<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>افسردگی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افسردگی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Thu, 03 Dec 2020 03:35:28 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>افسردگی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/افسردگی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>چگونه به کودک بیش‌فعال خود کمک کنید</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/12/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%85%da%a9-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/12/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%85%da%a9-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Dec 2020 03:35:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[بیش فعالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیش‌فعالی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروفیدبک]]></category>
		<category><![CDATA[وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14952</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر کوروش عدالتی – ونکوور مهم‌ترین کاری که برای فرزند بیش‌فعال خود می‌توانید بکنید، این است که به او بفهمانید او هیچ اشتباهی نکرده است و مقصر نیست. همچنین اینکه او فردی ناقص یا کندذهن نیست. او باید بداند که به‌اندازهٔ دیگران ارزشمند است و توانایی دارد. اگر او به این باور برسد و به شک و تردیدهای خود غلبه کند، قادر خواهد بود مدیریت بهتر و آسان‌تری روی بیش‌فعالی خود داشته باشد.  انجام وظایف والدین...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/12/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%85%da%a9-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">چگونه به کودک بیش‌فعال خود کمک کنید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر کوروش عدالتی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مهم‌ترین کاری که برای فرزند بیش‌فعال خود می‌توانید بکنید، این است که به او بفهمانید او هیچ اشتباهی نکرده است و مقصر نیست. همچنین اینکه او فردی ناقص یا کندذهن نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او باید بداند که به‌اندازهٔ دیگران ارزشمند است و توانایی دارد. اگر او به این باور برسد و به شک و تردیدهای خود غلبه کند، قادر خواهد بود مدیریت بهتر و آسان‌تری روی بیش‌فعالی خود داشته باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">انجام وظایف والدین در کودکان مبتلا به بیش‌فعالی پیچیدگی‌های خود را دارد و همانند پدرو مادری عادی نیست. نظر به نوع و شدت علایم بیش‌فعالی در فرزند شما، مدیریت عادی بر روی این کودکان امکان‌پذیر نیست. شما باید یاد بگیرید که چگونه رفتار و علایم فرزند خود را مدیریت کنید. همچنین کارهایی هست که اگر انجام دهید، زندگی برای شما و فرزندتان بسیار آسان‌تر خواهد شد.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>ساختاربندی </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برنامه‌ریزی و ساختاربندی بسیار ضروری است. برای کودکان خود یک روال و عادت درست کنید و سعی کنید به آن‌ها پایبند باشید. کودک بیش‌فعال با تغییرات و شرایط نامطمئن سخت کنار می‌آید. اینکه بداند چه انتظاری از او وجود دارد، می‌تواند برای کودک شما آرامش‌بخش باشد و رفتارهای چالش‌برانگیز او را محدود کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تکانشگری </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مغز فرد بیش‌فعال قادر به پیش‌بینی عواقب یک رفتار یا اقدام نیست. بنابراین، یکی از ویژگی‌های فرزند شما ممکن است تکانشگری باشد، که می‌تواند منجر به رفتارهای چالش‌برانگیز یا نامناسب شود و می‌تواند در مدرسه یا محیط‌های دیگر مشکلاتی برای کودک ایجاد کند. کودک شما ممکن است به‌دلیل رفتار زورگویانه یا اذیت و آزار‌هایی از طرف دیگران طرد شود و این باعث شود او احساس تنهایی و کنار گذاشته شدن کند، و این مسئلهٔ طردشدگی مشکل را دوچندان می‌کند و کودک ممکن است احساس منفی و متفاوت بودن از دیگران داشته باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جیل (Jill)، یک کودک ۸ سالهٔ باهوش در کلاس سوم بود. او در مدرسه با همسالان خود مشکلاتی را تجربه می‌کرد. مادر جیل با کسب اجازه از مدرسه، سخنرانی‌ای در حضور معلمان و همکلاسی‌های جیل در مورد بیش‌فعالی انجام داد. مادر توضیح داد که جیل نوعی نقص و ناتوانی دارد هر چند این برای دیگران قابلِ‌مشاهده نیست. مادر توضیح داد که هیچ نگرانی‌ای در مورد جیل نداشته باشید؛ فقط مغز او متفاوت از دیگران در کلاس عمل می‌کند. مادر جیل خوشحال بود که می‌تواند به سؤالات کودکان پاسخ دهد تا آن‌ها نیز در مورد چالش‌های جیل به درک خوبی برسند و به او کمک کنند. از آن زمان به بعد، آنچه قبلاً رفتارهای عجیب‌وغریب جیل در نظر گرفته می‌شد، به بخشی پذیرفته‌شده از شخصیت او تبدیل شد. این پذیرش باعث شد زورگویی‌های جیل متوقف شود و به جیل به‌عنوان عضوی مهم نگاه شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>برنامهٔ روزانه و قوانین</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این مهم است که قوانینی در خانه وضع شود. این قوانین باید روشن و ساده باشد. همچنین پیامد شکستن قوانین و مقررات نیز باید روشن و آشکار باشد. او را از پیامدهای رفتاری نامناسب آگاه کنید. به او بگویید اگر از قوانین پیروی کند، حتماً بازخورد مثبتی دریافت خواهد کرد. صرفاً نگویید «آفرین، کارَت خوب بود»، کامل توضیح دهید «مرسی از اینکه قبل از روشن کردن تلویزیون تکالیف خودت را انجام دادی».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>سازماندهی ساده‌ای داشته باشید </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مغز یک کودک بیش‌فعال به‌سادگی دچار حواس‌پرتی می‌شود. در اصطلاح گفته می‌شود Shiny Object Syndrome یا «سندرم جسم براق». حتماً برای بازی‌های کامپیوتری و تلویزیون زمان‌بندی داشته باشید. این موارد اصلی‌ترین عوامل حواس‌پرتی در کودکان بیش‌فعال است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ساده‌سازی و سازماندهی باعث کاهش حواس‌پرتی‌ها و توجه غیرِضروری در منزل می‌شود. برای انجام تکالیف، خواندن، استراحت و زندگی روزمره، مکانی آرام برای کودک خود فراهم کنید. خانهٔ خود را مرتب و منظم نگه دارید تا کودک شما بداند جای هر چیزی کجاست. هرج‌ومرج و شرایط عدم اطمینان برای یک مغز بیش‌فعال خوب نیست. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نبرد خود را انتخاب کنید (بدانید باید روی چه چیزی کار کنید) </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رفتار تکانشی و بیش‌فعالی کودک شما می‌تواند چالش‌برانگیز باشد. اما فکر نکنید که حتماً باید تمام مشکلات رفتاری او را اصلاح کنید. ابتدا از مشکلات کوچک‌تر شروع کنید. این باعث خواهد شد شما و فرزندتان کنترل بیشتری بر استرس‌ها و مشکلات داشته باشید. شاید فرزند شما از سه تکلیفی که دارد، فقط دو مورد آن‌ها را کامل کرده است. برای دو تکلیف انجام‌شده و تمرکزی که داشته است، او را تشویق کنید و به‌خاطر آن تکلیفی که انجام نداده است، از او انتقاد نکنید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>به پایه و اساس‌ها توجه کنید </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مانند دیگر کودکان، مهم است که کودک شما به اندازهٔ کافی تغذیه، خواب و ورزش داشته باشد. اگر در هنگام انجام حرکات ورزشی، او می‌گوید برای ادامهٔ فعالیت ورزشی ناتوان است، به او یادآوری کنید که بسیاری از ورزشکاران بزرگ بیش‌فعالی دارند. در اینترنت در مورد «افراد مشهور مبتلا به بیش‌فعالی» جستجو کنید &#8211; حتماً او تعجب خواهد کرد &#8211; و تشویق خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه کسی رئیس است </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاهی کودکان و حتی والدین از بیش‌فعالی برای توجیه رفتار نادرست استفاده می‌کنند. فرزند شما مسئول رفتار خودش است، نه بیش‌فعالی‌اش. فرزند شما می‌تواند با آموزش و یادگیری، پاسخ مناسبی به واکنش‌ها و محرک‌های محیطی بدهد. هر چند ممکن است این یادگیری طولانی‌مدت باشد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بسیاری از افراد مشهور بیش‌فعالی دارند و بسیار موفق‌اند. در حقیقت، آلبرت اینشتین و توماس ادیسون هر دو مبتلا به بیش‌فعالی بودند. هیچ‌وقت ادیسون نگفت «من نمی‌توانم لامپ را اختراع کنم. من بیش‌فعالی دارم.» نه او، و نه اینشتین &#8211; و نه هزاران نفر دیگر &#8211; هرگز اجازه ندادند که ناتوانی آن‌ها مانع موفقیت‌هایشان شود. این را برای فرزند خود تقویت کنید. هر کاری که فکرش را بکند، می‌تواند انجام بدهد. ممکن است تمرکز و تلاش بیشتری لازم باشد، اما او مشخصاً توانایی دستیابی به اهداف خود را دارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>استراحت داشته باشید </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌عنوان والدی که وقت زیادی را برای کمک به فرزند خود اختصاص می‌دهید، بدون شک با فرسودگی روبرو خواهید شد. به‌خاطر نیاز به استراحت، احساس گناه نکنید! بسیار مهم است که انرژی خود را با استراحت بازگردانید. تصور نداشته باشید که والدین دیگر بچه‌های مبتلا به بیش‌فعالی خیلی بهتر از شما با مشکلات کنار آمده‌اند. این یک مسابقه نیست و هر والد و هر فرزندی در شرایط منحصربه‌فردی قرار دارند. آن‌ها همه تلاش خود را می‌کنند و شما نیز همین کار را انجام دهید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شما تنها نیستید</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاهی ممکن است احساس تنهایی کنید و تصور کنید با بیش‌فعالی فرزند خود تنها هستید، ولی مطمئن باشید این‌طور نیست. بیش‌فعالی شایع‌ترین و قابلِ‌درمان‌ترین اختلال روان‌پزشکی کودکان در کانادا است. اگر چه آمار تا حدودی متفاوت است، اما مطالعهٔ بهداشت کودکان در انتاریو گزارش کرده است که ۶٫۱درصد از کودکان ۴ تا ۱۶ سال مبتلا به بیش‌فعالی‌اند. به‌همین ترتیب، نظرسنجی بهداشت روان کودکان کبک شیوع ۵٫۴ درصد در کودکان ۶ تا ۱۴ ساله را گزارش کرده است. کانادا گروه‌های حمایتی فراوانی برای بیش‌فعالی در سراسر کشور دارد. این حمایت‌ها مختص والدین و فرزندان آن‌هاست. با این متخصصان در شعبه‌های محل زندگی خود یا با انجمن بهداشت روان کانادا در تماس باشید. سعی کنید در مورد بیش‌فعالی اطلاعات کاملی داشته باشید و بدانید بیش‌فعالی در هر کودک متفاوت است. لذا بیاموزید که این اختلال چگونه بر کودک شما تأثیر می‌گذارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>به فرزند خودم چه بگویم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعضی اوقات والدین نمی‌دانند که کودک باید چه میزان دربارهٔ بیش‌فعالی خود بداند. با او صادق باشید و توضیح دهید که بیش‌فعالی تقصیر او نیست و شما فکر نمی‌کنید او بچهٔ بدی است. به او بگویید روش‌هایی هست که او با آموختن آن‌ها مشکلاتش برطرف خواهد شد. او باید بداند که بدون تمرین و آموزش، مهارت‌های توجه و کنترل رفتار به‌طور طبیعی حاصل نمی‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">البته کودک خود را در اطلاعات زیاد غرق نکنید. فقط در حدی که راضی شود به او اطلاعات بدهید. هر چه بزرگ‌تر می‌شود، فهم بیشتری در مورد ویژگی‌های این اختلال دریافت خواهد کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>از متخصصان کمک بگیرید </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با متخصصان فرزند خود در تماس مکرر باشید تا از پیشرفت‌های جدید در زمینهٔ بیش‌فعالی آگاه باشید. افراد بیش‌فعالی که تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفته بودند، تمرکز بیشتر از خود نشان دادند. همچنین علایم تکانشگر آنان به‌طور معناداری کمتر شد به‌طوری که دوز کمتری از داروها را نیاز داشتند. فرزندتان و شما لایق بهترین‌هایید. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/12/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%85%da%a9-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/">چگونه به کودک بیش‌فعال خود کمک کنید</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/12/02/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%a8%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d9%81%d8%b9%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%88%d8%af-%da%a9%d9%85%da%a9-%da%a9%d9%86%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14952</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نوروفیدبک: درمانی امیدوارکننده برای اوتیسم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/11/19/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/11/19/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Nov 2020 17:03:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروفیدبک]]></category>
