افراد دارای معلولیت بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/افراد-دارای-معلولیت/ نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور Tue, 09 Dec 2025 18:44:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&ssl=1 افراد دارای معلولیت بایگانی - رسانهٔ همیاری https://media.hamyaari.ca/tag/افراد-دارای-معلولیت/ 32 32 107786100 مقصودْ حمل مشعله‌ای بود در ظُلام؛ آنچه از آلیس وانگ آموختم و چرایی اهمیت میراث او در روزگارِ کنونی https://media.hamyaari.ca/2025/12/09/%d9%85%d9%82%d8%b5%d9%88%d8%af%d9%92-%d8%ad%d9%85%d9%84-%d9%85%d8%b4%d8%b9%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b8%d9%8f%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%9b-%d8%a2%d9%86%da%86/ https://media.hamyaari.ca/2025/12/09/%d9%85%d9%82%d8%b5%d9%88%d8%af%d9%92-%d8%ad%d9%85%d9%84-%d9%85%d8%b4%d8%b9%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b8%d9%8f%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%9b-%d8%a2%d9%86%da%86/#respond Tue, 09 Dec 2025 18:44:09 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=25787 دکتر فرشید سادات‌شریفی۱ و ۲ – کیچنر برخی از چهره‌ها هستند که آهسته‌آهسته، و حتی تقریباً بدون هیچ قصد و برنامه‌ای، وارد عرصه و اندیشهٔ عمومی می‌شوند و بااین‌حال، چشم‌انداز فرهنگی یک یا چند نسل را به‌تمامی دگرگون می‌کنند.  آلیس وانگ از همین گروه بود: طی دو دههٔ گذشته، صدایِ پرطنین او، فرهنگ عمومی و فضای گفتمانی مرتبط با معلولیت را در آمریکای شمالی شکل داد؛ نه با جنجال یا خودنمایی، بلکه با دقت و ظرافتی...

نوشته مقصودْ حمل مشعله‌ای بود در ظُلام؛ آنچه از آلیس وانگ آموختم و چرایی اهمیت میراث او در روزگارِ کنونی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
دکتر فرشید سادات‌شریفی۱ و ۲ – کیچنر

برخی از چهره‌ها هستند که آهسته‌آهسته، و حتی تقریباً بدون هیچ قصد و برنامه‌ای، وارد عرصه و اندیشهٔ عمومی می‌شوند و بااین‌حال، چشم‌انداز فرهنگی یک یا چند نسل را به‌تمامی دگرگون می‌کنند. 

آلیس وانگ از همین گروه بود: طی دو دههٔ گذشته، صدایِ پرطنین او، فرهنگ عمومی و فضای گفتمانی مرتبط با معلولیت را در آمریکای شمالی شکل داد؛ نه با جنجال یا خودنمایی، بلکه با دقت و ظرافتی که تنها از عهدهٔ کسی برمی‌آمد که «فوریت داستان‌گویی برای بقا» را درک کرده است (وانگ، ۲۰۲۲). 

درگذشت او در نوامبر ۲۰۲۵، جوامع معلولان سراسر جهان را شدیداً متأثر کرد و برای بسیاری از ما که در تقاطع‌های دسترس‌پذیری، فرهنگ، سیاست، و تجربهٔ معلولیتِ زیسته فعالیت می‌کنیم، این فقدان، عمیقاً شخصی است.

من، آلیس وانگ را مستقیماً نمی‌شناختم (به‌این معنا که فرصت دیدار و مراوده با او نصیبم نشد)، اما کارهایش را مدام پی می‌گرفتم؛ و مانند بسیارانی دیگر، احساس می‌کردم که کار و سخنش آینه و بازتابندهٔ حرف‌های گفته و ناگفتهٔ من است. به‌قول حافظ: «راست چون سوسن و گل از اثرِ صحبتِ پاک / بر زبان بود مرا آنچه تو را در دل بود». 

گویی که کارها و آثار او دربارهٔ من و هزارانی چون من بوده و او من را و یکایک ما را مثل خودمان و بهتر از خودمان می‌شناخته است. زندگی و نوشته‌های او مسیری را روشن برساخت که سال‌هاست در آن گام برمی‌دارم؛ او به من آموخته است که وقتی به‌عنوان یک مهاجر به کانادا از دسترس‌پذیری صحبت می‌کنم، دارم معلولیت را از دریچهٔ دیاسپوراییِ (دور از وطن) آن تجربه می‌کنم و این با تجاربِ ایرانم بسیار متفاوت است. همچنین تلاش‌های او از منظر تعهد دیرینه‌ام به «ادبیات کاربردی» و داستان‌گویی به‌عنوان ابزاری برای تغییرات اجتماعی، برایم مهم و یگانه بوده و است. کلمات وانگ، الگویی از مقاومت و تاب‌آوری را به من عرضه کردند که نه سخت و خشک است و نه قهرمانانه؛ بلکه «عمیقاً انسانی» است (وانگ، ۲۰۲۲).

این مقاله، هم ادای احترامی به شخصیت کم‌نظیر اوست و هم تبیینی است از آنچه از او و آثارش آموختم؛ آمیزه‌ای از تحسین حرفه‌ای، همدلی شخصی، و آینهٔ تأثیر آرام اما پایداری که از خود به جای گذاشت.

۱. داستان‌گویی که از محوشدن سرباز زد

«ما [معلولان]، انبوهی از چیزها را در بر می‌گیریم. داستان‌های [تجارب زیستهٔ] ما کالاهای تجملی نیستند؛ آن‌ها از جنس ضروریات‌اند.» (وانگ، ۲۰۲۲).

این جمله، همچون تز اصلیِ کل آثار او به نظر می‌رسد. کنشگریِ وانگ در اتاق‌های دربستهٔ کمیته‌های سیاست‌گذاری یا از بوروکراسی سازمان‌های غیرانتفاعی برنخاست، بلکه از حقیقتی ساده سرچشمه گرفت: داستان‌های افراد معلول به‌طور سیستماتیک نادیده گرفته شده و به ابتذال کشیده شده‌اند، و آن‌هایی هم که اجازهٔ بازتاب و شنیده‌شدن یافته‌اند،‌ تنها زمانی بوده است که برای مخاطبان غیرمعلول (عمدتاً سرمایه‌دار و مذکر و سفید) سودمند بوده‌اند.

در مقابله با این سطحی‌سازیِ سیستماتیک، وانگ در سال ۲۰۱۴ با همکاری StoryCorps، «پروژهٔ آشکارسازی معلولیت» (Disability Visibility Project) را راه‌اندازی کرد تا آرشیو زندگی معلولان را بنا نهد؛ آن‌گونه که از زبان خود آن‌ها روایت شده است. (وانگ، ۲۰۱۶). با این کار بزرگ، او آنچه را که بسیاری از نهادها موضوعی فرعی می‌دانندش (تجربه‌های زیستهٔ افراد معلول) را به مادهٔ اولیهٔ کار فرهنگی و اجتماعی تبدیل کرد. او در گلچین ادبی خود، با همین نام (آشکارسازی معلولیت)، بارها تأکید می‌کند که: «برای آنکه بدانیم که هستیم، باید صدای یکدیگر را بشنویم؛ باید خودمان برای خودمان صحبت کنیم.»

این اصرار بر صدادارشدن، آن هم نه صدای استعاری، بلکه صدای واقعی، حرکتی بسیار پیشرو، عینی و کاربردی، فناورانه، و در یک‌کلام، انقلابی بود.

© John D. and Catherine T. MacArthur Foundation–used with permission
‎© John D. and Catherine T. MacArthur Foundation–used with permission

۲. فناوری در جایگاه هویت، نه بارِ اضافه

آلیس وانگ با آتروفی عضلانی نخاعی زندگی می‌کرد و از تهویهٔ غیرتهاجمی، ویلچر برقی، و مجموعه‌ای از دستگاه‌های کمکی استفاده می‌کرد. اما برخلاف بخش اعظم گفتمان رایج، او فناوری را رمانتیک و سانتیمانتالیزه نکرد. او آن را «باز پس گرفت» و به بخشی عادی از زندگی خود و امثال خود بدل کرد.

یکی از چشمگیرترین جملات او در کتاب «سال ببر» (Year of the Tiger) آمده است؛ آنجا که می‌گوید: «من یک سایبورگِ معلولم و به آن افتخار می‌کنم.»

وقتی برای اولین‌بار این جمله را خواندم، برای دقایقی مکث کردم زیرا این از آن نوع گزاره‌هایی است که فرضیات را برهم می‌زند؛ نه فقط فرضیات فرهنگی دربارهٔ معلولیت، بلکه فرضیاتی که بسیاری از ما، حتی به‌عنوان متخصصان معلولیت، آن‌ها را درونی کرده‌ایم. وانگ فناوری کمکی را نه به‌عنوان یک تطبیق پزشکی، بلکه به‌عنوان امتداد وجود و فردیّت خویش بازتعریف کرد؛ دیدگاهی که عمیقاً با چشم‌انداز مدرن هم‌خوانی دارد.

نوشته‌های وانگ به ما یادآوری می‌کنند که دسترس‌پذیری، تنظیم و تطبیق با جهان نیست؛ بلکه نوعی تعلق است، «راهی برای احترام‌گذاشتن به نحوهٔ زندگی واقعی مردم» (وانگ، ۲۰۲۲).

۳. سیاسی‌بودن؛ بدون پوزش‌خواهی

وانگ در کارش با هشتگ ‎#CripTheVote، یک جنبش غیرحزبی به راه انداخت که با همکاری اندرو پولرنگ و گرگ براتان تأسیس شد. او تأکید کرد که افراد معلول صرفاً یک «جامعه» نیستند، بلکه یک نیروی سیاسی‌اند.

او در همین راستا و در سال ۲۰۲۰ نوشت: «معلولیت، سیاسی است. همیشه سیاسی بوده است. زندگی ما به تصمیماتی بستگی دارد که توسط افرادی گرفته می‌شود که اغلب ما را نمی‌بینند.»

در تمام فضاهایی که در آن کار کرده و می‌کنم، چه در حمایت از استراتژی دسترس‌پذیری برای دولت‌های محلی و شهرداری‌ها، شکل‌دهی به محیط‌های آموزشی عادلانه در دانشگاه‌ها یا مؤسسات آموزشی، یا ارائهٔ ورودی از طریق کمیته‌های مشورتی، این حقیقت غیرقابل‌انکار است. سیاست‌گذاری‌های افرادِ عمدتاً غیرمعلول است که دسترس‌پذیری افراد معلول را شکل می‌دهد. چیزهایی چون: شیب مناسب یا تند یک راهرو، طراحی یک وب‌سایت، تأمین فرمت‌های جایگزین، کیفیت حمل‌ونقل عمومی، دسترسی به برنامه‌های اجتماعی، ساعات بازبودن یک توالت عمومی، و وجود یا عدم وجود زیرنویس در جلسات آنلاین.

نوشته‌های وانگ، درک من را از این موضوع دقیق‌تر کرد: کار دسترس‌پذیری، فارغ از اینکه در کدام سیستم نهادی اتفاق می‌افتد، کاری سیاسی است، نه حزبی، بلکه «سیاسی به‌این معنا که تعیین می‌کند چه کسی می‌تواند به‌طور کامل در زندگی عمومی شرکت کند» (وانگ، ۲۰۲۰c).

او به من و همهٔ ما آموخت که بی‌طرفی، در بافتار دسترس‌پذیری، اغلب به حذف افراد معلول منجر می‌شود (وانگ، ۲۰۲۰).

۴. زیبایی خشم و انضباط شادی

وانگ در بیان خشم استاد بود، بدون آنکه اجازه دهد خشمش سخت و فلج‌کننده شود. او اجازه داد خشم ابزارش باشد، نه مقصد. مثلاً در مصاحبه‌ای برای پادکست آشکارسازی معلولیت گفت: «خشم اطلاعات است. به من می‌گوید بی‌عدالتی کجاست. اما شادی، استراتژی است. شادی ما را به‌اندازهٔ کافی زنده و سرزنده نگاه می‌دارد تا بجنگیم.»

به‌عنوان یک پژوهشگر ادبیات که سال‌ها به مطالعهٔ مولانا، عطار، حافظ و بوطیقای معناسازی پرداخته‌ام، این چارچوب‌بندی را عمیقاً ستایش می‌کنم. در ادبیات فارسی، سنتی دیرینه از دگرگون‌کردن رنج از طریق روایت وجود دارد؛ اینکه اجازه ندهیم جهان، انسانیت فرد را به یک تشخیص یا برچسب تقلیل دهد. وانگ، با صدای معاصر خود، این میراث را با خود حمل می‌کرد. کار او از مهربانی شرمسار نبود. 

دکتر فرشید سادات‌شریفی، عکس از حیفا ابی‌شاهین
دکتر فرشید سادات‌شریفی، عکس از حیفا ابی‌شاهین

او از همین نکته در «سال ببر»، می‌نویسد: «من، بدن معلول خود را دوست دارم. من، زندگی معلول خود را دوست دارم.»

این اعلام در تضاد با قرن‌ها روایت فرهنگی، در سراسر آسیای شرق دور، خاورمیانه، و غرب، قرار دارد که زندگی معلولان را غم‌انگیز یا ناقص جلوه داده است. وانگ اما این‌همه را به‌طور کامل رد کرده و در عوض، الگویی از شادی معلولانه را ارائه داد که نه ساده‌لوحانه است و نه الهام‌بخش و زرد و انگیزشی. بلکه شادی ریشه‌داری است که در خاک باور حقیقت، واقعیت، جامعه، و زیر آفتاب «وابستگی متقابل» می‌بالَد (وانگ، ۲۰۲۲).

۵. «وابستگیِ متقابل» در جایگاه یک چارچوب فرهنگی

شاید هیچ مفهومی به‌اندازهٔ وابستگی متقابل (Interdependence) در میراث وانگ محوری نباشد. کار او اسطورهٔ استقلال را به‌عنوان اوج بزرگسالی یا موفقیت به چالش کشیده است. او در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۲۲ با Vox اظهار داشت: «وابستگی متقابل، ذلت و واقعیت انسان‌بودن است. افراد معلول، فقط باعث مرئی‌شدن آن می‌شوند» (وانگ، ۲۰۲۰b).

این مفهوم، با کاری که من روزانه انجام می‌دهم، بسیار همسو است؛ خواه دفاع از دستورالعمل‌های طراحی دسترس‌پذیر باشد، یا تسهیل بحث‌های برابری با نهادهای آموزشی، یا مشارکت در کمیته‌های مشورتی، یا حمایت از ابتکارات دسترس‌پذیری در محیط‌های شهری و سازمان‌های اجتماعی. دسترس‌پذیری یک چک‌لیست نیست؛ یک امر اخلاقی‌اجتماعی است که از ما می‌خواهد سیستم‌ها را با این درک طراحی کنیم که مردم به شیوه‌هایی سیال و متغیر به یکدیگر متکی‌اند و در کنار هم است که زندگی می‌کنند و جداافتادگیِ یکی بر تمام دیگران اثر می‌گذارد؛ حتی اگر این اثر ابداً آشکار نباشد (وانگ، ۲۰۲۰b).

در کار شغلی و حرفه‌ای من که آموزش، کار شهری، فضاهای فرهنگی، و حمایت اجتماعی را با هم در بر می‌گیرد، این مفهوم «وابستگی متقابل» روایتِ خدمات و دسترسی‌ها را از «تسهیلات ویژه» دور کرده و به‌سمت این حقیقت جهانی سوق می‌دهد که: «دسترس‌پذیریِ بهتر به‌نفع همه است.»

۶. معنا و اهمیت کار وانگ برای نومهاجران و جوامع غیرسفیدپوست

به‌عنوان یک مهاجر غیرسفیدپوست و کسی که زندگی حرفه‌ای کانادایی‌ام را در تقاطع ادبیات، فرهنگ، دسترس‌پذیری، و کنشگری بنا کرده‌ام، من در زندگی وانگ نقشه‌ای برای هدایتِ پیچیدگی‌ها می‌بینم: او آشکارا در مورد نژاد، دیاسپورا، و هویت نوشته؛ و از آن‌ها نه به‌عنوان مقولات آکادمیک، بلکه به‌عنوان حقایق روزمره، سخن گفته است. مثلاً او در مشاهده‌ای یگانه و درخشان در «سال ببر» چنین می‌نویسد: «به‌عنوان یک زن معلول آسیایی‌آمریکایی، اغلب به‌طور هم‌زمان، هم بیش از اندازه مشهودم و هم نامرئی!» 

