<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>اشراق درخت گوجه سبز بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D8%B4%D8%B1%D8%A7%D9%82-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%AA-%DA%AF%D9%88%D8%AC%D9%87-%D8%B3%D8%A8%D8%B2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/اشراق-درخت-گوجه-سبز/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Wed, 17 May 2023 03:38:39 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>اشراق درخت گوجه سبز بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/اشراق-درخت-گوجه-سبز/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>شکوفه آذر: رئالیسم جادویی،‌ بهترین سبک ادبی برای نشان دادن خودِ واقعی جامعهٔ امروز ما</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/09/10/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/09/10/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 11 Sep 2020 01:36:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گفتگو]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اشراق درخت گوجه سبز]]></category>
		<category><![CDATA[اشراق درخت گوجه‌سبز]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفه آذر]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=14431</guid>

					<description><![CDATA[<p>گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰ سیما غفارزاده &#8211; ونکوور جایزهٔ بوکر یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی دنیاست که هر سال به بهترین رمان جدید انگلیسی‌زبان و منتشرشده در بریتانیا اعطا می‌شود. این جایزه در اصل سال ۱۹۶۹ با نام The Booker–McConnell Prize (به نام شرکتی که حامی مالی آن بود) پایه‌گذاری شد و از سال ۲۰۰۲ به‌بعد، وقتی که ادارهٔ آن به...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/09/10/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/">شکوفه آذر: رئالیسم جادویی،‌ بهترین سبک ادبی برای نشان دادن خودِ واقعی جامعهٔ امروز ما</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سیما غفارزاده</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">جایزهٔ بوکر یکی از مهم‌ترین جوایز ادبی دنیاست که هر سال به بهترین رمان جدید انگلیسی‌زبان و منتشرشده در بریتانیا اعطا می‌شود. این جایزه در اصل سال ۱۹۶۹ با نام The Booker–McConnell Prize (به نام شرکتی که حامی مالی آن بود) پایه‌گذاری شد و از سال ۲۰۰۲ به‌بعد، وقتی که ادارهٔ آن به بنیاد جایزهٔ بوکر منتقل شد، و حمایت مالی آن را شرکت من گروپ (Man Group) به‌عهده گرفت، نام رسمی آن به The Man Booker Prize تغییر یافت؛ درواقع حامی جدید تصمیم گرفت بخش «بوکر» از نام قبلی این جایزه را در نام رسمی جدیدش حفظ نماید. مبلغ نقدی جایزهٔ بوکر با حمایت مالی این شرکت ۵۰٬۰۰۰ پوند است. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">تا سال ۲۰۱۴، تنها نویسندگان کشورهای مشترک‌المنافع، ایرلند و آفریقای جنوبی (و بعدها زیمبابوه) واجد شرایط دریافت جایزهٔ ادبی بوکر بودند، اما از سال ۲۰۱۴ تمام آثار نوشته‌شده به زبان انگلیسی حق شرکت در آن را پیدا کردند. نام نویسندگانی که در فهرست نهایی دریافت این جایزه قرار می‌گیرد و طبعاً برندهٔ نهایی آن، به‌طور وسیعی در مطبوعات آورده می‌شود و بنابراین بردن جایزهٔ بوکر تأثیر فراوانی در فروش کتاب آن‌ها می‌گذارد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">در سال ۲۰۰۵، جایزهٔ جداگانه‌ای به نام جایزهٔ بین‌المللی بوکر (The Man Booker International Prize)، که هر نویسنده‌ای در دنیا می‌تواند واجد شرایط شرکت و دریافت آن باشد، ایجاد شد. تا سال ۲۰۱۵، این جایزه هر دو سال یک‌بار به نویسنده‌ای با هر ملیتی که کتابی به زبان انگلیسی منتشر کرده یا ترجمهٔ انگلیسی‌اش موجود باشد، اهدا می‌شد. در سال ۲۰۱۶، ساختار این جایزه به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرد و حال، هر ساله به کتابی که به انگلیسی ترجمه شده باشد، تعلق می‌گیرد. جایزهٔ نقدی این جایزه که ۵۰٬۰۰۰ پوند است، به‌طور یکسان بین نویسنده و مترجم تقسیم می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">نسخهٔ روسی جایزهٔ بوکر در سال ۱۹۹۲ با نام The Booker-Open Russia Literary Prize پایه‌گذاری شد که به جایزهٔ بوکر روسی معروف است. همچنین در سال ۲۰۰۷، شرکت من گروپ جایزهٔ بوکر آسیایی را با عنوان The Man Asian Literary Prize آغاز کرد؛ جایزه‌ای که به بهترین رمان نویسنده‌ای آسیایی، چه نوشته‌شده به زبان انگلیسی و چه ترجمه‌شده به انگلیسی، تعلق می‌گیرد. سال ۲۰۱۱، محمود دولت‌آبادی، از نویسندگان سرشناس ایران، برای رمان «زوال کلنل» در لیست ۱۲ نامزد دریافت جایزهٔ ادبی بوکر آسیایی قرار گرفت.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">شکوفه آذر، نویسندهٔ ایرانی ساکن ملبورن استرالیا، امسال برای رمان «اشراق درخت گوجه‌ سبز» در فهرست نهایی شش‌نفرهٔ جایزهٔ بین‌المللی بوکر ۲۰۲۰ قرار گرفت. در ماه ژوئن گذشته، او طی نشستی با تعدادی از علاقه‌مندان در کارگاه داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی دربارهٔ رمانش صحبت کرد و به سؤالات شرکت‌کنندگان در این جلسهٔ مجازی پاسخ داد.<a href="http://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> گزارش این نشست در شمارهٔ ۱۰۹ «رسانهٔ همیاری» به‌چاپ رسید</a>. چهارشنبهٔ هفتهٔ گذشته، ۲۶ اوت ۲۰۲۰، نتیجهٔ نهایی این جایزه اعلام شد و Marieke Lucas Rijneveld، نویسندهٔ هلندیِ رمان The Discomfort of Evening از هلند به‌همراه مترجمش، Michele Hutchinson، برندهٔ‌ این جایزه اعلام شد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">به بهانهٔ اعلام نتایج این جایزهٔ‌ مهم ادبی، گفت‌وگویی با شکوفه آذر داشته‌ایم تا از او دربارهٔ این تجربهٔ مهمش بشنویم.</span></i></span></p>
<figure id="attachment_14434" aria-describedby="caption-attachment-14434" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="size-full wp-image-14434" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?resize=500%2C500" alt="کتاب های راه‌یافته به فهرست نهایی جایزهٔ بین‌المللی بوکر ۲۰۲۰" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/books-1.jpg?resize=100%2C100&amp;ssl=1 100w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-14434" class="wp-caption-text"><span style="font-family: pfont;">کتاب های راه‌یافته به فهرست نهایی جایزهٔ بین‌المللی بوکر ۲۰۲۰</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>شکوفهٔ عزیز، با سپاس از وقتی که در اختیار ما گذاشتید، تصور می‌کنم آن دسته از خوانندگان ما هم که کمتر شما را می‌شناختند، به‌طور مبسوط <a href="http://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">از طریق گزارشمان در شمارهٔ ۱۰۹ «رسانهٔ همیاری» از جلسهٔ مجازی دیدار با شما و بررسی رمان «اشراق درخت گوجه سبز» در کارگاه داستان‌نویسی ونکوور که حدود سه ماه پیش برگزار شد، آشنا شدند</a>. بنابراین برای شروع لطفاً کمی از تِم کلی این رمان و خط روایی‌اش، خصوصاً برای افرادی که احتمالاً هنوز رمان را نخوانده‌اند، و حتی برای آن‌ها که رمان را خوانده‌اند ولی مایل‌اند دیدگاه خودتان را بدانند، بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رمان «اشراق درخت گوجه سبز» دربارهٔ خانواده‌ای است که در تظاهرات روزهای اول انقلاب، به‌طور ناخواسته دختر کوچکشان، بهار، توسط انقلابیون پرشور کشته می‌شود. مدتی بعد، روح بهار به خانه برمی‌گردد تا نه‌تنها التیام‌بخش اندوه خانواده، بلکه از آن پس راوی زندگی پرفرازونشیب آنان نیز باشد. این رمان که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده و در آن از عناصر اساطیری و افسانه‌ها و روایت‌های شفاهی ایرانی استفاده شده است، در اصل روایتگر تاریخ احساسی چهل‌سالهٔ مردم ایران بعد از انقلاب اسلامی است. از این رو، هستهٔ اصلی داستان دربارهٔ وقایع سیاسی مستند و به‌خصوص اعدام‌های تابستان ۶۷ است، در حالی‌که در لفافه‌ای از قصه‌های تودرتو پنهان شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>لطفاً بفرمایید چه شد که سبک رئالیسم جادویی را برای این رمان انتخاب کردید؟ آیا این چیزی بود که از ابتدا می‌دانستید، یعنی اینکه مواد و مصالح «اشراق درخت گوجه سبز» چنین می‌طلبید که در این سبک نوشته شود، یا در روند کار به این نتیجه رسیدید؟ آیا الان فکر می‌کنید که امکان داشت این رمان را در سبک رئالیسم هم بنویسید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">فکر نمی‌کنم اساساً این دو سبک به همدیگر قابل تبدیل باشند و اگر تبدیل بشوند، اساساً داستان‌هایی متفاوت با تأثیر متفاوت خواهند بود. من به‌دلایل زیادی سبک رئالیسم جادویی را انتخاب کردم که در اینجا به دو دلیل عمدهٔ آن اشاره می‌کنم: دلیل اول اینکه زندگی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ما بیش‌ازحد در این چهل سال آمیخته به فجایع تلخ و غیرانسانی است که بشود همه را یک‌کاسه در رمانی واقع‌گرایانه نوشت، بی‌آنکه تبدیل به یک متن پُر اشک و آه‌ و ناله و نفرین شود. و من اساساً از متن‌های پُر اشک و آه خوشم نمی‌آید، چون یکنواخت و کسل‌کننده‌اند. دلیل دوم این است که فرهنگ مردم ما سنتی، احساسی، تا حد زیادی غیرِعقلانی و متکی بر باورهای عامیانه یا مذهبی است. </span><span style="font-weight: 400;">مردم به خدا، امام، پیامبر، امامزاده، نذر، حوری بهشت، آتش جهنم، فال، پیاده‌روی تا کربلا یا نیروهای ماورایی مثل اجنه، همزاد، بختک و&#8230; باور دارند. کار من به‌عنوان نویسنده قضاوت کردن این عقاید نیست، بلکه استفادهٔ زیبایی‌شناسانه از آن‌هاست. با در نظر گرفتن این عناصر و اهمیت آن‌ها در فرهنگ روزمرهٔ مردممان (و حتی سیاستمدارانمان)، به‌نظر من بهترین سبک ادبی برای نشان دادن خودِ واقعی جامعهٔ امروز ما، رئالیسم جادویی است. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">موقع نوشتن این رمان، وقتی به این دو جریان (فجایع سیاسی و اجتماعی فعلی و باور مردم به نیروهای ماورایی) فکر می‌کردم، به این نتیجه رسیدم که زیبایی‌های سبک رئالیسم جادویی می‌تواند از شدت تلخی و ناگواری واقعیت‌های سیاسی و فرهنگی که قصد داشتم روایت کنم، بکاهد، ضمن اینکه می‌تواند زیبایی‌های فرهنگ ایرانی (غیراسلامی) را هم نشان دهد. از طرف دیگر، </span><span style="font-weight: 400;">اگر بپذیریم که سیاست و فرهنگ تأثیر متقابل تفکیک‌ناپذیری دارند، می‌توانیم این‌طور ببینیم که فرهنگ ما معلول سیاست، و سیاست کشور ما معلول فرهنگ ماست. به‌همین دلیل، برای روایتی صادقانه از سیاست ناچاریم که به ریشه‌های فرهنگی و باورهای عامیانه و خرافی هم نظر داشته باشیم.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14435" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/001.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/001.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/001.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/001.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>روند کار چاپ و نشر چطور بود؟ آیا این اولین تجربه‌تان در زمینهٔ چاپ کتاب در خارج از کشور بود؟ تا جایی که می‌دانم نسخهٔ فارسی این رمان در ایران به‌شکل زیرزمینی و در سطح وسیعی چاپ و منتشر شده است، اما علاقه‌مندان فارسی‌زبان خارج‌ازکشور چگونه می‌توانند به نسخهٔ فارسی دست یابند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">روند پیدا کردن ناشر کار سختی بود. هیچ‌کس مرا در استرالیا نمی‌شناخت و من هم هیچ ناشری را نمی‌شناختم. رمان را برای حدود بیست ناشر بزرگ و متوسط فرستاده بودم، اما هیچ کدام تمایلی به انتشار کتاب نداشتند تا اینکه ناشر کوچکی در ملبورن حاضر شد که ریسک انتشار این کتاب را قبول کند. این کار برای ناشر ریسک مالی داشت، چون باید هزینهٔ قابل‌توجهی بابت ترجمه از فارسی به انگلیسی می‌پرداخت، اما از آنجا که ناشر شمّ ادبی قوی‌ای داشت، آیندهٔ این رمان را پیش‌بینی می‌کرد. نسخهٔ فارسی این رمان را هم همان ناشر انگلیسی در ملبورن، یعنی وایلد دینگو پرس (Wild Dingo Press)، منتشر کرد که البته یک استثنا در تاریخ فعالیت این ناشر بود، چون هرگز هیچ کتابی به زبانی غیر از انگلیسی منتشر نکرده بود. دلیلش هم این بود که من از او خواستم تا با این کار علیه سانسور حاکم بر ادبیات ایران، اقدام کند و خوشبختانه او هم پذیرفت. همهٔ ایرانیان خارج‌ازایران می‌توانند نسخهٔ فارسی چاپی و ای‌بوک این کتاب را از طریق همین ناشر و همین‌طور آمازون و&#8230; خریداری کنند. کافی است عنوان فارسی کتاب را گوگل کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>استقبال و واکنش مخاطبان غیرفارسی‌زبان در کشورهای مختلف از رمان شما چطور بوده است؟ همچنین فروش کتاب در مجموع چطور بوده است؟ آیا از نظر خودتان رضایت‌بخش بوده‌ است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">استقبال از کتاب، چه در استرالیا و چه کشورهای انگلیسی‌زبان دیگر، خیلی بهتر از حد توقع من بود. تا به‌حال، هزاران نسخه از کتاب فروش رفته است و صدها بازبینی از این رمان در رسانه‌های رسمی و غیررسمی و شبکه‌های مجازی منتشر شده است.</span><b> </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>از آنجایی‌که این کتاب به زبان انگلیسی منتشر شده و از طرفی موفقیت قابل توجهی هم به‌ دست آورده است، تعدادی از منتقدان بنام و برجستهٔ دنیا آن را خوانده‌اند و نقد کرده‌اند. پیش از هر چیز، آیا تفاوتی در نگرش و شیوهٔ نقد منتقدان غیرایرانی با منتقدان ایرانی می‌بینید؟ و سؤال دیگر اینکه آیا فکر می‌کنید در نقدها، چه از سوی منتقدان فارسی‌زبان و چه غیرفارسی‌زبان، به نکته‌ای اشاره شده است که در صورت اعمال، می‌توانست رمان شما را هر چه بهتر کند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">اولین نکتهٔ مهم در مقالات ادبی انگلیسی که بر اساس یک کتاب مشخص، در نشریات (اعم از روزنامه و نشریات تخصصی ادبی) منتشر می‌شود، این است که بین بازبینی (review) و نقد ادبی (literary criticism) تفکیک بنیادی قائل‌اند. در فرهنگ ادبی غرب، جای بازبینی یا ریویو، در روزنامه و شبکه‌های مجازی است و جای نقد ادبی، در نشریات تخصصی ادبی، کتاب‌ها و دانشگاه‌هاست. چون منتقد ادبی باید درس این رشته را در دانشگاه خوانده باشد و با حدود و انواع، عناصر و روش تحقیق نقد ادبی آشنا باشد. در نتیجه، </span><span style="font-weight: 400;">کار ریویو و بازبینی اساساً با کار نقد ادبی تفاوت کیفی و کمی دارد. در ایران این تمایز وجود ندارد. در ایران، آنچه که در روزنامه‌ها و نشریات تخصصی ادبی نوشته می‌شود، ملغمه‌ای از این دو است به‌علاوهٔ چیزهایی دیگر که در نقد ادبی غربی وجودِ خارجی ندارد. یک دلیل عمدهٔ این ضعف در ایران این است که متأسفانه اصلاً رشتهٔ ادبیات خلاق، نقد ادبی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه‌های ایران وجود ندارد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در نقد ادبی، قبل از هر چیز منتقد موظف است اثری را برای نقد انتخاب کند که از نظر کیفیت ادبی در سطح بالا و قابل دفاعی باشد. یعنی نمی‌شود اثری را انتخاب کند و علیه‌اش بدوبیراه بنویسد، چون اگر اثر برای نقد انتخاب شده، پس حتماً دارای استاندارد بالایی است و اگر دربارهٔ اثر سراسر ایراد و انتقاد بنویسد، یعنی نقض غرض کرده است که متأسفانه در ایران مشابه این کار را زیاد می‌بینیم. دوم اینکه منتقد ادبی موظف است ویژگی‌های اثر را بر اساس ۱) نظریه‌های ادبی دانشگاهی، ۲) شواهد موجود در کتاب ۳) با استناد به آثار مشابه پیشین و ۴) روش تحقیق دانشگاهی، بررسی و تحلیل کند و پس از نوشتن مقاله‌ای حدوداً دوازده تا بیست صفحه‌ای، یک یا دو پاراگراف هم دربارهٔ نقاط ضعف اثر که به‌صورت «پیشنهاد علمی» مطرح می‌شود، بنویسد. این نقاط ضعف هم نمی‌توانند بر اساس سلیقه و احساس منتقد ادبی باشد، بلکه باید متکی بر شواهد عقلانی و منطقی موجود در کتاب، روش تحقیق، نظریه‌های ادبی و آثار مشابه پیشین، باشد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14436" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/019.jpg?resize=500%2C740" alt="گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰" width="500" height="740" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/019.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/019.jpg?resize=203%2C300&amp;ssl=1 203w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در نقد ادبی، چیزی به‌صورت ضدیه‌نویسی، ردیه‌نویسی یا به‌عبارت ساده‌تر ایرادگیری دربارهٔ اثر وجود ندارد. چون اساساً منتقد ادبی کارش داوری و قضاوت اثر نیست، بلکه کارش بررسی و تحلیل ادبی اثر است. این یک نکتهٔ ظریف است که صرفاً کسانی که رشتهٔ ادبیات و نقد ادبی در دانشگاه‌های غربی خوانده‌اند، می‌توانند آن را تشخیص دهند. اما در نشریات ایران، متأسفانه ریویو/بازبینی با نقد ادبی اشتباه گرفته می‌شود و از آن بدتر، اینکه نقدنویسی را هم معادل ایرادگیری و منفی‌نویسی و ردیه‌نویسی گرفته‌اند. به‌عبارتی فکر می‌کنند که نقدنویسی یعنی انتقاد کردن و ایراد گرفتن از اثر. برای همین اگر کتاب «صد سال تنهایی» یا مثلاً «آنا کارنینا» را هم به دست این به‌اصطلاح منتقدان ادبی ایران بدهید تا درباره‌اش بنویسند، فکر می‌کنند موظف‌اند که حتماً دربارهٔ نقاط ضعف اثر که معلوم نیست از کجا آن را درآورده‌اند هم بنویسند. در یک کلام، منتقدان ادبی انگلیسی‌زبان بر اساس «داشته‌های موجود» در رمان، آن را به‌طور منطقی و علمی بررسی و تحلیل می‌کنند، اما منتقدان ادبی نشریات فارسی‌زبان «نداشته‌های» آن را بر اساس ذهنیت و سلیقهٔ خود، برمی‌شمارند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">اما بازبینی یا ریویو، موضوعی جدا از نقد ادبی است. بازبینی یک اثر، یعنی معرفی آن به‌علاوهٔ برجسته کردن نقاط ارزشمند، مهم یا کلیدی اثر در حدود هزار کلمه، برای خواننده‌ای که کتاب را نخوانده است. این کاری است که جایش در روزنامه‌ها و شبکه‌های مجازی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">برای روشن شدن تفاوت‌های بازبینی‌نویسی و نقدنویسی، تنها پیشنهادم برای منتقدان ادبی نشریات ایران این است که به مطالعهٔ نقدهای ادبی دانشگاهی انگلیسی‌زبان که صدها نمونهٔ آن در اینترنت موجود است، بپردازند و آن‌ها را با ریویوهای موجود در روزنامه‌های انگلیسی‌زبان مقایسه کنند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>روند ترجمهٔ کار به انگلیسی چطور بود؟ چقدر در این کار همراه مترجم بودید و چقدر از ترجمه راضی هستید؟ چرا نام مترجم ناشناس است؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">حدود دو سال روند ترجمه طول کشید. در تمام مدت با مترجم از طریق تلفن یا مسنجر و ای‌میل در تماس بودم و نکات مبهم را برایش روشن می‌کردم و تأکید داشتم که تُن و ریتم جمله‌ها و پاراگراف‌ها حفظ شود. ترجمهٔ اشعار کلاسیک فارسی در رمانم، یکی از سخت‌ترین کارها بود و همین‌طور انتقال اتمسفر شاعرانهٔ رمان. </span><span style="font-weight: 400;">به‌نظر می‌رسد کیفیت ترجمه آن‌قدر در سطح خوبی است که بسیاری از خوانندگان انگلیسی‌زبان گمان کرده‌اند که کتاب اساساً به انگلیسی نوشته شده است. از نظر داوران مسابقات ادبی بوکر و استلا هم کیفیت ترجمه بسیار بالا معرفی شده است.</span><span style="font-weight: 400;"> هویت مترجم مخفی شده است برای امنیت جانی او و خانواده‌اش در صورت سفر به ایران، چون این رمان سراسر در نقد انقلاب اسلامی و تا حدودی هم نقد اسلام است و طبعاً چیزی نیست که جمهوری اسلامی و وزارت اطلاعات خوشش بیاید. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>گویا رمان شما به تازگی به زبان ایتالیایی نیز ترجمه شده است. آیا به زبان‌های دیگری جز انگلیسی و ایتالیایی ترجمه شده، یا قرار است که به زبان‌های دیگری نیز ترجمه شود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">بله تا به‌حال قرارداد یازده زبان بسته شده است و با چند زبان/کشور دیگر هم در حال نوشتن قرارداد هستند. نسخه‌های ژاپنی، ایسلندی، ترکی، عربی، یونانی، بوسنیایی، تایوانی و&#8230; بین سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ منتشر خواهند شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چهارشنبهٔ هفتهٔ گذشته نتیجهٔ نهایی جایزهٔ ادبی بوکر اعلام شد و نویسندهٔ هلندیِ رمان The Discomfort of Evening برندهٔ‌ این جایزه اعلام شد. البته این چیزی از ارزش‌ رمان شما که به‌همراه پنج کتاب دیگر به فهرست نهایی (shortlisted authors) این جایزهٔ مهم ادبی راه یافته بود، کم نمی‌کند و بی‌تعارف این درخشش شما مایهٔ افتخار ماست، به‌ویژه که تصور می‌کنم شما اولین ایرانی‌ای بوده‌اید که نامش به فهرست نهایی این جایزهٔ مهم ادبی راه یافته است. لطفاً برایمان بگویید چه شد که این رمان مورد توجه قرار گرفت و نام شما در میان نامزدهای نهایی دریافت این جایزه قرار گرفت. در مجموع این تجربه را چطور ارزیابی می‌کنید و قرارگیری در فهرست نهایی نامزدهای جایزهٔ ادبی بوکر چه درهایی را به روی شما گشود؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">نویسندگان آرزویی ندارند جز اینکه اثرشان هر چه بیشتر خوانده و فهمیده شود. </span><span style="font-weight: 400;">جایزهٔ بوکر این امکان را به من داد که اکنون اسم من و رمان «اشراق درخت گوجه سبز» تبدیل به نامی آشنا در میان اهالی ادب جهان باشد و صدایم هر چه بلندتر شنیده شود. نوشتن برای من مثل شمعی است که در برابر تاریکی جهل آن را به دست گرفته‌ام. جای‌گیری در فهرست نهایی بوکر این شمع را نورانی‌تر کرده است.</span><span style="font-weight: 400;"> از طرف دیگر، امکانات ادبی گسترده‌تری هم‌اکنون پیش روی من و کتابم قرار گرفته است که تا پیش از آن برایم ناممکن بود. مثل دسترسی به ناشران بزرگ، کمک مالی (fund) یا سرمایه برای نوشتن رمان بعدی، دعوت به فستیوال‌های بزرگ ادبی جهان، بورسیهٔ تحصیلی برای دورهٔ دکترا در رشتهٔ نویسندگی خلاق و&#8230; برای من، دستاورد دیگر این موفقیت نسبی، این است که اکنون نویسندگان ایرانی شانس و امید بیشتری دارند برای اینکه بتوانند در سطح جهانی عرض اندام کنند. از اینکه رمان «اشراق درخت گوجه سبز» توانست این امید را در دل نویسندگان ایرانی زنده کند، خوشحال‌ام.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14437" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6347.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6347.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6347.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6347.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>دربارهٔ روند شرکت در این مسابقه برایمان بگویید. یک نویسندهٔ فارسی‌زبان چطور می‌تواند آثارش را در این مسابقه شرکت بدهد؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">جایزهٔ بوکر دو بخش دارد. بخش اصلی آن متعلق به نویسندگان انگلیسی‌زبانی است که ساکن و شهروند انگلیس، اسکاتلند، استرالیا و کانادا هستند. بخش بین‌المللی که کتاب من در آن شرکت کرد، متعلق به نویسندگان سراسر جهان است که کتابشان به زبان انگلیسی ترجمه و در انگلستان به‌وسیلهٔ ناشری رسمی منتشر شده است. در نتیجه، هر فارسی‌زبانی که کتابش به انگلیسی ترجمه شود و در انگلستان به‌وسیلهٔ ناشری رسمی منتشر شود، این شانس را دارد که بتواند در جایزهٔ بوکر بین‌المللی ثبت‌نام کند. ثبت‌نام باید با صلاحدید ناشر و به‌وسیلهٔ ناشر انجام شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>چه توصیه‌ای به نویسندگان فارسی‌زبان به‌منظور انتشار آثارشان برای مخاطبان غیرفارسی‌زبان دارید؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">به‌نظر من یک اثر، با اندیشهٔ بومی و منطقه‌ای، یا اثری که نه درد نویسنده را مطرح می‌کند و نه درد جامعه را، حتی اگر به زبان‌های دیگر دنیا هم منتشر شود، نمی‌شود اثری جهانی‌اش نامید. اثری را می‌شود جهانی دانست که دارای درد، احساس، اندیشه و همین‌طور سبک ادبی جهانی باشد. شاید به نویسندگان جوان ایرانی بتوانم فقط بگویم که هر چه بیشتر دربارهٔ ادبیات و اندیشه و جهان بیرون از مرزهای ایران بخوانند و فکر کنند و تحلیل کنند، اما هم‌زمان بر وضعیت جامعهٔ امروز ایران، ادبیات و اندیشهٔ کلاسیک فارسی تسلط داشته باشند تا بتوانند در ذهن و اثرشان یک پل فکری، عاطفی و ادبی میان ایران و جهان بزنند. اثری که چنین ویژگی‌ای داشته باشد، خواه‌ناخواه قابلیت جهانی شدن دارد. از طرف دیگر، </span><span style="font-weight: 400;">خیلی مهم است که یک نویسنده به‌هنگام انتخاب موضوع از خودش بپرسد چقدر این موضوع برای مردم ایران، خاورمیانه و جهان دارای اهمیت است؟ نویسندگان پیشین چطور به این موضوع پرداخته‌اند؟ و نهایتاً اینکه چقدر این موضوع درد من است؟ من چقدر این درد را حس کرده‌ام، تجربه کرده‌ام و می‌شناسم؟ به‌نظر من، همهٔ منشأ آثار بزرگ ادبی «درد» است.</span><span style="font-weight: 400;"> دردی که نویسنده تا بن دندان آن را تجربه و لمس کرده است و به عمیق‌ترین و خلاقانه‌ترین شکل ممکن از آن می‌نویسد. پس شاید بتوانم بگویم که نویسنده باید پیش از هر چیز «درد خود» را بشناسد و دربارهٔ آن بدون خودسانسوری و با خلاقیت تمام بنویسد و از هنجارشکنی نترسد.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-14438" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6186.jpg?resize=500%2C333" alt="گفت‌وگو با شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، به بهانهٔ اعلام نتیجهٔ جایزهٔ ادبی بوکر ۲۰۲۰" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6186.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6186.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/09/IMG_6186.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><b>با سپاس دوباره از وقتی که به ما دادید، لطفاً اگر صحبت دیگری دارید، بفرمایید.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شاید تنها حسرتی که دربارهٔ ایران در دل دارم، این است که ای کاش تا وقتی ایران بودم، هر چه بیشتر و بیشتر در میان متون کلاسیک و اساطیر ایران، کتیبه‌های باستانی و موزهٔ ایران باستان و همین‌طور معماری باستان ایران تنفس می‌کردم تا هر چه بیشتر دربارهٔ هویت، ارزش‌های اخلاقی، اندیشه، معماری، عرفان، حکمت و ادیان ایرانی (نه اسلامی) تحقیق و مطالعه و درک می‌کردم. از این رو، آرزو دارم که نویسندگان جوان ایران پیش از اینکه بخواهند جهان را درک کنند، تلاش کنند که ابتدا جهان خود، جهان ایران را درک کنند. همیشه شناخت از خود آغاز می‌شود و ایران هم به‌دلیل کهنسالی تمدن و کشوری منحصربه‌فرد است. برای درک جهان، باید ابتدا فرهنگ و اندیشهٔ خود را درک کرد. شاید در آن‌صورت بتوانیم ارزش‌های ایرانی را به ارزش‌های جهانی پیوند بزنیم و با تکیه بر آزادی قلم و شهامت اخلاقی (در تقابل با سانسور و هنجارهای غلط و مرسوم سیاسی و اجتماعی) اثری ماندگار خلق کنیم که از دل برآید و بر دل نشیند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/09/10/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/">شکوفه آذر: رئالیسم جادویی،‌ بهترین سبک ادبی برای نشان دادن خودِ واقعی جامعهٔ امروز ما</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/09/10/%da%af%d9%81%d8%aa%e2%80%8c%d9%88%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%8c-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">14431</post-id>	</item>
