<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقاله بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<atom:link href="https://media.hamyaari.ca/category/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://media.hamyaari.ca/category/مقاله/</link>
	<description>نشریه‌ای برآمده از گروه همیاری ایرانیان ونکوور</description>
	<lastBuildDate>Sun, 21 Jun 2026 12:59:48 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	

<image>
	<url>https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2016/03/cropped-Hamyaari-Media-Logo-copy.jpg?fit=32%2C32&#038;ssl=1</url>
	<title>مقاله بایگانی - رسانهٔ همیاری</title>
	<link>https://media.hamyaari.ca/category/مقاله/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
<site xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">107786100</site>	<item>
		<title>جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 12:59:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26627</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور میان ما چه افتاده است شادی را دیگران کشتند. ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟ ~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;">
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">میان ما چه افتاده است</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">شادی را دیگران کشتند.</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><i><span style="font-weight: 400;">ما چرا انتقام از خود می‌گیریم؟</span></i></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">~ بهرام بیضایی: شب هزار و یکم</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به یاد دارم در سال اول دانشکدهٔ پزشکی، برای نخستین بار با بیماری‌های خودایمنی آشنا شدم؛ بیماری‌هایی که در آن‌ها سیستم ایمنی بدن، به‌جای مقابله با ویروس‌ها، باکتری‌ها یا عوامل خارجی، به سلول‌ها و بافت‌های خودی حمله می‌کند. آن روزها این مفهوم برایم عجیب و حتی کمی ترس‌آور بود. چگونه ممکن است پیچیده‌ترین سیستم دفاعی بدن، دشمن را اشتباه بگیرد و به‌جای حفاظت از خود، به جنگ با خود برخیزد؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سال‌ها بعد، با پیشرفت دانش ایمنی‌شناسی، پاسخ این پرسش روشن‌تر شد. در میان میلیون‌ها سلول سیستم ایمنی، گروهی کوچک اما حیاتی وجود دارند که به آن‌ها سلول‌های T تنظیمی یا Tregulatory (به‌اختصار Treg) گفته می‌شود. این سلول‌ها نوعی از گلبول‌های سفیدند که وظیفه‌ای بسیار مهم بر عهده دارند؛ جلوگیری از حملهٔ سیستم ایمنی به خود بدن. آن‌ها نه سربازان خط مقدم‌اند و نه جنگجویان مهاجم، بلکه نقش میانجی، تنظیم‌کننده و حافظ تعادل را ایفا می‌کنند. مراقب‌اند که دفاع از بدن به جنگ داخلی تبدیل نشود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل بود که وقتی در سال ۲۰۲۵ پژوهش‌های مربوط به این سلول‌ها جایزهٔ نوبل پزشکی را دریافت کردند، بار دیگر به این مفهوم فکر کردم. هرچه بیشتر دربارهٔ Tregها می‌خواندم، بیشتر احساس می‌کردم که این کشف تنها دربارهٔ زیست‌شناسی نیست. گویی طبیعت در حال آموزش حقیقتی عمیق‌تر دربارهٔ انسان و جامعه است؛ هیچ سیستم پیچیده‌ای تنها با قدرت زنده نمی‌ماند؛ بقا به تنظیم، تعادل و جلوگیری از جنگ با خویشتن وابسته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وقتی فوتبال فقط فوتبال نیست</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این روزها که تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ و در آمریکا به میدان می‌رود، بارها به یاد همین سلول‌ها افتاده‌ام.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">واکنش ایرانیان به تیم ملی، بیش از هر دورهٔ دیگری، متنوع و گاه متضاد به نظر می‌رسد. برای برخی، تیم ملی همچنان یادآور خاطرات مشترک، شور خیابان‌ها، فریادهای شادی، اسطوره‌ها از پرویز قلیچ خانی تا علی دایی و بسیاری دیگر، و بخشی از هویت فرهنگی و غرور ایرانیان است. برای برخی دیگر، نگاه به تیم ملی از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی جدا نیست. گروهی با اشتیاق تشویق می‌کنند، گروهی با هیجان مخالفت می‌کنند و عده‌ای نیز میان این دو ایستاده‌اند و با تردید به این یا آن گروه می‌نگرند؛ واکنش‌هایی که در بازی اول ایران در مقابل نیوزیلند و رفتارهای متقابل تماشاگران و بازیکنان شاهد بودیم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما شاید مهم‌ترین نکته این باشد که هیچ‌یک از این احساسات لزوماً غیرواقعی نیستند. هر کدام ریشه در تجربه‌ای زیسته، خاطره‌ای شخصی یا روایتی متفاوت از ایران دارند. در چنین شرایطی، فوتبال دیگر فقط فوتبال نیست. هر گل، هر پرچم، هر شعار و حتی هر سکوت، به حامل معنا تبدیل می‌شود. زمین مسابقه به صحنه‌ای برای بازتاب امیدها، زخم‌ها، آرزوها و اختلاف‌های یک ملت بدل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زخم‌هایی که در حافظهٔ جمعی باقی می‌مانند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">روان‌پزشک آمریکایی، جودیت هرمن، در کتاب «تروما و بهبودی» توضیح می‌دهد که تروما تنها یک حادثهٔ دردناک نیست، بلکه تجربه‌ای است که احساس امنیت و اعتماد را مختل می‌کند. فرد یا جامعهٔ آسیب‌دیده برای مدتی طولانی در وضعیت آماده‌باش باقی می‌ماند. حساسیت نسبت به تهدید افزایش می‌یابد و جهان بیش از پیش به دو قطب دوست و دشمن تقسیم می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر این توصیف آشنا به نظر می‌رسد، شاید به‌این دلیل است که بسیاری از ایرانیان، چه در داخل کشور و چه در مهاجرت، سال‌هاست با لایه‌هایی از نااطمینانی، فشارهای اقتصادی، مهاجرت، سوگ‌های جمعی و تنش‌های اجتماعی زندگی کرده‌اند. به این تجربه‌ها در ماه‌های اخیر، جنگ و بی‌اطمینانی از آینده هم اضافه شد. چنین تجربه‌هایی تنها در حافظه باقی نمی‌مانند؛ آن‌ها بر نحوهٔ نگاه ما به جهان نیز اثر می‌گذارند. در جوامع زخمی، نمادها وزن بیشتری پیدا می‌کنند. آنچه در شرایط عادی می‌تواند صرفاً یک مسابقهٔ فوتبال باشد، به موضوعی عمیقاً عاطفی و هویتی تبدیل می‌شود. واکنش‌ها شدیدتر می‌شوند و برداشت‌ها معنای گسترده‌تری پیدا می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آرامش پس از توفان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، با کاهش درگیری‌ها و شکل‌گیری چشم‌انداز پایان جنگ، احساسی پیچیده و چندلایه در میان ایرانیان شکل گرفته است. برخی از پایان خشونت و کاهش خطر جنگ احساس آسودگی می‌کنند. برخی دیگر همچنان با نگرانی، تردید یا خشم به آینده می‌نگرند. گروهی امیدوارند که این پایان بتواند راهی برای بازسازی و بهبود شرایط زندگی باز کند و گروهی دیگر نگران‌اند که مسائل عمیق‌تر جامعه همچنان پابرجا بماند. گزارش‌های منتشرشده از واکنش‌های مردم نیز نشان می‌دهد که در کنار حس آرامش از پایان درگیری، خستگی، درماندگی آموخته‌شده، بی‌اعتمادی و عدم قطعیت همچنان در میان بسیاری از مردم ما دیده می‌شود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از نگاه روان‌شناسی تروما، این وضعیت کاملاً قابل‌انتظار است. پایان جنگ الزاماً به‌معنای پایان پیامدهای روانی جنگ نیست. بدن انسان حتی پس از رفع خطر نیز مدتی در حالت آماده‌باش باقی می‌ماند. جامعه‌ها هم چنین‌اند. پس از دوره‌های طولانی تنش، اضطراب و نااطمینانی، احساسات متناقضی مانند امید، سوگ، خشم، آسودگی و نگرانی می‌توانند هم‌زمان حضور داشته باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جودیت هرمن در کتاب «تروما و بهبودی» یادآوری می‌کند که نخستین گام ترمیم، بازگشت احساس امنیت است. اما امنیت صرفاً نبودن جنگ نیست. امنیت یعنی توانایی دوبارهٔ برنامه‌ریزی برای آینده، اعتمادکردن، رؤیادیدن و ساختن زندگی روزمره.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید به‌همین دلیل است که واکنش ایرانیان به پایان جنگ و هم‌زمان به حضور تیم ملی در جام جهانی، تا این اندازه متنوع و گاه متناقض به نظر می‌رسد. بسیاری از مردم نه‌صرفاً دربارهٔ فوتبال، بلکه دربارهٔ آینده، هویت، امید و سرنوشت خود سخن می‌گویند. فوتبال تنها یکی از صحنه‌هایی‌ست که این احساسات در آن نمایان می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در چنین لحظه‌هایی جامعه بیش از هر زمان دیگری به «Tregهای اجتماعی» نیاز دارد؛ به نیروهایی که بتوانند اضطراب را به گفت‌وگو، خشم را به فهم متقابل و اختلاف را به همزیستی تبدیل کنند. همان‌گونه که سلول‌های Treg مانع حملهٔ سیستم ایمنی به بدن می‌شوند، جامعه نیز به انسان‌ها و نهادهایی نیاز دارد که اجازه ندهند زخم‌های گذشته به جنگ دائمی میان بخش‌های مختلف آن تبدیل شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>زندگی در میان روایت‌های متفاوت</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بلوغ روانی، توانایی تحمل پیچیدگی است. آنا فروید نشان داد که انسان‌ها برای مقابله با اضطراب از مکانیسم‌های دفاعی استفاده می‌کنند. این دفاع‌ها برای بقا ضروری‌اند، اما زمانی‌که انعطاف خود را از دست بدهند، می‌توانند فاصلهٔ میان انسان‌ها را بیشتر کنند. رشد روانی زمانی رخ می‌دهد که انسان بتواند با بخش‌های متفاوت و گاه متناقض وجود خود روبه‌رو شود. جامعه‌ها نیز از همین قانون پیروی می‌کنند. هیچ ملت سالمی از یک روایت واحد تشکیل نشده است. هر جامعه‌ای مجموعه‌ای از صداها، تجربه‌ها و دیدگاه‌های متفاوت است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌ترین آزمون امروز ایران این نباشد که چه کسی تیم ملی را تشویق می‌کند و چه کسی نمی‌کند. پرسش عمیق‌تر این است که آیا هنوز می‌توانیم وجود روایت‌های متفاوت از ایران را تحمل کنیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آیا می‌توان پذیرفت که دو نفر با تجربه‌های متفاوت، احساسات متفاوتی نسبت به یک نماد مشترک داشته باشند و همچنان هر دو خود را متعلق به این سرزمین بدانند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>آنچه یک ملت را ترمیم می‌کند</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بوریس سیرو‌لنیک، نظریه‌پرداز برجستهٔ تاب‌آوری، معتقد بود که انسان‌ها در رابطه ترمیم می‌شوند. زخم‌های روانی تنها با گذشت زمان درمان نمی‌شوند؛ آن‌ها به معنا، ارتباط و روایت نیاز دارند. ویکتور فرانکل نیز پس از عبور از اردوگاه‌های مرگ نوشت که انسان می‌تواند دشوارترین رنج‌ها را تحمل کند، اگر بتواند معنایی برای آن بیابد. نیچه نیز از تبدیل رنج به نیرویی برای رشد سخن می‌گفت. وجه مشترک همهٔ این دیدگاه‌ها آن است که بهبودی از حذف درد آغاز نمی‌شود؛ از بازسازی ظرفیت زندگی در کنار درد آغاز می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید در سطح اجتماعی نیز همین اصل صادق باشد. تاب‌آوری یک ملت به‌این معنا نیست که اختلافی وجود نداشته باشد؛ تاب‌آوری یعنی توانایی حفظ پیوندهای انسانی، حتی زمانی‌که اختلاف‌ها عمیق‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ایران به Tregهای اجتماعی نیاز دارد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مهم‌ترین درس Tregها این است که سلامت یک سیستم به حذف اختلاف‌ها وابسته نیست؛ به ظرفیت تنظیم اختلاف‌ها وابسته است. بدن سالم بدنی نیست که هیچ واکنش ایمنی‌ای نداشته باشد. جامعهٔ سالم نیز جامعه‌ای نیست که همه در آن یکسان فکر کنند. سلامت زمانی شکل می‌گیرد که تفاوت‌ها بتوانند بدون تبدیل‌شدن به جنگ دائمی، در کنار یکدیگر وجود داشته باشند. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به Tregهای اجتماعی نیاز دارد؛ به انسان‌هایی که نقش تنظیم‌کننده را ایفا کنند؛ به معلمان، هنرمندان، روزنامه‌نگاران، درمانگران، روشنفکران، والدین و شهروندانی که بتوانند میان روایت‌های متفاوت پل بزنند؛ به کسانی که به‌جای تشدید التهاب، ظرفیت شنیدن دیگری را ایجاد کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جام جهانی خواهد گذشت. نتایج مسابقات فراموش خواهد شد. اما پرسشی که باقی می‌ماند این است که آیا ما توانسته‌ایم در میان همهٔ تفاوت‌ها، همچنان یکدیگر را بخشی از یک پیکر مشترک ببینیم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همان‌گونه که بدن برای سلامت به سلول‌های Treg نیاز دارد، جامعه نیز برای بقا به نیروهای ترمیم‌کننده، تنظیم‌کننده و آشتی‌دهنده نیاز دارد. شاید آیندهٔ ایران، بیش از هر چیز، به همین سلول‌های اجتماعی وابسته باشد؛ به کسانی که یادآوری می‌کنند می‌توان متفاوت اندیشید، اما همچنان به یک سرزمین تعلق داشت. این شاید مهم‌ترین معنای تاب‌آوری باشد؛ نه حذف اختلاف‌ها، بلکه حفظ پیوندها در میان اختلاف‌ها.</span></p>
<hr />
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/">جام جهانی، تروما و نیاز ایران به ترمیم؛ وقتی سیستم دفاعی به خود حمله می‌کند</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/21/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%8c-%d8%aa%d8%b1%d9%88%d9%85%d8%a7-%d9%88-%d9%86%db%8c%d8%a7%d8%b2-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d9%85%db%8c%d9%85%d8%9b/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26627</post-id>	</item>
		<item>
		<title>راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Jun 2026 01:20:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[الف صدرا]]></category>
		<category><![CDATA[زن، زندگی، آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[سینما]]></category>
		<category><![CDATA[مرجان ساتراپی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26621</guid>