هر نومهاجر، هر متخصص غیرسفیدپوست، و هر فرد معلولی این پارادوکس را با گوشت و پوست و استخوانش درک می‌کند. ما می‌جنگیم تا در سیستم‌هایی که اغلب ما را تنها به‌صورت تکه‌تکه می‌فهمند، به رسمیت شناخته شویم و مورداحترام قرار گیریم؛ تخصص ما در یک‌لحظه تأیید می‌شود و بدن ما در لحظه‌ای دیگر مورد موشکافی یا تردید و انکار قرار می‌گیرد. 

و درست در همین‌جاست که کلیت بدون شرم و آزرمی که وانگ از آن سخن می‌گوید سر بر می‌کشد و یک درس حیاتی به می‌آموزد: ما می‌توانیم از تجزیه و تکه‌تکه‌شدن خودداری کنیم. می‌توانیم اصرار کنیم که به‌طور کامل، با تخصص، فرهنگ، و «زندگی‌های مجسّم» خود در صحنه حضور یابیم (وانگ، ۲۰۲۲).

۷. درس‌هایی برای کار دسترس‌پذیری در سراسر سیستم‌ها

میراث وانگ راهنمایی‌های عملی برای کسانی از ما ارائه می‌دهد که چارچوب‌های دسترس‌پذیری را در محیط‌های مختلف شکل می‌دهند؛ در شهرداری‌ها، در دولت‌های محلی و استانی و فدرال، در مدرسه و دانشگاه‌ها، در گروه‌های اجتماعی و مؤسسات فرهنگی، و جز آن. 

نوشته‌های او حداقل پنج اصل اساسی را بازنمایی و بر آن‌ها تأکید می‌کند:

۱. دسترس‌پذیری به‌همان اندازه که زیرساخت است، داستان‌گویی نیز است.

۲. «هیچ‌چیز در مورد ما بدون ما» صرفاً یک شعار نیست؛ بلکه یک شیوهٔ حکمرانی است.

۳. بازنمایی باید در برابر توکنیسم (استفادهٔ ابزاری) مقاومت کند. وانگ باور دارد که: «من می‌خواهم ما راویان باشیم، نه فقط نمادها.»

۴. فناوری باید کرامت را گسترش دهد. «افتخار سایبورگی» او سیاست‌گذاران و طراحان در سراسر نهادها را به چالش می‌کشد تا فناوری کمکی را نه به‌عنوان یک استثنا، بلکه به‌عنوان هنجار در نظر بگیرند.

۵. شادی یک رویهٔ دسترس‌پذیری و تاب‌آوری رادیکال است.

۸. یک بازتاب شخصی

وقتی به آنچه آلیس وانگ بر جای می‌گذارد فکر می‌نگرم، به عنصر جادویی «تداوم» فکر می‌کنم. به اینکه چگونه کنشگریِ او، دیگران، و ازجمله خودم را، قادر می‌سازد تا نقش‌های فردی و اجتماعی خویش را کامل‌تر ادا کنند. کار او درک مرا از اینکه چگونه دسترس‌پذیری با فرهنگ، ادبیات، روان‌شناسی، و رهبری جامعه تلاقی می‌کند، بسیار غنی کرده است.

پروژه‌های ادبیات کاربردی که از طریق سَماک هدایت می‌کنم، کارگاه‌های دوزبانه‌ام در مورد ACT و بهزیستیِ روان‌شناختی، پروژه‌های دسترس‌پذیری برای دولت و دانشگاه‌ها، دوره‌های آموزشی برای سازمان‌های آموزشی، مشاوره‌ها، و کارهایی که در سیستم‌های شهری انجام می‌دهم، همه‌وهمه، به‌طریقی، در گفت‌وگو و تعامل با میراث وانگ‌اند و اصرار طلایی او را به یادم می‌آورند که «داستان‌گویی و عدالت از یکدیگر جدایی‌ناپذیرند» (وانگ، ۲۰۲۲).

توانایی او در ادغام روایت شخصی، وضوح سیاسی، و نقد فرهنگی، با باور عمیق من مبنی بر اینکه ادبیات صرفاً زیبایی‌شناختی نیست، بلکه کاربردی، زیسته، و دگرگون‌کننده است، همخوانی دارد. وانگ به ما نشان داد که کنشگری می‌تواند ادبی باشد، نوشتن می‌تواند زیرساختی باشد، و دسترس‌پذیری می‌تواند «هنر جادویی مراقبت» باشد (وانگ، ۲۰۲۲).

۹. از اینجا به‌پیش…

وانگ در اواخر «سال ببر»، می‌نویسد: «بدن من در حال تغییر است. دنیای من در حال تغییر است. اما من همیشه به قدرت ما، مای آشفته، درخشان، و معلولمان، ایمان خواهم داشت.»

این جمله اکنون وزن متفاوتی دارد. این جمله اینک نه‌فقط گرامیداشت زندگی و شادی معلولانه است، بلکه حالا و در غیابِ او سپردن مشعلی به دست من و امثال من است: برای گروهی از ما که معلولیت داریم و هم‌زمان در بخش‌های مختلفی (شهری، آموزشی، فرهنگی، و اجتماعی) کار می‌کنیم، کار وانگ فقط یک الهام نیست؛ بلکه یک چارچوب است (وانگ، ۲۰۲۲). او فضایی را تراشید و برساخت که در آن زندگی معلولان خلاق، سیاسی، شاد، وابسته به یکدیگر، و کاملاً انسانی است. او دنیا را برای همهٔ ما که پس از او می‌آییم، فراخ‌تر کرد.

۱۰. و در پایان

آلیس وانگ هرگز از ما نخواست که او را تحسین کنیم. او از ما خواست که گوش کنیم، عمیقاً و با شجاعت لازم برای تغییر سیستم‌هایمان به او گوش کنیم. به‌این معنی میراث او، هم یک آینه است و هم یک قطب‌نما. آلیس وانگ، زبان و واژگان لازم برای تصور یک جهان دسترس‌پذیرتر و به‌هم‌پیوسته‌تر را به ما داد و گذشت، و اکنون مسئولیت ساختن آن بر عهده ماست.

پس من در اینجا و در مقابل شما خوانندگان عزیز عهدم را برای پاس‌داشتن میراثش تازه می‌کنم و از زبان شفیعی‌کدکنی می‌خوانم:

شاید کزین شب، این شبِ خیّام

هرگز به قرن‌ها

سر بر نیاوَرَد

خورشیدی از کلام.

اما،

ما،

بی‌آنکه «شمعِ مجمع اصحاب» گردیم

یا خود «محیطِ دانش و آداب»

با شمعِ واژه‌هامان

یک نسل را به نسلِ دگر پیوستیم

بی‌آنکه قصّه‌ای بسراییم بهرِ خواب.

آیندگان!

بدانید

اینجا،

مقصود از کلام،

تدبیرِ حملِ مشعله‌ای بود، در ظلام.


۱عنوان مطلب برگرفته از شعرِ«‌شب خیّام» سرودهٔ استاد بزرگم حضرت دکتر محمدرضا شفیعی‌کدکنی.

۲من پل‌هایی میان تخصص فرهنگی و تعهد به شمولیت معلولیت می‌سازم؛ و همچنین متخصص دسترس‌پذیری و پادکست‌ساز و پژوهشگر «ادبیات کاربردی» هستم.

۳‏Accessibility

۴سایبورگ (Cyborg) کوتاه شدهٔ عبارت انگلیسی «Cybernetic Organism» است. سایبورگ به موجودی گفته می‌شود که ترکیبی از اجزای آلی (بیولوژیکی و زنده) و اجزای مکانیکی، الکترونیکی یا فناورانه است. اجزای اصلی: ارگانیسم (Organism): بخش زنده و بیولوژیکی (مانند بدن انسان یا حیوان) به علاوهٔ سایبرنتیک (Cybernetic): بخشی که به کنترل، ارتباطات و سیستم‌های خودتنظیم مربوط می‌شود؛ یعنی اجزای مصنوعی و فناورانه. پس در تعریف کلی، سایبورگ فردی است که اندام‌ها یا توانایی‌های فیزیکی‌اش توسط دستگاه‌ها یا ایمپلنت‌های الکترومکانیکی که در بدن او کار گذاشته شده‌اند، بازسازی، تقویت یا کنترل می‌شوند. در داستان‌های علمی-تخیلی این لغت اغلب برای اشاره به انسان‌هایی با قدرت‌های فوق‌العاده یا بافت‌های زنده روی اسکلت روباتیک به کار می‌رود (مانند شخصیت ترمیناتور یا دارث ویدر در جنگ ستارگان). اما در دنیای واقعی این اصطلاح برای توصیف افرادی به کار می‌رود که برای بقا یا بازیابی عملکرد، از فناوری‌های پیشرفته بهره می‌برند. بهترین مثال‌های واقعی عبارت‌اند از: کاشت حلزون (برای بازیابی شنوایی)؛ ضربان‌ساز قلب (Pacemaker) و پروتزهای پیشرفته که مستقیماً به سیستم عصبی متصل می‌شوند. پس هنگامی که آلیس وانگ می‌گوید: «من یک سایبورگ معلولم»، او این اصطلاح را بازپس می‌گیرد تا نشان دهد که فناوری‌های کمکی او (مانند ویلچر برقی یا دستگاه تهویه) صرفاً یک ابزار خارجی نیستند، بلکه بخشی حیاتی، یکپارچه و افتخارآمیز از هویت او و شیوهٔ وجودش در جهان‌اند. این دیدگاه، تقابل فرهنگی میان وابستگی به فناوری و استقلال کامل را به چالش می‌کشد.

۵عبارت «هیچ چیز در مورد ما بدون ما» (Nothing About Us Without Us)» یک شعار بنیادین و کلیدی در جنبش جهانی حقوق معلولیت است. این عبارت بیانگر یک اصل اخلاقی و سیاسی ساده اما قدرتمند است: نباید هیچ تصمیمی در مورد سیاست‌ها، قوانین، خدمات، یا راهکارهایی که مستقیماً بر زندگی و رفاه افراد معلول تأثیر می‌گذارند، بدون حضور، مشارکت کامل، و رضایت خود این افراد گرفته شود. این شعار خواستار آن است که افراد معلول به‌جای اینکه صرفاً دریافت‌کنندهٔ خدمات باشند، به‌عنوان تصمیم‌گیرندگان، برنامه‌ریزان و طراحان اصلی در نظر گرفته شوند.

******

منابع:

Wong, A. (2016, July 25). Disability Visibility Project. StoryCorps.‎ 

Wong, A. (2020). Disability visibility: First-person stories from the twenty-first century. Vintage.‎

Wong, A. (2020b, August 17). Resistance and joy [Podcast episode]. In Disability Visibility Podcast (Ep. 86). ‎

Wong, A. (2020c, July 7). #CripTheVote and why disability is political [Twitter post].‎ 

Wong, A. (2022). Year of the Tiger: An activist’s life. Vintage.‎

Wong, A. (2022b, February 10). Disabled joy and the politics of care [Interview]. Vox. https://www.vox.com/first-person/2020/4/4/21204261/coronavirus-covid-19-disabled-people-disabilities-triage

نوشته مقصودْ حمل مشعله‌ای بود در ظُلام؛ آنچه از آلیس وانگ آموختم و چرایی اهمیت میراث او در روزگارِ کنونی اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2025/12/09/%d9%85%d9%82%d8%b5%d9%88%d8%af%d9%92-%d8%ad%d9%85%d9%84-%d9%85%d8%b4%d8%b9%d9%84%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%88%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b8%d9%8f%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%9b-%d8%a2%d9%86%da%86/feed/ 0 25787
مردی در حرکت مدام برای دسترس‌پذیرکردن جهان؛ گزارش اختصاصی از سخنرانی ریک هنسن در دانشگاه واترلو https://media.hamyaari.ca/2024/06/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%87%d9%86%d8%b3%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7/ https://media.hamyaari.ca/2024/06/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%87%d9%86%d8%b3%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7/#respond Tue, 25 Jun 2024 01:31:53 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=23158 دکتر فرشید سادات‌شریفی – واترلو ورزشکار پارالمپیک و چهرهٔ سرشناس کانادایی، ریک هنسن، روز ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ (یک روز قبل از دریافت دکتری افتخاری از دانشگاه واترلو) سخنرانی الهام‌بخشی را در دانشکدهٔ سلامت این دانشگاه ارائه داد تا به همه یادآور شود که تقریباً یک‌چهارم کانادایی‌ها – نزدیک به ۲۷ درصد – با نوعی معلولیت زندگی می‌کنند و همگی باید در دسترس‌پذیرترشدن و همه‌شمول‌شدنِ هرچه بیشترِ جامعه و قوانین و ذهنیتمان کار کنیم. در ادامه،...

نوشته مردی در حرکت مدام برای دسترس‌پذیرکردن جهان؛ گزارش اختصاصی از سخنرانی ریک هنسن در دانشگاه واترلو اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
دکتر فرشید سادات‌شریفی – واترلو

ورزشکار پارالمپیک و چهرهٔ سرشناس کانادایی، ریک هنسن، روز ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ (یک روز قبل از دریافت دکتری افتخاری از دانشگاه واترلو) سخنرانی الهام‌بخشی را در دانشکدهٔ سلامت این دانشگاه ارائه داد تا به همه یادآور شود که تقریباً یک‌چهارم کانادایی‌ها – نزدیک به ۲۷ درصد – با نوعی معلولیت زندگی می‌کنند و همگی باید در دسترس‌پذیرترشدن و همه‌شمول‌شدنِ هرچه بیشترِ جامعه و قوانین و ذهنیتمان کار کنیم. در ادامه، گزارش این سخنرانی از نظرتان خواهد گذشت.

* * * * *

پس از یک تصادف رانندگی حوالی پنجاه سال پیش، ریک هنسن با دچار آسیب نخاعی شد که منجر به فلج بدن او از کمر به پایین شد. ریک هنسن در آن شب پربار از سفر دشوارش برای ما گفت و این واقعیت که او اغلب به گذشته‌اش می‌اندیشد و در شگفت است که چقدر خوش‌اقبال بوده است. اما او همیشه احساس خوش‌شانسی نمی‌کرد و سفری پرفرازونشیب را طی کرد تا به این نقطه برسد.

ریک هنسن گفت: «در نوجوانی همه‌چیز من در فعالیت بدنی و ورزش می‌گذشت و نمی‌توانستم صبر کنم تا این رؤیای دیوانه‌وار را تحقق بخشم که شاید یک روز به‌نمایندگی از کشورم در بازی‌های المپیک شرکت کنم. سپس یک روز زیبای تابستانی پس از فارغ‌التحصیلی از کلاس دهم، زمانی‌که از یک سفر ماهیگیری به خانه برمی‌گشتم، در پشت یک وانت سوار شدم. دوستم از من پرسید که آیا می‌تواند جایش را با من عوض کند؛ تغییر جایی که آن روز سرنوشتم را برای همیشه تغییر داد. صدایی مهیب آمد و هوشیاری‌ام را از دست دادم. بعد از چند دقیقه که به هوش آمدم کوشیدم تا از زیر آوار بیرون بیایم و جعبه‌ها را به جلو هل دهم. اما باورناپذیر بود. من گیج و وحشت‌زده شده بودم که چه اتفاقی افتاده است. و ناگهان، روشن شد که وقتی سعی می‌کردم پاهایم را حرکت دهم، آن‌ها هیچ واکنشی نداشتند. ساعتی به‌طول ابدیت گذشت تا آمبولانس بیاید. آن‌ها چند بار سعی کردند مرا منتقل کنند و سپس در نهایت مرا سوار آمبولانس کردند و به بیمارستان کوچکی در شهر ویلیامز لیک بردند. فهمیدم که قطع‌نخاع شده‌ام و هرگز راه نخواهم رفت.

سه روز طول کشید تا دکتر جراح به آنجا برسد. در بیمارستانِ آنجا عمل جراحی و یک کاهش فشار انجام دادند. سپس در دوران نقاهت هر سه ساعت یک‌بار من را به‌سمت پایین، صورت به بالا، صورت به پایین، و باز صورت به بالا می‌چرخاندند. و سپس من به یک عفونت مقاوم به درمان گرفتار شدم و همیشه مجبور بودم بر شکم بخوابم. شبی اندکی پس از نیمه‌شب احساس فجیعی در شکمم کردم؛ دکمهٔ اضطراری را فشار دادم، اما کسی نیامد. بی‌اختیار بالا آوردم و تا خودِ صبح به آن واقعیتِ دل‌آزار نگاه می‌کردم که کاملاً درمانده به‌دام‌افتاده بودم.