		<item>
		<title>شکوفه آذر: امکاناتی که رئالیسم جادویی به من می‌دهد، رئالیسم نمی‌‌تواند بدهد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 18 Jun 2020 01:36:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[گزارش]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[اشراق درخت گوجه سبز]]></category>
		<category><![CDATA[اشراق درخت گوجه‌سبز]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفه آذر]]></category>
		<category><![CDATA[طاهره علی‌پناه جهرودی]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان نویسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[کارگاه داستان‌نویسی ونکوور]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[محمد محمدعلی]]></category>
		<category><![CDATA[مرتضی مشتاقی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://media.hamyaari.ca/?p=13960</guid>

					<description><![CDATA[<p>گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی طاهره علی‌پناه جهرودی &#8211; ونکوور عصر سه‌شنبه دوم ژوئن ۲۰۲۰ به دعوت استاد محمد محمدعلی، مدیر کارگاه داستان‌نویسی ونکوور، شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز» و کاندیدای جایزهٔ بوکر بین‌المللی، در جمع این کارگاه حضور پیدا کرد.  شکوفه آذر، روزنامه‌نگار و نویسندهٔ ایرانی، از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ به‌کار...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/">شکوفه آذر: امکاناتی که رئالیسم جادویی به من می‌دهد، رئالیسم نمی‌‌تواند بدهد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><strong>گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی</strong></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b7%d8%a7%d9%87%d8%b1%d9%87-%d8%b9%d9%84%db%8c%e2%80%8c%d9%be%d9%86%d8%a7%d9%87-%d8%ac%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">طاهره علی‌پناه جهرودی</a> &#8211; ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">عصر سه‌شنبه دوم ژوئن ۲۰۲۰ به دعوت استاد محمد محمدعلی، مدیر کارگاه داستان‌نویسی ونکوور، شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز» و کاندیدای جایزهٔ بوکر بین‌المللی، در جمع این کارگاه حضور پیدا کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر، روزنامه‌نگار و نویسندهٔ ایرانی، از سال ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸ به‌کار دانشنامه‌نویسی مشغول بود و سپس تا سال ۱۳۸۹ که از ایران به استرالیا رفت، به روزنامه‌نگاری در روزنامه‌های اصلاح‌طلب مشغول شد. شکوفه آذر همچنین نخستین زن ایرانی است که در سال ۱۳۸۴ با کوله‌پشتی بخش‌هایی از مسیر زمینی جادهٔ ابریشم را به‌ طریقهٔ hitchhike (‌سفر زمینی با کوله‌پشتی) از ایران، به افغانستان، تاجیکستان، قرقیزستان، چین، هند و پاکستان سفر کرد. این سفر زمینی سه ماه به‌طول انجامید و گزارش‌های آن در روزنامهٔ شرق (تهران) منتشر شد. وی پس از این سفر مجموعه داستان «روز گودال» را توسط انتشارات ققنوس منتشر کرد (۱۳۸۸) اگرچه قبل از آن در سال ۱۳۸۳ قصهٔ کودکانه «شاید هوس کنم تو را بخورم» را توسط انتشارات امیرکبیر به‌چاپ رسانده بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این روزنامه‌نگار و نویسنده، از سال ۱۳۸۹ در پی حوادث ناگواری که برای برخی روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب رخ داد، به استرالیا کوچید و هم‌اکنون در شهر ملبورن زندگی می‌کند. او همواره می‌گوید سه چیز شخصیت مرا شکل داد و مرا متحول کرد: اول زندگی در طبیعت بکر روستاهای شمال ایران و یاد گرفتن اینکه چطور می‌شود طبیعی بود و از طبیعت الهام گرفت، دوم سفر کردن به‌طریقهٔ hitchhike که به من آموخت چقدر می‌توانم شجاعانه انتخاب و زندگی کنم و مسئولیت اعمال خود را به‌عهده بگیرم و سوم ادبیات، عرصه‌ای که به من نشان داد امکان‌های زندگی بی‌انتهاست. شکوفه آذر که در ایران دارای مدرک لیسانس زبان و ادبیات فارسی بود، در استرالیا به ادامه تحصیل پرداخت. او از دانشگاه دیکن لیسانس افتخاری (honours) روزنامه‌نگاری گرفت و هم‌اکنون مشغول تحصیل در دورهٔ دکترا در رشتهٔ نویسندگی خلاق است. پایان‌نامهٔ این دوره، رمان دوم او با نام «درخت طوبای آشپزخانهٔ ما» خواهد بود که هم‌اکنون مشغول نوشتن آن است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13962" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/trip_Azar.jpg?resize=500%2C375" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="500" height="375" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/trip_Azar.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/trip_Azar.jpg?resize=300%2C225&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این نویسنده، رمان «اشراق درخت گوجه سبز» را در سال ۲۰۱۷ در استرالیا و نیوزیلند منتشر کرد که در سال ۲۰۱۸ کاندیدای جوایز ادبی استلا و دانشگاه کوئینزلند شد. این رمان پس از اینکه در آمریکا، انگلستان و کانادا منتشر شد، به‌زودی در ایسلند، ایتالیا و بوسنی نیز منتشر می‌شود. گفتنی است، هم‌زمان با فعالیت ادبی، شکوفه آذر به فعالیت هنری هم مشغول است و تا کنون چند نمایشگاه نقاشی گروهی و انفرادی در استرالیا برگزار کرده است.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13963" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/painting_Azar.jpg?resize=500%2C333" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/painting_Azar.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/painting_Azar.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/painting_Azar.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">رمان «اشراق درخت گوجه سبز» که نخستین رمان این نویسنده و روزنامه‌نگار ایرانی است، به‌محض انتشار توجه بسیاری از نشریات و رسانه‌های استرالیا را به خود جلب کرد. این رمان، بنا به نظر منتقدان استرالیایی، داستانی چندلایه، عمیق و تأثیرگذار است دربارهٔ ایران در دورهٔ پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ که نویسنده با استفاده از سبک رئالیسم جادویی و داستان‌های کلاسیک ایرانی آن را غنی کرده است. داستان، خواننده را به قلب خانواده‌ای می‌برد که در سراشیب هرج‌ومرج و خشونت پس از انقلاب، به گوشه‌ای از شمال ایران پناه می‌برند بی‌خبر از اینکه به هر کجا فرار کنند، نمی‌توانند از چهار قطب متضادی که مدام زندگی‌شان را در تلاطم و کشمکش‌ها درگیر می‌کند، بگریزند. چهار قطبِ «زندگی، مرگ، سیاست و مذهب».</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در یکی از مصاحبه‌هایش با روزنامهٔ د ایج (استرالیا) گفته است که تاریخ سرکوب در ایران به‌اندازهٔ تاریخ عرفان دیرینه است و تاریخ افسانه و خیال‌پردازی از هر دوی این‌ها دیرینه‌تر. «اشراق درخت گوجه سبز» رمانی چندلایه است که یک لایهٔ آن در زمین ریشه دارد و بقیهٔ لایه‌ها در ماورا. آنچه به آتش درون پدیدآورندهٔ اثر دامن می‌زند، لایهٔ زمینی است که نشئت‌گرفته از وقایع سیاسی، اجتماعی و تاریخی‌ای است که پس از انقلاب ۵۷ رخ داده است. لایه‌های ماورایی از دل اسطوره‌ها، افسانه‌ها، عرفان و باورهای عامه می‌جوشد و لحن شاعرانهٔ داستان لایهٔ دیگری است که قابل ستایش است. نویسنده به سبکی کاملاً مدرن، سنت روایت در روایت «هزار و یک شب» را در این داستان بیان می‌کند. لایهٔ دیگر داستان رنگ غم و اندوهی است که قلم‌موی نویسنده به جان خوانندهٔ کتاب می‌کشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">جلسهٔ نقد و بررسی رمان «اشراق درخت گوجه سبز» در ساعت ۷ عصر آغاز شد،&#x200d; ابتدا استاد محمدعلی در مورد اصطلاح ادبیات جادو و تفاوت آن با سوررئالیسم نظراتی را ارائه داد:</span><b> </b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><span style="font-weight: 400;">«</span><i><span style="font-weight: 400;">۱- چون حالا شکوفه آذر نویسنده‌ای شناخته‌شده‌ است و شرح حالش همه‌جا دیده می‌شود، من در ادامهٔ روش کارگاه داستان‌نویسی ونکوور چند نکته را متذکر می‌شوم و بقیهٔ وقت را می‌دهم به نویسندهٔ مهمان و دیگر دوستانی که از راه‌های دور و نزدیک آمده‌اند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۲- اصطلاح ادبیات جادو یا واقع‌گرایی جادویی را نخستین بار نویسندهٔ کوبایی آلخو کارپانتیه ‎(۱۹۰۴-۱۹۸۰)‎ در سال ۱۹۴۹ به‌کار برد. به اعتقاد او در این نوع آثار حوادث منطقی و معقول زندگی روزمره در کنار جنبه‌های مافوق طبیعی ادیان و اسطوره‌های بومی و محلی مردم آمریکای لاتین عرضه شده است و تفاوت آن با سوررئالیسم این است که در سوررئالیسم چیزهای غریب و شگفت‌انگیز هنرمندانه به‌وجود می‌آیند، اما در واقع‌گرایی جادویی زندگی روزمره در شگفتی‌ها و اعجاز حل می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۳- جادو در عمل نوعی مبارزه است با توهم سرنوشت ازپیش‌تعیین‌شده و علت‌های ابدی-ازلی. همچنین غلبه بر موجودات ناشناختهٔ ارضی‌ و سماوی که آن علت‌ها را به‌وجود آورده‌اند. سرانجام اینکه نوعی مبارزه است با نظم و نظام ازپیش‌تعیین‌شدهٔ این هستی.