<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقاله بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/category/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/category/مقاله/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 Jul 2026 02:05:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مقاله بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/category/مقاله/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>از مهربانی تا کامشادی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/09/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/09/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 10 Jul 2026 03:14:02 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26738</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور مغز اجتماعی انسان اگر از ما بپرسند مهم‌ترین کار مغز چیست، معمولاً پاسخ می‌دهیم: فکرکردن، تصمیم‌گرفتن، حل مسئله، یادگرفتن یا به‌خاطرسپردن. اما علوم اعصاب اجتماعی در سال‌های اخیر به ما می‌گوید که مغز انسان فقط برای فکرکردن ساخته نشده است؛ مغز انسان برای ارتباط ساخته شده است. دکتر متیو لیبرمن، روان‌شناس، عصب‌پژوه و استاد من در دانشگاه UCLA، در کتاب Social می‌نویسد یکی از قدیمی‌ترین و عمیق‌ترین...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/09/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/">از مهربانی تا کامشادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مغز اجتماعی انسان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر از ما بپرسند مهم‌ترین کار مغز چیست، معمولاً پاسخ می‌دهیم: فکرکردن، تصمیم‌گرفتن، حل مسئله، یادگرفتن یا به‌خاطرسپردن. اما علوم اعصاب اجتماعی در سال‌های اخیر به ما می‌گوید که مغز انسان فقط برای فکرکردن ساخته نشده است؛ مغز انسان برای ارتباط ساخته شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دکتر متیو لیبرمن، روان‌شناس، عصب‌پژوه و استاد من در دانشگاه UCLA، در کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">Social</span></i><span style="font-weight: 400;"> می‌نویسد یکی از قدیمی‌ترین و عمیق‌ترین ساختار‌های مغز ما، ساختار اجتماعی است. مغز ما بارها و بارها به‌سمت فهمیدن ذهن دیگران برمی‌گردد؛ اینکه دیگران چه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند، از ما چه می‌خواهند، و ما در نگاه آنان چه جایگاهی داریم.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حتی وقتی ظاهراً کاری نمی‌کنیم، مغز ما خاموش نیست. شبکه‌ای در مغز به‌نام شبکهٔ پیش‌فرض یا Default Mode Network فعال می‌شود. این شبکه، برخلاف نامش، شبکهٔ بیکاری نیست؛ شبکهٔ خیال‌پردازی بی‌هدف هم نیست. یکی از کارهای اصلی آن این است که ما را به جهان روابط انسانی برگرداند: به خاطرات، به آدم‌ها، به آینده، به قضاوت دیگران، به احساس تعلق، به پرسش همیشگی «من در میان دیگران کیستم؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از این منظر، «خود» ما چیزی کاملاً جدا و مستقل نیست. هویت ما در آینهٔ رابطه شکل می‌گیرد. ما خودمان را در نگاه مادر، پدر، دوست، معشوق، همکار، فرزند، جامعه و فرهنگ می‌شناسیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین دلیل است که طردشدن، تحقیرشدن، تنهاماندن یا ازدست‌دادن رابطه، فقط یک ناراحتی روانی ساده نیست. مغز، درد اجتماعی را بسیار جدی می‌گیرد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که بخشی از شبکه‌های مغزی که در درد جسمی فعال می‌شوند، در درد اجتماعی نیز فعال می‌شوند. گویی مغز میان زخم بدن و زخم رابطه، فاصلهٔ زیادی نمی‌گذارد. وقتی کسی می‌گوید «دلم شکست»، این فقط یک استعارهٔ شاعرانه نیست؛ مغز واقعاً درد رابطه را تجربه می‌کند. همان دردی که در شکستگی یک استخوان احساس می‌کنیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بخواهیم نقشهٔ مغز اجتماعی را کمی دقیق‌تر ببینیم، با چند ناحیهٔ مهم روبه‌رو می‌شویم. قشر پیش‌پیشانیِ میانی یا mPFC به ما کمک می‌کند دربارهٔ خود و دیگران فکر کنیم. این ناحیه در فهمیدن نیت‌ها، احساسات و ذهن دیگران نقش مهمی دارد. اتصال گیجگاهی ـ آهیانه‌ای یا TPJ به ما کمک می‌کند خود را جای دیگری بگذاریم؛ بفهمیم دیگری ممکن است جهان را متفاوت از ما ببیند. بخش دیگری از لوب گیجگاهی مغز، نگاه، حرکت، حالت چهره و نشانه‌های اجتماعی را می‌خواند. آمیگدالا ساختاری در عمق مغز است که تهدید را تشخیص می‌دهد؛ می‌پرسد آیا این آدم امن است یا خطرناک؟ بخش‌های دیگری هم در کنار آن ما را از احساسات بدن و درد دیگران آگاه می‌کند و همدلی را در ما برمی‌انگیزد. سیستم پاداش مغز هم، وقتی فعال می‌شود که تعلق، محبت، همکاری و کمک به دیگران را تجربه می‌کنیم. پس مهربانی فقط یک دستور اخلاقی نیست. مهربانی یک رویداد عصبی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی به کسی کمک می‌کنیم، وقتی رنج دیگری را می‌بینیم و به‌جای بی‌تفاوتی، پاسخ انسانی می‌دهیم، چند سیستم در بدن و مغز فعال می‌شوند: دوپامین، اکسی‌توسین، اندورفین، کاهش کورتیزول، آرام‌ترشدن سیستم استرس و بهترشدن تنظیم هیجانی. به‌زبان ساده، مهربانی فقط حال دیگری را بهتر نمی‌کند؛ سیستم عصبی خود ما را هم تنظیم می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اینجاست که به مفهوم کامشادی می‌رسم. کامشادی با شادی لحظه‌ای فرق دارد. شادی ممکن است از خرید، موفقیت، سفر یا لذت کوتاه‌مدت بیاید. اما من کامشادی را احساس عمیق‌تر رضایت، معنا، تعلق، آرامش و همراهی می‌دانم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از نکات مهم روان‌شناسی اجتماعی که در مطالعات متعدد ثابت شده این است که پول، تا جایی که نیازهای اساسی انسان را تأمین می‌کند، مهم است. فقر دردناک است و نبود امنیت مالی می‌تواند سلامت روان را تهدید کند. اما پس از تأمین نیازهای پایه، افزایش درآمد نه‌تنها نمی‌تواند خوشبختی پایدار بیاورد، بلکه به رضایت و سعادت بیشتر منجر نمی‌شود. پدیده‌ای که به‌نام پارادوکس ایسترلین شناخته می‌شود، نشان می‌دهد که در بسیاری از جوامع، با وجود افزایش درآمد، سطح کلی رضایت از زندگی به‌همان اندازه بالا نرفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دلیل آن است که مغز انسان فقط با داشتن بیشتر آرام نمی‌شود. مغز انسان با پیوند بیشتر آرام می‌شود. رابطهٔ خانوادگی خوب، داشتن دوست صمیمی، احساس تعلق، گفت‌وگو با همکار و همسایه، مشارکت اجتماعی، خدمتی داوطلب، اعتماد و کمک‌کردن به دیگران، گاهی اثری عمیق‌تر از افزایش درآمد بر کامشادی دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما اشتباه کرده‌ایم اگر خیال کرده‌ایم مسیر خوشبختی فقط از موفقیت فردی، درآمد بیشتر و پیشرفت شغلی می‌گذرد. این‌ها می‌توانند مهم باشند، اما اگر به قیمت ازدست‌رفتن رابطه، دوستی، خانواده، اعتماد و مهربانی تمام شوند، مغز اجتماعی ما هزینهٔ سنگینی می‌پردازد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این موضوع برای جامعهٔ امروز ایران ما بسیار مهم است. ما در سال‌های اخیر با انواع بحران، سوگ، مهاجرت، جنگ، ناامنی، نارضایتی، خشم و قطبی‌شدن روبه‌رو بوده‌ایم. در چنین شرایطی، مغزها خسته می‌شوند. بدن‌ها در حالت آماده‌باش می‌مانند. آدم‌ها زودتر می‌رنجند، زودتر می‌ترسند و زودتر حمله می‌کنند. در چنین وضعیتی، مغز جمعی جامعه در حالت تهدید باقی می‌ماند. آمیگدالا فعال‌تر می‌شود، بی‌اعتمادی بیشتر می‌شود، دیگری خطرناک‌تر به نظر می‌رسد، و گفت‌وگو جای خود را به حمله می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما مهربانی، مانند یک مکانیسم تنظیمی، شدت این واکنش‌ها را کاهش می‌دهد. مهربانی ساده‌لوحی نیست. مهربانی یعنی توانایی تنظیم قدرت، خشم و درد، بدون تبدیل‌کردن آن‌ها به تخریب. در این وضعیت، بازگشت به مهربانی فقط توصیه‌ای اخلاقی نیست؛ یک ضرورت عصب‌شناختی و اجتماعی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما برای ترمیم، به رابطه نیاز داریم. به گفت‌وگو نیاز داریم. به شنیده‌شدن نیاز داریم. به گروه‌های کوچک امن نیاز داریم. به دوستی، همسایگی، خانواده، کار داوطلبانه، هنر، موسیقی، و فضاهایی که دوباره به ما یادآوری کنند انسان فقط یک موجود رقابت‌گر نیست؛ موجودی پیوندجوست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مغز ما برای تنهایی طولانی، برای جنگ دائمی، یا برای مصرف بی‌پایان ساخته نشده است. برای دیده‌شدن، دوست‌داشتن، دوست‌داشته‌شدن، کمک‌کردن و معناساختن ساخته شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در یک جمله، مهربانی، زیباترین عملکرد مغز اجتماعی ما است و کامشادی حالتی است که در آن مغز اجتماعی ما احساس امنیت، تعلق، معنا و مشارکت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مهربانی و ارتباط انسانی، ضرورتی نادیده در سیستم آموزشی ما</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بخش بزرگی از آنچه دانش‌آموزان در مدرسه می‌آموزند، دیر یا زود از حافظه‌شان پاک می‌شود. شاید بهتر باشد بخشی از این زمان را صرف آموختن چیزی کنیم که واقعاً برای زندگی ضروری است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مغز انسان مشتاق است خودش را بشناسد، دیگران را درک کند و رابطهٔ میان خود و جهان اجتماعی را بفهمد. شبکه‌های مغزی مسئول «درک ذهن دیگران» و «شناخت خود» دقیقاً برای همین هدف شکل گرفته‌اند. در دوران نوجوانی نیز تغییرات مغزی و هورمونی این نیاز را حتی پررنگ‌تر می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس چرا بخشی از آموزش مدرسه را به چیزی اختصاص ندهیم که مغز، از نظر زیستی، بیش از هر چیز برای یادگیری آن آماده است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهارت‌های اجتماعی برای موفقیت در بیشتر مشاغل، دست‌کمی از دانش تخصصی یا علمی ندارند. توانایی همکاری با همکاران، مدیران و زیردستان، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت حرفه‌ای است. آیا واقعاً می‌توان گفت ریاضیات، برای بیشتر مردم، به‌اندازهٔ هوش اجتماعی اهمیت دارد؟ آیا واقعاً باور داریم همهٔ انسان‌ها به‌اندازهٔ کافی مهارت ارتباطی دارند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از بدو تولد تا بزرگسالی، مغز ما هر روز درگیر روابط انسانی است؛ اما با این‌همه، مهارت اجتماعی بسیاری از ما بسیار کمتر از ظرفیتی است که می‌توانست داشته باشد. تقریباً برای هر مهارتی در زندگی، معلم یا مربی داریم. اگر بخواهیم پیانو یا بگیریم یا فوتبال بازی کنیم، کسی هست که اشتباه‌هایمان را نشان دهد و راه درست را آموزش دهد. اما در دنیای روابط انسانی، اغلب تنهاییم. به‌ندرت کسی خطاهای ما را در شیوهٔ فکرکردن دربارهٔ دیگران به ما گوشزد می‌کند. به‌همین دلیل، ذهن ما گرفتار انواع سوگیری‌ها و خطاهای شناختی می‌شود؛ ازجمله اینکه گمان می‌کنیم برداشت ما تنها واقعیت موجود است، انگیزه‌های دیگران را اشتباه قضاوت می‌کنیم، تصور می‌کنیم همه مثل ما فکر می‌کنند، در پیش‌بینی و ادارهٔ احساسات خود خطا می‌کنیم، بیش از حد از گروه خودمان جانب‌داری می‌کنیم و گاه بیش از اندازه به قضاوت‌های خود اطمینان داریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر هیچ‌کس این خطاها را به ما نشان ندهد، چگونه قرار است آن‌ها را اصلاح کنیم؟ اگر دانش‌آموزان بیاموزند این خطاهای ذهنی چگونه شکل می‌گیرند و چگونه می‌توان آن‌ها را تشخیص داد، شاید نتوان همهٔ آن‌ها را از میان برد، اما بی‌شک از شدت و فراوانی‌شان کاسته خواهد شد. از آن مهم‌تر، زبان مشترکی برای گفت‌وگو دربارهٔ این اشتباه‌ها پیدا خواهیم کرد. در نتیجه، راحت‌تر خواهیم فهمید که بسیاری از رفتارهای آزاردهندهٔ دیگران، از روی بدخواهی نیست؛ بلکه حاصل خطاهای طبیعی ذهن انسان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هیچ‌کس صبح از خواب بیدار نمی‌شود و با خود بگوید: «امروز تصمیم گرفته‌ام آدم مردم‌آزاری باشم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همهٔ ما بارها در روابطمان اشتباه می‌کنیم و احتمالاً همیشه هم خواهیم کرد. اما اگر خودمان و دیگران شناخت عمیق‌تری از این اشتباه‌های ذهنی داشته باشیم، بسیاری از سوءتفاهم‌ها پیش از آنکه به رنجیدگی و دلخوری تبدیل شوند، متوقف خواهند شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما باید به فرزندانمان بیاموزیم که انگیزه‌های اجتماعی چگونه در وجود انسان شکل می‌گیرند و اینکه جریحه‌دارکردن احساسات یک انسان، بسیار جدی‌تر از چیزی است که معمولاً تصور می‌کنیم؛ گاهی تأثیر آن کمتر از یک آسیب جسمی نیست. به یاد دارم پدرم به من می‌گفت زخم زبان از زخم شمشیر دیرتر خوب می‌شود. باید به بچه‌ها یاد بدهیم که هم داشتنِ انگیزه‌های خودخواهانه و هم داشتنِ انگیزه‌های نوع‌دوستانه، بخشی طبیعی از وجود انسان است و هیچ‌یک دلیلی برای شرمندگی نیست. همچنین باید بدانند که نیاز به ارتباط با دیگران، نشانهٔ ضعف نیست؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های تکاملی ماست؛ قابلیتی که طی میلیون‌ها سال در ساختار مغز انسان شکل گرفته است. مغز اجتماعی، به‌ویژه در سال‌های رشد، نیازمند اطلاعات درست دربارهٔ جهان روابط انسانی است. اما متأسفانه بسیاری از نوجوانان، الگوهای خود را نه از علم، بلکه از سریال‌های تلویزیونی، شبکه‌های اجتماعی یا نظرهای ناآگاهانهٔ اطرافیان می‌آموزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حالی‌که روابط انسانی نیز علمی دارد. روان‌شناسی اجتماعی، علوم اعصاب اجتماعی و جامعه‌شناسی، هر یک نکات ارزشمندی دربارهٔ شیوهٔ کارکرد دنیای اجتماعی در اختیار ما می‌گذارند. اگر این دانش را وارد نظام آموزشی کنیم، نسلی خواهیم داشت که در برقراری ارتباط، همدل‌تر، آگاه‌تر و خردمندتر است. و شاید جالب باشد که چنین درسی، بیش از هر درس دیگری بتواند توجه نوجوانان را جلب کند؛ زیرا دقیقاً همان چیزی است که مغز در حال رشد آنان، هم نیازمند و هم مشتاق یادگرفتن آن است.</span></p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/09/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/">از مهربانی تا کامشادی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/09/%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%aa%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26738</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تحولی تاریخی در نظام مراقبت‌های شنوایی کانادا</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Jul 2026 01:58:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[تندرستی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر امیر سلطانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت]]></category>
		<category><![CDATA[سمعک]]></category>
		<category><![CDATA[شنوایی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26734</guid>