عکس از روابط عمومی دانشگاه واترلو
عکس از روابط عمومی دانشگاه واترلو

روز بعد، آن‌ها دارویی به من دادند و سپس از من پرسیدند که آیا می‌توانند کاری برایم انجام دهند و من گفتم روزهاست از بازوهایم استفاده نکرده‌ام؛ اگر می‌توانید ابزار ورزشی برایم بیاورید. بنابراین فیزیوتراپیست‌ها با چند نوار لاستیکی وارد شدند و من شروع به کار با آن کردم. جالب است وقتی در موقعیتی گیر می‌کنید که احساس درماندگی می‌کنید و غرق می‌شوید و واقعاً نمی‌دانید چه باید بکنید، توانایی تمرکز بر انجام یک چیز هرچند کوچک، برای ایجاد پویایی بسیار مهم است. کم‌کم توانستم برای تولد ۱۶سالگی‌ام در ۲۶ اوت به یک تخت معمولی منتقل شوم و بعد از دو ماه بنشینم. این یک قدم دیگر به جلو و بعد اهداف کوچک اما مهمی که داشتم، باعث ایجاد حرکت و اعتمادبه‌نفس می‌شد: بنشین روی صندلی؛ از تخت بلند شو و به تخت برگرد؛ با صندلی چرخ‌دار کار کن و آن را بپذیر. در این مسیر به خودم گفتم من یک صندلی چرخ‌دار بزرگ دارم؛ این معلولیت است، اما من که مساوی با معلولیتم نیستم. من به صندلی برای تحرک نیاز داشتم. و من شروع کردم به یادگیری نحوهٔ کار با آن، فشاردادن با بازوی چپ و حرکت به‌سمت راست، حرکت بازوی راست به‌سمت چپ، بعد از مدتی شما می‌توانید متوجه شوید که صندلی چرخ‌دار در واقع نسبتاً پرسرعت است، و شما یاد می‌گیرید که چگونه آن را به جنبش در آورید و البته ناگفته نباید گذاشت که چند دانشجوی زیبای پرستاری هم آنجا بودند و آن‌ها هم انگیزهٔ مضاعفی بودند تا خودم را با شرایط تازه وفق بدهم. در این مسیر بود که کم‌کم من متوجه شدم که همه‌چیز امکان‌پذیر است.»

در نتیجهٔ چنین سفر روحی‌ای است که او می‌گوید: «من بدون یک دم درنگ به آن کامیون برمی‌گردم و بارها و بارها این کار را انجام می‌دهم، به‌خاطر مبارزه، به‌خاطر انسانیتی که تجربه کردم. و هدفی که من توانسته‌ام به سمتش بروم.» 

مدت کوتاهی پس از آن، هنسن در دانشگاه بریتیش کلمبیا ثبت‌نام کرد، جایی که او بعدتر اولین فرد مبتلا به معلولیت بود که با مدرک تربیت‌بدنی فارغ‌التحصیل شد. 

هنسن تری فاکس را به تیم بسکتبال با ویلچر «ونکوور کیبل کارز» دعوت کرد و آن‌ها دوستان خوبی برای هم شدند. 

او سپس عضو تیم ملی پارالمپیک کانادا شد و مدال‌های ملی و منطقه‌ای و جهانی مختلفی را کسب کرد. سفرهای ورزشی هنسن مداوم و بی‌وقفه بود، هرچند او همچنان موانع و مشکلات را در درون خود و در مکان‌هایی که رفت، تجربه می‌کرد. 

هنسن تأکید کرد که در سفر به سراسر جهان، در بسیاری از کشورهایی که افراد معلول حقوق ابتدایی بشر را هم نداشتند: «من ورزشکاران بسیاری را دیده‌ام با معلولیت‌های خود مبارزه می‌کردند، اما حتی بیشتر با جامعه‌ای که قرار بود از آن‌ها استقبال کند، مبارزه می‌کردند.» موانع اجتماعی، نگرشی و فیزیکی‌ای که نباید وجود داشته باشد. 

عکس از روابط عمومی دانشگاه واترلو
عکس از روابط عمومی دانشگاه واترلو

پس از مبارزه با نگرش خود نسبت به ناتوانی‌اش، هنسن از تمرکز ترحم‌آمیز بر خود به‌سمت تمرکز بر پتانسیل و توانایی حرکت کرد. و این جایی است که اغلب کانادایی‌ها ریک هنسن را با عنوان «مرد در حرکت» و برای انجام سفر حماسی ۴۰٬۰۰۰ کیلومتری در سراسر جهان بر روی صندلی چرخ‌دارش می‌شناسند. طی سال‌های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷، ریک با تیمش ۳۴ کشور جهان را طی کرد تا آگاهی در مورد پتانسیل افراد معلول و ایجاد جوامع قابل‌دسترس و فراگیر را افزایش دهد: «می‌دانستم که اگر بتوانم استعدادهای ورزشی‌ام را ترکیب کنم و در سراسر جهان بچرخم، شاید به تغییر نگرش و شروع یک جنبش کمک کند.»

اما او هنوز در حال یادگیریِ این بود که به خود اجازه دهد به دیگران تکیه کند.

هنسن گفت: «و اما تیم همراه من؛ باید به شما بگویم که آن‌ها چه تعهد عجیب و عظیمی به کار داشتند. بی‌وقفه روی تجهیزات و برنامه‌ریزی کار می‌کردند؛ یا آماندا، فیزیوتراپیست و بعدتر همسر من، متوجه شد که آسیب‌های من در طول مسیر (حداقل ۸ ساعت ویلچرراندن در هر روز) اغلب به این دلیل است که ما نسبت به شرایط زمین و جادهٔ پیش‌ِرو ناآگاهیم، بنابراین آن‌ها یک گروه را از قبل به جلو فرستادند تا شرح جزئیات مسیر را ضبط کنند. این گروه ازجمله یک ارتفاع‌سنج‌ پرواز داشتند و یک شیب‌سنج، و شروع به قراردادن همهٔ این‌ها در نوار کردند. تصور کنید در دههٔ هشتاد بدون جی‌پی‌اس و ایمیل آن‌ها هر روز اطلاعات را به ونکوور می‌فرستادند، و سپس کسی آن را رونویسی می‌کرد و آن را در یک کتابچهٔ راهنما قرار می‌داد و سپس آن را به ما ارسال می‌کرد و به ما امکان پیش‌بینی‌کردن شرایط و امکانات لازم و همین‌طور محاسبهٔ زمانی را که به هر شهر می‌رسیم، داد. بنابراین مردم در واقع می‌توانستند شروع به سازماندهی رویدادها در مسیر ما کنند. این واقعاً شروع کمک به هموارکردن راه کرد و نمادی از موفقیت ما مانند برنامهٔ بی‌نظیر در پل گلدن گیت در کالیفرنیا شد.»

به‌هر روی در طول تور جهانیِ «مرد در حرکت»، او فراز و نشیب‌های بسیاری تجربه کرد و بسیار آموخت و بزرگ‌ترین درسی که گرفت غلبه‌کردن بر «نمی‌توانم»ها بود.

به‌عنوان یک نقطهٔ اوج، ریک به یاد می‌آورد که تمام راه را تا پای دیوار بزرگ چین رفت، اما وقتی پله‌ها را دید به فیزیوتراپیست خود آماندا رید (که بعداً همسر او شد) گفت: «من نمی‌توانم آن بالا بروم.» 

این اولین جایی بود که او در تور با حسی مواجه شد که به او می‌گفت نمی‌تواند خود را به مقصد برساند. اما آماندا کلمات آرامش‌بخشی در چنته داشت: «نه ریک؛ ما تو را در هر مرحله از راه به‌عنوان تیم خود همراهی کردیم. حالا اجازه بده تو را از پله‌ها بالا ببریم.»

در پایان این تور سه‌ساله، هم ۲۶ میلیون دلار برای کمک به پروژه‌های آتی جمع‌آوری شد و هم این تلاش عظیم نمادین توانست نحوهٔ درک افراد جامعه را در نقاطی چون کشورهایی اروپایی، چین، اسرائیل، استرالیا، نیوزیلند و آمریکا تغییر دهد و در نتیجهٔ این دو توفیق، بنیاد ریک هنسن به‌عنوان بخشی از میراث این تور تأسیس شد تا بر تدوین و تدریس و اشاعهٔ مدل دسترس‌پذیری جهانی در دسترس‌پذیرکردن ساختمان‌ها و محیط‌های عمومی و همچنین به افزایش آگاهی، تغییر نگرش و حذف موانع شمول ادامه دهد.

و در همین فراز از سخن بود که ریک تأکید کرد: «هیچ دیواری در زندگی بیش‌ازحد سترگ نیست که نتوان بر آن فائق آمد؛ یا می‌شود از آن بالا رفت، یا به دلِ آن زد و از میانش عبور کرد، یا از زیر آن در اطراف آن و با دورزدنش. اما بالاخره ما می‌توانیم راه را پیدا کنیم.» 

و البته او در پایان بر این تأکید داشت که باوجود همهٔ این تلاش‌ها و تغییرات هنوز راه درازی در پیش است؛ به‌ویژه درزمینهٔ نگرش ناعادلانهٔ افراد غیرمعلول به افراد دارای معلولیت.

عکس از پروفسور لیلی لیو، رئیس دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو
عکس از پروفسور لیلی لیو، رئیس دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو

پس از پایان سخنرانی پرشورِ ریک، مایِنگِن هنری (از دانشمندان بومی عضو دانشکدهٔ سلامت) به صحنه آمد و پرِ عقاب را (که دارای بالاترین درجهٔ افتخار و احترام نزد بومیان است) به ریک هدیه داد که موردی نادر و بسیار خاص محسوب می‌شود.

نوشته مردی در حرکت مدام برای دسترس‌پذیرکردن جهان؛ گزارش اختصاصی از سخنرانی ریک هنسن در دانشگاه واترلو اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2024/06/24/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%ae%d9%86%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%87%d9%86%d8%b3%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%a7/feed/ 0 23158
ریک هنسن: هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است https://media.hamyaari.ca/2024/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/ https://media.hamyaari.ca/2024/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/#respond Wed, 12 Jun 2024 13:23:33 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=23049 گزارش اختصاصی از اعطای دکترای افتخاری دانشگاه واترلو به ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک کانادا، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت دکتر فرشید سادات‌شریفی – واترلو عکس‌ها از روابط عمومی دانشگاه واترلو روز سه‌شنبه ۱۱ ژوئن ۲۰۲۴ حوالی ۲:۳۰ بعدازظهر به‌وقت شرق کانادا، ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت اهل بریتیش کلمبیا، مفتخر به دریافت دکترای افتخاری از دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو شد. این...

نوشته ریک هنسن: هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گزارش اختصاصی از اعطای دکترای افتخاری دانشگاه واترلو به ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک کانادا، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت

دکتر فرشید سادات‌شریفی – واترلو

عکس‌ها از روابط عمومی دانشگاه واترلو

روز سه‌شنبه ۱۱ ژوئن ۲۰۲۴ حوالی ۲:۳۰ بعدازظهر به‌وقت شرق کانادا، ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت اهل بریتیش کلمبیا، مفتخر به دریافت دکترای افتخاری از دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو شد. این افتخار به‌پاس خدمات برجستهٔ او به حقوق، رفاه و سلامت افراد دارای معلولیت نه‌تنها در کانادا بلکه در سراسر جهان به ایشان اعطا شد. در ادامه، توضیحاتی از زبان رئیس دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو دربارهٔ این نشان و سپس ترجمهٔ سخنرانی ریک خطاب به دانشجویان فارغ‌التحصیل و سایر اعضای حاضر در این مراسم آورده شده است که با فاصلهٔ بسیار اندکی پس از مراسم و اختصاصاً برای رسانهٔ همیاری تهیه شده است. علاوه بر این، او روز دوشنبه ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ در دانشگاه واترلو سخنرانی الهام‌بخش و پرکششِ یک‌ساعته‌ای داشت که گزارش آن برنامه را می‌توانید در اینجا بخوانید.

********

در این مراسم پروفسور لیلی لیو، رئیس دانشکدهٔ سلامت دانشگاه واترلو، گفت: «ریک هَنسِن یک ورزشکار پارالمپیک کانادایی، فعال و نیکوکار شناخته‌شدهٔ بین‌المللی برای افراد دارای معلولیت است. او در دوران نوجوانی با حادثه‌ای مواجه شد که پاهایش را فلج کرد. اما در عوض، ریک حمایت از افرادی را که با معلولیت و آسیب نخاعی زندگی می‌کنند، به اشتیاق و کار و سرلوحهٔ زندگی‌اش تبدیل کرده است. او یک کانادایی مشهور است که به‌طور قابل‌توجهی دسترسی و فرصت‌های برابر را برای افراد دارای معلولیت بهبود بخشیده و کمک‌های شایانی به این اعضای جامعه کرده است تا سرزندگی آن‌ها را افزایش دهد و زندگی‌شان را غنی‌تر کند. ریک در راستای هدف خود، به اولین فرد دارای معلولیت تبدیل شد که با مدرک تربیت‌بدنی از دانشگاه بریتیش کلمبیا فارغ‌التحصیل شد. او در فعالیت‌های ورزشی مانند بسکتبال با ویلچر و کراس‌کانتری با ویلچر آن‌هم برای به‌چالش‌کشیدن انگ‌های مرتبط با معلولیت‌ها برتری و پیش‌گامی داشت. او ۱۹ جایزهٔ بین‌المللی ماراتن با ویلچر؛ بسیاری عناوین جهانی و ۹ مدال طلای پان‌آمریکن با ویلچر کسب کرد. ریک همچنین نمایندهٔ کانادا در بازی‌های پارالمپیک تابستانی ۱۹۸۴ بوده و سه بار قهرمان ورزشکار معلول سال کانادا شده است. او مدال الماس ملکه‌الیزابت و نشان بریتیش کلمبیا و همچنین نشان اعلای Order of Canada را دریافت کرده است. آقای هَنسِن زمانی که در سال ۱۹۸۵ سفر جهانی «مرد در حرکت» خود را آغاز کرد، دیدگاه جهان را نسبت به افراد دارای معلولیت تغییر داد.

تا سال ۱۹۸۷، او ۲۶ میلیون دلار برای تحقیقات ضایعات نخاعی جمع‌آوری کرد و آگاهی عمومی را دربارهٔ این مقوله افزایش داد تا زمینهٔ مشارکت افراد دارای معلولیت در جامعه‌ای فراگیر را فراهم آورد. این تور بیش از دو سال در ۳۴ کشور و بیش از ۴۰٬۰۰۰ کیلومتر را در بر می‌گرفت، ریک به‌طور متوسط ۸۵ کیلومتر و به‌مدت هشت ساعت در روز را با ویلچرش می‌پیمود؛ حتی به قلهٔ کوه‌های آلپ سوئیس رسید. هَنسِن پس از تور خود، بنیاد ریک هَنسِن را برای ادامهٔ فعالیت‌های جمع‌آوری کمک‌های مالی ایجاد کرد. تا به امروز، این بنیاد بیش از ۳۶۰ میلیون دلار برای تحقیقات در زمینهٔ آسیب نخاعی و برنامه‌های مرتبط با جوانان جمع‌آوری کرده است. برنامهٔ صدور گواهینامهٔ دسترس‌پذیری در بنیاد ریک هَنسِن هم مدل دسترس‌پذیری جهانی فضاهای عمومی را ترویج می‌کند تا همهٔ شهروندان بتوانند با تمام توان خود در عرصهٔ عمومی مشارکت کنند. 

آقای رئیس، به‌پاس قدردانی از دستاوردهای گران‌قدر او و برای تأثیرگذاری قابل‌توجهش در بهبود دسترس‌پذیری و ایجاد فرصت‌های برابر برای افراد دارای معلولیت، از شما می‌خواهم که مدرک دکترای حقوق honoris causa را به ریک هَنسِن اعطا کنید.»

هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است گزارش اختصاصی دکتر فرشید سادات‌شریفی از اعطای دکترای افتخاری دانشگاه واترلو به ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک کانادا، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت

پس از اعطای مدرک دکترای افتخاری به ریک هنسن، او با حاضران این‌گونه سخن گفت: «وای، چه افتخار باورنکردنی‌ای! من خیلی خوشحالم که اینجا در دانشگاه واترلو هستم. آقای رئیس، هیئت‌رئیسه، هیئت‌علمی و کارکنان دانشگاه، خانواده و والدین و صدالبته فارغ‌التحصیلان عزیز، یک‌یک ما دور هم جمع شده‌ایم تا این نقطه‌عطف را با هم جشن بگیریم. همهٔ ما با هم هستیم؛ از تمام اقشار، از سرتاسر گیتی و همگی با علایق و ارزش‌های مشترک متحد شده‌ایم تا یک‌ لحظهٔ مهم موفقیت و کامیابی را در سفرهای شخصی‌مان جشن بگیریم؛ سفرهایی برای تعیین اهداف، تعقیب رؤیاها، یافتن هدف و معنا و نهایتاً تحقق‌بخشیدن به‌ آن‌ها. 

اینک من به گذشته نگاه می‌کنم و شگفت‌زده‌ام. من، اهل ویلیامز لِیک، شهری کوچک در بریتیش کلمبیا هستم. ۵۰ سال پیش که در کنار جاده دراز کشیده بودم، به جعبه‌ابزار فولادی تکیه داده بودم و کمرم بعد از تصادفی وحشت‌بار خرد شده بود؛ پاهایم را لمس می‌کردم اما فهمیدم که بی‌حس‌اند و تکان نمی‌خورند. آن لحظه چه کسی می‌توانست امروز را تصور کند؟ پاهایم فقط مثل ژله تکان می‌خوردند، و من غرق در ترس و درد بودم و به نظر می‌رسید که تمام امیدها و رؤیاهای من همراه با ستون‌فقراتم در هم شکسته است. یک بوم خالی از جنس ناامیدی برابرم بود. احتمالاً آماده بودم که مهم‌ترین چیزی را که همه‌مان داریم، از دست بدهم: امید را. مهم نیست که در طول فرازونشیب پیچیده و وحشتناک زمان، در اوج درد و رنج چه اتفاقی می‌افتد؛ باید صبور بود، چون خیلی چیزها که به نظر می‌رسد نمی‌توانیم کنترلشان کنیم، همان چیزهایی‌اند که ما را به ادامه‌دادن با گام‌های کوچک وامی‌دارد. چنین حرکتی نه با تأکید روی معلولیت و بن‌بست که با تمرکز بر توانایی است که ادامه می‌یابد، چون ما این فرصت را می‌یابیم که جای خود را پیدا کنیم تا به آن بومِ تیرهٔ جلوی چشممان سروشکلی بدهیم و از پسِ روزنه‌های نور و رنگ و بافت و امید و امکانات، دنیای جدیدی را ایجاد کنیم. 

هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است گزارش اختصاصی دکتر فرشید سادات‌شریفی از اعطای دکترای افتخاری دانشگاه واترلو به ریک هَنسِن، ورزشکار پرافتخار پارالمپیک کانادا، نیکوکار و کارآفرین و مدافع حقوق افراد دارای معلولیت

آنچه برای من رخ داد، تشخیص این واقعیت بود که من هنوز همان شخصِ پیشین بودم، ماجراجو، ورزشکار، شخصی که واقعاً می‌خواست به کاوش در زندگی در کامل‌ترین شکل خود ادامه دهد، اما نمی‌توانستم این کار را به‌تنهایی انجام دهم. قبل از فیزیوتراپم که بعدتر همسرم شد، فرد مؤثر دیگر معلم تربیت‌بدنی‌ام در دبیرستان بود. روزی او از من پرسید: «با زندگی‌ات چه می‌خواهی بکنی؟» (زیرا من برای خودم متأسف بودم) و من گفتم: «نمی‌دانم؛ من قبلاً ورزش را دوست داشتم… » او گفت: «خب ریک، هیچ‌جا در تعریف یک ورزشکار نمی‌گویند که باید از پاهای خود برای ورزشکار‌بودن استفاده کنی.» حق با او بود. ورزش پارالمپیک آنجا بود و منتظرم بود. من فقط نیاز داشتم که برخی از دام‌های ذهنی‌ام را رها کنم. همان‌ دام‌هایی که بزرگ‌ترین معلولیتِ درونیِ ما هستند. با به‌چالش‌کشیدن آن‌هاست که ذهن آزاد و رها می‌شود. پس برای من، ورزش شد همه‌چیز؛ به‌دور دنیا سفر کردم، نمایندهٔ کشورم بودم، در همه‌جا با افراد دارای معلولیت ملاقات کردم که در واقع با چالش‌های مشابه، مواجه بودند (نگرش خودشان، نگرش جامعه، موانع فیزیکی). 

با دوستانم روی سکو صعود می‌کردم و یک پیروزی بزرگ را جشن می‌گرفتیم، اما کم‌کم و حدود یک دهه بعد متوجه شدم که احساس می‌کنم کمبود ناشی از معلولیتم نیازی به درمان ندارد تا به‌عنوان یک انسان در تمام زندگی‌ام مملو از ظرفیت و شکوفایی باشم. و اینْ به‌خاطر افرادی بود که به من ایمان داشتند؛ به‌خاطر خانواده و حامیان و معلمانم. مثل سال‌های دانشگاهم که استادی به من و کلاسمان یادآوری کرد که اگر بر تعالی تمرکز کنید، قانون ۱۰ هزار ساعت کلید موفقیت است. 

اما در پسِ همهٔ این‌ها چیزی که به‌عنوان یک قهرمان پارالمپیک برای من تکان‌دهنده بود، بی‌عدالتیِ جهانی در حق معلولان بود. حقوق بشر برای افراد دارای معلولیت عملاً وجود نداشت. امروز دنیا تغییر کرده و در بسیاری اوقات مردم و نهادها به تحقق شرایط عادلانه‌تر کمک می‌کنند. از آن روز تا اینجا، ما خیلی پیش رفته‌ایم، ولی بااین‌حال هنوز راه زیادی در پیش داریم. 

و چه خوب که من اینجا با نسل بعدی و در جمع فارغ‌التحصیلانی هستم که به‌خوبی می‌دانند که می‌توانند تغییر ایجاد کنند. آن‌ها اینجا آماده‌اند تا به‌سمت جلو بتازند و بتوانند به رؤیاهای خود برسند. من از شما جوان‌ترها می‌خواهم که به من بپیوندید، زیرا نسل شما با این نگرش آشناست که معلولیت در واقع می‌تواند چیز مثبتیای باشد؛ زیرا اگر موانع برطرف شود، توانمندیِ همه امکان‌پذیر است. ما در کنار هم این امکان را داریم که جنبشی جهانی را رقم بزنیم. از جنبش و تحول در زندگی ۱٫۳ میلیارد نفر از مردم صحبت می‌کنم که امروز با معلولیت زندگی می‌کنند. این جامعه‌ای بسیار عظیم است؛ بزرگ‌ترین اقلیت جهان که در نهایت همهٔ افراد در مرحله‌ای از زندگی‌شان به آن خواهند پیوست.

ساختار اجتماعی ما و شمول و عدالت و اقتصاد ما و فرهنگمان به این حرکت بستگی دارد. این یک ضرورت برای آیندهٔ کانادا و جهان است؛ جهانی که ما می‌خواهیم دنیایی سالم و فراگیر باشد. 

همهٔ این‌ها امروزه در کشور ما ارزش محسوب می‌شود که باعث برانگیخته‌شدن حس افتخار در درون من می‌شود که اهل چنین کشوری باشم؛ سرزمینی که نقاط قوت زیادی دارد، اما هنوز در حال پیشرفت است و راه زیادی در پیش دارد که شما بخشی از آن هستید. 

از این لحظه لذت ببرید؛ این موفقیت را جشن بگیرید. به فارغ‌التحصیلان تبریک می‌گویم. به کار خود ادامه دهید و هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است.»

نوشته ریک هنسن: هرگز رؤیاهای خود را رها نکنید؛ همه‌چیز ممکن است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2024/06/12/%da%af%d8%b2%d8%a7%d8%b1%d8%b4-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%b5%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/feed/ 0 23049
دکتر فرشید سادات‌شریفی: دسترس‌پذیرکردن جامعه برای عده‌ای ضروری ولی برای همهٔ جامعه مفید و سودمند است https://media.hamyaari.ca/2023/12/05/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c%d8%8c-%d9%be/ https://media.hamyaari.ca/2023/12/05/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c%d8%8c-%d9%be/#respond Wed, 06 Dec 2023 02:08:15 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21970 گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر ادبیات و فعال در نهادهای یاری‌رسانی به افراد دارای معلولیت سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور عکس کاور از حیفا ابی‌شاهین دکتر فرشید سادات‌شریفی، برای علاقه‌مندان به ادبیات به‌ویژه در شرق کانادا، چهره‌ای شناخته‌شده‌اند. ارتباط ما با دکتر سادات‌شریفی برای نخستین‌بار بیش از یک‌سال پیش برقرار شد و ایشان در شمارهٔ ۱۶۰ رسانهٔ همیاری، در مطلبی تحت عنوان «قند شنیداریِ پارسی در جزیرهٔ لاک‌پشت» به بررسی چند پادکست شنیدنی در...

نوشته دکتر فرشید سادات‌شریفی: دسترس‌پذیرکردن جامعه برای عده‌ای ضروری ولی برای همهٔ جامعه مفید و سودمند است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
گفت‌وگو با دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر ادبیات و فعال در نهادهای یاری‌رسانی به افراد دارای معلولیت

سیما غفارزاده و هومن کبیری پرویزی – ونکوور

عکس کاور از حیفا ابی‌شاهین

دکتر فرشید سادات‌شریفی، برای علاقه‌مندان به ادبیات به‌ویژه در شرق کانادا، چهره‌ای شناخته‌شده‌اند. ارتباط ما با دکتر سادات‌شریفی برای نخستین‌بار بیش از یک‌سال پیش برقرار شد و ایشان در شمارهٔ ۱۶۰ رسانهٔ همیاری، در مطلبی تحت عنوان «قند شنیداریِ پارسی در جزیرهٔ لاک‌پشت» به بررسی چند پادکست شنیدنی در کانادا پرداختند که با استقبال خوب مخاطبان مواجه شد.

چندی پیش فرصتی دست داد تا برای نخستین‌بار در ونکوور از نزدیک با ایشان که برای مأموریت کاری به ونکوور آمده بودند و میهمان نشست کافه راوی شده بودند، دیداری داشته باشیم، و پس از آن به‌طور اجمالی با فعالیت‌های دیگرشان در خارج از حوزهٔ ادبیات و به‌ویژه در زمینهٔ کمک به افراد دارای معلولیت آشنا شویم. دکتر سادات‌شریفی که خودشان به‌صورت مادرزادی با معلولیت جسمی زندگی می‌کنند، حالا در نهادی که کارش کمک به افراد دارای معلولیت است، به‌صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کنند و می‌کوشند موانع موجود بر سر راه این افراد را برای مشارکت در اجتماع از سر راهشان بردارند.

به‌مناسبت سوم دسامبر، روز جهانی افراد دارای معلولیت، گفت‌وگویی با دکتر سادات‌شریفی داشتیم تا بیشتر با ایشان و فعالیت‌هایشان هم در حوزهٔ ادبیات و هم در زمینهٔ کمک به افراد دارای معلولیت آشنا شویم و همچنین از ایشان دربارهٔ تجربهٔ زیسته‌شان به‌عنوان فردی دارای معلولیت بشنویم که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم.

* *‌ * * *

با سلام و سپاس از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید، لطفاً برای آن دسته از خوانندگانی که کمتر شما را می‌شناسند، خودتان را معرفی کنید و بفرمایید که چرا به کانادا مهاجرت کردید، چند وقت است به اینجا آمده‌اید و در چه شهرهایی زندگی کرده‌اید؟

با درود و سپاس از فرصتی که برای این گفت‌وگو در اختیار من قرار دادید، من فرشید سادات‌شریفی هستم، متولد تیرماه ۱۳۶۳ برابر با ژوئیهٔ ۱۹۸۴. در شیراز به دنیا آمدم و با یک معلولیت جسمی مادرزادی (CP) زندگی می‌کنم. از سال ۲۰۱۵ در جست‌وجوی زندگیِ کم‌تبعیض‌تر به کانادا آمده‌ام و در شهرهای مونترآل، اتاوا و کیچنر-واترلو زندگی کرده‌ام.

بسیاری از دوستداران ادبیات به‌ویژه در شرق کانادا، با فعالیت‌های ادبی و فرهنگی شما آشنایند. حضور شما در نشست اخیر کافه راوی در ونکوور هم به آشنایی بیشتر علاقه‌مندانِ ادبیات در غرب کانادا با شما و فعالیت‌های ادبی‌تان کمک کرد، هرچند در این گفت‌وگو می‌خواهیم بر فعالیت‌های حرفه‌ای شما دربارهٔ کمک به افراد دارای معلولیت تمرکز کنیم، ولی سپاسگزار می‌شویم کمی هم دربارهٔ فعالیت‌های فرهنگی و ادبی‌تان و مجموعهٔ علمی ادبی سماک برایمان بگویید.

برای سخن‌گفتن از این فعالیت‌ها بهتر است نقبی به تحصیلات و فعالیت‌هایم در شیراز بزنم. من در شیراز از مقطع لیسانس تا پسادکتری ادبیات فارسی را با رتبهٔ ممتاز گذراندم و برندهٔ جوایزی چون مدال طلای المپیاد ادبی و جشنواره‌های پژوهشی مانند خوارزمی و به‌همین ترتیب دانشجوی نمونهٔ دانشگاه شیراز و کل کشور بودم. 

پس از اینکه در این دانشگاه و دیگر مؤسسات آموزش عالی شهر شیراز و بوشهر و تهران تدریس کردم، تقاضایی را برای هیئت‌علمی‌شدن در دانشگاه شیراز فرستادم؛ که روزی مراحل سنگ‌اندازی‌ها و بازی‌های اداری‌اش را می‌توانم به رمان طنز بلندی تبدیل کنم. سرتان را به درد نیاورم، نهایتاً بعد از فرستادن تقاضا به دانشگاه شیراز و چندین دانشگاه دیگر، مشخص شد که من علی‌رغم رزومهٔ خوب و سابقهٔ تدریس با نمرهٔ ارزیابی بسیار بالا، امکانِ به‌اصطلاح «جذب» در این دانشگاه‌ها را ندارم به‌دلیل اینکه گمان می‌کنند استخدام یک فرد با معلولیت جسمی بسیار گران است یا حداقل این امر را بهانه می‌کردند. 

©HayfPhotography عکس از حیفا ابی‌شاهین
عکس از حیفا ابی‌شاهین

طبعاً این برخورد، علی‌رغم انتشار ۱۴ کتاب و بیش از ۲۰۰ مقاله تا آن روز و گرداندن «کافه‌هنر گلستان» که اولین کافه‌کتاب شیراز در نوع خود بود، و بسیاری فعالیت‌های دیگر، برای من بسیار دردناک و افسردگی‌آور بود. 

این‌همه، هم‌زمان شد با مهاجرت خواهر بزرگم به استان کبک کانادا و من به دعوت او در تابستان ۲۰۱۵ به کانادا و به مونترآل آمدم تا تجدید قوا و بازیابیِ روحیه کنم. باتوجه‌به جامعهٔ ایرانی غنی و قدیمی مونترآل، گروه‌های مختلف این شهر برای من سخنرانی‌های ادبی متعددی ترتیب دادند و بعد به‌طور مکرر بیشتر هم شد و در ۱۲ هفتهٔ مدت اقامتم، ۱۴ سخنرانی انجام دادم که پنج تای آن‌ها در دانشگاه مک‌گیل و دربارهٔ ادبیات‌معاصر فارسی بود. 

به‌واسطهٔ این سلسلهٔ پنج‌گانه، با استادی ایران‌شناس در دانشگاه مک‌گیل آشنا شدم به‌نام پروفسور ستراگ مانوکیان که پس از مدتی به من پیشنهاد دادند که به‌عنوان محقق مهمان و دستیار پژوهشی ایشان فرصت کار در مک‌گیل را از دریافت کنم و از بهار ۲۰۱۶ به کانادا برگردم. 

طبعاً باتوجه به اینکه خیلی فضا را باز و آماده دیدم و درست نقطهٔ مقابل ایران بود، این فرصت را پذیرفتم و فرصت مطالعاتی که معمولاً یک یا دو سال است برای من توانست چهار سال به طول بینجامد: از مهٔ ۲۰۱۶ تا مهٔ ۲۰۲۰ من در دانشگاه مک‌گیل کار و پژوهش کردم و حاصل یکی از پژوهش‌های آن دوره در حقیقت کتاب آخر من با نام «کارِ سبک‌باران» است که نگاهی روان‌شناسانه به شعر حافظ دارد.

