، مشاور خرید و فروش املاک، باشگاه خندهٔ ایرانیان کانادا، آقای سیدعلی یوسفی نمین، مدیر شرکت Elegant Immigration Services و استودیو عکاسی و فیلم‌برداری SRNY FILM.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گزارش را با سروده‌ای از خانم زهره آرامیان دربارهٔ آنچه آفریده بودند و پیشکش کردند، به‌پایان می‌برم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">گاه می‌شود با نقاشی هم شعر گفت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">برای زنانی که ندیده‌ایم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">برای زنانی که نبوده‌ایم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">برای آنان که مادر بوده‌اند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و کوله‌بار عشقشان بر دوش</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">داشته‌هایشان در مشت</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و سر تا پا خم</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در این مسیر پرآشوب</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">به دست‌چین کردن زندگی مشغول</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">و در آخر آنچه که می‌ماند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بافته‌های رنج است</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بر دامنشان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">در ازای هر آنچه که می‌خوانند</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">کاشته‌های رنج‌!</span></i></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;">آثار به‌نمایش‌گذاشته‌شده در این نمایشگاه به‌ترتیب حروف الفبای نام خانوادگی هنرمندان:</span></p>
<figure id="attachment_17976" aria-describedby="caption-attachment-17976" style="width: 372px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17976" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%93%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?resize=372%2C500" alt="زهره آرامیان" width="372" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%93%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?w=372&amp;ssl=1 372w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B2%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D9%93%D8%B1%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%A7%D9%86.jpg?resize=223%2C300&amp;ssl=1 223w" sizes="auto, (max-width: 372px) 100vw, 372px" /><figcaption id="caption-attachment-17976" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">زهره آرامیان</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17977" aria-describedby="caption-attachment-17977" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17977" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%A7%D9%93%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=500%2C395" alt="نرگس آقاحسینی" width="500" height="395" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%A7%D9%93%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%A7%D9%93%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=300%2C237&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B1%DA%AF%D8%B3-%D8%A7%D9%93%D9%82%D8%A7%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86%DB%8C.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17977" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نرگس آقاحسینی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17978" aria-describedby="caption-attachment-17978" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17978" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9.jpg?resize=500%2C376" alt="رضا اسدی سمیع" width="500" height="376" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B6%D8%A7-%D8%A7%D8%B3%D8%AF%DB%8C-%D8%B3%D9%85%DB%8C%D8%B9.jpg?resize=300%2C226&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17978" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">رضا اسدی سمیع</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17979" aria-describedby="caption-attachment-17979" style="width: 342px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17979" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D9%85.jpg?resize=342%2C500" alt="نسرین اسلم" width="342" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D9%85.jpg?w=342&amp;ssl=1 342w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%B3%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D8%B3%D9%84%D9%85.jpg?resize=205%2C300&amp;ssl=1 205w" sizes="auto, (max-width: 342px) 100vw, 342px" /><figcaption id="caption-attachment-17979" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نسرین اسلم</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17980" aria-describedby="caption-attachment-17980" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17980" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B3.jpg?resize=500%2C394" alt="فهیمه الیاس" width="500" height="394" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B3.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B3.jpg?resize=300%2C236&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D9%87%DB%8C%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B3.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17980" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">فهیمه الیاس</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17981" aria-describedby="caption-attachment-17981" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17981" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%DA%A9.jpg?resize=500%2C388" alt="احمدرضا پیک" width="500" height="388" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%DA%A9.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%DA%A9.jpg?resize=300%2C233&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D9%BE%DB%8C%DA%A9.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17981" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">احمدرضا پیک</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17982" aria-describedby="caption-attachment-17982" style="width: 238px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17982" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%AD%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%AB%D9%85%D8%B1%DB%8C.jpeg?resize=238%2C500" alt="فرحناز ثمری" width="238" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%AD%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%AB%D9%85%D8%B1%DB%8C.jpeg?w=238&amp;ssl=1 238w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%AD%D9%86%D8%A7%D8%B2-%D8%AB%D9%85%D8%B1%DB%8C.jpeg?resize=143%2C300&amp;ssl=1 143w" sizes="auto, (max-width: 238px) 100vw, 238px" /><figcaption id="caption-attachment-17982" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">فرحناز ثمری</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17983" aria-describedby="caption-attachment-17983" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17983" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpeg?resize=500%2C329" alt="سهیلا جعفری" width="500" height="329" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpeg?resize=300%2C197&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%87%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1%DB%8C.jpeg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17983" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سهیلا جعفری</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17984" aria-describedby="caption-attachment-17984" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-17984 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?resize=500%2C383" alt="فرشته چهرزاد" width="500" height="383" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?resize=300%2C230&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17984" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">فرشته چهرزاد</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17985" aria-describedby="caption-attachment-17985" style="width: 388px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17985" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF.jpg?resize=388%2C500" alt="ندا حامد" width="388" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF.jpg?w=388&amp;ssl=1 388w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%AD%D8%A7%D9%85%D8%AF.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 388px) 100vw, 388px" /><figcaption id="caption-attachment-17985" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">ندا حامد</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17987" aria-describedby="caption-attachment-17987" style="width: 498px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17987" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1.jpg?resize=498%2C500" alt="شرمینه رضوی‌فر" width="498" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1.jpg?w=498&amp;ssl=1 498w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D8%B1%D9%85%DB%8C%D9%86%D9%87-%D8%B1%D8%B6%D9%88%DB%8C%E2%80%8C%D9%81%D8%B1.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="auto, (max-width: 498px) 100vw, 498px" /><figcaption id="caption-attachment-17987" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">شرمینه رضوی‌فر</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17986" aria-describedby="caption-attachment-17986" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17986" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=500%2C386" alt="نازیلا رفیع‌زاده" width="500" height="386" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=300%2C232&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B1%D9%81%DB%8C%D8%B9%E2%80%8C%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17986" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نازیلا رفیع‌زاده</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17988" aria-describedby="caption-attachment-17988" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17988" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?resize=500%2C368" alt="افسانه رودگر" width="500" height="368" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?resize=300%2C221&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17988" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">افسانه رودگر</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17989" aria-describedby="caption-attachment-17989" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17989" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?resize=500%2C333" alt="پروانه رودگر" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%AF%DA%AF%D8%B1.