		<category><![CDATA[وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14876</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر کوروش عدالتی – ونکوور تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که به‌طور متوسط ​​از هر ۶۸ کودک، ۱ کودک (به‌طور خاص، از هر ۴۲ پسر، ۱ پسر و از هر ۱۸۹ دختر، ۱ دختر) دارای اختلال طیف اوتیسم (ASD) می‌شوند.  کودکان مبتلا به طیف اوتیسم در تعاملات اجتماعی، ارتباطات کلامی و غیرکلامی و رفتار دچار مشکلاتی هستند. به‌نظر می‌رسد که آن‌ها به‌دلیل عدم توانایی در احساس همدلی یا مشکل در تفسیر عواطف دیگران، یا درک مقاصد دیگر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/11/19/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7/">نوروفیدبک: درمانی امیدوارکننده برای اوتیسم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر کوروش عدالتی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که به‌طور متوسط ​​از هر ۶۸ کودک، ۱ کودک (به‌طور خاص، از هر ۴۲ پسر، ۱ پسر و از هر ۱۸۹ دختر، ۱ دختر) دارای اختلال طیف اوتیسم (ASD) می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">کودکان مبتلا به طیف اوتیسم در تعاملات اجتماعی، ارتباطات کلامی و غیرکلامی و رفتار دچار مشکلاتی هستند. به‌نظر می‌رسد که آن‌ها به‌دلیل عدم توانایی در احساس همدلی یا مشکل در تفسیر عواطف دیگران، یا درک مقاصد دیگر اشخاص دچار مشکل می‌شوند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعضی از این کودکان همچنین ممکن است به صداها، بوها و احساسات لمسی حساسیت فوق‌العاده‌ای داشته باشند. (به‌عنوان مثال، پسر کوچکی نمی‌تواند احساس جوراب روی پاهایش را تحمل کند.) کودکان مبتلا به طیف اوتیسم ممکن است رفتارهای خاص یا وسواسی نیز از خود بروز دهند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پژوهش‌های متعددی موفقیت‌آمیز بودن نوروفیدبک در کودکان اوتیستیک را به اثبات رسانده است. این تحقیقات نشان داده است که نوروفیدبک در بهبود تمرکز و توجه، کاهش مشکلات خواب، عملکرد بهتر در رفتارهای اجتماعی و تحصیلی تأثیرگذار بوده و همچنین موجب کاهش اضطراب و رفتارهای تکانشگری (impulsivity) و افزایش ارتباط چشمی در این کودکان شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوروفیدبک از طریق تکنیکی غیرتهاجمی و بدون درد، یک «نقشهٔ مغز» ایجاد می‌کند. این نقشه می‌تواند مشخص کند که مغز در چه بخش‌هایی دچار مشکل پردازش اطلاعات است. در جلسات بعدی درمانی که متناسب با نیازهای خاص فرد برنامه‌ریزی می‌شوند، متخصصان نوروفیدبک می‌توانند به کودک در ایجاد تغییرات یا بهبود پردازش مغزی کمک کنند. این تغییرات طولانی‌مدت و بدون هیچ‌گونه عوارض جانبی منفی هستند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نوروفیدبک چه علایمی را در طیف اوتیسم بهبود بخشیده است؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دیگر تحقیقات بر روی درمان نوروفیدبک و طیف اوتیسم نشان داده است که نتایج اثربخشی بر روی بهبود تکانشگری و بهبود خواندن، عملکرد نوشتاری و محاسبات دیده شده است. در پژوهش‌ها، از افزایش متوسط ۹ امتیازی در ضریب آزمون‌های هوشی گزارش شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>لیستی از علایم طیف اوتیسم که ممکن است توسط نوروفیدبک کاهش یابد، بدین شرح است: </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>رفتار خودتحریکی (Stimming): </b><span style="font-weight: 400;">غالباً محرک‌های حسی (نور، صدا، بو و&#8230;) موجب ناراحتی افراد مبتلا به اوتیسم می‌شود. کودکان اوتیستیک برای کنترل محرک‌های حسی، رفتارهای جبرانی انجام می‌دهند. به‌عنوان مثال، به‌طور مکرر بدن خود را حرکت می‌دهند یا صدا درمی‌آورند. این رفتار تکراری گاهی برای ساعت‌ها ادامه می‌یابد. در فرایند درمانی نوروفیدبک، این محرک‌ها و ادراکات حسی طاقت‌فرسا کاهش می‌یابد و کودکان رفتارهای خودتحریکی و تکرارشوندهٔ کمتری از خود نشان می‌دهند و گاهی حتی این رفتارهای خودتحریکی ناپدید می‌شوند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>طغیان‌ها یا انفجارهای عاطفی: </b><span style="font-weight: 400;">تکنیک درمانی نوروفیدبک احساسات و عواطف را در درون مغز بهبود می‌بخشد. به‌عبارت دیگر انفجارهای عاطفی اغلب به‌دلیل احساس خستگی زیاد است، زیرا مغز نمی‌داند چگونه با اطلاعاتی که به او ارائه می‌شود، کنار بیاید. وقتی مغز با آرامش بیشتری عمل می‌کند، فرد دیگر احساس نمی‌کند مجبور است تابع هیجانات خود باشد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مشکلات گفتاری: </b><span style="font-weight: 400;">نوروفیدبک پردازش مغز را تقویت می‌کند، از جمله مناطقی در مغز را که مسئول دریافت اطلاعات حسی و ایجاد پاسخ مناسب‌اند. بنابراین، جلسات نوروفیدبک می‌تواند توانایی شخص در برقرای ارتباط و گفت‌وگو، پردازش اطلاعات و سپس پاسخ مناسب را بهبود بخشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>رفتار تشریفاتی و آیینی: </b><span style="font-weight: 400;">رفتار تشریفاتی اغلب برای مقابله با اضطراب یا محرک‌های بیرونی انجام می‌شود و به کودک اوتیستیک احساس کنترل می‌دهد. نوروفیدبک مغز را آموزش می‌دهد تا با سهولت بیشتری با اضطراب و محرک‌های بیرونی کنار بیاید، بنابراین رفتارهای تشریفاتی را به‌میزان قابل توجهی کاهش می‌دهد یا از بین می‌برد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>عدم تحمل تغییر: </b><span style="font-weight: 400;">نوروفیدبک مغز را برای پردازش مناسب و آرامِ اطلاعات تربیت می‌کند، بنابراین کودک اوتیستیک هنگام مواجهه با اطلاعات جدید، قادر به کنار آمدن با تغییر ناگهانی است و احساس فشار روانی کمتری دارد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>بیش‌فعالی: </b><span style="font-weight: 400;">نوروفیدبک به مغز یاد می‌دهد که با آرامش بیشتری کار کند و به‌طور مناسب‌تری با اضطراب کنار بیاید و در نتیجه علایم بیش‌فعالی را کاهش می‌دهد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تکانشگری: </b><span style="font-weight: 400;">مغز</span> <span style="font-weight: 400;">از طریق نوروفیدبک می‌آموزد که به روشی سالم و پایدارتر با اضطراب کنار بیاید، نتیجهٔ این فرایند، کاهش یا از بین رفتن رفتار تکانشگری خواهد بود. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>عدم توانایی در پیروی از دستورالعمل‌ها: </b><span style="font-weight: 400;">فرد اوتیستیک اغلب در پیروی از دستورالعمل‌ها مشکل دارد. جلسات نوروفیدبک مغز را قادر می‌سازد تا عملکرد مؤثرتر و آرام‌تری داشته باشد و به بیمار اجازه می‌دهد تا پردازش اطلاعات مغزی خود را بهبود ببخشد، لذا توانایی او در دنبال کردن دستورالعمل‌ها بهبود خواهد یافت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اضطراب: </b><span style="font-weight: 400;">بسیاری از علایم اختلال طیف اوتیسم، ریشه در اضطراب دارد. اگر مغز مملو از تنش و اضطراب باشد، پردازش اطلاعات مغز می‌تواند طاقت‌فرسا باشد و واکنش‌های احساسی و عاطفی شدید ایجاد کند. هنگامی که مغز از طریق نوروفیدبک یاد گرفت که خود را آرام کند، می‌تواند اضطراب را کاهش دهد یا برطرف کند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مسائل مربوط به مهارت‌های اجتماعی: </b><span style="font-weight: 400;">وقتی مغز در بهترین حالت خود کار می‌کند، با اضطراب بسیار کمتر و پردازش بهتر، تعامل اجتماعی آسان می‌شود. والدین کودکان اوتیستیکی که تحت درمان نوروفیدبک قرار گرفته‌اند، بهبود قابل توجهی در تعامل اجتماعی کودکانشان را گزارش کرده‌اند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چند جلسه لازم است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تعداد جلسات نوروفیدبک بسیار متفاوت است و به شکایات خاص فرد بستگی دارد. برخی ممکن است پس از ۱۵ جلسه بهبود قابل توجهی نشان دهند. دیگران ممکن است ۴۰ جلسه یا بیشتر نیاز داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چند مورد مطالعاتی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در اینجا داستان زندگی واقعی دو فرد مبتلا به اوتیسم که تحت درمان با نوروفیدبک قرار گرفته‌اند، به اختصار شرح داده می‌شود (داستان‌ها با اخذ مجوز از مرکز توسعه عصبی است).</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مورد بالینی «سالی» </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«سالی دختر باهوشی بود، اما او برای درک دنیای اجتماعی و حفظ آرامش و کنترل خود دچار مشکل بود. او كاملاً از بازی با بچه‌های همسن‌وسال خود پرهیز می‌كرد. رفتار سالی خشک و رئیس‌گونه بود. پس از ده هفته و چند جلسه آموزش نوروفیدبک، سالی پیشرفت‌های چشمگیری در عملکرد اجتماعی خود نشان داد&#8230; سالی توانست برای اولین بار در زندگی خود، از بازی با همسالانش لذت ببرد و در مدرسه و خانه بسیار آرام‌تر، انعطاف‌پذیرتر و شادتر باشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مورد بالینی «سام» </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«پدر سام به‌دنبال روش جدیدی برای درمان اختلال طیف اوتیسم به پیش ما آمد. سام دانشجوی دانشکده بود و گرچه در دوران دبیرستان سازگارانه رفتار کرده بود، اما نتوانسته بود از عهدهٔ پیچیدگی‌های زندگی در دانشگاه برآید. او کاملاً منزوی و بسیار افسرده شد بود و در آخر، مجبور به ترک تحصیل شده بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سام پاسخ خوبی به نوروفیدبک داد. طی ده هفته، پس از چند جلسه نوروفیدبک، عملکرد اجتماعی او به‌طرز چشمگیری بهبود یافت&#8230; پدرش به‌شوخی گفت سام شبیه حیوانی ترسناک، پرانرژی و خارج‌ازکنترل شده بود، اما بعد از آموزش نوروفیدبک برای اولین بار در زندگی، سام اجتماعی شد! سه سال بعد، سام با داشتن چندین دوست صمیمی و زندگی اجتماعی فعال، از نظر اجتماعی بسیار خوب عمل می‌کرد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نوروفیدبک</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوروفیدبک مفهوم جدیدی نیست و عمری بیش از ۵۰ سال دارد. این تکنیک آموزشی تاریخچه‌ای پژوهشی و آزمایشی با نتایج اثربخش دارد و درمانی پایدار با نتایج مثبت و مفید برای افراد مبتلا به اوتیسم شناسایی شده است. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/11/19/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7/">نوروفیدبک: درمانی امیدوارکننده برای اوتیسم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/11/19/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%af%d9%88%d8%a7%d8%b1%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14876</post-id>	</item>
		<item>
		<title>چگونه نوروفیدبک قادر است کارکردهای مغز شما را افزایش دهد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/10/27/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/10/27/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 28 Oct 2020 00:35:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اوتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروفیدبک]]></category>
		<category><![CDATA[وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14733</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر کوروش عدالتی – ونکوور چگونه ما این کار را انجام می‌دهیم؟ شما در حال رانندگی به‌سمت محل کار خودتان هستید و قبلاً این مسیر را هزار بار رانندگی کرده‌اید. وقتی به محل کار خود می‌رسید، دیگر هیچ حافظه‌ای یا خاطره‌ای از رانندگی‌ای که کرده‌اید، ندارید. مثل اینکه مغز شما روی سیستم خلبان اتوماتیک بوده است. آیا شما به‌ خاطر می‌آورید که هنگام رانندگی به چه فکر می‌کردید؟ مثلاً به دیدار غافلگیرانه‌ای که از یک دوست...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/10/27/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba/">چگونه نوروفیدبک قادر است کارکردهای مغز شما را افزایش دهد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر کوروش عدالتی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چگونه ما این کار را انجام می‌دهیم؟ شما در حال رانندگی به‌سمت محل کار خودتان هستید و قبلاً این مسیر را هزار بار رانندگی کرده‌اید. وقتی به محل کار خود می‌رسید، دیگر هیچ حافظه‌ای یا خاطره‌ای از رانندگی‌ای که کرده‌اید، ندارید. مثل اینکه مغز شما روی سیستم خلبان اتوماتیک بوده است. آیا شما به‌ خاطر می‌آورید که هنگام رانندگی به چه فکر می‌کردید؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مثلاً به دیدار غافلگیرانه‌ای که از یک دوست قدیمی داشته‌اید، یا شام خوشمزه‌ای که شب قبل خورده‌اید، یا چیزهای بی‌شمار دیگر. با این‌حال، احتمالاً به‌ خاطر ندارید که هنگام عبور از مسیرهای همیشگی به‌سمت دفتر، چند بار در تابلوهای توقف ایستاده‌اید و یا مکان‌های دیدنی آشنایی را دیده‌اید. روز بعد، شما دوباره در همان مسیر رانندگی می‌کنید &#8211; فقط این‌بار تیم کارگران جاده و تابلویی را می‌بینید که می‌گوید: «انحراف». سپس شروع به دقت و توجه می‌کنید تا از مسیر جدیدی به محل کارتان برسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این مسیر انحرافی جدید را باید برای چندین هفته طی کنید، زیرا مسیر و جادهٔ همیشگی شما برای چندین هفته تحت تعمیر است. بعد از چند هفته، این مسیر جدید به همان اندازهٔ مسیر قبلی آشنا می‌شود و به‌زودی هنگام رانندگی به‌سمت محل کار، مغز شما دوباره روی سیستم خلبان اتوماتیک قرار می‌گیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>واقعاً چه رخ داده است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مغز شما شگفت‌انگیزاست. ما مغز عجیبی داریم. مغز ما از میلیاردها سلول به نام نورون تشکیل شده است که برای برقراری ارتباط با یکدیگر از یک سیستم الکتروشیمیایی استفاده می‌کند. این جریان الکتریسیته با الگوهایی به نام امواج مغزی در مغز حرکت می‌کند. هر موج مغزی با سرعت یا فرکانس خاصی حرکت می‌کند. برخی از امواج مغزی به آرامی حرکت می‌کنند و انواع دیگر حرکت‌های بسیار سریع دارند. همهٔ انسان‌ها امواج مغزی یکسانی دارند، اما الگوی این امواج از فردی به فرد دیگر متفاوت است. برخی از این الگوهای امواج مغزی با شرایط خاصی در ارتباط‌ند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌عنوان مثال، افراد مبتلا به بیش‌فعالی غالباً در بخش جلوی مغزشان امواج بسیار آهسته دارند و امواج مغزی این افراد به‌اندازهٔ کافی سرعت ندارد. این امر باعث می‌شود تمرکز آن‌ها سخت شود. اما تصور نکنید افراد مبتلا به بیش‌فعالی تا آخر عمر محکوم به رنج‌اند. مغز ما این توانایی را دارد که این الگو و عملکرد را تغییر دهد &#8211; و شما توانایی ایجاد این تغییر را دارید. خاطرتان است در مثال بالا زمانی که مغز شما مجبور بود راه جدید را پیدا کند تا شما را به محل کارتان برساند. مغز شما این توانایی را دارد که با ایجاد مسیرهای جدید ارتباطی در بین نورون‌ها، مسیر جدید را فرا گیرد و آن‌قدر مغز شما به مسیر جدید عادت کرد که بعد از چند هفته رانندگی، دیگر مجبور نبودید که آگاهانه به چگونگی رسیدن به محل کار فکر کنید. (اما به هر حال هنگام رانندگی محتاط و هوشیار باشید!)