روی جلد کتاب کارِ سبک‌باران، نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
روی جلد کتاب کارِ سبک‌باران، نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی

این پیشینهٔ آکادمیک چطور به بنیان‌گذاری گروه سَماک پیوند خورد؟

به‌موازات کار دانشگاهی با نهادهای مختلف، در باهمستان ایرانی نیز شروع به همکاری کردم؛ نهادهایی مانند فرهنگ‌سرای سینا؛ مجلهٔ هفته، کتابخانهٔ نوروززمین، انجمن دانشجویان ایرانی مک‌گیل، باشگاه کتاب مونترآل و نهادهای دیگر. 

در این مسیر به‌هرحال خیلی از دوستانی که در برنامه‌های ادبی و میان‌رشته‌ایِ من شرکت می‌کردند، کم‌کم به من پیشنهاد دادند که به‌جای (یا ضمنِ) کارکردن با نهادهای دیگر، مجموعهٔ فرهنگیِ خودم را هم راه‌اندازی کنم. پس از یک دورهٔ آزمایشی و غیررسمی از سپتامبر ۲۰۱۷ تا آوریل ۲۰۱۹، سرانجام در این زمان با همراهی خواهرم و جمعی از حامیان، پروژهٔ «سَماک» ابتدا در قالب یک گروه علمی‌آموزشی و سپس در قالب یک مؤسسهٔ بزرگ‌تر و ثبت‌شده در کبک و فدرال کانادا شکل گرفت. 

و «سماک»، خود چندمعنی دارد:

– ستارهٔ درخشنده (کنایه از پیداکردنِ راهمان در سرزمین تازه و راه‌های ناآشنای پس از مهاجرت) و نیز بسیاری معناهایِ سرواژه‌ای مثلِ: س: ساده، سودمند، سرگرم‌کننده؛ م: میان‌رشته‌ای، مهارتی؛ ا: ادبی، آموزشی، اطلاع‌رسان؛ ک: کاربردی، کتاب‌دوست، کارگاهی و از دلِ همین سرواژه‌های یک شعار هم درآمد: سَماک، سلامِ ماست به ادبیاتِ کاربردی.

از این نگاه، هدف سماک نشان‌دادن کاربردهای مفید و رهایی‌بخشِ ادب و فرهنگ در زندگی روزمره است تا ادبیات را از یک امر تزئینی و موزه‌ای به پدیده‌ای کاربردی و اثربخش تبدیل کند.

به‌عنوان زیرمجموعهٔ این پروژه، ما دو پادکست ادبی «مجلهٔ شنیداری سَماک» و «مولاناخوانی» را راه‌اندازی کردیم؛ در کنارِ برنامه‌های متعدد فرهنگی و بینارشته‌ای و کلاس‌ها و کارگاه‌های ادبیات زبان‌شناسی، داستان، و روان‌شناسی، و به‌همین ترتیب انتشار کتاب و جلسات کتاب‌خوانی و فعالیت‌هایی ازاین‌دست. 

گروه سماک

شما پیشینه‌ای غنی در حوزهٔ ادبیات دارید، برای همین شاید بد نباشد پیش از اینکه دربارهٔ فعالیت‌های خودتان در زمینهٔ کمک به افراد دارای معلولیت صحبت کنیم، کمی به بحث واژه‌گزینی در این حوزه بپردازیم. ظاهراً بحث دربارهٔ استفاده از واژه‌ای مناسب برای توصیف افراد دارای معلولیت، هم در ایران و هم در خارج از ایران، بسیار داغ است و شاید هنوز اجماعی کامل روی گزینش بهترین واژه از بین واژه‌های متداول شکل نگرفته باشد. در فارسی واژه‌هایی مانند «دارای معلولیت»، «کم‌توان»، «فرد دارای ناتوانی» و «فردِ با توانایی متفاوت» به‌جای واژهٔ معلول توصیه شده است. سازمان ملل متحد هم در راهنمایی که منتشر کرده واژه‌ٔ انگلیسی «person with disability» را توصیه کرده است و پیشنهاد کرده از واژه‌هایی مانند «disabled person»،‏ «handicapped»، ‏«person with special needs»، ‏«handicapped»، ‏«person living with a disability» و ‏‏«differently abled» استفاده نشود. همین بحث دربارهٔ معادلی مناسب برای واژه‌ای مانند «accessibility» نیز هست که عده‌ای آن را به «دسترس‌پذیری» و عده‌ای دیگر به «دسترسی» ترجمه کرده‌اند. به‌نظر شما کدام‌یک از این واژه‌ها در هر دو زبان فارسی و انگلیسی گزینه‌های مناسب‌تری‌اند و چرا؟ 

با تشکر ویژه از شما برای مطرح‌کردن چنین سؤال مهمی در مورد قدرت کلمات، به‌ویژه باتوجه به بحث‌های جاری در مورد موضوع در زبان فارسی، مهم‌ترین نکته استفادهٔ آگاهانه از زبانی است که دارای احترام و فراگیری همهٔ افراد باشد. از این نگاه دستورالعمل‌های سازمان ملل متحد چارچوب مفیدی برای این امر فراهم می‌کند و ما باید تلاش کنیم تا واژگان مرتبط با معلولیت را «انگ»‌زدایی کنیم و به‌جای نگرانی از واژهٔ معلولیت از اصطلاحات و ترکیباتی استفاده کنیم که واقعیت تجربیات افراد را بدون پزشکی‌سازی یا محدودکردن فراهم کند. از این دید، مثلاً توان‌خواه و توان‌یاب واژه‌های خوبی نیستند؛ زیرا اولاً معلولیت را صرفاً به امر پزشکی تقلیل می‌دهند و ثانیاً فرد معلول را مساوی مشکل و ناتوانی‌اش می‌بینند.

نتیجتاً به‌جای handicapped و disabled که حالت انگِ ماندگار دارند، بهتر است a person with disabilities به کار رود که نشان می‌دهد این فرد علاوه بر تمام ویژگی‌هایش (استعداد و شخصیت و هویت و دارایی و…) مشکلات و محدودیت‌هایی هم دارد.

کلماتی مثل different ability و diversability هم همین مشکلِ بددانستن و انگ‌زدن به واژهٔ معلولیت را در خود دارند. به‌طور خلاصه و بر اساس میثاق جهانی افراد دارای معلولیت، بهتر است در نامیدن آن‌ها نکات زیر را رعایت کنیم: 

۱. از فرد معلول یا ترجیحاً دارای معلولیت استفاده کنیم یا اگر معلولیتِ خاص آن فرد را می‌دانیم، دقیق‌تر اشاره کنیم: فردِ دارای محدودیت حرکتی. 

۲. اگر نمی‌دانیم فردی را چگونه خطاب کنیم، از خودش بپرسیم و اگر پیشنهادی داد، بپذیریم. چون این انتخاب هر فرد است که بخواهد چگونه به معلولیتش اشاره شود. 

۳. از انگ‌زدن به واژگان معلولیت و disability و مثلاً خطاب‌کردن افراد نابینا با روشن‌دل یا diversability به‌جای disability بپرهیزیم. چون هم مورد توافق جوامع افراد دارای معلولیت نیست و هم به‌عنوان یک اصلاح حقوقی و اجتماعی در اسناد مربوطه پذیرفته نشده است.

لطفاً دربارهٔ خدمات و فعالیت‌های «Untapped Accessibility» برایمان بگویید. ظاهراً این نهاد بنگاهی اجتماعی (social enterprise) است. هرچند ما پیش‌ازاین دربارهٔ بنگاه‌های اجتماعی در نشریه صحبت کرده‌ایم، ولی شاید بد نباشد شما هم در این زمینه توضیحاتی بفرمایید. نقش و مسئولیت شما در این نهاد چیست و در چه زمینه‌ای کار می‌کنید؟

سابقهٔ کار من در حیطهٔ دسترس‌پذیری که نهایتاً به همکاریِ فعلی با مجموعهٔ Untapped Accessibility منجر شد، با همه‌گیری کرونا در پیوند است. با به‌پایان‌رسیدن دوران کاری من در مک‌گیل در اثرِ آغاز پاندمی کرونا، و همین‌طور اینکه هم‌زمان شد با ازدواجم، من به اتاوا رفتم و در آنجا فعالیت‌های سماک به‌طور آنلاین ادامه و بسیار هم گسترش پیدا کرد، و الان هم همچنان در شهر کیچنر-واترلو به‌صورت حضوری، نیمه‌حضوری و برخط ادامه دارد. 

اما در گام بعدتر و در جست‌وجوی یک فضای تازه‌تر و تجربه‌های نو، من مایل بودم که علاوه بر این کارهای پژوهشی و دانشگاهی و فرهنگی، کار در بازار کاری غیرآکادمیک کانادا را هم تجربه کنم. 

دکتر فرشید سادات‌شریفی در کنار همکارانش در Untapped Accessibility‏.jpeg- حیفا ابی‌شاهین
دکتر فرشید سادات‌شریفی در کنار همکارانش در Untapped Accessibility‏ – عکس از حیفا ابی‌شاهین

باتوجه‌به اینکه در ایران همواره تبعیض‌های ناشی از معلولیت و مشکلِ دسترسی‌پذیری را تجربه کرده بودم، بر حسب علاقه و کنجکاوی در دورهٔ شهربندانِ کووید، دوره‌های برخطی در زمینهٔ دسترس‌پذیری (accessibility) را گذراندم و به‌تدریج وارد کار در این حیطه شدم. ابتدا و در واترلو، با مجموعهٔ Accessibrand شروع به همکاری کردم که در حقیقت با حضور افراد دارای معلولیت محصولات مختلف را دسترس‌پذیر می‌کند، که کار ارزشمند و منحصربه‌فردی است، چون معلولیت افراد را به‌جای محدودیت، به یک تجربهٔ زیستهٔ ارزشمند و قابل‌اعتنا تبدیل می‌کند که می‌تواند جهان را دسترس‌پذیرتر کند. من در این استارتاپ پیشرو به‌مدت حدود دو سال نقش مدیر پروژه را داشتم و دوره‌های متعدد دسترس‌پذیری و مدیریت پروژه را هم گذراندم. 

ورود به این کار و زیستن در استان‌های مختلف کانادا سبب شد که من با نگاه‌های متفاوتِ دولت‌های استانی به مقولهٔ دسترس‌پذیری هرچه بیشتر آشنا شوم. می‌توانم بگویم که این مقوله در کبک بیشتر پزشکی‌محور، در انتاریو بیشتر معطوف به کسب‌وکار، اما در بریتیش‌کلمبیا بسیار جامعه‌محور است که بهترین و جامع‌ترین رویکرد است.

از دیگر سو، تجربه‌ای سیزده‌ساله در پیاده‌کردن قوانین مربوطه در انتاریو وجود دارد، درحالی‌که در بریتیش‌کلمبیا تنها سه سال است که شروع شده است. به‌همین دلیل، مجموعهٔ Untapped Accessibility در ونکوور به‌دنبال افرادی با تجربهٔ پیشینی می‌گشت که به تیمشان بپیوندند و من نیز از ماه مهٔ امسال در این مجموعه مشغول شده‌ام.

مجموعهٔ ما به صاحبان مشاغل مختلف و به‌ویژه نهادهای دولتی و عمومی کمک می‌کند که بتوانند راهبرد دسترس‌پذیری (Accessibility Plan) مناسب ارگان خود را متناسب با BC Accessibity Act تدوین و اجرا کنند و اطمینان یابند که افراد هرچه بیشتر و متنوع‌تری بتوانند با کمترین موانع از خدمات دولتی و عمومی استفاده کنند. 

بنابراین، من در جایگاه مدیر پروژه، به‌طور روزمره بر پروژه‌ها و خدماتی ازاین‌دست نظارت دارم:

«راهبرد دسترس‌پذیری» (Accessibility Plan)؛ کوچینگ شمول معلولیت (Disability Inclusion) که به تسهیل استخدام و اشتغال معلولان می‌پردازد، آموزش‌های موردبه‌مورد (نفربه‌نفر و ویژه برای نیازهای هر سازمان) و نیز شیوهٔ طراحی و اجرای مکانیزم‌های نظردهی و بهبود (Feedback Mechanism) که راه را برای بهبود جامعه ازطریق بازخوردهای افراد معلول هموار می‌کند.

دربارهٔ بنگاه‌های اجتماعی باید بگویم، ارگان‌ها و مجموعه‌ها و شرکت‌هایی‌اند که در حقیقت در اقدامات خود، اعم از استخدام، سیاست‌گذاری اشتغال و حتی فعالیت‌های اقتصادی، علاوه بر سود و صرفه، جنبۀ اجتماعی و اثرات فرهنگی و زیست‌محیطی کار و فعالیت خود را به طور سازمان‌یافته رصد می‌کنند و علاوه بر سود، به تمام این تصویر بزرگ و تمام عواملی که عرض کردم، به‌طور کامل اشراف دارند و در انتخاب‌هایشان تأثیر مستقیم دارد. به‌این معنا، مجموعهٔ Untapped Accessibility هم در حقیقت نه‌تنها مشاور و کمک‌رسان نهادهایی است که می‌خواهند دسترس‌پذیرتر و همه‌شمول‌تر باشند، بلکه در تمام سیاست‌های خود در اشتغال‌زایی، استفاده از معلولان توانمند و در اهداف و چشم‌انداز بلندمدت نیز تمام این نکات ظریف و اثرگذاری درازمدت اجتماعی آن را مد نظر دارد.

عکس از وریا حواری‌نسب
عکس از وریا حواری‌نسب

گمان می‌کنم شما در تهیهٔ پادکست‌هایی در زمینهٔ دسترس‌پذیری مشارکت دارید، در یکی از این پادکست‌ها به این جمله اشاره شده بود: «Accessibility is the solution, but the disability is the opportunity!‎». معنای واقعی این جمله چیست؟

با درود بر دقت نظر شما در گوش‌دادن پادکست انگلیسی (Why Access Matters) که من تهیه‌کنندهٔ آن بودم! 

این جمله را دوست و الگوی من، دیوید دِیم (David Dame)، در مصاحبه‌اش با پادکست ما مطرح کرد. او علی‌رغم داشتن سی‌پیِ شدید مدیر ارشد دسترس‌پذیری در کل شرکت مایکروسافت است و این جمله را به‌عنوان یکی از رهبران شمول معلولیت در دنیا بر زبان آورد. مراد او این است که اگر در دسترس‌پذیری ما به رفع موانع و مشکلات فکر می‌کنیم، اما معلولیت افراد یک مشکل نیست بلکه فرصتی است برای متفاوت‌نگاه‌کردن به موقعیت‌ها و بهبودبخشیدنِ جامعه به‌نحوی‌که نه فقط برای معلولان بلکه برای همه بهتر است. 

برای اینکه این نگاه را کمی برای شما ملموس‌تر کنم، نمونه‌ای می‌آورم: به این مثال، در اصطلاح curb cut effect می‌گویند. الان تقریباً در همه جای کانادا و در قسمت‌هایی که پیاده‌رو به خیابان وصل می‌شود، شما شیب اندکی را می‌بینید که رفته‌رفته هم سطحِ خیابان می‌شود. نام این شکل از برش و شیب curb cut است. شاید در نگاه اول به نظر بیاید که این فقط برای افراد دارای معلولیت بر روی ویلچر یا اسکوتر طراحی شده، اما در حقیقت، این طراحی نه فقط برای ویلچر و اسکوتر، بلکه برای طیف وسیعی از افراد و موقعیت‌ها سودمند است، مثلاً زمانی که سطح پیاده‌رو لغزنده باشد یا برای والدی که کالسکهٔ فرزند خود را هدایت می‌کند یا برای فردی که کیسه‌های سنگین خرید را در دست دارد یا در زمانی که فردی از یک محدودیت موقت مثل شکستگی پا رنج می‌برد، یا عزیز سالمندی که مشکل حفظ تعادل دارد. این طراحی برای همهٔ این‌ها قابل‌استفاده و یاری‌رسان است. 

در نتیجه آنچه دیوید می‌گوید این است که نگاه‌کردن از دید افراد دارای معلولیت فرصت بی‌نظیری برای برابرترکردن جامعه ایجاد می‌کند که همه از آن نفع می‌برند. در همین راستا، جملۀ مهمی به انگلیسی هست که می‌گوید:

Accessibility is essential for some of us but beneficial for all of us.‎ 

دسترس‌پذیرکردن جامعه برای عده‌ای ضروری ولی برای همهٔ جامعه مفید و سودمند است.

