<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>ابراهیم رئیسی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/tag/%D8%A7%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%DB%8C%D9%85-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/ابراهیم-رئیسی/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sat, 08 Jun 2024 20:18:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>ابراهیم رئیسی بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/tag/ابراهیم-رئیسی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>ریحانه فردا می‌آید &#8211; براساس ماجرایی واقعی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a2%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a2%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 08 Jun 2024 20:18:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[خاوران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=23018</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ (به‌حرمت بازماندگان اسامی تغییر یافته‌اند.) سال ۶۷ بود، حمام خون و ماشین کشتار جمهوری اسلامی به‌شدت به راه افتاده بود و زندانیان سیاسی بی‌محابا در زندان‌ها اعدام می‌شدند و در گورهای بی‌نام‌ونشانِ خاوران دفن می‌شدند؛ گورستان خاوران که نامش با درد و رنج هزاران انسان بی‌گناه و بی‌پناه گره خورده است، نامی که یادآور خونین‌‏ترین و سیاه‌‏ترین بُرهه‏ پس از انقلاب اسلامی است؛ دههٔ شصت و تابستان خونین سال...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a2%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7/">ریحانه فردا می‌آید &#8211; براساس ماجرایی واقعی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">(به‌حرمت بازماندگان اسامی تغییر یافته‌اند.)</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال ۶۷ بود، حمام خون و ماشین کشتار جمهوری اسلامی به‌شدت به راه افتاده بود و زندانیان سیاسی بی‌محابا در زندان‌ها اعدام می‌شدند و در گورهای بی‌نام‌ونشانِ خاوران دفن می‌شدند؛ گورستان خاوران که نامش با درد و رنج هزاران انسان بی‌گناه و بی‌پناه گره خورده است، نامی که یادآور خونین‌‏ترین و سیاه‌‏ترین بُرهه‏ پس از انقلاب اسلامی است؛ دههٔ شصت و تابستان خونین سال ۶۷.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هزاران گور بی‌‏نام و مدفن ده‏‌ها هزار زندانی است که فقط به‌خاطر عقایدشان اعدام و شبانه در گورهای گروهی دفن شدند، بی‌هیچ نشان و بی‌هیچ مزاری، و بی‌هیچ فرصتی برای سوگواری خانواده‌هایی که عزیزانشان را در این کشتار دهشتناک از دست داده بودند. پشت این کشتارها نام ننگین ابراهیم رئیسی تا همیشه باقی خواهد ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این داستان حکایت دختری است به‌نام ریحانه؛ یکی از همین انسان‌های بی‌گناه. داستانی که انسان بعد از شنیدنش نمی‌تواند اشک‌هایش را که بی محابا سرازیر می‌شوند، کنترل کند. اما به‌قول کاوه گلستان از حقیقت نمی‌توان گریخت و در نهایت به صورت تو سیلی می‌زند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ریحانه دختری شانزده و دارای معلولیت مادرزادی بود، پایش به‌شدت می‌لنگید و به‌سختی راه می‌رفت. سر یکی از چهارراه‌ها در تهران سیگار، کبریت و دستمال‌کاغذی می‌فروخت. مادرش به‌سختی بیمار بود و پدر نداشت. برادری کوچک داشت که او نیز دارای نقص مادرزادی بود و توان حرکت نداشت. ریحانه تنها نان‌آور خانواده بود. خرج داروهای مادر و برادر و خورد و خوراک خانه را با همین دست‌فروشی