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چگونه ما این‌همه در مورد مغز می‌دانیم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نقشه‌برداریِ مغز </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هزاران سال است که انسان‌ها دربارهٔ مغز و نحوهٔ عملکرد آن کنجکاوند. طی چندین قرن برخی مطالعات و آزمایش‌های ناگوار و خطرناک بر روی مغز انجام شده است، اما بالاخره در دههٔ ۱۸۸۰ دانشمندان تکنیک‌های غیرتهاجمی‌ای را پیدا کردند که در حال توسعه و پیشرفت‌اند. اکنون ما روش‌هایی داریم که از طریق آن‌ها می‌توان سیگنال‌های الکتریکی مغز را «نقشه‌برداری» و مناطقی را که به‌خوبی کار نمی‌کنند، شناسایی کرد. همین‌طور دانشمندان راه‌های شگفت‌انگیزی را برای اصلاح این نقایص و کمک به مردم در زندگی راحت‌تر کشف کرده‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مغز خود را آموزش دهید </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">operant conditioning به فرایند ایجاد یک راه مغزی با یک الگوی کارکردی سالم گفته می‌شود. این‌ها کلمات بزرگی‌اند که معنای ساده‌ای دارند. به این فکر کنید: شما می‌خواهید سگتان یاد بگیرید که بنشیند. هر بار که او به فرمان عمل می‌کند، شما به او غذای خوبی (پاداش) می‌دهید. او سرانجام می‌فهمد که هر زمان که به دستور شما می‌نشیند، پاداش می‌گیرد، بنابراین بسیار مطیعِ دستور «بنشین» شما می‌شود. شما می‌توانید مغز خود را به‌همین روش و از طریق نوروفیدبک آموزش دهید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><a href="http://media.hamyaari.ca/2020/09/09/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><span style="font-family: irseri;"><b>نوروفیدبک</b></span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوروفیدبک با همان اصل آموزش سگ شما کار می‌کند. ابتدا لازم است یک جلسه نقشه‌برداری مغزی داشته باشید. حس‌گرهایی روی پوست سر شما قرار می‌گیرند تا الگوی امواج مغزی شما را اندازه‌گیری و مشخص کنند که کدام مناطق از مغز به‌خوبی کار نمی‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعد از اینکه مغز شما نقشه‌برداری شد، درمان نوروفیدبک شروع می‌شود. یک متخصص آموزش‌دیده حس‌گرها را روی پوست سر شما قرار می‌دهد. این حس‌گرها به کامپیوتری متصل خواهد شد، بنابراین در واقع شما می‌توانید الگوهای امواج مغزی خود را مشاهده کنید. سپس متخصص به شما کمک خواهد کرد که با انجام یک سری تمرینات، تغییراتی در امواج مغزی خود به‌وجود بیاورید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در زمان انجام نوروفیدبک، شما در صفحهٔ کامپیوتر یک سری فیدبک‌های تصویری دریافت کرده و پاداش خواهید گرفت – این شبیه مثال مربوط به رفتارهای سگ نیست – بلکه همانند حل مسئله در بازی پازل یا بازی‌های انیمیشن و گرافیکی، مغز شما پاداش خواهد گرفت. مغز شما رفتار مورد نظر را تمرین می‌کند و در نهایت توانایی حفظ آن رفتار را به‌خودی خود ایجاد می‌کند. به‌عبارت دیگر، شما با استفاده از نوروفیدبک، در واقع با آموزش راه‌های جدید و بهتر، عملکرد مغز خود را تغییر می‌دهید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه شرایطی و مشکلاتی را این روش درمان می‌کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">لازم است بدانید که نوروفیدبک درمان محسوب نمی‌شود، بلکه روشی سالم برای مدیریت و کنترل عملکرد مغز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در زیر لیستی از برخی شرایطی که برای درمان (مدیریت یا کنترل عملکرد مغز) آن‌ها از نوروفیدبک استفاده می‌شود، آورده شده است:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بی‌خوابی</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بیش‌فعالی ADHD</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">افسردگی</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اوتیسم</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اضطراب</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرایط خاص تشنج</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اعتیاد</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سردرد</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>نوروفیدبک برای چه کسانی مناسب است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تیم‌های مختلف ورزشی حرفه‌ای برای تقویت عملکرد خود از نوروفیدبک استفاده می‌کنند. از جمله تیم اسکی المپیک ایالات متحده، کری والش جنینگز، بازیکن والیبال ساحلی المپیک و اعضای تیم فوتبال ایتالیا. تیم اسکیت سرعت پیست کوتاه کانادا از نوروفیدبک برای دستیابی به پنج مدال از جمله دو طلا در بازی‌های المپیک زمستانی ونکوور ۲۰۱۰ استفاده نمود. آلن پاپ، دانشمندی در ناسا (ادارهٔ ملی هوانوردی و فضایی آمریکا)، کشف کرد که نوروفیدبک می‌تواند توجه و تعامل فضانوردان را نسبت به وظایفشان بهبود بخشد، زیرا همان‌طور که می‌دانید انجام وظایف توسط آن‌ها به تمرکز بسیار زیاد نیاز دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>همهٔ چیزهای خوبی که وجود دارد!</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوروفیدبک هیچ عارضهٔ جانبی ندارد. بعضی اوقات فرد به‌دلیل انرژی‌ای که برای تمرکز در حین آموزش صرف کرده، پس از جلسهٔ نوروفیدبک احساس خستگی می‌کند. به‌طور کلی، نوروفیدبک روشی عالی و طولانی‌مدت برای آموزش مجدد مغز شما برای عملکرد مؤثر است. اگر شما یا کسی که دوستش دارید، می‌خواهید یک روش درمانی غیرتهاجمی یا یک روش درمانی فعلی را تقویت کنید، با مرکز ایلومایند در تماس باشید و بعد از یک ارزیابی درمانی، سفر خود را در این مسیر آغاز کنید.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/10/27/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba/">چگونه نوروفیدبک قادر است کارکردهای مغز شما را افزایش دهد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/10/27/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d9%82%d8%a7%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ba/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14733</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نوروفیدبک به‌عنوان شیوهٔ درمانی مؤثر برای اختلال افسردگی اساسی، استرس و اختلال وسواس</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/09/24/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d9%88%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/09/24/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d9%88%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Sep 2020 01:46:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[کوروش عدالتی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروفیدبک]]></category>
		<category><![CDATA[وسواس]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14507</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر کوروش عدالتی &#8211; ونکوور شرایط سهیلا چیزی فراتر از دلسردی بود. او یک‌سال پیش به اختلال افسردگی اساسی مبتلا شده بود. پزشک وی داروهای ضدِافسردگی تجویز کرد، اما هیچ‌یک از آن‌ها مؤثر نبودند. علاوه بر این، برخی از آن‌ها عوارض جانبی وحشتناکی داشتند. او ناامید و در آستانهٔ تسلیم شدن بود و فکر می‌کرد این زندگی دیگر ارزشی ندارد. تا اینکه سهیلا در مورد نوروفیدبک و تأثیر مثبت آن بر افسردگی مطالعه کرد و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/09/24/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d9%88%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/">نوروفیدبک به‌عنوان شیوهٔ درمانی مؤثر برای اختلال افسردگی اساسی، استرس و اختلال وسواس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%da%a9%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%b9%d8%af%d8%a7%d9%84%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر کوروش عدالتی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرایط سهیلا چیزی فراتر از دلسردی بود. او یک‌سال پیش به اختلال افسردگی اساسی مبتلا شده بود. پزشک وی داروهای ضدِافسردگی تجویز کرد، اما هیچ‌یک از آن‌ها مؤثر نبودند. علاوه بر این، برخی از آن‌ها عوارض جانبی وحشتناکی داشتند. او ناامید و در آستانهٔ تسلیم شدن بود و فکر می‌کرد این زندگی دیگر ارزشی ندارد. تا اینکه سهیلا در مورد <strong><a href="http://media.hamyaari.ca/2020/09/09/%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نوروفیدبک</a></strong> و تأثیر مثبت آن بر افسردگی مطالعه کرد و تصمیم گرفت یک‌بار این شیوه را امتحان کند. نتیجهٔ نوروفیدبک حیرت‌انگیز بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سازمان بهداشت جهانی افسردگی را «عامل اصلی معلولیت در سراسر جهان» با قریب به ۳۰۰ میلیون نفر مبتلا در سراسر جهان، برشمرده است. درمان‌های مختلفی برای اختلال افسردگی وجود دارد، اما پژوهش‌ها نشان داده است که حداکثر یک‌سوم از صد میلیون نفر مبتلا به افسردگی رضایت درمانی را حتی با تجویز دارو گزارش کرده‌اند و این بدین خاطر است که برخی از انواع افسردگی نسبت به درمان مقاوم‌اند و لذا برای این‌گونه افرادِ مقاوم به درمان، گزینه‌های محدود درمانی باقی می‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یکی از گزینه‌های درمانی مؤثر باقیمانده نوروفیدبک است. چندین دهه مطالعه و تحقیق در مورد تأثیرات نوروفیدبک بر روی افسردگی‌های مقاوم انجام شده است و همان‌طور که سهیلا کشف کرد، نتایج بر روی «افسردگی مقاوم به درمان» (TRD) حیرت‌انگیز و امیدبخش بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>عملکرد مغز شما چگونه است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قسمت‌های مختلف مغز شما مسئول عملکردهای مختلف‌اند. توجه داشته باشید که واکنش‌های عاطفی در لوب پیشانی مغز قراردارند و مغز از دو نیمکرهٔ چپ و راست تشکیل شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>امواج مغزی </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مغز شما ارگانی بسیار پیچیده است که از میلیاردها سلول عصبی تشکیل شده و میلیاردها اتصال دارد. ارتباط بین نورون‌ها ریشهٔ تمام افکار، رفتارها و احساسات شما است. پیام‌ها بین سلول‌های عصبی در کسری از ثانیه توسط تکانه‌های الکتریکی پخش می‌شوند. امواج مغزی توسط پالس‌های الکتریکی هماهنگ‌ و توده‌های سلول‌های عصبی در ارتباط با یکدیگر تولید می‌شوند. امواج مغزی با سرعت یا فرکانس‌های مختلفی در مغز حرکت می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>این امواج و ارتباطات مغزی چه ارتباطی با افسردگی دارند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همان‌گونه که مطرح شد، امواج مغزی مختلف با حالات مختلف روحی مرتبط است. دانشمندان می‌توانند با قرار دادن حسگرها یا الکترودها روی پوست سر و اتصال آن‌ها به رایانه، امواج مغزی شما را ببینند؛ به این صورت که فعالیت الکتریکی در قسمت‌های مختلف مغز شما روی صفحه نشان داده می‌شود. وقتی ناحیهٔ پیشانی سمت چپ مغز شما بیشتر از ناحیه پیشانی راست فعال باشد، روحیهٔ شما شادتر می‌شود. وقتی ناحیهٔ پیشانی سمت راست بیشتر از چپ فعال باشد، روحیه شما بسیار بدتر می‌شود و در اینجا است که نوروفیدبک نقش خود را ایفا می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تمرینی ورزشی برای مغز شما</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وقتی می‌خواهید از نظر جسمی متناسب باشید، قسمت‌های مختلف بدن خود را تمرین می‌دهید و طبیعتاً نتایج مثبت تا پس از اولین تمرین ورزشی قابل مشاهده نیست. شما برای اندامی بهتر باید تلاش مستمر داشته باشید و زمان صرف آن کنید. نوروفیدبک راهی است که به شما کمک می‌کند تا مغز خود را از طریق تمرینات مغزی تنظیم کنید. روند کار ساده، بدون درد و غیرتهاجمی است. این شیوه فقط نوعی یادگیری است! شما یاد می‌گیرید که از طریق بازخورد و تمرین، فعالیت امواج مغزی خود را تغییر دهید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>روش کار</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">روش کار به این صورت است که متخصص آموزش‌دیده‌ای الکترودها را به پوست سر شما متصل می‌کند. این فرآیند بدون انتقال جریان الکتریکی به سر انجام می‌گیرد؛ الکترودها به‌سادگی فعالیت الکتریکی مغز شما را اندازه‌گیری می‌کنند و به شما بازخوردی می‌دهند که می‌توانید روی صفحهٔ رایانه مشاهده کنید. شما تمرینات ذهنی مختلفی را پشت سر خواهید گذاشت و صفحهٔ مانیتور به شما اطلاعات فوری را دربارهٔ هرگونه تغییری که در فعالیت الکتریکی مغز خود ایجاد کرده‌اید، می‌دهد. وقتی به هدفی که متخصص برای شما تعیین کرده است رسیدید، نشانهٔ آن را دریافت خواهید کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوروفیدبک به شما امکان می‌دهد «شبکهٔ خُلقی» را در مغز خود تغییر دهید. مطالعات نشان می‌دهد که در ارتباط با افسردگی، نوروفیدبک باعث ایجاد الگوهای تفکر مثبت‌تر و کاهش روش‌های منفی تفکر مرتبط با افسردگی می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همان‌طور که شکل‌دهی مجدد بدن شما در تمرینات ورزشی به بیش از چند جلسه در سالن بدنسازی نیازمند است، تغییر و شکل دادن مغز شما نیز جلسات متعددی را لازم دارد و این فقط به مغز هر فرد بستگی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>داستان‌هایی از زندگی واقعی بیماران</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرح موارد زیر دربارهٔ جان و مری از مرکز رشد عصبی در پروویدنس، رود آیلند، ایالات متحده آمده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مورد اول: جان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«جان سابقه‌ای طولانی‌مدت در مشکلات خلق‌وخوی داشت و مانند اکثر افراد مبتلا به افسردگی از اضطراب نیز رنج می‌برد. او قبلاً چندین بار در دوره‌های روان‌درمانی شرکت کرده بود و هنگام شروع نوروفیدبک، سه نوع دارو مصرف می‌کرد. ما از طریق پیش‌آزمون، میزان افسردگی و اضطراب او را با استفاده از پرسشنامه‌های افسردگی و اضطراب بک (BDI) و آزمون‌های روان‌شناختی اندازه‌گیری کردیم. نتایج او افسردگی متوسط ​​و سطح خفیف اضطراب، حتی با وجود استفاده از سه نوع دارو در طول سالیان را نشان می‌داد. پس از چندین جلسه نوروفیدبک، آزمون‌های روان‌شناختی یادشده مجدداً بر روی او تکرار شد (لازم به یاد آوری است که در این زمان او هر سه نوع دارو را قطع کرده بود). نتایج پرسشنامه‌ها بهبود بسیار چشمگیری در خلق‌وخو و اضطراب او را نشان می‌داد. بعد از دورهٔ کوتاه نوروفیدبک، علائم افسردگی و اضطراب کاهش چشمگیری را نشان می‌داد و جان پس از تکمیل دوره بدون هیچ‌گونه علائم و عود مجدد بیماری، به کار و زندگی خود بازگشت.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>مورد دوم: مری </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">«مری زنی پنجاه و پنج ساله با افسردگی شدید و وسواس فکری عملی بود. وی سال‌ها با دارو و درمان‌های شناختی-رفتاری، تحت درمان بود. در حقیقت، نظارت بر درمان وی توسط یکی از متخصصان برجستهٔ OCD (اختلال وسواس) در جهان صورت گرفته بود. اما طی سال‌ها سود بسیار کمی از این رژیم درمانی حاصل شده بود. او بسیار ناامید بود. ما از پرسشنامهٔ افسردگی بک (BDI) و استانداردی بین‌المللی برای اندازه‌گیری شدت افسردگی استفاده کردیم. او چندین جلسه نوروفیدبک دریافت کرد و بعد از آن مجدداً آزمون‌های روان‌شناختی برای سنجش اثربخشی تکرار شد. حال‌وهوای مری پس از طی تعدادی جلسات نوروفیدبک به‌طور قابل توجهی تغییر کرده و بهبود یافته بود. نمرات او در BDI از نمرهٔ ۳۸ به نمرهٔ فقط ۱ کاهش یافت و علائم OCD او نیز کاهش یافته بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اکنون پنج سال گذشته است. مری ماهانه چند بار تمرین نوروفیدبک را انجام می‌دهد. این مقدار کم آموزش، او را با خلق‌وخوی مثبت و با اضطراب بسیار کمی مواجه کرده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;"> </span><b>نتیجه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دلایل پژوهشی و علمی با سابقهٔ طولانی ثابت کرده است که نوروفیدبک برای کاهش افسردگی اساسی، </span><b>استرس و اختلال وسواس</b><span style="font-weight: 400;"> &#8211; حتی افسردگی مقاوم در برابر سایر روش های درمانی &#8211; اثربخش‌تر است.</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/09/24/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d9%88%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/">نوروفیدبک به‌عنوان شیوهٔ درمانی مؤثر برای اختلال افسردگی اساسی، استرس و اختلال وسواس</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/09/24/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%81%db%8c%d8%af%d8%a8%da%a9-%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d8%b9%d9%86%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%b4%db%8c%d9%88%d9%87%d9%94-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14507</post-id>	</item>