					<description><![CDATA[<p>الف صدرا – ونکوور در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%81-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">الف صدرا</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون با انتشار خبر درگذشت او در پنجاه و شش سالگی، ایران یکی از صداهای منحصربه‌فرد خود را از دست داده است. خانوادهٔ او اعلام کرده‌اند که ساتراپی اندکی بیش از یک‌سال پس از مرگ همسرش، ماتیاس ریپا، درگذشته است. خبر درگذشت او موجی از اندوه را در میان نویسندگان، هنرمندان و فعالان فرهنگی جهان برانگیخت و بسیاری از چهره‌های فرهنگی و سیاسی فرانسه از او به‌عنوان هنرمندی یاد کردند که آزادی را به زبان هنر ترجمه کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی در سال ۱۳۴۸ در رشت متولد و در تهران بزرگ شد. او در خانواده‌ای روشنفکر و سیاسی پرورش یافت؛ خانواده‌ای که از نزدیک تحولات ایران پیش و پس از انقلاب را تجربه کرده بود. کودکی و نوجوانی او هم‌زمان با یکی از پرتلاطم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بود؛ انقلاب ۱۳۵۷، جنگ ایران و عراق، محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی و تغییرات عمیقی که زندگی میلیون‌ها ایرانی را دگرگون کرد. این تجربه‌ها بعدها به مهم‌ترین منابع الهام آثار او تبدیل شدند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی از همان سال‌های نوجوانی با مفهوم تبعید آشنا شد. وقتی ساتراپی چهارده‌ساله بود، مدیر مدرسه‌ را که قصد داشت جواهرات او را ضبط کند، کتک زد و خانواده که نگرانش بودند، او را برای ادامهٔ تحصیل به وین فرستادند. این مهاجرت آغاز دوره‌ای دشوار در زندگی او بود. سال‌هایی سرشار از تنهایی، بحران هویت، احساس بی‌ریشگی و تلاش برای پیداکردن جایگاهی میان دو فرهنگ متفاوت. او بعدها در آثارش بارها به این تجربه بازگشت؛ تجربهٔ انسانیِ کسی که نه کاملاً به سرزمین مادری تعلق دارد و نه در سرزمین جدید احساس درخانه‌بودن می‌کند. همین وضعیت میان‌بودگی بعدها به یکی از مهم‌ترین مضامین آثارش تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از بازگشت کوتاهی به ایران، ساتراپی سرانجام در دههٔ نود میلادی به فرانسه مهاجرت کرد و آنجا بود که مسیر هنری واقعی خود را پیدا کرد. در فرانسه با فضای پویای کمیک و رمان گرافیکی آشنا شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سال ۲۰۰۰ نخستین جلد «پرسپولیس» منتشر شد؛ اثری که نه‌فقط زندگی او، بلکه مسیر تاریخ رمان گرافیکی را نیز تغییر داد. «پرسپولیس» داستان دختری نوجوان است که در میان انقلاب، جنگ، سرکوب و مهاجرت بزرگ می‌شود. روایت از زاویهٔ دید یک کودک آغاز می‌شود؛ کودکی که تلاش می‌کند جهان پیچیدهٔ اطرافش را بفهمد. و همین نگاه کودکانه و صادقانه بود که اثر را به تجربه‌ای جهانی تبدیل کرد.</span></p>
<figure id="attachment_26624" aria-describedby="caption-attachment-26624" style="width: 342px" class="wp-caption alignnone"><img data-recalc-dims="1" fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-26624 size-full" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=342%2C500" alt="مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸‎© Georges Bird / WikiMedia
- - - - -
در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند...
#فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="342" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?w=342&amp;ssl=1 342w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Photo-by-Georges-Bird.jpg?resize=205%2C300&amp;ssl=1 205w" sizes="(max-width: 342px) 100vw, 342px" /><figcaption id="caption-attachment-26624" class="wp-caption-text">مرجان ساتراپی در جشنوارۀ فیلم کن، ۲۰۰۸ ‎© Georges Bird / WikiMedia</figcaption></figure>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیش از «پرسپولیس»، بسیاری از مخاطبان غربی ایران را تنها از دریچهٔ سیاست می‌شناختند. ساتراپی اما ایران را از زاویهٔ زندگی روزمره نشان داد؛ از دل خانواده‌ها، مدرسه‌ها، دوستی‌ها، عشق‌ها و ترس‌های معمولی انسان‌ها. او به‌جای آنکه دربارهٔ حکومت سخنرانی کند، دربارهٔ آدم‌ها داستان گفت. همین رویکرد سبب شد میلیون‌ها خواننده در سراسر جهان با شخصیت‌های او همدلی کنند. «پرسپولیس» به ده‌ها زبان ترجمه شد و به یکی از موفق‌ترین آثار تاریخ رمان گرافیکی تبدیل شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اهمیت «پرسپولیس» تنها در موفقیت تجاری آن نبود. این کتاب جایگاه رمان گرافیکی را نیز ارتقا داد. تا پیش از آن، بسیاری، کمیک را رسانه‌ای صرفاً سرگرم‌کننده می‌دانستند. ساتراپی نشان داد که تصویر و متن می‌توانند در کنار هم به‌اندازهٔ رمان‌های بزرگ ادبی، حامل پیچیدگی‌های انسانی و تاریخی باشند. او ثابت کرد که یک داستان مصور نیز می‌تواند دربارهٔ تبعید، ایدئولوژی، مرگ، آزادی و هویت سخن بگوید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گفتنی است برخی اشارات ساتراپی در «پرسپولیس» ازجمله به ماجرای سینما رکس آبادان، سال‌ها بعد و به‌ویژه پس از مرگش مورد انتقاد قرار گرفت. هرچند ساتراپی در زمان حیاتش بارها تأکید کرد که «پرسپولیس» یک کتاب تاریخ رسمی، تحلیلی یا آکادمیک نیست، بلکه یک داستان مصور خودزندگینامه است و محتوای کتاب بازسازی فضای شایعات و «باورهای عمومی مردم» آن دوران از زاویهٔ دید یک کودک بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پس از موفقیت «پرسپولیس»، ساتراپی به سراغ آثار دیگری رفت. «گلدوزی‌ها» کتابی بود دربارهٔ زنان ایرانی، روابط عاطفی، ازدواج و رازهایی که معمولاً در فضای عمومی بیان نمی‌شوند. این کتاب تصویری متفاوت از زنان ایرانی ارائه می‌داد؛ زنانی شوخ‌طبع، باهوش، منتقد و سرشار از میل به زندگی. اثر دیگر او، «خورش مرغ با آلو»، روایتی تلخ و شاعرانه از عشق، فقدان و مرگ بود که بعدها به فیلمی سینمایی نیز تبدیل شد که گلشیفته فراهانی در آن بازی کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما فعالیت ساتراپی به ادبیات محدود نماند. او خیلی زود به سینما روی آورد و یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های تاریخ کمیک را خلق کرد. فیلم انیمیشن «پرسپولیس» که در سال ۲۰۰۷ با همکاری ونسان پارونو ساخته شد، در جشنوارهٔ کن به نمایش درآمد و جایزهٔ هیئت داوران را دریافت کرد. این فیلم بعدها نامزد جایزهٔ اسکار شد و مخاطبان بسیار گسترده‌تری را با جهان فکری ساتراپی آشنا کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موفقیت سینمایی او اتفاقی گذرا نبود. ساتراپی در سال‌های بعد فیلم‌های متعددی ساخت که هر کدام نشان‌دهندهٔ جسارت او در تجربه‌گرایی بودند. «رادیواکتیو» دربارهٔ زندگی ماری کوری و آثار دیگرش نشان دادند که او نمی‌خواهد صرفاً خالق «پرسپولیس» باقی بماند. بسیاری از هنرمندان پس از خلق یک شاهکار در سایهٔ همان اثر می‌مانند، اما ساتراپی همواره تلاش کرد مسیرهای تازه‌ای را بیازماید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26625" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=326%2C500" alt="راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟ - - - - - در روزگاری که تصویر ایران در بسیاری از رسانه‌های جهان به اخبار هسته‌ای، تنش‌های سیاسی و تیترهای امنیتی تقلیل یافته بود، زنی از دل ادبیات و تصویر برخاست و چهرهٔ دیگری از ایران را به جهان نشان داد؛ چهرهٔ مردمی که عاشق می‌شوند، می‌ترسند، رؤیا می‌بافند، می‌خندند، سوگواری می‌کنند و زیر فشار تاریخ همچنان به زندگی ادامه می‌دهند. مرجان ساتراپی، یکی از مهم‌ترین راویان این ایران بود؛ هنرمندی که توانست تجربهٔ شخصی خود را به اثری جهانی تبدیل کند و نامش را در تاریخ ادبیات، کمیک و سینما ثبت کند... #فیلم #مرجان_ساتراپی #هنر #رسانهٔ_همیاری #رسانه_همیاری" width="326" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?w=326&amp;ssl=1 326w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/71E1ZRNzM7L._SL1153_.jpg?resize=196%2C300&amp;ssl=1 196w" sizes="(max-width: 326px) 100vw, 326px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار فعالیت هنری، ساتراپی همواره چهره‌ای سیاسی و اجتماعی نیز بود؛ هرچند خودش بارها تأکید می‌کرد که پیش از هر چیز یک هنرمند است. او از منتقدان جدی استبداد، سانسور و محدودیت‌های اعمال‌شده بر زنان در ایران بود. در جریان اعتراضات مختلف ایران، به‌ویژه جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر به یکی از صداهای شناخته‌شدهٔ جامعهٔ ایرانی در سطح جهانی تبدیل شد. او در پروژهٔ کتاب مصور «زن، زندگی، آزادی» نقش مهمی ایفا کرد و کوشید صدای معترضان ایرانی را به مخاطبان بین‌المللی منتقل کند. یکی از شرط‌های مرجان ساتراپی برای چاپ این کتاب، قراردادن </span><a href="https://iran-tc.com/wp-content/uploads/2023/09/%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%85%D8%B5%D9%88%D8%B1-%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C.pdf"><span style="font-weight: 400;">نسخهٔ فارسی کتاب به‌صورت آنلاین</span> </a><span style="font-weight: 400;">و رایگان بود تا دسترسی ایرانیان داخل و خارج از کشور و فارسی‌زبانان دیگر به این کتاب آسان شود.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، آنچه ساتراپی را از بسیاری از چهره‌های هنری_سیاسی متمایز می‌کرد، پرهیز او از ساده‌سازی بود. او جهان را به دو قطب خیر و شر تقسیم نمی‌کرد. در آثارش، حتی مخالفانش نیز انسان بودند؛ انسان‌هایی گرفتار تاریخ، ایدئولوژی و ترس. شاید به‌همین دلیل است که نوشته‌ها و فیلم‌هایش هنوز هم پس از گذشت سال‌ها تازگی خود را حفظ کرده‌اند. او بیش از آنکه قضاوت کند، روایت می‌کرد و بیش از آنکه شعار بدهد، می‌کوشید پیچیدگی انسان را نشان دهد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ساتراپی همچنین نمونه‌ای نادر از هنرمندی بود که توانست میان شرق و غرب پلی واقعی بسازد. او نه تصویری رمانتیک از ایران ارائه می‌کرد و نه تصویری سیاه و یکدست. ایرانِ او سرزمینی پیچیده بود؛ جایی‌که در آن عشق و خشونت، امید و ناامیدی، سنت و مدرنیته در کنار هم وجود دارند. همین نگاه چندلایه سبب شد آثارش برای مخاطبان ایرانی و غیرایرانی به یک اندازه جذاب باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اکنون که مرجان ساتراپی دیگر در میان ما نیست، میراث او بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. او تنها نویسنده‌ای موفق یا فیلمسازی شناخته‌شده نبود. او حافظ بخشی از حافظهٔ جمعی ایرانیان بود؛ کسی که تجربهٔ نسل انقلاب، جنگ، مهاجرت و تبعید را به‌زبان هنر ثبت کرد. بسیاری از نویسندگان و هنرمندان می‌آیند و می‌روند، اما تنها تعداد اندکی موفق می‌شوند روایت خود را به بخشی از حافظهٔ جهان تبدیل کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مرجان ساتراپی از همین گروه اندک بود. زنی که از خیابان‌های تهران آغاز کرد، به پاریس رسید و سرانجام داستان زندگی خود را به داستان میلیون‌ها انسان بدل ساخت. آثار او همچنان خوانده خواهند شد، فیلم‌هایش همچنان دیده خواهند شد و آن دختر نوجوانی که در صفحات سیاه و سفید «پرسپولیس» با جهان روبه‌رو می‌شود، همچنان برای نسل‌های آینده زنده خواهد ماند. شاید بزرگ‌ترین پیروزی یک نویسنده نیز چیزی جز همین نباشد؛ اینکه پس از مرگش، صدایش هنوز در جهان شنیده شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کتاب‌ها و فیلم‌های ساتراپی در اغلب کتابخانه‌های مترو ونکوور برای امانت‌گرفتن رایگان در دسترس‌اند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/">راوی صدای یک نسل؛ ساتراپی چگونه حافظهٔ جمعی ما را مصور کرد؟</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/20/%d8%b1%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%b5%d8%af%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d9%86%d8%b3%d9%84%d8%9b-%d8%b3%d8%a7%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%be%db%8c-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%d9%94/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26621</post-id>	</item>
		<item>
		<title>توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 Jun 2026 16:10:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ویژه]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[اسرائیل]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<category><![CDATA[سیما غفارزاده]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26617</guid>