سر چهارراه‌ها می‌داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مردم آن منطقه و مناطق اطراف از او خرید می‌کردند تا حمایتش کنند. مهربان بود و همه دوستش داشتند. آزارش به مورچه هم نمی‌رسید و نماد معصومیت بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از روزها شخصی جزوه‌های چاپ‌شدهٔ مجاهدین را به او می‌دهد تا بین خریداران پخش کند و در ازای پخش جزوه‌ها مبلغ خوبی را دریافت کند. ریحانه اصلاً روحش خبر نداشت مجاهدین چیست. به این فکر کرد که با آن پول چقدر می‌تواند به مادر و برادرش کمک کند. دخترک بیچاره روحش هم خبر نداشت دارد وارد چه بازی خطرناکی می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طبیعتاً دیری نپایید که ریحانه دستگیر شد. آن شب او به خانه نرفت. مادر و برادر بیمارش بی‌تاب و گریان بر سر و روی خود می‌زدند. ریحانه عموی پیری داشت که پس از فوت پدرش جای او را برایش پر کرده بود. مادرش به عمو خبر داد و او بعد از تحقیق از مغازه‌داران فهمید که ریحانه را به چه جرمی برده‌اند. دوستی داشت به‌نام جعفر که می‌دانست شاید بتواند به او کمک کند، چون آدم‌های زیادی را در حکومت می‌شناخت. عموی بیچاره التماس‌کنان به نزد او رفت و گفت این دخترک چیزی نمی‌دانسته و قربانی ندانستن شده است. اگر اتفاقی برای او بیفتد، خانواده‌اش نابود می‌شوند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جعفر به او گفت که اتفاقاً با ابراهیم رئیسی دوست است و از قدیم او را می‌شناخت و می‌دانست در این دستگیری‌ها نقش مهمی دارد؛ حتماً می‌توانست به ریحانه کمک کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جعفر به دیدن ابراهیم رئیسی رفت و داستان ریحانه را برایش تعریف کرد. گفت که این بچه قربانی ندانستن شده و اصلاً نمی‌داند مجاهدین چیست. وضعیت مادر و برادرش را شرح داد. بعد گفت عموی پیر این بچه نگران بیرون ایستاده و منتظر است. اگر اتفاقی برایش بیفتد، مادرش دق می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">رئیسی گفت: «اسم و مشخصات کامل همراه با تاریخ دستگیری را بنویس و به من بده، صبح ساعت ۸ به‌همراه عمویش بیایید و تحویلش بگیرید. همین الان دستور می‌دهم آزادش کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جعفر که باورش نمی‌شد، با خوشحالی بیرون رفت و به عموی ریحانه خبر داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عمو به‌همراه جعفر به خانهٔ محقر خشتی مادر ریحانه در گوشه‌ای دورافتاده در تهران رفتند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی گفتند ریحانه فردا به خانه برخواهد گشت، مادر از خوشحالی گریست و به برادر کوچک و بی‌قرار ریحانه گفت که فردا خواهرش را خواهد دید. قرار شد فردای آن روز جعفر و عمو به زندان بروند و ریحانه را به خانه بیاورند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساعت ۸ صبح به زندان رسیدند. به مأمور جلوی در گفتند که آمده‌اند ریحانه را ببرند. مأمور گفت: «چنین اسمی را به من نداده‌اند، من چیزی نمی‌دانم.» ساعت‌ها منتظر ماندند. سراغ ابراهیم رئیسی را گرفتند. جواب شنیدند که سید نیامده است. عموی ریحانه حالش بد شد. جعفر آن‌قدر به مأمور اصرار کرد و از شرایط خانواده‌اش گفت که او دلش به رحم آمد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اسم و مشخصات را از جعفر گرفت و گفت منتظر باشند. نیم ساعت گذشت و عموی ریحانه از اضطراب نمی‌توانست روی پایش بایستد. بالاخره مأمور آمد. پرسید: «پدر این دختر کجاست؟» جعفر جواب داد: «او پدر ندارد و ایشان عمویش است. من با سید آقا رئیسی دوستم. لطفاً زودتر به ما بگویید