		<item>
		<title>خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 22 Mar 2017 00:57:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4859</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، سؤالم این است که آیا خشونت در روابط فردیِ جامعهٔ LGBT وجود دارد؟ اگر وجود دارد، ویژگی آن چیست و چه تفاوتی با روابط افراد دگرجنس‌گرا دارد؟ با تشکر، ل. ت. از نورث‌ونکوور پیش از پاسخ به پرسش شما، چند واژه را برای اطلاع خوانندگانم توضیح می‌دهم: دگرجنس‌گرا Heterosexual همجنس‌گرا Homosexual ترازن Trans woman ترامرد Trans man همجنس‌گرای زن Lesbian همجنس‌گرای مرد Gay دوجنس‌گرا Bisexual همجنس‌گراستیزی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/">خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خانم غفاری عزیز،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام، سؤالم این است که آیا خشونت در روابط فردیِ جامعهٔ LGBT وجود دارد؟ اگر وجود دارد، ویژگی آن چیست و چه تفاوتی با روابط افراد دگرجنس‌گرا دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با تشکر، ل. ت. از نورث‌ونکوور</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پیش از پاسخ به پرسش شما، چند واژه را برای اطلاع خوانندگانم توضیح می‌دهم:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دگرجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Heterosexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Homosexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ترازن</span> <span style="font-weight: 400;">Trans woman</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ترامرد</span> <span style="font-weight: 400;">Trans man</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرای زن</span> Lesbian</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گرای مرد</span> <span style="font-weight: 400;">Gay</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دوجنس‌گرا</span> <span style="font-weight: 400;">Bisexual</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همجنس‌گراستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">Homophobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دوجنس‌گراستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">‌Biophobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">تراجنسی‌ستیزی</span> <span style="font-weight: 400;">Transphobia</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">دگرباشی (LGBT)</span><span style="font-weight: 400;"> فراگیر جامعهٔ متنوع از کسانی است که هویت‌شان را همجنس‌گرای زن</span> <span style="font-weight: 400;">(Lesbian)، همجنس‌گرای مرد (Gay)، دوجنس‌گرا (Bisexual)، تراجنسی (Transgender)، و غیره می‌دانند.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در جواب به پرسش شما، آمارها و تحقیقات موجود نشان می‌دهد که بین خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرجنس‌گرایان (Heterosexual) و همجنس‌گرایان (Homosexual) تفاوتی چندانی وجود ندارد.‌ هر دو تشابه‌های زیادی دارند. هر دو می‌توانند حامل خشونت و سرکوب روحی، روانی، عاطفی، جنسی یا مالی باشند. همان‌طور که در مقاله‌های منتشر‌شده در شماره‌های پیشین اشاره شده است، تنها نمونه‌های کوچکی از این رفتارهای ناهنجار عبارت‌اند از: استفاده از زور و تهدید؛ استفاده از ترس و ارعاب؛ منزوی‌کردن؛ سوءاستفاده از امتیازاتی که فردی بر فرد دیگر دارد؛ سوءاستفاده‌های مالی یا استفاده از امتیازات مالی؛ سوءاستفاده از کودکان؛ استفاده از خشونت‌های فیزیکی و جنسی؛ سوءاستفاده‌های عاطفی و روحی.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما سؤال مهم‌تر این است که چرا اعضای جامعهٔ LGBT قادر به گفتگو پیرامون مشکلات‌شان با عزیزانشان، خانواده، خدمات و سرویس‌های اجتماع اطرافشان نیستند؟ چه عواملی مانع از دسترسی این عزیزان به سرویس‌های حمایتی و خدماتی می‌شود؟ و منزوی‌بودن در زمانی که احتیاج به کمک دارند، چه آسیب‌های روحی/روانی‌ای به این عزیزان وارد می‌کند؟ باورهای غلط اجتماع علیه این قشر اجتماعی، آن‌ها را هر چه بیشتر به پشت درهای بسته هل می‌دهد و این خطر اصلی است که این عزیزان را به طعمهٔ مناسبی برای شکارچیان خشونت و ستم‌های خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بدل می‌کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای روشن‌تر‌شدن مطلب، به چند مثال زنده‌ایی که شاید با تجربیات شما خوانندگانم همخوانی دارد، مراجعه می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در روابط LGBT نیز مانند هر رابطهٔ دیگری، دینامیک قدرت و کنترل که زادهٔ فرهنگ خشونت و تجاوز و بی‌عدالتی است، می‌تواند عمل کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه این فرهنگ علیه رنگین‌پوستان/سیاه‌پوستان/بومیان/مهاجران استفاده می‌شود که زادهٔ فرهنگ تبعیض نژادی است. من و شما در دستهٔ رنگین‌پوستانِ مهاجر می‌گنجیم. چه تعداد از شما سخت‌تر از همکاران سفیدپوستتان زحمت می‌کشید، اما کمتر از آنان از سوی صاحب‌کار یا رئیس‌تان مورد توجه قرار می‌گیرید و کمتر یا هیچ‌وقت مورد تصدیق و تشویق قرار نمی‌گیرید؟ چند درصد از شما عزیزانم دوست دارید از کارتان به دلایل نابرابری و بی‌عدالتی بیرون بیایید چون می‌ترسید اگر اعتراض کنید، مورد سرزنش قرار خواهید گرفت؟ چند درصد از شما به‌دلایل بالا دچار افسردگی، سرخوردگی، انزوا و اضطراب‌های روحی شده‌اید؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه این فرهنگ بر بستر تفاوت و توانمندی‌های مالیِ زادهٔ فرهنگ طبقاتی است. مجدداً چند درصد از شما به‌صرف امکانات محدودِ مالی یا فقر، مورد بی‌احترامی، بی‌توجهی، بی‌اعتنایی یا حتی توهین فردی یا جمعی قرار می‌گیرید؟ چند درصد از شما ناخودآگاه به فرد پولدار احترام بیشتری می‌گذارید؟ هیچ‌وقت فکر کردید، چرا؟ چند در صد از شما دوستی‌ها و انتخاب دوستانتان بر بستر امکانات و توانمندی‌های مالی‌شان است؟ چه تعداد از شما اگر نتوانید مثل بقیه عمل کنید، به‌مرور خودتان را منزوی و گوشه‌گیر می‌کنید؟ اگر پاسختان مثبت است، در این انزوا چه حسی دارید؟ آیا از خودتان پرسیده‌اید، چرا خودتان را منزوی کرده‌اید؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه فرهنگ خشونت، کنترل و سرکوب بر بستر تفاوت‌های جنسی است که زادهٔ فرهنگ تبعیض‌های جنسی است. مثل تبعیض علیه زنان، یا ترازن/ترامرد. چه تعداد از شما خوانندگان زن تنها به‌صرف زن‌بودنتان، نظراتتان در جمعی مردانه مورد بی‌اعتنایی، بی‌توجهی و حتی توهین و تمسخر قرار گرفته است؟ چند در صد از شما عزیزانم حس می‌کنید که به‌صرف زن‌بودنتان حقوق فردی و انسانی‌تان کاملاً نادیده گرفته شده است؟ آیا احساس سرخوردگی و بی‌انگیزگی دارید؟ آیا در اعتمادبه‌نفس و اعتماد به توانمندی فردی‌تان تأثیر گذاشته است؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از میان مثال‌ها و سؤالات بالا، چند مورد آن را شخصاً تجربه کرده‌اید؟  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گاه فرهنگ خشونت، کنترل و سرکوب بر بستر جنسیتی فرد است که فرهنگ همجنس‌گراستیزی یا دقیق‌تر بگویم دگرباش‌ستیزی را ایجاد می‌کند (Homophobia, Biophobia, Transphobia). </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌نظر شما چه باورهایی شرایط دگرباش‌ستیزی را فراهم کرده است؟ متأسفانه این از باورهای غلط فردی و اجتماعی که در طول سال‌های سال در اجتماع ما شکل گرفته است، ریشه می‌گیرد. به‌نظر شما این باورهای غلط چیست‌اند؟ (به‌علت اهمیت و طولانی‌بودن مطلب، گفتگوی بعدی را به این اختصاص خواهیم داد.)  متأسفانه، در اغلب مواقع، این باورهای غلط که متفاوت از تجربهٔ روزانهٔ این گروه است، آن‌ها را به خلوتگاه‌های تنهایی‌شان هل می‌دهد یا اگر تلاشی در جهتِ ابراز مشکلات‌شان کنند، یا جدی گرفته نمی‌شوند، یا به اشتباه درک می‌شوند. در بسیاری موارد حتی متخصصان کار، از جمله همکاران روان‌درمانگرم اطلاعات دقیقی را برای حمایت از این گروه ندارند. و این بزرگ‌ترین معضلی است که من در طول سال‌ها دائماً از زبان مراجعان LGBT در دفترم می‌شنوم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مجدداً تکرار می‌کنم، به‌یاد داشته باشیم که جدا از ملیت، رنگ پوست، جنسیت، توانمندی‌های فیزیکی یا ذهنی٬ ثروت و طبقه&#8230; قبل از همه، انسان‌ایم و هیچ انسانی با دیگری یکی نیست. چه زیباست که به‌جای باورهای به ارث‌رسیدهٔ غلط، گوش را فعال، ذهن را باز، فکر را کنجکاو و دل را مهربان کنیم.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به‌یاد داشته باشید درست مثل خودتان، هیچ‌کس از به‌اشتباه درک‌شدن، قضاوت‌شدن، تهمت‌شنیدن، نادیده‌گرفته‌شدن، تنهایی، حس تنهایی در مشکلات، انزوا، بی‌پناهی، پس‌زده‌‌شدن، بی‌توجهی، تبعیض، مورد توهین قرار گرفتن، تحقیرشدن، ناامنی، باورنشدن، بی‌اعتمادی، تعقیب و تهدید شدن، مسخره‌شدن، بی‌احترامی، بی‌هویتی، بردهٔ خواسته‌های دیگری شدن، نداشتن حق رضایت‌دادن در انتخابات، و غیره را دوست ندارد و برای خود نمی‌خواهد.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فروتنانه است از خود بپرسیم که پس چرا این‌گونه با دیگری عمل می‌کنم!؟ این شروع خوبی برای تغییر کردن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سپاسگزارم از سؤالات شما. از این هفته بعضی از سؤالات من را در فیس‌بوک در گروه «همیاری ایرانیان ونکوور» خواهید دید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، وروحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شما می‌توانید فهرستی از تصورات نادرست متداول را در مورد اجتماع دگرباشان در لینک‌های زیر بخوانید.  (به زبان انگلیسی است)</span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><a href="http://www.algbtical.org/2A%20MYTHS.htm"><span style="font-weight: 400;">http://www.algbtical.org/2A%20MYTHS.htm</span></a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://www2.viu.ca/positivespace/mythbusting.asp"><span style="font-weight: 400;">https://www2.viu.ca/positivespace/mythbusting.asp</span></a></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/">خشونت‌های خانوادگی در روابط دگرباشان</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/03/21/%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%af%da%af%d8%b1%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4859</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2017 03:10:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4521</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، آیا کسی که خودش را همجنس‌گرا (gay) می‌داند، می‌تواند بعد از دوره‌ای کارِ روان‌درمانی تغییر هویت دهد؟ یا با تغییر جنسیتی، زندگی عادی و نرمالی داشته باشد؟ ف. ن. &#8211; نورث ونکوور با سپاس از شما، جواب کوتاه به سؤالتان این است که مشکلی در هویت یک فرد همجنس‌گرا نیست که نیاز به ترمیم و درمان داشته باشد. مثل این می‌ماند که فردی نژادپرست به شما...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/">اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">خانم غفاری عزیز،</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">با سلام، آیا کسی که خودش را همجنس‌گرا (gay) می‌داند، می‌تواند بعد از دوره‌ای کارِ روان‌درمانی تغییر هویت دهد؟ یا با تغییر جنسیتی، زندگی عادی و نرمالی داشته باشد؟ </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><i><span style="font-weight: 400;">ف. ن. &#8211; نورث ونکوور</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با سپاس از شما، جواب کوتاه به سؤالتان این است که مشکلی در هویت یک فرد همجنس‌گرا نیست که نیاز به ترمیم و درمان داشته باشد. مثل این می‌ماند که فردی نژادپرست به شما بگوید که «شمای رنگین‌پوست» باید یک دورهٔ روان‌درمانی ببینید تا هویت سفیدپوستی پیدا کنید و داروهایی را استفاده کنید که رنگ پوستتان سفید٬ موهایتان بور و چشمانتان آبی شود تا انسان نرمالی بشوید.» اولین برخوردی که یک فرد سالم رنگین‌پوست خواهد داشت، این است که «این منم و این هویت من است. مایل به تغییر آن نیستم. مشکلی با هویت خودم ندارم. اگر رنگین‌پوست بودنِ من برای تو کافی نیست تا من را نرمال بدانی٬ مشکل من نیست٬ بلکه مشکل اجتماعی است که تنها سفیدپوست بودن را مرکزهویت نرمال تمدن بشری می‌داند. به‌همان اندازه این تفکر سرکوبگرانه، نژادپرستانه و تحقیرآمیز است٬ که سؤال شما.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اول از همه از خودتان سؤال کنید منظورتان از «زندگی نرمال» چیست؟ چیزی که در اجتماعی یا دوره‌ای از تاریخ تابو و مطرود است، در اجتماعی دیگر عادی و نرمال است. یا چیزی که در دوره‌ای تاریخی در اجتماعی غیرقابل پذیرش است٬ با همت و فداکاری گروهی، در اجتماع دیگری در همان دورهٔ تاریخی جا افتاده است. چیزی که موضوعی را «غیرعادی» جلوه می‌دهد٬ در ذات مطلب نیست، بلکه میزان برخورد٬ شیوهٔ زندگی یا ادراک جامعه از آن موضوع است. این می‌تواند شاملِ نوع غذا و تغذیه باشد تا آداب اجتماعی٬ معیارهای اجتماعی٬ آداب مذهبی٬ مُد و خیلی مسائل دیگر در این چارچوب می‌گنجند.