					<description><![CDATA[<p>سیما غفارزاده – ونکوور طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد.  در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7-%d8%ba%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b2%d8%a7%d8%af%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">سیما غفارزاده</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">طی هفته‌های گذشته، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهورر آمریکا، بارها و بارها با ذکر برخی شروط اعلام کرده بود که توافق با جمهوری اسلامی ایران نزدیک است، و این در حالی بود که طرف مقابل هربار این خبرها را تکذیب می‌کرد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نهایت، چهارشنبهٔ این هفته، ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، تفاهم‌نامهٔ میان دو کشور به‌صورت الکترونیکی به امضای رؤسای جمهور رسید. پیش از این اعلام شده بود که جمعه نیز تفاهم‌نامه به‌صورت حضوری در کشور سوئیس به امضای جی. دی. ونس، معاون ریاست جمهوری آمریکا، و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس جمهوری اسلامی ایران، خواهد رسید، هرچند هم زمان با امضای تفاهم‌نامه از سوی دو رئیس‌جمهور، خبرها حاکی از آن است که برگزاری تشریفات رسمی برای امضای حضوری لغو شده یا دست‌کم در تاریخ و زمان اعلام‌شده برگزار نخواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بعدازظهر چهارشنبه، واشنگتن متن یادداشت تفاهم میان دو کشور را که ۱۴ بند دارد، منتشر کرد. ساعاتی بعد ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران، نیز پیش‌نسخه‌ای از این تفاهم‌نامه را منتشر کرد. در خبرها آمده است که نسخه‌های منتشرشدهٔ این تفاهم‌نامه از سوی دو کشور تقریباً یکسان‌اند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">موضوعاتی که در این ۱۴ بند به آن‌ها پرداخته شده‌اند، به پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها ازجمله لبنان، احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر و عدم دخالت در امور داخلی یکدیگر، بازگشایی تنگهٔ هرمز، تعهد دو کشور به مذاکره و دستیابی به توافق نهایی حداکثر ظرف ۶۰ روز (مهلتی که با رضایت متقابل قابل‌تمدید است) دربارهٔ موضوعاتی مانند تعیین تکلیف اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالای موجود در تأسیسات هسته‌ای بمباران‌شده در ایران، اختصاص یافته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ظاهر، آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو از توافقی سخن می‌گویند که هدف آن پایان‌دادن به درگیری‌ها، بازگشایی تنگهٔ هرمز، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و آغاز مذاکرات گسترده‌تر دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای ایران و تحریم‌هاست، اما وقتی به روایت‌های دو طرف نگاه می‌کنیم، تصویر پیچیده‌تر می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مقام‌های جمهوری اسلامی ایرانی این توافق را نشانه‌ای از موفقیت دیپلماسی و حفظ حقوق ایران توصیف می‌کنند. در روایت تهران، جمهوری اسلامی بدون عقب‌نشینی از اصول خود توانسته است طرف مقابل را به پذیرش تعهدات جدید وادار کند. در مقابل، مقام‌های آمریکایی تأکید می‌کنند که این توافق نتیجهٔ فشارهای سیاسی و نظامی بوده و جمهوری اسلامی برای جلوگیری از تشدید بحران ناچار به پذیرش تعهدات تازه شده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، واکنش اسرائیل اهمیت ویژه‌ای دارد. دولت بنیامین نتانیاهو از مدت‌ها پیش بر این باور بوده است که فشار بر جمهوری اسلامی باید تا رسیدن به تغییرات اساسی ادامه پیدا کند. از نگاه بسیاری از مقام‌های اسرائیلی، هر توافقی که به ایران امکان کاهش فشار اقتصادی یا بازیابی بخشی از ظرفیت‌های خود را بدهد، توافق مطلوبی نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در روزهای اخیر، گزارش‌های مختلف از بروز اختلاف‌نظر میان تل‌آویو و واشنگتن حکایت داشته‌اند. هرچند دو کشور همچنان خود را متحدان نزدیک یکدیگر می‌دانند، اما دولت ترامپ توافق را فرصتی برای خروج از یک بحران پرهزینه می‌بیند، در حالی‌که دولت اسرائیل نگران است این توافق به تثبیت وضعیتی منجر شود که از نظر آن کشور همچنان تهدیدآمیز است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این شکاف اهمیت زیادی دارد، زیرا هیچ نظم امنیتی جدیدی در خاورمیانه نمی‌تواند بدون درنظرگرفتن نقش اسرائیل پایدار بماند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در عین حال، تاریخ روابط ایران و آمریکا نشان می‌دهد که در چهار دههٔ گذشته، توافق‌های متعددی شکل گرفته‌اند، امیدهای بسیاری ایجاد شده و سپس در اثر تغییر دولت‌ها، تحولات منطقه‌ای یا بازگشت بی‌اعتمادی‌ها از میان رفته‌اند. هیچ تضمینی وجود ندارد که این بار مسیر متفاوتی طی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما برای مردم ایران و ما ایرانیانِ غربت‌نشین که از دور و با نگرانی تحولات کشورمان را دنبال می‌کنیم، مهم‌ترین موضوع در این تفاهم‌نامه، نادیده‌گرفته‌شده زندگی میلیون‌ها انسانی‌ست که نه در نوشتن و امضا‌شدن آن نقشی داشته‌اند و نه در هیچ‌یک از بندهای آن حتی نامی از آن‌ها و حقوق انسانی‌شان برده شده است؛ هزاران انسان بی‌گناهی که طی کشتار دی‌ماه در مطالبه برای آزادی و حقوق انسانی‌شان جان باختند؛ هزاران نفری که در زیر بمباران جان و مال خود را از دست دادند، میلیون‌ها انسانی که سال‌ها باید با ترومای کشتار و جنگ زندگی کنند، در حالی‌که آن‌طور که پیداست جمهوری اسلامی از جنگی که قرار بود «مداخلهٔ بشردوستانه» یا «عملیات نجات مردم ایران» باشد، جان تازه‌ای یافته، و ماشین کشتارش همچنان در کار است. همین سه‌شنبه، یعنی یک روز پیش از امضای تفاهم‌نامه، جواد زمانی و ابوالفضل ساعدی، دو نفر از بازداشت‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، به جرم «افساد فی الارض» اعدام شدند، هزاران زندانی سیاسی هنوز در بندند و بسیاری از آن‌ها زیر شکنجه و در انتظار بیدادگاه‌های فرمایشی حکومت‌اند، قوهٔ قضاییه برای پرستو احمدی، خوانندهٔ جوانی که «کنسرت فرضی»‌اش را در کاروانسرا اجرا کرد، با اتهامات واهی همیشگی‌اش حکم شلاق صادر کرده است، کاروانال‌های فرمایشی حکومتی شبانه آسایش مردم را سلب کرده است، و… همهٔ این‌ها حاکی از آن است که حکومت هر چقدر در مقابل «دشمن خارجی» یا به تعبیر خودش «شیطان بزرگ» حاضر به امتیاز‌دادن و گذشتن از «حقوق مسلم» و «آرمان‌های انقلاب» است، در «جبههٔ داخلی» قصدی برای پاسخگویی به خواسته‌های بحق و سرکوب‌شدهٔ مردم ایران در طول نزدیک به نیم‌قرن و بهبود وضعیت آنان ندارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تفاهم‌نامهٔ اخیر شاید سایهٔ جنگ را موقتاً دور کند، اما برای مردم ایران تکرار یک واقعیتِ تلخ است؛ در مناسبات سرد جهانی، امنیتِ آبراه‌ها بر جان و حقوق انسان‌ها ارجحیت دارد. با این‌حال، هیچ توافق خارجی و سکوت بین‌المللی‌ای نمی‌تواند بحران مشروعیت حکومتی را که با شهروندانش در جنگ است، بپوشاند. نبرد در «جبههٔ داخلی» همچنان ادامه دارد؛ نه با توهمِ ناجیان خارجی، بلکه با مقاومتِ مستمر و پرهزینه‌ای که جامعهٔ ایران در تنهایی به دوش می‌کشد. تا زمانی‌که در این جبهه صلحی مبتنی بر آزادی برقرار نشود، هیچ تفاهم‌نامه‌ای روی کاغذ، تضمین‌کنندهٔ صلح و ثبات آینده نخواهد بود.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/">توافق با «شیطان بزرگ»، ادامهٔ نبرد در «جبههٔ داخلی»</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/19/%d8%aa%d9%88%d8%a7%d9%81%d9%82-%d8%a8%d8%a7-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%8c-%d8%a7%d8%af%d8%a7%d9%85%d9%87%d9%94-%d9%86%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%af%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26617</post-id>	</item>
		<item>
		<title>نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Jun 2026 15:02:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[هنر و ادبیات]]></category>
		<category><![CDATA[Farsi Dar BC]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا راعی]]></category>
		<category><![CDATA[زبان فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی در بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا راعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26596</guid>

					<description><![CDATA[<p>قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید دکتر لیلا راعی* &#8211; ونکوور  در شمارهٔ گذشته، از دغدغهٔ یکپارچگی زبان فارسی در دیاسپورا گفتیم؛ از اینکه چطور خط‌کشی‌های اداری و نام‌های متفاوت (فارسی، دری و تاجیکی)، گاه پیوند دیرین این پیکرهٔ واحد زبانی را در مدارس کانادا مخدوش می‌کند. اما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، وقتی به درون کلاس‌های درس قدم می‌گذاریم، با واقعیتِ زنده و پرچالش دیگری روبه‌رو می‌شویم: رفتار زبانیِ خودِ کودکان و...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/02/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید</span></a></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b1%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener"><span style="font-weight: 400;">دکتر لیلا راعی</span></a>*<span style="font-weight: 400;"> &#8211; ونکوور </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/02/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">در شمارهٔ گذشته</a>، از دغدغهٔ یکپارچگی زبان فارسی در دیاسپورا گفتیم؛ از اینکه چطور خط‌کشی‌های اداری و نام‌های متفاوت (فارسی، دری و تاجیکی)، گاه پیوند دیرین این پیکرهٔ واحد زبانی را در مدارس کانادا مخدوش می‌کند. اما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌ها، وقتی به درون کلاس‌های درس قدم می‌گذاریم، با واقعیتِ زنده و پرچالش دیگری روبه‌رو می‌شویم: رفتار زبانیِ خودِ کودکان و گره‌های عاطفی آن‌ها با زبان مادری.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۱. معمای آشنا در کلاس‌های زبان مادری</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در بیشتر کلاس‌های آموزش فارسی در دیاسپورا، صحنه‌ای تکرارشونده و آشنا برای آموزگاران وجود دارد: کودکانی که زبان فارسی را به‌خوبی و کلمه‌به‌کلمه می‌فهمند، اما یا توان پاسخ‌دادن به فارسی را ندارند، یا تمایل چندانی به این کار نشان نمی‌دهند. گویی ذهن و زبان آن‌ها در دو مسیر متفاوت حرکت می‌کند؛ کودک مفهوم پرسش را کاملاً درک می‌کند، اما برای پاسخ‌دادن، زبان محیط (انگلیسی) را راحت‌تر و سریع‌تر می‌یابد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، روند تغییر رفتار زبانی کودکان تدریجی است؛ برخی دیگر نیز جمله‌هایی نیمه‌فارسی و نیمه‌انگلیسی به کار می‌برند؛ ساختارهایی که در آن‌ها تنها افعال یا حروف ربط فارسی باقی مانده است. اینجاست که والدین با نگرانی از خود می‌پرسند: آیا زبان مادری در حال ناپدیدشدن است؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اما این مسئله فقط دربارهٔ واژه‌ها نیست. پشت این تغییر آرام، نوعی جابه‌جایی عاطفی و فرهنگی در جریان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۲. زبان؛ جغرافیا و خانهٔ عاطفی ما</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نگاه نخست، ممکن است زبان تنها وسیله‌ای برای انتقال معنا به نظر برسد، اما برای مهاجران، زبان مادری پناهگاه حافظه، صمیمیت و احساس تعلق است. انسان معمولاً نخستین ترس‌ها، لالایی‌ها، طعم کلمات محبت‌آمیز و حتی نخستین قهرها و آشتی‌های زندگی‌اش را با این زبان تجربه می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌همین دلیل، تغییر زبان در نسل دوم، برای خانواده‌ها صرفاً یک چالش آموزشی نیست؛ بلکه پدیده‌ای است که گاه در قالب نوعی فاصلهٔ عاطفی لمس می‌شود. مادری که فرزندش دیگر به فارسی پاسخ نمی‌دهد، تنها نگران دستور زبان او نیست؛ او حس می‌کند بخشی از جهان مشترک و پیوند درونی‌شان در حال کم‌رنگ‌شدن است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۳. «شرم زبانی»؛ واکاوی یک زخم پنهان</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از پیچیده‌ترین تجربه‌های کودکان مهاجر، مسئلهٔ «شرم زبانی» است. بسیاری از آن‌ها در سال‌های ابتدایی مدرسه تلاش می‌کنند هرچه بیشتر با محیط جدید همسان شوند. در این مسیر، لهجه، نام، غذا یا زبان خانوادگی، گاه به چیزی تبدیل می‌شود که کودک مایل به پنهان‌کردنش است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فضای مدرسه، کودک خیلی زود درمی‌یابد که تسلط بر انگلیسیِ روان، نوعی سرمایهٔ اجتماعی و کلید پذیرفته‌شدن است. در نتیجه، برخی ناخودآگاه زبان مادری را به پستوی خانه محدود می‌کنند و حتی از شنیده‌شدن آن در جمع همسالان خجالت می‌کشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بااین‌حال، تجربهٔ ما در کلاس‌های فارسی نشان داده که این وضعیت ماندگار نیست. به‌محض اینکه کودک در محیطی امن و جمعی قرار می‌گیرد که در آن زبان مادری مایهٔ تفاوت منفی یا انزوا نیست، رابطه‌اش با آن دگرگون می‌شود. بچه‌ها در جمع هم‌زبانان خود، ناگهان با اعتماد‌به‌نفس بیشتری فارسی حرف می‌زنند و این تسلط، برایشان به‌نوعی امتیاز و هویت مثبت تبدیل می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۴. آغوش خانه و سرنوشت کلمات</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در میان خانواده‌های مهاجر، الگوهای متفاوتی برای مواجهه با این چالش دیده می‌شود. بعضی از ترس عقب‌ماندن فرزندشان در جامعهٔ جدید، خیلی زود زبان خانه را کاملاً انگلیسی می‌کنند. در مقابل، برخی دیگر تلاش می‌کنند تعادلی پویا میان دو زبان ایجاد کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربه نشان می‌دهد کودکانی که زبان مادری را تنها در قالب «تکلیف و درس» آموزش می‌بینند، معمولاً پیوند عمیقی با آن برقرار نمی‌کنند. زبان، زمانی زنده می‌ماند که با زندگی روزمره و عواطف گره بخورد:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در قصه‌های پیش از خواب،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شوخی‌ها و متلک‌های ظریف خانوادگی،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در شعرهایی که مادربزرگ از راه دور می‌خواند،</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و حتی در کشمکش‌های سادهٔ روزمره.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">من گاهی از دانش‌آموزانم پرسیده‌ام: «شما به چه زبانی فکر می‌کنید؟» </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ یکی از آن‌ها به‌غایت تأمل‌برانگیز بود:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«ما در خانه به‌فارسی فکر می‌کنیم و بیرون از خانه به‌انگلیسی.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید کمتر جمله‌ای بتواند وضعیت ذهنی نسل دوم مهاجر را تا این حد دقیق توصیف کند؛ نسلی که در مرز میان دو جهان زبانی زندگی می‌کند. حقیقت این است که زبان، پیش از آنکه در صفحات کتاب زنده بماند، در بستر رابطه‌ها نفس می‌کشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۵. فرسایش یا زایش؟ فارسیِ دیاسپورا در حال دگرگونی است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پرسش بنیادین این است: آیا ما صرفاً شاهد «فراموشی زبان» هستیم، یا با شکل تازه‌ای از «فارسیِ دیاسپورا» روبه‌رو شده‌ایم؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">امروز در بسیاری از خانه‌های مهاجران، نوعی فارسیِ ترکیبی شکل گرفته است؛ زبانی که واژه‌های انگلیسی را جذب می‌کند، ساختار جمله‌هایش دستخوش تغییر می‌شود و تجربهٔ مهاجرت را در خود بازتاب می‌دهد. برخی این وضعیت را نشانهٔ زوال زبان می‌دانند، اما شاید بتوان آن را نوعی سازگاری طبیعی تلقی کرد؛ همان‌گونه که زبان فارسی در طول تاریخ دیرپای خود، بارها در تماس با فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر دگرگون شده و اصالتش را حفظ کرده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دغدغهٔ اصلی شاید این نباشد که آیا فارسی تغییر می‌کند یا نه، بلکه این است که آیا این زبانِ دگرگون‌شده، همچنان خواهد توانست نقش «خانهٔ عاطفی» را برای نسل‌های بعد ایفا کند؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>۶. فرجام: آینده در لحظه‌های کوچک رقم می‌خورد</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دیاسپورا، زبان مادری میراثی نیست که یک‌بار برای همیشه حفظ شود؛ جریانی است که هر نسل باید دوباره آن را انتخاب کند، به آن جان بدهد و برای امتدادش بکوشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شاید مهم‌ترین نگرانی امروز ما فراتر از نام‌ها و سیاست‌گذاری‌های کلان باشد؛ دغدغهٔ اصلی این است که آیا کودکان امروزِ ونکوور، سوری، یا تورنتو، بیست سال بعد هنوز خود را متعلق به این جهان زبانی خواهند دانست؟</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پاسخ این پرسش هنوز روشن نیست. اما شاید آیندهٔ زبان، نه در ساختارهای بزرگ، بلکه در همین لحظه‌های کوچک و گذرا شکل می‌گیرد:</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی کودکی پس از اصرارهای ما، ناگهان به‌جای “I’m good” لبخند می‌زند و آرام می‌گوید: «خوبم.»</span></p>
<hr />
<p><span style="font-size: 10pt; font-family: sahel;">*<span style="font-weight: 400;">مدیر آموزشی <a href="https://media.hamyaari.ca/tag/farsi-dar-bc/" target="_blank" rel="noopener">فارسی در بی‌سی</a> و دارندهٔ مدرک دکترای زبان و ادبیات فارسی</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/">نام‌های پراکنده، زبان واحد: بازخوانی یک تجربهٔ آموزشی در بریتیش کلمبیا (قسمت دوم)</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/17/%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%be%d8%b1%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%af%d9%87%d8%8c-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26596</post-id>	</item>
		<item>
		<title>پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Jun 2026 17:24:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[برنامه‌ریزی مالی]]></category>
		<category><![CDATA[بیمه اشخاص]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[سرمایه‌گذاری]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[لیلا صادقی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت پول]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور مالی]]></category>
		<category><![CDATA[وام]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26583</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر لیلا صادقی – ونکوور یکی از برداشت‌های رایج اما نادرست دربارهٔ صنعت بیمه این است که آن را صرفاً یک فعالیت تجاری یا فروش خدمات مالی تلقی ‌کنند؛ درحالی‌که ماهیت بیمه به‌مراتب فراتر از یک دادوستد ساده است. بیمه در ذات خود، سازوکاری برای مدیریت ریسک‌های انسانی است؛ ریسک‌هایی که مستقیماً با زندگی، سلامت و امنیت مالی افراد ارتباط دارند. در تجربه‌های بین‌المللی، تفاوت قابل‌توجهی در نگاه به بیمه میان کشورهایی مانند ایران و کانادا...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/">پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%84%db%8c%d9%84%d8%a7-%d8%b5%d8%a7%d8%af%d9%82%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر لیلا صادقی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یکی از برداشت‌های رایج اما نادرست دربارهٔ صنعت بیمه این است که آن را صرفاً یک فعالیت تجاری یا فروش خدمات مالی تلقی ‌کنند؛ درحالی‌که ماهیت بیمه به‌مراتب فراتر از یک دادوستد ساده است. بیمه در ذات خود، سازوکاری برای مدیریت ریسک‌های انسانی است؛ ریسک‌هایی که مستقیماً با زندگی، سلامت و امنیت مالی افراد ارتباط دارند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در تجربه‌های بین‌المللی، تفاوت قابل‌توجهی در نگاه به بیمه میان کشورهایی مانند ایران و کانادا دیده می‌شود. در سیستم‌هایی مانند کانادا، بیمه بخشی از یک ساختار دقیق مدیریت ریسک است و فرآیند ارزیابی اطلاعات با حساسیت و استانداردهای سخت‌گیرانه انجام می‌شود. در چنین فضایی، صداقت اطلاعاتی یک الزام بنیادین در کل فرآیند است و کوچک‌ترین انحراف می‌تواند تبعات حقوقی جدی داشته باشد. به‌طور کلی، داده‌های صنعت بیمه در کانادا نشان می‌دهد که نرخ پرداخت خسارت در بسیاری از رشته‌های بیمه بسیار بالاست و در برخی حوزه‌ها (مانند بیمهٔ عمر) به حدود ۹۷ تا ۹۹ درصد می‌رسد. این موضوع نشان می‌دهد که در یک سیستم شفاف و مبتنی بر افشای کامل اطلاعات، بخش عمدهٔ تعهدات بیمه‌ای بدون اختلاف و در چارچوب قرارداد پرداخت می‌شود؛ به‌این معنا که بیمه، در عمل توانسته نقش واقعی خود را در زمان وقوع بحران ایفا کند و به پشتوانه‌ای قابل‌اتکا برای افراد و خانواده‌ها تبدیل شود، به‌گونه‌ای که هزینه‌های سنگین درمان، جبران خسارت و حتی حفظ ثبات مالی بلندمدت را پوشش داده و در بسیاری موارد از فروپاشی اقتصادی خانواده‌ها جلوگیری کرده است. در کنار کارکرد حمایتی، بیمه در این ساختار نقش مهمی در برنامه‌ریزی مالی و سرمایه‌گذاری نیز ایفا می‌کند؛ نقشی که از پایبندی به اصل صداقت ناشی می‌شود و اعتبار صنعت بیمه را در عمل تثبیت می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در مقابل، در فضای ایران، در برخی موارد بیمه بیشتر به‌عنوان «خدمات قابل‌خریدوفروش فوری» تلقی می‌شود و نه یک قرارداد مبتنی بر مسئولیت مشترک و افشای کامل اطلاعات. این تفاوت نگاه، گاهی باعث شکل‌گیری انتظارات نادرست از بیمه و در نهایت بروز برداشت‌هایی مانند «عدم پرداخت خسارت» می‌شود؛ در واقع، بخشی از این ذهنیت که «بیمه پول نمی‌دهد» از همین نقطه شکل می‌گیرد. زمانی‌که قرارداد بر پایهٔ اطلاعات ناقص یا نادرست شکل بگیرد، طبیعی است که در زمان بررسی خسارت، اختلاف و نارضایتی ایجاد شود. در نتیجه، مشکلی که ریشه در مرحلهٔ آغاز قرارداد داشته، در ذهن بسیاری از افراد به‌عنوان «بدقولی بیمه» ثبت می‌شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نقطهٔ آغاز قرارداد: جایی که صداقت تعیین‌کننده است</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">چندی پیش، متقاضی‌ای برای دریافت بیمه‌نامه به من مراجعه کرد. روند بررسی پرونده مانند همیشه آغاز شد؛ گفت‌وگو دربارهٔ شرایط سلامتی، سوابق پزشکی و تکمیل اطلاعات اولیه برای ارزیابی ریسک. در میان صحبت‌ها مشخص شد که همان روز، فرد به پزشک مراجعه کرده و دارویی برای او تجویز شده است. شاید از نگاه بسیاری، این موضوع مسئلهٔ مهمی به نظر نرسد؛ تنها یک ویزیت ساده و یک نسخهٔ دارویی. اما در ارزیابی بیمه، همین موضوع می‌تواند نشانهٔ شروع یک وضعیت درمانی یا شرایطی باشد که هنوز به ثبات نرسیده است. بر اساس معیارهای بیمه، ثبت این موضوع به‌این معنا بود که در آن مقطع زمانی امکان صدور آن بیمه‌نامهٔ خاص وجود نداشت و لازم بود مدتی از مصرف دارو و روند درمان بگذرد تا وضعیت سلامتی فرد پایدار و قابل‌ارزیابی شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در آن لحظه، دو مسیر برای یک مشاور مالی وجود دارد؛ موضوع نادیده گرفته شود، فرم‌ها بدون اشاره به آن موضوع تکمیل شوند و بیمه‌نامه صادر شود. در ظاهر، همه‌چیز به‌نفع مشتری خواهد بود: مشتری یک بیمه‌نامه با پوشش مناسب دریافت کرده است! اما مسئلهٔ اصلی، «شادی آن لحظه» نیست؛ مسئله، روزی است که ممکن است فرد واقعاً به آن بیمه نیاز پیدا کند. اگر در آینده خسارتی رخ دهد، شرکت بیمه سوابق پزشکی و اطلاعات اولیه را با دقت بررسی خواهد کرد. درصورتی‌که مشخص شود آن فرد در زمان صدور بیمه‌نامه، شرایط واقعی خود را اعلام نکرده، نتیجهٔ چنین وضعیتی می‌تواند عدم پرداخت پوشش بیمه و بی‌اعتبارشدن قرارداد باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گرچه آن فرد با دلخوری سراغ مشاور دیگری رفت و بیمه‌نامه‌ای هم برای او صادر شد، اما این همهٔ ماجرا نیست! اگر روزی آن فرد به پوشش بیمه نیاز داشته باشد، آن زمان مشخص می‌شود که آیا واقعاً یک پشتوانهٔ معتبر در اختیار داشته یا فقط یک قرارداد کاغذی!</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>مرز میان عدم صداقت و نتیجهٔ نامعلوم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در فرآیند صدور بیمه‌نامه، شرکت بیمه بر اساس اطلاعات دریافتی از بیمه‌گذار، ارزیابی ریسک و تعیین شرایط پوشش را انجام می‌دهد. این اطلاعات مبنای اصلی قرارداد است و هرگونه عدم شفافیت می‌تواند ماهیت تعهدات را تغییر دهد. از این منظر، بیمه صرفاً یک محصول قابل‌خریدوفروش نیست، بلکه قراردادی مبتنی بر اعتماد متقابل است. این اعتماد در قالب اصل «حسن‌نیت حداکثری» تعریف می‌شود و بر اساس آن، طرفین موظف‌اند اطلاعات مؤثر در ارزیابی ریسک را کامل و دقیق ارائه کنند؛ عدم رعایت این اصل می‌تواند به رد یا ابطال تعهدات در زمان خسارت منجر شود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تجربه‌های عملی نشان می‌دهد بسیاری از اختلافات در زمان خسارت، ناشی از نقص یا ناهماهنگی اطلاعات اولیه است، نه عدم تعهد شرکت بیمه. در چنین شرایطی، حتی با وجود صدور بیمه‌نامه، در صورت اثبات اطلاعات ناقص یا نادرست، امکان بی‌اعتباری قرارداد وجود دارد. این وضعیت در نگاه عمومی به‌اشتباه به‌عنوان «عدم پرداخت خسارت» تلقی می‌شود، در حالی‌که ریشهٔ آن در مرحلهٔ تشکیل قرارداد است. این موضوع صرفاً حقوقی نیست و می‌تواند مستقیماً بر امنیت مالی افراد اثر بگذارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این چارچوب، نقش مشاور بیمه صرفاً صدور یا فروش بیمه‌نامه نیست، بلکه شناسایی و انتقال شفاف ریسک است، حتی اگر منجر به عدم صدور فوری بیمه‌نامه شود. در مقابل، بیمه‌گذار نیز موظف به ارائهٔ اطلاعات واقعی است؛ هرگونه پنهان‌کاری، حتی با هدف کاهش هزینه یا تسریع فرآیند، می‌تواند به ازبین‌رفتن پوشش بیمه‌ای منجر شود.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>بیمه، جایی برای تصمیم‌های کوچک با پیامدهای بزرگ</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بیمه زمانی کارکرد واقعی خود را نشان می‌دهد که از ابتدا بر پایهٔ شفافیت شکل گرفته باشد؛ در غیر این صورت، حتی یک قرارداد رسمی نیز می‌تواند در لحظهٔ نیاز، به توافقی بی‌اثر تبدیل شود. در نتیجه، بیمه نه محصولی برای خرید فوری، بلکه سیستمی مبتنی بر اعتماد است؛ اعتمادی که فقط با صداقت دوطرفه معنا پیدا می‌کند.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/">پشت پردهٔ بیمه: چرا صداقت تعیین‌کننده است؟ &#8211; بیمه، فراتر از یک قرارداد </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/14/%d9%be%d8%b4%d8%aa-%d9%be%d8%b1%d8%af%d9%87%d9%94-%d8%a8%db%8c%d9%85%d9%87-%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%82%d8%aa-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26583</post-id>	</item>
		<item>
		<title>دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/13/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87%d9%94-%d8%b9%d8%a7%d8%b7%d9%81%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/13/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87%d9%94-%d8%b9%d8%a7%d8%b7%d9%81%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 13 Jun 2026 18:59:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانگر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سعید ممتازی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26577</guid>