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۴- ادبیات جادویی آمریکای لاتین عمدتاً به‌شکل درهم‌آمیزی و هم‌حسی و هم‌ذات‌پنداری با جادوست و گاهی به‌شکل طنز درمی‌آید. در عین حال، اهدافی چون مبارزه با حاکمیت‌های مستبد و حکومت‌های دست‌نشاندهٔ استعماری و رهاندن مردم از خرافات را دنبال می‌کند. به‌عبارت دیگر، پس از نفوذ در دل خرافات و همسازی با آن، در درون آن را منفجر یا منهدم می‌سازد و این رازورمز این نوع ادبیات است.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۵- از دیگر ویژگی‌های داستان‌های واقع‌گرای جادویی می‌توان به مبالغه، اغراق، غلو، همزیستی مسالمت‌آمیز عناصر و پدیده‌های متضاد، حذف فاصله بین راوی و روایت، اندیشهٔ بازگشت به زندگی بی‌پایان، دوری از طعنه و کنایه، گرایش به نثری شعرگونه و چالش اعتقادات و آیین‌ها و… اشاره کرد.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۶- آنچه در متون کهن ایران و اساساً شرق به ادبیات جادو اطلاق می‌شود، بیشتر حضور عوامل فوق طبیعی و حوادث نامحتمل و پندآمیز عرفانی است، در دنیای زادهٔ خیال و وهم که اغلب رنگ‌وبوی مذهبی دارد. و در آثار متأخر و ادبیات فارسی، آنچه به‌چشم می‌آید ایجاد فضای وهم‌آلود و استفاده از المان‌هایی مانند جن و آل است. نگاه کنید به برخی آثار غلامحسین ساعدی و کتاب «از ما بهتران» محمد محمدعلی.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">۷- می‌توان گفت نیمی از کتاب «اهل غرق» منیرو روانی‌پور از قاعدهٔ بالا مستثنی بوده و نزدیک شده است به ادبیات جادوی آمریکای لاتین.</span></i><span style="font-weight: 400;">»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در تکمیل گفته‌های استاد محمدعلی و در مورد بعضی تم‌های داستان و ساختار آن صحبت کرد. او در بیان تفاوت بین سمبولیسم و رئالیسم جادویی چنین گفت: «رئالیسم جادویی از دل فرهنگ کهن‌سال آمده و آمریکای لاتین، هند، چین، مصر، ژاپن و ایران دارای پیشینهٔ ادبیات اساطیری‌اند و می‌توانند صاحب ادبیات رئالیسم جادویی مدرن باشند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او دربارهٔ چگونگی رسیدن به سبک رئالیسم جادویی در رمان خود، چنین می‌گوید: «سبکی که من نوشته‌ام، بنیانش رئال است و در کل داستان سمبولیسم هم وجود دارد، چون سمبولیسم معناسازی می‌کند.» او معتقد است که رئالیسم جادویی می‌تواند معناساز نباشد، ولی در کل یک اثر جادویی، ما با معنا سروکار داریم. نویسنده ماهیت رئالیسم جادویی را برآمدن از دل فرهنگی کهن‌سال توصیف می‌کند، به این معنی که ادامهٔ فرهنگ کلاسیک می‌رسد به رئالیسم مدرن و سپس رئالیسم جادویی. وی می‌گوید: «سعی کردم از تمام دانشم برای نوشتن این رمان استفاده کنم و بیانگر تاریخ احساسات کشورم باشم.» و ادامه می‌دهد: «اگر در ایران بودم، هرگز انگیزهٔ نوشتن چنین کتابی را به‌دست نمی‌آوردم. زندگی در این کشور آزاد، این انگیزه را به من داد که دربارهٔ کشورم بنویسم. وقتی به استرالیا آمدم خیلی غمگین بودم و می‌خواستم این غم را بنویسم و هم‌زمان تاریخ احساسات مردم کشورم را در این کتاب بیاورم که به‌نوعی دارای سرنوشت مشابهی با من‌اند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در مورد ساختار رمانش معتقد است که کاری چندلایه و پیچیده است. شما لایه‌های اسطوره‌ای، عرفانی، اجتماعی، سیاسی و فلسفی را در این رمان می‌بینید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13964" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/01.jpg?resize=500%2C333" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/01.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/01.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/01.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نویسنده اغراق را یکی از مشخصه‌های رئالیسم جادویی نام می‌برد و می‌گوید‌: «با اغراق می‌توانم احساسات را به عمیق‌ترین شکلش نشان بدهم. من فکر می‌کنم یک عمر به‌عنوان روزنامه‌نگار متن‌های رئال نوشته‌ام و برخی از داستان‌های کوتاهم نیز در سبک رئال است، اما احساس می‌کنم ابزار و امکاناتی که رئالیسم جادویی به من می‌دهد، رئالیسم نمی‌تواند بدهد. مثلاً برف سیاه که بعد از مرگ سهراب می‌بارد، بغض واقعی من را نشان می‌دهد. چون لباس سیاه برای این غم کم است، رئالیسم جادویی به ما ابزار تصویرسازی می‌دهد. یا جایی که در رمانم چلچله‌ها فصل کوچ را اشتباه می‌گیرند و بر فراز زندان اوین پرواز می‌کنند و به آن‌ها شلیک می‌شود و از آسمان پر، خون و آتشِ گلوله می‌ریزد، می‌خواستم بغض و غم عمیقم را با همین اغراق به خواننده منتقل کنم. تا آن غم و استیصال به عمیق‌ترین شکل به خواننده منتقل شود.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در ادامه می‌گوید که ادبیات رئالیسم جادویی در غرب تعریف چندان دقیقی ندارد، آن‌قدر که آمریکای لاتین و ما ایرانی‌ها ابزار رئالیسم جادویی را داریم، غربی‌های سفیدپوست ندارند. رئالیسم جادویی از دل فرهنگ بومی هزاران‌ساله می‌آید و به‌شدت متکی به آداب و رسوم و فرهنگ بومی آن منطقه است. صرف استفاده از موجودات ماورایی و خیالی، اثر را رئالیسم جادویی نمی‌کند‌، همان‌طور که مثلاً «هری پاتر» یک اثر رئالیسم جادویی نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او در مورد استرالیا و وجود فرهنگ بومی می‌گوید: «در استرالیا، فرهنگ بومیان (aboriginals)، یعنی سیاه‌پوستان بومی که از قرن ۱۷ تحت ستم سفیدپوستان قرار گرفتند، به‌شدت شبیه تمام فرهنگ‌های بومی و باستانی دنیاست. به روح و انواع موجودات خیالی اعتقاد دارند و باورهای اسطوره‌ای آنان تا به امروز ادامه دارد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز» مشخصهٔ دیگر رئالیسم جادویی را نشان دادن تقابل‌ها می‌داند؛ مانند تقابل سیاسی، تقابل عشق در معنیِ قدیم و جدید، و اینکه او در رمانش تقابل جهان مدرن و جهان کهن را نشان داده و تقابل تفکر مدرن و تفکر اسطوره‌ای را مطرح کرده است؛ اینکه تفکر اسطوره‌ای به‌دنبال معناست و تفکر مدرن معناگریز است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او می‌گوید کار رئالیسم جادویی قضاوت باورهای عامیانه نیست، بلکه استفادهٔ زیبایی‌شناسانه از این باورها به‌عنوان امکانات و ابزار ادبی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">بعد از این اظهاراتِ شکوفه آذر، یکی از شرکت‌کنندگان در این جلسه خلاصه‌ای از رمان «اشراق درخت گوجه سبز» را که تهیه کرده بود، خواند و به‌دنبال آن فرازهای زیبایی از نقاط عطف داستان ارائه داد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">«داستان درخت گوجه سبز حکایت غم‌انگیز خانواده‌ای پنج نفری است که با آغاز انقلاب اسلامی شروع می‌شود. پدر خانواده، (هوشنگ) سازندهٔ تار و نوازنده است و مادر خانواده، (رُزا) زن خانه‌داری است که در جوانی آرزو داشت شاعر شود، سهراب، پسر خانواده و دو دختر، یکی بیتا و دیگری بهار، دختر سیزده‌ساله‌ای که در اولین یورش انقلابیون هیجان‌زده به خانه‌، به‌طور تصادفی در آتش می‌سوزد و همین دختر راوی سرگذشت خانواده است. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">پس از کشته شدن بهار، همگی متأثر از رویدادهای انقلاب تصمیم می‌گیرند از تهران خارج شوند و خانه را به ثلث قیمت فروخته و عازم روستای دورافتاده‌ای در مازندران می‌شوند. با خرید زمینی پنج هکتاری خانه‌ای بر فراز تپه‌ای می‌سازند و امیدوارند که تا حد ممکن از انقلاب و حوادث آن دور بمانند. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">بعد از سپری شدن هشت سال، با آمدن پاسداری به نام حسین که زمانی عضو سپاه دانش در همان روستا (رازان) بوده، خبر انقلاب بالاخره به دهکده می‌رسد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">سهراب به‌عنوان سرباز فراری به‌همراه تعدادی جزوه و کتاب سیاسی در خانه دستگیر، ابتدا در زندان انفرادی فراموش و به مرگ نزدیک می‌‌شود و سرانجام بعد از زندانی‌ شدن در زندان‌های مختلف هم‌زمان با اشراق مادر(رُزا) در بالاترین نقطهٔ درخت گوجه سبز، اعدام می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">حوادث بسیاری بر روستای رازان می‌گذرد. برف سیاه ۱۷۷ شبانه‌روزی که با اعدام سهراب، شروع به بارش می‌کند، تمام خانه‌های روستاییان را نابود می‌کند. هجوم ارواح و داستان‌هایشان، آیینه‌بین اول و دوم که سرنوشت‌ها را رقم می‌زنند، حضور روح دختر جوانی به‌نام عفت که آدرس گنجی را به بهار می‌دهد تا با آن خرابی‌ خانه‌های روستایی را برطرف کنند، حوادث کتاب‌سوزان در میدان دهکده توسط سپاه، مسخ‌ شدن رُزا و راه رفتن بی‌وقفهٔ او در اعماق جنگل‌های مازندران و آشنا شدنش با جهانگردی ایتالیایی در کوهستان‌های غرب ایران و تن سپردن به او، عشق بیتا به عیسی، جوان روستایی که تعبیر سنجاقک‌ها را می‌دانست و آینده را پیش‌بینی می‌کرد و سرانجامِ تلخ جدایی بی‌دلیلی که بیتا را از خود بی‌خود می‌کند. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">بیتا به تهران سفر می‌کند، به دانشگاه می‌رود، دستگیر و زندانی می‌شود و سرانجام افسرده‌تر از قبل به خانهٔ روی تپهٔ رازان بازمی‌گردد. در آنجا خود را مشغول نوشتن دایرة‌المعارف موجودات خیالی ایران می‌کند، اما سرانجام دست از هر تلاشی برمی‌دارد و خود را به دست خیال‌پردازی و خواب می‌سپارد. بیتا سرانجام در امتداد خیالپردازی‌ها و رؤیاهایش به یک پری دریایی زیبا تبدیل می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">هوشنگ، پدر خانواده، بعد از اینکه سهراب اعدام می‌شود، رزا جنون‌زده خانه را ترک می‌کند و بیتا هم به پری دریایی تبدیل و به دریای خزر سپرده می‌شود، دست از ادامهٔ زندگی در رازان برمی‌دارد و به تهران می‌رود. برای اولین بار بعد از انقلاب، به خیابان‌های تهران می‌رود، به تجریش، پارک ملت، خیابان انقلاب. صدای مردم را می‌شوند، خانم، رسالت! آقا، سیدخندان! به‌نظرش می‌آید که تهران همهٔ ویژگی‌های یک معتاد را دارد. معتادی که می‌خواهد ترک کند، اما اراده‌اش ندارد. در خیابان انقلاب سی‌دی‌ای غیرمجاز می‌خرد. در میدان انقلاب به گروهی کفن‌پوش برمی‌خورد که تظاهراتی علیه یک کاریکاتور در نشریهٔ خارجی راه انداخته‌اند. کفن‌پوشان افراطی، کراواتش را می‌کشند و بی‌بهانه دستگیرش می‌کنند. در بازجویی، اعترافاتش همه را به خنده و تمسخر وامی‌دارد. زندانی می‌شود و بعد از پنج سال به‌دلیل کهولت سن و جنون آزادش می‌کنند. او به‌ روستا (رازان) برمی‌گردد و منتظر بازگشت رزا می‌شود. مردمان رازان که زمانی مهم‌ترین دغدغه‌شان همزیستی مسالمت‌آمیز با موجودات ماورایی بود، اینک و در اثر تحولات سریع بعد از انقلاب، دچار خودباختگی فرهنگی می‌شوند، تغییر ماهیت داده‌اند، به‌ جان جنگل هیرکانی افتاده و با قطع درختان و فروش آن به ثروت رسیده‌اند. نسل جدید روستاییان مزاحم افراد هوشنگ که زمانی مورد احترام و محبتشان بود، می‌شوند. بیتا که حالا پری دریایی زیبایی در دریای خزر است، بعد از فراموشی طولانی، حافظهٔ ماهی‌وارش شبی در خواب او را به یاد خانواده‌اش می‌اندازد. او یک روز که برای دیدار خانواده‌اش از دریا به ساحل آمده بود، توسط ماهیگیران، مردم عادی و سپاه دستگیر می‌شود. ماهیگیران قصد تجاوز به او را داشتند، ولی موفق نشدند و او سرانجام توسط سپاهی مسلح ترور می‌شود.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">زن‌ها که ماجرا را شنیدند، ابتدا معترض و سپس اندوهگین شدند و بعد به یاد غذاهای روی اجاقشان افتادند و مشق شب بچه‌هایشان. جسد بیتا که در ساحل دفن شده بود، توسط پدر و مادر، که به‌تازگی از سفر دور و درازش برگشته بود، از ساحل به باغ آورده و زیر درخت کهن‌سال بلوط به‌خاک سپرده شد. در پایان داستان، روح سهراب نیز به خانه آمد و حالا بعد از سال‌ها هر پنج نفر در کنار هم بودند هرچند که بعضی زنده بعضی به‌صورت روح.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><i><span style="font-weight: 400;">هوشنگ و رُزا آمادهٔ مرگ شدند و نیمه‌شبی از شب‌های سرد زمستان در سالی از سال‌های خدا مردند. در سپیده‌دم روز بعد، دسته‌جمعی به‌طرف جنگل رفتند و به درخت گوجه‌سبز رسیدند. از آن بالا رفتند و شاهد بودند که درخت با حرکت آن‌ها رشد می‌کند، بزرگ می‌شود و به بالا می‌رود. از ابرها گذشتند و از بالا به پایین، به زمین و آدم‌ها نگاه کردند. حس کردند که دل‌کندن برایشان راحت است. ابتدا رُزا در پوست درخت جذب شد و سپس هوشنگ و بعد بچه‌ها و بدین‌گونه به اشراق رسیدند.»</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر مدعی است که در رمان «اشراق درخت گوجه سبز» صفحه‌ای نیست که مبتنی بر تحقیق یا واقعیتی نباشد و از نظر او واقعیت الزاماً آن چیزی است که انسان به‌طور فیزیکی تجربه می‌کند. از نظر او فقط واقعیت سیاسی، علمی یا ژورنالیستی واقعیت نیست، بلکه خواب‌ها، تصاویری ذهنی که فرد شخصاً تجربه می‌کند و باورهای عامه، آداب و رسوم و… هم بخش‌هایی از واقعیت زندگی ما هستند. او می‌گوید: «برای رمان دومم که دارم می‌نویسم، بیش از ۵۰۰۰ صفحه خوانده‌ام و پیش‌نویس تحقیقاتم ۵۰۰ صفحه است. یادداشت‌هایی شامل واقعیت‌های تاریخی، باورهای عامیانه، خواب‌هایم، شعر، ایده‌ها و فکرها و تصاویر مدیتیشن.» و اضافه می‌کند: « در رمان اول، من ارزش‌های فکری و معنوی دین زرتشت را نشان دادم. در رمان دومم دارم به میترائیسم می‌پردازم که همه مبتنی بر تحقیق است و در کتاب سومم نیز دربارهٔ یک دین غیراسلامی دیگر می‌نویسم…»</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13965" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6162.jpg?resize=500%2C333" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6162.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6162.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6162.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در ادامهٔ صحبت‌هایش می‌گوید: «یک‌بار از من پرسیدند چرا کم‌کاری؟ گفتم درست است، اما به‌نظرم کم‌کاریِ من، محصول پرکاری پشت صحنهٔ نوشتن یک کتاب است. می‌خواهی چکیدهٔ هستی خودت را توی آن بیاوری و آن نمی‌تواند ۱۰۰۰ صفحه باشد.» وی اذعان می‌کند که سبکی که دنبال می‌کند مبتنی بر تحقیق طولانی، متنوع، چندجانبه و گسترده است که سرانجام در قالب رمانی بسیار موجز پیاده می‌‌شود. او می‌گوید: «روزها دربارهٔ یک موضوع مشخص، مثلاً معماری قاجار تحقیق می‌کنم، عکس و فیلم بناها را می‌بینم، مقالات متعدد می‌خوانم، مثلاً دربارهٔ اینکه معماری قاجار چه فرقی با معماری پهلوی داشت و احساسی که این دو نوع بنا در محیط درونی و بیرونی خود ایجاد می‌کند، چه تفاوتی دارد و تا سرانجام این مطالعه و تحقیق چندروزه، می‌شود دو خط چکیده، در رمانم. که این دو خط هم مطلقاً حالت مقاله‌ای و اطلاع‌رسانی ندارد. به‌شکلی کاملاً خلاقانه و نو باید در دل داستان بنشیند. اصلاً علاقه‌ای به سرسری‌نویسی ندارم. روده‌درازی، دادن اطلاعات مقاله‌ای و روزنامه‌نگاری یا فضل‌فروشی اطلاعاتی در متن را هم اصلاً دوست ندارم. توضیح واضحات هم مطلقاً.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر رئالیسم جادویی را مبتنی بر تخیل صرف نمی‌داند و آن را مبتنی بر پژوهش و واقعیت عنوان می‌کند. او از قدرت خیال و تصویرسازی استفاده می‌کند تا حقیقت و واقعیتی را به داستانی‌ترین شکل رئالیسم جادویی تبدیل کند. مارکز در یکی از مصاحبه‌هایش تأکید داشت که «رمان من جادو و خیال نیست، همه‌اش واقعیت است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">او ادامه می‌دهد: «مارکز هم به تناسب فرهنگ خودش که ما نمی‌دانیم و نمی‌شناسیم، تخیلاتش را بنا می‌کند و تصویر می‌کند که من و شمای ایرانی بسیاری از معانی و استعاره‌ها و اشارات پشت متن مارکز را نمی‌فهمیم چون آن پیشینهٔ فرهنگی را نمی‌شناسیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در اینجا استاد محمدعلی در رابطه با صحبت‌های شکوفه آذر بحثی را مطرح می‌کند و آن «رمان پژوهشی» است. وی می‌گوید: «رمان‌‌های سه‌گانهٔ عشق را که در مورد «آدم و حوا»، «مشی و مشیانه» و «جمشید و جمک» نوشتم، از من پرسیدند این‌ چه‌جور رمانی است، من گفتم اسطوره‌ای، بعد رسیدم به رمان پژوهشی و بعد رسیدم به اینکه اساساً رمان حاصل یک پژوهش است. برای رمان‌‌های سه‌گانهٔ عشق، ۱۵ سال کار کردم و ۴۰-۵۰ جلد کتاب‌های قطور مربوط به موضوع را خواندم، با حسن انوشه کار کردم و از دیگران منابع گرفتم. داستان کوتاه می‌تواند احساس و تجربهٔ شخصی باشد، ولی رمان‌های بزرگ نه.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر ضمن تأیید صحبت‌های استاد محمدعلی، در مورد دغدغه‌های درونی خودش گفت و در مورد غم عمیقی که در زندگی ایرانی‌ها وجود دارد، در عین اینکه آدم‌های شادی به‌نظر می‌رسند و دربارهٔ همهٔ مشکلات و گرفتاری‌های خود جوک می‌سازند و می‌خندند. و اینکه آخرِ همهٔ مهمانی‌های شادمان می‌رسیم به غم. او می‌گوید: «در مهمانی‌ها، وقتی به آخر شب می‌رسیدیم و همه می‌رفتند و چند نفر خودمانی می‌ماندند، حرف دل‌ها به زبان می‌آمد و تهِ تهش به غم و ناکامی و حسرت می‌رسیدیم، و این در همهٔ ما ایرانی‌ها این غم و حسرت وجود دارد. غمی که در رمان من هست، غم من نیست، غم همهٔ ما ایرانی‌هاست. ما در عین آنکه آدم‌های شادخواری هستیم و می‌خواهیم خیام‌وار زندگی کنیم، ولی بیش از همه غم‌خواریم و این می‌تواند محصول فضای بستهٔ دیکتاتوری باشد، همین‌‌طور می‌تواند محصول انفعال تاریخی‌ ما ایرانیان هم باشد و خیلی ریشه‌های دیگر.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">آذر در ادامه می‌گوید که به‌نظر وی نویسنده‌ای که می‌نشیند و از جهانی می‌نویسد که ارتباطی با جهان زیستی خودش ندارد، درواقع از چیزی نوشته‌ است که نه به درد خودش می‌خورد و نه به درد جامعه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر از فروش زیرزمینی کتابش در ایران می‌گوید؛ اینکه فروش خوبی داشته است و ناشران زیرزمینی که ابتدا پنج تا بوده‌اند و الان به دوازده تا رسیده‌اند، گاه با او از طریق شبکه‌های اجتماعی تماس می‌گیرند و حلالیت می‌طلبند (با خنده). وی می‌گوید: «من به‌شدت ازشان حمایت می‌کنم، چون با اینکه کمترین منفعت مادی برای من و ناشر استرالیایی ندارد، اما به‌نظر من، نشر زیرزمینی کتاب‌های سانسورنشده، نوعی مقابله با سانسور در ایران است.