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">در چارچوب این توضیح، </span><b>همجنس‌گرایی بیماریِ روحی یا معضل شخصیتی و فکری یا سردرگمی هویتی نیست که احتیاج به کار روان‌درمانی داشته باشد</b><span style="font-weight: 400;">. اگر هم احتیاج داشته باشد، نه در رابطهٔ هویت جنسیتی‌شان٬ بلکه به‌خاطر فشارها و برخوردهای نامناسب اجتماعی‌ست. اگر اجتماع بیاموزد فرد همجنس‌گرا نیز مثل همهٔ ماست٬ بسیاری از رفتارهای سرکوب‌گرانه و تبعض‌آمیز که اجتماع ناآگاه برای فرد همجنس‌گرا ایجاد می‌کند٬ محدود یا خنثی خواهد شد. به‌همین دلیل حمایت‌ از زندگی عادی روزانه برای این عزیزان و دفاع از حقوق فردی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی آن‌ها وظیفهٔ اجتماعی همهٔ ماست.  این حمایت، در درجهٔ اول و از همه مهم‌تر از تغییر در افکار و باورهای غلط تک تکِ ما شروع می‌شود.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>تفاوت بین هویت جنسیتی و هویت جنسی (Gender Idendity &amp; Sexual Idendity) چیست؟ </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هویت جنسیتی ارتباطی است که ما با جنسیت خود داریم و ربطی به گرایش جنسی ما ندارد. به‌عنوان مثال: آیا مردی هستم که در بدن یک مرد زندگی می‌کنم؟ یا زنی هستم که در بدن یک زن زندگی می‌کنم؟ یا مردی هستم که احساس زن‌بودن در درون خود دارم و همیشه حس می‌کنم که در بدن یک مرد زندانی شده‌ام (transgender women)؟ یا برعکس زنی هستم که احساس مردبودن در خود دارم و همیشه حس می‌کنم که در بدن یک زن زندانی شده‌ام (transgender man)؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هویت جنسی هویتی است که گویای تمایلات جنسی و سکسی ماست. این، حسی است که گاه به همجنسمان داریم، گاه به جنس مخالف و گاه به هر دو جنس؛ بسته به اینکه به چه کسی احساس عشق و جذابیت جنسی داشته باشیم. بعضی از افراد در برابر این موضوع که به چه کسی تمایل عاطفی و جنسی دارند، انعطاف‌پذیرند و بعضی دیگر غیرانعطاف‌پذیر. در هر صورت٬ وظیفهٔ همهٔ ما آگاه‌کردنِ خود و احترام به مرزهای فردی انسان‌هاست.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به امید روزی که همهٔ ما بتوانیم با همنوع متفاوت از خودمان در آرامش٬ محبت٬ حمایت٬ همکاری و احترام به حقوق انسانی٬ فردی و اجتماعی همدیگر زندگی کنیم.   </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">منیژه غفاری</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/">اتاق مشاوره &#8211; همجنس‌گرایی؛ بیماری یا هویتی در اقلیت؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/02/07/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c%d8%9b-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4521</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 27 Jan 2017 01:40:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اقلیت‌های جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[همجنس‌گرایان]]></category>
		<category><![CDATA[همجنسگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4421</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور با سلام خدمت تمامی عزیزان، قبل از هر چیز، سال نوی میلادی ۲۰۱۷ را به همهٔ شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم که سالی پربار و پرمهر داشته باشید.   در شروع سال نوی میلادی، مایلم برای خوانندگانم به چند نکته اشاره کنم. در طول چند ماه گذشته گاه سؤالاتی فرستاده شده است که در واقع چند سؤال اساسی از یک خانواده در ذاتش نهفته است. این‌گونه سؤالات را به‌لحاظ اهمیتش در...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/">اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با سلام خدمت تمامی عزیزان،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قبل از هر چیز، سال نوی میلادی ۲۰۱۷ را به همهٔ شما عزیزان تبریک می‌گویم. امیدوارم که سالی پربار و پرمهر داشته باشید.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در شروع سال نوی میلادی، مایلم برای خوانندگانم به چند نکته اشاره کنم. در طول چند ماه گذشته گاه سؤالاتی فرستاده شده است که در واقع چند سؤال اساسی از یک خانواده در ذاتش نهفته است. این‌گونه سؤالات را به‌لحاظ اهمیتش در چند شماره جواب خواهم داد.  </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دوم آنکه مایلم بدانید که چند سؤال آینده را با همکاری و به گفتگو‌نشستن با شخص عزیزی انجام داده و خواهم داد که هویت خویش را همجنسگرا (gay) می‌داند و با همین هویت زندگی می‌کند. به‌علاوه این فرد سال‌های متعدد تجربهٔ منسجم کاری مستقیم در این زمینه را نیز دارد. با تشکر صمیمانه از این عزیزم برای بحث‌ها و همفکری‌هایشان؛ حال به سؤال یک مادر می‌پردازیم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خانم غفاری عزیز،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سلام، پسر من سال‌هاست که خود را همجنس‌گرا / گِی ( gay) می‌داند و البته من با همجنسگرابودن او مشکلی ندارم و مسئله را پذیرفته‌ام. چند ماهی است که وارد رابطه‌ای عاطفی شده و نمی‌دانم اگر روزی با دوست‌پسرش به خانه بیاید، چه باید بکنم؟ به‌نظر شما در چنین موقعیتی من چگونه باید رفتار کنم؟ از بابت کمکتان سپاسگزارم.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>م. غ. از نیووست‌مینستر</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از سؤال بسیار خوبتان ممنونم. اول از همه به شما تبریک می‌گویم، یکی به‌خاطر صداقت و شجاعت‌تان که موضوعی را که در جامعهٔ ما بسیار تابوست، مطرح کردید. و دوم اینکه شکل فعال و پوینده‌ایی برای بهترفهمیدن مشکلتان دارید.  بی‌نهایت سپاسگزارم که با چنین سؤالی شرایط لازم را برای گفت‌وگو مهیا کردید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به شما پیشنهاد می‌کنم:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۱) جستجو کنید و گروه‌های حمایتی موجود را که با آن‌ها وجوه اشتراک دارید، پیدا کنید.</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این مهم است که حمایت‌های لازم را خارج از رابطهٔ خود و فرزندتان، پیدا کنید. </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وقتی این احساسات را بررسی می‌کنید، به حمایت عاطفی فرزندتان متوسل نشوید. به گروه‌های حمایتگر، اعضای حمایتگر خانواده، دوستان یا روان‌درمانگرها رو بیاورید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این کار را در خارج از چارچوب رابطهٔ خود با پسرتان شروع کنید. با این امید که وقتی با فرزندتان گفت‌وگو می‌کنید، از موضع شنونده‌ای فعال که مایل به ادراک و حمایت اوست، وارد صحبت بشوید، نه از موضع قضاوت و نصیحت‌کردن.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">درک این مسئله مهم است که شما در این موقعیت تنها نیستید. یافتن منابع خارجی مانند مقالات اینترنتی، کتاب‌ها و فیلم‌ها می‌تواند به شما بسیار کمک کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۲) اهداف و اولویت‌های شما چیست؟</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چه چیز برایتان اهمیت بیشتری دارد، آرامش و راحتی خودتان یا اولویت‌دادن به نیاز فرزندتان؟</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ناراحتی و عدم آرامش در موقعیت‌های جدید طبیعی است، اما این نباید دال بر آن شود که مانع از حمایت شما از پسرتان و درنظرگرفتن نیازهایش باشد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اگرچه برای شما دیدار با پارتنر(partner) مذکر پسرتان دشوار و چالش‌برانگیزخواهد بود، اما خودتان را جای او بگذارید که خودش را در معرض خطر پس‌زده‌شدن، طردشدن و نادیده‌گرفته‌شدن از سوی کسانی که مهم‌ترین افراد زندگی‌اش می‌باشند، می‌بیند. نگرانِ نادیده یا بی‌اهمیت‌ شمرده‌شدنِ کسی است که او دوستش دارد و این نگرانی تنها به صرف این است که پارتنر او (در این کیس) مرد است. معرفی پارتنر(partner) خود به شما نیز سخت است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مهم است که خود را مرکز این ماجرا ندانید، بلکه در این موقعیت به نیازهای روحی و عاطفی فرزندتان بیاندیشید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">زمینه‌ای پیدا کنید که فرزندتان با هویت خود احساس راحتی کند نه اینکه با آن دچار تضاد شود و حس شرم و گناه کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۳) کنجکاو باشید نه قضاوت‌کننده</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">درک این موضوع که شما پاسخ تمام سؤالات را نمی‌دانید، حائز اهمیت است. برخوردتان از سر کنجکاوی و آزادی اندیشه باشد و نه بر پایه‌ٔ موضع‌گیری. شاید شما همه‌چیز را درک نکنید، اما این مهم نیست.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بر پیش‌فرض‌هایتان تکیه نکنید. طبیعی است که کنجکاو باشید و سؤال کنید. سؤال‌کردن بسیار حمایتگرانه‌تر است از اینکه در مورد زندگی پسرتان پیش‌فرض‌هایی داشته باشید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">  شما هر کدام در زمینهٔ تجربیات خود تخصص یافته‌اید. اطمینان به پسرتان و اینکه لابد از نیازهایش مطلع است، می‌تواند کمک کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۴) سعی کنید ارتباط و گفت‌وشنود فعال برقرار کنید</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مکالمه‌ای راحت با پسرتان در مورد نگرانی‌هایتان راه‌حل خوبی است. می‌توانید ناآرامی‌تان را به او ابراز کنید و بگویید که در مورد رویارویی با پارتنر او مطمئن نیستید و امیدوار باشید که با هم راه‌حل‌هایی برای راحتی هر دو خواهید یافت.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شاید بتوانید خارج از خانه دیدارهای کوتاهی با پارتنر پسرتان داشته باشید تا کم‌کم احساس راحتی بیشتری بکنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">حتماً پسرتان را در تصمیم‌گیری‌هایتان شرکت دهید. مهم است که با هم تصمیم‌گیری کنید. نهایتاً این برای پیوند قوی‌تر و تفاهم بیشتر بین شما و پسرتان است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نه تنها مانعی ندارد، بلکه بسیار مفید است که با پسرتان پیرامون مرزها و محدودیت‌های روحی، عاطفی و احساسی خودتان گفت‌وگو و تبادل نظر کنید. و از سوی دیگر مسئله‌ایی نیست که با او پیرامون این مرزها وارد مذاکره و مبادله شوید. برای این‌کار تنها یک راه خاص وجود ندارد. سعی کنید که دائماٌ پسرتان را در گفت‌وگوها شرکت دهید و بدون او پیرامون مسائل مربوط به او تصمیم‌گیری نکنید. به یاد داشته باشید که نهایتاً این رابطه‌‌ای جدید است که شما و فرزندتان، به‌عنوان دو انسانِ برابر در تشکیل آن نقش دارید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سعی کنید با پسرتان گفت‌وگویی عادی، صمیمی و مهربان در مورد رابطه‌اش داشته باشید. از او بپرسید که در این رابطه چه حسی دارد؟ آیا خوشحال است یا نه؟ از پارتنرش بپرسید برای او چطور؟ از علاقه‌مندی‌ها و سرگرمی‌‌هایشان بپرسید. بپرسید با همدیگر چگونه وقت می‌گذرانند؟ یا اینکه چالش‌های سر راهشان چیست؟ سعی کنید بیشتر به این توجه کنید که پسرتان هم مثل هر فرد دیگری، زوجی دارد که با او در رابطه‌ای احساسی و عاطفی با همهٔ پیچیدگی‌هایش، قرار دارد. تنها بر این واقعیت که او پارتنری همجنس دارد، تمرکز نکنید. بلکه نیرویتان را به اصل رابطه و زندگی پسرتان سوق دهید.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">م. غ.، مادر عزیز، موضوع امروز برای خیلی‌ها موضوع ساده‌ایی برای گفت‌وگو نیست، زیرا با اینکه ما در قرن ۲۱ زندگی می‌کنیم، هنوز با بسیاری از خرافات و باورهای غلط که ریشه در نادانی و اطلاعات اشتباه دارد، دست و پنجه نرم می‌کنیم. در چنین شرایطی با خصوصیاتی مثل کنجکاوی، سؤال‌کردن و استفاده از تجربیات خود فرد، سعی کنیم بیشتر بشناسیم. فروتنانه قبول کنیم که بسیاری از اطلاعات را نداریم، فروتنانه قبول کنیم که این هویت، تجربهٔ زندگی روزانهٔ ما نیست، پس ما قادر نیستیم مشکلات این افراد را بفهمیم. به‌همین دلیل باید سعی کنیم که آموزش‌های لازم به‌وسیلهٔ افرادی که قادر به شکافتن موضوع از بعد سیاسی، اجتماعی و بهداشت روحی و عاطفی باشند، ببینیم. بسیاری از والدین که در این مسیر قدم بر می‌دارند، بسیار احساس تنهایی می‌کنند و قبول دارم که کار آسانی نیست، اما شاید به جرئت بگویم که حمایت و ادراک و برخورد درست، تنها راهی است که فرزندانی شاداب، سالم و با اعتمادبه‌نفس به جامعه تحویل دهیم. از صمیم قلب به تمامی افرادی که به چالش‌های جدید، هر چند سخت روی باز نشان می‌دهند، تبریک می‌گویم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در شمارهْ آینده، سؤال دوم خانم  م. غ. را جواب خواهیم داد. مایلم نظراتتان را در این مورد بیشتر بدانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">     </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/">اگر پسرِ همجنسگرایم دوست‌پسرش را به خانه بیاورد، چه کنم؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/01/26/%d9%be%d8%b3%d8%b1%d9%90-%d9%87%d9%85%d8%ac%d9%86%d8%b3%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%d9%85-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%e2%80%8c%d9%be%d8%b3%d8%b1%d8%b4-%d8%b1%d8%a7-%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4421</post-id>	</item>
		<item>
		<title>ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Jan 2017 04:20:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[رابطهٔ خشونت آمیز]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4263</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، با سلام، چندی پیش پستی در گروه «همیاری ایرانیان ونکوور» دیدم که لینکش را برای مطالعه‌تان می‌فرستم. موضوع طرح‌‌شده جالب است و ذهنم را درگیر کرد. سؤالاتی برایم پیش آمد که خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم. سؤالات من در ارتباط با موضوع مطرح‌شده در این پست و نظراتی که مردم زیر آن داده‌اند،  به این قرارست: ۱) مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟ ۲) آیا تفاوت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/">ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>خانم غفاری عزیز،</b><b><br />