					<description><![CDATA[<p>هرآنچه باید دربارهٔ قانونی‌شدن عرضهٔ سمعک‌های بدون نسخه در بریتیش کلمبیا بدانید دکتر امیر سلطانی – ونکوور ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، وزارت بهداشت استان بریتیش کلمبیا با انتشار بیانیه‌ای رسمی، فصلی نوین و بی‌سابقه را در نظام مراقبت‌های شنوایی کانادا باز کرد. براساس این مصوبهٔ تاریخی، برای نخستین بار در کانادا، افراد بالغ ۱۸ سال و بالاتر که از کم‌شنوایی خفیف تا متوسط رنج می‌برند، می‌توانند بدون نیاز به معاینهٔ اجباری یا نسخهٔ پزشک، سمعک‌های تأییدشده از...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/">تحولی تاریخی در نظام مراقبت‌های شنوایی کانادا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>هرآنچه باید دربارهٔ قانونی‌شدن عرضهٔ سمعک‌های بدون نسخه در بریتیش کلمبیا بدانید</b></span></h1>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%b3%d9%84%d8%b7%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر امیر سلطانی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، وزارت بهداشت استان بریتیش کلمبیا با انتشار بیانیه‌ای رسمی، فصلی نوین و بی‌سابقه را در نظام مراقبت‌های شنوایی کانادا باز کرد. براساس این مصوبهٔ تاریخی، برای نخستین بار در کانادا، افراد بالغ ۱۸ سال و بالاتر که از کم‌شنوایی خفیف تا متوسط رنج می‌برند، می‌توانند بدون نیاز به معاینهٔ اجباری یا نسخهٔ پزشک، سمعک‌های تأییدشده از سوی سازمان بهداشت کانادا (Health Canada) را مستقیماً از فروشگاه‌های خرده‌فروشی و وب‌سایت‌های آنلاین تهیه کنند. این تصمیم، بریتیش کلمبیا را به نخستین استان در سراسر کانادا تبدیل می‌کند که به انحصار عرضهٔ سمعک از طریق کلینیک‌های تخصصی پایان می‌دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">ایدهٔ عرضهٔ سمعک‌های بدون نسخه یا اصطلاحاً Over-the-Counter (OTC)‎ پدیده‌ای نوظهور در جهان نیست. ایالات متحدهٔ آمریکا پیش از این و در اواخر سال ۲۰۲۲ میلادی، با وضع مقررات رسمی از سوی سازمان غذا و داروی فدرال (FDA)، این مسیر نوین را به‌طور قانونی باز کرده بود. قوانین ایالات متحده با ایجاد ساختار نظارتیِ مدونی به شرکت‌های فناوری اجازه داد تجهیزات شنوایی اقتصادی‌تری عرضه کنند. دولت کانادا اما تا پیش از این با اتخاذ رویکردی بسیار محتاطانه‌تر و با تمرکز جدی بر پیشگیری از تشخیص‌های نادرست و آسیب‌های ناشی از بیش‌تقویت‌کنندگی صدا، از عرضهٔ گسترده خودداری کرده بود، اما اکنون با پیشگامی بریتیش کلمبیا، انتظار می‌رود سایر استان‌ها نیز به‌زودی این الگوی دسترسی ایمن را پیاده‌سازی کنند.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>سمعک بدون نسخه چیست؟</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">برای درک اهمیت این رویداد، باید به ماهیت سمعک‌های OTC و تمایز ساختاری آن‌ها با سمعک‌های متداول و تجویزی بپردازیم. در شیوهٔ سنتی، فرد ملزم به مراجعه به ادیولوژیست (متخصص شنوایی‌سنجی)، انجام تست‌های پیچیدهٔ بالینی و قالب‌گیری اختصاصی است. هزینهٔ خرید سمعک‌های سنتی در بریتیش کلمبیا گاه به بیش از ۱۱٬۰۰۰ دلار کانادا می‌رسد که پرداخت آن برای افراد با درآمد ثابت یا فاقد بیمهٔ تکمیلی بسیار دشوار است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">در مقابل، سمعک‌های بدون نسخه دستگاه‌هایی آماده‌به‌مصرف‌اند که تفاوت بنیادین آن‌ها در قابلیت «تنظیم شخصی در خانه» (Self-Fitting) خلاصه می‌شود. شخص کم‌شنوا می‌تواند به کمک نرم‌افزارهای موبایلی روی گوشی هوشمند خود، یک ارزیابی شنوایی اولیه انجام داده و فرکانس‌های دستگاه را شخصاً متناسب با نیازهای محیطی خود تنظیم کند و از ویزیت‌های مکرر بالینی بی‌نیاز شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">متخصصان و مقامات بهداشتی به‌شدت تأکید دارند که سمعک‌های OTC صرفاً برای کم‌شنوایی‌های خفیف تا متوسط طراحی شده‌اند. این دستگاه‌ها به‌هیچ عنوان برای افراد مبتلا به کم‌شنوایی شدید، عمیق یا ناگهانی کارایی ندارند و در چنین شرایطی مراجعه به ادیولوژیست کاملاً حیاتی است. همچنین، بروز علائمی چون درد مداوم گوش، ترشحات، زنگ‌زدن تک‌گوشی یا وخامت ناگهانی سیستم شنوایی، نیازمند ارزیابی فوری پزشکی و تخصصی است و نباید با تجهیزات بدون نسخه درمان شود.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>یافته‌های علمی: آیا دستگاه‌های خودتنظیم واقعاً کارآمدند؟</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">برخلاف تردیدهای اولیه، شواهد علمی جدید کارآمدیِ بالای این فناوری را تأیید می‌کنند. در یک بررسی سیستماتیک و متاآنالیز جامع که در ژوئن ۲۰۲۶ در ژورنال بین‌المللی و معتبر </span><i><span style="font-weight: 400;">Otolaryngology–Head and Neck Surgery</span></i><span style="font-weight: 400;"> از سوی دکتر کارینا دِ سوزا (Karina C. De Sousa) و تیم تحقیقاتی وی منتشر شد، اثربخشی سمعک‌های بدون نسخه با تجهیزاتی که به‌طور سنتی از سوی متخصصان تنظیم می‌شوند، مورد مقایسه قرار گرفت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">این پژوهش علمی با تحلیل ۱۵ مطالعهٔ بالینی مستقل روی ۷۷۴ شرکت‌کنندهٔ بالغ نشان داد که هیچ تفاوت معناداری در شاخص‌های رضایتمندی بیماران (براساس پرسش‌نامه‌های استاندارد بالینی نظیر APHAB و IOI-HA) و همچنین میزان درک گفتار در محیط‌های پرسروصدا میان این دو گروه وجود ندارد. این یافته اثبات می‌کند فناوری‌های خودتنظیم خانگی می‌توانند کیفیتی کاملاً رقابتی و هم‌تراز با تنظیمات تخصصی بالینی ارائه دهند؛ اگرچه محققان یادآور شده‌اند که برای ارزیابی موفقیت بلندمدت، نیاز به پایش‌های چندساله وجود دارد.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>تلاطم در بازار تجاری؛ از خروج سونی تا جهش بزرگ اپل</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">بازار تجاری این ابزارها پس از قانونی‌شدن، تحولات شگرفی را تجربه کرد. شرکت بزرگ سونی (Sony) که در ابتدای قانونی‌شدن این ابزارها در آمریکا با همکاری هلدینگ بزرگ WS Audiology و معرفی مدل‌های موفقی چون CRE-C10 و CRE-C20 وارد بازار شده بود، در آوریل ۲۰۲۶ در تصمیمی ناگهانی به‌دلیل چالش‌های حاشیهٔ سود و پیچیدگی‌های ساختاری بازار، تصمیم به قطع تولید و خروج کامل از این بازار گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">اما در سوی دیگر میدان، شرکت اپل (Apple) با معرفی یک ویژگی انقلابی در حوزهٔ سلامت شنوایی، بازار را دگرگون ساخت. اپل با دریافت مجوزهای رسمی پزشکی کلاس دو، قابلیت تبدیل هندزفری‌های رایج اِیرپاد پرو (AirPods Pro 2 و نسل‌های پس از آن) به سمعک‌های بالینی فعال را از طریق ارتقای نرم‌افزاری پیاده‌سازی کرد. این قابلیت شگفت‌انگیز پیش از این به‌علت محدودیت‌های قانونی سخت‌گیرانه در کانادا غیرقابل‌استفاده و قفل بود، اما اکنون با تحول قانون‌گذاری در بریتیش کلمبیا، سرانجام کاربران کانادایی نیز می‌توانند از ایرپادهای خود به‌عنوان یک سمعک هوشمند و مدرن بهره ببرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">شرکت‌های پیشتاز دیگری هم مانند جبرا، لکسی و لوسید هم در این بازار فعال‌اند که باید دید آیا محصولاتشان را به بازار کانادا هم عرضه خواهند کرد، یا نه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">مسلماً ورود سمعک‌های OTC به بریتیش کلمبیا خبر خوبی برای مصرف‌کنندگان است و حالا افرادی که از کم‌شنوایی‌های خفیف تا متوسط رنج می‌برند، گزینه‌های بیشتر و مقرون‌به‌صرفه‌تری دارند. کلینیک‌های شنوایی هم می‌توانند پس از آزمایش شنوایی فرد کم‌شنوا و در صورتی که افت شنوایی فرد شدید نباشد، از این گزینه‌ها برای درمان کم‌شنوایی بهره ببرند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/">تحولی تاریخی در نظام مراقبت‌های شنوایی کانادا</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/08/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%db%8c-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d9%82%d8%a8%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d9%88%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26734</post-id>	</item>
		<item>
		<title>قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت اول)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Jul 2026 00:04:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[حسین فرامرزی]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت فرزند]]></category>
		<category><![CDATA[حضانت کودک]]></category>
		<category><![CDATA[حقوقی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانگی]]></category>
		<category><![CDATA[خشونت خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[دادگاه]]></category>
		<category><![CDATA[دادگستری]]></category>
		<category><![CDATA[داور خانوادگی]]></category>
		<category><![CDATA[دعاوی]]></category>
		<category><![CDATA[طلاق]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور حقوقی]]></category>
		<category><![CDATA[موکل]]></category>
		<category><![CDATA[میانجی]]></category>
		<category><![CDATA[میانجیگری]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت نامه]]></category>
		<category><![CDATA[وکالت‌نامه]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل خانواده]]></category>
		<category><![CDATA[وکیل رسمی]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26731</guid>

					<description><![CDATA[<p>حسین فرامرزی* – ونکوور در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، دیوان عالی کانادا رأی خود را در پروندهٔ Ahluwalia v. Ahluwalia منتشر کرد. در این رأی، دیوان برای نخستین بار مبنای حقوقی جدیدی را برای طرح دعوا در خصوص خشونت میان شرکای عاطفی (Intimate Partner Violence) به رسمیت شناخت. در چند مقالهٔ آینده، قصد داریم خلاصه‌ای از این پرونده و نظام حقوقی جدید ناشی از آن را به خوانندگان ارائه کنیم. متن کامل این رأی در وب‌سایت...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت اول)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85%D8%B1%D8%B2%DB%8C/">حسین فرامرزی</a>* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تاریخ ۱۵ مهٔ ۲۰۲۶، دیوان عالی کانادا رأی خود را در پروندهٔ Ahluwalia v. Ahluwalia منتشر کرد. در این رأی، دیوان برای نخستین بار مبنای حقوقی جدیدی را برای طرح دعوا در خصوص خشونت میان شرکای عاطفی (Intimate Partner Violence) به رسمیت شناخت. در چند مقالهٔ آینده، قصد داریم خلاصه‌ای از این پرونده و نظام حقوقی جدید ناشی از آن را به خوانندگان ارائه کنیم. متن کامل این رأی در وب‌سایت دیوان عالی کانادا در دسترس است. محور اصلی این پرونده، رفتارهای زورگویانه و کنترل‌گرانه در روابط زناشویی، خانوادگی و عاطفی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پروندهٔ یادشده دربارهٔ این است که آیا یک شخص، مانند شوهر، همسر، دوست‌پسر، دوست‌دختر، شریک زندگی عرفی (Common-law Partner) و مانند آن، می‌تواند به‌دلیل ارتکاب «خشونت میان شرکای عاطفی» دعوای مطالبهٔ خسارت (پول) مطرح کند یا خیر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«تورت» (Tort) یا مسئولیت مدنی غیرقراردادی، نوعی دعوای حقوقی مدنی است که در آن شخص مدعی می‌شود فرد دیگری در طول رابطه، موجب ورود آسیب جسمی، عاطفی یا روانی به او شده است و به‌همین دلیل درخواست جبران خسارت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این پرونده، دیوان عالی کانادا باید تصمیم می‌گرفت که آیا تورت‌های موجود، ازجمله ضرب و جرح (Assault) و ایجاد آسیب عمدی یا پریشانی شدید عاطفی (Intentional Infliction of Emotional Distress)، برای رسیدگی به خسارات ناشی از رفتارهای زورگویانه و کنترل‌گرانه در یک رابطهٔ عاطفی کافی‌اند یا خیر؛ و همچنین اینکه آیا لازم است یک تورت جدید و مستقل برای رسیدگی به این نوع رفتارها و خسارات ناشی از آن به رسمیت شناخته شود یا نه.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>خانم آهلووالیا و آقای آهلووالیا به‌مدت ۱۶ سال با یکدیگر زندگی مشترک داشتند. در طول این مدت، آقای آهلووالیا همسر خود را به‌طور مداوم مورد آزار و خشونت جسمی و روانی قرار می‌داد. رفتارهای او موجب می‌شد که توانایی خانم آهلووالیا برای اتخاذ تصمیمات مستقل و اعمال ارادهٔ خود در چارچوب رابطهٔ زناشویی به‌طور قابل‌توجهی محدود شود.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پس از مدتی، آقای آهلووالیا دعوای طلاق را آغاز کرد. خانم آهلووالیا با طلاق موافقت نمود و در عین حال درخواست کرد که </span><b>اختیار انحصاری تصمیم‌گیری دربارهٔ فرزندان</b><span style="font-weight: 400;"> به او واگذار شود. وی همچنین تقاضای </span><b>نفقهٔ فرزندان، نفقهٔ همسر، تقسیم برابر اموال خانوادگی (Equalization of Family Property)</b><span style="font-weight: 400;"> و </span><b>فروش خانهٔ مشترک زوجین</b><span style="font-weight: 400;"> را مطرح کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">علاوه بر این، خانم آهلووالیا به‌دلیل آزارها و خشونت‌هایی که در طول زندگی مشترک متحمل شده بود، </span><b>مطالبهٔ خسارت</b><span style="font-weight: 400;"> نیز نمود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">قاضی رسیدگی‌کننده در مرحلهٔ بدوی، با شناسایی و به‌رسمیت‌شناختن </span><b>تورت (مسئولیت مدنی) جدیدی تحت عنوان «خشونت خانوادگی» (Family Violence)</b><span style="font-weight: 400;">، به نفع خانم آهلووالیا حکم صادر کرد و مبلغ </span><b>۱۵۰٬۰۰۰ دلار</b><span style="font-weight: 400;"> خسارت شامل موارد زیر را به وی اعطا نمود:</span></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>خسارت جبرانی (Compensatory Damages)</b><span style="font-weight: 400;"> برای جبران زیان‌های وارده؛ </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>خسارت تشدیدی (Aggravated Damages)</b><span style="font-weight: 400;"> به‌دلیل شدت و آثار خاص رفتارهای زیان‌بار؛ و </span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><b>خسارت تنبیهی (Punitive Damages)</b><span style="font-weight: 400;"> با هدف نکوهش و بازدارندگی از چنین رفتارهایی در آینده.</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آقای آهلووالیا نسبت به رأی صادره در خواست تجدیدنظر کرد. در دادگاه تجدیدنظر، وی پذیرفت که رفتارهای خشونت‌آمیز و آزاردهندهٔ او بر اساس تورت‌های موجود، موجب مسئولیت مدنی وی می‌شود. دادگاه تجدیدنظر نیز با این نظر موافقت کرد. بااین‌حال، دادگاه به این نتیجه رسید که نیازی به شناسایی یک تورت جدید تحت عنوان «خشونت خانوادگی» یا «کنترل زورگویانه» (Coercive Control) وجود ندارد. در نتیجه، دادگاه تجدیدنظر میزان خساراتی را که قاضی بدوی به خانم آهلووالیا اعطا کرده بود، کاهش داد. پس از آن، خانم آهلووالیا به دادگاه عالی کانادا (Supreme Court of Canada) فرجام‌خواهی کرد.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>قاضی نیکلاس کاسیرر (Nicholas Kasirer) که رأی اکثریت قضات دیوان عالی کانادا را نگارش کرده بود، به این نتیجه رسید که باید یک تورت جدید تحت عنوان «خشونت میان زوجین و شرکای عاطفی» (Intimate Partner Violence) به رسمیت شناخته شود.</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">وی توضیح داد که خشونت میان </span><b>زوجین و شرکای عاطفی</b><span style="font-weight: 400;"> را باید در درجهٔ نخست به‌عنوان </span><b>رفتارهای زورگویانه و کنترل‌گرانه</b><span style="font-weight: 400;"> درک کرد. چنین رفتارهایی می‌تواند کرامت انسانی، استقلال فردی (Autonomy) و برابری طرف مقابل را در رابطه به‌شدت محدود و تضعیف کند.