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17989" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پروانه رودگر</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18006" aria-describedby="caption-attachment-18006" style="width: 414px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18006" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1.jpg?resize=414%2C500" alt="ندا رهبر" width="414" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1.jpg?w=414&amp;ssl=1 414w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%AF%D8%A7-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1.jpg?resize=248%2C300&amp;ssl=1 248w" sizes="auto, (max-width: 414px) 100vw, 414px" /><figcaption id="caption-attachment-18006" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">ندا رهبر</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17990" aria-describedby="caption-attachment-17990" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17990" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B2%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1.jpg?resize=500%2C392" alt="هنگامه زکی‌پور" width="500" height="392" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B2%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B2%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1.jpg?resize=300%2C235&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%87%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B2%DA%A9%DB%8C%E2%80%8C%D9%BE%D9%88%D8%B1.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17990" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">هنگامه زکی‌پور</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17991" aria-describedby="caption-attachment-17991" style="width: 463px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17991" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=463%2C500" alt="افشین سبوکی" width="463" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?w=463&amp;ssl=1 463w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C.jpg?resize=278%2C300&amp;ssl=1 278w" sizes="auto, (max-width: 463px) 100vw, 463px" /><figcaption id="caption-attachment-17991" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">افشین سبوکی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17992" aria-describedby="caption-attachment-17992" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17992" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%93%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%93%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?resize=500%2C224" alt="آتوسا سیدین آزاد" width="500" height="224" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%93%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%93%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%A7%D9%93%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%A7-%D8%B3%DB%8C%D8%AF%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%93%D8%B2%D8%A7%D8%AF.jpg?resize=300%2C134&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17992" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">آتوسا سیدین آزاد</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17993" aria-describedby="caption-attachment-17993" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17993" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=500%2C398" alt="مهین شریلی" width="500" height="398" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%87%DB%8C%D9%86-%D8%B4%D8%B1%DB%8C%D9%84%DB%8C.jpg?resize=300%2C239&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17993" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">مهین شریلی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17994" aria-describedby="caption-attachment-17994" style="width: 386px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17994" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=386%2C500" alt="لیلا طاهری" width="386" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg?w=386&amp;ssl=1 386w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%84%DB%8C%D9%84%D8%A7-%D8%B7%D8%A7%D9%87%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=232%2C300&amp;ssl=1 232w" sizes="auto, (max-width: 386px) 100vw, 386px" /><figcaption id="caption-attachment-17994" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">لیلا طاهری</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17995" aria-describedby="caption-attachment-17995" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17995" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=500%2C375" alt="مریم عابدی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%85-%D8%B9%D8%A7%D8%A8%D8%AF%DB%8C.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17995" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">مریم عابدی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17996" aria-describedby="caption-attachment-17996" style="width: 397px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17996" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=397%2C500" alt="مونیکا کاویانی" width="397" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?w=397&amp;ssl=1 397w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%85%D9%88%D9%86%DB%8C%DA%A9%D8%A7-%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86%DB%8C.jpg?resize=238%2C300&amp;ssl=1 238w" sizes="auto, (max-width: 397px) 100vw, 397px" /><figcaption id="caption-attachment-17996" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">مونیکا کاویانی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17997" aria-describedby="caption-attachment-17997" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17997" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C.jpg?resize=500%2C347" alt="سپیده کاوسی" width="500" height="347" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C.jpg?resize=300%2C208&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D9%BE%DB%8C%D8%AF%D9%87-%DA%A9%D8%A7%D9%88%D8%B3%DB%8C.jpg?resize=200%2C140&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17997" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سپیده کاوسی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17998" aria-describedby="caption-attachment-17998" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17998" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D9%87%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=500%2C394" alt="شهلا کربلایی" width="500" height="394" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D9%87%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D9%87%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=300%2C236&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B4%D9%87%D9%84%D8%A7-%DA%A9%D8%B1%D8%A8%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C.jpg?resize=117%2C91&amp;ssl=1 117w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17998" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">شهلا کربلایی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_17999" aria-describedby="caption-attachment-17999" style="width: 330px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17999" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=330%2C500" alt="نیلوفر معیّری" width="330" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%B1%DB%8C.jpg?w=330&amp;ssl=1 330w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DB%8C%D9%84%D9%88%D9%81%D8%B1-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%91%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=198%2C300&amp;ssl=1 198w" sizes="auto, (max-width: 330px) 100vw, 330px" /><figcaption id="caption-attachment-17999" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نیلوفر معیّری</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18000" aria-describedby="caption-attachment-18000" style="width: 369px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18000" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=369%2C500" alt="رزیتا معینی شیرازی" width="369" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?w=369&amp;ssl=1 369w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B1%D8%B2%DB%8C%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B9%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=221%2C300&amp;ssl=1 221w" sizes="auto, (max-width: 369px) 100vw, 369px" /><figcaption id="caption-attachment-18000" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">رزیتا معینی شیرازی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18001" aria-describedby="caption-attachment-18001" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18001" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=500%2C374" alt="سارا مهجوری" width="500" height="374" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%A7-%D9%85%D9%87%D8%AC%D9%88%D8%B1%DB%8C.jpg?resize=300%2C224&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18001" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سارا مهجوری</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18002" aria-describedby="caption-attachment-18002" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18002" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?resize=500%2C367" alt="نازنین میرمحمد صادقی" width="500" height="367" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%D8%A7%D8%B2%D9%86%DB%8C%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%B1%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82%DB%8C.jpg?resize=300%2C220&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-18002" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نازنین میرمحمد صادقی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18003" aria-describedby="caption-attachment-18003" style="width: 395px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18003" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=395%2C500" alt="نکیسا نوروزی" width="395" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C.jpg?w=395&amp;ssl=1 395w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D9%86%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%A7-%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B2%DB%8C.jpg?resize=237%2C300&amp;ssl=1 237w" sizes="auto, (max-width: 395px) 100vw, 395px" /><figcaption id="caption-attachment-18003" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">نکیسا نوروزی</span></figcaption></figure>