					<description><![CDATA[<p>دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور در این مقاله سعی کرده‌ام از دیدگاه علمی به سبک‌های دلبستگی در روابط عاطفی بپردازم. برای جلوگیری از تکرار به‌تناوب از دو کلمهٔ همسر و پارتنر استفاده کرده‌ام، اما منظور یکسانی داشته‌ام. در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی بزرگسالان، معمولاً دو بُعد اصلی بررسی می‌شود: اضطراب دلبستگی (Attachment Anxiety) اجتناب دلبستگی (Attachment Avoidance) افراد با سبک دلبستگی ایمن معمولاً سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را تجربه می‌کنند؛...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/13/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87%d9%94-%d8%b9%d8%a7%d8%b7%d9%81%db%8c/">دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%b3%d8%b9%db%8c%d8%af-%d9%85%d9%85%d8%aa%d8%a7%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سعید ممتازی</a>، مشاور و روان‌درمانگر* – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این مقاله سعی کرده‌ام از دیدگاه علمی به سبک‌های دلبستگی در روابط عاطفی بپردازم. برای جلوگیری از تکرار به‌تناوب از دو کلمهٔ همسر و پارتنر استفاده کرده‌ام، اما منظور یکسانی داشته‌ام. در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی بزرگسالان، معمولاً دو بُعد اصلی بررسی می‌شود:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اضطراب</span> <span style="font-weight: 400;">دلبستگی (Attachment Anxiety)</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">اجتناب</span> <span style="font-weight: 400;">دلبستگی (Attachment Avoidance)</span></span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">افراد با سبک</span> <span style="font-weight: 400;">دلبستگی</span> <span style="font-weight: 400;">ایمن معمولاً سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را تجربه می‌کنند؛ اما بالابودن اضطراب یا اجتناب، با نوعی دلبستگی</span> <span style="font-weight: 400;">ناایمن همراه است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کسانی که در بُعد اضطراب دلبستگی نمرهٔ بالایی دارند، معمولاً بیش‌ازحد نگرانِ دردسترس‌بودن و پاسخ‌گوبودن همسر یا پارتنر خود هستند. در مقابل، افرادی که در بُعد اجتناب نمرهٔ بالایی دارند، ترجیح می‌دهند فاصلهٔ احساسی خود را حفظ کنند و از وابستگی زیاد پرهیز کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">برخی افراد هم به‌صورت ترکیبی دچار دلبستگی</span> <span style="font-weight: 400;">آشفته</span> <span style="font-weight: 400;">(Disorganized Attachment) هستند؛ الگویی که در آن فرد از یک‌سو اضطراب شدیدی را تجربه می‌کند و از سوی دیگر، هنگام دریافت اطمینان و محبت، نمی‌تواند به آن اعتماد کند یا از آن بهره ببرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ویژگی‌های دلبستگی ایمن</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افراد دارای دلبستگی ایمن معمولاً باکیفیت‌ترین روابط را تجربه می‌کنند؛ روابطی که بر پایهٔ اعتماد، تعهد، دوام و وابستگی متقابل سالم شکل گرفته‌اند. آن‌ها:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌راحتی احساسات و نیازهای خود را بیان می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای پاسخ‌گویی به نیازهای عاطفی پارتنر‌شان در دسترس‌اند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">خود را دوست‌داشتنی و ارزشمند می‌دانند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باور دارند که می‌توانند بر روابط خود تأثیر مثبت بگذارند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دیگران را اساساً قابل‌اعتماد می‌بینند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">می‌توانند هم‌زمان به احساسات خود و همسرشان توجه کنند، بدون آنکه در آن‌ها غرق شوند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از صمیمیت عاطفی نمی‌ترسند و در عین حال استقلال خود را نیز حفظ می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انعطاف‌پذیرند و می‌توانند میان استقلال فردی و نزدیکی عاطفی تعادل برقرار کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هم در روابط نزدیک و هم در جمع‌های اجتماعی، همکاری و وابستگی متقابل سالمی دارند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ویژگی‌های دلبستگی اضطرابی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">افراد دارای دلبستگی اضطرابی، مدام جایگاه و اهمیت خود را در رابطه زیر نظر دارند. آن‌ها:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نسبت به کوچک‌ترین نشانه‌های عاطفی حساس‌اند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سریع به نتیجه‌گیری‌های منفی می‌رسند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگام دوری از پارتنر خود دچار نگرانی یا وحشت می‌شوند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نیاز شدیدی به اطمینان‌گرفتن از دوست‌داشته‌شدن دارند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">سناریوهای فاجعه‌آمیز را در ذهن خود می‌سازند و به آن‌ها باور پیدا می‌کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">به‌دلیل نگرانی مداوم از طردشدن، رفتارهای جست‌وجوی نزدیکی را با شدت بیشتری نشان می‌دهند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گاهی از سوی دیگران «وابسته»، «نیازمند» یا «چسبنده» تلقی می‌شوند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دقت بیش‌ازحد آن‌ها نسبت به نشانه‌های رابطه می‌تواند برای شریک عاطفی حالت کنترل‌گرانه پیدا کند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">هنگام ترس از رهاشدن، ممکن است رفتارهای مطالبه‌گرانه، خشمگینانه یا تهدیدآمیز نشان دهند تا توجه پارتنر خود را جلب کنند.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دائماً نگران‌اند که کسی جای آن‌ها را در دل همسرشان بگیرد، طرد شوند یا عشق او را از دست بدهند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کسانی که سبک دلبستگی اجتنابی دارند، معمولاً نیازهای عاطفی و وابستگی خود را سرکوب می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آن‌ها در طول زندگی آموخته‌اند که برای کنارآمدن با ناراحتی‌های عاطفی، خود را مشغول کنند یا از دیگران فاصله بگیرند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ویژگی‌های رایج آن‌ها عبارت‌اند از:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تأکید زیاد بر خودکفایی و مستقل بودن</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">دشواری در درخواست کمک از دیگران</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">احساس ناراحتی زمانی که رابطه بیش‌ازحد صمیمی می‌شود.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گریز از تعهدهای عاطفی عمیق</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">کم‌اهمیت جلوه‌دادن نیازهای عاطفی شریک زندگی</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">عقب‌نشینی یا سکوت هنگام گفت‌وگوهای عاطفی عمیق</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فاصله‌گرفتن از تعارض‌ها به‌جای مواجهه با آن‌ها</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برای این افراد، حفظ روابط عمیق و بلندمدت می‌تواند چالش‌برانگیز باشد؛ زیرا نزدیکی عاطفی گاهی برایشان احساس ناامنی ایجاد می‌کند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>چگونه سبک‌های دلبستگی ناایمن تعارض را تشدید می‌کنند؟</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">گاهی دو نفر با سبک‌های دلبستگی متفاوت وارد رابطه می‌شوند و ناخواسته در چرخه‌ای گرفتار می‌شوند که هر روز تعارض را بیشتر می‌کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مثلاً «مریم» و «سهراب» سه سال پس از آغاز رابطه‌شان برای زوج‌درمانی مراجعه کردند. مشکل اصلی آن‌ها مشاجره‌های مکرر و فزاینده بود. مریم در کودکی تجربه‌هایی از طردشدگی و رهاشدگی داشت و همواره نگران بود که سهراب او را ترک کند. در مقابل، سهراب بیشتر ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی را داشت. او در کودکی آموخته بود که هنگام تنش‌های خانوادگی احساساتش را خاموش کند و تنها به خودش متکی باشد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یک بار سهراب برای کاری چند دقیقه‌ای از خانه بیرون رفت، اما حدود یک ساعت بعد برگشت. موبایلش خاموش شده بود و مریم نتوانسته بود با او تماس بگیرد. در این فاصله، مریم دچار اضطراب شدیدی شد. وقتی سهراب برگشت، او را متهم کرد که چیزی را پنهان می‌کند و حتی گفت شاید دختر دیگری در زندگی او وجود دارد. از نگاه سهراب، واکنش مریم اغراق‌آمیز و غیرمنطقی بود و در نتیجه از بحث کنار کشید. اما از نگاه مریم، سهراب نگرانی او را نادیده گرفته و هیچ تلاشی برای آرام‌کردنش نکرده بود. وقتی مریم با شدت بیشتری به‌دنبال اطمینان و نزدیکی رفت، سهراب بیشتر عقب نشست و فاصله گرفت، و هرچه سهراب فاصله گرفت، ترس مریم از رهاشدن بیشتر شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در نتیجه چرخه‌ای شکل گرفت: </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b> </b><span style="font-weight: 400;">ترس</span> <span style="font-weight: 400;">از</span> <span style="font-weight: 400;">رهاشدن ← جست</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">وجوی</span> <span style="font-weight: 400;">شدید</span> <span style="font-weight: 400;">اطمینان ← احساس</span> <span style="font-weight: 400;">خفگی</span> <span style="font-weight: 400;">در</span> <span style="font-weight: 400;">شریک</span> <span style="font-weight: 400;">اجتنابی ← عقب</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">نشینی</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">فاصله</span> <span style="font-weight: 400;">گرفتن ← تشدید</span> <span style="font-weight: 400;">ترس</span> <span style="font-weight: 400;">از</span> <span style="font-weight: 400;">رهاشدن</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">به</span><b>‌</b><span style="font-weight: 400;">طور</span> <span style="font-weight: 400;">خلاصه</span> <span style="font-weight: 400;">دلبستگی</span> <span style="font-weight: 400;">اضطرابی</span> <span style="font-weight: 400;">بیشتر</span> <span style="font-weight: 400;">با</span> <span style="font-weight: 400;">این</span> <span style="font-weight: 400;">باورهای</span> <span style="font-weight: 400;">درونی</span> <span style="font-weight: 400;">همراه</span> <span style="font-weight: 400;">است</span><b>:</b></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«نکنه مرا ترک کنه؟»</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«آیا واقعاً برایش مهم هستم؟»</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«وقتی فاصله می‌گیره، یعنی دیگه دوستم نداره؟»</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و معمولاً فرد برای کسب اطمینان، بیشتر به رابطه می‌چسبد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">دلبستگی</span> <span style="font-weight: 400;">اجتنابی بیشتر با این باورها همراه است:</span></span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«به کسی وابسته نشم، بهتره.»</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«خیلی نزدیک‌شدن خطرناکه.»</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">«باید روی پای خودم بایستم.»</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و معمولاً فرد هنگام صمیمیت زیاد، عقب می‌نشیند یا فاصله می‌گیرد.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26581" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/pexels-karola-g-7273322.jpg?resize=500%2C500" alt="دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - - -
در این مقاله سعی کرده‌ام از دیدگاه علمی به سبک‌های دلبستگی در روابط عاطفی بپردازم. برای جلوگیری از تکرار به‌تناوب از دو کلمهٔ همسر و پارتنر استفاده کرده‌ام، اما منظور یکسانی داشته‌ام. در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی بزرگسالان، معمولاً دو بُعد اصلی بررسی می‌شود:

اضطراب دلبستگی (Attachment Anxiety)
اجتناب دلبستگی (Attachment Avoidance)

افراد با سبک دلبستگی ایمن معمولاً سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را تجربه می‌کنند؛ اما بالابودن اضطراب یا اجتناب، با نوعی دلبستگی ناایمن همراه است...
#سلامت_روان #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/pexels-karola-g-7273322.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/pexels-karola-g-7273322.jpg?resize=300%2C300&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/pexels-karola-g-7273322.jpg?resize=150%2C150&amp;ssl=1 150w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/pexels-karola-g-7273322.jpg?resize=83%2C83&amp;ssl=1 83w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>نگاه روان‌درمانگرانه</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">از دیدگاه درمان‌های مبتنی بر دلبستگی، مشکل اصلی معمولاً این نیست که یکی از طرفین «زیادی حساس» یا دیگری «زیادی سرد» است؛ بلکه هر دو نفر در حال محافظت از زخم‌های قدیمی خود هستند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرد اضطرابی می‌گوید: «لطفاً مرا ترک نکن.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و فرد اجتنابی در عمق وجودش می‌گوید: «لطفاً مرا تحت فشار قرار نده و کنترل نکن.»</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی این دو پیام پنهان شنیده و درک شوند، رابطه از میدان نبرد به فضایی برای همدلی و ترمیم تبدیل می‌شود. این همان چیزی است که نظریهٔ دلبستگی و درمان هیجان‌مدار (Emotionally Focused Therapy: EFT) بر آن تأکید می‌کنند: پشت هر تعارض، معمولاً نیاز عمیقی برای امنیت، دیده‌شدن و دوست‌داشته‌شدن وجود دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم این که هیچ‌کدام از این سبک‌ها «عیب یا اختلال شخصیت» نیستند؛ اغلب آن‌ها راه‌هایی‌اند که در کودکی برای محافظت از خود آموخته‌ایم. خبر خوب این است که سبک‌های ناایمن دلبستگی می‌تواند در طول زندگی، به‌ویژه در روابط امن و با روان‌درمانی، به‌سمت دلبستگی ایمن‌تر تغییر کند. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در دنبالهٔ این نوشتار دو پرسش‌نامه برای تمرین می‌آورم. توجه</span> <span style="font-weight: 400;">کنید این پرسش‌نامه‌ها بیشتر ابزار</span> <span style="font-weight: 400;">خودارزیابی</span> <span style="font-weight: 400;">و</span> <span style="font-weight: 400;">آموزشی‌اند و به‌تنهایی تشخیص رسمی نمی‌دهند، اما می‌توانند شدت گرایش به دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی را نشان دهند. امیدوارم زوج‌ها از این پرسش‌نامه‌ها برای ارزیابی خود و پارتنرشان با هدف بهبود </span><span style="font-weight: 400;">رابطه استفاده کنند و آن را برای قضاوت یا </span></span><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انگ‌زدن به هم به کار نبرند. </span><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">هر پرسش از ۱ تا ۵ نمره دارد و هر مقیاس ۶ سؤال دارد. برای ارزیابی مجموع نمرات ۶ </span><span style="font-weight: 400;">سؤال را با هم جمع کنید:</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۹ تا ۱۲: بسیار کم (نشانه‌های جزئی دلبستگی اضطرابی یا اجتنابی)</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۳ تا ۱۸: خفیف</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۱۹ تا ۲۴: متوسط</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">۲۵ تا ۳۰: شدید</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;">پرسش نامه های تمرینی یادشده به شکل جدول همراه این مطلب آمده است. پرسش‌نامۀ <strong>«آیا در رابطه ام دلبستگی اضطرابی دارم؟»</strong> کمک می‌کند ببینید تا چه اندازه نگرانی، ترس از طردشدن یا نیاز به اطمینان خاطر در روابط عاطفی شما حضور دارد. و پرسش‌نامۀ <strong>«آیا در رابطه ام دلبستگی اجتنابی دارم؟»</strong> به شما کمک می‌کند ببینید تا چه اندازه از صمیمیت عاطفی فاصله می‌گیرید یا برای حفظ استقلال خود، ناخودآگاه دیوار می‌کشید.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26579" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B1.jpg?resize=640%2C483" alt="دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - - -
در این مقاله سعی کرده‌ام از دیدگاه علمی به سبک‌های دلبستگی در روابط عاطفی بپردازم. برای جلوگیری از تکرار به‌تناوب از دو کلمهٔ همسر و پارتنر استفاده کرده‌ام، اما منظور یکسانی داشته‌ام. در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی بزرگسالان، معمولاً دو بُعد اصلی بررسی می‌شود:

اضطراب دلبستگی (Attachment Anxiety)
اجتناب دلبستگی (Attachment Avoidance)

افراد با سبک دلبستگی ایمن معمولاً سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را تجربه می‌کنند؛ اما بالابودن اضطراب یا اجتناب، با نوعی دلبستگی ناایمن همراه است...
#سلامت_روان #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="483" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B1.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B1.jpg?resize=300%2C226&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26580" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2.jpg?resize=640%2C507" alt="دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی
نوشتهٔ دکتر سعید ممتازی، مشاور و روان‌درمانگر
- - - - - - -
در این مقاله سعی کرده‌ام از دیدگاه علمی به سبک‌های دلبستگی در روابط عاطفی بپردازم. برای جلوگیری از تکرار به‌تناوب از دو کلمهٔ همسر و پارتنر استفاده کرده‌ام، اما منظور یکسانی داشته‌ام. در پژوهش‌های مربوط به دلبستگی بزرگسالان، معمولاً دو بُعد اصلی بررسی می‌شود:

اضطراب دلبستگی (Attachment Anxiety)
اجتناب دلبستگی (Attachment Avoidance)

افراد با سبک دلبستگی ایمن معمولاً سطح پایینی از اضطراب و اجتناب را تجربه می‌کنند؛ اما بالابودن اضطراب یا اجتناب، با نوعی دلبستگی ناایمن همراه است...
#سلامت_روان #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="640" height="507" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2.jpg?w=750&amp;ssl=1 750w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%E2%80%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%D9%94-%D8%AA%D9%85%D8%B1%DB%8C%D9%86%DB%8C-%DB%B2.jpg?resize=300%2C238&amp;ssl=1 300w" sizes="auto, (max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<hr />
<p><span style="font-family: sahel; font-size: 10pt;">*<span style="font-weight: 400;">از بنیان‌گذاران<a href="https://behravan.ai/" target="_blank" rel="noopener"> پلتفرم بهروان</a>، عضو ارشد انجمن مشاوران درمانگر کانادا، دکترای تخصصی از ایران، فلوشیپ و گواهینامهٔ مشاوره از دانشگاه UCLA، گواهینامهٔ مصاحبهٔ انگیزشی و Award of Achievement از دانشگاه UBC</span></span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/13/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87%d9%94-%d8%b9%d8%a7%d8%b7%d9%81%db%8c/">دلبستگی و سبک‌های آن در رابطهٔ عاطفی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/13/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%b3%d8%a8%da%a9%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87%d9%94-%d8%b9%d8%a7%d8%b7%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26577</post-id>	</item>
		<item>
		<title>جام جهانی با اولین‌ها</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/11/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/11/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Jun 2026 13:55:55 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[آمریکا]]></category>
		<category><![CDATA[جام جهانی فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[علیرضا فدایی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[مکزیک]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ونکوور]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26563</guid>