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">قاضی کاسیرر تأکید کرد که خشونت میان </span><b>زوجین و  شرکای عاطفی</b><span style="font-weight: 400;"> صرفاً به اعمال منفرد خشونت فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه ممکن است مجموعه‌ای از رفتارهای مستمر و نظام‌مند را در بر گیرد؛ ازجمله:</span></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">منزوی‌کردن فرد از خانواده، دوستان یا شبکه‌های حمایتی (Isolation)؛ </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحقیر و تخریب شخصیت او (Humiliation)؛ </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نظارت و کنترل مداوم بر فعالیت‌ها و ارتباطات وی (Surveillance)؛ </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کنترل مالی و محدودکردن دسترسی به منابع اقتصادی (Financial Control)؛ </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اجبار یا فشار جنسی (Sexual Coercion)؛ و </span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تهدید، ارعاب و ایجاد ترس (Intimidation). </span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به‌اعتقاد دیوان عالی، آنچه این نوع خشونت را از بسیاری از تورت‌های سنتی متمایز می‌کند، </span><b>ماهیت مستمر، الگوی رفتاری کنترل‌گرانه و تأثیر تجمعی آن بر آزادی، کرامت و حق انتخاب قربانی در طول رابطه</b><span style="font-weight: 400;"> است؛ امری که لزوماً با بررسی جداگانهٔ هر رفتار یا هر واقعهٔ خشونت‌آمیز به‌طور کامل قابل‌شناسایی و جبران نیست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قاضی کاسیرر نتیجه‌گیری کرد که قواعد مسئولیت مدنی موجود برای رسیدگی به تمامی آسیب‌های ناشی از خشونت در روابط عاطفی کافی نیستند. برای مثال، «ضرب و جرح» می‌تواند برخی اعمال آسیب جسمی یا تهدید به آسیب را پوشش دهد. «موضوعِ تحمیل عمدی فشارهای روانی» می‌تواند آسیب‌های جدی عاطفی یا روانی را مورد توجه قرار دهد. بااین‌حال، این عناوین مسئولیت مدنی به‌طور کامل به آسیب مستقل ناشی از «کنترل زورگویانه» نمی‌پردازند؛ کنترلی که توانایی فرد را در تصمیم‌گیری محدود کرده و می‌تواند موجب نابرابری در روابط شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">قاضی کاسیرر همچنین عناصر مربوط به «تقصیر مدنی جدیدِ خشونت در روابط عاطفی» را تبیین کرد. برای اثبات این دعوا، خواهان باید نشان دهد که رفتار زیان‌بار در جریان یک رابطهٔ عاطفی یا پس از پایان آن رخ داده است، طرف مقابل به‌طور عمدی مرتکب رفتار آزارگرانه شده است، و این رفتار در بستر کلی رابطه، مصداق «کنترل زورگویانه» محسوب می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این پرونده، خانم آهلووالیا این عناصر را احراز کرده بود. رفتار آقای آهلووالیا موجب کنترل او و تضعیف کرامت، استقلال و برابری او در رابطه شده بود. بنابراین، آسیبی که وی متحمل شده بود، در دامنهٔ شمول این تقصیر مدنی جدیدِ خشونت در روابط عاطفی قرار می‌گیرد و او مستحق دریافت خسارت بر اساس این عنوان حقوقی جدید است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پایان قسمت اول / ادامه دارد</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-size: 10pt;"><span style="font-family: sahel;">*<span style="font-weight: 400;">تذکر: حسین فرامرزی، وکیل دادگاه‌های استان بریتیش کلمبیا، به هیچ گروه سیاسی، دولتی، و یا مذهبی وابسته نمی‌باشد، و مقالات حقوقی مندرجه، تنها برای افزایش سطح آگاهی جامعهٔ فارسی‌زبان کانادایی تهیه شده است. به‌علت امکان تغییر در قوانین کانادا به‌مرور زمان، و همچنین عدم امکان بیان کلیهٔ قوانین در این مقالات، به تمامی خوانندگان توصیه می‌گردد که قبل از انجام هرگونه موضوع حقوقی، با وکیل خود مشورت نمایند. برای اطلاعات بیشتر، شما می‌توانید به وب‌سایت دفتر حقوقی فرامرزی به آدرس <a href="http://WWW.FLCLAWYERS.COM" target="_blank" rel="noopener">WWW.FLCLAWYERS.COM</a> مراجعه نمایید. لطفاً برای دریافت نکات حقوقی کوتاه صفحهٔ فیس‌بوک </span><a href="https://www.facebook.com/profile.php?id=100049991036930"><span style="font-weight: 400;">Faramarzi Law Corporation</span></a></span><span style="font-weight: 400;"><span style="font-family: sahel;"> را دنبال کنید.</span> </span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/">قوانین جدید در زمینهٔ خشونت‌های زناشویی، خانوادگی و عاطفی (قسمت اول)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/07/%d9%82%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%86-%d8%ac%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%85%db%8c%d9%86%d9%87%d9%94-%d8%ae%d8%b4%d9%88%d9%86%d8%aa%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%a7%d8%b4%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26731</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سرنوشت نامعلوم تفاهم‌نامه و لبریزشدن کاسهٔ صبر مردم</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/04/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4%d8%af%d9%86/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/04/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4%d8%af%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 04 Jul 2026 16:27:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26671</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور پس از آنکه چهارشنبهٔ دو هفته قبل، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در کشور سوئیس امضا شد، هر دو کشور آن را پیروزی بزرگی برای خود توصیف کردند.  در حال حاضر، براساس این تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی متعهد است که ذخایر اورانیوم با خلوص بالایش را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رقیق‌سازی کند. همچنین برخلاف اصرار ترامپ مبنی بر عدم پرداخت پول به ایران، در این...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/04/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4%d8%af%d9%86/">سرنوشت نامعلوم تفاهم‌نامه و لبریزشدن کاسهٔ صبر مردم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از آنکه چهارشنبهٔ دو هفته قبل، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامه میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران در کشور سوئیس امضا شد، هر دو کشور آن را پیروزی بزرگی برای خود توصیف کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در حال حاضر، براساس این تفاهم‌نامه جمهوری اسلامی متعهد است که ذخایر اورانیوم با خلوص بالایش را تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رقیق‌سازی کند. همچنین برخلاف اصرار ترامپ مبنی بر عدم پرداخت پول به ایران، در این تفاهم‌نامه به یک طرح ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی ایران با همکاری شرکای منطقه‌ای اشاره شده است. این تفاهم‌نامه شامل توقف درگیری‌ها با حزب‌الله لبنان نیز می‌شود، اما دربارهٔ قطع حمایت مالی ایران از گروه‌های نیابتی و همچنین وضعیت برنامهٔ موشکی ایران سکوت کرده یا بسیار گذرا عبور کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان مقامات اسرائیل ترامپ را برای امضای این تفاهم‌نامه مورد انتقاد قرار داده‌اند. جی‌دی ونس در واکنش به این موضوع گفته است که دونالد ترامپ تنها رئیس‌ دولت در سراسر جهان است که در این مقطع با اسرائیل همدلی و حمایت نشان می‌دهد و اتفاقاً رهبر قدرتمندترین کشور جهان هم هست، و افزوده است: «اگر من عضو کابینهٔ دولت اسرائیل بودم، احتمالاً به تنها متحد قدرتمندی که در کل جهان برایم باقی مانده، حملهٔ لفظی نمی‌کردم.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سوی دیگر، مجتبی خامنه‌ای که از زمان انتخاب‌شدنش به رهبری در انظار عمومی ظاهر نشده، در پیامی که منسوب به اوست گفته است که مسئولان برای رسیدن به این مرحله تلاش‌های زیادی کرده‌اند، اما در عین حال تصریح کرده است که «خودش علی‌الاصول، نظر دیگری داشته است». او از یک‌سو نشان داده که تفاهم بدون اجازهٔ او نهایی نشده و از سوی دیگر، تأکید کرده که نظر شخصی‌اش متفاوت بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه‌شنبهٔ هفتهٔ گذشته شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، پیش از دیدار رسمی رئیس‌جمهور ایران از آن کشور، در مجلس پاکستان گفت که امیدوار است در ۶۰ روز فرصت مقرر موضوعاتی مانند برنامهٔ هسته‌ای، موشک‌های بالستیک و دارایی‌های مسدودشده ایران مورد بحث قرار گیرند و تفاهم‌نامه به توافقی پایدار و بلندمدت تبدیل شود. هرچند ساعاتی پس از این اظهارات، پزشکیان گفت که هیچ مذاکره‌ای دربارهٔ موشک‌های بالستیک صورت نگرفته و نخواهد گرفت، و افزود که جمهوری اسلامی نسبت به آمریکا بی‌اعتماد است چرا که دو بار طی مذاکرات، مورد تهاجم واقع شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تنها حدود یک هفته پس از امضای تفاهم‌نامه، پنجشنبه ۲۵ ژوئن، یک پهپاد انتحاری ایران به یک کشتی باری با پرچم سنگاپور در حال عبور از تنگهٔ هرمز، حمله کرد. دونالد ترامپ این اقدام را نقض آشکار آتش‌بس خواند. روز بعد ۲۶ ژوئن، ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا در واکنش به این حمله، حملات هوایی متعددی را علیه سایت‌های راداری ساحلی و تأسیسات نگهداری موشک و پهپاد ایران در حاشیهٔ خلیج فارس انجام داد. طی دو روز بعد، تنش‌ها به سرعت بالا گرفت. در ۲۷ ژوئن یک پهپاد ایرانی به کشتی دیگری حمله کرد، و در روز ۲۸ ژوئن، سپاه پاسداران با پهپاد و موشک‌های بالستیک، پایگاه‌هایی نظامی در بحرین و کویت را هدف قرار داد. جنگنده‌های آمریکایی نیز متقابلاً زیرساخت‌های نظارتی، سیستم‌های پدافندی و امکانات مین‌گذاری ایران را بمباران کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تحلیلگران معتقدند هدف اصلی جمهوری اسلامی ایران از این حملات، تثبیت کنترل خود بر تنگهٔ هرمز و هشدار به کشورهای حاشیه خلیج فارس برای عدم همکاری با طرح‌های جایگزین آمریکا بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سه‌شنبهٔ این هفته سخنگوی وزارت خارجهٔ قطر اعلام کرد که ویتکاف و کوشنر برای ملاقات با میانجی‌گران و گفت‌و‌گو دربارهٔ «مسائل منطقه‌ای» به دوحه رفته‌اند، ولی هیچ مقام بلندپایه‌ای بالایی از ایران در قطر حضور نداشته، و تأکید کرد که نمایندگان دونالد ترامپ برای مذاکره با ایران به دوحه نرفته‌اند. این اظهارات با سخنان مقام‌های ایران همخوانی داشت، درحالی‌که ترامپ روز قبل از آن گفته بود که دیدار با طرف آمریکایی به درخواست ایران بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجهٔ ایران، در این رابطه گفت که سفر هیئت ایرانی به دوحه ارتباطی با سفر نمایندگان آمریکا به قطر ندارد و این سفر تنها برای پیگیری اجرای مفاد یادداشت تفاهم ازجمله آزادسازی دارایی‌های مسدود شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چهارشنبهٔ این هفته، اول ژوئیه، پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، در واکنش به بالا‌گرفتن انتقادات داخلی از مذاکرات و تفاهم‌نامه میان تهران و واشنگتن، گفت رهبر جدید جمهوری اسلامی با این مذاکرات مخالفتی نداشته، وگرنه هیچ دیدار و گفت‌و‌گویی صورت نمی‌گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین محمدباقر قالیباف در مصاحبه‌ای تلویزیونی گفت که در جریان سفر به سوئیس، توانسته در حضور جی‌دی ونس و معاون وزارت دارایی آمریکا، مجوز دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی و سند آزادسازی شش میلیارد دارایی‌های مسدود شده ایران را نهایی کند. او خطاب به منتقدان داخلیِ مذاکرات با لحن نسبتاً تندی گفت: «شما که نه در دیپلماسی کمک می‌کنید، نه در جنگ، دیگر اذیت نکنید و حرف‌های ترامپ را هم قرقره نکنید&#8230; خوب نیست. اجازه دهید مردم آرامش داشته باشند و به جمهوری اسلامی افتخار کنند.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درحالی‌که مشخص نیست سرنوشت تفاهم‌نامهٔ امضاشده به کجا خواهد انجامید، جمهوری اسلامی مصرانه به سرکوب و ارعاب داخلی ادامه می‌دهد. حکومت در تازه‌ترین اقدامش سپیده و سیما کاشانی و هومن جوکار، فعالان محیط زیست را بار دیگر بازداشت کرده است. این در حالی است که وضعیت هزاران بازداشتی حوادث دی‌ماه کماکان نامشخص است و اغلب آن‌ها در وضعیت بلاتکلیف در زندان‌ها به‌سر می‌برند. با این وجود شرایط بسیار سخت اقتصادی موجب شده تجمعاتی در نقاط مختلف ایران در اعتراض به وضع معیشت و بیکاری شکل بگیرد. مردمی که کاسهٔ صبرشان لبریز شده و چیزی برای ازدست دادن ندارند حالا و با وجود سرکوب خونین دی‌ماه سال گذشته و خط و نشان‌کشیدن‌های حکومت در خانه نمی‌مانند و صدای اعتراضشان را بلند می‌کنند. اعتراضی که دیر یا زود گریبان حاکمان را خواهد گرفت…</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/04/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4%d8%af%d9%86/">سرنوشت نامعلوم تفاهم‌نامه و لبریزشدن کاسهٔ صبر مردم</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/04/%d8%b3%d8%b1%d9%86%d9%88%d8%b4%d8%aa-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%88%d9%85-%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%87%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88-%d9%84%d8%a8%d8%b1%db%8c%d8%b2%d8%b4%d8%af%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26671</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت سوم)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/07/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-3/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/07/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-3/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Jul 2026 23:25:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[Farsi Dar BC]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا راعی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا راعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26661</guid>