<figure id="attachment_18004" aria-describedby="caption-attachment-18004" style="width: 347px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-18004" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF.jpg?resize=347%2C500" alt="سالومه هنرمند" width="347" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF.jpg?w=347&amp;ssl=1 347w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%88%D9%85%D9%87-%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF.jpg?resize=208%2C300&amp;ssl=1 208w" sizes="auto, (max-width: 347px) 100vw, 347px" /><figcaption id="caption-attachment-18004" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سالومه هنرمند</span></figcaption></figure>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/03/21/%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b4-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88/">پیشکش هنرمندان ونکوور به زنانی محروم و شایسته در ایران</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/03/21/%d9%be%db%8c%d8%b4%da%a9%d8%b4-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17975</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از ونکوور با عشق؛ دستِ یاریِ هنرمندان به زنان شایستهٔ وطن</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2022/03/06/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%90-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2022/03/06/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%90-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 07 Mar 2022 06:23:42 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آتوسا سیدین آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[احمدرضا پیک]]></category>
		<category><![CDATA[افسانه رودگر]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[بنیاد نیکوکاری یارا]]></category>
		<category><![CDATA[پروانه رودگر]]></category>
		<category><![CDATA[رزیتا معینی شیرازی]]></category>
		<category><![CDATA[رضا اسدی سمیع]]></category>
		<category><![CDATA[زهره آرامیان]]></category>
		<category><![CDATA[سارا مهجوری]]></category>
		<category><![CDATA[سالومه هنرمند]]></category>
		<category><![CDATA[سپیده کاوسی]]></category>
		<category><![CDATA[سهیلا جعفری]]></category>
		<category><![CDATA[شهلا کربلایی]]></category>
		<category><![CDATA[فرحناز ثمری]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته چهرزاد]]></category>
		<category><![CDATA[فهیمه الیاس]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا طاهری]]></category>
		<category><![CDATA[مریم عابدی]]></category>
		<category><![CDATA[مسعود سخایی‌پور]]></category>
		<category><![CDATA[مهین شریلی]]></category>
		<category><![CDATA[مونیکا کاویانی]]></category>
		<category><![CDATA[مینا سبزواری]]></category>
		<category><![CDATA[نازنین میرمحمد صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[نازیلا رفیع زاده]]></category>
		<category><![CDATA[نازیلا رفیع‌زاده]]></category>
		<category><![CDATA[ندا حامد]]></category>
		<category><![CDATA[نرگس آقاحسینی]]></category>
		<category><![CDATA[نسرین اسلم]]></category>
		<category><![CDATA[نکیسا نوروزی]]></category>
		<category><![CDATA[نیلوفر معیّری]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه زکی پور]]></category>
		<category><![CDATA[هنگامه زکی‌پور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17870</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران  مسعود سخایی‌پور، LJI Reporter – ونکوور باخبر شدیم بنیاد نیکوکاری یارا در ونکوور، که از کارآفرینی برای زنان محروم در ایران حمایت می‌کند، در صدد برگزاری نمایشگاهی از آثار هنری جمعی از هنرمندان ساکن ونکوور است. البته شایان ذکر است که هنرمندی هم از کشور بلژیک از راه دور در این نمایشگاه شرکت کرده است. به‌همین مناسبت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/03/06/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%90-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8/">از ونکوور با عشق؛ دستِ یاریِ هنرمندان به زنان شایستهٔ وطن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d8%b3%d8%b9%d9%88%d8%af-%d8%b3%d8%ae%d8%a7%db%8c%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">مسعود سخایی‌پور</span></a><span style="font-weight: 400;">، LJI Reporter – ونکوور</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باخبر شدیم بنیاد نیکوکاری یارا در ونکوور، که از کارآفرینی برای زنان محروم در ایران حمایت می‌کند، در صدد برگزاری نمایشگاهی از آثار هنری جمعی از هنرمندان ساکن ونکوور است. البته شایان ذکر است که هنرمندی هم از کشور بلژیک از راه دور در این نمایشگاه شرکت کرده است. به‌همین مناسبت از مینا سبزواری، عضو هیئت مدیرهٔ بنیاد نیکوکاری یارا، دعوت کردیم از انگیزهٔ برگزاری این نمایشگاه و برنامه‌هایی تدارک‌دیده‌شده برای خوانندگان ما بگویند و نیز از هنرمندان شرکت‌کننده در این نمایشگاه دعوت کردیم تا به سه پرسش ما دربارهٔ خودشان و مشارکتشان در این نمایشگاه پاسخ بدهند که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17884 aligncenter" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0493.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0493.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0493.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0493.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مینا سبزواری: </b><span style="font-weight: 400;">نمایشگاه هنریِ متفاوت، هشتم مارس، روز جهانی زن، فرخنده باد. بنیاد نیکوکاری یارا با کمک هنرمندان نیک‌اندیش و نیکوکار، از ششم تا هجدهم مارس نمایشگاه هنری‌ای را برپا خواهد کرد که هم گرامیداشت روز جهانی زن، نوروز و بهار باشد و هم نیکوکاران و یاورانِ زنانی تهیدست در ایران، با خرید آثار هنری، برنامهٔ کارآفرینی برای آنان را حمایت کنند. این نمایشگاه با هر نمایشگاهی که پیش‌تر از این دیده‌اید، متفاوت است. آشیانه‌ای است که در آن عشق و شیفتگی را، مهر و شفقت را، مسئولیت و همیاری را در قالب آثار زیبای هنری و در دیدار با جان‌های شیفتهٔ هنرمندان، حس و تجربه خواهید کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنرمندان دست‌در‌دست هم نهاده‌اند تا در دوردست‌ها، در کوچه‌پس‌کوچه‌های دیاری که زاده شده‌اند، دستانی را بگیرند. دستان زنانی تهیدست که نان‌آور خانواده‌اند و آن زنان، ازین پس زمزمه خواهند کرد، این سروده را:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«می‌توانم نگه‌دارم دستی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زیرا دستی، دست مرا گرفته </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و به زندگی پیوند داده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این نمایشگاه شاهد گوناگونی هنرمندان خواهیم بود که جالب توجه است؛ هنرمندان زن و مرد، پیر و جوان شرکت کرده‌اند. آثار استادان هنر در کنار کارِ هنرجویان است، فروتنی آنان را می‌ستاییم و بالندگی اینان را ارج می‌نهیم. از دوردست‌ها هم مهربانانی به جمع آن‌ها پیوسته‌اند، هنرمندی را داریم که هم‌زمان با آن‌ها در بلژیک تابلویی را نقاشی کرده و فرستاده است. همدلی فاصله نمی‌شناسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زنانی ساده و پرکار که زندگی و کارِ واقعی آن‌ها، الهام‌بخش هنرمندان در خارج از ایران بوده است. هنرمندان از عکس‌ها و فیلم‌هایی که بنیاد نیکوکاری یارا در گزارش‌های کارآفرینی‌اش برای زنانی محروم در ایران منتشر کرده است، ایده گرفته و احساس و نگرش خود را ابراز کرده‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ناگفته نماند که اسپانسرهای گرامی به‌ویژه نشریهٔ رسانهٔ همیاری، نقش مهمی در ساماندهی این برنامه داشته‌اند. نامی از اسپانسرها می‌بریم تا سپاس فراوان خود را ابراز کنیم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نشریهٔ رسانهٔ همیاری، گالری آکادمی نازنین، جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی ونکوور، خانهٔ فرهنگ و هنر ایران، شهلا آرت گالری، مرکز مشاورهٔ روان پویا، آقای دکتر فرهاد گشتاسبی، مدیر کلینیک دندان‌پزشکی </span><span style="font-weight: 400;">Lonsdale Dentist</span><span style="font-weight: 400;">، خانم مری صالح، مشاور خرید و فروش املاک، باشگاه خندهٔ ایرانیان کانادا، آقای سیدعلی یوسفی نمین، مدیر شرکت Elegant Immigration Services با قدردانی فراوان از هنرمندان و به امید دیدار شما در نمایشگاه.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17879 aligncenter" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Yaaraa_154.jpg?resize=389%2C500" alt="گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران " width="389" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Yaaraa_154.jpg?w=389&amp;ssl=1 389w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Yaaraa_154.jpg?resize=233%2C300&amp;ssl=1 233w" sizes="auto, (max-width: 389px) 100vw, 389px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پرسش‌ها از هنرمندان: </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۱- لطفاً کمی دربارهٔ خودتان و فعالیت‌های هنری‌تان بفرمایید؛ اینکه از چه زمانی فعالیت‌های هنری‌تان را آغاز کرده‌اید و در چه زمینه‌هایی مشغول به کارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۲- نظرتان دربارهٔ موضوع این نمایشگاه که حمایت از کارآفرینی برای زنان محروم در ایران است، چیست؟ چه شد که تمایل پیدا کردید در این برنامه مشارکت کنید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۳- با توجه به اینکه می‌دانستید مدل یا الهام‌بخش شما زن زحمت‌کشی است که هم‌اکنون در ایران، به‌ همین کاری مشغول است که مهربانانی از دوردست‌ها برایش مهیا کرده‌اند، آیا در آفرینش اثرتان برای این نمایشگاه، حسی متفاوت با دیگر آثارتان داشته‌اید؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17871" aria-describedby="caption-attachment-17871" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17871" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_1_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، رضا اسدى سميع، سمت چپ، نسرین اسلم پایین: سمت راست، زهره آرامیان، سمت چپ، نرگس آقاحسینی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_1_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_1_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17871" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، رضا اسدى سميع، سمت چپ، نسرین اسلم</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: سمت راست، زهره آرامیان، سمت چپ، نرگس آقاحسینی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ‌های هنرمندان به‌تریتب حروف الفبای نام خانوادگی:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زهره آرامیان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من زهره آرامیان ساکن ونکوور هستم. سابقهٔ فعالیت هنری من برمی‌گردد به دوران دبیرستانم در ایران که برای اولین‌بار در مسابقات استانی در استان فارس شرکت کردم و علاقهٔ اصلی من هنر مینیاتور و تذهیب است. البته به‌تازگی روایتگری را زیر نظر خانم رزیتا معینی شیرازی آغاز کرده‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">حضور در این نمایشگاه برای من افتخاری است که بتوانم با آن در توانمندسازی زنان در ایران، خدمت‌رسانِ جامعه باشم. در کل نقاشی برای من راهی است که با آن می‌توانم احساسم را بیان کنم و این نمایشگاه طریقی است که با آن می‌توان به مشارکت و همدلی رسید که در اینجا از بانیان آن تشکر می‌کنم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">در مورد موضوعی که به‌عنوان مدل انتخاب کرده‌ام، همیشه یک مطلب مد نظرم بود و آن هم سیمای رنج و زحمت‌کشی زنانی که در عین خانه‌داری یا بچه‌داری به اقتصاد خانواده هم کمک می‌کنند و این صبوری و تحمل فقط از عهدهٔ ایشان ساخته است و امیدوارم روزهایی که در راه است برای این زنان حق و حقوقی برابر با مردان را رقم زند. با سپاس از شما و همکارانتان، موفق و سلامت باشید.