به‌نظر شما مهم‌ترین مشکل بر سر راه افراد دارای معلولیت برای حضور بیشتر آن‌ها در محیط‌های کاری، علمی و آموزشی چیست؟ 

به‌باور من موانع نگرشی یا attitudinal barriers مهم‌ترین مانع حضور فعال و موفق افراد اقلیت ازجمله افراد دارای معلولیت در جامعهٔ کاناداست. 

به‌این معنا که هم فرد دارای معلولیت از توانایی‌های خود و امکانات محیط و قوانین حمایتی کم‌اطلاع است، هم معمولاً خانواده‌ها از این موارد اطلاع ندارند و هم به‌ویژه کارفرماها از استخدام چنین افرادی کمتر استقبال می‌کنند که البته این یکی رو به بهترشدن است، چون در کانادا مجموعه‌ای از پیشرفته‌ترین قوانین برای حمایت از فرصت‌های برابر وجود دارد و کافی است که افراد با جست‌وجوی مناسب و تماس با مشاوران مناسب، مسیر متناسب با فردیت و توانایی‌ها و علایق خود را پیدا کنند. 

چه خدمات و امکاناتی در کانادا برای کمک به افراد دارای معلولیت به‌منظور حضور هرچه بیشتر و آسان‌تر آنان در اجتماع و محیط‌های کاری و آموزشی، وجود دارد؟

در مسیر کاریابی همه می‌دانیم که هم آژانس‌های استانی و هم فدرال متعددی وجود دارند که کمک می‌کنند، اما نکتهٔ مهمی که اغلب مردم اطلاع ندارند آن است که بعضی از این آژانس‌ها مختص افراد دارای معلولیت‌اند، مثل OpenDoor Group در بریتیش‌کلمبیا و CCRW در سرتاسر کانادا.

در زمینهٔ آموزش هم در هر کدام از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی، دفتر مربوط به دانشجویان دارای معلولیت وجود دارد و به‌نظر من اولین جایی است که چنین افرادی باید مراجعه کنند و تشکیل پرونده بدهند. این دفاتر با کارمندان آموزش‌دیده‌ای که دارند، براساس موقعیت هر فرد امکانات متناسب و رایزنی‌های لازم را برای تسهیل تحصیلات باکیفیت افراد دارای معلولیت انجام می‌دهند.

عکس از وریا حواری‌نسب
عکس از وریا حواری‌نسب

در کانادا اگر در مکان‌های عمومیِ دولتی یا خصوصی مانع یا شکافی در خدمات دسترس‌پذیری وجود داشته باشد، آیا قانونی برای ملزم‌کردن دولت یا مالک آن مکان خصوصی به برطرف‌کردن این شکاف‌ها یا موانع وجود دارد؟ و اگر پاسختان مثبت است چطور باید این کار را کرد؟

بله، بر اساس Accessible Canada Act و قوانین استانی، چنین کمبودها و موانعی قابل‌پیگیری است، اما باز هم این پرسش شما بسیار ظریف و پیچیده است و بسیار بستگی به مورد خاصش دارد. اگر کسب‌وکاری خصوصی باشد، مثلاً وقتی ورودی کافی‌شاپی دسترس‌پذیر نیست، شما حق دارید درخواست کنید بیرون از مغازه سفارش شما را بگیرند، دستگاه کارت‌خوان را برای شما بیاورند تا بپردازید و جز آن. اما اگر در بخش دولتی، آژانس‌های زیرمجموعهٔ دولت یا به‌اصطلاح Crown Agency و خدمات عمومی مانند مدارس و کتابخانه‌هاست، شما این حق را دارید که راه جایگزین و دسترسی جایگزین را طلب کنید و ایشان موظف‌اند بسته به مورد مشخصی از واکنش لحظه‌ای و آنی، تا دو ماه (حسب مورد) به درخواست شما جواب بدهند و در حقیقت راه مناسب‌سازی‌شده (یا accommodation) را در اختیار شما بگذارند و اگر تخلف کنند، به‌راحتی امکان پیگیری و شکایت وجود دارد. اولین گام هم پیداکردن feedback form است، و در صورت جواب‌نگرفتن، قدم دوم، ارسال ایمیل است و سپس پیگیری تلفنیِ همان ایمیل تا نشان دهد شما جدی و پیگیرید. سپس اگر جواب ندادند، رفتن به قسمت complaint escalation (فرستادن شکایت به مدیران بلندمرتبه) است که باید تمام سوابق پیگیری خود را مستند کنید و بنویسید، و اگر مشکل را حل نکنند، قضیه را رسانه‌ای می‌کنید. معمولاً در این مرحله یا پس از رسانه‌ای‌شدن مشکل را حل می‌کنند، و در معدود مواردی که حل نمی‌شود ان‌جی‌اوها و وکلایی هستند که به‌رایگان از طرف شما مورد را به دادگاه می‌برند. کمااینکه الان مشکلات حمل ویلچر معلولان در پروازهای ایرکانادا رسانه‌ای شده و این مجموعه را با مشکلات و فشار مواجه کرده و از ۲۰۲۵ باید تمام شیوه‌نامهٔ مرتبط با مسافران دارای معلولیت را تغییر دهند. نمونهٔ دیگر شرکت خدمات ریلی کانادا (Via Rail) است که در سال ۲۰۱۳ با شکایت و محکومیت سنگینی روبه‌رو شد و امروز بسیار بسیار بیش از سایر خطوط برای معلولان مناسب‌سازی شده است که نشان می‌دهد اگر حق خود را با صبر و سماجت پیگیری کنیم، به‌نفع همگان خواهد بود.

به‌عنوان فردی دارای معلولیت که تجربهٔ زندگی و تحصیل در بالاترین رده‌های دانشگاهی را هم در ایران و هم در کانادا داشته‌اید، تفاوت‌های جامعه و محیط علمی و آموزشی در این دو کشور را برای افراد دارای معلولیت چطور می‌بینید؟

در مقایسهٔ محیط‌های آموزشی ایران و کانادا، مهم‌ترین و البته تأسف‌بارترین تفاوتی که می‌توانم اشاره کنم، این است که در ایران اصولاً به‌جز کارهای داوطلبانه‌ای که خود دانشجویان برای کمک انجام می‌دادند، هیچ امکانات خاصی فراهم نبود. من علی‌رغم انتشار ده‌ها کتاب و مقاله، هیچ‌گاه نتوانستم از کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه شیراز استفاده کنم، اما برعکس، وقتی که به مک‌گیل آمدم، تمام امکانات لازم نه‌فقط برای آموزش و پژوهش، بلکه برای فعالیت‌های روزمره و حتی رفت‌وآمد از محل زندگی به دانشگاه و حتی مناسب‌سازی ساختمان محل سکونتم انجام شد. طبعاً بعضی از آن‌ها به‌فوریت صورت گرفت و برخی چندین ماه طول کشید، اما همه انجام شد و در تمام مراحل بسیار همراه و سپاسگزار و عذرخواه بودند. درست به‌خلاف ایران که اگر هم کمکی می‌شد، از طرف افراد بود، اما سیستمِ حاکم در ایران به‌صورت «همینی‌ست، که هست» با همهٔ مشکلات برخورد کرده و می‌کند و جلوی فعالان را هم می‌گیرد. 

توصیهٔ شما به افراد دارای معلولیت برای حضور فعال‌تر در اجتماع چیست؟

خودم را در جایگاهی نمی‌بینم که به کسی توصیه‌ای بکنم، فقط چند تلاش و یادآوری روزمره را که خودم برای خودم تکرار می‌کنم اینجا می‌نویسم شاید برای دیگران هم مناسب باشد:

اول: این وضعیتی که ما به‌عنوان افراد دارای معلولیت با آن زندگی می‌کنیم، هرلحظه در اثر تصادف یا افزایش سن یا هر چیز دیگر ممکن است برای هر فردِ به‌ظاهر سالمی هم اتفاق بیفتد، در نتیجه نباید بگذاریم که این تفاوت ما را از دیگران جدا و ایزوله کند؛ 

دوم: درست است که زیستن با معلولیت رنج‌ها و حتی مخارج مضاعف خود را دارد، ولی در کشوری مثل کانادا با امکاناتی که می‌شود به دست آورد و همین‌طور مثلاً قوانین مثل معافیت‌های مالیاتیِ افراد دارای معلولیت، ما باید تا می‌توانیم از امکانات موجود آگاه باشیم و از آن‌ها در جهت زندگی سالم‌تر و جذب در جامعه و ایفای نقش خلاق و مولد استفاده کنیم؛

سوم: از شکایت و پیگیری در برابر مشکلاتی که می‌بینیم نترسیم. اینجا مشکلات هست، اما امکان و ارادهٔ تغییر هم هست؛ 

در درجهٔ بعد: مراقبت‌های روحی و پزشکی و سبک زندگی را جدی بگیریم که هم زندگی خودمان را سالم‌تر می‌کند و هم اطرافیان را؛

و در نهایت: باتوجه‌به این آگاهی‌ای که نسبت به تساوی‌خواهی برای معلولان و اقلیت‌ها ایجاد شده، ما نه‌تنها باید از این فرصت برای ارتقای زندگی شخصی استفاده کنیم، بلکه باید به دیگران هم آگاهی و توانایی دهیم. آگاه‌سازی و توانمندسازی هر یک نفر، به‌نفع همۀ ما و کل اجتماع است.

عکس از وریا حواری‌نسب
عکس از وریا حواری‌نسب

اگر صحبت دیگری با خوانندگان ما دارید، لطفاً بفرمایید.

لطفاً در پایان این گفت‌وگو سپاس من را از این فرصت بپذیرید. همچنین خوانندگان عزیز را درود می‌فرستم بابت وقتی که صرف خواندن این مطلب کردند. اگر هر کدام از خوانندگان پیشنهاد پرسش یا انتقادی نسبت به مطالب این گفت‌وگو داشتند یا علاقه‌مند بودند که با کارهای سماک و دوره‌های آن بیشتر مرتبط شوند یا دارای معلولیت‌اند و احیاناً پرسشی در این زمینه دارند، باعث خوشحالی و دلگرمی است که با من تماس بگیرند و در حد و اندازهٔ وقت اندک و توان ناچیزی که دارم، در خدمتشان باشم.

با سپاس دوباره از وقتی که برای این گفت‌وگو گذاشتید.

نوشته دکتر فرشید سادات‌شریفی: دسترس‌پذیرکردن جامعه برای عده‌ای ضروری ولی برای همهٔ جامعه مفید و سودمند است اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/12/05/%da%af%d9%81%d8%aa%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c%d8%8c-%d9%be/feed/ 0 21970
نگاهی به «طراحی فراگیر» و اهمیت آن https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d9%86/ https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d9%86/#respond Tue, 05 Dec 2023 02:02:24 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21966 مانا بهزاد* – واترلو «طراحی فراگیر» (Universal Design) به‌عنوان یکی از رویکرد‌های طراحی، هدف دارد تا محصولات، محیط‌ها و خدمات را به‌گونه‌ای ساخت و عرضه کند که به‌سادگی برای گروه‌های وسیعی از مردم، ازجمله افراد دارای معلولیت یا توانمندی‌های متنوع، قابل‌دسترسی باشند. حذف موانع موجود و اطمینان از تعامل منصفانه تمام افراد با این عناصر بدون نیاز به کمک‌ها یا تنظیمات ویژه، از مقاصد اصلی این رویکرد است. مبانی طراحی فراگیر در شاخه‌های مختلفی ازجمله...

نوشته نگاهی به «طراحی فراگیر» و اهمیت آن اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
مانا بهزاد* – واترلو

«طراحی فراگیر» (Universal Design) به‌عنوان یکی از رویکرد‌های طراحی، هدف دارد تا محصولات، محیط‌ها و خدمات را به‌گونه‌ای ساخت و عرضه کند که به‌سادگی برای گروه‌های وسیعی از مردم، ازجمله افراد دارای معلولیت یا توانمندی‌های متنوع، قابل‌دسترسی باشند. حذف موانع موجود و اطمینان از تعامل منصفانه تمام افراد با این عناصر بدون نیاز به کمک‌ها یا تنظیمات ویژه، از مقاصد اصلی این رویکرد است. مبانی طراحی فراگیر در شاخه‌های مختلفی ازجمله طراحی صنعتی، شهری، معماری، گرافیک، فناوری دیجیتال و غیره قابل‌اجرا هستند. 

لازم به ذکر است که اعمال‌کردن این اصول نه‌تنها تأمین‌کنندهٔ نیاز افراد دارای معلولیت‌های گوناگون است، بلکه منجر به ایجاد اثرات جانبی مثبتی نیز در زمینهٔ توسعه و بهبود زندگی جمعیت کلان شده و می‌شود. این پدیده که در باب بسیاری از این‌گونه طراحی‌های هدفمند صدق می‌کند، با نام «اثر بریدگی جدول» (Curb-Cut Effect) شناخته شده و اشارهٔ مستقیم به این مزایای فراگیر جانبی دارد. آغاز این رویداد به جنبش حقوق افراد معلول در دههٔ ۷۰ در برکلی، کالیفرنیا بازمی‌گردد که اد رابرتس، دانشجوی مبتلا به بیماری پولیو، رهبری آن را به دست گرفت. رابرتس، باوجود محدودیت‌هایش، به تحصیل ادامه داد و تلاش‌های مصممانه‌ای را برای ایجاد تغییر در جامعه، در پیش گرفت. در پی ورود رابرتس به برکلی، تعداد قابل‌توجهی دانشجوی دارای معلولیت دیگر نیز به دانشگاه پیوستند که سبب آغاز گفت‌وگوهایی در مورد حقوق مدنی این افراد ازجمله حق مشارکت برابر در زندگی متعارف و همین‌طور پیمایش خیابان‌ها بدون موانع حرکتی شد. 

این بریدگی‌های معابر هم‌اکنون به‌طور روزمره در سراسر جهان توسط، نه‌تنها از سوی افراد روی صندلی چرخ‌دار، بلکه همچنین از سوی مسافران پیاده، سوار بر دوچرخه یا اسکوتر، دارای کالسکه یا چمدان و سایر عابرین استفاده می‌شوند.. به همین دلیل است که اصطلاح «اثر بریدگی جدول» این روزها برای توصیف شماری از مثال‌‌های اجرایی دنبال‌کنندهٔ این الگو استفاده می‌شود. برخی از این امثال را اینجا با هم مرور می‌کنیم:

صفحات لمسی 

در ابتدا، صفحات لمسی از سوی گروهی از محققان و مخترعان در اواخر قرن بیستم میلادی و به‌عنوان جایگزینی مناسب برای افرادی با مشکلات حرکتی که توانایی کاربرد از ماوس یا صفحه‌کلید سنتی را نداشتند، معرفی شد. با گذر زمان، صفحات لمسی به بخش جدایی‌ناپذیری از گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و انواع دیگر دستگاه‌های شخصی یا نصب‌شده در فضاهای عمومی بدل شد که تجربهٔ کاربری را به‌صورتی پویاتر ارائه می‌دهند. درحالی‌که هدف اصلی از طراحی صفحات لمسی دسترسی برای افرادی با محدودیت‌های تحرّکی بود، اکنون کاربرانی با انواع توانمندی‌ها به‌طور روزمره از ویژگی‌های لمسی بهره می‌برند.

زیرنویس فیلم و ویدئو 

ویژگی زیرنویس‌کردن عناصر صوتی در ویدئو ابتدا در دههٔ ۱۹۳۰ میلادی به‌عنوان روشی برای پاسخگویی به نیاز درک بهتر ناشنوایان از فیلم‌های تولیدشده در آن زمان ظاهر و نیاز به استفادهٔ آن با توسعهٔ فناوری سینما و تلویزیون افزایش یافت. اعضای جامعهٔ ناشنوایان، ازجمله هنرمندانی چون امرسون رومرو پس از غیرقابل‌دسترس‌شدن فیلم‌ها، به‌دلیل افزایش دیالوگ، به اقدامات جالب‌توجهی پرداختند. این فریم‌ها تکه‌هایی از متن بر روی پس‌زمینه‌ای سیاه بودند، اما در پی این اقدام، فیلم‌ها دوبرابر طولانی‌تر شده و همچنین صداگذاری برای افراد شنوا به هم می‌ریخت. رومرو حمایتی از طرف صنعت فیلم نداشت و از این کار دست کشید. هرچند حالا زیرنویس دیجیتال به‌سادگی تولید و از سوی افراد زیادی به‌طور مرتب استفاده می‌شود. ازجمله افرادی که هم‌اکنون به‌طور مستقیم از این ایده نفع می‌برند، می‌توان به افرادی اشاره کرد که مایل به تماشای فیلم یا ویدئو به زبانی ناآشنا یا در حال یادگیری، در محیط‌هایی شلوغ یا محدود از نظر پخش صدا هستند یا می‌خواهند در طول پخش ویدئو تمرکزشان را حفظ کنند. 