</b><b>با سلام، چندی پیش پستی در گروه «<a href="https://www.facebook.com/groups/hamyaari/" target="_blank">همیاری ایرانیان ونکوور</a>» دیدم که لینکش را برای مطالعه‌تان می‌فرستم. موضوع طرح‌‌شده جالب است و ذهنم را درگیر کرد. سؤالاتی برایم پیش آمد که خوشحال می‌شوم نظرتان را بدانم. سؤالات من در ارتباط با موضوع مطرح‌شده در این پست و نظراتی که مردم زیر آن داده‌اند،  به این قرارست:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۱) مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۲) آیا تفاوت سن‌وسال موجب می‌شود جور دیگری به قضیه نگاه کنیم و آن‌را درست و یا نادرست بدانیم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>۳) آیا ابزار علاقه به فردی در محیط کار، موانع قانونی دارد؟ آیا بوسیدن دست این خانم در محل کارش، در صورت موافقت آن خانم، ایرادی دارد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>در مجموع مایلم بدانم ملاک ارتکاب جرم یا عمل خشونت‌آمیز در ارتباط با چنین موضوعی چیست؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>با تشکر از کمک‌ها و راهنمایی‌های شما،</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: pfont;"><b>الف. ش. &#8211; پورت‌کوکئیتلام</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">خانم یا آقای الف. ش. عزیز، شما چهار سؤال بسیار مفید را از این گفت‌وشنود بیرون آورده‌اید که من برای راحت‌تر بازکردن مسئله، آن‌ها را شماره‌گذاری کردم. اول از همه، برای اینکه همهٔ خوانندگان در جریان باشند، مطلب را همان‌طور که در <a href="https://www.facebook.com/groups/hamyaari/" target="_blank">گروه همیاری</a> در فیس‌بوک آمده، موبه‌مو انعکاس خواهیم داد، به استثنای محل اتفاق. این به منظور امنیت هویتی و احترام به مرزهای فردی خانم مورد نظرمان صورت می‌گیرد. و این هم ماجرایی که آقای م. م. دربارهٔ آن می‌پرسند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">«نظر شما در مورد این رفتار اجتماعی چیست؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">شب گذشته فردی بالای سن شصت سال ضمن خرید از مرکز خرید &#8230; در شهر … [کانادا]، متوجه یک صندوقدار جوان ایرانی می‌شود. او در فرصتی که برای پرداخت پیدا می‌کند، از زیبایی چهره، چشم و موهای دختر ایرانی تعریف مبالغه‌آمیز می‌کند. طبق آداب اجتماعی در اینجا، دختر از او تشکر می‌کند و </span></i><b><i>لبخند می‌زند</i></b><i><span style="font-weight: 400;">. مرد که به‌ظاهر مفتون چهرهٔ دختر ایرانی شده است، از او می‌خواهد که او را پدرانه ببوسد!</span></i><b><i> دختر امتناع می‌کند</i></b><i><span style="font-weight: 400;"> و مرد برای خداحافظی دست خود را دراز می‌کند و</span></i><b><i> دختر به احترام آن را می‌فشارد</i></b><i><span style="font-weight: 400;">. با این‌حال مرد دست دختر را می‌بوسد. هیچ‌کدام از کارکنان یا مشتریان اطراف آن‌ها متوجه محتوای مکالمهٔ فارسی آنان نشدند. ولی مرد باز هم دست‌بردار نبود و با پیداکردن تکهٔ کاغذی، شعری بی دروپیکر در وصف این دختر نوشت و همراه با شمارهٔ تلفن خود به‌دست او داد. دختر ایرانی برای رهاشدن از دست او، کاغذ را گرفت و به مشتری بعدی رسید. این در حالی بود که مرد به‌هنگام ترک محل تأکید کرد: به من زنگی بزن تا با هم قراری &#8211; پدر و دختری &#8211; برای بیرون بگذاریم!!»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">متن شعر روی تکه کاغذ:</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">سیه‌چشمان موپریشان زلف‌افشان / قدم بر راه بنهادی اینسان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">من مفلس &#8230; لیا ندارم هیچ در دست / فدای تیر مژگانت شود صد جان جانان</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">Tel: 604-xxx-xxxx</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">من تمامی‌نظرات را مطالعه کردم. بعضی از نظرات خود قابل بحث و گفت‌وگوست! قبل از اینکه شروع به جواب‌دادن به سؤال شما کنم، من سؤالی از نگارندهٔ پست دارم. ایشان در توضیح شرایط، گفتند که </span><i><span style="font-weight: 400;"> «هیچ‌کدام از کارکنان یا مشتریان اطراف آن‌ها متوجه محتوای مکالمهٔ فارسی آنان نشدند.»</span></i><span style="font-weight: 400;"> خودِ گوینده و ناظربرصحنه کجا بودند؟ قاعدتاً در زاویه‌ای ناظر بر صحنه بوده‌اند که نه‌تنها مکالمه را به‌دقت می‌شنیده‌اند، بلکه حتی قادر بوده‌اند ناظر بر حالت دست‌دادن این خانم باشند (</span><i><span style="font-weight: 400;">دختر به احترام آن را می‌فشارد</span></i><span style="font-weight: 400;">). شما به‌عنوان ایرانی‌ای که ناظر بر صحنه بودید، چه کردید؟ نقش و مسئولیت فردی شما در چنین شرایطی چیست؟ اولین و مهم‌ترین عکس‌العمل از سوی فرد ناظر بر صحنهٔ خشونت، این است که در جهت جستجوی راه مناسب برای حمایت، از طریق پرسش حال زن، بداند چگونه حمایتی احتیاج دارد. از دیدگاه من کسی که در مقابل خشونت </span><b>سکوت</b><span style="font-weight: 400;"> می‌کند، در تکثیر فرهنگ خشونت نقش دارد. خواهش می‌کنم در چنین شرایطی، شجاعت عمل داشته باشید و با رعایت حقوق فردی زن، از او با چند سؤال ساده مثل «خانم، آیا شما احساس امنیت می‌کنید؟ آیا کاری هست برایتان انجام بدهم؟ حالتان خوب‌ست؟» حمایت خودتان را نشان دهید. زیرا توانمندش می‌کنید که برای حقوق فردی‌اش بایستد. دوم آنکه، از مردان «غیرتی» ممنونم، اما در عین حال خیلی از انتخاب‌های مردان «غیرتی» نیز خود جای انتخاب را از زن گرفته و او را به بستر دلسوزی برای دیگری می‌اندازد، تا آنکه او را توانمند کند. و سوم، پیشنهاد می‌کنم دفعهٔ بعد تمامی‌ اطلاعاتی را که موجب شناسایی فرد و یا افراد می‌شود، کاملاً حذف کنید. خود این عمل ناقض نیت می‌شود چون متأسفانه افراد متعددی قادر بر شناسایی این دو شخص‌اند و این خود، تجاوز به مرزهای فردی به‌خصوص دختر خانم است. او هیچ جای انتخابی در اتفاقی که در محیط کارش افتاد، نداشت. متأسفانه حق انتخاب یک بار دیگر از او گرفته می‌شود، ولی این‌بار با در معرضِ دید عموم گذاشتن موضوع محرمانهٔ این خانم؛ مثل محل کار، سن و سالش، شهری که زندگی می‌کند… متأسفانه هر چند که شاید نیت خیر بوده، روند تجاوز به مرزهای فردی این زن، با به اشتراک‌گذاشتنِ موضوع در گروهی عمومی ادامه پیدا کرده است. او را در شرایطی قرار داد که خود هیچ اختیاری در انتخابش نداشته است. و این ریشه و ذات خشونت علیه زنان است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;"> حال </span><b>جواب به سؤال اول</b><span style="font-weight: 400;"> شما که مرزهای قانونی در رابطه با چنین برخوردی چیست؟ چه زمانی چنین پرونده‌هایی در مسیر قانون می‌افتد؟ این چند ویژگی نقش به‌سزایی دارد که چنین پرونده‌هایی به کجا می‌کشد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۱) تأثیرگذاری بر روی حس امنیت این خانم در محیط کار، رفت‌وآمدهای بین خانه و محل کار و غیره؛</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۲) تأثیرات روحی از جمله تجاوز به مرزهای فردی و فرد را در تنگنای اجتماعی / شغلی و آمپاس روحی قراردادن و یا باج‌گیری عاطفی (</span><span style="font-weight: 400;">Emotional Blackmailing</span><span style="font-weight: 400;">)؛</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۳) گزارش این خانم به پلیس به عنوان </span><b>مزاحم</b><span style="font-weight: 400;"> شغلی، فردی </span><b>Stalking</b><span style="font-weight: 400;">؛</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۴) و گذشتهٔ مرد که آیا پروندهٔ قانونی و شکایاتی اینگونه با پلیس دارد یا نه؛ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">می‌تواند چنین پرونده‌هایی را به مسیر قانونی بیاندازد. در مرحلهٔ بعدی وقتی گزارش داده می‌شود، پلیس موظف است که از همه گزارش بگیرد و بر بستر میزان خطر، و تهدید امنیت زن که خود پروسه‌ای پیچیده و دقیق است، پرونده به دادستان سپرده می‌شود. در نظر داشته باشید که مسائل دیگری مثل حضور یا طغیان بیماری روحی و روانی متجاوز نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد. اغلب پرونده‌های «مزاحم» و «</span><span style="font-weight: 400;">Stalking</span><span style="font-weight: 400;">» با گوشمالی و یا چند شب توی زندان خوابیدن، فیصله می‌یابد، مگر آنکه فردِ مزاحم پروندهٔ خشونت‌های خانوادگی، خشونت‌های جنسی، تهدید با اسلحهٔ گرم یا سرد یا پروندهٔ محکومیت‌های جنایی در گذشته داشته باشد، که یک‌باره برخورد پلیس را بسیار جدی‌تر و مسئولانه‌تر می‌کند. به‌همین جهت من به تمامی خانم‌هایی که در شرایط مشابهی قرار می‌گیرند، احساس ناامنی می‌کنند و آن اتفاق را تهدیدی علیه امنیت فیزیکی و جنسی خود می‌دانند، پیشنهاد می‌کنم که موضوع را به پلیس گزارش دهند، زیرا این گزارش‌ها جمع‌آوری شده و در شرایط خاصی که گویای الگوی رفتاری متجاوز است، مورد توجه قرار می‌گیرد، و امکان دستگیری را فراهم می‌کند. مهم آن است که این‌گونه رفتارها را نادیده، کوچک و معمولی جلوه ندهیم.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">توضیحی کوتاه در مورد «</span><b>آمپاس روحی»</b><span style="font-weight: 400;">، یا</span><b> «باج‌گیری عاطفی» (</b><b>Emotional Blackmailing</b><b>)</b><span style="font-weight: 400;">: در بخش نظرات، دو نفر پیشنهاد «سیلی‌زدن» و استفاده از «لنگه کفش» دادند. هر چند که به‌عنوان یک زن پیشنهاد شما را کاملاً درک می‌کنم، اما متأسفانه یک بار دیگر یادآوری تجربهٔ تلخی است که بسیاری زن‌ها دارند و آن این‌ است که جوابِ «نه» زن، از سوی مردان جامعه یا جدی گرفته نمی‌شود یا کوچک و بی‌معنا تلقی می‌شود. در نتیجه با بی‌شرمی‌ انواع تجاوز به مرزهای فیزیکی و جنسیِ زنان می‌شود. متأسفانه تاوان این بار سنگین نادانی، نامهربانی و قدرت‌جویی بعضی از مردان را زنان با بارهای گزاف روحی و روانی می‌پردازند. دوم آنکه، من باور ندارم که جواب خشونت، خشونت است. بلکه بهترین راه برای پایان‌دادن به خشونت ناشی از نادانی، بالابردن سطح دانش و آگاهی است؛ تربیت درست نسل پسران جوان است که به زن از موضع برابر و با احترام نگاه کنند، که این را از کودکی با داشتن مدل‌های رفتاری سالم پدر با مادر و دختر خانواده شروع می‌شود؛ و همچنین دخترانی تربیت کنیم که با تمام فشارهای فرهنگی و اجتماعی، اعتمادبه‌نفس داشته باشند تا بتوانند برای احترام به هویت و حقوق فردی خود بایستند. در مورد یادشدهٔ بالا، فروشندهٔ زن جواب «نه» را داده است ولی مرد به‌کل «نه» او را نشنیده یا نادیده گرفته است.   </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>جواب به سؤال دوم</b><span style="font-weight: 400;"> ساده است.  خیر، بعد از سن قانونی که در کانادا ۱۹ سال است، سن پارامتر نیست.  به چند دلیل:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">۱) سن رسمی‌ بلوغ ۱۹سالگی است، که در چنین شرایطی قانونِ «توافق» (</span><span style="font-weight: 400;">Consent</span><span style="font-weight: 400;">) بین دو بزرگسال، عمل می‌کند. ولی اگر برای فردی زیر این سن چنین اتفاقی بیافتد، مسئله کاملاً متفاوت است، زیرا بلافاصله تحت قانون حمایت از کودکان قرار می‌گیرد که مسئله‌ای به‌مراتب جدی‌تر است. البته این تنها توضیحی خیلی مختصر از قانون در این زمینه است.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">۲) همان‌طور که بارها گفته‌ام، متجاوز خودش می‌تواند از هر سنی، هر قشر اجتماعی و تحصیلی، هر طبقهٔ مالی، یا هر نژادی باشد. در میان غربیان نیز خشونت و تجاوز لیست بلند بالایی دارد، با این تفاوت که فقرا و زحمتکشان، دگر نژادها از جمله بومیان و رنگین‌پوست‌ها، بیماران روحی و غیره&#8230; بیشتر مورد هدف متجاوز می‌باشند، چون دسترسی بسیار محدودتری به سیستم قدرت، امکانات مالی، قانون و غیره&#8230; دارند. پس به‌راحتی می‌توانند مورد سرکوب و تجاوز قرار گیرند و ما با ناباوری یا بی‌اهمیتی از کنارش بگذریم. از سوی دیگر، متجاوز در صورتِ نادیده‌گرفته‌شدن اعمالش، تشویق می‌شود چون عمل تجاوزگرانه‌اش بدون تنبیه می‌ماند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>جواب به سؤال سوم</b> <span style="font-weight: 400;">یعنی اینکه آیا «ابزارعلاقه به فردی در محیط کار و بوسیدن دست موانع قانونی دارد»، این است که خیر، ندارد. مشروط بر آنکه علاقه‌مندی و رضایت طرفین باشد، مانع قانونی ندارد و به‌کرّات اتفاق می‌افتد. مشکل بر سر ابراز احساسات بر بستر عشق و احترام و رعایت برابری نیست، بلکه مشکل چگونگی آن اتفاق و شرایطش است که مضمون «رضایت» را می‌تواند زیر سؤال ببرد.  به‌عنوان مثال زمانی که رئیس شرکت تقاضای رابطه با کارمندش را می‌کند، آیا زن کارمند آزادی عمل و قدرت انتخاب آزاد را، بدون آنکه تأثیری روی امنیت شغلی‌اش بگذارد، دارد؟ آیا زن به‌خاطر تمایل درونی وارد رابطه شده است؟ یا به‌خاطر ترس ازدست‌دادن شغل و امنیت مالی‌اش!؟ آیا شما اسم این را رضایت می‌گذارید؟ در کانادا، اگر در شرایطی چنین پرونده‌هایی به دادگاه کشیده شود، این‌گونه «رضایت»ها که زادهٔ یک رابطهٔ قدرتی نابرابر است، مورد بازجویی قرار خواهد گرفت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">من داستان‌های وحشتناک و دردآوری را از سوی زنانی که در بازار کار ایران بوده‌اند، می‌شنوم که در اینجا بسیار کمتر اتفاق می‌افتد، خصوصاً اینکه از ۲-۳ سال پیش تمامی‌ محیط‌های کاری موظف‌اند که پروسهٔ قانونی‌ای برای برخورد با هر گونه آزار و اذیت در میحط کار داشته باشد (</span><span style="font-weight: 400;">Harassment Policy</span><span style="font-weight: 400;">). با امید به آنکه وجود این قانون مانع از بسیاری ازحوادث در محیط‌های کاری شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">بوسیدن دست این خانم دراین شرایط توضیح داده شده، بیشتر زیر پوشش نادیده گرفتن مرز فردی این خانم قرارمیگیرد.  امیدوارم این آقا که آن‌قدر علاقه به دست‌بوسی دارند، </span><b>همیشه دست همسر/ دختر/ خود را ببوسند که نه‌تنها زشت نیست، که خیلی هم زیبا خواهد بود.</b><span style="font-weight: 400;"> در چهارچوب رفتار در محل کار و بدونِ توافق و رضایت آن خانم، نشانهٔ نداشتن درک درست از مرزهای سالم است (</span><span style="font-weight: 400;">Poor Boundary</span><span style="font-weight: 400;">)، که در بسیاری مواقع به تجاوز به مرزهای فردی و حقوقیِ دیگران منتهی می‌شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در مجموع ملاک ارتکاب جرم یا عمل خشونت، ارتباط مستقیم دارد که تا  چه حد حس تهدید و ناامنی در زن ایجاد می‌شود. حس امنیت در زن، به‌عنوان موجودی که همیشه مرزهای انسانی‌اش مورد تجاوز و سوءاستفاده قرار گرفته است، ارتباط مستقیم به توافق زن بر بستر انتخابی آزاد و آگاه دارد.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مجدداً به همه‌مان یادآوری می‌کنم حمایت از حقوق انسانی و محبت به افراد آسیب‌پذیر جامعه، نشان‌دهندهٔ تمدن و رشد فرهنگی ماست. تعطیلاتی امن و شاد را برای شما آرزو می‌کنم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">Happy Holiday Season. Be SAFE</span><span style="font-weight: 400;">.      </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">We Are The Lions (Spoken Cinema<img src="https://s.w.org/images/core/emoji/17.0.2/72x72/2122.png" alt="™" class="wp-smiley" style="height: 1em; max-height: 1em;" />)‎</span></p>