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نرگس آقاحسینی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">نرگس آقاحسینی هستم، نقاش و سفالگر و سرامیست. لیسانس و فوق لیسانسم را از دانشگاه هنر و معماری تهران گرفته‌ام. بیش از بیست سال است که نقاشی می‌کنم و سال‌ها در تهران در دانشگاه و هنرستان تدریس کرده‌ام (حدود پانزده سال). در نمایشگاه‌ها، سمپوزیوم‌ها و فستیوال‌های نقاشی زیادی در ایران و خارج از ایران در کشورهایی مثل آمریکا، انگلستان، ایتالیا، جمهوری چک، ترکیه، قطر و گرجستان شرکت داشته‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲-</b><span style="font-weight: 400;"> از آنجایی‌که همیشه زنان و مسائل و مشکلات آن‌ها موضوع نقاشی‌های من است، هر موضوعی که مرتبط با زن باشد، نظر مرا جلب می‌کند. جدا از موضوع نمایشگاه فعلی که برای من بسیار جذاب است، مسئلهٔ حمایت از کارآفرینی زنان و اینکه عواید نمایشگاه به آن‌ها تعلق می‌گیرد، برای من واقعاً ارزشمند و قابل‌تحسین است و خوشحال‌ام که نقش کوچکی در این کار بزرگ دارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">قطعاً کارکردن برای این نمایشگاه حس متفاوتی برایم داشت. سال‌هاست که موضوع نقاشی من زنان‌اند، اما همیشه با نقاشی‌هایم به این فکر می‌کردم که بتوانم حسی از رنج و محدودیت و تبعیض را به مخاطب القا کنم، حسی که بیشتر زن‌ها در جامعهٔ ما درگیر آن‌اند و از آن زخم خورده‌اند. اما موضوع این نمایشگاه من را با بُعد دیگری از مسائل زنان روبرو کرد. چیزی که واقعاً مرا به‌وجد آورد و به فکر فرو برد، کارآفرینی برای زنان بود. به‌اعتقاد من مهم‌ترین و اصلی‌ترین راه استقلال برای یک زن استقلال مالی است و خصوصاً اینکه در جوامعی نظیر کشور ما زن‌ها با داشتن استقلال مالی، دیگر مجبور به تحمل خیلی از زورگویی‌ها، تبعیض‌ها و سختی‌ها نیستند و می‌توانند به شکوفایی برسند. زن‌هایی که کار می‌کنند و در بُعد اقتصادی خانواده نقش دارند، به‌مراتب آگاهی‌های بالاتری کسب می‌کنند و این آگاهی به رشد اندیشه و توانمندی آنان و خانواده‌شان هم بسیار کمک می‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در پایان از بنیاد نیکوکاری یارا که این کار ارزشمند را انجام می‌دهد، گالری نازنین و نشریهٔ خوشنام و فعال رسانهٔ همیاری تشکر می‌کنم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-17885 aligncenter" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0486.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران " width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0486.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0486.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0486.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>رضا اسدی سمیع</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">رضا اسدى سمیع هستم، از سال‌ها پیش در زمینهٔ هنرهاى نمایشى و طراحى فعالیت داشته‌ام و جدیداً مدتی است که در زمینهٔ هنرهاى سرامیک و نقاشى کار مى‌کنم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲-</b><span style="font-weight: 400;"> موضوع کارآفرینى زنان ایرانى همیشه یکى از دغدغه‌هاى من در زمینهٔ مسائل اجتماعى ایران بوده است. از اینکه با هنرم مى‌توانم در زمینهٔ حمایت از خانم‌هایى که بار مسئولیت خانواده را به دوش مى‌کشند، قدمى بردارم خوشحال‌ام. قطعاً پدیدآوردن اثرى با موضوع زنان کار و نقش حامیان این برنامه، براى من افتخارآمیز است. وظیفهٔ اصلى هنرمند تولید محتواى فرهنگى‌ای است که مسائل اجتماعى و سیاسى زمانه را بازگو مى‌کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> از اینکه این نمایشگاه این فرصت را به من داد، احساس رضایت درونى مى‌کنم و از برنامه‌گذاران محترم این نمایشگاه سپاسگزارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نسرین اسلم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">نسرین اسلم هستم و حدود ۳۵ سال است که به کارهای هنری و تدریس در حرفهٔ نقاشی با متد و سبک‌های گوناگون مشغول‌ام، همچنین تجربهٔ حضور در نمایشگاه‌های مختلف انفرادی و گروهی در ایران و خارج از ایران را داشته‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲-</b><span style="font-weight: 400;"> افتخار آشنایی با بنیاد نیکوکاری یارا را از طریق فیس‌بوک و دوستان گرامی به‌دست آورده‌ام. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> موضوع زنان، وضعیت آنان از نظر کار و زندگی و روابط آن‌ها با جامعه در ایران، همیشه از موضوعات مورد علاقه من بوده است. از اینکه احساس خودم دربارهٔ آن‌ها را در قالب اثری هنری بیان می‌کردم، شاد و خرسند بودم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17873" aria-describedby="caption-attachment-17873" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17873" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_2_Web.jpg?resize=500%2C300" alt="سمت راست: فرحناز ثمری (راست) و سارا مهجوری (چپ) بالا سمت چپ: فهیمه الیاس، پایین سمت چپ: احمدرضا پیک" width="500" height="300" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_2_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_2_Web.jpg?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17873" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">سمت راست: فرحناز ثمری (راست) و سارا مهجوری (چپ)</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا سمت چپ: فهیمه الیاس، پایین سمت چپ: احمدرضا پیک</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فهیمه الیاس</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">فهیمه الیاس هستم. از ۱۶ سالگی به هنر نقاشی ومجسمه‌سازی جلب شدم و در این زمینه‌ها کار کردم. وقتی امکانات تحصیلی برای هنر کم و دانشکده‌های هنر تعطیل شدند، به بلژیک آمدیم و الان حدود سی و چهار سال است که در شهر اوستنده (Oostende) بلژیک زندگی می‌کنم. سال‌ها در زمینهٔ خلاقیت و هنر به نوجوانان تدریس کرده‌ام و نقاشی و سرامیک و مجسمه‌سازی را ادامه داده‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">در فیس‌بوک اطلاعیه‌های بنیاد نیکوکاری یارا را دیدم و چون تکیهٔ فعالیت‌هایشان بر کمک‌رسانی به زنان است، این بنیاد را انتخاب کردم. برایم جالب است که کسانی در دورترین فاصله با ایران زندگی می‌کنند و در فکر کارآفرینی در آنجا هستند و باعث می‌شوند که آن زنان به خود به چشم یک انسان موفق نگاه کنند و نه کسی که محتاج و ناتوان است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">هنگامی که نقش این زن را می‌کشیدم، گرچه شنیده بودم که او نابیناست، حس می‌کردم دید قشنگی دارد. چشمِ دلش روشن و زیباست. پنجره باز بود و بوی قهوهٔ صبحگاهی مشامم را پر کرده بود. قلم به‌دست صورتِ زیبادلی را می‌کشیدم که در او نگاهی پرآب با درخشش زیاد می‌دیدم. چنان روی زمین نشسته که انگار سال‌هاست روی پا نایستاده، گویی خانه‌اش زیر آفتابی گرم خوابیده و خاطراتش رنگی دیگر دارد. شاید آسمان راز نگاهش را بخواند، گویی می گوید باید بروم تا بتوانم سکوت را از قلبم پاک کنم، سبدی ببافم تا نانی درآورم و به‌سوی خانه روم، ای گنجشک‌ها، ای ابرها، ای خورشید بروید به کودکانم خبر بدهید چشمانم آفتاب را می‌خواند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>احمدرضا پیک</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من احمدرضا پیک هستم و بیش از شش سال است که ساکن ونکوورم، اما در اینجا فعالیت هنری برای نمایشگاه نداشته‌ام. در ایران مهندس معمار بودم و در زمینهٔ موسیقی (گیتار کلاسیک و پاپ) و نقاشی فعالیت‌هایی داشتم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">خیلی خوشحال‌ام که این نمایشگاه و با این عنوان خیرخواهانه برگزار می‌شود. من به‌قدری تحت تأثیر قرار گرفتم که پس از سال‌ها دوری از نقاشی دوباره قلم به دست گرفتم و امیدوارم این‌گونه یادآوری‌ها هرازچندگاهی باشد تا بتوانیم هرجای دنیا که باشیم، کمک‌رسان به این عزیزان باشیم. برای این کار فقط کمی همت لازم است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> من معمولاً سوژه‌های کارهای هنری‌ام دلی بود و عنوان‌داشتن برای شروع کار را دوست نداشتم، اما به‌خاطر آشنایی قبلی با بنیاد یارا و دلسوزی دست‌اندرکاران و دیدن به‌ثمرنشستن برخی از کمک‌ها در این قاب‌های زیبا، بسیار مشتاقانه مشغول به نقاشی شدم و حس غیرقابل‌وصفی داشتم و اصلاً نگران این نبودم که بعد از سال‌ها نقاشی‌نکردن نتیجهٔ کار چه می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرحناز ثمری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من از سن ۲۰ سالگی فعالیت‌های هنری‌ام را شروع کردم‌. از دانشگاه تهران در دکوراسیون داخلی فارغ‌التحصیل شدم و در کنار آن کلاس‌های نقاشی با اساتید برجسته دانشگاه و تدریس نقاشی را ادامه دادم. سال ۲۰۱۰ به ونکوور مهاجرت کردم و از همان بدو ورود فعالیت‌های هنری‌ام را شروع کردم. در دانشگاه هنر امیلی کار دوره‌های نقاشی پیشرفته را گذراندم و آتلیه هنری خودم را افتتاح کردم. دو بار در مسابقات گلدن براش لایو پیتینگ به‌همراه دوستم سارا مهجوری شرکت کردم و برنده شدیم و بیش از ۳۰ بار در لایو پیتینگ‌های متعدد و آکشن‌های خیریهٔ کانادایی شرکت کرده‌ام. بیش از ۲۰۰ نمایشگاه انفرادی و گروهی داشته‌ام و در حال حاضر کارهای من در Vancouver Fine Art Gallery و Chali-Rosso Art Gallery به‌صورت دائم نمایش داده می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من شرکت در نمایشگاه‌های خیریه به‌نفع ایرانیان و هم‌وطنان داخل ایران و گذاشتن برنامه‌هایی از این قبیل می‌تواند حرکت بسیار مثبتی باشد برای زنان زحمتکشی که در ایران هیچ پشتوانه‌ٔ حمایتی در این شرایط سخت ندارند و من به‌عنوان زنی هنرمند دوست دارم نقشی در این حرکت خیرخواهانه داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> تعظیم می‌کنم به تمام زنان قوی و زجرکشیدهٔ سرزمینم که همیشه ایستاده‌اند و هیچ‌گاه تسلیم نشده‌اند. این زنان از اعماق تاریخ سرزمینم از گذشته تا به امروز همواره شکوه و عظمتشان را حفظ کرده اند و من چقدر به زن‌بودن‌ام می‌بالم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17874" aria-describedby="caption-attachment-17874" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17874" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_3_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، سهیلا جعفری، وسط، نازیلا رفیع‌زاده، سمت چپ، ندا حامد پایین: فرشته