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">مطلب دیگری که شکوفه آذر به توضیح آن می‌پردازد، موضوع نقد ادبی در ایران و مقایسه‌اش با نقد ادبی در استرالیاست. به‌عقیدهٔ او نقد ادبی در ایران اولاً نقد بر «نداشته‌های» داستان است و دوم ایراداتی مانند آنکه چرا سیاسی نوشته شده است و برچسب می‌زنند که کتاب سیاسی ارزش ادبی ندارد. او می‌پرسد: «این اندیشه بنیانش بر کجاست؟ آیا میلان کوندرا سیاسی نمی‌نویسد؟ آیا ایوان کلیما سیاسی نمی‌نویسد؟ چرا کتاب سیاسی در مورد کشورهای دیگر را دوست داریم، ولی به کتاب سیاسی در مورد مملکت خودمان واکنش منفی نشان می‌دهیم؟ گریز از واقعیت در نقد ادبی ایران مشهود است.» به‌عقیدهٔ او هیچ منطقی وجود ندارد که بگویند دربارهٔ واقعیت‌های جامعه‌ات ننویس. آذر معتقد است او با زبان و ادبیات خودش باید آینهٔ جامعه‌اش باشد و کتابش باید به‌شدت متکی به واقعیت‌های فرهنگ و جامعه‌اش باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">استاد محمدعلی در تأیید صحبت‌های شکوفه آذر، در رابطه با بحث سانسور عنوان می‌کند که پدیدهٔ سانسور همه را به بیراهه می‌کشاند و با یادی از اوج رونق ادبیات سیاسی در دههٔ چهل، و اینکه سانسور بحث سیاست را به‌طرف ابتذال جهت می‌دهد، خاطره‌ای را از آن دوران تعریف می‌کند؛ اینکه روزی محمود دولت‌آبادی و ایشان در منزل تنکابنی بودند و صحبت دربارهٔ یکی از داستان‌های کتاب «گاهواره‌‌بان» نوشتهٔ دولت‌آبادی بوده و برای اینکه مبارزهٔ سیاسی به شکل شعر و شعار نباشد، داستان به شکل مسخره‌ای روایت شده بود: از آنجا که قهرمان سیاسی و چپ داستان با خدمت سربازی مخالف بوده، وقتی می‌آیند که او را ببرند، او سربازی را که برای بردنش آمده بود، با چوب کتک می‌زند. از نظر استاد محمدعلی، این شکل مبارزه بسیار حقارت‌آمیز است و ادامه می‌دهد که: «بعد می‌رسیم به دههٔ ۶۰ که دیدیم باز سانسور نمی‌گذارد تو حرف بزنی. در نتیجه بحث «نسل سوم» را پیش آوردیم. گفتیم نمی‌خواهیم سیاسی باشیم. رسیدیم به اینجا که با زبان هنری سیاسی باشیم و پژوهش باعث زیربنایی شدن و به هنر درآوردن این تفکر شد.» استاد محمدعلی معتقد است که غیر از پژوهش کتابخانه‌ای، پژوهش دیگری هم هست که نویسنده آن را داخل اجتماع انجام می‌دهد و مهم است. مانند جمع‌آوری فولکلور و جامعه‌شناسی که در دههٔ چهل کار می‌کردند، مثلاً آل‌احمد و ساعدی از طرف مجموعه‌ای که در اختیار احسان یارشاطر بود به روستاها می‌رفتند که ببینند آداب‌ورسوم چیست و پژوهش می‌کردند تا کارهای هنری ارائه دهند و به این ترتیب بود که ساعدی «اهل هوا» و بعضی از آثار خود را نوشت.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13966" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6186.jpg?resize=500%2C333" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6186.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6186.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/IMG_6186.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در ادامهٔ صحبت‌های استاد محمدعلی، اظهار داشت: «تفاوت برداشت رمان سیاسی دههٔ‌ چهل با برداشتی که الان می‌تواند باشد، نکتهٔ حساسی است که ما بفهمیم ادبیات ابزار و بهانه‌ای برای شعار حزبی و سیاسی در دههٔ‌ چهل بود،‌ اما ادبیات دورهٔ کنونی ابزار و وسیله‌ای است برای آنکه ما اندیشه‌های سیاسی‌مان و واقعیت‌های سیاسی‌ را در قالب ادبی مطرح کنیم. طرفداری از یک حزب سیاسی امروز، بهانهٔ نوشتن رمان نیست و نباید هم باشد.» و ادامه داد: «اگر رمان فلسفی می‌نویسیم، فلسفه بحث دوم است، بحث اول ادبیات است. اگر رمان سیاسی می‌نویسیم، سیاست بحث دوم، سوم و شاید چهارم باشد و ادبیات بحث اول است. برای همین معتقدم رمان باید پیش از هر چیزی به‌شدت جذاب باشد و معیار جذابیت مبتنی بر سلیقهٔ و آگاهی نویسنده و خواننده است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">وی اظهار می‌کند: «رمان من پیشنهادی است به ادبیات فارسی که از نوشتن دربارهٔ واقعیت‌های سیاسی و اجتماعی جامعه‌مان فرار نکنیم. اما طوری بنویسیم که ادبیات و قصه حرف اول باشد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در ادامهٔ بحث می‌گوید: «شاید این کتاب بهانه‌ای باشد برای نویسنده‌های ما که بدون سانسور بنویسند، جدی‌تر بنویسند و از ناشرها متوقع باشند. من در حوزهٔ نشر کار کرده‌ام، «انتشارات آذربان‌» متعلق به پدرم بود، در حوزهٔ مطبوعات کار کرده‌ام و در تمام حوزه‌هایی که با نویسندگی سر و کار دارد، کار کرده‌ام و درد و کمبودهای این محیط را می‌شناسم. تا ادبیات جدی گرفته نشود، جدی نمی‌شود.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر اعتقاد دارد که باید ناشرها را تربیت کرد و اشاره می‌کند به ناشران ایرانی مقیم کشورهای اروپایی در سوئد، آلمان، و انگلستان که از او خواسته‌اند پی‌دی‌اف کتابش را مجانی در اختیار آن‌ها بگذارد! او معتقد است اگر نشر صنعت است، پس نویسندگی هم شغل است و در ادامه می‌گوید: «این شانس را آوردم که غربی‌ها به کتابم توجه نشان دادند. آن‌ها کتاب خوب را ستایش می‌کنند، ولی ایرانی‌ها می‌گردند تا ایرادی در کارت پیدا کنند. نقد ما نقد سرکوبگرانه است. مثل سیاستمان. مثل دینمان: یکی می‌گوید سیاسی نوشته ارزشی ندارد، دیگری می‌گوید بر اساس خیالات است و ارزشی ندارد… و کار نقد ادبی در ایران خلاصه می‌شود به مچ‌گیری. ما مفهوم نقد را با سرکوب اشتباه گرفته‌ایم. مفهوم نقد را با تحقیر اشتباه گرفته‌ایم. این‌ها باید درست شود و این زمان می‌برد.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">استاد محمدعلی در ادامهٔ صحبت‌های شکوفه آذر، گفت: «بحث بر سر این است که ما جامعهٔ نقاد نداریم و هرازگاهی کسی می‌آید و می‌رود. زمانی پس از سال‌ها کسی مثل فاطمه سیاح پیدا شد، دانشگاهی بود، در مسکو درس خوانده بود، آمد راجع به شاهنامه نوشت و نقد کرد، رفت تا زرین‌کوب پیدا شد و بعدها براهنی آمد و چند نفر دیگر… جامعهٔ ما نقدپذیر نیست.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در بخش پایانی جلسه، شکوفه آذر به سؤالات تعدادی از شرکت‌کنندگان پاسخ داد که خلاصه‌ای از آن‌ها در اینجا می‌آید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">یکی از شرکت‌کنندگان در جلسه دربارهٔ «گوجه سبز» در نام کتاب و علت انتخاب این عنوان پرسید. شکوفه آذر در پاسخ اظهار داشت که برای او موضوعی شخصی و نماد دورهٔ معصومیت و کودکی‌اش است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سؤال بعدی این شخص در مورد کلمهٔ اشراق بود. او پرسید: «آیا منظورتان فلسفهٔ اشراقیون، یعنی نور و روشنایی است؟» پاسخ آذر منفی بود، وی گفت: «نه، اشراق به‌معنای کلی است؛ اشراق در عرفان، به‌طور کلی مرحله‌ای است که عارف یک لحظه تجربه می‌کند که جزئی از کل کائنات است و تمام سؤالاتش دربارهٔ هستی و کائنات به جواب می‌رسد و تجربه‌ای منحصربه‌فرد است. هیچ عارفی تجربیات عرفانی‌اش مثل دیگری نیست و در رمان من به‌نوعی همه به اشراق می‌رسند، اما هر کسی به‌نوعی متفاوت. عرفان اشراقیون که شما اشاره کردید، برمی‌گردد به فلسفهٔ نور قبل از اسلام و قبل از دورهٔ ساسانیان و حتی عده‌ای ریشه‌اش را می‌رسانند به میترائیسم. چون میترا خدای نور و خورشید است و این باقیماندهٔ همان اندیشهٔ نور دورهٔ میترائیسم است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرکت‌کنندهٔ دیگری در توضیح موضوع غمگین بودن مردم ایران ولی در ظاهر شاد بودنشان، اظهار می‌کند که شادی مکانیزم دفاعی ماست در مقابل ناکامی و غم. وی همچنین به خلاق‌بودن سبک نویسندهٔ کتاب اشاره می‌کند که جدا از ژانر رئالیسم جادوست و سبکی متفاوت است. او معتقد است ایجاد دغدغه در خواننده مهم است، حتی اگر شعاری-سیاسی باشد. همچنین اشاره می‌کند به احساسات و عواطف مختلف مثل خشم و عصبانیت که باارزش و درست است و در جاهای مختلف کتاب به آن اشاره شده است، از جمله سیلی زدن به بازجو. مادر به بالای درخت می‌رود و به اشراق می‌رسد، زمین را مشاهده می‌کند، جنگ‌ها، ادیان و قتل‌ها را از بالا نظاره می‌کند و از آن نقطه این‌ها خیلی جزئی و کم‌ارزش به‌نظر می‌آیند؛ او جهان را واهی می‌بیند. وی در ادامه می‌گوید: «اگر نگاه عاقلانه‌ای به هستی داشته باشیم، باید در عین پیدا کردن پوچی در خیلی از فعالیت‌هایمان، معنا را پشت آن پوچی پیدا کنیم و همین‌طور معناهای دیگری را جستجو کنیم.» او معتقد است نگاه اساطیری به شکل خلقت جهان، نگاهی غلط و مبتنی بر بی‌دانشی و جهل بشر ابتدایی است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در اینجا شکوفه آذر اعتراض دارد و اجازه می‌خواهد ابتدا این بخش را پاسخ بدهد. وی می‌گوید: «من اعتقادی به غلط بودن اندیشه‌های باستان ندارم و به‌عنوان نویسنده معتقدم باید اساطیر را عمیقاً مطالعه کنید تا بتوانید نسبت به آن نظر بدهید. اساطیر اساساً سمبلیک‌اند و در جستجوی معنایی که به اندیشه‌های جاریِ زمان خود اشاره دارند. اسطوره‌های کهن همین امروز هم درون ما هستند. جهان علم و جهان مدرن می‌گوید دین جدید شما علم است. اگر علم چیزی را ثابت کرد، به آن اعتقاد پیدا می‌کنید و اگر ثابت نکرد، مسکوت می‌ماند تا علم ثابت کند یا انکار کند یا تکذیب کند. در نهایت من موافق نیستم که اساطیر غلط و قصه‌هایی توخالی‌اند. نه! قصه نیستند، خیلی‌ خیلی فراترند.» و در اینجا به کلاس‌های مبانی اسطوره‌شناسی عباس مخبر اشاره می‌کند که می‌تواند به شناخت اساطیر و اندیشهٔ اسطوره‌ای کمک بکند. و البته در تأیید صحبت‌های پرسش‌کننده در مورد غم و شادی ایرانی‌ها که روان‌شناسانه‌ است، می‌گوید: «موافق‌ام، ولی این موضوع را هم اشاره کنم که مذهب و ادیان پیشااسلامی، ادیان خوش‌باشی بودند. کتیبه‌های داریوش‌شاه‌ و خشایارشا را بخوانید. شادی جزو فرهنگ ما بود. در مذهب زرتشت شادی بنیادی است در حالی‌که اسلام مقابل آن است و برای ما غم آورد، چون اسلام غم‌محور است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شخص پرسش‌کننده توضیح می‌دهد: «البته منظور من خودِ اساطیر نبود. تردید در دنیای امروز باارزش است.» و در ادامه راجع به رمان نظراتی را ارائه داده و به نکاتی که نظرش را جلب کرده، اشاره می‌‌کند: «در کتاب به عشق و سکس اشاره دارید؛ و گفتن اینکه «تمام عمر به‌دنبال زیبایی بوده‌ام». ۱۵ صفحهٔ آخر کتاب بسیار زیبا نوشته شده و قسمت فلسفی داستان در آنجا واضح و عریان است.