<p><iframe class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/PscD6h1iNiI?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/">ابزار علاقه یا عملی خشونت‌آمیز؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2017/01/11/%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d9%82%d9%87-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d9%85%db%8c%d8%b2%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4263</post-id>	</item>
		<item>
		<title>در محو خشونت علیه زنان، از مردان چه کاری ساخته است؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2016/12/15/%d9%85%d8%ad%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2016/12/15/%d9%85%d8%ad%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 16 Dec 2016 02:03:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت‌های خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطهٔ خشونت آمیز]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=4126</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور سلام منیژه جان، اول از همه بی‌نهایت خوشحالم که شما به‌زبان فارسی دست به قلم بردید، و در مجله‌ای فارسی‌زبان شروع به نوشتن کرده‌اید. من از شاگردان قدیمی شما در مرکز تجاوزات جنسی در ونکوور (Women Against Violence Against Women/Rape Crisis Centre) هستم. شما در یکی از کلاس‌های آموزشی و روش‌های کاربردی / توان‌بخشی‌تان که چگونه با اقشار ستم‌دیدهٔ فرهنگی-اجتماعی حاشیه‌ای (Oppression TrainingـAnti) که جهت آماده‌سازی داوطلبان برای کمک‌رسانی در خط...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/12/15/%d9%85%d8%ad%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c/">در محو خشونت علیه زنان، از مردان چه کاری ساخته است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d9%85%d9%86%db%8c%da%98%d9%87-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">سلام منیژه جان، اول از همه بی‌نهایت خوشحالم که شما به‌زبان فارسی دست به قلم بردید، و در مجله‌ای فارسی‌زبان شروع به نوشتن کرده‌اید. من از شاگردان قدیمی شما در مرکز تجاوزات جنسی در ونکوور (</span><span style="font-weight: 400;">Women Against Violence Against Women/Rape Crisis Centre</span><span style="font-weight: 400;">) هستم. شما در یکی از کلاس‌های آموزشی و روش‌های کاربردی / توان‌بخشی‌تان که چگونه با اقشار ستم‌دیدهٔ فرهنگی-اجتماعی حاشیه‌ای (</span><span style="font-weight: 400;">Oppression TrainingـAnti</span><span style="font-weight: 400;">) که جهت آماده‌سازی داوطلبان برای کمک‌رسانی در خط کمکی داشته‌اید، روی موردی بسیار تأکید کردید که بعد از این‌همه سال توشهٔ راه من در کار تخصصی و حرفه‌ایم شده است. تأکید شما نه‌تنها به اهمیت بالابردن سطح آگاهی زنان روی حقوق برابر جنسی، انسانی و اجتماعی‌شان بود، بلکه روی نقش فعال، حمایت و همکاری مردان در بهبودی و به اتمام‌رساندن نابرابری جنسی در چهارچوب فرهنگی / اجتماعی / سیاسی تأکید زیادی کرده بودید. سؤال من این است که این نقش چیست؟ ما در آستانهٔ برگزاری سالروز «روز جهانی محو خشونت علیه زنان» هستیم. مسئول خشونت به زنان کیست؟ مسئولیت انسانی و اجتماعی مردان در این زمینه چیست؟ راه و چاره در چیست؟ مردها چگونه می‌توانند در این جهت قدم بردارند؟ </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">متشکرم، م. ط. ونکوور </span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b><i>«مردان قوانین اخلاقی و مرزهایش را می‌نویسند، و انتظار دارند که زنان آن‌ها را بپذیرند.  تماماً قبول کرده و حق خود می‌دانند که برای حقوق و آزادی خود مبارزه کنند؛ اما از دیدگاه آن‌ها، زنان نه حق دارند و نه درست است که چنین کنند.» امیلی پانکهورست</i></b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">م.ط. عزیزم: از بابت محبت شما و نیز سؤال بسیار خوبت بی‌نهایت سپاسگزارم. جواب به این سؤال، کوتاه نیست، ولی سعی می‌کنم به چند نکتهٔ کلیدی اشاره کنم و چند راهکار عملی برای مردان و خانواده‌های دارای فرزند، پیشنهاد کنم. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">نخست می‌خواهم برای خوانندگان راجع به روزجهانی محو خشونت علیه زنان توضیح کوتاهی بدهم.  در سال ۱۹۹۹ مجمع عمومی سازمان ملل متحد روز ۲۵ نوامبر / ۴-۵ آذر را به روز جهانی محو خشونت علیه زنان اختصاص داد تا توجه جهان را به یکی از بدترین فرم‌های نقض حقوق بشر در قرن ۲۱ جلب کند. با این امید که دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای غیردولتی (</span><span style="font-weight: 400;">NGO</span><span style="font-weight: 400;">) در این روز با ترتیب‌دادن برنامه‌هایی، به رشدِ آگاهی جامعه نسبت به مسئلهٔ خشونت علیه زنان کمک کنند.  در بسیاری از نقل قول‌های فعالان حقوق بشر اعلام می‌شود که در هر جامعه‌ایی که زنانش مورد ستم و ظلم مبنی بر زن‌بودنشان هستند، نمی‌توان ادعای وجود یک جامعهٔ مترقی را داشت. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b><i>«فکر کردند با کشتن ما، صدای ما را خاموش خواهند کرد، غافل از آنکه ضعف و ترس و ناامیدی مُرد و جایش را به تولد قدرت و شجاعت و توانمندی داد.»  </i></b><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%84%D9%87_%DB%8C%D9%88%D8%B3%D9%81%E2%80%8C%D8%B2%DB%8C"><b><i>ملاله یوسف‌زی</i></b></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از دههٔ نود، حرکت عدالت‌جویانهٔ زنان، به اهمیت شرکت فعال مردان در آگاه‌سازی مردان دیگر (پسربچه‌ها، نوجوانان، مردان جوان و غیره) و نقش تعیین‌کنندهٔ آن، کمک به‌سزایی کرد؛ مردان بسیاری برای بهبودی و پایان‌دادن به خشونت علیه زنان، پابه‌پای زنان، با هدایت و راهنمایی‌گرفتن از آنان به‌شکل‌های بسیار منسجم‌تری فعال شدند. حتماً سؤال می‌کنید، چرا؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">خشونت‌کننده مرد است، اما هیچ‌کس را مسئول نمی‌شمارد. به‌عنوان مثال </span><i><span style="font-weight: 400;">عباس به مریم تجاوز می‌کند</span></i><span style="font-weight: 400;">. این خشونت اجتمائی به چند شکل می‌تواند مطرح شود.  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">الف-  به مریم تجاوز شد. (اصلأ صحبتی از متجاوز نیست)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ب- به مریم توسط عباس تجاوز شد. (هنوز تمرکز و سنگینی تجاوز به روی مریم یعنی قربانی تجاوز شده است و عباس در حاشیه قرار دارد)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ج- عباس به مریم تجاوز کرد. (کنندهٔ کار مشخص است، اما دریافت‌کنندهٔ خشونت هنوز در صحنه است. در حالی که ضروری نیست) </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">د- عباس متجاوز است. (مسئولیت تجاوز، تماماً به کنندهٔ کار نسبت داده شده است)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">در گفتگویی ساده، به‌راحتی مسئولیت از کنندهٔ عمل (فاعل) به دریافت‌کننده (مفعول) انتقال پیدا می‌کند. به‌ندرت عباس را زیر &#x200d;سؤال می‌بریم. اغلب می‌گویم: «مریم چه کار کرد که عباس به او تجاوز کرد؟» با این سخن، رفتار خشن و تجاوزگرانهٔ عباس، کوچک، در حاشیه و بی‌اهمیت جلوه داده شده، و به‌راحتی از کنارش می‌گذریم. </span><b>مجرم، نه‌تنها سرزنش نمی‌شود، بلکه با رها‌کردن و بی‌مسئولیت فرض‌کردن او در قبال عمل تجاوز، غیرمستقیم او را تشویق و توانمند می‌کنیم.</b><span style="font-weight: 400;"> درست برعکس آن، قربانی مورد سرزنش و سرکوبِ بسیار قرار می‌گیرد. در نتیجه، کم‌کم توان حرف‌زدن و حس توانمندی را از دست می‌دهد و برعکس برای عملی که دیگری بر روی او با اجبار انجام داده است، احساس گناه و شرم می‌کند. زیرا که دائماً سرزنش شده است. (توجه افراد مسلط به زبان انگلیسی را به مطالب </span><span style="font-weight: 400;">Jackson Katz</span><span style="font-weight: 400;"> جلب می‌کنم.)   </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>این‌گونه است که فرهنگ سرکوب و خشونت جامعهٔ مردسالاری شکل می‌گیرد.  فرهنگی که قربانی و مظلوم را سرزنش می‌کند و ظالم را بدون هیچ عواقب بعدی‌ای به آسیبی که رسانده، تشویق می‌نماید.  به‌مرور زمان قربانی ناتوان، و متجاوز قدرتمند می‌شود. </b><span style="font-weight: 400;"> </span><span style="font-weight: 400;"> </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چند نکتهٔ کاربردی مهم برای آقایانی که مایل به حمایت و متحدشدن و همیاری برای حرکت اجتماعی به‌منظور محو خشونت علیه زنان‌اند؛ تنها به چند مورد اشاره می‌کنم. </span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شما در درجهٔ اول کسی هستید که به نقش آسیب‌زنندهٔ همجنس‌هایتان باور قلبی دارید، عواقب تخریبی رفتارهای مردان را مشاهده می‌کنید و مایل‌اید کاری برای تغییر این شرایط انجام دهید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای نوآموزی خود در این چهارچوب، قبول مسئولیت می‌کنید و اهمیت یادگیری و روند بازسازی خود و باور بدان را از مسئولیت‌های خود می‌شمارید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آگاه و واقف‌اید که او خشونت جنسی را تجربه کرده است. بدین سبب اوست که شرایطش را می‌شناسد. متحدشدن و چگونگی همراهی و همیاری، نقش بسیار حائز اهمیتی در توانمندکردن زنان دارد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شما به‌عنوان یک تازه‌کار در امر حمایت و همکاری با زنان، مطمئناً اشتباهات متعددی خواهید کرد. آمادگی برخورد و انتقادشنیدن را داشته باشید، زیرا امری ضروری برای بهترشدن نوع حمایت شماست.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آشنایی‌پیداکردن پیرامون مسائل و مشکلات جامعهٔ زنان و دختران، برای همیاری‌ و کمک به زنان، بسیار قابل اهمیت است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">فرهنگ سرکوب‌کننده به شکل‌های متفاوت و در چهارچوب‌های متفاوتی مانند جوک، طنز، شعر، فیلم، آواز، ادبیات مبتذل، بازی‌های کامپیوتری و غیره می‌آید. سکوت‌نکردن و برخورد فعال در چنین شرایطی، بسیار حائز اهمیت است. زیرا امکان شنیده‌شدن حرف شما که همجنس قشر سرکوب‌کننده‌اید، به‌مراتب بیشتر است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">هنگامی که زنی یا دختری در شرایط خشونت‌آمیز است، موظف‌اید که دخالت کنید. شجاعت داشته باشید که به هر شکلی از خشونت در خانه‌تان «نه» بگویید.     </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">به یاد داشته باشید که زنان قرن‌هاست مورد سرکوب و ستم‌اند. تاریخچه‌ای وجود دارد که درک آن  برای حمایت به‌جا و به‌موقع بسیار قابل اهمیت است.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"> با دقت و بدون قضاوت به پیشینه‌شان گوش دهید و بگذارید که صدایشان شنیده شود.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">امنیت، احترام و شنیده‌شدن سه گوهر ارزشمندی‌ست که بسیاری از زنان آن را تجربه نکرده‌اند زیرا همیشه مورد تهدید و حمله‌های جنسی، عاطفی، روحی، فیزیکی یا روانی بوده‌اند. با برخوردی مهربان و صبور، می‌توانید به توانمند‌کردن و یافتن هویت و استعدادهایشان کمک کنید.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>متن زیر را من در خط‌های ارتباطی تلگرام گرفتم. خانم هنگامه شهیدی توضیحی ساده اما رسا از رنج زنان ایرانی داده‌اند، که با داشته‌های حرفه‌ای و فردی ۳۰ سالهٔ من در خارج از کشور هم‌سخنی دارد. من این مطاب را به‌خاطر محتوا و تازگی و صداقت کلامش انتخاب کرده‌ام. شاید بسیاری از شما عزیزان به‌خصوص خوانندگان زن تجربه‌های مشترک بسیاری داشته باشید.  </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">هنگامه شهیدی: «همهٔ ما زنان در ایران خشونت علیه زنان را تجربه کرده‌ایم. اما جسارت ابرازش را نداریم و خجالت می‌کشیم، اگر در بدو دنیاآمدن ختنه نشده باشیم یا در کودکی به‌زور شوهرمان نداده باشند، در حین رشدمان که خانواده‌ها پسردارشدن را نوعی موهبت تلقی می‌کردند، تا زمان نوجوانی و جوانی‌مان در راه مدرسه و دانشگاه قطعاً مورد هجوم متلک‌ها و حرف‌های آزاردهندهٔ جنسی و نوعی خشونت کلامی، قرار گرفته‌ایم. اگر هم این‌ها نبوده باشد، در تاکسی مردانی نامرد از زیر بغل‌هایمان با دستهایشان سینه‌هایمان را لمس کرده یا در محیط پرازدحام یا خلوت به باسن‌هایمان دستی کشیده‌اند و روح نحیف ما را قربانی لذت جنسی آنی خود کرده‌اند. اگر از همهٔ این‌ها جان سالم به در برده باشیم، قطعاً رابطهٔ جنسی بدون تمایل را که مصداق تجاوز است لااقل همهٔ زنان ایرانی یک‌بار تجربه کرده‌اند. در دعواهای خانوادگی شاید اکثریت قریب‌به‌اتفاق زنان ایران مورد ضرب‌و‌شتم خفیف تا شدید محارمشان از برادر و پدر و دایی و عمو تا شوهر قرار گرفته‌اند. در بهترین حالت اگر در معرض هیچ‌یک از این خشونت‌ها و اسیدپاشی عاشقان و دشمنان قرار نگرفته باشیم، عدم رعایت حقوق زنان در اجتماع و فرهنگ مردسالاری ما خود انبوهی از مشکلات است؛ بهاندادن به زنان در محیط کاری و رعایت‌نکردن شایسته‌سالاری ـ در جایگاه‌های دولتی و مناصب، اجازه‌ندادن به زنان برای کاندیداشدن در پست ریاست‌جمهوری ـ دادن پست‌هایی ویترینی و تزئینی به زنان ـ استفادهٔ جنسی و ابزاری از زنان در محیط‌های کاری و بردگی و کارگری جنسی، همه‌ و‌ همه مصادیق بارزی‌ است که به‌صورت محسوس و نامحسوس خشونت علیه زنان را در کشور ما نهادینه کرده است.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">ترانه‌ای بسیار زیبا و جذاب، توانمندساز، پیام‌دار و رسا به‌مناسبت روز جهانی حذف خشونت علیه زنان (۲۵ نوامبر،۴ آذر). خودم بارها گوشش دادم و با انرژی بسیار رقصیدم.</span><b>  </b></span></p>
<p><iframe class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/fL5N8rSy4CU?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همچنین شعر ترجمه‌شده به زبان فارسی در قالب زیرنویس را می‌توانید در لینک زیر ببینید. </span></p>