					<description><![CDATA[<p>قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر لیلا راعی* – ونکوور  در شمارهٔ گذشته، از اضطراب فراموشی زبان مادری در نسل دوم مهاجر گفتیم؛ از کودکانی که فارسی را می‌فهمند، اما به‌انگلیسی پاسخ می‌دهند، از شکاف آرامی که گاه میان زبان خانه و زبان جهان بیرون شکل می‌گیرد، و از این پرسش که آیا زبان مادری، در نسل‌های بعد، همچنان «خانهٔ عاطفی» ما باقی خواهد ماند یا نه. اما شاید در ادامهٔ آن بحث،...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-3/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت سوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" target="_blank" rel="noopener">قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید</a></span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b1%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر لیلا راعی</a>* – ونکوور </span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/" target="_blank" rel="noopener">در شمارهٔ گذشته</a>، از اضطراب فراموشی زبان مادری در نسل دوم مهاجر گفتیم؛ از کودکانی که فارسی را می‌فهمند، اما به‌انگلیسی پاسخ می‌دهند، از شکاف آرامی که گاه میان زبان خانه و زبان جهان بیرون شکل می‌گیرد، و از این پرسش که آیا زبان مادری، در نسل‌های بعد، همچنان «خانهٔ عاطفی» ما باقی خواهد ماند یا نه.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید در ادامهٔ آن بحث، لازم باشد به پرسش دیگری نیز فکر کنیم: آیا آموزش زبان، به‌تنهایی برای زنده‌نگه‌داشتن این پیوند کافی است؟</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربهٔ سال‌ها آموزش در دیاسپورا نشان داده است که حتی بهترین کلاس‌های زبان هم، به‌تنهایی نمی‌توانند بارِ سنگینِ حفظ زبان مادری را به دوش بکشند. بسیاری از کودکان، با وجود حضور مداوم در کلاس‌های فارسی، هنوز این زبان را بیشتر «زبان درس و تکلیف» می‌دانند تا زبانِ هیجان، دوستی، بازی و خاطره.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مسئله اینجاست که زبان، تنها در فضای رسمیِ آموزش ریشه نمی‌دواند. کودک زمانی زبان را واقعاً از آنِ خود احساس می‌کند که آن زبان وارد تجربه‌های خوشایند و جمعی زندگی‌اش شود؛ در خندیدن‌ها، بازی‌ها، دوستی‌ها و لحظه‌هایی که به او احساس تعلق می‌دهند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درست در همین نقطه است که نقش جشن‌ها، آیین‌های جمعی و فضاهای فرهنگیِ کودک‌محور، اهمیتی فراتر از سرگرمی پیدا می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><b>جشن‌های کودک‌محور؛ فراتر از مرزهای کلاس درس</b></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر بپذیریم که زبان در بستر روابط و عواطف نفس می‌کشد، باید این واقعیت را نیز بپذیریم که کلاس‌های آخر هفته، به‌تنهایی قادر به حفظ این میراث نخواهند بود. زبان مادری برای آنکه در جانِ کودکِ دیاسپورا ریشه بدواند، تنها به آموزش نیاز ندارد؛ بلکه محتاجِ «رؤیت‌پذیری اجتماعی» و مهم‌تر از آن، تجربهٔ لذت، تعلق و افتخار است.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مسیر، شاید لازم باشد الگوهای سنتی جشن‌ها و آیین‌های فرهنگی‌مان را نیز از نو بازنگری کنیم.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما سال‌هاست نوروز، یلدا و مهرگان را در غربت برگزار می‌کنیم، اما پرسش اینجاست که این جشن‌ها تا چه اندازه از زاویهٔ دید کودکان طراحی شده‌اند؟ در بسیاری از این برنامه‌ها، کودک عملاً به تماشاگر خاموشِ جهانی تبدیل می‌شود که بزرگسالان برای خود ساخته‌اند؛ تماشاگر خسته‌ای در ردیف‌های عقب، که ارتباطی زنده و فعال با آنچه روی صحنه می‌گذرد، برقرار نمی‌کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درحالی‌که تجربه نشان می‌دهد رابطهٔ کودک با زبان مادری، زمانی عمیق‌تر می‌شود که زبان، از قالب آموزش رسمی خارج شود و به بخشی از بازی، هیجان، دوستی و خاطرهٔ جمعی او تبدیل گردد. ما به رویدادهایی نیاز داریم که در آن‌ها، کودک نه مخاطب منفعل، بلکه بازیگر اصلی میدان باشد؛ فضاهایی که در آن، آیین‌های کهن با زبان کودکانه، موسیقی، نمایش، قصه‌گویی و مشارکت واقعی نسل دوم بازآفرینی شوند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><b>از رؤیا تا واقعیت؛ تجربه‌ای در یلدای بریتیش کلمبیا</b></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این ایده صرفاً یک آرزوی انتزاعی نیست. در دسامبر ۲۰۲۴، در بریتیش کلمبیا تجربه‌ای ارزشمند و امیدبخش در برگزاری جشن یلدا شکل گرفت؛ رویدادی که تلاش می‌کرد آیین کهن یلدا را نه‌صرفاً برای بزرگسالان مهاجر، بلکه از زاویهٔ نگاه و تجربهٔ کودکان بازتعریف کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم‌تر این بود که این برنامه، تنها برای کودکان فارسی‌زبان طراحی نشده بود؛ بلکه به‌شکل دو‌زبانه برگزار شد تا فضایی برای گفت‌وگو و مشارکت میان کودکان با پیشینه‌های فرهنگی متفاوت نیز فراهم شود. در چنین بستری، زبان و فرهنگ فارسی نه به‌عنوان امری بسته و درون‌گروهی، بلکه به‌عنوان بخشی زنده از زیستِ چندفرهنگیِ جامعهٔ کانادا به رسمیت شناخته می‌شد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از سوی دیگر، کودکان تنها تماشاگر برنامه نبودند؛ بخش مهمی از اجرا و روایت جشن، به‌دست خود آن‌ها شکل می‌گرفت. آن‌ها قصه گفتند، اجرا کردند، توضیح دادند و در بازآفرینی آیین یلدا نقش فعال داشتند. همین مشارکت واقعی، رابطهٔ کودک با زبان و فرهنگ مادری را از سطح آموزش رسمی فراتر می‌بُرد و آن را به تجربه‌ای شخصی، اجتماعی و همراه با احساس تعلق تبدیل می‌کرد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">استقبال گستردهٔ خانواده‌ها از آن برنامه، نشان داد جامعهٔ مهاجر تا چه اندازه تشنهٔ فضاهایی است که فرزندانش بتوانند در آن، زبان و فرهنگ مادری را نه در قالب اجبار آموزشی، بلکه در هیئت تجربه‌ای شاد، جمعی و معنادار لمس کنند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><b>وقتی کودک، صاحبِ روایتِ فرهنگی خود می‌شود</b></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بچه‌های نسل دوم مهاجرت، خلاقیت، انرژی و ظرفیت شگفت‌انگیزی برای بازآفرینی فرهنگ دارند؛ ظرفیتی که اگر با برنامه‌ریزی، همکاری و اعتماد همراه شود، می‌تواند رابطهٔ آن‌ها را با زبان مادری دگرگون کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جشنی را تصور کنید که در آن، خودِ کودکان و نوجوانان مجری برنامه باشند؛ آن‌ها باشند که با فارسیِ شیرین، گاه آمیخته و منحصربه‌فردِ خود، برای دوستانشان از فلسفهٔ یلدا یا نوروز بگویند، تئاتر اجرا کنند، شاهنامه را به‌زبان نسل خود بازخوانی کنند و بخشی از مدیریت جشن را بر عهده بگیرند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین فضایی، کودک از جایگاه «مصرف‌کنندهٔ فرهنگ» بیرون می‌آید و به «سازندهٔ فرهنگ» تبدیل می‌شود. همین جابه‌جایی ظاهراً ساده، تأثیری عمیق بر احساس هویت و عزت‌نفس او می‌گذارد.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این وضعیت، تفاوتی که شاید روزی در حیاط مدرسه مایهٔ خجالت یا انزوا بود، آرام‌آرام به نوعی سرمایهٔ فرهنگی بدل می‌شود. کودک وقتی دوست غیرفارسی‌زبانش را به جشن دعوت می‌کند و با افتخار از انار، حافظ، شب یلدا یا نوروز حرف می‌زند، دیگر زبان مادری را نشانهٔ «متفاوت‌بودن» نمی‌بیند؛ بلکه آن را بخشی ارزشمند و مایهٔ تشخص از هویت خود تجربه می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌توان با اطمینان گفت یکی از مهم‌ترین وظایف ما در دیاسپورا، باید همین باشد: تبدیل‌کردن زبان مادری، از یک «تکلیف آموزشی»، به تجربه‌ای زنده، اجتماعی و دوست‌داشتنی.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌تر از خودِ جشن، این بود که کودکان در آن شب توانستند فرهنگ خانوادگی خود را در فضایی عمومی و محترم‌شمرده‌شده تجربه کنند.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><b>هم‌افزایی جامعه؛ پلی به‌سوی آینده</b></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خلق چنین فضاهایی، تنها از عهدهٔ کلاس‌های کوچک آخر هفته یا تلاش فردی آموزگاران برنمی‌آید. این مسیر، به نوعی هم‌افزایی جمعی و فکری در جامعهٔ فارسی‌زبان نیاز دارد؛ از نهادهای فرهنگی و رسانه‌ها گرفته تا هنرمندان، خانواده‌ها و صاحبان کسب‌وکارهای مهاجر.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر قرار است نسل دوم، زبان و فرهنگ مادری را نه از سر اجبار، بلکه با حس تعلق و افتخار حفظ کند، باید برای آن فضاهایی حرفه‌ای، جذاب و درخورِ تجربهٔ زیستهٔ کودکان امروز خلق کنیم؛ فضاهایی که در آن، کودک مهاجر احساس کند خانهٔ عاطفی‌اش، در جهان بیرون نیز دیده و محترم شمرده می‌شود.</span></p>
<p><span style="font-family: sahel;"><b>فرجام: آینده در لحظه‌های کوچک شکل می‌گیرد</b></span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید سرنوشت زبان مادری در دیاسپورا، نه در سیاست‌گذاری‌های کلان و نه‌فقط در کلاس‌های درس، بلکه در همین تجربه‌های کوچک و مشترک رقم بخورد؛ در لحظه‌هایی که کودک، زبان را نه به‌عنوان تکلیف، بلکه به‌عنوان بخشی از شادی، دوستی و هویت خود تجربه می‌کند.</span></p>
<p><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید آیندهٔ این پیوند زبانی، از همان لحظه‌ای آغاز شود که کودکی در میان بازی‌ها، قصه‌ها و خنده‌های جمعی، ناگهان به‌جای: “I’m good” لبخند بزند و آرام بگوید: «خوبم!»</span></p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*مدیر آموزشی <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/farsi-dar-bc/" target="_blank" rel="noopener">فارسی در بی‌سی</a> و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/07/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-3/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت سوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/07/01/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-3/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26661</post-id>	</item>
		<item>
		<title>الهام‌گرفتن زیرِ دوش! &#8211; چرا بهترین ایده‌ها زیر دوش به سراغمان می‌آیند: شش بینش شگفت‌انگیز دربارۀ «علمِ الهام»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/24/%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%b4-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/24/%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%b4-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Jun 2026 16:07:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[فرشید سادات‌شریفی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26639</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر فرشید سادات‌شریفی۱ – کیچِنِر نزدِ یونانیان باستان، لحظۀ کشف و آفرینش هرگز فقط یک دستاورد شخصی نبود؛ نوعی «دیدار» بود. آنان از «مُوْساها»۲ سخن می‌گفتند؛ الهه‌هایی الهام‌بخش که نبوغ را در گوش شاعران، هنرمندان و فیلسوفان زمزمه می‌کردند. هنوز هم چیزی از آن نگاه رازآلود در زبان ما باقی مانده است. وقتی ایده‌ای ناگهان به ذهنمان می‌رسد، آن را «جرقه»، «الهام» یا «برقِ ناگهانی» می‌نامیم؛ گویی چیزی از بیرون بر ما فرود آمده است. اما...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/24/%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%b4-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/">الهام‌گرفتن زیرِ دوش! &#8211; چرا بهترین ایده‌ها زیر دوش به سراغمان می‌آیند: شش بینش شگفت‌انگیز دربارۀ «علمِ الهام»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%81%d8%b1%d8%b4%db%8c%d8%af-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%b1%db%8c%d9%81%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر فرشید سادات‌شریفی</a><sup>۱</sup> – کیچِنِر</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">نزدِ یونانیان باستان، لحظۀ کشف و آفرینش هرگز فقط یک دستاورد شخصی نبود؛ نوعی «دیدار» بود. آنان از «مُوْساها»<sup>۲</sup></span><span style="font-weight: 400;"> سخن می‌گفتند؛ الهه‌هایی الهام‌بخش که نبوغ را در گوش شاعران، هنرمندان و فیلسوفان زمزمه می‌کردند. هنوز هم چیزی از آن نگاه رازآلود در زبان ما باقی مانده است. وقتی ایده‌ای ناگهان به ذهنمان می‌رسد، آن را «جرقه»، «الهام» یا «برقِ ناگهانی» می‌نامیم؛ گویی چیزی از بیرون بر ما فرود آمده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما یافته‌های علم مدرنِ الهام، گرچه کمتر اسطوره‌ای‌ست، به‌همان اندازه شگفت‌انگیز است. امروز روان‌شناسیِ شناختی و علوم ذهن به ما نشان می‌دهند که الهام نه‌صرفاً هدیه‌ای آسمانی، بلکه نتیجۀ معماری پیچیده، خاموش و ظریف مغز انسان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همۀ ما آن لحظۀ آشنا را تجربه کرده‌ایم؛ روبه‌روی صفحۀ خالی نشسته‌ایم، به مسئله‌ یا پدیده‌ای خیره شده‌ایم، هر دم بیشتر و بیشتر به ذهنِ فروبسته فشار می‌آوریم، بیشتر فکر و تلاش می‌کنیم، اما پاسخ انگار دور و دورتر می‌شود. انگار هرچه محکم‌تر مسئله را می‌گیریم، بیشتر از دستمان می‌گریزد. بعدتر اما، درست در لحظه‌ای که از سرِ میز بلند می‌شویم یا لباس‌ها را تا می‌کنیم یا از پنجره بیرون را نگاه می‌کنیم یا قدمی می‌زنیم یا زیر دوش می‌ایستیم، پاسخ با وضوحی حیرت‌زا سر می‌رسد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه پیشینیان «الهام» یا «الهامات الهی/غیبی» می‌نامیدند، در بسیاری از موارد، محصول بازیِ عمیق و ناپیدای ذهن است؛ آنچه موضوعِ کتابی‌ست که محورِ این نوشتار شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">با تکیه بر ایده‌های روان‌شناس هلندی، اَپ دایکسترهاوس، در کتاب </span><i><span style="font-weight: 400;">Inspiration: Where the Best Ideas Come From</span></i><span style="font-weight: 400;"> و گفت‌وگوی او در پادکست Hidden Brain، می‌توانیم الهام را نه یک تصادف خوش‌شانس، بلکه نتیجۀ شیوه‌ای بدانیم که ذهن ناهشیار ما با پیچیدگی‌ها کار می‌کند و چه شگفتی‌ها که برنمی‌سازد. الهامی که همیشه فرمان‌پذیر و گوش‌به‌حرف نیست، اما می‌توان برای آمدنش جا باز کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26641" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/919BtdFRHOL._SL1500_.jpg?resize=332%2C500" alt="الهام‌گرفتن زیرِ دوش!
چرا بهترین ایده‌ها زیر دوش به سراغمان می‌آیند: شش بینش شگفت‌انگیز دربارۀ «علمِ الهام»
نوشتهٔ دکتر فرشید سادات‌شریفی
- - - - - - 
نزدِ یونانیان باستان، لحظۀ کشف و آفرینش هرگز فقط یک دستاورد شخصی نبود؛ نوعی «دیدار» بود. آنان از «مُوْساها»۲ سخن می‌گفتند؛ الهه‌هایی الهام‌بخش که نبوغ را در گوش شاعران، هنرمندان و فیلسوفان زمزمه می‌کردند. هنوز هم چیزی از آن نگاه رازآلود در زبان ما باقی مانده است. وقتی ایده‌ای ناگهان به ذهنمان می‌رسد، آن را «جرقه»، «الهام» یا «برقِ ناگهانی» می‌نامیم؛ گویی چیزی از بیرون بر ما فرود آمده است.

اما یافته‌های علم مدرنِ الهام، گرچه کمتر اسطوره‌ای‌ست، به‌همان اندازه شگفت‌انگیز است. امروز روان‌شناسیِ شناختی و علوم ذهن به ما نشان می‌دهند که الهام نه‌صرفاً هدیه‌ای آسمانی، بلکه نتیجۀ معماری پیچیده، خاموش و ظریف مغز انسان است.

همۀ ما آن لحظۀ آشنا را تجربه کرده‌ایم؛ روبه‌روی صفحۀ خالی نشسته‌ایم، به مسئله‌ یا پدیده‌ای خیره شده‌ایم، هر دم بیشتر و بیشتر به ذهنِ فروبسته فشار می‌آوریم، بیشتر فکر و تلاش می‌کنیم، اما پاسخ انگار دور و دورتر می‌شود. انگار هرچه محکم‌تر مسئله را می‌گیریم، بیشتر از دستمان می‌گریزد. بعدتر اما، درست در لحظه‌ای که از سرِ میز بلند می‌شویم یا لباس‌ها را تا می‌کنیم یا از پنجره بیرون را نگاه می‌کنیم یا قدمی می‌زنیم یا زیر دوش می‌ایستیم، پاسخ با وضوحی حیرت‌زا سر می‌رسد.

آنچه پیشینیان «الهام» یا «الهامات الهی/غیبی» می‌نامیدند، در بسیاری از موارد، محصول بازیِ عمیق و ناپیدای ذهن است؛ آنچه موضوعِ کتابی‌ست که محورِ این نوشتار شده است.

با تکیه بر ایده‌های روان‌شناس هلندی، اَپ دایکسترهاوس، در کتاب Inspiration: Where the Best Ideas Come From و گفت‌وگوی او در پادکست Hidden Brain، می‌توانیم الهام را نه یک تصادف خوش‌شانس، بلکه نتیجۀ شیوه‌ای بدانیم که ذهن ناهشیار ما با پیچیدگی‌ها کار می‌کند و چه شگفتی‌ها که برنمی‌سازد. الهامی که همیشه فرمان‌پذیر و گوش‌به‌حرف نیست، اما می‌توان برای آمدنش جا باز کرد...