					<description><![CDATA[<p>علیرضا فدایی – ونکوور اگر فوتبال را از دههٔ نود میلادی دنبال کرده باشید، احتمالاً تبلیغات جام جهانی ۲۰۰۲ را به خاطر دارید. در تبلیغات ورزشگاه‌ها یک طرف تبلیغات جام جهانی ژاپن بود و یک طرف جام جهانی کره. این کشمکش طولانی سرانجام به برگزاری مشترک جام جهانی در دو کشور برای اولین بار ختم شد. حالا برای اولین بار در تاریخ، جام جهانی در سه کشور آمریکای شمالی یعنی آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار می‌شود....</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/11/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7/">جام جهانی با اولین‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="http://media.hamyaari.ca/tag/%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d9%81%d8%af%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">علیرضا فدایی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">اگر فوتبال را از دههٔ نود میلادی دنبال کرده باشید، احتمالاً تبلیغات جام جهانی ۲۰۰۲ را به خاطر دارید. در تبلیغات ورزشگاه‌ها یک طرف تبلیغات جام جهانی ژاپن بود و یک طرف جام جهانی کره. این کشمکش طولانی سرانجام به برگزاری مشترک جام جهانی در دو کشور برای اولین بار ختم شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">حالا برای اولین بار در تاریخ، جام جهانی در سه کشور آمریکای شمالی یعنی آمریکا، مکزیک و کانادا برگزار می‌شود. البته این بار تا جایی که من اطلاع دارم رقابتی بین این سه کشور برای میزبانی انحصاری وجود نداشته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این بین آمریکا یک بار در سال ۱۹۹۴ و مکزیک دوبار در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۶ میزبان جام جهانی بوده‌اند، اما کانادا برای اولین بار میزبان جام جهانی فوتبال مردان است و دو شهر ونکوور و تورنتو میزبان سیزده بازی خواهند بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین برای اولین بار تعداد تیم‌ها به ۴۸ تیم افزایش یافته است. این افزایش ۵۰ درصدی از ۳۲ تیم، صدالبته بدون انتقاد نبوده است، مخصوصاً وقتی بحث کیفیت رقابت‌ها در میان است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">وقتی تیم‌های سرتر منطقهٔ کونکاکاف (آمریکای شمالی و مرکزی) ازجمله مکزیک و آمریکا به‌دلیل میزبانی به‌طور خودکار وارد مسابقات می‌شوند، آن‌وقت جا برای تیم‌هایی مثل هائیتی و کوراسائو هم باز می‌شود. کوراسائو جزیرهٔ کوچکی است با کمتر از ۱۶۰ هزار نفر جمعیت که شاید همین یک بار شانس حضور در جام جهانی را پیدا کند.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26565" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0625.jpg?resize=500%2C333" alt="جام جهانی با اولین‌ها
نوشتهٔ علیرضا فدایی
باخت درون و بیرون زمین، نگاهی به عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی قطر
#جام_جهانی #جام_جهانی_فوتبال #فوتبال #WorldCup2026 #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="333" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0625.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0625.jpg?resize=300%2C200&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0625.jpg?resize=95%2C62&amp;ssl=1 95w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">همچنین کیپ ورد هم از قارهٔ آفریقا برای اولین بار به جام جهانی راه یافته است. باید اعتراف کنم حتی نام هیچ‌کدام از این دو کشور را پیش از این نشنیده بودم.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مثل همیشه میزبانی و هزینهٔ برگزاری چنین رویدادهای بزرگی از چند سال پیش مورد بحث و انتقاد بوده است. به‌خاطر دارم که مونترآل هم در بین شهرهای مورد بحث برای میزبانی بود، ولی منصرف شد. البته ونکوور هم در فکر انصراف از میزبانی بود که در نهایت تصمیم به برگزاری هفت مسابقه گرفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">آنچه که در کنار هزینه‌های بالای میزبانی چنین رویدادهایی مطرح است به کنار، گویا فیفا، فدراسیون بین‌المللی فوتبال، قرارداد‌های سفت و سخت، محدودکننده، یک‌طرفه و بعضاً غیرمنطقی‌ای با شهرهای برگزارکننده دارد. در عین حال که تعویض چمن مصنوعی ورزشگاه بی‌سی پِلِیس با چمن طبیعی منطقی به‌ ظر می‌رسد، فیفا انتظار دارد هیچ رویداد بزرگ دیگری در زمان برگزاری جام جهانی در آن شهر انجام نشود. صحبت‌های زیادی در این مورد هست که گویا میزبانی جام جهانی مثل چک سفیدامضا دادن به فیفا است و تردید نیست که هزینه‌‌های برگزاری از ابتدای پیش‌بینی تا به الان بسیار بالاتر رفته است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">البته همیشه هم‌زمان با آمادگی برگزاری این رویدادهای بزرگ بحث مزایای مختلف ازجمله جهش اقتصادی هم مطرح می‌شود. به‌نحوی طرفداران این رویدادها هزینه‌‌ها را با مزایای اقتصادی توجیه می‌کنند. ببینیم میزبانی در کشورهایی مثل کانادا و آمریکا که فوتبال یا ساکر هنوز هم محبوب‌ترین ورزش در آن‌ها نیست، چه پیامدی دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مثل هر جام جهانی دیگری فهرستی از پیش‌بینی‌ها و نکات جالب توجه وجود دارد، فوق‌ستاره‌ها، تازه‌واردها و غیره، که حالا نگاهی به برخی از آن‌ها می‌اندازیم.</span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26567" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0620.jpg?resize=333%2C500" alt="جام جهانی با اولین‌ها
نوشتهٔ علیرضا فدایی
باخت درون و بیرون زمین، نگاهی به عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی قطر
#جام_جهانی #جام_جهانی_فوتبال #فوتبال #WorldCup2026 #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="333" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0620.jpg?w=333&amp;ssl=1 333w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/IMG_0620.jpg?resize=200%2C300&amp;ssl=1 200w" sizes="auto, (max-width: 333px) 100vw, 333px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>تازه‌واردها:</b><span style="font-weight: 400;"> در کنار کوراسائو و کیپ ورد، با توجه به افزایش سهمیهٔ قاره‌ها ازجمله آسیا، دو تیم ازبکستان و اردن هم برای اولین بار در تاریخ خود به جام جهانی راه پیدا کرده‌اند؛ اردن، نایب‌قهرمان غیرمنتظرهٔ جام ملت‌های آسیا، و ازبکستان که چند سالی‌ست موی دماغ تیم ایران شده و نه‌تنها در چند بازی قبلی این دو تیم نباخته، بلکه ایران را شکست هم داده است. تردیدی نیست که این گامی بزرگ در رشد و پیشرفت این دو حریف آسیایی در آینده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>غایب بزرگ: </b><span style="font-weight: 400;">بزرگ‌ترین غایب این دوره بی‌تردید ایتالیا، قهرمان چهار دورهٔ این مسابقات، است که در عین ناباوری برای سومین دورهٔ پیاپی از راهیابی به جام جهانی باز مانده است. جالب است بدانید در دور پذیرش برای جام جهانی تیم نروژ که به‌هیچ عنوان افتخار و اعتبار ایتالیا را ندارد، در گروه اول شد. از این دردناک‌تر شاید باخت در بازی و شانس پایانی به تیم بوسنی و هرزگوین بود که اصلاً از نظر افتخار و اعتبار در ردهٔ ایتالیا نیست. وقتی حتی با افزایش سهمیهٔ تیم‌ها ایتالیا نتوانسته به جام جهانی راه یابد، این نشانهٔ افول قابل‌تأملی‌ست و نیاز به دگرگونی اساسی در ساختار و برنامه‌ریزی فوتبال این کشور است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>شانس قهرمانی:</b><span style="font-weight: 400;"> در کنار قدرت‌های سنتی مثل برزیل، آلمان و آرژانتین، گویا شانس زیادی برای اسپانیا و فرانسه پیش‌بینی شده است. اسپانیا قهرمان اروپاست که با اقتدار و بدون شکست به مسابقات راه یافته است. این تیم که سال‌ها بازی‌های زیبایی ارائه می‌داد، بالاخره طلسم قهرمانی را در جام جهانی ۲۰۱۰ شکست. حالا باید ببینیم در کنار قدرت‌های سنتی چه تیم دیگری شگفتی‌آور خواهد شد. </span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>وداع فوق‌ستاره‌ها: </b><span style="font-weight: 400;">کریستیانو رونالدو و لیونل مسی، فوق‌ستاره‌های قرن بیست و یکم، رکورد جدیدی با ششمین حضور خود در جام جهانی به‌جا می‌گذارند. رقیبان چندسالهٔ بهترین بازیکن اروپا و جهان، گویا اینجا هم دست از رقابت بر نمی‌دارند. رهبری، قدرت، فوق‌ستاره‌بودن و خلاقیت آن‌ها می‌تواند وزنهٔ بزرگی برای تیم‌های پرتغال و آرژانتین باشد. با توجه به سن آن‌ها بعید می‌دانم در جام جهانی بعدی که چهار سال بعد خواهد بود، شرکت کنند. هرچند مخصوصاً رونالدو، از نظر آمادگی جسمانی شهرهٔ خاص و عام است، ولی بعید است حضور هفتمی در جام جهانی داشته باشد. روزگاری تیم پرتغال حتی از راهیابی به جام جهانی هم عاجز بود و بی‌تردید حضور پیاپی این تیم در جام جهانی و قهرمانی آن‌ها در اروپا در سال ۲۰۱۶ حداقل تا بخشی مدیون رونالدو است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">لیونل مسی هم که به بزرگ‌ترین افتخار و آرزوی خود یعنی قهرمانی در جام جهانی در سال ۲۰۲۲ رسید و از این نظر از رونالدو جلو افتاد، هنوز برای خود وزنه‌ای است که امکان دارد با یک گل از طریق ضربهٔ ایستگاهی یا پاس گل بتواند نتیجهٔ بازی را به نفع تیمش عوض کند. هر دوی این بازیکنان در لیگ‌های ردهٔ پایین‌تر مثل عربستان و آمریکا بازی می‌کنند، ولی کنار گذاشتنشان برای هر مربی‌ای سخت است. مطمئنم فیفا هم از حضور آن‌ها در جام جهانی بسیار خوشحال است. بی‌تردید برخی هواداران این دو به عشق دیدار آن‌ها در آخرین جام جهانی به ورزشگاه خواهند آمد. </span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26566" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/FIFA-World-Cup-26-Official-Brand-unveiled-in-Los-Angeles-copy-2.jpeg?resize=500%2C281" alt="جام جهانی با اولین‌ها
نوشتهٔ علیرضا فدایی
باخت درون و بیرون زمین، نگاهی به عملکرد تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی قطر
#جام_جهانی #جام_جهانی_فوتبال #فوتبال #WorldCup2026 #رسانه_همیاری #رسانهٔ_همیاری" width="500" height="281" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/FIFA-World-Cup-26-Official-Brand-unveiled-in-Los-Angeles-copy-2.jpeg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/FIFA-World-Cup-26-Official-Brand-unveiled-in-Los-Angeles-copy-2.jpeg?resize=300%2C169&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/FIFA-World-Cup-26-Official-Brand-unveiled-in-Los-Angeles-copy-2.jpeg?resize=71%2C40&amp;ssl=1 71w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">احتمال می‌رود که ژاپن و نروژ شگفتی‌آفرین‌های این جام باشند، البته از اسکاتلند هم نباید گذشت که بعد از ۲۸ سال به جام جهانی برگشته و همچنین تیم‌های آفریقایی هم همیشه جزو تیم‌های بالاتر از حد انتظارند. نمونهٔ بارز آن مراکش که در دورهٔ قبل به مقام چهارم رسید.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">شخصاً برای میزبانان شانس فوق‌العاده‌ای قائل نیستم. کانادا خوشحال خواهد بود که از گروه بالا بیاید و بعید می‌دانم آمریکا یا مکزیک از یک‌چهارم نهایی جلوتر بروند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و اما در زمان تهیهٔ این مطلب هنوز وضعیت ویزای بازیکنان تیم ایران مشخص نیست؛ تیمی که نه اردوی تدارکاتی مناسبی داشته و نه بازی تدارکاتی مناسبی. کار به جایی رسید که بازیکنان بازی درون‌تیمی برگزار کردند. روزی حضور تیم ایران در جام جهانی باعث جشن و پایکوبی می‌شد، ولی حالا چهارمین حضور پیاپی در جام حتی سایه‌ای از ذوق و شوق قدیم را برنمی‌انگیزد. در مورد تیم ایران پس از جام جهانی مقاله‌ای خواهیم داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بحث گرانی قیمت‌های بلیت موضوع جدیدی نیست. وضعیت اقتصادی پیچیده در دنیا هم مزید بر علت شده تا از قرار معلوم استقبال از مسابقات کمتر از پیش‌بینی‌ها باشد. در ونکوور، نمای کروی موزهٔ ساینس ورلد به شکل توپ رسمی مسابقات در آمده و یکی از نماد‌های ماندگار این جام خواهد شد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باید صبر کرد و دید که عشق به این بازی زیبا و طرفداری از تیم‌ها و ستاره‌های محبوب در نهایت کار خود را می‌کند و مردم را به خیابان و ورزشگاه‌ها می‌کشاند، یا خیر. به‌نظر من که در آمریکا و کانادا که جمعیت بسیاری از ملیت‌های مختلف وجود دارد، در دقیقهٔ آخر بسیاری به تشویق تیم خود خواهند پرداخت.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/11/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7/">جام جهانی با اولین‌ها</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/11/%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26563</post-id>	</item>
		<item>
		<title>تصرف خیابان‌ها علیه مردم </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/09/%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/09/%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 10 Jun 2026 01:33:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[ایران]]></category>
		<category><![CDATA[جنگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26555</guid>

					<description><![CDATA[<p>نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با آغاز جنگ در ایران، فاجعه‌ای به‌نام تجمع‌های شبانهٔ حامیان حکومت آرامش را از مردم ستانده است؛ تجمع‌های شبانهٔ گروه‌هایی که خود را مدافع ارزش‌ها و انقلاب می‌دانند، اما حضورشان بیش از هر چیز، یادآور اضطراب، تهدید و ناامنی برای مردم عادی است. گروه‌هایی که معمولاً با بلندگو، شعار، موتور، پرچم و گاه چهره‌های پوشیده در خیابان‌ها ظاهر می‌شوند و تا نیمه‌های شب، فضای محله‌ها...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/09/%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85/">تصرف خیابان‌ها علیه مردم </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نویسنده‌ای از ایران با امضاء محفوظ</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در ماه‌های اخیر، هم‌زمان با آغاز جنگ در ایران، فاجعه‌ای به‌نام تجمع‌های شبانهٔ حامیان حکومت آرامش را از مردم ستانده است؛ تجمع‌های شبانهٔ گروه‌هایی که خود را مدافع ارزش‌ها و انقلاب می‌دانند، اما حضورشان بیش از هر چیز، یادآور اضطراب، تهدید و ناامنی برای مردم عادی است. گروه‌هایی که معمولاً با بلندگو، شعار، موتور، پرچم و گاه چهره‌های پوشیده در خیابان‌ها ظاهر می‌شوند و تا نیمه‌های شب، فضای محله‌ها را به صحنه‌ای از نمایش قدرت و ارعاب تبدیل می‌کنند. این تجمع‌ها شاید در ظاهر با نام دفاع از دین، نظام یا آرمان‌های سیاسی برگزار شوند، اما اثر واقعی‌شان بر زندگی روزمرهٔ مردم، چیزی جز جنگ روانی و فرسایش اعصاب عمومی نیست.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مسئله فقط صدای بلندگوها یا شلوغی خیابان‌ها نیست. جامعه‌ای که سال‌ها زیر فشار بحران اقتصادی، ناامنی شغلی، سانسور، مهاجرت اجباری، تورم و بی‌ثباتی روانی زندگی کرده، بیش از هر چیز به آرامش نیاز دارد. مردمی که تمام روز را با اضطراب گذرانده‌اند، شب‌هنگام به خانه برمی‌گردند تا اندکی آرامش و امنیت پیدا کنند، اما ناگهان صدای شعار، موتور، فریاد و تجمع خیابانی وارد خانه‌ها می‌شود. کودکان از خواب می‌پرند. سالمندان مضطرب می‌شوند. بسیاری از مردم دوباره همان حس قدیمی ترس و بی‌پناهی را تجربه می‌کنند؛ حسی که سال‌هاست بخشی از زندگی روزمرهٔ آنان شده است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">این تجمع‌ها فقط یک رفتار سیاسی نیستند؛ نوعی نمایش کنترل اجتماعی‌اند. پیامی که در دل این نمایش‌ها پنهان شده، بسیار روشن است: «ما هنوز اینجاییم. ما خیابان را در اختیار داریم.» در واقع، هدف اصلی چنین حرکت‌هایی نه گفت‌وگو با جامعه، بلکه تسلط روانی بر جامعه است. تندروها به‌خوبی می‌دانند که بخش بزرگی از مردم دیگر نه‌تنها با آنان همدل نیستند، بلکه از هر نوع افراط‌گرایی خسته و دلزده‌اند. بنابراین، آنچه باقی می‌ماند، نه اقناع، بلکه ایجاد هراس است. آنان تلاش می‌کنند با اشغال خیابان، تولید سروصدا و ایجاد فضای متشنج، این تصور را القا کنند که همچنان نیروی مسلط جامعه‌اند؛ حتی اگر در واقعیت، از نظر اجتماعی به اقلیتی بسیار کوچک تبدیل شده باشند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم اینجاست که قربانی اصلی این رفتارها، مردم عادی‌اند؛ همان مردمی که نه در قدرت سهمی دارند و نه امکان اعتراض آزادانه. شهروندانی که فقط می‌خواهند زندگی معمولی خود را داشته باشند. در بسیاری از کشورها، اگر گروهی نیمه‌شب با بلندگو و فریاد وارد خیابان‌ها شوند و آرامش عمومی را مختل کنند، پلیس بلافاصله دخالت می‌کند، زیرا حفظ امنیت روانی جامعه وظیفهٔ حکومت است. اما در ایران، ماجرا وارونه شده است. کسانی که باید حافظ آرامش عمومی باشند، خود بخشی از همین فضای تهدیدآمیزند. همین مسئله احساس بی‌پناهی را عمیق‌تر می‌کند. کافی است فقط یک‌بار خودت در یکی از همین شب‌ها در ترافیک حاصل از این تجمع‌ها گیر کرده باشی تا بفهمی مسئله فقط «اختلاف سیاسی» نیست. تصور کنید کسی مادر سالخورده یا بیمار بدحالش را به بیمارستان می‌رساند؛ خیابان بسته شده، صدای بلندگوها همه‌جا پیچیده، موتور‌ها راه را بند آورده‌اند و خودروها میلی‌متری حرکت می‌کنند. در آن لحظه، برای خانواده‌ای که با اضطراب و نگرانی دربارهٔ جان یک انسان دست‌وپنجه نرم می‌کند، این تجمع دیگر یک «مراسم سیاسی» نیست؛ شکلی از بی‌مسئولیتی و آزار مستقیم اجتماعی است. جامعه فقط از شعار و ایدئولوژی تشکیل نشده؛ از آدم‌هایی ساخته شده که ممکن است همان شب کودکی تب‌دار در آغوش داشته باشند، بیماری را به اورژانس برسانند یا بعد از یک روز طاقت‌فرسا فقط بخواهند سالم و با اعصاب آرام به خانه برسند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باید پذیرفت که جامعهٔ ایران، جامعه‌ای خسته است. سال‌ها تنش سیاسی، بحران اقتصادی و فشار اجتماعی، اعصاب جمعی مردم را فرسوده کرده است. در چنین وضعیتی، هر تجمع پرخاشگرانه و هر نمایش خیابانی افراطی، تنها بر حجم این فرسودگی می‌افزاید. تندروها تصور می‌کنند با این رفتارها قدرت خود را نشان می‌دهند، اما در عمل، بیش از هر چیز فاصلهٔ میان خود و جامعه را آشکار می‌کنند. مردمی که شب‌ها از صدای این تجمع‌ها مضطرب می‌شوند، نه احساس همبستگی، بلکه احساس تهدید می‌کنند. حتی بسیاری از کسانی که شاید روزگاری با شعارهای رسمی همدل بودند، امروز از دیدن این فضای خشن و عصبی، احساس غربت می‌کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ خطرناک‌تر آن است که این تجمع‌ها به‌تدریج خشونت را عادی می‌کنند. وقتی گروهی یاد می‌گیرند که می‌توانند با فریاد، تهدید و ایجاد رعب حضور خود را تثبیت کنند، جامعه آرام‌آرام به‌سوی نوعی بی‌ثباتی روانی سوق داده می‌شود. خیابان دیگر محل زندگی و کار روزمره نیست؛ بلکه به صحنه‌ای برای قدرت‌نمایی تبدیل می‌شود. در چنین فضایی، شهروند معمولی همواره احساس می‌کند باید مراقب باشد، سکوت کند و از کنار همه‌چیز بی‌تفاوت عبور کند تا آسیبی نبیند. این دقیقاً همان چیزی است که هر جامعهٔ بیمار تولید می‌کند: مردمی خسته، خاموش و مضطرب.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در این میان، آنچه بیش از همه آزاردهنده است، سوءاستفاده از مفاهیمی چون دین، وطن یا ارزش‌های اخلاقی برای توجیه این رفتارهاست. هیچ ارزشی با ترساندن مردم حفظ نمی‌شود. هیچ باور اخلاقی‌ای با ایجاد مزاحمت نیمه‌شب برای شهروندان مشروعیت پیدا نمی‌کند. اگر یک جریان سیاسی برای دیده‌شدن نیازمند ایجاد ترس و اختلال در زندگی عادی مردم باشد، در واقع پیشاپیش شکست خورده است. زیرا مشروعیت واقعی از رضایت عمومی می‌آید، نه از صدای بلندگو و تجمع خیابانی.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">جامعهٔ ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آرامش، مدارا و بازسازی اعتماد اجتماعی است. مردم از خشونت خسته‌اند؛ از شعارهای عصبی، از فضای امنیتی، از سیاستی که همواره می‌خواهد با ایجاد ترس حکومت کند. نسل جوان، بیش از هر چیز، خواهان زندگی عادی است؛ زندگی‌ای که در آن شب معنای استراحت داشته باشد، نه اضطراب. اما تندروها گویی هنوز در جهانی دیگر زندگی می‌کنند؛ جهانی که تصور می‌کند می‌توان جامعه را با نمایش قدرت خیابانی کنترل کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">تاریخ اما بارها نشان داده که هیچ جامعه‌ای برای همیشه با ارعاب اداره نمی‌شود. شاید بتوان مدتی خیابان را با فریاد تصرف کرد، اما ذهن و قلب مردم را نه. مردمی که هر شب از صدای این تجمع‌ها آزرده می‌شوند، به‌تدریج بیش از پیش از چنین جریان‌هایی فاصله می‌گیرند. آنچه باقی می‌ماند، نه اقتدار، بلکه تصویری تلخ از گروه‌هایی است که به‌جای شنیدن صدای جامعه، تنها می‌خواهند صدای خودشان را بلندتر کنند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">و شاید دقیقاً تراژدی همین‌جاست؛ اینکه در کشوری که مردمش سال‌هاست زیر فشار زندگی می‌کنند، هنوز عده‌ای گمان می‌کنند راه مشروعیت‌بخشی به حکومتی که مشروعیتی ندارد، ایجاد اضطراب برای مردمی‌ست که دیگر رمقی برای تحمل تنشی تازه ندارند. جامعه‌ای که شب‌هایش آرام نباشد، امید و آرامشش را هم از دست می‌دهد. و هیچ‌چیز برای یک ملت خطرناک‌تر از فرسوده‌شدن امید جمعی نیست.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/09/%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85/">تصرف خیابان‌ها علیه مردم </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/09/%d8%aa%d8%b5%d8%b1%d9%81-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86%d9%87%d8%a7-%d8%b9%d9%84%db%8c%d9%87-%d9%85%d8%b1%d8%af%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26555</post-id>	</item>
		<item>
		<title>سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت؛ یادی از پرویز قلیچ‌خانی</title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/07/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b7%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d9%81/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/07/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b7%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d9%81/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Jun 2026 19:45:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[الف صدرا]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز قلیچ خانی]]></category>
		<category><![CDATA[پرویز قلیچ‌خانی]]></category>
		<category><![CDATA[فوتبال]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26542</guid>