چه شده است.» به او گفت بیا داخل. جعفر دلهره داشت و می‌دانست خبرهای خوبی در راه نیست. اما باز خودش را دلداری می‌داد که سید به او قول داده است و امکان ندارد زیر قولش بزند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جعفر به مأمور گفت: «آقا هر چه شده زودتر به ما بگویید.» جواب داد: «متأسفم. ریحانه به وقت اذان صبح اعدام شده است… »</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جعفر خشکش زد. نفسش بالا نمی‌آمد. ریحانه به‌دستور مستقیم رئیسی اعدام شده بود. چطور باید آن خبر را به عمو، مادر و برادرش می‌داد؟ </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعد از چند ماه به جعفر خبر دادند که به عموی ریحانه بگوید برود و وسایلش را تحویل بگیرد. وقتی سؤال کرد که جسد دخترمان کجاست؟ گفتند که بچهٔ شما علیه جمهوری اسلامی اعلامیه پخش کرده و حقش مرگ بوده است. جسد تحویل نمی‌دهیم و نمی‌گوییم که کجا دفن کرده‌اند. جنازهٔ ریحانه را در گور دسته‌جمعی بی‌نام‌ونشانی دفن کرده بودند. مادر چند وقت بعد دق کرد. سرنوشت برادرش معلوم نیست. اما آنچه مسلم است اینکه خانوادهٔ ریحانه نابود شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چند خانواده را نابود کردند؟ چند مادر و پدر را به عزای فرزند نشاندند؟ چند خواهر را به عزای برادر، و برادر را به عزای خواهر نشاندند؟ دوست را به عزای دوست؟ شادی را از زندگی چند نفر گرفتند و غم را قرین باقی روزهایشان کردند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالاست که می‌فهمیم چرا مردم از مرگ قصاب تهران شادی کردند. شادی‌ای که کاملاً برحق بود و حاصل کشتار و دریای خونی که حاکمیت چهل و شش سال بر مردم ایران روا داشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ریحانه را سی و شش سال پیش کشتند و در گور بی‌نام‌و‌نشانی دفن کردند. امروز بعد از سی و شش سال، من صدای ریحانه‌ام. صدای ریحانه‌ام تا بگویم عدالت اجرا خواهد شد و فرجامی تلخ در انتظار تک‌تکتان است. روزهای بی‌شماری در پیش داریم که دسته‌جمعی بر گورتان برقصیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a2%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7/">ریحانه فردا می‌آید &#8211; براساس ماجرایی واقعی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/06/08/%d8%b1%db%8c%d8%ad%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a2%db%8c%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3-%d9%85%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">23018</post-id>	</item>
		<item>
		<title>مردی که بسیار کُشت، سرانجام کُشته شد</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/25/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/25/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2024 02:45:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22942</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ مردی که بسیار کُشت، سرانجام کُشته شد، اما نه آن‌سان که فکرش را می‌کرد. او مُرد و تاریخ یک بار دیگر تکرار شد تا همگان درس بگیرند که مرگ، عادل است. دریغا که عاقبت وحشتناک هیچ دیکتاتوری، دیگر ظالمان را به فکر فرو نبرده که روزی نوبت آن‌ها نیز می‌رسد و همچنان به ظلمشان ادامه می‎‌دهند، انگارنه‌انگار که روزی هم نوبت آن‌ها خواهد رسید.  