#معرفی_کتاب #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="332" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/919BtdFRHOL._SL1500_.jpg?w=332&amp;ssl=1 332w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/919BtdFRHOL._SL1500_.jpg?resize=199%2C300&amp;ssl=1 199w" sizes="(max-width: 332px) 100vw, 332px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ذهن ما همانند یک کشتی است، با خدمه‌ای پنهان در زیر عرشه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نگاهِ این پژوهشگر هلندی، برای فهمیدن اینکه بینش و الهام چگونه پدیدار می‌شوند، بهتر است ذهن را نه چون یک موتور ساده، بلکه همچو کشتی بزرگی از قرن هفدهم تصور کنیم: در این استعاره، ضمیرِ آگاه ما «کاپیتان» است. ناخدایی که روی عرشه ایستاده، مسیر را تعیین می‌کند، افق‌ها را تیزبینانه زیرِ تیغِ نگاهش دارد، دمی نقشه را رها نمی‌کند و گمان می‌بَرد همه‌چیز در یَدِ کنترل اوست. اما این ناخدا در اتاقکِ روی عرشه‌اش تنهاست! کاروبارِ اصلی سفر، یعنی حرکت‌دادن کشتی، تنظیم بادبان‌ها، حفظ تعادل، عبور از خطرها و حل مسائل پیش‌بینی‌نشده، همه و همه در پایین عرشه انجام می‌شود؛ جایی‌که خدمۀ پنهانْ مشغولِ کاری ساکت اما بی‌وقفه‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ذهن ناهشیار ما همان خدمۀ پنهان است. ناخدا آن‌ها را به‌روشنی نمی‌بیند، تعدادشان را نمی‌داند و اغلب نمی‌فهمد دقیقاً چگونه دارند مسئله را حل می‌کنند. بااین‌حال، کشتی بدون آنان حتی یک متر هم جلو نمی‌رود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دایکسترهاوس در جای‌جای کتاب آزمایش‌ها و نمونه‌هایی را شرح می‌دهد که این پدیده را روشن کند. او معتقد است وقتی هدفی بلندپروازانه برای خود تعیین می‌کنیم و می‌کوشیم ناخودآگاه خود را با آن درگیر کنیم، شبیه ناخدای کشتی‌ای قدیمی می‌شویم: تنها روی عرشه قدم می‌زنیم، درحالی‌که کار واقعی در زیر عرشه در جریان است و این تصویر برای زندگی امروز ما بسیار مهم است. ما اغلب با ذهن خود مانند کارمندی رفتار می‌کنیم که باید فوراً پاسخ بدهد، بنویسد، حل کند، تصمیم بگیرد، تولید کند، شروع یا تمام کند. اما بسیاری پاسخ‌ها از راه فرمان و فشار به کف نمی‌آیند! گاهی باید به خدمۀ پنهان فرصت داد!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بینش‌های ژرف و شگرف زمانی به سطح می‌رسند که ناخدا از فریادزدن مداوم دست بردارد! نه اینکه بخواهیم کشتی را به طوفان بسپارد؛ او باید جهت را روشن کند، و اجازه دهد دریچه‌ای میان عرشه و زیرعرشه باز شود. زیرا حقیقت گاهی در تاریکیِ زیرین ذهن پالایش می‌شود و تنها زمانی رخ می‌نماید که ما مشغول کاری دیگریم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چراغ‌قوۀ باریک و نورافکن گسترده: تفاوت ضمیرِ آگاه و ناخودآگاه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تفاوت میان فکر و ضمیرِ خودآگاه (هشیار) و فکر ناخودآگاه (ناهشیار) را می‌توان با دو نوع دستگاهِ نورساز توضیح داد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ذهن آگاه مانند نورافکنی باریک است، یا دقیق‌تر بگوییم یک چراغ‌قوه؛ دقیق، روشن، متمرکز و توانمند در نورتاباندن به یک نقطۀ مشخص. برای کارهای مرحله‌به‌مرحله، محاسبه‌هایی با قواعد روشن، برنامه‌ریزی‌های عملی، خواندن دستورالعمل‌ها، یا حل مسئله‌ای ساده، چراغی فوق‌العاده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما مسائل پیچیده‌تر همیشه با این نور باریک حل نمی‌شوند. برای آن‌ها چه‌بسا که به نورافکن گسترده‌تری نیاز است؛ نوعی روشناییِ پخش‌شده و فراگیر که به‌جای تمرکز بر یک نقطه، کل منظره را می‌بیند و روشن می‌کند. و این همان کاری است که ذهن و ضمیرِ ناهشیار انجام می‌دهد. او جزئیات را مثل ذهن آگاه فهرست نمی‌کند، بلکه «حال‌وهوای کلی»، «معنای پنهان»، «رابطه‌های دور»، و «الگوی زیرین» را درمی‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای فهم بهترِ این تفاوت، نویسنده از ما دعوت می‌کند که به معمای معروف نیلوفرهای آبی فکر کنیم: «هر روز، نیلوفرهای آبی، سطح برکه را دو برابرِ روزِ قبل می‌پوشانند. اگر در روز شصتم کلِ آبگیر پوشیده شده باشد، در چه روزی نصف دریاچه پوشیده بوده است؟»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ذهن آگاه معمولاً از روز اول شروع می‌کند: یک برگ، دو برگ، چهار برگ، هشت برگ&#8230; و به‌زودی در محاسباتی بیهوده فرو می‌رود. اما وقتی زاویۀ نگاه عوض شود، پاسخ نیز روشن می‌شود؛ اگر در روز شصتم کل دریاچه پوشیده شده، پس یک روز قبل، یعنی روز پنجاه و نهم، نصف آن پوشیده بوده است!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این همان لحظۀ «یافتم؛ یافتم» است؛ لحظه‌ای که مسئله از مسیر زورزدن حل نمی‌شود، بلکه با تغییر منظر روشن می‌گردد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ذهن آگاه، این چراغ‌قوۀ قوی اما باریک‌بین، برای بسیاری دقت‌جویی‌ها لازم است. اما ذهن ناهشیار، مانند نورافکنی گسترده، می‌تواند منظرۀ وسیع‌تری را ببیند و بنمایاند. و الهام هم اغلب زمانی رخ می‌دهد که این دو شیوۀ اندیشیدن با یکدیگر همکاری کنند؛ نخست تمرکز، سپس فاصله؛ نخست تلاش، سپس رهاکردن؛ نخست نور باریک، سپس روشن‌بینیِ گسترده.</span></p>
<figure id="attachment_26642" aria-describedby="caption-attachment-26642" style="width: 421px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26642" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Eureka_Archimede.png?resize=421%2C253" alt="ارشمیدس زمانی که در حمام به راز چگالی و روش محاسبۀ حجم اجسام نامنظم پی برد و هیجان زده بیرون دویدِترو اسکالوینی، نقاش ایتالیایی، در سال ۱۷۳۷
و فریاد زد: «یافتم، یافتم!»، نقاشی اثر پیترو اسکالوینی، نقاش ایتالیایی، در سال ۱۷۳۷" width="421" height="253" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Eureka_Archimede.png?w=421&amp;ssl=1 421w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Eureka_Archimede.png?resize=300%2C180&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 421px) 100vw, 421px" /><figcaption id="caption-attachment-26642" class="wp-caption-text"><span style="font-family: sahel;">ارشمیدس زمانی که در حمام به راز چگالی و روش محاسبۀ حجم اجسام نامنظم پی برد و هیجان زده بیرون دوید و فریاد زد: «یافتم، یافتم!»، نقاشی اثر پیترو اسکالوینی، نقاش ایتالیایی، در سال ۱۷۳۷</span></figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>قدرتِ شگفتِ «جذب‌شدن‌های نرم»: چرا پیاده‌روی، باغبانی و قطار، ذهن را باز می‌کنند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ما در زمانه‌ای زندگی می‌کنیم که ذهنمان دائماً در معرض «جذب‌های خشن» است؛ صفحه‌های درخشان، اعلان‌های پی‌درپی، پیام‌های بی‌وقفه، ایمیل‌های بی‌پایان، خبرها، فهرست کارهایِ همیشه‌ناتمام، و «شبکه‌»هایی که بی‌وقفه توجه ما را می‌بلعند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این نوع تحریک، فضای ذهنی را پر می‌کند. وقتی ذهن از صدا، تصویر، خبر، نگرانی و پاسخ‌گویی مداوم انباشته باشد، جایی برای فرودآمدنِ یک ایدۀ تازه باقی نمی‌ماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دیگر سو اما، نوع دیگری از توجه وجود دارد که می‌توان آن را «جذب‌شدن‌های نرم» نامید؛ فعالیت‌هایی که کمی ذهن را مشغول می‌کنند، اما آن را نمی‌بلعند. پیاده‌روی در طبیعت، باغبانی، شستن ظرف‌ها، نگاه‌کردن به منظره‌ها از پنجرۀ قطار، نشستن با یک فنجان چای، قدم‌زدن آرام، یا اگر مثلِ من معلول باشید، راندنِ اسکوتر در یک مسیرِ هموارِ آشنا، نمونه‌هایی از این وضعیت‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این حالت، ناخدا روی عرشه مشغول است، اما نه آن‌قدر که همۀ فضا را دیوانه‌وار اشغال کند. و همین‌جاست که جادوگرانِ خاموشِ زیرعرشه فرصت پیدا می‌کند صدای خود را به بالادست برسانند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نمونه‌های این پدیده، نویسنده ما را با لارنس براگ آشنا می‌کند؛ جوان‌ترین برندۀ جایزۀ نوبل فیزیک که یک روز در هفته را به باغبانی اختصاص می‌داد. او در کمال سکوت و گمنامی برای بانویی سالمند در لندن پرچین‌ها را هرس می‌کرد، و بانو هم طبعاً نمی‌دانست باغبانش یکی از مشهورترین دانشمندان جهان است! انگار براگ می‌دانست که کارهای تکراری، ریتمیک و بدنی، به مسائل علمی فرصت پخته‌شدن و جاافتادن می‌دهند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هانری پوانکاره، ریاضی‌دان فرانسوی، نیز یکی از الهامات مهم خود را نه پشت میز کار، بلکه در لحظه‌ای «پیش‌پاافتاده» تجربه کرد؛ وقتی‌که پایش را روی پلۀ اتوبوس گذاشت. درست در همان لحظه، راه‌حل مسئله‌ای دشوار به ذهنش رسید؛ مسئله‌ای که مدت‌ها ذهنش را درگیر کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این مثال‌ها نشان می‌دهند که گاهی ذهن برای رسیدن به پاسخ، نه به فشار بیشتر، بلکه به گشودگی و رهایی و به‌قولِ شاملو به یله‌شدن «بر نازُکای چمن» نیاز دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>«بگذار شبی ازش بگذرد» فقط یک ضرب‌المثل نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی انگلیسی‌زبان‌ها می‌گویند «بگذار شبی ازش بگذرد» یا اگر بخواهیم تحت‌الفظی ترجمه کنیم «بگذار یک شب رویش بخوابیم»، معمولاً تصور می‌کنیم داریم از عجله پرهیز می‌کنیم، اما پژوهش‌های مربوط به خواب نشان می‌دهند که این توصیه، فقط حکمتی عامیانه نیست، نوعی ضرورت شناختی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در خواب، به‌ویژه در مرحلۀ REM، مغز صرفاً خاموش نمی‌شود. ذهن در حال یکپارچه‌سازی حافظه، پیونددادن تجربه‌ها، و ساختن ارتباط‌هایی‌ست که در بیداری ممکن است از چشم ما پنهان بمانند. خواب، برای یادگیری و حل مسئله، نه وقفه‌ای در کار ذهن، بلکه بخشی از کار ذهن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاریخ علم و هنر پر از مثال‌هایی‌ست که خواب یا رؤیا به حل مسئله‌ای پیچیده کمک کرده است. آگوست ککوله، شیمی‌دان آلمانی، مدت‌ها درگیر ساختار بنزن بود. طبق روایت مشهور، او در رؤیا ماری را دید که دم خود را گاز می‌گیرد؛ تصویری نمادین از یک حلقه. همین تصویر به او کمک کرد ساختار حلقوی بنزن را دریابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در موسیقی نیز نمونه‌ای بسیار مشهور وجود دارد؛ پل مک‌کارتنی ملودی ترانۀ «Yesterday» را در خواب شنید. وقتی بیدار شد و ملودی را نواخت، آن‌قدر کامل و آشنا به نظر می‌رسید که تا مدت‌ها گمان می‌کرد شاید آن را جایی شنیده و ناخواسته به یاد آورده است. اما بعدتر روشن شد که این ملودی، زاییدۀ ذهن خلاق خودش بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خواب، در چنین مثال‌هایی، فرار از کار نیست؛ ادامۀ کار است، اما در زبانی دیگر.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>سیبِ نیوتن محصول تصادف نبود؛ محصول اشباع بود</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ماجرای نیوتن و سیب، اغلب به‌صورت داستانی ساده از نبوغ ناگهانی نقل می‌شود؛ سیبی افتاد، نیوتن نگاه کرد، و قانون جاذبه کشف شد. اما این روایت، اگرچه جذاب است، گمراه‌کننده هم است. سیب، نظریۀ جاذبه را به نیوتن «نداد». سیب در ذهنی افتاد که سال‌ها با مسئلۀ حرکت، ریاضیات، نور، طبیعت، و قانون‌های جهان درگیر بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الهام به‌ندرت در ذهنی خالی فرود می‌آید. به‌عکس بیشتر اوقات، الهام زمانی رخ می‌دهد که ذهن از مسئله‌ای اشباع شده، مواد لازم را جذب کرده، بارها شکست خورده، بارها بازگشته، و سپس در لحظه‌ای ظاهراً ساده و کاملاً بی‌ربط، رابطه‌ای تازه را دیده و دریافته است. بر همین اساس نظریه‌پردازان خلاقیت، چهار مرحله برای فرایند آفرینش پیشنهاد می‌کنند:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">۱. </span><b>آمادگی: </b><span style="font-weight: 400;">مرحلۀ تلاش، مطالعه، تجربه، جمع‌آوری مواد، و درگیری جدی با مسئله.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">۲. </span><b>نهفتگی یا کمون: </b><span style="font-weight: 400;">مرحله‌ای که فرد از مسئله فاصله می‌گیرد، اما ذهن پنهان همچنان کار می‌کند.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">۳. </span><b>روشن‌شدگی: </b><span style="font-weight: 400;">لحظۀ «یافتم!» یا «آها!» که ایده ناگهان به آگاهی می‌رسد.</span><span style="font-weight: 400;"><br />
</span><span style="font-weight: 400;">۴. </span><b>راستی‌آزمایی: </b><span style="font-weight: 400;">بازگشت ذهن آگاه برای بررسی، آزمودن، شکل‌دادن و کامل‌کردن ایده.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌بیانِ دیگر، بدون مرحلۀ آمادگی، سیب فقط یک میوه بود. آنچه سیب را به نشانه تبدیل کرد، ذهنی بود که از پیش آماده شده بود و این نکته برای داشتن زندگی خلاقانه بسیار مهم است. الهام نه جایگزین تلاش است و نه دشمن آن؛ الهام، فرزند تلاش عمیق و فاصله‌گرفتنِ هوشمندانه است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>«فاختۀ مهاجم در آشیانۀ جوجه‌ها»: دام پاداش‌های بیرونی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">الهام از انگیزۀ درونی تغذیه می‌کند؛ از کاری که برایمان زنده است، از چیزی که از دل می‌آید، از تجربه‌ای که حتی پیش از تشویق، جایزه، پول یا شهرت، برایمان معنا دارد. اما این آتش درونی به‌سادگی می‌تواند زیر فشار پاداش‌های بیرونی کم‌جان شود. روان‌شناسان گاهی دربارۀ پاداش بیرونی از تصویری شبیه «فاخته در آشیانه» استفاده می‌کنند. فاخته، تخم خود را در لانۀ پرنده‌ای دیگر می‌گذارد و جوجۀ فاخته، تخم‌ها یا جوجه‌های اصلی را کنار می‌زند تا خود جای آن‌ها را بگیرد. پاداش‌های بیرونی نیز گاهی همین کار را با شادی درونی ما می‌کنند؛ کم‌کم جای اشتیاق اصلی را می‌گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سرگذشت مارکو پی‌یِر وایت، سرآشپز مشهور بریتانیایی، نمونه‌ای تکان‌دهنده از همین پدیده است. او با عشقی عمیق به آشپزی آغاز کرد و جوان‌ترین سرآشپزی شد که نشان سه‌ستارۀ میشلن را به دست آورد. اما پس از رسیدن به این قلۀ اعتبار بیرونی، چیزی تغییر کرد. او دیگر برای کشف، بازی، یادگیری و لذت آشپزی نمی‌کرد؛ او آشپزی می‌کرد تا خطا نکند، تا چیزی را از دست ندهد، تا از سقوط بگریزد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاداش بیرونی، کم‌کم جای شور درونی را گرفته بود. او سرانجام ستاره‌هایش را پس داد تا شاید چیزی از سرزندگی خود را بازپس بگیرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">البته این مسئله فقط مربوط به آشپزها یا هنرمندان مشهور نیست. هرگاه کاری را که روزی برایمان زنده و معنادار بوده، تنها برای تأیید، نمره، دیده‌شدن، درآمد، مقام، یا پرهیز از شکست انجام دهیم، ممکن است فاخته‌ای در آشیانۀ خلاقیت ما جا خوش کرده باشد. الهام واقعی، معمولاً از جایی می‌آید که هنوز با زندگی درونی ما تماس دارد؛ جایی‌که از «باید دیده شوم» عمیق‌تر است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نتیجه: چگونه زندگی خود را برای الهام آماده کنیم؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مطالعات درمورد الهام به ما می‌گوید که ذهن انسان ماشین نیست؛ مجموعه‌ای زنده است. نمی‌توانیم به «مُوْسا»ی درون فرمان بدهیم که همین حالا ظاهر شود. نمی‌توانیم ناخودآگاه را با فریاد و فشار مجبور کنیم پاسخ بدهد، اما می‌توانیم میزبان بهتری برای الهام باشیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای این کار باید ریتم کار عمیق را بشناسیم؛ تمرکز، اشباع، فاصله، بازگشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باید بدانیم چه زمانی چراغ‌قوۀ باریکِ ضمیر خودآگاه حاجت است و چه زمانی باید به نورافکن گستردۀ ذهن ناهشیار مجال بدهیم. باید خواب، پیاده‌روی، سکوت، خیال‌پردازی، باغبانی، دوش‌گرفتن، موسیقی، و بی‌کاریِ ظاهراً بی‌فایده را فقط اتلاف وقت ندانیم. گاهی همین فضاها جایی‌اند که ذهن، بی‌سروصدا، کار اصلی خود را انجام می‌دهد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">شاید پرسش مهم این نباشد که چگونه بیشتر کار کنیم؟ شاید پرسش مهم‌تر و صحیح این باشد: </span><b>آیا ناخدای ذهن من به خدمۀ جادوگرِ پنهان، فرصت و سکوت کافی می‌دهد تا پاسخ‌هایی را که مدت‌هاست می‌جویم، به عرشه بیاورند؟</b></span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><sup>۱</sup><span style="font-weight: 400;">دکتر فرشید سادات‌شریفی، پژوهشگر «ادبیات کاربردی»، پایه‌گذار گروه علمی‌آموزشی سَماک، مترجم و پادکست‌ساز ساکن کیچنر در استان انتاریوی کاناداست.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;"><sup>۲</sup><span style="font-weight: 400;">مُوْساها (به‌یونانی: Μοῦσαι) نُه پری از نیمه‌خدایان اساطیری یونان‌اند که وظیفۀ الهام‌بخشیدن به ذوق و قریحهٔ شاعران و هنرمندان روی زمین را برعهده دارند. آن‌ها خدمتکاران درگاه آپولون‌اند و برای وی آواز می‌خوانند. برطبق اسطوره صدایی بسیار زیبا دارند و در کنار چشمه‌ها آواز می‌خوانند و به رقص و پایکوبی می‌پردازند. و یکی از کوه‌هایی که همیشه به آنجا می‌رفتند، کوه پارناس، مقر آپولون، بود که بعدتر مکتبی ادبی و هنری به‌نام مکتب پارناس در یونان با الهام از نام این کوه شکل گرفت.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>منابع و پیشنهادهایی برای مطالعه و شنیدن بیشتر</b></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Dijksterhuis, A. (2025). </span><i><span style="font-weight: 400;">Inspiration: Where the best ideas come from</span></i><span style="font-weight: 400;"> (L. Waters, Trans.). Polity.‎</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain Media. (2026, June 1). </span><i><span style="font-weight: 400;">Unleashing your creativity</span></i><span style="font-weight: 400;"> [Audio podcast episode]. In </span><i><span style="font-weight: 400;">Hidden Brain</span></i><span style="font-weight: 400;">. Hosted by Shankar Vedantam.‎</span></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Dijksterhuis, A., &amp; Nordgren, L. F. (2006). A theory of unconscious thought. </span><i><span style="font-weight: 400;">Perspectives on Psychological Science, 1</span></i><span style="font-weight: 400;">(2), 95–109. </span><a href="https://doi.org/10.1111/j.1745-6916.2006.00007.x"><span style="font-weight: 400;">https://doi.org/10.1111/j.1745-6916.2006.00007.x</span></a></span></p>