کتاب صوتی

این ایده در سال ۱۹۳۲ میلادی زیر نظر بنیاد بین‌المللی نابینایان آمریکا شکل گرفت. این گروه در ابتدا با ضبط این کتاب‌ها بر روی دیسک‌های وینیل کار خود را آغاز کرد، که در طی پیشرفت فناوری، به روش‌های متقدم‌تری متوسل شد. در ابتدا هر طرفِ دیسک وینیل تنها ظرفیت ذخیرهٔ ۱۵ دقیقه محتوای صوتی را داشت، اما امروزه دستگاه‌های هوشمند می‌توانند به‌طور میانگین صدها ساعت محتوا را ذخیره کنند و افراد متعددی از جامعه از سهولت کتاب‌های صوتی در حین رانندگی، پیاده‌روی یا مواقع گوناگون دیگری بهره‌مند می‌شوند. 

متون خوانا و تصاویر قابل‌فهم

ورود اصول طراحی فراگیر به رهنمودهای طراحی گرافیک نتیجهٔ نیاز به تضمین حقوق معلولان و پاسخ به نیازهای گستردهٔ جامعه است. این اصول به‌صورت رسمی به رهنمودهای طراحی از سوی سازمان‌ها و شرکت‌های بین‌المللی اضافه شده‌اند و به طراحان این امکان را داده که با درک عمیق‌تری از نیازها و تفاوت‌های افراد، تصاویری بسازند که برای همه قابل‌درک باشند. استفاده از متون بزرگ و خوانا، ساخت تضاد رنگی، همراه با نمادها و نمودارهای ساده برای انتقال اطلاعات اساسی، ازجمله رهنمودهای متداول در طراحی گرافیک است. این جهت‌گیری به‌سمت همه‌شمول‌ترکردن اطلاعات و خدمات، سبب بهبود کیفیت دریافت مطالب برای همگان می‌شود.

درهای اتوماتیک

درهای اتوماتیک در قرن بیستم میلادی و با هدف افزایش دسترسی افراد با معلولیت‌های حرکتی طراحی شدند که نخستین نمونه‌های آن در محیط‌هایی مانند مراکز بهداشتی و نظامی نصب شدند. این فناوری به‌تدریج وارد فضاهای عمومی دیگر شد و در حال حاضر به‌طور گسترده در مکان‌هایی همچون فروشگاه‌ها، بانک‌ها، ادارات و ساختمان‌های عمومی مشاهده می‌شود. این درهای خودکار نه‌تنها تردد افراد دارای نیازهای خاص را ممکن می‌سازند، بلکه به‌سهولت عموم در استفاده از این فضاها نیز بهبود می‌بخشند.

دستگاه حروف‌چینی / صفحه‌کلید

در حال حاضر، صفحه‌کلید به‌عنوان وسیله‌ای معمول برای افراد از جوامع مختلف به‌کار برده می‌شود، اما پیش‌تر این‌گونه نبود. اختراع دستگاه حروف‌چینی نتیجهٔ فکر یک مخترع ایتالیایی به‌نام پلگرینو توری بود که گفته می‌شود ریشه در ناتوانی همسر نابینایش در نامه‌نگاری به‌صورت دستی داشت. در نتیجه، در سال ۱۶۰۸ میلادی او اولین نسخه از دستگاه تایپ را ساخت که دارای کلیدهای فلزی بلند بود. توری علاوه بر این، کاغذ کربن برای تأمین جوهر به ماشین را هم ابداع کرد. از آن زمان تاکنون، دستگاه حروف‌چینی به‌شکل صفحه‌کلیدهای کلیدی یا لمسی تکامل‌یافته و روی انواع کامپیوترها در حال استفاده است.

با مرور این موارد می‌توان نتیجه گرفت که تغییراتی کوچک اما اساسی در طراحی که به‌منظور تعمیم‌بخشی به نیاز گروهی خاص از جامعه اعمال می‌شوند، نه‌تنها منجر به ارتقای سطح زندگی ایشان، بلکه احتمالاً برای جمعیت کلان نیز سودمندند. این اثرات جانبی، نه دلیل اصلی برای تغییر، اما یادآوری مهمی است دربارهٔ محدودیت‌های گوناگون حاضر برای تمام افراد و اهمیت توجه به این موانع، به‌ویژه برای اشخاص با دسترسی ناکافی به عناصر موجود در جامعه.


*مانا بهزاد ساکن و محصل سابق دانشگاه در شهر واترلوی کانادا و دارای تجربیات کاری متعددی در حین و پس از تحصیل در منظر درک بهتر از معلولیت‌های ذهنی و محیطی است. او در فرایند تولید خلاق خود در حال گردش و بازی‌پردازیِ متمرکز و با رویکردی بینارشته‌ای است و از علاقه‌مندی‌هایش می‌توان از تقاطع حوزه‌های گوناگونی ازجمله هنرهای تجسمی، نمایشی، ادبی و همچنین ارتباطشان با جهان‌های اطراف، نام برد.

نوشته نگاهی به «طراحی فراگیر» و اهمیت آن اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%ad%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%da%af%db%8c%d8%b1-%d9%88-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d9%86/feed/ 0 21966
معرفی دو سازمان تخصصی در زمینهٔ کاریابی برای افراد دارای معلولیت در کانادا https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8/ https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8/#respond Mon, 04 Dec 2023 15:16:22 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21963 هما راستی – ریچموند هیل پروژهٔ کاریابی در کانادا، پیچیده، زمان‌بر و مستلزم داشتن دانش و مهارت لازم در این حوزه است. اگر شخص جویای کار دارای معلولیت باشد، این وضعیت تشدید می‌شود. خوشبختانه سازمان‌ها و نهادهایی در کانادا هستند که این امر را تسهیل کرده‌اند و با تهیهٔ مقدمات لازم به افراد دارای معلولیت کمک می‌کنند تا در این حوزه موفق شوند. در این نوشته، به معرفی اجمالی دو مورد از این نهادها می‌پردازیم....

نوشته معرفی دو سازمان تخصصی در زمینهٔ کاریابی برای افراد دارای معلولیت در کانادا اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
هما راستی – ریچموند هیل

پروژهٔ کاریابی در کانادا، پیچیده، زمان‌بر و مستلزم داشتن دانش و مهارت لازم در این حوزه است. اگر شخص جویای کار دارای معلولیت باشد، این وضعیت تشدید می‌شود. خوشبختانه سازمان‌ها و نهادهایی در کانادا هستند که این امر را تسهیل کرده‌اند و با تهیهٔ مقدمات لازم به افراد دارای معلولیت کمک می‌کنند تا در این حوزه موفق شوند. در این نوشته، به معرفی اجمالی دو مورد از این نهادها می‌پردازیم.

شورای کانادایی توان‌بخشی و کار

در سال ۲۰۱۷، شورای کانادایی توان‌بخشی و کار (Canadian Council on Rehabilitation and Work) به‌اختصار CCRW، مرکز تحقیقات سیاست‌های مربوط به ناتوانی کاری (CRWDP)، شبکهٔ انتاریو و Inclusion NF برای گروه‌های مرتبط به کارگرهای آسیب‌دیده (ONWG)، گرد هم آمدند تا استراتژی‌ای برای معلولیت و کاریابی تهیه کنند که ما نام آن را را ابتکار عمل در مقولهٔ معلولیت و کار در کانادا می‌گذاریم. این سازمان به‌دنبال ترویج کاریابی برای افراد واجد شرایط و حمایت از آن‌ها در یافتن شغل به‌صورت منصفانه و ارزشمند است. در این راستا، از سوی این سازمان همکاری‌هایی شکل می‌گیرد، مهارت‌هایی آموزش داده می‌شود، دانش به اشتراک گذاشته می‌شود و نگرش‌ها تغییر می‌کند. با مراجعه به وب‌سایت این سازمان (ccrw.org) مشخص است که هم منابع کاریابی برای افراد دارای معلولیت‌های مختلف هست، هم سرویس‌های کاریابی برای زنان و جوانان و بقیهٔ اقشار جامعه در آن وجود دارد. حدود ۸۳ درصد از شرکت‌کنندگان در این برنامه موفق شده‌اند که آموزش مهارت برای کاریابی را به‌طور مستقیم از طریق سازمان CCRW دریافت کنند. حدود سه‌چهارم کل شرکت‌کنندگان در این طرح یا شغل یافته‌اند یا برای آموزش بیشتر از این سازمان کمک گرفته و پیشرفت کرده‌اند.

در این مؤسسه یک تیم تحقیقاتی با مراکز خصوصی، عمومی و غیرانتفاعی از طریق مشاوره‌دادن، طراحی پروژه‌ها، متدولوژی، آمارگیری، توسعهٔ ابزاری و تحلیل داده‌ها و اینفوگرافی همکاری می‌کند. بخش‌هایی از خدمات این مجموعه برای تسهیل امر کاریابی ویژهٔ افراد دارای معلولیت از این جمله است: 

  • مشاورهٔ انفرادی (one on one) با تکیه‌ بر این دیدگاه که مسیر هر شخصی منحصربه‌فرد است و برنامه‌ریزی و راهنمایی مخصوص به خود را دارد.
  • کمک برای نوشتن رزومه و نامهٔ پوششی (Cover letter): باتوجه‌به اینکه نوشتن رزومه کار پردردسری است، این مجموعه به‌منظور حمایت حرفه‌ای، برای نوشتن رزومه و نامهٔ پوششی مناسب، سرویس‌دهی می‌کند. 
  • مصاحبهٔ کاری می‌تواند اضطراب‌آور باشد، ولی با حمایت‌های این گروه، اشخاص آماده و مجهز به اطلاعات لازم می‌شوند و اعتمادبه‌نفس موردنیاز را کسب می‌کنند. 
  • ارائهٔ آموزش‌های پیشرفته از طریق کارگاه‌ها، یادگیری الکترونیک و آنلاین و اعطای مدرک
  • پیگیری‌های بعد از یافتن شغل، برای ارزیابی پیشرفت کار و بررسی موفقیت کاری
  • دسترسی به فرصت‌های شغلی در شرکت‌های مختلف همکار این مجموعه که به افراد جویای کار امکان دسترسی به آگهی‌های شغلی و تقاضادادن برای آن‌ها را فراهم می‌کند.
  • حمایت از افراد دارای معلولیت متقاضی شغل برای گذار از وضعیت فعلی به موقعیت جدید باتوجه‌به اینکه این گذار می‌تواند تنش‌آفرین باشد.

Open Door Group 

گروه دیگری که در راستای توانمندسازی معلولان برای کاریابی و موفقیت در این امر در کانادا و به‌طور مشخص در استان بریتیش کلمبیا مشغول به کار است، Open Door Group نام دارد. 

این گروه برنامه‌ای به نام «STRIDE» را طراحی کرده و با جمع‌آوری بودجهٔ لازم برای این طرح، زمینهٔ لازم برای فراهم‌کردن حمایت همه‌جانبه از اشخاص دارای معلولیت را به وجود آورده که طی آن به این افراد در مسیر اشتغال پایدار، خوداشتغالی و توسعهٔ حرفه‌ای کمک می‌شود.

اهداف اصلی STRIDE، در سه‌گانهٔ زیر خلاصه می‌شود:

  • این گروه با مجهزکردن افراد دارای معلولیت به منابع لازم و کمک و حمایت موردنیاز برای آماده‌شدن برای کاریابی، یافتن کار و نگه‌داشتن آن، مسیر را برایشان هموار می‌کند. در طول این تلاش‌ها، این تیم کمک می‌کند که توانمندی مالی این افراد را افزایش دهد تا استقلال بیشتری به دست آورند.
  • تیم STRIDE به کارفرماها کمک می‌کند که محیط کاری متنوع، منحصربه‌فرد، و قابل‌دسترس برای این افراد فراهم کنند. در واقع با ارائهٔ گستردهٔ خدمات حمایتی موردنیاز کارفرماها، این تیم به کسب‌وکارها امکان دسترسی به استعدادها و پتانسیل افراد دارای معلولیت را می‌دهد.
  • این تیم متعهد به حمایت از پیشرفت حرفه‌ای افراد دارای معلولیتی است که از قبل در جایی مشغول به کارند و کمک می‌کند تا اطلاعات ارزشمند کاری، تجربه و مهارت‌های لازم برای پیشرفت در مسیر حرفه‌ای‌شان را به دست آورند و مسئولیت‌های بیشتری به عهده بگیرند. 

برنامه‌های طراحی شده مبتنی بر نیاز فردی هر شخص، به STRIDE این اجازه را می‌دهد که سرویس‌های وسیعی برای تسهیل ورود و ادغام افراد دارای معلولیت در بازار کار در اختیار آنان قرار گیرد. این سرویس‌ها شامل مشاورهٔ استخدام، آماده‌سازی برای ورود به بازار کار منجر به استخدام، مذاکرهٔ حقوق و دستمزد، coaching شغلی و همین‌طور آگاهی‌بخشی به کارفرما برای استخدام افراد دارای معلولیت است.

یک فاکتور کلیدی برای موفقیت برنامهٔ STRIDE تیم متعهد آن‌هاست که متشکل از افراد حرفه‌ای و مشتاقی است که مصمم به ایجاد تغییرند. تیم STRIDE مناطق لوئر مین‌لند، اُکاناگان، تامپسون، و کوتنی را تحت پوشش قرار می‌دهد. علاوه بر این، بخش‌های دورازدسترسی که منابع اشتغال‌یابی زیادی ندارند هم زیر پوشش این برنامه‌اند. برای استفاده از این خدمات، شرکت‌کنندگان باید مشخص کنند که دارای کدام یک از انواع معلولیت‌های دائمی یا موقتی جسمی، ذهنی، یا عصبی‌اند که فعالیت‌های روزانهٔ آن‌ها را محدود و مختل می‌کند. به‌علاوه، شرکت‌کنندگان باید شهروند کانادا، مقیم دائم یا پناهنده باشند. همین‌طور لازم است که مشترکان این برنامه به‌طور قانونی اجازهٔ کار در کانادا داشته باشند و نیازمند کمک در آمادگی برای کاریابی، یافتن شغل و نگه‌داشتن آن، خوداشتغالی یا پیشرفت حرفه‌ای باشند. برای اطلاعات بیشتر از وب‌سایت این گروه دیدن کنید: www.opendoorgroup.org

نوشته معرفی دو سازمان تخصصی در زمینهٔ کاریابی برای افراد دارای معلولیت در کانادا اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/12/04/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d9%88-%d8%b3%d8%a7%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%ae%d8%b5%d8%b5%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%a7%d8%a8/feed/ 0 21963
نگاهی به پیشینهٔ روز جهانی افراد دارای معلولیت، سوم دسامبر https://media.hamyaari.ca/2023/12/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%db%8c/ https://media.hamyaari.ca/2023/12/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%db%8c/#respond Sun, 03 Dec 2023 15:30:26 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21952 مهدیس مختاری – مونترآل سوم دسامبر، در تقویم جهانی به افراد دارای معلولیت اختصاص دارد. هدف از تعیین این روز، ارتقای رشد اذهان عمومی در مورد مسائل مربوط به معلولیت و افزایش آگاهی از حقوق و رفاه افراد دارای معلولیت و کم‌توان در تمامی جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.  بنابر اعلام سازمان ملل متحد، ۱۵ درصد جمعیت جهان یعنی حدود یک میلیارد نفر با نوعی از معلولیت زندگی می‌کنند و سازمان بهداشت...

نوشته نگاهی به پیشینهٔ روز جهانی افراد دارای معلولیت، سوم دسامبر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
مهدیس مختاری – مونترآل

سوم دسامبر، در تقویم جهانی به افراد دارای معلولیت اختصاص دارد. هدف از تعیین این روز، ارتقای رشد اذهان عمومی در مورد مسائل مربوط به معلولیت و افزایش آگاهی از حقوق و رفاه افراد دارای معلولیت و کم‌توان در تمامی جنبه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است. 