چهرزاد" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_3_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_3_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17874" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، سهیلا جعفری، وسط، نازیلا رفیع‌زاده، سمت چپ، ندا حامد</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: فرشته چهرزاد</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سهیلا جعفری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">سهیلا جعفری هستم. نقاشی برای من کاری ذوقی است و نه یک شغل. فعالیت هنری من در زمینهٔ نقاشی رنگ روغن است که آن را زیر نظر استاد علی‌رضا صدقدار در سال ۲۰۱۷ شروع کردم. خوشحال‌ام بگویم عمدهٔ نقاشی‌هایم را فروخته‌ام و عمدهٔ درآمدهای آن به مؤسسات خیریه که در ایران فعالیت دارند، تعلق یافته است. از جمله نقاشی‌هایی را به نمایشگاه‌هایی که خیریهٔ باران توسط خانم سبزواری و همکارانشان برگزار کردند، هدیه کرده‌ام که خوشبختانه همگی به‌نفع خیریه به‌فروش رفته‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">مثلی هست که می‌گوید: «به‌جای دادنِ ماهی، به من ماهیگیری را بیاموز.» بنابراین آموزش‌دادن ماهیگیری به زنان و فراهم کردن وسایل ماهیگیری برای آنان، قطعاً بهتر از دادنِ ماهی به آن‌هاست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">زنان را بایستی متکی به توانایی‌هایشان بار آورد و وسایلی را برای آن‌ها فراهم آورد که به‌طور مستقل بتوانند کار کنند و منبع درآمدی برای خود و خانواده‌شان باشند. با کمک به چنین زنانی ما نه‌تنها آن‌ها را از لحاظ مالی مستقل بار می‌آوریم، بلکه به آن‌ها این امکان را می‌دهیم که فرزندانشان را در محیطی امن‌تر، بهتر و شاداب‌تر پرورش دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">حقیقت اینکه من یک مجموعه نقاشی در مورد زن و کار در محیط کشاورزی و دامداری قبل از دوران کرونا کشیدم که همگی با استقبال مواجه شدند و به‌فروش رفتند و این کار ادامهٔ کارهای قبلی من خواهد بود. خوشحال‌ام که می‌توانم توانمندی زنان را حداقل در یک حوزهٔ کاری به‌تصویر کشیده و در معرض دید عموم بگذارم. امیدوارم کارم موردقبول بازدیدکنندگان نمایشگاه قرار گیرد و خریداری شود که در این‌صورت کل درآمد آن را به بنیاد نیکوکاری یارا می‌دهم تا برای تجهیزکردن مادر دیگری برای تأمین معاش زندگی خود و خانواده‌اش به‌کار گیرند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرشته چهرزاد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">فرشته چهرزاد هستم. من از کودکی به نقاشی علاقه داشته‌ام. کار با آبرنگ را در دوران دبیرستان شروع کردم و با رنگ روغن ادامه دادم. پس از وقفه‌ای طولانی حدود پنج سال پیش آموزش نقاشی را نزد استاد بسیار هنرمند خانم مونیکا کاویانی عزیز شروع کردم و هنوز در مرحلهٔ یادگیری هستم، با تشویق و راهنمایی ایشان اخیراً نمایشگاهی از کارهایم برگزار شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">از آنجا که با فعالیت‌های انسان‌دوستانهٔ بنیاد نیکوکاری یارا آشنا بودم، میل داشتم که من هم در این کار خیر و حمایت از مردم عزیزمان شرکت داشته باشم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> این بار احساس خیلی بهتری نسبت به نقاشی‌های پیشین خود داشتم، چرا که می‌توانستم قدمی هر چند کوچک در راه کمک به زنانی بردارم که در ایران هستند. از اینکه توسط یارا به آن‌ها دسترسی پیدا شده و می‌توانستم با آن‌ها ارتباط برقرار کنم، حس شادی و سرور داشتم.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17886 aligncenter" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0516.jpg?resize=333%2C500" alt="گفت‌وگوی کوتاهی با هنرمندان شرکت‌کننده در نمایشگاه آثار هنری در حمایت از کارآفرینی برای زنانی محروم در ایران " width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0516.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/IMG_0516.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ندا حامد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من ندا حامد هستم، ۴۸ ساله، فوق لیسانس زبان فرانسه، ساکن نورث ونکوور و مادر دو فرزند ۲۱ و ۱۲ ساله. کارهای هنری جدیدم را از زمان تعطیلی و خانه‌ماندن به‌خاطر کووید-۱۹ شروع کردم. البته از سه سال پیش نقاشی را با خانم نازیلا رفیع‌زاده شروع کرده بودم، ولی در زمان همه‌گیری کارهای دیگری ازجمله dot painting و pebble art را شروع کردم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">حمایت از بانوان هم‌وطن کار ارزشمندی است و خوشحال‌ام که مشارکت کردم. توانمندکردن زنان، نقش مؤثری در بهبود اوضاع جامعهٔ ایرانی خواهد داشت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> کاری که تقدیم می‌کنم تابلویی ترکیبی از نقاشی و سنگ است که یک زن خیاط را نشان می‌دهد. خوشحال‌ام اگر توانسته باشم کمک کوچکی به بانوان زحمت‌کش هم‌وطن کرده باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نازیلا رفیع‌زاده</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من، نازیلا رفیع‌زاده، دانش‌آموختهٔ دانشکدهٔ علوم توان‌بخشی از دانشگاه علوم پزشکی ایران در رشتهٔ فیزیوتراپی هستم و برای مدت ۲۰ سال در بیمارستان شهدای هفتم تیر در شهر ری، به‌عنوان فیزیوتراپیست مشغول به کار بودم. در دسامبر ۲۰۱۰، به‌همراه همسر و پسر ۱۷ ساله‌ام به کانادا مهاجرت کرده و در نورث ونکوور ساکن شدم. از کودکی به نقاشی علاقهٔ وافر داشتم، ولی از سن ۲۵ سالگی به‌طور مستمر زیر نظر استاد مهدی علیزاده در تهران، در زمینهٔ طراحی، سیاه‌قلم و رنگ روغن مشغول به آموختن شدم. در حال حاضر، در زمینه‌های شعر و نثر ادبیات فارسی و نقاشی فعالیت دارم و اصول طراحی و نقاشی با اکریلیک و رنگ روغن را در خانه آموزش می‌دهم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">نمایشگاه کنونی، پل ارتباطی عاطفی‌ای است بین من و آنچه که در ایران می‌گذرد. در جامعهٔ مردسالار کنونیِ ایران، با توجه به سیاست‌ها، فشارها و سوءمدیریت موجود که سایهٔ سیاهش همیشه بر سر زنان مخصوصاً زنان سرپرست خانوار بوده و است، نقش چنین سازمان‌های مردمی‌ای چه در داخل و چه در خارج از کشور، که به‌جای دادنِ ماهی، ماهیگیری آموزش می‌دهند بسیار پررنگ می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مشارکت من، گرچه با توجه به درگیری‌های روزمره شاید بسیار کم‌رنگ باشد، ولی مُهر تأییدی است بر حرکت سازنده و مثبت این گروه و نیز نشان از اعتماد به دست‌هایی است که پرچم این مجموعه را به اهتزاز در آورده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> در مقایسه با سایر کارهای خودم که همیشه الهام‌گرفته از گل‌ها و زیبایی‌های طبیعت بوده، این کار، حال‌وهوای دیگری داشته‌ است. سعی من بر این بوده تا جایی که در دانش و توانم است، در این وقت کم حس تلاش و رنجی را که یک زن سرپرست خانوار دارد، بتوانم به‌تصویر بکشم. البته لازم به ذکر است که عکاس قبلاً شکار لحظه‌ها را انجام داده است. در انتها از خداوند پیروزی و توفیق در این حرکت زیبا را برای خانم سبزواری عزیز و تمامی همیاران گرامی‌شان مخصوصاً مجلهٔ رسانهٔ همیاری، آرزومندم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17875" aria-describedby="caption-attachment-17875" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17875" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_4_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، هنگامه زکی‌پور، سمت چپ، پروانه رودگر پایین: سمت راست، افسانه رودگر، سمت چپ، افشین سبوکی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_4_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_4_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17875" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، هنگامه زکی‌پور، سمت چپ، پروانه رودگر</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: سمت راست، افسانه رودگر، سمت چپ، افشین سبوکی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>افسانه رودگر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من از سال ۱۳۸۰ مطابق با ۲۰۰۱ میلادی فعالیت هنری‌ام را با پرتره و با استفاده از کُنته و مداد شروع کردم. در این رابطه در دو نمایشگاه شرکت نمودم. متأسفانه به‌دلیل کارم که تمام‌وقت بود و خودم سرپرستِ خودم بودم، فقط دو سال ادامه دادم. از سال ۱۳۹۳ مطابق با ۲۰۱۴ میلادی مجدداً نقاشی را با آبرنگ شروع کردم. آبرنگ را با تماشاکردن پدرم در حال کار، در زمانی که در خانهٔ پدری‌ام زندگی می‌کردم، یاد گرفتم. پدرم در زمان حیاتشان استاد هایپررئالیست بودند. موضوعات من غالباً حیوانات و طبیعت است که هر دو الهام‌بخش من‌اند. در این مدت در چندین نمایشگاه شرکت کرده‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">با عرض خسته نباشید به خانم مینا سبزواری، باید باید بگویم که واقعاً دستشان درد نکند با برپایی این نمایشگاه به زنان زحمت‌کش کشورمان کمک می‌کنند؛ زنانی که همسرانشان به‌دلایل مختلف مانند اعتیاد، زندان و… قادر به کارکردن نیستند یا همسرانشان را از دست داده‌اند و بار مشکلات خانواده به دوش آن‌ها افتاده است. باید بگویم که این کمک‌ها در حقیقت باید از طرف دولت کشورمان باشد، ولی متأسفانه دولت ما در این زمینه هیچ‌کاری نمی‌کند و این کمک‌ها همیشه از طرف مردم بوده و است. من بسیار خوشحال‌ام که سهم بسیار کوچکی را در این زمینه ایفا می‌کنم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">حس من در زمان ایجاد این اثر صددرصد متفاوت با آثار دیگرم بوده است. در درجهٔ اول چون هدفم کمک به زنان زحمت‌کش است، بسیار خوشحال بودم و احساس می‌کردم که چقدر خوب است که با خلق این اثر کمکی به آن‌ها می‌کنم و در درجهٔ دوم چون انتخابم زنی است که در روستا مشغول نخ‌ریسی است، خواستم زنده‌دلی و عشق به زندگی این زنان را با انتخاب رنگ‌های زیبایی که در پوشش‌شان است، تحسین کنم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پروانه رودگر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من پروانه رودگر هستم، ساکن ونکوور. در سال ۱۹۸۴ با همسر و دو فرزندم به ایتالیا، شهر فلورانس مهاجرت کردیم. با بیش از ۳۵ سال تجربه در مجسمه‌سازی، در حال حاضر به کار هنری در این زمینه و نیز آموزش آن مشغول‌ام. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من کار هنری‌ام را از سال ۱۹۸۶ در کالج The Artistic Lyceum در فلورانس ایتالیا، زیر نظر استاد مجسمه‌ساز، آنتونیو‌دی توماسو، و استاد مجسمه‌ساز سرامیکی مشهور ایتالیایی، مارچلو فانتونی، آغاز کردم. سپس تحصیلات هنری‌ام را در دانشگاه Eta ‘Libera فلورانس به‌پایان رساندم و در رشته‌های سرامیک، گچ و ریخته‌گری تخصص یافتم. همچنین گواهینامهٔ کار با سنگ را از مدرسهٔ هنر Porta Romana در فلورانس دریافت کردم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آثار هنری من در کشو‌رهای مختلف آمریکای شمالی، آسیا، اروپا و استرالیا به‌نمایش گذاشته شده است. آخرین نمایشگاه فضای بازم در سال ۲۰۱۸ در سیدنی استرالیا، در نمایشگاه Sculpture by the Sea, Bondi برگزار شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">با تشکر از خانم مینا سبزواری به‌خاطر فعالیت‌هایشان برای کمک به زنان ایرانی‌ای که شرایط دشواری برای گذران زندگی دارند، خوشحال‌ام که مرا هم در جزئی از این فعالیت شرکت داده‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">متأسفانه ارگان‌های دولتی کشورمان از زنان محروم و آن‌هایی که مسئولیت اصلی خانواده را به‌عهده دارند، حمایت چندانی نمی‌کنند و نه تنها روزبه‌روز به مشکلات روزمرهٔ زنان می‌افزایند، بلکه عملاً حل مشکلات و تسهیل آن‌ها را به‌عهدهٔ خود آنان گذاشته‌اند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مورد موضوع این نمایشگاه، یعنی کمک به کارآفرینی برای زنان محروم، به‌نظر من کارآفرینی و ایجاد امکانات برای کارکردن زنان نه تنها بخشی از مشکلات مادی آن‌ها که از اصلی‌ترین مشکلات آن‌هاست، حل می‌کند، بلکه زمینه‌ساز فضای بهتر در خانواده می‌شود، آرامش بیشتری برای فرزندان در محیط خانواده فراهم می‌شود، تصور بهتر و سازنده‌تری از زن و مادر در خانواده ایجاد می‌شود و اینکه کمک می‌شود تا فرهنگ سازندگی و تولید در خانواده ترویج شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">در مورد حسی که من هنگام درست‌کردن این مجسمه داشتم، قطعاً درک من از سوژهٔ این کار روی کارم تأثیر گذاشته و یقیناً من حس متفاوتی داشته‌ام. من در حین انجام این کار سعی کردم احساس زنی را درک کنم که تنهاست یا حمایت چندانی ندارد، مشکلات مالی زیادی دارد و مسئولیت نگهداری بچه‌هایش با اوست. امیدوارم که توانسته باشم این حس را به کارم منتقل بکنم. با امید به موفقیت</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>هنگامه زکی‌پور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">هنگامه زکی‌پور هستم. حدود هشت سال پیش آموزش نقاشی را در خدمت دوست عزیزم خانم فرحناز ثمری شروع کردم و الان هم فقط به‌صورت آماتور و تفریحی نقاشی می‌کشم و در این زمینه حرفه‌ای نیستم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">موضوع این‌ نمایشگاه و کلاً فعالیت‌های بنیاد نیکوکاری یارا در جهت یاری‌رساندن و ایجاد اشتغال برای زنان سرپرست خانوار در ایران، بسیار باارزش و قابل‌تقدیر است. من هم فکر کردم به‌نوبهٔ خودم با خلق یک اثر هنری، ممکن است بتوانم نقشی در این کار خیر داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">قطعاً موضوع نقاشی من این‌بار بسیار متفاوت است و با امید به کمک‌رسانی و پشتیبانی از زنان زحمت‌کش ایران کشیده شده و حس متفاوتی از خلق یک اثر صرفاً هنری یا زیبا را داشت. هر نقشی و رنگی که بر بوم گذاشته می‌شد، به یاد و با امید کمک‌رسانی به همنوعم بوده است. به امید توفیق</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>افشین سبوکی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">افشین سبوکی هستم. با سابقهٔ حدوداً ۲۵ ساله در زمینهٔ طراحی کارتون؛ کاریکاتور و انیمیشن. تجربهٔ برگزاری چندین نمایشگاه فردی و گروهی کارتون و کاریکاتور را در ایران، ترکیه و کانادا داشته‌ام. همچنین در چندین جشنواره از جمله فستیوال بین‌المللی کاریکاتور تهران، عضو هیئت داوران بوده‌ام. در حال حاضر در کانادا در رشتهٔ انیمیشن مشغول هستم و البته با چند مجله و وبسایت در زمینهٔ کارتون و کاریکاتور همکاری دارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من هر قدمی که در حمایت از هم‌وطنان محروم برداشته شود، با ارزش و مؤثر است و باید مورد حمایت قرار بگیرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">من معمولاً تلاش می‌کنم در کنش‌هایی که برای حمایت از هم‌وطنان داخل ایران صورت می‌گیرد، شرکت کنم. بعد از اطلاع از این حرکت مثبت و شناختی که از فعالیت‌ها و پیگیری‌های خیرخواهانهٔ سرکار خانم سبزواری دارم، با کمال میل و افتخار به این گروه پیوستم. به امید اینکه از طریق این حرکت سمبلیک قدم کوچکی برای بانوان ایرانی برداشته شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17876" aria-describedby="caption-attachment-17876" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17876" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_5_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، مریم عابدی، سمت چپ، مهين شريلى پایین: سمت راست، لیلا طاهری، سمت چپ، آتوسا سیدین آزاد" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_5_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_5_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17876" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، مریم عابدی، سمت چپ، مهين شريلى</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: سمت راست، لیلا طاهری، سمت چپ، آتوسا سیدین آزاد</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آتوسا سیدین آزاد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من آتوسا سیدین آزاد متولد سال ١٣۵۶ هستم. من در نازنین آکادمی زیر نظر نازنین جان کار سیاه قلم و پاستیل انجام می‌دهم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">از طریق فیس‌بوک خانم سبزواری عزیز و نازنین جان از قصد عزیزان برای برگزاری این نمایشگاه مطلع شدم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">از صمیم قلبم برای شرکت در این نمایشگاه و حمایت از زنان زحمتکش سرزمینم احساس خرسندی دارم و امیدوارم بتوانم با همگام‌شدن با عزیزان هنرمند قدمی مؤثر در این زمینه بردارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مهین شریلی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">با سلام و عرض ارادت، خدمت خانم سبزواری، من مهین شریلى فارغ‌التحصیل رشتهٔ صحنه‌آرایى از دانشگاه هنر در ایران هستم. به‌مدت چندین سال در هنرستان‌هاى ایران مشغول تدریس مبانى هنرهاى تجسمى بوده‌ام و به‌مدت بیست و دو سال بعد از اینکه به ونکوور آمدم در زمینهٔ نقاشى و صحنه‌آرایى فعالیت داشته‌ام و در این زمینه‌ها آثار متعددی را با موضوعات مختلف خلق کرده‌ام. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">به‌نظرمن براى زنان محرومى که مسئولیت مخارج زندگی‌شان را دارند، کارآفرینى حرکتی انسانی و باارزش است که برکات فراوانی را برای جامعه و فرد به‌همراه دارد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">نگاه به مقولهٔ «زنان کار» به‌طور معمول تداعی نوعی فلاکت و تاریکى را به‌همراه دارد. هدف من در اثر ارائه‌شده توجه به جنبهٔ والا و زیبای حمایت از این بانوان است و سعی کردم با استفاده از رنگ‌ها روشنایى این احساس به‌نمایش گذارده شود. رنگ‌های به‌کاررفته در این طرح و نقش فرش، با دستان هنرمند بانوی بافنده در هم مى‌آمیزند و اثری خلق می‌کنند که پیام‌آور زیبایی و زندگی است، چه آنکه هیچ رنگى بى‌دلیل و بى‌اذن عاشق بافندهٔ آن بر دار گره نمى‌خورد و نمی‌نشیند. وجود پرنده‌ها در تابلو بیانگر امید و رهایی و ارج‌نهادن بر زیبایى اثر هنریِ زنده و پویای این زنان است و نقوش اسلیمى به مثابهٔ درختى قوی و استوار با شاخ و برگ‌هاى زندگى می‌باشند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>لیلا طاهری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">لیلا طاهری هستم. سال‌هاست در زمینهٔ نقاشی و گرافیک در ایران و تا حدودی هم در اینجا فعالیت‌هایی داشته‌ام. در ایران نمایشگاه‌هایی برگزار کرده‌ام. در اینجا هم با موضوع زنان با عنوان فریاد سکوت و Stop Abuse Women در مکان‌های مختلفی در ونکوور نمایشگاه‌هایی داشته‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">موضوع زنان و مشکلات زنان همواره موضوع مورد علاقهٔ من بوده است، چه در ایران، چه اینجا. با بنیاد یارا و خانم سبزواری عزیز مدت‌هاست در ارتباطم و هر کمکی بتوانم برای کارآفرینی زنان انجام بدهم خوشحال می‌شوم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">ایدهٔ نمایشگاه با این موضوع، بسیار زیبا و قابل‌تقدیر است و من به‌شخصه در زمان کشیدن این طرح خیلی با کارم ارتباط برقرار کردم. با تصور اینکه این بافندهٔ فرش دارد کل آرزوهای خودش و خانواده‌اش را با این فرش می‌بافد. سعی کردم احساسم را با این نقاشی به‌تصویر بکشم. با آرزوی سلامت و موفقیت برای همهٔ دست اندرکاران</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مریم عابدی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱-</b><span style="font-weight: 400;"> من مریم عابدی، ساکن کوکئیتلام هستم. از میان هنرها بیشتر به نقاشی، تئاتر و موسیقی علاقه‌مندم، اما در حال حاضر از بین هنرها فقط گاهی کار نقاشی انجام می‌دهم. به فعالیت اجتماعی، خصوصاً برای هم‌وطنان و هم‌زبانانم علاقه دارم و سعی می‌کنم در حد امکان به آن‌ها کمک کنم. نقاشی را حرفه‌ای نیاموخته‌ام، اما از سال ۲۰۱۸ خیلی بیش از پیش در این زمینه فعال شدم و همان سال در دو نمایشگاه گروهی در ونکوور شرکت کردم. تکنیک مورد استفادهٔ من اکثراً اکریلیک روی بوم است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">مدت‌ها بود نقاشی نکشیده بودم، اما موضوع و اهداف این نمایشگاه انگیزه‌ای قوی برای شرکت‌کردن و ارائهٔ کار در من ایجاد کرد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">خوب است زنان شجاع و توانمند ایران می‌توانند، هرچند از راه دور، حمایت و گرمی دست‌های ما را حس کنند. همین کارها اگر زنان زحمت‌کش و پرکار ایرانمان را دلگرم کند، خود انگیزه‌ای بزرگ و متفاوت است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17877" aria-describedby="caption-attachment-17877" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17877" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_6_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، نیلوفر معیری، وسط، سپیده کاوسی، سمت چپ، مونیکا کاویانی پایین: شهلا کربلائی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_6_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_6_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17877" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، نیلوفر معیری، وسط، سپیده کاوسی، سمت چپ، مونیکا کاویانی</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: شهلا کربلائی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مونیکا کاویانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">مونیکا کاویانی هستم، مدرس نقاشی رنگ روغن و سبک کارم رئال، مدرن و آبستره است. به‌مدت بیست سال تدریس نقاشی رنگ روغن کرده‌ام و در نمایشگاه‌های آثار هنری در ایران، لندن و کانادا به‌صورت انفرادی و گروهی حضور داشته‌ام. همچنین برای هنرجویانم نمایشگاه‌های نقاشی برگزار کرده‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">بی‌شک حمایت از کارآفرینی زنان، می‌تواند آثار مثبتی در تقویت دیدگاه‌ها به توانایی‌های بی‌بدیل زنان داشته باشد. انسان‌هایی با افکار مثبت که به‌جای خیال‌بافی، برای رسیدن به اهدافشان تلاش کرده‌اند. من هم به‌عنوان عضو کوچکی در این مجموعه با نگاهی مثبت و با عشق، کار کوچکی را با عنوان ستایش، انجام دادم. بسیار ستودنی است دست‌ها و افکار کارآفرینان عزیز.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">زنان زحمت‌کش سرزمینم، انسان‌هایی پرمهرند. مهربانی آئین مردم ایران است. با حضور در این نمایشگاه گرمی قلب‌های مهربانشان را حس کردم. حسی متفاوت و زیبا که امیدوارم در خلق اثرم هم نمایش داده شده باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سپیده کاوسی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">سپیده کاوسی هستم. از کودکی علاقهٔ زیادی به نقاشی و فعالیت‌های هنری داشتم و در ۷ سالگی به اولین کلاس نقاشی رفتم. این مسیر ادامه داشت تا زمانی که تصمیم گرفتم به هنرستان بروم و به‌صورت آکادمیک نقاشی را ادامه بدهم. لیسانس نقاشی خود را از دانشگاه تهران گرفتم و تصمیم گرفتم برای ادامهٔ این مسیر و رسیدن به اهدافم مهاجرت کنم و در حال حاضر به‌ تحصیل هنرهای زیبا و هنرهای نمایشی در داگلاس کالج مشغول‌ام. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سبک اصلی من تلفیق فلسفه و هنر است که در تابلوهای سه‌لته اجرا شده‌اند و از نظر مفهوم مکمل یکدیگرند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیش از ۱۰ سال سابقهٔ کار و آموزش در زمینهٔ نقاشی‌های آمیخته (Mixed Media)، مدرن و برجسته دارم. طراحی و اجرای پروژه‌های هفت‌سین برای شهرداری، مراکز خرید و شرکت‌ها، کاشی‌کاری، طراحی خطاطی (Calligraphy) اسم، شعر… و همکاری با طراحان طلا و جواهر داشته‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">من به‌صورت کاملاً اتفاقی در آخرین روزها از این نمایشگاه مطلع شدم و جذب موضوع و نیت خیر این بنیاد شدم و علاقه‌مند شدم اثری هرچند کوچک در این نمایشگاه ارائه دهم و سهم کوچکی در این کار داشته باشم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">بله، حس متفاوتی برای اجرای این اثر داشتم. نوعی پارادوکس… شادی برای کمک‌ به آن‌ها و ناراحتی از شرایط سخت زندگی آن‌ها. به‌امید روزی که فقر در دنیا ریشه‌کن شود و تمام استعدادها دیده شوند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شهلا کربلایی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">شهلا کربلایی هستم، رشتهٔ تحصیلی من طراحی داخلی است، اما از سال ۱۹۹۸ میلادی به‌طور مستمر نقاشی سنتی ایرانی را به‌عنوان فعالیت اصلی خودم انتخاب کرده‌ام که نگاره‌سازی ۳۰ اثر اختصاصی برای کتاب Rome’s Stories همراه با تنی چند از دوستانم، یکی از دستاوردهای آن است. همچنین خودم را از لذت نقاشی با تکنیک‌های متفاوت در طول این سال‌ها محروم نکرده‌ام.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲-</b><span style="font-weight: 400;"> تجربه به من نشان داده است که مشارکت و کار گروهی همواره نتایج خوبی را به‌همراه دارد و چه چیزی زیباتر از مشارکت برای این هدف والا.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳-</b><span style="font-weight: 400;"> در طی انجام این کار من با احساساتی متفاوت دست‌به‌گریبان بودم؛ از سویی احساس همدردی و غم برای زنانی سرپرست خانواده که دغدغهٔ خور و خواب خانواده آرامش را از آن‌ها گرفته و از سویی دیگر، احساس خوبی که با شرکت در این نمایشگاه می‌توانم سهم کوچکی را در کنار عزیزانی که در بنیاد یارا بنایی نکو برافراشته‌اند، داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">بنی‌آدم اعضای یکدیگرند / که در آفرینش زیک گوهرند </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">چو عضوی به‌درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نیلوفر معیّری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من نیلوفر معیّری هستم و از شش‌سالگی در ترکیه زندگی کرده‌ام. از آنجا که پدرم هنرمند و نقاش بودند، از همان کودکی با هنر آشنا و به آن علاقه‌مند شدم. رشتهٔ تحصیلی‌ام در مقطع لیسانسم نقاشی بود و فوق‌لیسانسم را در رشتهٔ مد و پارچه به‌پایان رساندم. دکترای Qualification in Art (Cinema-tv)‎ من در ادامهٔ همان هنر شامل سینما و تلویزیون هم می‌شود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌مدت ۲۵ سال در ترکیه استاد هنر در دانشگاه بودم و بعد از آن از سال ۲۰۰۳ در فلورانس تاریخ هنر و طراحی تدریس می‌کنم. حدود ۱۲ سال است که ساکن ونکوورم و در محل Nilufar Art studio (Pera Art Gallery)‎ تدریس آکادمیک نقاشی را برای همهٔ سنین انجام می‌دهم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">از طریق جامعهٔ فرهنگی زنان ایرانی در ونکوور با بنیاد نیکوکاری یارا آشنا و به فعالیت‌هایشان علاقه‌مند شدم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">بنیاد یارا موضوع زنان و کار را پیشنهاد داده بودند که خیلی برایم جالب بود. سعی کردم توانایی زنان زحمت‌کش شرقی را نشان بدهم و همچنین تمایل آن‌ها برای داشتن کار و حرکت و زندگی سرشار از سازندگی و از این کارم احساس فوق‌العاده خوبی داشتم و دارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<figure id="attachment_17878" aria-describedby="caption-attachment-17878" style="width: 500px" class="wp-caption aligncenter"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17878" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_7_Web.jpg?resize=500%2C375" alt="بالا: سمت راست، رزیتا معینی شیرازی، سمت چپ، سالومه هنرمند پایین: سمت راست، نازنین میرمحمد صادقی، سمت چپ، نکیسا نوروزی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_7_Web.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2022/03/Artists_7_Web.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-17878" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">بالا: سمت راست، رزیتا معینی شیرازی، سمت چپ، سالومه هنرمند</span><br /><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;">پایین: سمت راست، نازنین میرمحمد صادقی، سمت چپ، نکیسا نوروزی</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>رزیتا معینی شیرازی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من رزیتا معینی شیرازی مدرس دانشگاه امیلی کار و هنرمند بینا‌رشته‌ای هستم. کار هنری‌ام را بیش از سه دهه پیش با نقاشی شروع کردم و در ادامه عکاسی٬ چیدمان٬ صدا و تصویرسازی هم به کارهایم اضافه شده است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من هر حرکتی که به انسان و طبیعت یاری برساند قابل پشتیبانی و حمایت است. هیچ انسانی بدون کمک به دیگر انسان‌ها قادر به ادامهٔ بقا نخواهد بود. در این مقطع شاید بعضی از ما به کمک‌کردن و دیگرانی به کمک گرفتن نیاز دارند. من هم در یکی از این دو گروه قرار دارم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">کارهای دستی معمولاً در خود روح زنانه دارند. نخ‌ریسی٬ بافتنی٬ خیاطی و تبدیل مواد خام به وسایلی که موجب آرامش و رفاه خانواده می‌شوند، کارهایی‌اند که به‌طور تاریخی زنانه‌اند. در طی انجام مراحل این کار من هم برای ساعاتی خودم را در زمرهٔ زنان تولیدکننده می‌دیدم و با عشق دور نقاشی‌ام را با نخی طلایی بخیه می‌زدم و به موسیقی فولکلور ایرانی گوش می‌کردم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سارا مهجوری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من سارا مهجوری، از سال ۲۰۱۲ در ونکوور به فعالیت هنری مشغول‌ام و آثار من به‌مدت چهار سال در Howe Street Fine Art Gallery به‌نمایش گذاشته شده است. هم‌اکنون به‌صورت خصوصی و نیمه‌خصوصی مشغول به تدریس‌ام. من با تکنیک امپرسیونیسم کار می‌کنم و در آثار من ترکیبی از تکنیک‌های مدرن با Palette Knife و رئال در هم آمیخته شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- ا</b><span style="font-weight: 400;">ین باعث خرسندی من است که بتوانم گامی در جهت حمایت از زنان محروم و زحمت‌کش وطنم ایران بردارم و از تمام هم‌وطنان عزیزم که در این بنیاد نیکوکاری نقشی ایفا کرده‌اند، کمال تشکر را دارم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">من در حین انجام این کار حس قشنگی را تجربه کردم که در کارهای قبلی نداشتم؛ حس همدلی، حس وحدانیت و یکی‌شدن. به امید فردایی بهتر برای مردم ایران به‌خصوص قشر آسیب‌پذیرمان که پایه‌های اصلی خانواده‌اند و سال‌ها مورد ظلم و بی‌عدالتی و تبعیض جنسی قرار گرفته‌اند؛ زنان وطنم ایران.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نازنین میرمحمد صادقی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">نازنین میرمحمد صادقی هستم، متولد مهر ۱۳۵۹و به‌مدت ۳۰ سال است که در زمینهٔ نقاشی (آبرنگ، رنگ روغن و سیاه‌قلم) فعالیت دارم. بالغ بر ۱۵ نمایشگاه انفرادی در ایران و خارج از ایران داشته‌ام و در بسیاری از نمایشگاه‌های گروهی شرکت کرده‌ام. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">موضوع این نمایشگاه بسیار باارزش و قابل‌تقدیر است. امیدوارم با شرکت در این کار گروهی بتوانم در این کار خیر نقشی داشته باشم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">زمانی که شروع به کشیدن این نقاشی کردم، حس متفاوتی در حین کشیدن این اثر در من وجود داشت؛ در تمام زمان به یاد این عزیزان بودم و اینکه امیدوارم بتوانم نقش کوچکی برای کمک‌رسانی به آن‌ها داشته باشم. با تشکر از همهٔ عزیزانی که در این کار گروهی نقشی داشته‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نکیسا نوروزی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">من فعالیت هنری‌ام را از زمانی که هنرستان می‌رفتم به‌صورت جدی‌تر شروع کردم و در دورهٔ چهارسالهٔ دانشگاه، عکاسی خواندم. به‌طور کلی به موسیقی و نقاشی و تئاتر بسیار علاقه‌مندم. ایران که بودم بیشتر عکاسی کار می‌کردم و بعد از مهاجرت علاقهٔ بیشتری به نقاشی پیدا کردم. در سال‌های اخیر نقاشیِ روی صورت یکی از فعالیت‌های موردعلاقهٔ من شده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲-</b><span style="font-weight: 400;"> از نظر من این موضوع و به‌طور کلی حمایت زنان از یکدیگر مسئلهٔ بسیار مهمی است و این یکی از دلایل اصلی من برای شرکت در این نمایشگاه بود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">وقتی که کشیدن این طرح را شروع کردم، در تمام مدت به این فکر می‌کردم که شاید این کار دلگرمی هر چند اندکی برای زنان کارآفرین هم‌وطنم ایجاد کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سالومه هنرمند </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۱- </b><span style="font-weight: 400;">سالومه هستم‌ و با دو فرزند و همسرم در ونکوور زیبا زندگی می‌کنم. از سنین نوجوانی همواره به فعالیت‌های هنری علاقه داشته‌ام. در شروع کارم، با علاقه به طراحی‌های تخصصی با مداد و زغال و در ادامه با تکنیک آبرنگ و گواش به خلق آثار نقاشی پرداخته‌ام. بعد از مهاجرت به کانادا دوره‌هایی در دانشگاه NSCAD نوا اسکوشیا گذراندم که در آنجا با هنرهای نصبی و پوششی به‌طور حرفه‌ای آشنا شدم. در سال ۲۰۱۰ استودیوی هنری خود را در پورت مودی تأسیس کردم. در این استودیو به تدریس هنر و انجام پروژه‌های هنری-فرهنگی با مراکز دولتی و شهرداری‌ها مشغول شدم. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنر از لذت‌بخش‌ترین سرگرمی‌های زندگی برای من است و در حال حاضر از دید هنری‌ام در کار تخصصی‌ام به‌عنوان مشاور املاک بهره می‌برم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۲- </b><span style="font-weight: 400;">زنان قلب جامعه‌اند و هر چه زنانِ مستقل‌تر و قوی‌تری داشته باشیم، جامعهٔ استوارتر و سالم‌تری خواهیم داشت. کارآفرینی برای زنان محروم وطنمان یکی از ریشه‌ای‌ترین اقدامات است ‌و باعث افتخار است که بنیاد نیکوکاری یارا در ونکوور هم در این امر فعال است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پاسخ ۳- </b><span style="font-weight: 400;">دقیقاً حس متفاوتی دارم، بخشی از این حس مربوط به دوران کودکی خودم‌ است در شهر زیبای اصفهان و خاطرات روشنی که به‌واسطهٔ شغل مادرم در دیدار با قشر محروم جامعه داشتم. زنان زیبا‌رو، زحمت‌کش و مهربانی که با دستان هنرمند و پینه‌بسته مشغول بافت قالی یا پخت‌وپز نان در تنور بودند تا خرج گذران زندگی را دربیاورند. خاطرات شیرین کودکی من در کنار یکی از همان زیبارویان رقم خورد که در ساعات کار مادرم از من نگهداری می‌کرد و برایم غذاهای خوشمزه می‌پخت. اولین طرح‌ها و نقاشی‌هایم‌ با کمک او شکل گرفت؛ طرح‌های زیبای قالی‌هایی که شب‌ها او‌ در خانه می‌بافت. خوشحال‌ام فرصتی ایجاد شده تا بتوانم کمکی به همان گروه زنان عزیز وطنم بکنم.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2022/03/06/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%90-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8/">از ونکوور با عشق؛ دستِ یاریِ هنرمندان به زنان شایستهٔ وطن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2022/03/06/%d8%a7%d8%b2-%d9%88%d9%86%da%a9%d9%88%d9%88%d8%b1-%d8%a8%d8%a7-%d8%b9%d8%b4%d9%82%d8%9b-%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%90-%db%8c%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%90-%d9%87%d9%86%d8%b1%d9%85%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17870</post-id>	</item>
		<item>