<p style="text-align: left;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">Wallas, G. (1926). </span><i><span style="font-weight: 400;">The art of thought</span></i><span style="font-weight: 400;">. Jonathan Cape.‎</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>* * * * *</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واژه‌ها و برابرها:</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Inspiration: الهام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">The Science of Inspiration: علمِ الهام</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Muse / Muses: مُوْسا / مُوْساها</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Mind Sciences: علوم ذهن</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Unconscious Mind: ذهن ناهشیار / ناخودآگاه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Conscious Mind: ذهن آگاه / ضمیر خودآگاه</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Hidden Brain: ذهن پنهان</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Ap Dijksterhuis: اَپ دایکسترهاوس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Gist: حال‌وهوای کلی / جانِ مطلب</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Water-Lily Riddle: معمای نیلوفرهای آبی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">‎Aha Moment!‎: لحظۀ «آها!» / لحظۀ «یافتم»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Soft Fascination: جذب‌شدن نرم / شیفتگی نرم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Harsh Fascination: جذب‌شدن خشن / شیفتگی خشن</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Lawrence Bragg: لارنس براگ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Henri Poincaré: هانری پوانکاره</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">REM Sleep: خواب با حرکات سریع چشم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">August Kekulé: آگوست ککوله</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Benzene Ring: حلقۀ بنزن</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Paul McCartney: پل مک‌کارتنی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Saturation: اشباع</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Graham Wallas: گراهام والاس</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Incubation: نهفتگی / کمون</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Illumination: روشن‌شدگی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Verification: راستی‌آزمایی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Perspiration: تلاش / عرق‌ریزی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Intrinsic Motivation: انگیزۀ درونی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Extrinsic Rewards: پاداش‌های بیرونی</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">The Cuckoo Trap: دامِ فاخته</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Marco Pierre White: مارکو پی‌یر وایت</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">Mental Spaciousness: گشودگی ذهنی / فراخی ذهن</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/24/%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%b4-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/">الهام‌گرفتن زیرِ دوش! &#8211; چرا بهترین ایده‌ها زیر دوش به سراغمان می‌آیند: شش بینش شگفت‌انگیز دربارۀ «علمِ الهام»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/24/%d8%a7%d9%84%d9%87%d8%a7%d9%85%da%af%d8%b1%d9%81%d8%aa%d9%86-%d8%b2%db%8c%d8%b1%d9%90-%d8%af%d9%88%d8%b4-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26639</post-id>	</item>
		<item>
		<title>از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 22 Jun 2026 16:56:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا فدایی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مکزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26630</guid>

					<description><![CDATA[<p>علیرضا فدایی – ونکوور لیگ فوتبال انگلستان یکی از پربیننده‌ترین و ثروتمند‌ترین لیگ‌های فوتبال دنیاست. برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و تبلیغات و بازاریابی در طول چند دههٔ اخیر تحول بزرگی در آنچه قبلاً لیگ دستهٔ یک نامیده می‌شد، ایجاد کرده است.  مسابقات سال ۲۰۲۶ &#8211; ۲۰۲۵ شاید یکی از رقابتی‌ترین و نفس‌گیر‌ترین دوره‌ها در طول چند سال اخیر بود و تا یک هفته پیش از پایان بازی‌ها مصاف قهرمانی داغ بود. برخلاف سال پیش که تیم...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/">از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%81%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علیرضا فدایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لیگ فوتبال انگلستان یکی از پربیننده‌ترین و ثروتمند‌ترین لیگ‌های فوتبال دنیاست. برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری‌های بلندمدت و تبلیغات و بازاریابی در طول چند دههٔ اخیر تحول بزرگی در آنچه قبلاً لیگ دستهٔ یک نامیده می‌شد، ایجاد کرده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مسابقات سال ۲۰۲۶ &#8211; ۲۰۲۵ شاید یکی از رقابتی‌ترین و نفس‌گیر‌ترین دوره‌ها در طول چند سال اخیر بود و تا یک هفته پیش از پایان بازی‌ها مصاف قهرمانی داغ بود. برخلاف سال پیش که تیم لیورپول با فاصلهٔ امتیاز بالا چند هفته به پایان لیگ، قهرمانیِ خود را مسجل کرده بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>از چهارگانه تا اضطراب</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم آرسنال آن‌قدر با اقتدار فصل را شروع کرد و در رقابت‌های مختلف خوب پیش رفت که بسیاری فکر کردند در کنار سه عنوان در انگلستان یعنی لیگ برتر، جام حذفی و جام لیگ بتواند در لیگ قهرمانان اروپا هم قهرمان شود که بی‌تردید افتخاری بی‌نظیر می‌بود. اما پس از تعطیلات زمستانی و سال نو، ورق قدری برگشت. آن‌ها از جام حذفی با شکست در مقابل منچسترسیتی و در جام لیگ با شکست از ساوت‌همپتون حذف شدند. همچنین چند نتیجهٔ غیرقابل‌ِانتظار در لیگ برتر و قدرت‌گیری دوبارهٔ منچسترسیتی، طرفداران آرسنال را دچار اضطراب کرد. در نهایت اندوخته‌های امتیاز آن‌ها در طول فصل و ازدست‌دادنِ امتیاز اساسی از طرف رقیب آن‌ها یک هفته پیش از پایان مسابقات، آرسنال را به قهرمانی رساند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال ۲۰۲۲ بود که در تابستان برای دیدن یک بازی دوستانه در مقابل سویل اسپانیا به ورزشگاه آرسنال رفتم. از فاصلهٔ حدود یک ساعت با قطار تا ورزشگاه، دیدن هواداران تیم با پیراهن باشگاه چشمگیر بود. جو ورزشگاه فوق‌العاده بود و هواداران پرشور تیم آن‌قدر از پیروزی در یک بازی دوستانه خوشحال بودند که فکر می‌کردید بازی رسمی مهمی در کار است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا می‌توانم تصور کنم هواداران پرشمار این تیم پس از ۲۲ سال چه حالی دارند. آن‌ها به فینال لیگ قهرمانان اروپا هم رسیدند، ولی در نهایت بازی را به تیم قدرتمند پاری سن-ژرمن واگذار کردند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم آرسنال در طول فصل با انتقادات زیادی در مورد نحوهٔ بازی دفاعی و تأکید بیش‌ازحد بر گل‌زنی از ضربات ایستگاهی مواجه شد. ولی بعید می‌دانم با کسب این عنوان هیچ هواداری به این قضیه اهمیت بدهد. تیم مدیریت آرسنال بالاخره مزد اعتماد چندین‌ساله به میکل آرتتا را گرفت و البته حالا سطح توقع از این تیم و مربی بالاتر رفته است.</span></p>
<figure id="attachment_26632" aria-describedby="caption-attachment-26632" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="size-full wp-image-26632" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?resize=500%2C342" alt="تیم آرسنال پس از پیروزی در لیگ برتر انگلیس، مۀ ۲۰۲۶© Chensiyuan / WikiMedia" width="500" height="342" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/1_arsenal_crystal_palace_epl_champions_2026.jpg?resize=300%2C205&amp;ssl=1 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26632" class="wp-caption-text">تیم آرسنال پس از پیروزی در لیگ برتر انگلیس، مۀ ۲۰۲۶<br />‎© Chensiyuan / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>پایان عصر طلایی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی پپ گواردیولا به منچسترسیتی آمد، خیلی‌ها فکر کردند که ادامهٔ موفقیتی که او در بارسلونا و بایرن مونیخ داشت، در انگلستان دشوار خواهد بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای هواداران جوان‌تر که موفقیت‌های چشمگیر این تیم را در ده سال گذشته دیده‌اند، شاید تصور اینکه این تیم در دههٔ نود میلادی حتی به لیگ دستهٔ سوم انگلستان نزول کرده بود، دشوار باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خرید باشگاه از طریق سرمایهٔ ثروتمندان و شرکت‌های سرمایه‌گذاری ابوظبی و تزریق پول هنگفت و به‌خدمت‌گرفتن بهترین‌های دنیا چه به‌عنوان بازیگر و چه به‌عنوان مربی، این تیم را به بالاترین رده‌های موفقیت بین‌المللی و به شهرت و محبوبیتی مانند تیم‌های بزرگ دیگر در اروپا چون بایرن مونیخ و یوونتوس رساند. این محبوبیت و موفقیت شاید به خواب هواداران پروپاقرص تیم هم نمی‌آمد. به تاریخ که نگاه کنید، همیشه منچسترسیتی در سایهٔ تیم منچستر یونایتد بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما گواردیولا در ده سال حضور خود بیست عنوان مختلف را نصیب این تیم کرد، یعنی میانگین دو عنوان در هر سال که رکوردی فوق‌العاده برای هر مربی‌ای است. شش عنوان قهرمانی لیگ برتر و قهرمانی اروپا و باشگاه‌های جهان افتخاری را باقی نگذاشت که گواردیولا به آن نرسیده باشد. کار به جایی رسید که انتظارات بالا فصل ۲۰۲۵ &#8211; ۲۰۲۴ را برای منچسترسیتی فاجعه‌بار نمایاند. با اینکه در آن فصل این تیم به مقام سوم لیگ رسیده بود.</span></p>
<figure id="attachment_26633" aria-describedby="caption-attachment-26633" style="width: 500px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-26633" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=500%2C333" alt="پپ گواردیولا ( Pep Guardiola ) با منچسترسیتی در سال ۲۰۲۳© Steffen Prößdorf / WikiMedia" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/2023-10-04_Fusball_Manner_UEFA_Champions_League_RB_Leipzig_-_Manchester_City_FC_1DX_2797.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /><figcaption id="caption-attachment-26633" class="wp-caption-text">پپ گواردیولا ( Pep Guardiola ) با منچسترسیتی در سال ۲۰۲۳<br />‎© Steffen Prößdorf / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این‌همه افتخارآفرینی در نهایت بخشی از روح و روان و زندگی شما را می‌بلعد. او در نهایت تصمیم گرفت که فعلاً با مربیگری خداحافظی کند و به استراحت و وقت‌گذراندن با خانواده‌اش بپردازد. در آخرین سال حضورش، او برندهٔ جام حذفی و جام لیگ شد و به مقام دوم لیگ برتر رسید تا تیمش برای لیگ قهرمانان اروپا در سال آینده هم انتخاب شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تأثیر گواردیولا در لیگ انگلستان ابدی خواهد بود و هر مربی دیگری پس از وی به‌ناچار با او مقایسه خواهد شد. شخصاً بعید می‌دانم تا چند دهه مربی‌ای به موفقیت او پیدا شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>در یک قدمی پرتگاه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم تاتنهام که سال گذشته در لیگ برتر در یک‌سوم پایین جدول بود، توانست به مربیگری آنگه پوستکوگلو جام لیگ اروپا را برای هواداران خود به ارمغان بیاورد که اولین عنوان اروپایی بعد از سال‌ها برای این تیم شمال لندنی بود. شاید فکر می‌کردید همین برای بقای این مربی کافی باشد، ولی پس از فقط چند بازی در ابتدای فصل و نتایج ضعیف، این مربی استرالیایی از سِمَت خود کنار گذاشته شد. فصل فاجعه‌بار ولی ادامه پیدا کرد و پس از استخدام و اخراج دو مربی دیگر در نهایت در پایان فصل، روبرتو دی زربی مأموریت دشوار حفظ بقای تیم در لیگ برتر را به عهده گرفت و موفق شد با کسب مقام هفدهم در نهایت از سقوط فاجعه‌بار به لیگ دستهٔ دوم جلوگیری کند. برای تیمی که سابقه‌ای طولانی در لیگ دستهٔ اول انگلستان دارد و چند سال پیش با هزینهٔ بسیار زیاد یکی از استادیوم‌های مشهور و مدرن انگلستان را برای خود ساخته بود، این سقوط بی‌شک فاجعه می‌بود. فاصلهٔ تاتنهام و وستهام که به دستهٔ پایین‌تر سقوط کرد، فقط دو امتیاز بود. در نهایت تیم‌های وستهام، ولورهمپتون و برنلی به لیگ دستهٔ دوم سقوط کردند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اصطلاحی را برای اولین‌بار از گری لینه‌کر، ستارهٔ سابق و مجری فوتبال، شنیدم که تیم‌هایی را که دائم بین دستهٔ اول و دوم در حال صعود و سقوط‌اند، به یویو تشبیه کرده بود. تیمِ برنلی بی‌شک در این دسته است که سال پیش به لیگ برتر صعود کرد، ولی فقط پس از یک فصل دوباره به دستهٔ دوم برگشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">درآمد حاصل از حضور در لیگ برتر ازجمله حق پخش تلویزیونی به‌مراتب از لیگ دستهٔ دوم بالاتر است و همین باعث می‌شود رقابت داغی بین تیم‌ها برای رسیدن و بقا در لیگ برتر وجود داشته باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>عرش به فرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر موفقیت یک باشگاه را در دو فصل متوالی مقایسه کنیم، شاید ناکام‌ترین تیم‌ها چلسی و لیورپول بودند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم چلسی که سال گذشته عنوان قهرمانی باشگاه‌های جهان را به دست آورده بود، با تلاطم بسیاری مواجه بود. آن‌ها انزو مارسکا، مربی موفق فصل پیش، را از کار برکنار کردند و در ادامهٔ فصل لیام روسنیر را که به‌عقیدهٔ بسیاری اصلاً در حد و اندازهٔ مربیگری در لیگ برتر نیست، به کار گماشتند. این تیم در نهایت با کسب رتبهٔ دهم در لیگ برتر و عدم کسب هیچ عنوان داخلی و خارجی‌ای جواز حضور به هیچ لیگ اروپایی را برای فصل بعد کسب نکرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم لیورپول که در فصل گذشته قهرمانی زودهنگام خود را جشن گرفته بود هم فصل پرتلاطمی داشت. فصل پیش آرنه اشلوت، مربی هلندی تیم لیورپول، پیاپی تمجید و تحسین می‌شد و گفت‌وگوهای پیاپی انجام می‌داد. آن‌ها در یک اقدام جنجالی مهاجم سوئدی الکساندر ایساک و فلورین ورتز آلمانی را خریداری کردند، ولی متأسفانه مهاجم سوئدی با آسیب‌دیدگی‌های پیاپی روبرو شد و رقم هنگفت پرداختی به نیوکاسل به فنا رفت. محمد صلاح، ستارهٔ مهاجم مصری، هم به‌هیچ‌عنوان درخشش فصل پیش خود را تکرار نکرد و تبدیل به منتقد پرسروصدای مربی تیم شد و در نهایت در پایان فصل پس از چند سالِ درخشان با این تیم خداحافظی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت تیم لیورپول توانست حداقل با کسب عنوان پنجم لیگ برتر مجوز حضور در لیگ قهرمانان اروپا را کسب کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واقعاً در حیرتم که مربی‌ای که فصل گذشته به‌عنوان ستاره و نابغه از وی یاد می‌شد، چطور یک مرتبه می‌تواند از دید منتقدان به یک فرد نادان و ناتوان تبدیل شود. بی‌دلیل نیست خیلی از بازیکنان سابق هیچ علاقه‌ای به مربیگری ندارند. اساساً مربی فوتبال یا هر ورزش دیگری فقط به‌همان اندازهٔ موفقیت اخیرش خوب است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>فرش به عرش</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر چنین جایزه‌ای وجود داشت، تیم ساندرلند واقعاً مستحق آن بود. تیمی که در چند سال گذشته از لیگ برتر تا دستهٔ سوم هم سقوط کرد و دوباره در فصل گذشته به لیگ برتر بازگشت و با کسب مقام هفتم توانست برای اولین‌بار در تاریخ باشگاه راهی یک رقابت اروپایی بشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار آن‌ها، تیم بورنموث هم برای اولین بار راهی لیگ اروپا می‌شوند تا فصلی خاطره‌انگیز را برای هواداران خود رقم بزند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تیم‌های انگلیسی در فینال هر سه جام باشگاه‌های اروپا حضور داشتند؛ همین تأیید چندباره‌ای بر قدرت تیم‌های انگلیسی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کریستال پالاس قهرمان لیگ کنفرانس اروپا شد که اولین قهرمانی باشگاهی برای تیمی است که تا فصل پیش هیچ عنوانی را در تاریخ خود نداشت. آن‌ها قهرمان جام حذفی شدند و حالا هواداران خود را خرسند کرده‌اند. استون ویلا هم قهرمان لیگ اروپا شد و تیم آرسنال در فینال از پس پاری سن-ژرمن برنیامد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند حضور در مسابقات اروپایی منبع درآمدزایی بیشتری برای باشگاه‌هاست، ولی حضور در مسابقات داخلی و قاره‌ای واقعاً رمقی برای بازیکنان نمی‌گذارد. این موضوع واقعاً دوگانهٔ عجیبی است. به‌عنوان مثال تیم منچستر یونایتد در فصل گذشته در هیچ رقابت اروپایی حضور نداشت و خیلی‌ها معتقدند خستگی کمتر بازیکنان در صعود مجدد این تیم به بالای جدول لیگ برتر بی‌تأثیر نبود. البته از عملکرد خوب مایکل کریک هم نباید گذشت که این تیم را از پایین جدول در فصل گذشته به مقام سوم رساند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دراوج‌‌‌ماندن بسیار مشکل است و به‌نحوی مربیان موفق قربانی موفقیت خودشان می‌شوند. آن‌ها انتظارات هواداران را از خود بالا می‌برند و اگر نتوانند موفقیت‌های خود را تکرار کنند، مورد بدترین سرزنش‌ها قرار می‌گیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در رقابت سخت بین تیم‌ها که حفظ موقعیت بسیار دشوار است، مربیان، بازیکنان و هواداران باید قدردان لحظه‌های خوب باشند و با خاطرات زیبا زندگی کنند چرا که هیچ تضمینی برای تکرار آن‌ها نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>انگلستان در جام جهانی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما یکی از تیم‌های حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶، تیم انگلستان است که بی‌تردید بازی‌هایش در سراسر دنیا و مخصوصاً کانادا و آمریکا هواداران زیادی را به خود جذب خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تیم که مسیر آسانی را برای راهیابی به