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در ادامه استاد محمدعلی توضیح می‌‌دهد: «بحث واقعیت و حقیقت برای توجیه و تبیین اسطوره‌ها و افسانه‌هاست و من وام می‌گیرم از یونگ و مسائلی که به‌نام کهن‌الگوها مطرح می‌کند: ما در مقابله با افسانه‌ها و اسطوره‌ها، با حقیقت روبه‌رو نیستیم، ولی از دل حقیقت واقعیت‌هایی بیرون می‌زند یا بالعکس واقعیتی ندارند، ولی حقیقت پشت آن‌هاست که چه بسا برای امروز ما کارساز باشد، حقیقتی که از دل واقعیت بیرون می‌کشیم.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوبت به شرکت‌کنندهٔ بعدی می‌رسد، که ابتدا نظرش را دربارهٔ ادبیات جادو این‌طور بیان می‌کند: «ادبیات جادو برای من، شبیه قصه‌هایی است که مادربزرگم برایم می‌گفت.» سپس دو سؤال را مطرح می‌کند: «در مورد ترجمهٔ کتاب از فارسی به انگلیسی، چرا نام مترجم کتاب ناشناس مانده است و اسمش کنار نام نویسنده نیست؟ و روتین نویسندگی شما چیست؟» شکوفه آذر در پاسخ از پروسهٔ سنگین پیدا کردن مترجم برای چاپ کتابش می‌گوید و هم تلاشش برای پیدا کردن مترجمی که به خواست‌های او نزدیک باشد و اینکه نگارش و چاپ کتابش از ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۷ طول کشیده است. در پاسخ به نبودن نام مترجم در مشخصات کتاب، عدم تمایل مترجم را ذکر می‌کند. چون کتاب مشی سیاسی و ضدیت با جمهوری اسلامی دارد و مترجم به ایران رفت‌وآمد می‌کند، برایش ریسک بسیاری دارد و زندگی‌اش در این صورت به‌خطر می‌افتد. و این پیشنهاد خود مترجم بوده که نویسنده و ناشر نیز آن را پذیرفته‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">در پاسخ به سؤال بعدی، وی می‌گوید: «روتین خاصی ندارم. دلی کار می‌کنم، شب‌ها دیر می‌خوابم و تا ۳-۴ صبح بیدارم. معمولاً هفت و نیم صبح بلند می‌شوم، دخترم را به مدرسه می‌برم‌، دختر کوچک دیگری دارم که افغان است و زندگی من خلاصه می‌شود به ادبیات، سفر، نقاشی و دخترانم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پرسش‌کنندهٔ بعدی ابتدا راجع به تأثیرگذاری این رمان می‌گوید که تابوشکن است &#8211; دست‌کم در میان رمان‌های فارسی &#8211; و به عناصر دیگری مانند انتقاد مستقیم از نظام سیاسی ایران، پرداختن به عشق بدون خودسانسوری و اهمیت دیگر آن، یعنی نامزد شدن برای جایزه‌ای معتبر، اشاره می‌کند. وی در ادامه می‌گوید که ادبیات فارسی‌زبان دارد مخاطبانی جهانی پیدا می‌کند و این قدمی مهم است که نگاه جهانی روی ادبیات فارسی متمرکز شود که برای ادبیات فارسی‌زبان افتخار است. او در مورد متن کتاب می‌گوید: «نثرش روان و خوش‌خوان است. نثر برخورد تقلیدگرایانه ندارد. عنوان کتاب جلب توجه می‌کند و خلاقانه است. در بخشی از کتاب روایتْ بی‌وقفه و ناایستاست؛ بدون نقطه در چند صفحه که جالب است» سؤال او از آذر این است: «راوی، روح یک دختر نوجوان است، اما نگرشی پخته و عمیق دارد و این باورش مشکل است… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر می‌گوید: «چون روح است و به همه‌چیز احاطه دارد.» و توضیح می‌دهد که در فصل پنجم کتاب می‌توان پاسخ به این مسئله را یافت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شکوفه آذر در تکمیل صحبت‌هایش می‌گوید: «‌برخی به رمان من ایراد می‌گیرند که چرا غم‌انگیز است. من این‌طور فکر نمی‌کنم و در رمان نشان می‌دهم که بعد از مرگ جهان دیگری هست. به‌هرحال، زندگی یک فرصت مناسب و منحصربه‌فرد است، حتی اگر معتقد باشیم بعد از مرگ هم زندگی وجود دارد، باز هم مرگ زودرس یک جوان غم‌انگیز است چون کیفیت زندگی پس از مرگ فرق دارد. چون ما پس از مرگ (مطابق داستان) به‌اندازهٔ کافی زنده نیستیم و نمی‌توانیم تأثیرگذار باشیم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">نوبت به شرکت‌کنندهٔ بعدی می‌رسد. سؤال او در مورد آمار خوانندگان کتاب است. نویسنده در پاسخ می‌گوید: «همان ابتدا و قبل از قرار گرفتن کتاب در لیست نهایی جایزهٔ بوکر، حدود ۱۰٬۰۰۰ نسخه در استرالیا به فروش رفته است. در ایران کتاب زیرزمینی فروش می‌رود و آن‌طور که ناشران به من اعلام کرده‌اند، حدود ۵٬۰۰۰ نسخه در یک ماه اول فروخته‌اند.» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">شرکت‌کنندهٔ بعدی اظهار می‌دارد که رمان را ابتدا به زبان انگلیسی تا فصل ۷ خوانده و بعد به سراغ متن فارسی کتاب رفته است. داستان به زبان انگلیسی را این‌طور وصف می‌کند: «بسیار جذاب بود و جوهر داستان شما، من را گرفت. در جاهایی نفرت و احساسات شما بیرون می‌زند و نفرت، من را پس می‌زند. نفرت شما که بالا می‌رفت، می‌خواستم کتاب را ببندم، ولی جاهایی در این رمان هست که شاهکار است…»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">پرسش‌کنندهٔ بعدی راجع به محل وقوع داستان می‌پرسد و اینکه «این رازان کجاست؟» نویسنده پاسخ می‌دهد: «رازان واقعی نیست، یک مکان تخیلی است همان‌طور که شخصیت‌ها هم واقعی نیستند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">سخن آخر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">این گردهمایی مجازی حدود ساعت ۱۰ شب به پایان رسید. جلسه‌ای پربار و آموختنی بود و بسیار صمیمی، به‌ویژه مهمان که با روحیهٔ بسیار پذیرنده و صمیمیتی مثال‌زدنی گذر وقت را برای همه آسان و حضور در فضای مجازی گفت‌وگو را جذاب کرده بود. او باهوش و باسواد است، حضور ذهنی قوی دارد و به اعتقاداتش در مورد سوژهٔ رمانش پایبند و آگاه و مدافع است. با آرزوی موفقیت برای ایشان در کسب جایزهٔ بوکر و جوایز دیگر.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-13967" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/20200610_212632.jpg?resize=375%2C500" alt="گزارشی از جلسهٔ کارگاه مجازی داستان‌نویسی استاد محمد محمدعلی با حضور شکوفه آذر، نویسندهٔ رمان «اشراق درخت گوجه سبز»، نامزد دریافت جایزهٔ بوکر بین‌المللی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/20200610_212632.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2020/06/20200610_212632.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">علاقه‌مندان می‌توانند نسخه‌های فارسی و انگلیسی رمان «اشراق درخت گوجه سبز» را از طریق لینک‌های زیر تهیه کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://www.amazon.ca/Enlightenment-Greengage-Tree/dp/0648349829/ref=sr_1_4"><span style="font-weight: 400;">https://www.amazon.ca/Enlightenment-Greengage-Tree-Shokoofeh-Azar/dp/1609455657</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: irseri;"><a href="https://www.wilddingopress.com.au/product/the-enlightenment-of-the-greengage-tree-farsi-edition/"><span style="font-weight: 400;">https://www.wilddingopress.com.au/product/the-enlightenment-of-the-greengage-tree-farsi-edition/</span></a></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: irseri;">همچنین نسخهٔ الکترونیکی این کتاب را می‌توان از <a href="https://play.google.com/store/books/details/Shokoofeh_Azar_The_Enlightenment_of_the_Greengage?id=EFG6DwAAQBAJ" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گوگل</a>، آمازون، <a href="https://books.apple.com/us/book/id1466012596" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اپل</a>… نیز خریداری کرد. </span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/">شکوفه آذر: امکاناتی که رئالیسم جادویی به من می‌دهد، رئالیسم نمی‌‌تواند بدهد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2020/06/17/%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d9%87-%d8%a2%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%b1%d8%a6%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d9%85-%d8%ac%d8%a7%d8%af%d9%88%db%8c%db%8c-%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">13960</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-08-03 06:25:30 by W3 Total Cache
-->