مرگ، واقعی‌ترین رویداد زندگی آدمی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/25/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/">مردی که بسیار کُشت، سرانجام کُشته شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مردی که بسیار کُشت، سرانجام کُشته شد، اما نه آن‌سان که فکرش را می‌کرد. او مُرد و تاریخ یک بار دیگر تکرار شد تا همگان درس بگیرند که مرگ، عادل است. دریغا که عاقبت وحشتناک هیچ دیکتاتوری، دیگر ظالمان را به فکر فرو نبرده که روزی نوبت آن‌ها نیز می‌رسد و همچنان به ظلمشان ادامه می‎‌دهند، انگارنه‌انگار که روزی هم نوبت آن‌ها خواهد رسید. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرگ، واقعی‌ترین رویداد زندگی آدمی است. واقعیتی که هر روزه در مقیاس بسیار وسیع برای انسان‌ها تکرار می‌شود، اما به نظر می‌رسد دیکتاتورها و مستبدان فکر می‌کنند از این امر مبرا هستند. در طول تاریخ، بیشترین میزان مرگ برای بشریت را دیکتاتورها آفریده‌اند، اما گمان می‌رود حتی لحظه‌ای هم به این نیندیشیده‌اند که روزی آنان نیز خواهند مرد و هیچ‌گاه از خود نپرسیده‌اند که آن‌ها سرانجام چگونه خواهند مرد؟ او که سودای بر مسند قدرت ماندن را حالا‌حالاها در سر داشت و بنا بر گفته‌ها حتی یکی از نامزدهای رهبری ایران بود، فکر نمی‌کرد طومار زندگی‌اش این‌طور در هم پیچیده شود. ابراهیم رئیسی، در ۲۳ آذر ۱۳۳۹ در شهر مشهد به دنیا آمد. او در سال ۱۳۵۹ چند ماه پس از انقلاب به‌عنوان دادستان کرج انتخاب شد. رئیسی به‌عنوان جانشین وقت دادستان تهران در ۱۳۶۷ عضو کمیتهٔ رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی بود که از آن به‌عنوان «هیئت مرگ» یاد می‌کنند. نام ابراهیم رئیسی قبل از هرچیز به‌عنوان عضو هیئت مرگ و مجری کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷، در خاطرهٔ مردم ایران یادآور جنایاتی است که علیه انسان انجام گرفته است. در تابستان سال ۶۷ خمینی با مشورت خامنه‌ای و رفسنجانی با هدف ترساندن مردمی که از جنگ و وضعیت اقتصادی ناراضی بودند، دست به جنایتی بزرگ زدند که تاریخ هرگز آن را فراموش نخواهد کرد و به‌عنوان سندی بر جنایات این رژیم باقی خواهد ماند. در آن زمان بر اساس فرمان خمینی هیئت ویژه‌ای که بعدها به هیئت مرگ شهرت پیدا کرد و ابراهیم رئیسی یکی از اعضای آن بود تشکیل و مسئول اجرای پروژهٔ کشتار زندانیان سیاسی شدند. در آن روزها ابراهیم رئیسی و دیگر اعضای هیئت مرگ هزاران زندانی با گرایشات مختلف سیاسی را به جوخهٔ مرگ سپردند و در گورهای جمعی و بی‌نام‌ونشان مدفون کردند. بعدها رئیسی، این جنایتکار بزرگ، در مصاحبه‌ای با شبکهٔ خبری سی‌بی‌اس اعدام‌های زندانیان سیاسی در سال ۶۷ را «مناسب» خوانده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ابراهیم رئیسی در موقعیت رئیس قوهٔ قضائیه نیز در کشتار و صدور احکام ظالمانه علیه معترضان خیزش سراسری آبان ۹۸ و دستگیری فعالان اجتماعی و سیاسی و اعدام زندانیان سیاسی از هیچ جنایتی کوتاهی نکرد. وی در دورهٔ ناتمام ریاست جمهوری‌اش با مشارکت در به‌خون‌کشیدن جنبش زن، زندگی، آزادی، و کشتار بیش از صدها نفر از معترضان، کورکردن چشم‌ها، حملات شیمیایی به مدارس دخترانه، به‌راه‌انداختن امواج پی‌در‌پی اعدام زندانیان، راه‌انداختن دوبارهٔ گشت ارشاد علیه زنان شجاع ایران، کارنامهٔ مملو از جنایت خود را ننگین‌تر کرد. تمام اعمال جنایتکارانهٔ او در این سال‌ها نشان‌دهندهٔ پتانسیل شدید ظرفیت انسانی‌اش برای «شر» بود. او دست‌هایش به خون مردم آلوده بود و یکی از مهره‌های اصلی در سرکوب وحشیانهٔ مردم ایران برای نزدیک به چهار دهه بوده است. شاید تنها افسوس در مرگ ابراهیم رئیسی و البته حسین امیرعبداللهیان، کسی که پس از انقلاب مهسا حتی کشته‌شدن یک‌نفر را هم انکار کرد، این بود که آن‌ها در پیشگاه دادگاهی صالح برای جنایاتشان محاکمه