					<description><![CDATA[<p>الف صدرا – ونکوور در دوم خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مهٔ ۲۰۲۶)، جامعهٔ ورزشی، فرهنگی و سیاسی ایران یکی از متمایزترین و تأثیرگذارترین چهره‌های معاصر خود را از دست داد. پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان افسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، در سن ۸۱ سالگی در غربت چشم از جهان فروبست. رفتن او، که به‌شکلی نمادین با سالروز درگذشت ناصر حجازی، دیگر اسطورهٔ فوتبال ایران، هم‌زمان شد، اندوه عمیقی را بر ایرانیان در اقصی نقاط جهان حاکم کرد. قلیچ‌خانی تنها...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/07/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b7%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d9%81/">سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت؛ یادی از پرویز قلیچ‌خانی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d8%a7%d9%84%d9%81-%d8%b5%d8%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">الف صدرا</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">در دوم خرداد ۱۴۰۵ (۲۳ مهٔ ۲۰۲۶)، جامعهٔ ورزشی، فرهنگی و سیاسی ایران یکی از متمایزترین و تأثیرگذارترین چهره‌های معاصر خود را از دست داد. پرویز قلیچ‌خانی، کاپیتان افسانه‌ای تیم ملی فوتبال ایران، در سن ۸۱ سالگی در غربت چشم از جهان فروبست. رفتن او، که به‌شکلی نمادین با سالروز درگذشت ناصر حجازی، دیگر اسطورهٔ فوتبال ایران، هم‌زمان شد، اندوه عمیقی را بر ایرانیان در اقصی نقاط جهان حاکم کرد. قلیچ‌خانی تنها یک ستارهٔ فوتبال نبود؛ او تجسم عینی تلاقی استثنایی ورزش، سیاست، فرهنگ و اخلاق‌گرایی مستقل بود و بیش از چهار دهه از زندگی خود را در تبعیدی خودخواسته اما پربار سپری کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پرویز قلیچ‌خانی پس از گذراندن یک دورهٔ طولانی و سخت بیماری، در بیمارستانی در حومهٔ پاریس درگذشت. اما آنچه فصل پایانی زندگی او را مانند تمام دوران حیاتش متمایز و شگفت‌انگیز ساخت، وصیت نهایی او بود. طبق اعلام نجمه موسوی، یار دیرین و همراه همیشگی او، قلیچ‌خانی براساس باورهای عمیق انسانی و فروتنی ذاتی‌اش وصیت کرده بود که هیچ‌گونه مراسم تشییع، خاک‌سپاری، بزرگداشت یا یادبود رسمی برای او برگزار نشود. او خواستار آن شده بود که پیکرش به مراکز علمی و تحقیقات پزشکی فرانسه اهدا شود تا حتی پس از مرگ نیز وجودش برای جامعه مفید واقع شود و فرآیند رفتنش باری بر دوش دیگران نگذارد. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>کارنامهٔ ورزشی: نبوغ بی‌تکرار در مستطیل سبز</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">برای نسل‌های جدید که بازی‌های او را ندیده‌اند، درک جایگاه پرویز قلیچ‌خانی در فوتبال ایران شاید ساده نباشد. بسیاری از هم‌دوره‌ای‌ها و کارشناسان فوتبال، او را «بهترین بازیکن تاریخ فوتبال ایران» و نابغه‌ای فراتر از زمان خویش می‌دانند. قلیچ‌خانی فوتبال حرفه‌ای خود را از باشگاه کیان آغاز کرد و سپس پیراهن تیم‌های بزرگی چون تاج (استقلال)، پاس، عقاب، دارایی و پرسپولیس را بر تن کرد. او همچنین در اواخر دوران ورزشی خود به لیگ حرفه‌ای آمریکا رفت و مدتی برای تیم سن‌خوزه ارث‌کوئکز به میدان رفت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پژواک نام او در فوتبال به‌دلیل چندپُسته‌بودن و توانایی‌های خارق‌العادهٔ بدنی و ذهنی‌اش بود. او می‌توانست در خط دفاعی به‌عنوان صخره‌ای نفوذناپذیر، در میانهٔ میدان به‌عنوان طراح بازی‌ساز و مغز متفکر تیم، و در خط حمله به‌عنوان گلزنی قهار بازی کند. شوت‌های سهمگین، فیزیک تنومند، تعصب کم‌نظیر و هوش تاکتیکی بالا از او رهبری کاریزماتیک در داخل زمین ساخته بود.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">قلیچ‌خانی کارنامه‌ای متمایز و منحصربه‌فرد در عرصهٔ فوتبال ملی دارد که برخی از مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>تنها دارندهٔ هت‌تریک قهرمانی آسیا:</b><span style="font-weight: 400;"> او تنها بازیکن در تاریخ فوتبال ایران و قارهٔ کهن است که در سه دورهٔ متوالی جام ملت‌های آسیا (۱۹۶۸، ۱۹۷۲ و ۱۹۷۶) به مقام قهرمانی دست یافته و جام را بالای سر برده است.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>حماسهٔ امجدیه در سال ۱۳۴۷:</b><span style="font-weight: 400;"> ماندگارترین لحظهٔ ملی او، در آخرین بازی جام ملت‌های آسیا در سال ۱۹۶۸ در ورزشگاه امجدیهٔ تهران در برابر تیم قدرتمند اسرائیل بود. درحالی‌که بازی در تساوی بود، شوت مهارناپذیر قلیچ‌خانی در فاصلهٔ چهار دقیقه تا پایان بازی، قفل دروازهٔ حریف را شکست و اولین قهرمانی تاریخی ایران در آسیا را رقم زد؛ گلی که او را به قهرمان ملی محبوب تبدیل کرد.</span></span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>حضور در المپیک و حسرت جام جهانی:</b><span style="font-weight: 400;"> او سابقهٔ هدایت و بازی برای تیم ملی در دو المپیک مونیخ ۱۹۷۲ و مونترآل ۱۹۷۶ را به‌عنوان کاپیتان در کارنامه داشت. بزرگ‌ترین حسرت ورزشی او، ناکامی تلخ تیم ملی در راهیابی به جام جهانی ۱۹۷۴ پس از شکست در مجموع دو بازی رفت و برگشت مقابل استرالیا بود.</span></span></li>
</ul>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26545" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Parviz_Ghelichkhani_1971.jpg?resize=375%2C500" alt="سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت یادی از پرویز قلیچ‌خانی #فوتبال #ورزش #ایران #پرویز_قلیچخانی #پرویز_قلیچ_خانی" width="375" height="500" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Parviz_Ghelichkhani_1971.jpg?w=375&amp;ssl=1 375w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Parviz_Ghelichkhani_1971.jpg?resize=225%2C300&amp;ssl=1 225w" sizes="auto, (max-width: 375px) 100vw, 375px" /></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>سیاست، تبعید و تولد مجلهٔ آرش در فرانسه</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">روح سرکش و ذهن بیدار قلیچ‌خانی اجازه نمی‌داد او چشم خود را بر واقعیت‌های جامعه ببندد. در اواخر دهه ۱۳۵۰، به‌دلیل تمایلات چپ‌گرایانه و مواضع انتقادی‌اش بازداشت شد. او تحت شکنجه مجبور به انجام یک مصاحبهٔ تلویزیونی و ابراز ندامت شد؛ واقعه‌ای تلخ که خود او همواره از آن به‌عنوان بزرگ‌ترین زخم روحی زندگی‌اش یاد می‌کرد و تا پایان عمر سنگینی آن را بر دوش می‌کشید. پس از انقلاب ۱۳۵۷، او که به‌دنبال آزادی و عدالت بود، خیلی زود دریافت که فضای جدید نیز با آرمان‌های او همخوانی ندارد. در پی مخالفت با انحصارطلبی و سرکوب‌های پس از انقلاب، ناچار به ترک وطن شد و دوران طولانی، سخت اما سربلند تبعید خود را در فرانسه آغاز کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">قلیچ‌خانی در غربت، انرژی و پتانسیل خود را از مستطیل سبز به دنیای قلم و مطبوعات منتقل کرد. در بهمن‌ماه ۱۳۶۹ (فوریهٔ ۱۹۹۱)، اقدام به انتشار مجلهٔ آرش در پاریس کرد. آرش به‌مدت ۲۳ سال به‌عنوان یکی از معتبرترین، مستقل‌ترین و اثرگذارترین نشریات فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در تبعید منتشر شد. این مجله فضای امن و وسیعی را برای نویسندگان، شاعران، روشنفکران و دگراندیشانی که در داخل کشور امکان بیان نظرات خود را نداشتند، فراهم کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">قلیچ‌خانی در آرش صرفاً یک مدیر نبود، بلکه به‌عنوان نویسنده‌ای تیزبین قلم می‌زد. او در سرمقاله‌ها و یادداشت‌های خود، رویکردی انتقادی و رادیکال نسبت به استبداد، نابرابری و سانسور داشت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">انتشار آرش پس از ۲۳ سال قلم‌فرسایی بی‌وقفه، در سال ۱۳۹۲ با انتشار شمارهٔ ۱۱۰ به پایان رسید. قلیچ‌خانی در یادداشت خداحافظی خود با صراحت و فروتنی اعلام کرد که به‌دلیل مشکلات مالی، خستگی جسمی و حفظ استقلال نشریه، ترجیح می‌دهد این چراغ را در اوج خاموش کند تا کیفیت و شرف مجله دستخوش مصلحت‌طلبی نشود. برخی مقاله‌های قلیچ‌خانی در مجلهٔ آرش هنوز از طریق وب‌سایت </span><a href="https://arashmag.com/"><span style="font-weight: 400;">arashmag.com</span></a><span style="font-weight: 400;"> در دسترس است.</span></span></p>
<p><img data-recalc-dims="1" loading="lazy" decoding="async" class="alignnone size-full wp-image-26544" src="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Arash-cover-110.jpg?resize=500%2C315" alt="سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت یادی از پرویز قلیچ‌خانی #فوتبال #ورزش #ایران #پرویز_قلیچخانی #پرویز_قلیچ_خانی" width="500" height="315" srcset="https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Arash-cover-110.jpg?w=500&amp;ssl=1 500w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Arash-cover-110.jpg?resize=300%2C189&amp;ssl=1 300w, https://i0.wp.com/media.hamyaari.ca/wp-content/uploads/2026/06/Arash-cover-110.jpg?resize=174%2C111&amp;ssl=1 174w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>سیمای انسانی اسطوره در آینهٔ مستند رضا علامه‌زاده</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><span style="font-weight: 400;">جدا از وجههٔ ورزشی پرصلابت و نگاه سیاسی محکم، پرویز قلیچ‌خانی در خلوت خود روحی رقیق، عاطفی و به‌غایت انسانی داشت. این لایهٔ پنهان از شخصیت او در مستند کوتاهی به‌کارگردانی سینماگر برجسته، رضا علامه‌زاده، تحت عنوان </span><a href="https://www.youtube.com/watch?v=5zd2m-V_Tr8"><span style="font-weight: 400;">«سوگوارهٔ سفید»</span></a><span style="font-weight: 400;"> که به‌زودی پخش خواهد شد، به‌زیبایی تصویر شده است:<br />
</span></span></p>
<p><iframe loading="lazy" class="youtube-player" width="640" height="360" src="https://www.youtube.com/embed/5zd2m-V_Tr8?version=3&#038;rel=1&#038;showsearch=0&#038;showinfo=1&#038;iv_load_policy=1&#038;fs=1&#038;hl=fa-IR&#038;autohide=2&#038;wmode=transparent" allowfullscreen="true" style="border:0;" sandbox="allow-scripts allow-same-origin allow-popups allow-presentation allow-popups-to-escape-sandbox"></iframe></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">بخش‌هایی از این فیلم مستند که در روزهای پس از درگذشت او از سوی علامه‌زاده منتشر شد، پنجره‌ای رو به زندگی خصوصی و خانوادگی قلیچ‌خانی در غربت می‌گشاید. در این مستند، ما با چهره‌ای مهربان و عمیقاً عاطفی مواجه می‌شویم که فرسنگ‌ها با آن فوتبالیست محکم و پرخاشگر داخل زمین فاصله دارد. در بخشی از فیلم، تارا موسوی با بغضی آمیخته به عشق توصیف می‌کند که چگونه پرویز از سنین کودکی او، وارد زندگی‌شان شده و نقشی فراتر از یک ناپدری، یعنی یک «پدر واقعی، حامی و مایهٔ آرامش» را ایفا کرده است. او اعتراف می‌کند که پرویز اولین مردی در زندگی‌اش بوده که توانسته به او اعتماد مطلق داشته باشد؛ اعتمادی که بر پایهٔ احترام، عشق بی‌قیدوشرط و صمیمیت شکل گرفته بود.</span></p>
<h2 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel; font-size: 12pt;"><b>کلام آخر</b></span></h2>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel; font-size: 12pt;">پرویز قلیچ‌خانی رفت، اما کارنامهٔ او در پهنهٔ تاریخ معاصر ایران حک‌شده باقی خواهد ماند. او بر این تصور که ورزشکاران نمی‌توانند یا نباید آگاهی فرهنگی و سیاسی داشته باشند، خط بطلان کشید. او در تمام سال‌های سخت غربت ترجیح داد در گمنامی و سختی زندگی کند، اما تسلیم جریان‌های قدرت نشود. وصیت شگفت‌انگیز او برای اهدای پیکرش به علم، آخرین بیانیهٔ اخلاقی انسانی‌اش بود که تمام عمر، رهایی و خدمت به بشر را مشق کرده بود. یادش گرامی و نامش در تاریخ ایران جاودان باد.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/07/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b7%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d9%81/">سیمای یک اسطوره، از مستطیل سبز تا سنگر فرهنگ در غربت؛ یادی از پرویز قلیچ‌خانی</a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/07/%d8%b3%db%8c%d9%85%d8%a7%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%b1%d9%87%d8%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b7%db%8c%d9%84-%d8%b3%d8%a8%d8%b2-%d8%aa%d8%a7-%d8%b3%d9%86%da%af%d8%b1-%d9%81/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26542</post-id>	</item>
		<item>
		<title>انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </title>
		<link>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[رسانهٔ همیاری]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 14:50:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مقاله]]></category>
		<category><![CDATA[BC NDP]]></category>
		<category><![CDATA[BCNDP]]></category>
		<category><![CDATA[Conservative Party of BC]]></category>
		<category><![CDATA[انتخابات]]></category>
		<category><![CDATA[ان‌دی‌پی]]></category>
		<category><![CDATA[ایان بلک]]></category>
		<category><![CDATA[بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[بومیان]]></category>
		<category><![CDATA[پیتر میلوبار]]></category>
		<category><![CDATA[پیتر میلوبر]]></category>
		<category><![CDATA[جان راستد]]></category>
		<category><![CDATA[حزب دموکراتیک نوین]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه کار بی سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا]]></category>
		<category><![CDATA[حزب محافظه‌کار بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودمکرات بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[حزب نیودموکرات‌]]></category>
		<category><![CDATA[حزب وان‌بی‌سی]]></category>
		<category><![CDATA[دیوید ایبی]]></category>
		<category><![CDATA[کارولین الیو]]></category>
		<category><![CDATA[کانادا]]></category>
		<category><![CDATA[کری-لین فایندلی]]></category>
		<category><![CDATA[کری-لین فیندلی]]></category>
		<category><![CDATA[کوین فالکون]]></category>
		<category><![CDATA[هومن کبیری پرویزی]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فالمر]]></category>
		<category><![CDATA[یوری فولمر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://media.hamyaari.ca/?p=26539</guid>