جام جهانی طی کرد با به‌خدمت‌گرفتن توماس توخل، مربی آلمانی، قصد دارد طلسم شصت‌ساله را بشکند و قهرمان جام جهانی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بنیان‌گذار فوتبال نوین علی‌رغم حضورهای متعدد در جام‌های جهانی فقط در سال ۱۹۶۶ که میزبانی مسابقات را به‌عهده داشت توانست قهرمان شود. پس از آن دو مقام چهارمی در سال‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۱۸ بهترین عناوین این تیم در جام جهانی بوده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در کنار تعداد زیاد بازی‌های داخلی در انگلستان، بازیکنان انگلیسی همیشه متهم بوده‌اند که عِرق ملی ندارند. در مصاحبه‌های دیگر از بازیکنان سابق انگلستان، مسئلهٔ رقابت بین بازیکنان از باشگاه‌های مختلف مطرح شده است. در این لیگ پررقابت گویا برخی بازیکنان نمی‌توانستند به‌صرف بودن در اردوی تیم ملی رقابت در لیگ را فراموش کنند و به همکاری بپردازند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">محبوبیت لیگ برتر انگلستان در چندسالهٔ اخیر هم بی‌تردید در محبوبیت بین‌المللی تیم انگلستان بی‌تأثیر نبوده است. خصوصاً در کانادا جمعیت بزرگی از مهاجران انگلیسی یا با تبار انگلیسی وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما گویا این‌بار خود انگلیسی‌ها هم چشمشان آب نمی‌خورد که قهرمان شوند. بازیکنانی مثل فیل فودن و کول پالمر که از ستارگان چندسالهٔ اخیر انگلیسی بوده‌اند، برای تیم ملی انتخاب نشدند که انتقادهای بسیاری را برانگیخت. البته در مسابقات جام ملت‌های اروپا، انگلستان با وجود بازی‌های ضعیف و غیرجذاب خودش را به فینال رساند، ولی بعید می‌دانم این اتفاق این‌بار تکرار شود. همچنین این تیم تاریخچهٔ عملکرد ضعیفی در ضربات پنالتی پایان بازی دارد که کمکی به تیم نخواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جام جهانی و کانادا</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما شهرهای کانادایی میزبان بازی‌ها، یعنی تورنتو و ونکوور، هر کدام اولین بازی‌های خود را برگزار کرده‌اند. در تورنتو، تیم کانادا در مقابل بوسنی هرزگوین اولین امتیاز خود را در تاریخ حضور در جام جهانی با تساوی یک بر یک به دست آورد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بازی ونکوور، تیم‌های استرالیا و ترکیه به مصاف هم رفتند. ترکیه که پس از کسب مقام شگفت‌انگیز سومی در جام جهانی ۲۰۰۲ یک غیبت طولانی ۲۴ ساله داشته، در عین ناباوری بازی را دو بر صفر به استرالیا واگذار کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در هر دو این بازی‌ها استادیوم مملو از تماشاگر بود و این علی‌رغم هزینهٔ بالای بلیت مسابقات است. حال‌وهوای شهر خصوصاً مرکز شهر کاملاً فوتبالی است و هوای خوب و آفتابی بی‌شک به جو بهتر مسابقات کمک کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هر دو شهر تورنتو و ونکوور میزبان مهاجران پرشمار از کشورهای مختلف‌اند که برای دیدن بازی‌ها چه در استادیوم و چه در بار و رستوران هجوم می‌آورند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هرچند مثل بقیهٔ مسابقات بین‌المللی بزرگ چون المپیک، حاشیه و حرف و حدیث کم نبوده، فعلاً که با آغاز مسابقات، شور و حال فوتبال همه‌چیز را به حاشیه رانده است.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/">از لیگ برتر انگلستان تا جام جهانی ۲۰۲۶</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/22/%d8%a7%d8%b2-%d9%84%db%8c%da%af-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d9%86%da%af%d9%84%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a7-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%b2%db%b0%db%b2%db%b6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26630</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 12:59:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26627</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور میان ما چه افتاده است شادی را دیگران کشتند. ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟ ~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">میان ما چه افتاده است</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شادی را دیگران کشتند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و حتی کمی ترس‌آور بود. چگونه ممکن است پیچیده‌ترین سیستم دفاعی بدن، دشمن را اشتباه بگیرد و به‌جای حفاظت از خود، به جنگ با خود برخیزد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها بعد، با پیشرفت دانش ایمنی‌شناسی، پاسخ این پرسش روشن‌تر شد. در میان میلیون‌ها سلول سیستم ایمنی، گروهی کوچک اما حیاتی وجود دارند که به آن‌ها سلول‌های T تنظیمی یا Tregulatory (به‌اختصار Treg) گفته می‌شود. این سلول‌ها نوعی از گلبول‌های سفیدند که وظیفه‌ای بسیار مهم بر عهده دارند؛ جلوگیری از حملهٔ سیستم ایمنی به خود بدن. آن‌ها نه سربازان خط مقدم‌اند و نه جنگجویان مهاجم، بلکه نقش میانجی، تنظیم‌کننده و حافظ تعادل را ایفا می‌کنند. مراقب‌اند که دفاع از بدن به جنگ داخلی تبدیل نشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل بود که وقتی در سال ۲۰۲۵ پژوهش‌های مربوط به این سلول‌ها جایزهٔ نوبل پزشکی را دریافت کردند، بار دیگر به این مفهوم فکر کردم. هرچه بیشتر دربارهٔ Tregها می‌خواندم، بیشتر احساس می‌کردم که این کشف تنها دربارهٔ زیست‌شناسی نیست. گویی طبیعت در حال آموزش حقیقتی عمیق‌تر دربارهٔ انسان و جامعه است؛ هیچ سیستم پیچیده‌ای تنها با قدرت زنده نمی‌ماند؛ بقا به تنظیم، تعادل و جلوگیری از جنگ با خویشتن وابسته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وقتی فوتبال فقط فوتبال نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روزها که تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ و در آمریکا به میدان می‌رود، بارها به یاد همین سلول‌ها افتاده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واکنش ایرانیان به تیم ملی، بیش از هر دورهٔ دیگری، متنوع و گاه متضاد به نظر می‌رسد. برای برخی، تیم ملی همچنان یادآور خاطرات مشترک، شور خیابان‌ها، فریادهای شادی، اسطوره‌ها از پرویز قلیچ خانی تا علی دایی و بسیاری دیگر، و بخشی از هویت فرهنگی و غرور ایرانیان است. برای برخی دیگر، نگاه به تیم ملی از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی جدا نیست. گروهی با اشتیاق تشویق می‌کنند، گروهی با هیجان مخالفت می‌کنند و عده‌ای نیز میان این دو ایستاده‌اند و با تردید به این یا آن گروه می‌نگرند؛ واکنش‌هایی که در بازی اول ایران در مقابل نیوزیلند و رفتارهای متقابل تماشاگران و بازیکنان شاهد بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که هیچ‌یک از این احساسات لزوماً غیرواقعی نیستند. هر کدام ریشه در تجربه‌ای زیسته، خاطره‌ای شخصی یا روایتی متفاوت از ایران دارند. در چنین شرایطی، فوتبال دیگر فقط فوتبال نیست. هر گل، هر پرچم، هر شعار و حتی هر سکوت، به حامل معنا تبدیل می‌شود. زمین مسابقه به صحنه‌ای برای بازتاب امیدها، زخم‌ها، آرزوها و اختلاف‌های یک ملت بدل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زخم‌هایی که در حافظهٔ جمعی باقی می‌مانند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روان‌پزشک آمریکایی، جودیت هرمن، در کتاب «تروما و بهبودی» توضیح می‌دهد که تروما تنها یک حادثهٔ دردناک نیست، بلکه تجربه‌ای است که احساس امنیت و اعتماد را مختل می‌کند. فرد یا جامعهٔ آسیب‌دیده برای مدتی طولانی در وضعیت آماده‌باش باقی می‌ماند. حساسیت نسبت به تهدید افزایش می‌یابد و جهان بیش از پیش به دو قطب دوست و دشمن تقسیم می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر این توصیف آشنا به نظر می‌رسد، شاید به‌این دلیل است که بسیاری از ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در مهاجرت، سال‌هاست با لایه‌هایی از نااطمینانی، فشارهای اقتصادی، مهاجرت، سوگ‌های جمعی و تنش‌های اجتماعی زندگی کرده‌اند. به این تجربه‌ها در ماه‌های اخیر، جنگ و بی‌اطمینانی از آینده هم اضافه شد. چنین تجربه‌هایی تنها در حافظه باقی نمی‌مانند؛ آن‌ها بر نحوهٔ نگاه ما به جهان نیز اثر می‌گذارند. در جوامع زخمی، نمادها وزن بیشتری پیدا می‌کنند. آنچه در شرایط عادی می‌تواند صرفاً یک مسابقهٔ فوتبال باشد، به موضوعی عمیقاً عاطفی و هویتی تبدیل می‌شود. واکنش‌ها شدیدتر می‌شوند و برداشت‌ها معنای گسترده‌تری پیدا می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آرامش پس از توفان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، با کاهش درگیری‌ها و شکل‌گیری چشم‌انداز پایان جنگ، احساسی پیچیده و چندلایه در میان ایرانیان شکل گرفته است. برخی از پایان خشونت و کاهش خطر جنگ احساس آسودگی می‌کنند. برخی دیگر همچنان با نگرانی، تردید یا خشم به آینده می‌نگرند. گروهی امیدوارند که این پایان بتواند راهی برای بازسازی و بهبود شرایط زندگی باز کند و گروهی دیگر نگران‌اند که مسائل عمیق‌تر جامعه همچنان پابرجا بماند. گزارش‌های منتشرشده از واکنش‌های مردم نیز نشان می‌دهد که در کنار حس آرامش از پایان درگیری، خستگی، درماندگی آموخته‌شده، بی‌اعتمادی و عدم قطعیت همچنان در میان بسیاری از مردم ما دیده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نگاه روان‌شناسی تروما، این وضعیت کاملاً قابل‌انتظار است. پایان جنگ الزاماً به‌معنای پایان پیامدهای روانی جنگ نیست. بدن انسان حتی پس از رفع خطر نیز مدتی در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند. جامعه‌ها هم چنین‌اند. پس از دوره‌های طولانی تنش، اضطراب و نااطمینانی، احساسات متناقضی مانند امید، سوگ، خشم، آسودگی و نگرانی می‌توانند هم‌زمان حضور داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جودیت هرمن در کتاب «تروما و بهبودی» یادآوری می‌کند که نخستین گام ترمیم، بازگشت احساس امنیت است. اما امنیت صرفاً نبودن جنگ نیست. امنیت یعنی توانایی دوبارهٔ برنامه‌ریزی برای آینده، اعتمادکردن، رؤیادیدن و ساختن زندگی روزمره.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل است که واکنش ایرانیان به پایان جنگ و هم‌زمان به حضور تیم ملی در جام جهانی، تا این اندازه متنوع و گاه متناقض به نظر می‌رسد. بسیاری از مردم نه‌صرفاً دربارهٔ فوتبال، بلکه دربارهٔ آینده، هویت، امید و سرنوشت خود سخن می‌گویند. فوتبال تنها یکی از صحنه‌هایی‌ست که این احساسات در آن نمایان می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین لحظه‌هایی جامعه بیش از هر زمان دیگری به «Tregهای اجتماعی» نیاز دارد؛ به نیروهایی که بتوانند اضطراب را به گفت‌وگو، خشم را به فهم متقابل و اختلاف را به همزیستی تبدیل کنند. همان‌گونه که سلول‌های Treg مانع حملهٔ سیستم ایمنی به بدن می‌شوند، جامعه نیز به انسان‌ها و نهادهایی نیاز دارد که اجازه ندهند زخم‌های گذشته به جنگ دائمی میان بخش‌های مختلف آن تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زندگی در میان روایت‌های متفاوت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ روانی، توانایی تحمل پیچیدگی است. آنا فروید نشان داد که انسان‌ها برای مقابله با اضطراب از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند. این دفاع‌ها برای بقا ضروری‌اند، اما زمانی‌که انعطاف خود را از دست بدهند، می‌توانند فاصلهٔ میان انسان‌ها را بیشتر کنند. رشد روانی زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند با بخش‌های متفاوت و گاه متناقض وجود خود روبه‌رو شود. جامعه‌ها نیز از همین قانون پیروی می‌کنند. هیچ ملت سالمی از یک روایت واحد تشکیل نشده است. هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از صداها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌ترین آزمون امروز ایران این نباشد که چه کسی تیم ملی را تشویق می‌کند و چه کسی نمی‌کند. پرسش عمیق‌تر این است که آیا هنوز می‌توانیم وجود روایت‌های متفاوت از ایران را تحمل کنیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا می‌توان پذیرفت که دو نفر با تجربه‌های متفاوت، احساسات متفاوتی نسبت به یک نماد مشترک داشته باشند و همچنان هر دو خود را متعلق به این سرزمین بدانند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آنچه یک ملت را ترمیم می‌کند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بوریس سیرو‌لنیک، نظریه‌پرداز برجستهٔ تاب‌آوری، معتقد بود که انسان‌ها در رابطه ترمیم می‌شوند. زخم‌های روانی تنها با گذشت زمان درمان نمی‌شوند؛ آن‌ها به معنا، ارتباط و روایت نیاز دارند. ویکتور فرانکل نیز پس از عبور از اردوگاه‌های مرگ نوشت که انسان می‌تواند دشوارترین رنج‌ها را تحمل کند، اگر بتواند معنایی برای آن بیابد. نیچه نیز از تبدیل رنج به نیرویی برای رشد سخن می‌گفت. وجه مشترک همهٔ این دیدگاه‌ها آن است که بهبودی از حذف درد آغاز نمی‌شود؛ از بازسازی ظرفیت زندگی در کنار درد آغاز می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید در سطح اجتماعی نیز همین اصل صادق باشد. تاب‌آوری یک ملت به‌این معنا نیست که اختلافی وجود نداشته باشد؛ تاب‌آوری یعنی توانایی حفظ پیوندهای انسانی، حتی زمانی‌که اختلاف‌ها عمیق‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ایران به Tregهای اجتماعی نیاز دارد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهم‌ترین درس Tregها این است که سلامت یک سیستم به حذف اختلاف‌ها وابسته نیست؛ به ظرفیت تنظیم اختلاف‌ها وابسته است. بدن سالم بدنی نیست که هیچ واکنش ایمنی‌ای نداشته باشد. جامعهٔ سالم نیز جامعه‌ای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند. سلامت زمانی شکل می‌گیرد که تفاوت‌ها بتوانند بدون تبدیل‌شدن به جنگ دائمی، در کنار یکدیگر وجود داشته باشند. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به Tregهای اجتماعی نیاز دارد؛ به انسان‌هایی که نقش تنظیم‌کننده را ایفا کنند؛ به معلمان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، درمانگران، روشنفکران، والدین و شهروندانی که بتوانند میان روایت‌های متفاوت پل بزنند؛ به کسانی که به‌جای تشدید التهاب، ظرفیت شنیدن دیگری را ایجاد کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جام جهانی خواهد گذشت. نتایج مسابقات فراموش خواهد شد. اما پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا ما توانسته‌ایم در میان همهٔ تفاوت‌ها، همچنان یکدیگر را بخشی از یک پیکر مشترک ببینیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌گونه که بدن برای سلامت به سلول‌های Treg نیاز دارد، جامعه نیز برای بقا به نیروهای ترمیم‌کننده، تنظیم‌کننده و آشتی‌دهنده نیاز دارد. شاید آیندهٔ ایران، بیش از هر چیز، به همین سلول‌های اجتماعی وابسته باشد؛ به کسانی که یادآوری می‌کنند می‌توان متفاوت اندیشید، اما همچنان به یک سرزمین تعلق داشت. این شاید مهم‌ترین معنای تاب‌آوری باشد؛ نه حذف اختلاف‌ها، بلکه حفظ پیوندها در میان اختلاف‌ها.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26627</post-id>	</item>
		<item>
		<title>راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 01:20:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[الف صدرا]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[مرجان ساتراپی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26621</guid>

					<description><![CDATA[<p>الف صدرا – ونکوور در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%81-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">الف صدرا</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون با انتشار خبر درگذشت او در پنجاه و شش سالگی، ایران یکی از صداهای منحصربه‌فرد خود را از دست داده است. خانوادهٔ او اعلام کرده‌اند که ساتراپی اندکی بیش از یک‌سال پس از مرگ همسرش، ماتیاس ریپا، درگذشته است. خبر درگذشت او موجی از اندوه را در میان نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی جهان برانگیخت و بسیاری از چهره‌های فرهنگی و سیاسی فرانسه از او به‌عنوان هنرمندی یاد کردند که آزادی را به زبان هنر ترجمه کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت متولد و در تهران بزرگ شد. او در خانواده‌ای روشنفکر و سیاسی پرورش یافت؛ خانواده‌ای که از نزدیک تحولات ایران پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده بود. کودکی و نوجوانی او هم‌زمان با یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بود؛ انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی و تغییرات عمیقی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را دگرگون کرد. این تجربه‌ها بعدها به مهم‌ترین منابع الهام آثار او تبدیل شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی از همان سال‌های نوجوانی با مفهوم تبعید آشنا شد. وقتی ساتراپی چهارده‌ساله بود، مدیر مدرسه‌ را که قصد داشت جواهرات او را ضبط کند، کتک زد و خانواده که نگرانش بودند، او را برای ادامهٔ تحصیل به وین فرستادند. این مهاجرت آغاز دوره‌ای دشوار در زندگی او بود. سال‌هایی سرشار از تنهایی، بحران هویت، احساس بی‌ریشگی و تلاش برای پیداکردن جایگاهی میان دو فرهنگ متفاوت. او بعدها در آثارش بارها به این تجربه بازگشت؛ تجربهٔ انسانیِ کسی که نه کاملاً به سرزمین مادری تعلق دارد و نه در سرزمین جدید احساس درخانه‌بودن می‌کند. همین وضعیت میان‌بودگی بعدها به یکی از مهم‌ترین مضامین آثارش تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از بازگشت کوتاهی به ایران، ساتراپی سرانجام در دههٔ نود میلادی به فرانسه مهاجرت کرد و آنجا بود که مسیر هنری واقعی خود را پیدا کرد. در فرانسه با فضای پویای کمیک و رمان گرافیکی آشنا شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۲۰۰۰ نخستین جلد «پرسپولیس» منتشر شد؛ اثری که نه‌فقط زندگی او، بلکه مسیر تاریخ رمان گرافیکی را نیز تغییر داد. «پرسپولیس» داستان دختری نوجوان است که در میان انقلاب، جنگ، سرکوب و مهاجرت بزرگ می‌شود. روایت از زاویهٔ دید یک کودک آغاز می‌شود؛ کودکی که تلاش می‌کند جهان پیچیدهٔ اطرافش را بفهمد. و همین نگاه کودکانه و صادقانه بود که اثر را به تجربه‌ای جهانی تبدیل کرد.</span></p>
<figure id="attachment_26624" aria-describedby="caption-attachment-26624" style="width: 342px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-26624 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=342%2C500" alt="مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸‎© Georges Bird / WikiMedia
- - - - -
در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند...
#فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="342" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?w=342&amp;ssl=1 342w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=205%2C300&amp;ssl=1 205w" sizes="auto, (max-width: 342px) 100vw, 342px" /><figcaption id="caption-attachment-26624" class="wp-caption-text">مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸ ‎© Georges Bird / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیش از «پرسپولیس»، بسیاری از مخاطبان غربی ایران را تنها از دریچهٔ سیاست می‌شناختند. ساتراپی اما ایران را از زاویهٔ زندگی روزمره نشان داد؛ از دل خانواده‌ها، مدرسه‌ها، دوستی‌ها، عشق‌ها و ترس‌های معمولی انسان‌ها. او به‌جای آنکه دربارهٔ حکومت سخنرانی کند، دربارهٔ آدم‌ها داستان گفت. همین رویکرد سبب شد میلیون‌ها خواننده در سراسر جهان با شخصیت‌های او همدلی کنند. «پرسپولیس» به ده‌ها زبان ترجمه شد و به یکی از موفق‌ترین آثار تاریخ رمان گرافیکی تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهمیت «پرسپولیس» تنها در موفقیت تجاری آن نبود. این کتاب جایگاه رمان گرافیکی را نیز ارتقا داد. تا پیش از آن، بسیاری، کمیک را رسانه‌ای صرفاً سرگرم‌کننده می‌دانستند. ساتراپی نشان داد که تصویر و متن می‌توانند در کنار هم به‌اندازهٔ رمان‌های بزرگ ادبی، حامل پیچیدگی‌های انسانی و تاریخی باشند. او ثابت کرد که یک داستان مصور نیز می‌تواند دربارهٔ تبعید، ایدئولوژی، مرگ، آزادی و هویت سخن بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است برخی اشارات ساتراپی در «پرسپولیس» ازجمله به ماجرای سینما رکس آبادان، سال‌ها بعد و به‌ویژه پس از مرگش مورد انتقاد قرار گرفت. هرچند ساتراپی در زمان حیاتش بارها تأکید کرد که «پرسپولیس» یک کتاب تاریخ رسمی، تحلیلی یا آکادمیک نیست، بلکه یک داستان مصور خودزندگینامه است و محتوای کتاب بازسازی فضای شایعات و «باورهای عمومی مردم» آن دوران از زاویهٔ دید یک کودک بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از موفقیت «پرسپولیس»، ساتراپی به سراغ آثار دیگری رفت. «گلدوزی‌ها» کتابی بود دربارهٔ زنان ایرانی، روابط عاطفی، ازدواج و رازهایی که معمولاً در فضای عمومی بیان نمی‌شوند. این کتاب تصویری متفاوت از زنان ایرانی ارائه می‌داد؛ زنانی شوخ‌طبع، باهوش، منتقد و سرشار از میل به زندگی. اثر دیگر او، «خورش مرغ با آلو»، روایتی تلخ و شاعرانه از عشق، فقدان و مرگ بود که بعدها به فیلمی سینمایی نیز تبدیل شد که گلشیفته فراهانی در آن بازی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما فعالیت ساتراپی به ادبیات محدود نماند. او خیلی زود به سینما روی آورد و یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های تاریخ کمیک را خلق کرد. فیلم انیمیشن «پرسپولیس» که در سال ۲۰۰۷ با همکاری ونسان پارونو ساخته شد، در جشنوارهٔ کن به نمایش درآمد و جایزهٔ هیئت داوران را دریافت کرد. این فیلم بعدها نامزد جایزهٔ اسکار شد و مخاطبان بسیار گسترده‌تری را با جهان فکری ساتراپی آشنا کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موفقیت سینمایی او اتفاقی گذرا نبود. ساتراپی در سال‌های بعد فیلم‌های متعددی ساخت که هر کدام نشان‌دهندهٔ جسارت او در تجربه‌گرایی بودند. «رادیواکتیو» دربارهٔ زندگی ماری کوری و آثار دیگرش نشان دادند که او نمی‌خواهد صرفاً خالق «پرسپولیس» باقی بماند. بسیاری از هنرمندان پس از خلق یک شاهکار در سایهٔ همان اثر می‌مانند، اما ساتراپی همواره تلاش کرد مسیرهای تازه‌ای را بیازماید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26625" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=326%2C500" alt="راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟ - - - - - در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند... #فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="326" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?w=326&amp;ssl=1 326w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=196%2C300&amp;ssl=1 196w" sizes="auto, (max-width: 326px) 100vw, 326px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار فعالیت هنری، ساتراپی همواره چهره‌ای سیاسی و اجتماعی نیز بود؛ هرچند خودش بارها تأکید می‌کرد که پیش از هر چیز یک هنرمند است. او از منتقدان جدی استبداد، سانسور و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در ایران بود. در جریان اعتراضات مختلف ایران، به‌ویژه جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر به یکی از صداهای شناخته‌شدهٔ جامعهٔ ایرانی در سطح جهانی تبدیل شد. او در پروژهٔ کتاب مصور «زن، زندگی، آزادی» نقش مهمی ایفا کرد و کوشید صدای معترضان ایرانی را به مخاطبان بین‌المللی منتقل کند. یکی از شرط‌های مرجان ساتراپی برای چاپ این کتاب، قراردادن </span><a href="https://iran-tc.com/wp-content/uploads/2023/09/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C.pdf"><span style="font-weight: 400;">نسخهٔ فارسی کتاب به‌صورت آنلاین</span> </a><span style="font-weight: 400;">و رایگان بود تا دسترسی ایرانیان داخل و خارج از کشور و فارسی‌زبانان دیگر به این کتاب آسان شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، آنچه ساتراپی را از بسیاری از چهره‌های هنری_سیاسی متمایز می‌کرد، پرهیز او از ساده‌سازی بود. او جهان را به دو قطب خیر و شر تقسیم نمی‌کرد. در آثارش، حتی مخالفانش نیز انسان بودند؛ انسان‌هایی گرفتار تاریخ، ایدئولوژی و ترس. شاید به‌همین دلیل است که نوشته‌ها و فیلم‌هایش هنوز هم پس از گذشت سال‌ها تازگی خود را حفظ کرده‌اند. او بیش از آنکه قضاوت کند، روایت می‌کرد و بیش از آنکه شعار بدهد، می‌کوشید پیچیدگی انسان را نشان دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی همچنین نمونه‌ای نادر از هنرمندی بود که توانست میان شرق و غرب پلی واقعی بسازد. او نه تصویری رمانتیک از ایران ارائه می‌کرد و نه تصویری سیاه و یکدست. ایرانِ او سرزمینی پیچیده بود؛ جایی‌که در آن عشق و خشونت، امید و ناامیدی، سنت و مدرنیته در کنار هم وجود دارند. همین نگاه چندلایه سبب شد آثارش برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی به یک اندازه جذاب باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون که مرجان ساتراپی دیگر در میان ما نیست، میراث او بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. او تنها نویسنده‌ای موفق یا فیلمسازی شناخته‌شده نبود. او حافظ بخشی از حافظهٔ جمعی ایرانیان بود؛ کسی که تجربهٔ نسل انقلاب، جنگ، مهاجرت و تبعید را به‌زبان هنر ثبت کرد. بسیاری از نویسندگان و هنرمندان می‌آیند و می‌روند، اما تنها تعداد اندکی موفق می‌شوند روایت خود را به بخشی از حافظهٔ جهان تبدیل کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی از همین گروه اندک بود. زنی که از خیابان‌های تهران آغاز کرد، به پاریس رسید و سرانجام داستان زندگی خود را به داستان میلیون‌ها انسان بدل ساخت. آثار او همچنان خوانده خواهند شد، فیلم‌هایش همچنان دیده خواهند شد و آن دختر نوجوانی که در صفحات سیاه و سفید «پرسپولیس» با جهان روبه‌رو می‌شود، همچنان برای نسل‌های آینده زنده خواهد ماند. شاید بزرگ‌ترین پیروزی یک نویسنده نیز چیزی جز همین نباشد؛ اینکه پس از مرگش، صدایش هنوز در جهان شنیده شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌ها و فیلم‌های ساتراپی در اغلب کتابخانه‌های مترو ونکوور برای امانت‌گرفتن رایگان در دسترس‌اند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26621</post-id>	</item>
		<item>
		<title>توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 16:10:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26617</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد.  در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور سوئیس به امضای جی. دی. ونس، معاون ریاست جمهوری آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران، خواهد رسید، هرچند هم زمان با امضای تفاهم‌نامه از سوی دو رئیس‌جمهور، خبرها حاکی از آن است که برگزاری تشریفات رسمی برای امضای حضوری لغو شده یا دست‌کم در تاریخ و زمان اعلام‌شده برگزار نخواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعدازظهر چهارشنبه، واشنگتن متن یادداشت تفاهم میان دو کشور را که ۱۴ بند دارد، منتشر کرد. ساعاتی بعد ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، نیز پیش‌نسخه‌ای از این تفاهم‌نامه را منتشر کرد. در خبرها آمده است که نسخه‌های منتشرشدهٔ این تفاهم‌نامه از سوی دو کشور تقریباً یکسان‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موضوعاتی که در این ۱۴ بند به آن‌ها پرداخته شده‌اند، به پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها ازجمله لبنان، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، بازگشایی تنگهٔ هرمز، تعهد دو کشور به مذاکره و دستیابی به توافق نهایی حداکثر ظرف ۶۰ روز (مهلتی که با رضایت متقابل قابل‌تمدید است) دربارهٔ موضوعاتی مانند تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالای موجود در تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده در ایران، اختصاص یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ظاهر، آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو از توافقی سخن می‌گویند که هدف آن پایان‌دادن به درگیری‌ها، بازگشایی تنگهٔ هرمز، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و آغاز مذاکرات گسترده‌تر دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران و تحریم‌هاست، اما وقتی به روایت‌های دو طرف نگاه می‌کنیم، تصویر پیچیده‌تر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مقام‌های جمهوری اسلامی ایرانی این توافق را نشانه‌ای از موفقیت دیپلماسی و حفظ حقوق ایران توصیف می‌کنند. در روایت تهران، جمهوری اسلامی بدون عقب‌نشینی از اصول خود توانسته است طرف مقابل را به پذیرش تعهدات جدید وادار کند. در مقابل، مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند که این توافق نتیجهٔ فشارهای سیاسی و نظامی بوده و جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تشدید بحران ناچار به پذیرش تعهدات تازه شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، واکنش اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد. دولت بنیامین نتانیاهو از مدت‌ها پیش بر این باور بوده است که فشار بر جمهوری اسلامی باید تا رسیدن به تغییرات اساسی ادامه پیدا کند. از نگاه بسیاری از مقام‌های اسرائیلی، هر توافقی که به ایران امکان کاهش فشار اقتصادی یا بازیابی بخشی از ظرفیت‌های خود را بدهد، توافق مطلوبی نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، گزارش‌های مختلف از بروز اختلاف‌نظر میان تل‌آویو و واشنگتن حکایت داشته‌اند. هرچند دو کشور همچنان خود را متحدان نزدیک یکدیگر می‌دانند، اما دولت ترامپ توافق را فرصتی برای خروج از یک بحران پرهزینه می‌بیند، در حالی‌که دولت اسرائیل نگران است این توافق به تثبیت وضعیتی منجر شود که از نظر آن کشور همچنان تهدیدآمیز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شکاف اهمیت زیادی دارد، زیرا هیچ نظم امنیتی جدیدی در خاورمیانه نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش اسرائیل پایدار بماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عین حال، تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد که در چهار دههٔ گذشته، توافق‌های متعددی شکل گرفته‌اند، امیدهای بسیاری ایجاد شده و سپس در اثر تغییر دولت‌ها، تحولات منطقه‌ای یا بازگشت بی‌اعتمادی‌ها از میان رفته‌اند. هیچ تضمینی وجود ندارد که این بار مسیر متفاوتی طی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما برای مردم ایران و ما ایرانیانِ غربت‌نشین که از دور و با نگرانی تحولات کشورمان را دنبال می‌کنیم، مهم‌ترین موضوع در این تفاهم‌نامه، نادیده‌گرفته‌شده زندگی میلیون‌ها انسانی‌ست که نه در نوشتن و امضا‌شدن آن نقشی داشته‌اند و نه در هیچ‌یک از بندهای آن حتی نامی از آن‌ها و حقوق انسانی‌شان برده شده است؛ هزاران انسان بی‌گناهی که طی کشتار دی‌ماه در مطالبه برای آزادی و حقوق انسانی‌شان جان باختند؛ هزاران نفری که در زیر بمباران جان و مال خود را از دست دادند، میلیون‌ها انسانی که سال‌ها باید با ترومای کشتار و جنگ زندگی کنند، در حالی‌که آن‌طور که پیداست جمهوری اسلامی از جنگی که قرار بود «مداخلهٔ بشردوستانه» یا «عملیات نجات مردم ایران» باشد، جان تازه‌ای یافته، و ماشین کشتارش همچنان در کار است. همین سه‌شنبه، یعنی یک روز پیش از امضای تفاهم‌نامه، جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به جرم «افساد فی الارض» اعدام شدند، هزاران زندانی سیاسی هنوز در بندند و بسیاری از آن‌ها زیر شکنجه و در انتظار بیدادگاه‌های فرمایشی حکومت‌اند، قوهٔ قضاییه برای پرستو احمدی، خوانندهٔ جوانی که «کنسرت فرضی»‌اش را در کاروانسرا اجرا کرد، با اتهامات واهی همیشگی‌اش حکم شلاق صادر کرده است، کاروانال‌های فرمایشی حکومتی شبانه آسایش مردم را سلب کرده است، و… همهٔ این‌ها حاکی از آن است که حکومت هر چقدر در مقابل «دشمن خارجی» یا به تعبیر خودش «شیطان بزرگ» حاضر به امتیاز‌دادن و گذشتن از «حقوق مسلم» و «آرمان‌های انقلاب» است، در «جبههٔ داخلی» قصدی برای پاسخگویی به خواسته‌های بحق و سرکوب‌شدهٔ مردم ایران در طول نزدیک به نیم‌قرن و بهبود وضعیت آنان ندارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تفاهم‌نامهٔ اخیر شاید سایهٔ جنگ را موقتاً دور کند، اما برای مردم ایران تکرار یک واقعیتِ تلخ است؛ در مناسبات سرد جهانی، امنیتِ آبراه‌ها بر جان و حقوق انسان‌ها ارجحیت دارد. با این‌حال، هیچ توافق خارجی و سکوت بین‌المللی‌ای نمی‌تواند بحران مشروعیت حکومتی را که با شهروندانش در جنگ است، بپوشاند. نبرد در «جبههٔ داخلی» همچنان ادامه دارد؛ نه با توهمِ ناجیان خارجی، بلکه با مقاومتِ مستمر و پرهزینه‌ای که جامعهٔ ایران در تنهایی به دوش می‌کشد. تا زمانی‌که در این جبهه صلحی مبتنی بر آزادی برقرار نشود، هیچ تفاهم‌نامه‌ای روی کاغذ، تضمین‌کنندهٔ صلح و ثبات آینده نخواهد بود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26617</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-07-12 17:27:19 by W3 Total Cache
-->