بنابر اعلام سازمان ملل متحد، ۱۵ درصد جمعیت جهان یعنی حدود یک میلیارد نفر با نوعی از معلولیت زندگی می‌کنند و سازمان بهداشت جهانی (WHO) تخمین زده است از این ۱۵ درصد، ۴۵۰ میلیون نفر با نوعی بیماری روانی یا عصبی زندگی می‌کنند و دو سوم از این افراد، عمدتاً به‌دلیل انگ، تبعیض و بی‌توجهی، به‌دنبال کمک پزشکی حرفه‌ای نیستند. بیماری‌های روانی، درد یا خستگی مزمن، اختلالات بینایی یا شنوایی، دیابت، آسیب‌های مغزی، اختلالات عصبی، تفاوت‌های یادگیری و اختلالات شناختی نیز ازجمله معلولیت‌هایی‌اند که قابل‌مشاهده نیستند و بلافاصله آشکار نمی‌شوند. 

تاریخچه

بیش از ۸۰ سال قبل، در سال ۱۹۳۹ میلادی، به‌دستور مستقیم آدولف هیتلر، پروژه‌ای شروع شد که با نیت بهداشت و اصلاح نژادی و صرفه‌جویی در پول، حدود ۳۰۰ هزار نفر از افراد با معلولیت‌های مختلف جسمی و ذهنی، با روش‌های مختلفی همچون تزریق داروهای کشنده، گرسنگی‌دادن و همچنین استنشاق گاز مونوکسید کربن به قتل رسیدند. سازمان ملل متحد با تکیه بر تعدادی از بندهای حقوقی، این کشتارجمعی را به‌عنوان بزرگ‌ترین قتل‌عام سیستماتیک معلولان در تمام طول تاریخ بشر نامید.

تلاش‌های جهانی برای حمایت از افراد دارای معلولیت

طی بیست سال اخیر کوشش‌های چشمگیری در شناساندن و معرفی اشخاص دارای معلولیت به جامعه صورت‌ گرفته است. سال ۱۹۸۱، سازمان ملل متحد تصمیم گرفت آن سال را سال جهانی معلولان اعلام کند، این اقدام بزرگ نقطه‌عطفی در جهت تلاش برای معرفی و آگاهی‌دادن به مردم دنیا بود.

فاصلهٔ سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۲ میلادی، دههٔ جهانی معلولان نام گرفت تا کیفیت و شرکت فعالانه و همه‌جانبهٔ افراد دارای معلولیت در همهٔ زمینه‌ها ارتقا یابد.

بعد از یک دهه آگاهی‌دادن به اذهان عمومی، سازمان ملل در سال ۱۹۹۲ تصمیم گرفت سوم دسامبر برابر با ۱۲ آذر را «روز جهانی افراد دارای معلولیت» اعلام کند. 

سرانجام در سال ۱۹۹۹ شعاری با مضمون «امکان دسترسی برای همه در هزارهٔ جدید» برگزیده شد و سرلوحهٔ امور قرار گرفت.

نگاهی به پیشینهٔ روز جهانی افراد دارای معلولیت، سوم دسامبر

هرساله در مقر سازمان ملل متحد واقع در نیویورک، برنامهٔ ویژه‌ای برای گرامیداشت روز جهانی افراد دارای معلولیت برگزار می‌شود که شامل افتتاحیه، میزگردها و رویدادهای فرهنگی است. همچنین کشورهای عضو، سازمان‌های جامعهٔ مدنی و بخش خصوصی در این روز می‌توانند رویدادهای مرتبط خود را برای افزایش آگاهی و ترویج حقوق افراد دارای معلولیت برگزار کنند.

امیرکبیر و آغاز رنسانس برای افراد دارای معلولیت در عصر قاجار 

شاید بد نباشد بدانید در ایران اولین اقدامات در حوزهٔ افراد دارای معلولیت به حدود ۱۷۰ سال قبل یعنی دورهٔ صدارت امیرکبیر می‌رسد!

افراد دارای معلولیت تا دورهٔ قاجار بدون هیچ آموزش و مهارتی در انزوا بودند و با رنج و مشکلات عدیده‌ای دست‌وپنجه نرم می‌کردند. 

نخستین‌بار که توجه به آن‌ها مطرح شد، برمی‌گردد به سفر هیئت ایرانی به‌سرپرستی خسرو میرزا، پسر عباس میرزا و دبیری امیرکبیر، جوانی بیست و اندی ساله به تفلیس، مسکو و سن‌پترزبورگ. 

دستاورد این سفر کسب اطلاعات از مشاهداتی بود که امیرکبیر دربارهٔ آموزش‌وپرورش، مهارت‌آموزی، اشتغال‌زایی معلولان، همین‌طور مدارس ویژهٔ افراد ناشنوا، نابینا و معلولان جسمی‌حرکتی، در ذهنش ثبت کرد. بعدها زمانی‌که به صدارت رسید، تلاش کرد تا در حد توان، از پیشرفت‌های جوامعی که در مسیر رشد و ترقی بودند، الگوبرداری کرده و تغییرات مشابهی را در ایران پیاده نماید.

خدمات امیرکبیر به جامعهٔ معلولان از این قرار بود:

۱- پیشگیری و ممانعت از ازدیاد معلولیت‌ در ایران؛ آن زمان آبله از بیماری‌هایی بود که نه‌تنها بسیار قربانی می‌گرفت، بلکه موجب نابینایی تعداد زیادی از کودکان ایرانی می‌شد. امیرکبیر طرح مایه‌کوبی آبله را در ایران اجرا کرد تا مانع ادامهٔ این وضعیت اسفناک شود.

۲- تأسیس دارالفنون و ایجاد رشتهٔ پزشکی

۳- ایجاد مراکز نگهداری معلولان یا دارالعجزه‌ها در تهران و سایر شهرهای ایران از سوی دولت و اشخاص برای نگهداری از معلولان فقیر یا نیازمند به پرستاری؛ لازم به ذکر است در این مراکز به معلولان ساخت صنایع‌دستی آموزش داده می‌شد.

۴- عمران و شهرسازی؛ سنگ‌فرش‌کردن خیابان‌ها، پیاده‌روها، ایجاد آبراه‌ها، نصب تیرهای چراغ‌گاز و نفتی و برقی در بخش‌هایی از تهران باعث شد رفت‌وآمد معلولان هم تسهیل شود. 

مجموعهٔ این اقدامات، رهاورد امیرکبیر از سفر به ممالک مترقی بود. او دلسوزانه عمرش را صرف آبادانی ایرانی کرد و همواره از او به نیکی یاد می‌شود.

نوشته نگاهی به پیشینهٔ روز جهانی افراد دارای معلولیت، سوم دسامبر اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/12/03/%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d9%87-%d9%be%db%8c%d8%b4%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%db%8c/feed/ 0 21952
دست‌نیافتنی‌ها؛ بازتابِ به‌دوراز ترحمِ تجربهٔ معلولیت بر پردهٔ سینما https://media.hamyaari.ca/2023/12/01/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%90-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%aa/ https://media.hamyaari.ca/2023/12/01/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%90-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%aa/#respond Sat, 02 Dec 2023 03:19:57 +0000 https://media.hamyaari.ca/?p=21926 روناک سالاروندی‌زاده – مونترآل وقتی از تنهایی اگزیستانسیال صحبت می‌کنیم، از نوعی از تنهایی سخن می‌گوییم که مختص ذات هستی ماست. در تجربهٔ هستی، تنها ادراک‌کنندهٔ واقعی جهان درون و تجربهٔ زیسته‌مان، فقط خودمانیم و هیچ رابطه‌ای، هرچقدر صمیمانه باشد، این تنهایی را از بین نخواهد برد. به‌نظر می‌رسد این نوع تنهایی برای دسته‌ای از سوژه‌ها با شدت بیشتری حس می‌شود. مثلاً آنجا که پای «محدودیت‌ها» به میان می‌آید. مانند محدودیتی از نوع محدودیت جسمی...

نوشته دست‌نیافتنی‌ها؛ بازتابِ به‌دوراز ترحمِ تجربهٔ معلولیت بر پردهٔ سینما اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
روناک سالاروندی‌زاده – مونترآل

وقتی از تنهایی اگزیستانسیال صحبت می‌کنیم، از نوعی از تنهایی سخن می‌گوییم که مختص ذات هستی ماست. در تجربهٔ هستی، تنها ادراک‌کنندهٔ واقعی جهان درون و تجربهٔ زیسته‌مان، فقط خودمانیم و هیچ رابطه‌ای، هرچقدر صمیمانه باشد، این تنهایی را از بین نخواهد برد.

به‌نظر می‌رسد این نوع تنهایی برای دسته‌ای از سوژه‌ها با شدت بیشتری حس می‌شود. مثلاً آنجا که پای «محدودیت‌ها» به میان می‌آید. مانند محدودیتی از نوع محدودیت جسمی که رد پای آن را می‌توان در تجربهٔ زیستهٔ معلولان پیدا کرد؛ کسانی که به‌خاطر محدودیت‌های جسمی‌شان اضطرابی مضاعف بر درک‌نشدن متداول اگزیستانسیال را تحمل می‌کنند، زیرا کسی که تنی به‌ظاهر معمولی دارد، به‌واقع هرگز درکی از تجربهٔ زیستی این دیگریِ دارای معلولیت ندارد. درنتیجه معمولاً، معلولیت و شخص معلول، به‌شکل ابژه‌ای ناتوان و مستحق دریافت حس ترحم بازتولید می‌شود.

اما این‌بار و در دست‌نیافتنی‌ها (The Intouchables)، کارگردانان فرانسوی، اریک تولدانو و الیور ناکاچ، دست به برهم‌زدن قواعد بازی موجود زده‌اند و با الهام از داستانی واقعی روایتی جدید و شخصیتی معلول اما نونفَس را می‌آفرینند که به کلیشه‌های موجود مثل نیاز به داشتن «زندگی‌بخش» و حس ترحم برای ادامهٔ حیات «نه» می‌گوید. 

این شخصیت (فیلیپ) با شورشگری‌ای که در درون او بیدار می‌شود، علیه ساختارهای موجود می‌تازد. این کاراکتر نه‌تنها از ابژگی به سوژگی حرکت می‌کند، بلکه منبع الهام برای دیگری است و در تبدیل به سوژه‌شدنِ طرف مقابلش هم نقش دارد.

بازی از آنجا شروع می‌شود که فیلیپ که از نیمهٔ بدن به پایین فلج است، به‌دنبال استخدام شخصی برای مراقبت‌های شبانه‌روزی، در حال مصاحبه‌کردن با افراد مختلف است. بیشتر این افراد، دارای صلاحیت‌اند و آموزش‌دیده‌اند تا همان کلیشه‌های «زندگی‌بخشی» را به زندگی فیلیپ بیاورند. اما فیلیپ، شخصی بسیار خودساخته و ثروتمند و آگاه است. گرچه او قرار است که شخصی را انتخاب کند که همسو و تقویت‌کنندهٔ ساختارهای ذهنی اطرافیان باشد، اما از حس ترحمی که مصاحبه‌شوندگان به جلسهٔ مصاحبه آورده‌اند، خسته شده است و درست در همین نقطهٔ بحران است که او به‌ناگاه متوجه حضور شخصی در میان آن‌ها می‌شود که ظاهراً هیچ امتیاز خاصی ندارد و واجد صلاحیت نیست، و تازه مدتی هم در زندان به سر برده است! اما در عوض ترحم ندارد و شجاع است. دریس یک شورشی تمام‌عیار است. یک اسب وحشی رام‌نشده که قاعده و قانونی برای او وجود ندارد و به کلِ دنیا و متعلقاتش به‌مانند یک شوخی می‌نگرد. او مدام با شوخی در حال شکستن اقتدارهاست. او مدام مصاحبه و مناسبات و انسان‌های دوروبر فیلیپ و کلیشه‌های زندگی‌بخشی و مراقبت را در مصاحبه به سخره می‌گیرد. گویی فیلیپ را چون پرنده‌ای زندانی در زندگی ساختارمندش می‌بیند. در واقع این شورشی اصلاً برای استخدام نیامده است، بلکه در پی گرفتن‌ امضایی از فیلیپ برای احیای حقوق بیکاری به این بازی وارد شده است. اما شورشگری و شوخ‌طبعی و نبودِ حس ترحم در دریس، برای فیلیپ بسیار جذاب است. 

از دیگر سو، انتخاب نام فیلیپ برای شخصیت او تناقضی بزرگ با ظاهر جسمش در خود دارد. نام فیلیپ نماد اسب درونی سرکش است؛ اما فیلیپ نه پایی دارد که به‌سان توسن بتازد و نه سرکش است، بلکه برعکس بسیار محافظه‌کار و ساختارگراست. گویی این اسب درونی سرکش همان گمشدهٔ فیلیپ و همان توان بالقوهٔ فیلیپ است که به‌صورت گوهری در وجود دریس تجلی می‌یابد. در واقع او در حال فرافکنی زندگی نزیستهٔ خود بر روی دریس است. زندگی زیست‌نشده‌ای که به‌خاطر محدودیت‌های جسمی و ترس‌های ذهنی او مانند ترس از تنهایی و آسیب‌پذیربودن نتوانسته از دایرهٔ امن بیرون بیاید و فرصت تحقق یابد. سیستم‌های مراقبتی موجود هم که حقیقتشان بر خلاف ادعایشان به‌سمت توانمندسازی این گروه از افراد نبوده، بیشتر میل به چسبیدن به الگوهای قدیم را در او زنده کرده‌اند. ولی این بار فیلیپ تصمیم دارد بازی جدیدی را شروع کند، زیرا این زندگی زیست‌نشده قصد شورشگری و خارج‌شدن از دایرهٔ امن را کرده است. با استخدام دریس، فیلیپ شورشگری و شوخ‌طبعی را از دریس می‌آموزد. در حقیقت، او گوهر درونی خود را پیدا می‌کند و امکان زیست را برای زندگی زیست‌نشده‌اش فراهم می‌کند. در این بازی دریس هم که هیچ تناسبی با معنی اسمش ندارد (دریس به‌معنای الزام به کامل‌شدن است) و در هیچ چارچوبی نمی‌گنجد و شورشگری به‌شکلی افراطی و بی‌منطق در او جریان دارد، به‌واسطهٔ ساختارمندی فیلیپ و آگاهی و امکانات او فرصت سامان‌بخشیدن به شورشگر درونی‌اش را پیدا می‌کند و این اسب سرکش را با جنبهٔ دیگری از زندگی آشنا می‌کند. این بازی، بازیگرانش را به سوژه‌هایی فعال بدل می‌کند. اوج این سوژه‌شدگی را در سکانس چتربازی بر فراز آسمان می‌توانیم ببینیم. کارگردان این دو تن کامل‌کنندهٔ هم را در اوج و در آسمان کنار هم قرار می‌دهد تا نماد آزادی و پرواز باشند. 

پرندگان رها هستند و از قفس بیزار. در ذات‌ خود پویا هستند و نمی‌تواند به موقعیت به‌دست‌آمده تن در دهند و در آن متوقف شوند. پرندگان از زندگی همدیگر خارج می‌شوند تا «شدن» را در مقابل بودن بگذارند و ما را با این جمله تنها:

«پرنده نیاز به ترحم ندارد… »

* * * * *

موفقیت‌های این اثر:

دست‌نیافتنی‌ها؛ بازتابِ به‌دوراز ترحمِ تجربهٔ معلولیت بر پردهٔ سینما

این فیلم در اغلب کتابخانه‌های مترو ونکوور ازجمله ونکوور، شهر نورث ونکوور، بخش نورث ونکوور، کوکئیتلام (پخش آنلاین)، پورت مودی، برنابی و کتابخانه‌های منطقهٔ فریزر ولی برای امانت‌گرفتن در دسترس است. علاوه بر این، می‌توانید آن را از سرویس‌های پخش فیلم آنلاین بخرید یا اجاره کنید.

نوشته دست‌نیافتنی‌ها؛ بازتابِ به‌دوراز ترحمِ تجربهٔ معلولیت بر پردهٔ سینما اولین بار در رسانهٔ همیاری. پدیدار شد.

]]>
https://media.hamyaari.ca/2023/12/01/%d8%af%d8%b3%d8%aa%d9%86%db%8c%d8%a7%d9%81%d8%aa%d9%86%db%8c%d9%87%d8%a7%d8%9b-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%aa%d8%a7%d8%a8%d9%90-%d8%a8%d9%87%d8%af%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%b2-%d8%aa/feed/ 0 21926