					<description><![CDATA[<p>هومن کبیری پرویزی – ونکوور انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا با اعلام نتایج نهایی و پیروزی کری-لین فیندلی (Kerry-Lynne Findlay)، وزیر سابق کابینهٔ فدرال، به پایان رسید. این رویداد سیاسی که با رقابت فشرده میان نامزدها همراه بود، به‌دلیل حاشیهٔ رأی بسیار اندک در مرحلهٔ نهایی و بروز جنجال‌های پیاپی، واکنش‌های متفاوتی را از سوی موافقان و مخالفان در سراسر استان برانگیخت. بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی کمیتهٔ برگزاری انتخابات حزب محافظه‌کار، ۴۱,۷۱۸...</p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><a href="https://media.hamyaari.ca/tag/%d9%87%d9%88%d9%85%d9%86-%da%a9%d8%a8%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%be%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%b2%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هومن کبیری پرویزی</a> – ونکوور</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بریتیش کلمبیا با اعلام نتایج نهایی و پیروزی کری-لین فیندلی (Kerry-Lynne Findlay)، وزیر سابق کابینهٔ فدرال، به پایان رسید. این رویداد سیاسی که با رقابت فشرده میان نامزدها همراه بود، به‌دلیل حاشیهٔ رأی بسیار اندک در مرحلهٔ نهایی و بروز جنجال‌های پیاپی، واکنش‌های متفاوتی را از سوی موافقان و مخالفان در سراسر استان برانگیخت.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">بر اساس آمارهای رسمی منتشرشده از سوی کمیتهٔ برگزاری انتخابات حزب محافظه‌کار، ۴۱,۷۱۸ نفر در سراسر استان بی‌سی به عضویت این حزب درآمدند. با این‌حال، در جریان فرآیند احراز هویت و بررسی‌های نهایی، صلاحیت ۲۵,۶۹۵ نفر برای شرکت در رأی‌گیری تأیید شد که این رقم نشان‌دهندهٔ مشارکت حدود ۶۲ درصدی اعضای واجد شرایط در این انتخابات داخلی است.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">فرآیند شمارش آرا به‌دلیل نزدیکی رقابت به دور چهارم کشیده شد. در مراحل اولیه، دیگر رقبا به‌ترتیب زیر از گردونهٔ رقابت حذف شدند:</span></p>
<ul style="text-align: justify;">
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">پیتر میلوبار (Peter Milobar): نمایندهٔ منطقهٔ کملوپس سنتر، در همان دور اول شمارش آرا حذف شد.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">یوری فالمر (Yuri Fulmer): کارآفرین برجسته و رئیس سابق دانشگاه کپیلانو، در دور دوم رقابت‌ها کنار رفت.</span></li>
<li style="font-weight: 400;" aria-level="1"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">ایان بلک (Iain Black): وزیر سابق کابینهٔ استانی، در دور سوم شمارش آرا از رقابت بازماند.</span></li>
</ul>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در دور چهارم و نهایی، رقابت اصلی میان کری-لین فیندلی و کارولین الیوت (Caroline Elliott) شکل گرفت. در نهایت، فیندلی موفق شد با کسب ۵۱ درصد امتیازات در برابر ۴۹ درصد الیوت به پیروزی برسد. نکتهٔ واجد اهمیت در این رقابت، تفاضل عددی آرا بود؛ فیندلی تنها با کسب ۱۸۲ امتیاز بیشتر توانست رهبری حزب را از آن خود کند.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">نکتهٔ مهم این است که عدد ۱۸۲ مربوط به تعداد «رأی» نیست، بلکه تفاضل امتیازات (points) است. انتخابات حزب محافظه‌کار بی‌سی بر پایهٔ یک سیستم وزن‌دهی منطقه‌ای برگزار شد که در آن هر یک از ۹۳ حوزهٔ انتخاباتی استان حداکثر ۱۰۰ امتیاز داشتند و در مجموع ۹,۲۱۱ امتیاز استانی قابل‌توزیع بود.</span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واکنش رقبای حزبی و منتقدان داخلی</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">پیروزی نزدیک فیندلی بلافاصله با واکنش‌های انتقادی در درون بدنهٔ حزب محافظه‌کار مواجه شد. واون پالمر (Vaughn Palmer)، تحلیل‌گر روزنامهٔ </span><i><span style="font-weight: 400;">ونکوور سان</span></i><span style="font-weight: 400;">، در گزارش خود به این موضوع اشاره کرد که کارزار انتخاباتی فیندلی بر پایهٔ استراتژی تفرقه‌آمیز و دوقطبی‌سازی در میان اعضا پیش رفت. به‌گزارش این روزنامه، فیندلی در طول مناظره‌ها بارها وفاداری سیاسی رقبای خود را زیر سؤال برد و مرزبندی شدیدی میان «محافظه‌کاران واقعی» و اعضایی که پیش از این سابقهٔ حضور در احزاب میانه‌رو مانند «بی‌سی یونایتد» (BC United) را داشتند، ایجاد کرد. این رویکرد به‌ویژه در درگیری لفظی شدید او با پیتر میلوبار نمایان شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">مخالفان داخلی فیندلی و طیف حامی کارولین الیوت پس از اعلام نتایج، مراتب مأیوس‌شدن خود را ابراز داشتند. منتقدان درون‌حزبی بر این باورند که اتخاذ مواضع راست تندرو از سوی فیندلی، پایگاه رأی حزبی را در میان شهروندان میانه و مردد استان تضعیف خواهد کرد. این گروه از اعضای حزب علناً ابراز نگرانی کرده‌اند که انتخاب فیندلی با چنین حاشیهٔ ضعیفی، عملاً به‌معنای تضمین پیروزی حزب رقیب، یعنی حزب دموکرات نوین (NDP)، در انتخابات سراسری بعدی استان خواهد بود. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>واکنش دولت حاکم و اتهام ترامپیسم</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در جبههٔ مقابل، حزب حاکم ان‌دی‌پی و شخص دیوید ایبی (David Eby)، نخست‌وزیر بریتیش کلمبیا، موضع سرسختانه‌ای در قبال این تغییر رهبری اتخاذ کردند. به‌گزارش </span><i><span style="font-weight: 400;">گلوبال نیوز</span></i><span style="font-weight: 400;">، دیوید ایبی با لحنی کنایه‌آمیز به انتقاد از ادبیات سیاسی رهبر جدید محافظه‌کاران پرداخت و گفت: «نوع کارزار و رفتارهای کری-لین فیندلی نشان می‌دهد که او بیشتر برای سمت مدیر منطقه‌ای جنبش MAGA (جنبش دونالد ترامپ در آمریکا) درخواست داده است، تا مقام نخست‌وزیری بریتیش کلمبیا.»</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">علاوه بر این، ستاد سیاسی حزب ان‌دی‌پی در بیانیه‌ای مدعی شد که فیندلی در جریان مناظره‌های انتخاباتی، حملاتی با مایه‌های نژادپرستانه علیه پیتر میلوبار انجام داده است. او در جریان مناظره‌ها به میلوبار گفته بود که بومی‌بودن همسر او می‌تواند در موضوع پروندهٔ حقوقی مالکیت‌ زمین‌های بومیان تضاد منافع ایجاد کند. فیندلی و کارزار او این اتهام را به‌شدت رد کرده و اظهار داشتند که پرسش‌های مطرح‌شده تنها در چارچوب چالش‌های متعارف سیاسی بوده است. </span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>جنجال انتشار عکس در رسانهٔ دِ تایی (The Tyee)</b></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در کنار تقابل‌های جناحی، انتشار یک گزارش خبری به‌تاریخ ۳ ژوئن ۲۰۲۶ در نشریهٔ افشاگر </span><i><span style="font-weight: 400;">د تایی</span></i><span style="font-weight: 400;"> (The Tyee)، لایهٔ جدیدی از جنجال را به این رویداد اضافه کرد. این رسانه تصویری از کری-لین فیندلی را در کنار یک اینفلوئنسر شناخته‌شدهٔ جریان «ملی‌گرای سفیدپوست» (White Nationalist) منتشر کرد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">انتشار این عکس موجی از انتقادات علنی را از سوی احزاب رقیب و نهادهای مدنی به همراه داشت و منتقدان آن را سندی بر نزدیکی او به جریان‌های افراطی قلمداد کردند. بر اساس گزارش </span><i><span style="font-weight: 400;">د تایی</span></i><span style="font-weight: 400;">، زمانی که خبرنگاران در یک نشست خبری خواستار پاسخ‌گویی شفاف فیندلی دربارهٔ این تصویر و ارتباطات وی شدند، او بدون ارائهٔ توضیحات دقیق و با تکذیبی کلی، محل کنفرانس خبری را ترک کرد.</span></span></p>
<h3 style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><b>برنامه‌های اعلامی و حمایت‌های فدرال</b></span></h3>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">در سوی دیگر این جریان، حامیان کری-لین فیندلی حمایت قاطعی از او به عمل آورده‌اند. فیندلی در سخنرانی رسمی خود پس از پیروزی، محور برنامه‌های خود را بر پایهٔ شعار «ایمان، خانواده و آزادی» معرفی کرد. موافقان وی تأکید دارند که برنامه‌های او شامل کاهش جدی مالیات‌ها، لغو کامل سیاست‌های مالیات بر کربن و بازگرداندن امنیت به خیابان‌ها، دقیقاً همان چیزی‌ست که پایگاه رأی سنتی و سرخوردهٔ استان به آن نیاز دارد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">همچنین او در مصاحبه‌ای با روزنامه </span><i><span style="font-weight: 400;">نشنال پست</span></i><span style="font-weight: 400;">، موضعی بحث‌برانگیز اما قاطع اتخاذ کرد و اظهار داشت که در صورت وقوع سناریوی استقلال احتمالی استان آلبرتا از دولت فدرال کانادا، دولت او تحت هر شرایطی روابط گستردهٔ اقتصادی و تجاری خود را با یک آلبرتای مستقل حفظ خواهد کرد. این موضع‌گیری با استقبال جناح راست سنتی و انتقاد شدید ملی‌گرایان فدرال همراه شد.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">برگ برنده و نقطهٔ اتکای اصلی فیندلی در این میان، حمایت همه‌جانبه و علنی پیِر پوئلیور (Pierre Poilievre)، رهبر حزب محافظه‌کار فدرال کاناداست. حمایتی که سلف او یعنی جان راستد از آن بی‌بهره بود. فیندلی پیش از ورود به عرصهٔ سیاست استانی، به‌عنوان مسئول انضباط حزبی (Chief Opposition Whip) در پارلمان فدرال اُتاوا زیر نظر پوئلیور فعالیت می‌کرد و نخستین زنی بود که به این جایگاه دست یافت. حامیان فیندلی معتقدند این پشتوانهٔ فدرال و نزدیکی به شخص پوئلیور، نه‌تنها مشروعیت او را در میان محافظه‌کاران تقویت می‌کند، بلکه پتانسیل بالایی برای هماهنگی نیروهای راست‌گرا در آستانهٔ انتخابات بعدی ایجاد خواهد کرد.</span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-family: sahel;"><span style="font-weight: 400;">در میان این صف‌آرایی موافقان و مخالفان، جیمز مور (James Moore)، سیاستمدار باسابقهٔ محافظه‌کار، در یادداشتی برای </span><i><span style="font-weight: 400;">سی‌تی‌وی نیوز</span></i><span style="font-weight: 400;"> تلاش کرد دیدگاهی میانه‌رو ارائه دهد. او با اشاره به فضای دوقطبی حاکم عنوان کرد که «پیش‌گویی‌های زودهنگام سیاسی همواره کاری عبث و بی‌سرانجام است» و تأکید کرد که قضاوت دربارهٔ اینکه آیا فیندلی حزب را به‌سمت پیروزی هدایت می‌کند یا موجب ریزش آرا می‌شود، مستلزم زمان و عملکرد واقعی او در ماه‌های آینده است.</span></span></p>
<p style="text-align: justify;"><span style="font-weight: 400; font-family: sahel;">باید دید آیا فیندلی خواهد توانست به وعده‌اش برای یکپارچه‌کردن حزب به‌منظور شکست حزب بی‌سی ان‌دی‌پی عمل کند یا نه.</span></p>
<p>نوشته <a href="https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/">انتخابات رهبری حزب محافظه‌کار بی‌سی: پیروزی نزدیک فیندلی </a> اولین بار در <a href="https://media.hamyaari.ca">رسانهٔ همیاری</a>. پدیدار شد.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://media.hamyaari.ca/2026/06/06/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%db%8c-%d8%ad%d8%b2%d8%a8-%d9%85%d8%ad%d8%a7%d9%81%d8%b8%d9%87%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
		<post-id xmlns="com-wordpress:feed-additions:1">26539</post-id>	</item>
	</channel>
</rss>

<!--
Performance optimized by W3 Total Cache. Learn more: https://www.boldgrid.com/w3-total-cache/?utm_source=w3tc&utm_medium=footer_comment&utm_campaign=free_plugin

ذخیره سازی صفحه با استفاده از Disk: Enhanced 

Served from: media.hamyaari.ca @ 2026-06-22 13:44:29 by W3 Total Cache
-->