نشدند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ملت‌ها بعد از مرگ دیکتاتور زنده می‌مانند، زندگی می‌کنند، خیلی شادتر و امیدوارتر. همان‌طور که مرگ ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری اسلامی ایران، با موج گسترده‌ای از جشن و خوشحالی در کشور همراه بوده است. چه بدبخت است آدمی که از مرگش میلیون‌ها نفر رقص و پایکوبی کنند. این نشان می‌دهد ظلم این شخص بی‌انتها بوده است. کمتر کسی است که مرگش این‌چنین اشک شادی از چشم‌ها جاری کند. مردم در هر شهر و کوی و برزن از درگذشت رئیسی که «قصاب تهران» لقب گرفته‌ بود، ابراز خوشحالی کردند. تا حدی که برخی به‌شوخی نوشتند او تنها رئیس‌جمهوری بود که دل مردم را عمیقاً شاد کرد. در خیابان‌ها مردم شیرینی می‌دادند و به هم لبخند می‌زدند و این نشان‌دهندهٔ این است که این خبر تا چه حد باعث شادی مردم شده است. زیرا مرگ او ثابت کرد درد و رنجی را که در این سال‌ها بر مردم وارد کرده‌اند، روزی نصیب خودشان خواهد‌ شد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جشن و شادی به‌دلیل مرگ رئیسی نشان‌دهندهٔ خشم و نفرتی است که مردم نسبت به رژیم‌های دینی و استبدادی دارند؛ خشم و انزجاری که کاملاً درست است و هیچ‌کس برای این شادی حق سرزنش مردم را ندارد. معلوم است که هر ظالمی از دنیا کم شود باید پایکوبی کرد. در این سال‌ها مردم رنج‌کشیده و داغدار، از خانواده‌های خاوران گرفته تا خانواده‌های جانباختگان پرواز پی‌اس‌۷۵۲، تا جنبش مهسا، که به انتظار روزی بودند که عدالت اجرا شده و این حاکمان ستمکار به سزای اعمالشان برسند، حالا با این اتفاق مبارک گویی قلب زخم‌خورده‌شان کمی التیام یافته است. شادی و خوشحالی از مرگ یک ظالم مستبد که کار اصلی‌اش سرکوب مردم بوده، عملی کاملاً بجاست و نه‌تنها که نباید ایرادی بر آن وارد باشد، بلکه باید از آن استقبال کنیم. هرچند بسیاری از نیروهای سرکوب از همان شب در خیابان‌ها و حتی میدان‌های کوچک مستقر شده‌اند. پلیس بارها هشدار داده افرادی که از مرگ رئیس‌جمهور ابراز خوشحالی کنند، تحت تعقیب قرار خواهند گرفت و دارند برای مردم خط و نشان می‌کشند، اما علی‌رغم تمام این تهدیدها مردم آتش‌بازی می‌کردند، موسیقی گوش می‌دادند و می‌رقصیدند و کسانی که در ترافیک بودند با بوق‌زدن با کسانی که جشن گرفته بودند، همبستگی نشان می‌دادند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاریخ ثابت کرده است بزرگ‌ترین دیکتاتورها هم روزی خواهند مرد و قدرتی که آن‌ها از مردم به زور گرفته‌اند دوباره به مردم باز خواهد گشت. اگرچه انسان عمر جاوید ندارد، و ممکن است خیلی از ماها آن روز را نبینیم، اما آزادی هیچ‌گاه نخواهد مرد. ما آن روز را برای کشورمان انتظار می‌کشیم، حتی اگر نباشیم.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/25/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/">مردی که بسیار کُشت، سرانجام کُشته شد</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/25/%d9%85%d8%b1%d8%af%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d8%8c-%d8%b3%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%ac%d8%a7%d9%85-%da%a9%d9%8f%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22942</post-id>	</item>
		<item>