<p><iframe class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/AiP7WdYy8q8?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p><span style="font-family: irseri;"><b><i>«خشونت علیه زنان مشکلِ مردان است، نه زنان.» دکتر جکسون کاتس</i></b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">دکتر کاتس یکی از متحدین متعهد فعالی‌ست که تمامی نیروی خود را در جهت آموزش مردان و تغییر فرهنگ خشونت در مردان برای پایان‌دادن به خشونت علیه زنان، صرف کرده است. پیشنهاد می‌کنم به مطالبش گوش کنید.</span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/KTvSfeCRxe8?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;start=204&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">Jackson Katz, Phd, is an anti-sexist activist and expert on violence, media and masculinities.‎</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خشونت علیه زنان یک اندیشهٔ مادونِ حیوانی است</b></span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/w5PUkrEse48?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p><span style="font-family: irseri;"><b>مهرانگیز کار: خشونت علیه زنان در ایران گسترده است</b></span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/lzfyqBGTUkg?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">موضوع امروز سنگین است و دردناک. حتماً از خودتان مراقبت کنید. با آرزوی ذهنی ساکت، دلی مهربان، و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/12/15/%d9%85%d8%ad%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c/">در محو خشونت علیه زنان، از مردان چه کاری ساخته است؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2016/12/15/%d9%85%d8%ad%d9%88-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d9%86%d8%8c-%d9%85%d8%b1%d8%af%d8%a7%d9%86-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">4126</post-id>	</item>
		<item>
		<title>اتاق مشاوره &#8211; پرخاشگر در خانه، منزوی در بیرون از خانه</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2016/12/01/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2016/12/01/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 02 Dec 2016 02:49:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[اتاق مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز]]></category>
		<category><![CDATA[تجاوز جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت علیه زنان]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت‌های خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطهٔ خشونت آمیز]]></category>
		<category><![CDATA[رضایت جنسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان شناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[منیژه غفاری]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=3974</guid>

					<description><![CDATA[<p>منیژه غفاری &#8211; ونکوور خانم غفاری عزیز، سلام. من در زندگی خانوادی‌ام کمی‌ پرخاشگر و در روابط خارج از خانه بیشتر حالت منزوی دارم. و متأسفانه تأثیر هر دو رفتار را چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی می‌بینم. توی خانه همه فکر می‌کنند من عصبانی‌ام و در خارج از خانه، از جمله سر کارم همیشه ساکت و بی‌نظرم، و حس نامرئی‌بودن می‌کنم. از خودم و شرایطم خیلی ناراحتم.  ولی از سوی دیگر...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/12/01/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1/">اتاق مشاوره &#8211; پرخاشگر در خانه، منزوی در بیرون از خانه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%D9%85%D9%86%DB%8C%DA%98%D9%87-%D8%BA%D9%81%D8%A7%D8%B1%DB%8C/" target="_blank">منیژه غفاری</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>خانم غفاری عزیز، سلام. من در زندگی خانوادی‌ام کمی‌ پرخاشگر و در روابط خارج از خانه بیشتر حالت منزوی دارم. و متأسفانه تأثیر هر دو رفتار را چه در زندگی خانوادگی و چه در زندگی اجتماعی می‌بینم. توی خانه همه فکر می‌کنند من عصبانی‌ام و در خارج از خانه، از جمله سر کارم همیشه ساکت و بی‌نظرم، و حس نامرئی‌بودن می‌کنم. از خودم و شرایطم خیلی ناراحتم.  ولی از سوی دیگر نمی‌فهمم که چرا وقتی آدمی‌ مثل ترامپ، یا هزاران مرد دیگر داد و فریاد می‌زنند، رفتارهایشان، نه تنها «عصبانی» تلقی نمی‌شود، بلکه یک جورهایی مثبت هم برداشت می‌شود؟ من شدیداً مایلم که شرایطم را تغییر دهم. به‌نظر شما چه باید بکنم؟ از کجا شروع کنم؟ از کمکتان بی‌نهایت ممنونم.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سپاس، ح. د. &#8211; پورت کوکئیتلام</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">ح. د. عزیز، متأسفانه مشکلی که شما دارید، یکی از رایج‌ترین بحران‌های روابط اجتماعی امروز ماست، که در روابط خصوصی، خانوادگی، اجتماعی و حتی شغلی ایجاد مشکل و مسئله می‌کند.   </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">قبل از اینکه پاسخ را بخوانید، چند لحظه فکر کنید که:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سبک و نوع گفتگوی شما چیست؟ </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">چه کس دیگری در اطراف شما این‌گونه ارتباط برقرار می‌کند؟ </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مادر و پدرتان در شرایط ناراحتی و اختلاف نظر، چگونه با هم تبادل فکر و احساس می‌کرده‌اند؟</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">تأثیر چنین گفتگوهایی در دیگران چگونه بوده است؟</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رعایت چه اصول و جوانبی به یک ارتباط کمک می‌کند؟</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">همان‌طور که شاید بدانید علم ارتباط، علمی‌ بسیار گسترده و با ابعادی وسیع است. لازم به اشاره است که توضیح امروز ما تنها اشارهٔ مختصر به ارتباطات یک فرد با فرد دیگر و یا اجتماع اطرافش است. ارتباط فرایندی (</span><span style="font-weight: 400;">Communication Process</span><span style="font-weight: 400;">)، انتقال پیام و برعکس توانایی دریافت پیام بین فرستنده و گیرنده است. در بسیاری موارد، به‌دلایل متعددی ارتباط بین فرستنده و گیرنده صورت نمی‌گیرد، زیرا ایجاد ارتباط، مشروط به همسان‌بودن معنایی بین آن‌ها است که شامل ادراک مشترک در مسائل فکری و احساسی است. برای درک ساده‌تر مطلب، ارتباطات را مانند رادار تجسم کنید. وقتی راداری عمل نمی‌کند، گاهی فرستنده «زنگ‌زدگی دارد و تنظیم نیست» و گاهی دستگاه گیرنده مشکل دارد و میزان نیست. در ارتباط انسان‌ها نیز این‌چنین است. حال باید ببینید مشکل در کجاست. هر کس به‌نوبهٔ خودش باید «رادارهای» خود را بررسی، تمیزکاری و تنظیم کند.       </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>اشاره‌ای مختصر به چهار نوع اساسی ارتباط‌ گیری (</b><b>Communication</b><b>)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۱- ارتباطات و گفت‌وگوهای غیرفعال و انفعالی (</b><b>Passive</b><b>):</b><span style="font-weight: 400;"> این دسته خودشان را با شرایط تطبیق می‌دهند، چون از درگیری و رودرویی شدیداً هراس دارند و به‌هر قیمتی مانع ایجاد هر گونه درگیری می‌شوند. در نتیجه سؤالی نمی‌کنند، کم حرف‌اند و حضور بیرونی ندارند. در بسیاری موارد این افراد تابع، مطیع، تسلیم‌پذیر، به‌ظاهر بی‌تفاوت، تأثیرپذیر از عوامل بیرونی، به‌نظر می‌آیند. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۲- ارتباطات و گفت‌وگوهای پرخاشگرانه و تهاجمی (</b><b>Aggressive</b><b>):</b><span style="font-weight: 400;"> نمود رفتاری آن شخصیتی عصبانی، خشن، سلطه‌جو، متجاوز، مهاجم می‌باشد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۳- منفعلِ تهاجمی‌ (</b><b>Passive aggressive</b><b>):</b><span style="font-weight: 400;"> متلک‌گویی، دوپهلو حرف‌زدن، مسخره‌کردن، طرح سؤالات تهاجمی‌ و تهدیدکردن، نادیده‌گرفتن، بی‌محلی‌کردن، تنبیه به‌وسیلهٔ سکوت، به‌تعویق‌انداختن، و سفسطه‌کردن چند نمونهٔ رایج این شیوهٔ ارتباط است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>۴- ارتباطات و گفت‌وگوهای پرجرأت و بی‌محابا (</b><b>Assertive</b><b>):</b><span style="font-weight: 400;"> نمود رفتار بیرونی آن، شخصیتی با اعتمادبه‌نفس و آگاه بر خواسته‌اش است. با خونسردی و ملایمت افکارش را عنوان می‌کند. به دیگران احترام می‌گذارد و خود را یکی از کل مجموعه می‌بیند و آماده به مذاکره با رعایت حقوق خود و دیگران است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">شما بیشتر خودتان را در چه گروهی می‌بینید؟ اغلب افراد بیش از یک شیوهٔ ارتباط‌ گیری و گفت‌وشنودی دارند. شیوه‌های ارتباطی ما از عواملی مثل الگوهای رفتاریِ خانوادگی، اجتماعی، باورهای فرهنگی، فضای سیاسی و غیره تأثیر می‌پذیرد. هویت‌های جنسی، نژادی، طبقاتی از جمله عواملی است که به‌روی قضاوت ما بر رفتار ارتباط گیریِ با دیگران تأثیر می‌گذارد. به‌عنوان مثال، اگر یک زن روی نظری یا حقوقی فردی/انسانی اظهارنظر، ادعا یا پافشاری کند، او را زنی پرخاشگر و مهاجم تعبیر می‌شود و لقب‌هایی مثل «پررو»، «خشن»، «عصبانی»، «سلطه‌جو»، «قدرت‌طلب» و «زبان‌دراز» می‌خوانند، نهایتاً فحش‌های ناموسی نصیبش خواهد شد و او را </span><span style="font-weight: 400;">Aggressive</span><span style="font-weight: 400;"> تلقی خواهند کرد. در حالی‌که اگر رفتاری مشابه از مردی سر زد، او را مردی که اعتمادبه‌نفس دارد و به‌دنبال خواسته‌هایش است (</span><span style="font-weight: 400;">Assertive</span><span style="font-weight: 400;">) می‌شناسند. یک شیوهٔ ارتباطی و گفت‌وگو، اما دو برداشت متفاوت! چرا؟  </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">جدا از این که شما زن‌ هستید یا مرد، فقیرید یا ثروتمند، رنگین‌پوست‌اید یا سفیدپوست، یا اینکه از نظر شغلی شما وکیل‌اید یا مهندس، کارگرید یا روان‌درمان، پزشک‌اید یا معلم، کارمندید یا بازاری، و جدا از آنکه طرف مقابلتان همسر شماست یا همکار اداری، دوست شماست یا فرزند، </span><b>یک ارتباط سالم شامل دو قسمت گفتن و شنیدن است</b><span style="font-weight: 400;">. به‌نظر خیلی ساده و ابتدایی می‌آید! این‌طور نیست!؟ همه این کار را می‌کنند! پس چرا این‌همه مشکل در گفتن یا شنیدنِ فکر و احساس و نیازهایتان با همراه زندگی‌تان که سال‌های سال با او زندگی کرده‌اید و یا فرزندانی که دست‌پروردهٔ شما هستند، دارید؟! </span><b>چرا خیلی‌ها حس تنهایی، شنیده‌نشدن، نادیده‌شدن و بیگانگی می‌کنند؟! چرا؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>رعایت چند قانون مفید در رفتار ارتباط گیری با دیگران</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">در نیت و ذهنتان مهربان باشید و احساس شفقت داشته باشید. به‌یاد داشته باشید هر «عملی» از یک «فکر» شروع می‌شود. </span><b>مشاهده و تمرین روزانهٔ فکر مهربان، کلام مهربان، عمل مهربان.</b><span style="font-weight: 400;"> همان اصل زرتشتیِ گفتار نیک، پندار نیک، کردار نیک است که شعور معنوی عمیقی دارد و  رعایت آن ما را از بسیاری رنج‌ها و آسیب‌ها به‌دور خواهد داشت.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">گفت‌وگوهای درونی ذهنتان را مشاهده کنید و بر آن آگاه باشد، زیرا هم فرصت گوش‌کردن عمیق را از شما خواهد گرفت، هم زمینهٔ قضاوت‌کردن را برای ذهن آشفته فراهم خواهد کرد، و هم مهربانی را از صدایتان خواهد گرفت.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">متوجه لحن و میزان سطح بلندی و کوتاهی صدایتان باشید. </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در حرف‌زدن از کلمات تحریکی صرف‌نظر کنید، زیرا هیچ ارزشی جز ایجاد حس ناامنی و حس حمله‌شدن در فرد مقابل ندارد. این حرکت شما، ذاتاً فرد مقابل را به موضع دفاعی پرتاب می‌کند. اگر نیت و مقصود در ایجاد ارتباط حقیقی است، باید اول فضای اعتماد، احترام و مهربانی را ایجاد کرد.  </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"> سعی نکنید که دیگری را مثل خودتان کنند و یا بخواهید که مثل شما فکر و یا عمل کند. زیبایی و راز حرکت، تحول و تکامل در زندگیِ ما انسان‌ها، در تفاوت بین ماست. قبول کنید که متفاوت‌اید و به این تفاوت‌ها احترام بگذارید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سکوت یک عمل و عکس‌العمل بسیار قدرتمندی است. در زمان و شرایط خاصی هیچ‌چیزی قدرتمندتر از سکوت‌کردن نیست و ایجاد همدردی و نزدیکی آدم‌ها می‌کند، مثل موسیقی.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">متوجه قضاوت‌های خود باشید. غافل نباشید که قضاوت‌های شما ریشه در برداشت و تعبیری که شما از مقوله‌ای بر بستر ارزش‌ها و معیارهایی شماست نشئت می‌گیرد. شما قضاوت‌شونده را از چهارچوب دیدگاه خود می‌بینید، نه بر اساس ارزش‌های او. </span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">از زبانی ساده استفاده کنید.</span></li>
<li style="font-weight: 400;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">متوجه زبان غیرکلامی‌تان باشید. مثل حرکت دست، نوع نگاه، حرکت چشم، حالت نشستن، توضیحات صورتی و غیره. یکی از ده‌ها کار تحقیقی باور دارد </span><b>که بیش از ۹۳٪ از ارتباطات و مکالمات ما غیرکلامی‌ست. به‌یاد داشته باشید که همهٔ ما همیشه در حال گفت‌وگوئیم.  </b></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>در گفت‌وشنودی سالم و مفید هر دو طرف حس امنیت، احترام، حضورداشتن و شنیده‌شدن می‌کنند.  هدف یک ارتباط سالم توانمندکردن خود و دیگری/ دیگران است. </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">با آرزوی دلی مهربان، و ذهن و روحی آرام برای همهٔ شما عزیزان،</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">و با محبت، منیژه غفاری</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2016/12/01/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1/">اتاق مشاوره &#8211; پرخاشگر در خانه، منزوی در بیرون از خانه</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2016/12/01/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%be%d8%b1%d8%ae%d8%a7%d8%b4%da%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%8c-%d9%85%d9%86%d8%b2%d9%88%db%8c-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">3974</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-03 06:11:14 by W3 Total Cache
-->