		<title>به‌یاد مانای کامبیز درم‌بخش، استادِ «بدون شرح» به‌تصویرکشیدن</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2021/11/13/%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%a8%db%8c%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%90/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2021/11/13/%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%a8%db%8c%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%90/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Nov 2021 19:32:08 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[افشین سبوکی]]></category>
		<category><![CDATA[کامبیز درم بخش]]></category>
		<category><![CDATA[کامبیز درم‌بخش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=17062</guid>

					<description><![CDATA[<p>افشین سبوکی &#8211; ونکوور اولین تجربهٔ من از دیدن کارهای او طی تماشای برنامه‌ای تلویزیونی بود که در آن جوانی با خطوط بسیار ساده ولی مستحکم طراحی کارتونی را به‌زبان ساده آموزش می‌داد. یادم است با شگفتی شاهد بودم که چگونه دایره‌ای ساده تبدیل به صورت، و سپس با اضافه‌شدن اشکال سادهٔ دیگر چهره و بدن دختربچه‌ای بامزه با دندان‌های خرگوشی و گیس‌های دوطرف‌بافته شکل گرفت و من که کودکی بودم با اولین تجربه‌های طراحی،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/13/%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%a8%db%8c%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%90/">به‌یاد مانای کامبیز درم‌بخش، استادِ «بدون شرح» به‌تصویرکشیدن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/?s=%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86+%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C#:~:text=%D8%B2%D8%AF%D9%87%20%D8%B4%D8%AF%D9%87%20%D8%AF%D8%B1-,%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86%20%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C,-%2C%20%D8%A7%D9%86%DB%8C%D9%85%DB%8C%D8%B4%D9%86%2C%20%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%88%D9%86%DA%A9%D9%88%D9%88%D8%B1" target="_blank" rel="noopener">افشین سبوکی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اولین تجربهٔ من از دیدن کارهای او طی تماشای برنامه‌ای تلویزیونی بود که در آن جوانی با خطوط بسیار ساده ولی مستحکم طراحی کارتونی را به‌زبان ساده آموزش می‌داد. یادم است با شگفتی شاهد بودم که چگونه دایره‌ای ساده تبدیل به صورت، و سپس با اضافه‌شدن اشکال سادهٔ دیگر چهره و بدن دختربچه‌ای بامزه با دندان‌های خرگوشی و گیس‌های دوطرف‌بافته شکل گرفت و من که کودکی بودم با اولین تجربه‌های طراحی، الگویی فوق‌العاده پیدا کرده بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بار دوم آشنایی از طریق مجلهٔ «زن روز» بود که مادرم می‌خرید. مجله، دو صفحهٔ طنز داشت شامل یک ستون کارتون که به نقد مسائل اجتماعی می‌پرداخت. با اولین نگاه، نوع خطوط به‌نظرم آشنا آمد. همان مرد جوان برنامهٔ تلویزیون؛ نامش بود: کامبیز درم‌بخش.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مدتی بعد منابع طراحی من مجلات کاریکاتور (در آن زمان دیگر مجلهٔ توفیق منتشر نمی‌شد) و ستون طنز مجلهٔ زن روز بود. هر هفته بی‌صبرانه منتظر شمارهٔ جدید این مجلات بودم تا وارد دنیای تخیلی و سرشار از خلاقیت آن‌ها شوم. و گهگاه طرحی از آن میان انتخاب کنم برای کپی‌کردن و یادگرفتن. کپی از خطوط سادهٔ درم‌بخش به‌ظاهر ساده بود، اما تکرار آن بدون دیدن مدل اصلی، بسیار دشوار.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد، انقلاب شد و همه‌چیز دگرگون. مجله‌های قدیمی بسته شدند و مجله‌های طنز جدیدی شروع به‌کار کردند؛ در میان آن‌ها توانستم بعضی اساتید قدیمی را پیدا و دنبال کنم. ولی دیگر اثری از طرح‌های کامبیز درم‌بخش نیافتم. او رفته بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها گذشت و من اینک دانشجوی هنر بودم. رشته‌ام نقاشی بود، ولی علاقه‌ام بیشتر به اغراق‌های کارتونی بود تا واقع‌گرایی. همیشه در کتابفروشی‌های روبه‌روی دانشگاه به‌دنبال کتاب‌ها و مجموعه‌های کاریکاتور بودم. تا اینکه یک روز کتابی دیدم با جلد مشکی‌رنگ. «بدون شرح» اسم کتاب بود؛ مجموعه‌ای از کارتون‌های کامبیز درم‌بخش. چاپ اول کتاب مربوط به ۱۳۵۲ بود، اما من تازه آن را می‌دیدم از انتشارات کتاب‌های جیبی با این مقدمه: «تعدادی از این کاریکاتور‌ها قبلاً در مجلات کاریکاتور، زن روز و تلاش چاپ شده است که بدین وسیله تشکر و یادآوری می‌شود.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌جز این متن در سراسر کتاب اثری از کلمات نبود. تنها خطوط و نقاط مشکی بر صفحات سفیدرنگ و در معدود مواردی همراه با رنگ‌های محدود، حاکم بودند. فقط و فقط جادوی تصاویر ناب بود. کارتون‌هایی با ایده‌های فوق‌العاده پر از معانی عمیق انسانیِ گاه چندپهلو. در آخرین صفحه عکسی بود از چهرهٔ هنرمند. پسری جوان، با نگاهی هوشمندانه که چانه بر دست گذاشته بود؛ کامبیز درم‌بخش.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بعد‌ها فهمیدم که وی ساکن اروپاست و بسیار موفق در کارش. </span><span style="font-weight: 400;">برندهٔ جایزه از بزرگ‌ترین و معتبرترین مسابقات بین‌المللی کاریکاتور ژاپن، آلمان، ایتالیا، سوئیس، بلژیک، ترکیه، برزیل، یوگسلاوی و چندین جایزهٔ بین‌المللی دیگر.</span></span></p>
<figure id="attachment_17064" aria-describedby="caption-attachment-17064" style="width: 404px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-17064" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C%E2%81%A9.jpg?resize=404%2C500" alt="‎⁨زنده_یاد استاد کامبیز درم_بخش، طرح از افشین سبوکی⁩" width="404" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C%E2%81%A9.jpg?w=404&amp;ssl=1 404w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2021/11/%E2%80%8E%E2%81%A8%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%87_%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%B2-%D8%AF%D8%B1%D9%85_%D8%A8%D8%AE%D8%B4%D8%8C-%D8%B7%D8%B1%D8%AD-%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D9%81%D8%B4%DB%8C%D9%86-%D8%B3%D8%A8%D9%88%DA%A9%DB%8C%E2%81%A9.jpg?resize=242%2C300&amp;ssl=1 242w" sizes="auto, (max-width: 404px) 100vw, 404px" /><figcaption id="caption-attachment-17064" class="wp-caption-text">‎⁨<span style="font-family: pfont;">زنده‌یاد استاد کامبیز درم‌بخش، طرح از افشین سبوکی⁩</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">بسیاری از آثار درم‌بخش به موزه‌های معتبر دنیا راه پیدا کرده است از جمله در موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگستان هنر خانهٔ صبا، کتابخانهٔ ملی، مان هنر نو<sup>۱</sup></span><span style="font-weight: 400;">، موزهٔ سندیکای گرافیست‌های ایران، موزهٔ آوینیون پاریس، موزهٔ کاریکاتور بازل در سوئیس، موزهٔ کاریکاتور گابروو در بلغارستان، موزهٔ هیروشیما در ژاپن، موزهٔ ضدِجنگ یوگسلاوی، موزهٔ کاریکاتور استانبول در ترکیه، موزهٔ کاریکاتور ورشو در لهستان و مجموعهٔ شهرداری شهر فرانکفورت آلمان<span style="font-size: 13.3333px;"><sup>۲</sup></span>.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند سال گذشت، در این زمان با مجلهٔ کیهان کاریکاتور همکاری می‌کردم و در روزنامهٔ همشهری از اعضای ثابت ستون نگاه روزنامه بودم که در آن هر روز یک کاریکاتور انتقادی کار می‌کردیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک روز دوستی با خبری غافلگیرکننده و هیجان‌انگیز آمد: کامبیز درم‌بخش برگشته بود!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دقیق یادم نیست در چه مناسبتی اولین دیدار صورت گرفت، آنچه یادم مانده شادی وصف‌ناپذیری بود وقتی از وی شنیدم که کارهایم را دیده و نظر مثبتی دارد و من در تلاش برای آرام‌ماندن، دست‌هایم را پشتم پنهان کردم تا لرزششان آشکار نباشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مدت استاد درم‌بخش با حضور در جشنواره‌های مختلف هنری و برگزاری نمایشگاه‌های مختلف از آثار جدیدش به هنر کارتون و کاریکاتور ایران آبرو و اعتلای بیشتری بخشید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند سال بعد من دیگر ایران نبودم، ولی اخبار رویدادهای هنری ایران را دنبال می‌کردم. استاد درم‌بخش پرکارتر و موفق‌تر از همیشه در میان آن‌همه هنرمند جوان می‌درخشید. در آستانهٔ ۸۰ سالگی ذهن خلاق او همچنان در حال جوشش و نوآوری بود در خلق شاهکارهای بدون شرح!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و بعد، هفتهٔ گذشته خبری آمد کوتاه و نگران‌کننده: «استاد درم‌بخش در بیمارستان بستری شد. احتمال ابتلای ایشان به کرونا هست، اما شرایط وخیم نیست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنها یکی دو روز بعد بود که فیس‌بوک پر شد از عکس‌های ایشان و خبری ناراحت‌کننده در بین هنرمندان ایرانی، و نه‌تنها ایرانی که از سراسر دنیا هنرمندان کارتونیست به درگذشت استادی بین‌المللی ادای احترام کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه، او به‌همین سادگی تمام نشد. افکار ناب وی در مجموعه‌کارهای بی‌شمارش همچنان برای علاقه‌مندان انگیزه‌بخش‌اند و من همچنان مثل ایام کودکی از آن‌ها می‌آموزم و در حال تلاش برای آفرینش آثار باکیفیت، همچنان در میانهٔ راه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نه‌تنها بر من، بلکه بر همه روشن است که جایگزینی در راه نیست. یک فقدان بزرگ هنری برای ایران و جهان؛ و شاید بهترین کسی که می‌توانست این مفهوم تلخ را بدون شرح به تصویر بکشد، دیگر در میان ما نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یادش همیشه مانا</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;"> <sup>۱</sup></span><b>مان هنر نو</b><span style="font-weight: 400;"> اولین مجموعهٔ هنری خصوصی در ایران است</span> <span style="font-weight: 400;">که توسط </span><i><span style="font-weight: 400;">غلامرضا معتمدی</span></i><span style="font-weight: 400;"> راه‌اندازی شده است. این مجموعه با هدف جمع‌آوری آثار مربوط به زندگی معاصر از زمستان سال ۱۳۸۳ گشایش یافت که شامل دو بخش نگارخانه و موزه می‌شود.</span><span style="font-weight: 400;"> منبع ویکی‌پدیای فارسی:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://w.wiki/4MVM"><span style="font-weight: 400;">https://w.wiki/4MVM</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont; font-size: 10pt;"><span style="font-weight: 400;"><sup>۲</sup>صفحهٔ زنده‌یاد کامبیز درم‌بخش در ویکی‌پدیای فارسی:</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><a href="https://w.wiki/4MH4"><span style="font-weight: 400;">https://w.wiki/4MH4</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2021/11/13/%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%a8%db%8c%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%90/">به‌یاد مانای کامبیز درم‌بخش، استادِ «بدون شرح» به‌تصویرکشیدن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2021/11/13/%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%db%8c%d8%a7%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%a8%db%8c%d8%b2-%d8%af%d8%b1%d9%85%e2%80%8c%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d8%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%d9%90/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">17062</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-03 21:01:26 by W3 Total Cache
-->