		<title>کشته‌شدن ابراهیم رئیسی و واکنش‌ها به آن</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2024/05/24/%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2024/05/24/%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 24 May 2024 23:47:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهیم رئیسی]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=22938</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور صبح روز یکشنبه ۱۹ مهٔ ۲۰۲۴ (۳۰ اردیبهشت) به‌وقت ساحل اقیانوس آرام، خبر سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش منتشر شد. او که برای افتتاح سد قیز قلعه‌سی بر روی رود ارس در مرز ایران و آذربایجان به محل این سد سفر کرده بود، پس از دیدار با الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، و افتتاح این سد، با یک فروند بالگرد محل را ترک کرد. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/24/%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87/">کشته‌شدن ابراهیم رئیسی و واکنش‌ها به آن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">صبح روز یکشنبه ۱۹ مهٔ ۲۰۲۴ (۳۰ اردیبهشت) به‌وقت ساحل اقیانوس آرام، خبر سقوط بالگرد حامل ابراهیم رئیسی و همراهانش منتشر شد. او که برای افتتاح سد قیز قلعه‌سی بر روی رود ارس در مرز ایران و آذربایجان به محل این سد سفر کرده بود، پس از دیدار با الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان، و افتتاح این سد، با یک فروند بالگرد محل را ترک کرد. حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجهٔ جمهوری اسلامی، سید محمدعلی آل‌هاشم، امام‌جمعهٔ تبریز، مالک رحمتی، استاندار آذربایجان شرقی، و چند تن دیگر نیز همراه او در بالگرد بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساعاتی بعد گزارش شد که این بالگرد بر فراز جنگل‌های ارسباران دچار سانحه شده است. از آن زمان گزارش‌های ضدونقیضی از وضعیت سرنشینان بالگرد، محل سقوط و موارد دیگر منتشر شد. در یکی از این گزارش‌ها اشاره شده بود که پهپاد بیرقدار آکینجی ساخت ترکیه از شهر وان در این کشور به محل حادثه پرواز کرده و مختصات محل سقوط را یافته و به ایران گزارش داده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرانجام کشته‌شدن همهٔ سرنشینان این بالگرد تأیید شد و به‌دنبال آن سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، پنج روز عزای عمومی اعلام کرد. هرچند هم‌زمان با اعلام خبر مرگ ابراهیم رئیسی گزارش‌های متعددی از شادی، پایکوبی و آتش‌بازی مردم در نقاط مختلف ایران اعلام شد که مقامات امنیتی را به واکنش و تهدید به دستگیری واداشت. بخشی از این موارد در مطلب ویژهٔ این شماره که نویسنده‌ای با امضاء محفوظ از ایران برای ما فرستاده است، منعکس شده که <a href="http://archive.hamyaari.ca/books/lxzb/#p=10" target="_blank" rel="noopener">شما را به خواندن آن دعوت می‌کنیم</a>.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خارج از ایران و در نبود محدودیت‌های داخلی، در شهرهای مختلف ازجمله در شهر تورنتو تجمعاتی برای جشن و سرور برپا شد و در سایر شهرها ازجمله ونکوور هم برنامه‌هایی برای شادی در آخر هفته اعلام شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شبکه‌های مجازی، واکنش‌های مختلفی به اعلام این خبر نشان داده شد. از ساختن جوک و مطالب و تصاویر طنزآمیز کاربران این شبکه‌ها تا بیانیه‌ها و واکنش‌های افراد داغدار و نهادهای دادخواهی و حقوق بشری. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منصوره بهکیش، یکی از اعضای خانواده‌های خاوران، ویدیویی از رقص و شادمانی خود را در واکنش به مرگ ابراهیم رئیسی و همراهانش در شبکهٔ ایکس منتشر کرد. این عضو دادخواه خانوادهٔ بهکیش نوشت:‌ «با تمام وجود در شادی آزادی‌خواهان ایران و زنان مبارز و تمام خانواده‌های زخم‌خورده و دادخواه شریکم.» منصوره بهکیش شش عضو خانواده‌اش را در جریان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ از دست داده و خانوادهٔ او یکی از خانواده‌هایی‌ست که در طول چهار دههٔ گذشته همواره بر دادخواهی و محاکمهٔ ابراهیم رئیسی به‌عنوان یکی از اعضای هیئت مرگ و عامل کشتار زندانیان سیاسی تأکید کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در یکی از نخستین واکنش‌ها حامد اسماعیلیون، از بازماندگان جانباختگان پرواز پی‌اس۷۵۲، در پستی در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت </span><i><span style="font-weight: 400;">سزاوار بود ابراهیم رئیسی (قاضی مرگ، عضو شورای عالی امنیت ملی در زمان سرنگون کردن پرواز پی‌اس۷۵۲ و جنایات آبان خونین) و سایر جنایتکاران حکومت اسلامی، در دادگاهی عادلانه به‌جرم ارتکاب جنایت علیه بشریت محاکمه شوند. فرصت اجرای عدالت در مورد او از قربانیان گرفته شد، اما نامش به سیاهی و جنایت‌پیشگی در تاریخ خواهد ماند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شاهزاده رضا پهلوی هم در بخشی از پیامش در شبکه‌های اجتماعی نوشت </span><i><span style="font-weight: 400;">ابراهیم رئیسی یک جنایتکار علیه بشریت و یکی از بی‌رحم‌ترین و بدنام‌ترین سرکردگان رژیم جمهوری اسلامی بود. او از همان نخستین سال‌های رویِ‌کارآمدن این رژیم، در کسب‌وکار مرگ و اعدام و جنایت بود، و دستانش آغشته به خون هزاران هزار ایرانی. بی‌جهت نیست که ملت ایران و به‌ویژه خانواده‌های قربانیان رئیسی، امروز از مرگ وی شادمان‌اند و شاید تنها افسوسشان این است که او سقوط جمهوری اسلامی را ندید و برای جرم‌ و جنایت‌هایش محاکمه نشد. ملت آگاه ایران در عین حال، به‌خوبی می‌داند که رئیسی، جلاد خمینی و خامنه‌ای، و کارگزار آن‌ها در سرکوب و فساد و ترور بود و سیاست‌های رژیم در عرصهٔ داخلی و خارجی با مرگ او تغییر نخواهد کرد. </span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این واکنش‌ها در حالی بود که رهبران بسیاری از کشورهای جهان و حتی برخی کشورهای غربی کشته‌شدن ابراهیم رئیسی را تسلیت گفتند. در یکی از پرواکنش‌ترین رخدادها در نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد به‌احترام رئیسی یک دقیقه سکوت شد. این اقدام منجر به واکنش‌های اغلب منفی ایرانیان به‌ویژه در شبکه‌های اجتماعی شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اما در کانادا جاستین ترودو، نخست‌وزیر، بد‌ون تسلیت‌گفتن برای کشته‌شدن رئیسی، در واکنش به پرسشی در این زمینه گفت </span><i><span style="font-weight: 400;">بدیهی است آنچه که همهٔ ما می‌خواهیم ببینیم ثبات منطقه‌ای در این لحظهٔ خاص است اما، تمرکز ما در رابطه با ایران، مردم ایران‌اند که مستحق حقوق بیشتر، آزادی‌های بیشتر و سزاوار زندگی در یک دموکراسی هستند و در مقابل حکومتی که همچنان به سرکوب و به حاشیه‌راندن و حمله به مردم خود ادامه می‌دهد، شجاعانه خواستشان را اعلام می‌کنند.</span></i></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2024/05/24/%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87/">کشته‌شدن ابراهیم رئیسی و واکنش‌ها به آن</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2024/05/24/%da%a9%d8%b4%d8%aa%d9%87%d8%b4%d8%af%d9%86-%d8%a7%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d8%b1%d8%a6%db%8c%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d8%a8%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">22938</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-08-02 23:34:56 by W3 Total Cache
-->