نماد سایت رسانهٔ همیاری

شروین شهریاری: با وجود حمایت بی‌نظیر جامعهٔ ایرانی، موفقیت تنها با تکیه بر رأی آنان ممکن نیست

با وجود حمایت بی‌نظیر جامعهٔ ایرانی، موفقیت تنها با تکیه بر رأی آنان ممکن نیست گفت‌وگو با شروین شهریاری نخستین سیاستمدار ایرانی‌کانادایی که برای دومین بار پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت - - - - - روز ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ انتخابات شهری در شهرهای مختلف بریتیش کلمبیا برگزار شد. یکی از نکات قابل‌توجه در این دوره حضور پرشمار نامزدهای ایرانی‌کانادایی در شهرهای مختلف بود، به‌طوری‌که برای نخستین‌بار رکورد حضور ۱۹ نامزد ایرانی‌کانادایی از کلونا تا وست ونکوور و برای هر سه ردهٔ انتخابات یعنی انتخابات شهردار، اعضای شورای شهر و هیئت امنای مدارس رقم خورد، هرچند از بین همهٔ آن‌ها تنها شروین شهریاری بود که برای دومین بارِ پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت و با این پیروزی رکورد دیگری را برای خود به ثبت رساند. فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی با ایشان داشته باشیم دربارهٔ این موفقیت و همچنین مروری بر فعالیت‌های گذشته و چشم‌انداز فعالیت‌های آیندهٔ‌شان که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم... #کانادا #ونکوور #نورث_ونکوور #ایرانیان_ونکوور #ایرانیان_کانادا 

با وجود حمایت بی‌نظیر جامعهٔ ایرانی، موفقیت تنها با تکیه بر رأی آنان ممکن نیست گفت‌وگو با شروین شهریاری نخستین سیاستمدار ایرانی‌کانادایی که برای دومین بار پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت - - - - - روز ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ انتخابات شهری در شهرهای مختلف بریتیش کلمبیا برگزار شد. یکی از نکات قابل‌توجه در این دوره حضور پرشمار نامزدهای ایرانی‌کانادایی در شهرهای مختلف بود، به‌طوری‌که برای نخستین‌بار رکورد حضور ۱۹ نامزد ایرانی‌کانادایی از کلونا تا وست ونکوور و برای هر سه ردهٔ انتخابات یعنی انتخابات شهردار، اعضای شورای شهر و هیئت امنای مدارس رقم خورد، هرچند از بین همهٔ آن‌ها تنها شروین شهریاری بود که برای دومین بارِ پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت و با این پیروزی رکورد دیگری را برای خود به ثبت رساند. فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی با ایشان داشته باشیم دربارهٔ این موفقیت و همچنین مروری بر فعالیت‌های گذشته و چشم‌انداز فعالیت‌های آیندهٔ‌شان که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم... #کانادا #ونکوور #نورث_ونکوور #ایرانیان_ونکوور #ایرانیان_کانادا 

گفت‌وگو با شروین شهریاری نخستین سیاستمدار ایرانی‌کانادایی که برای دومین بار پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت

سیما غفارزاده – ونکوور

روز ۱۷ اکتبر ۲۰۲۶ انتخابات شهری در شهرهای مختلف بریتیش کلمبیا برگزار شد. یکی از نکات قابل‌توجه در این دوره حضور پرشمار نامزدهای ایرانی‌کانادایی در شهرهای مختلف بود، به‌طوری‌که برای نخستین‌بار رکورد حضور ۱۹ نامزد ایرانی‌کانادایی از کلونا تا وست ونکوور و برای هر سه ردهٔ انتخابات یعنی انتخابات شهردار، اعضای شورای شهر و هیئت امنای مدارس رقم خورد، هرچند از بین همهٔ آن‌ها تنها شروین شهریاری بود که برای دومین بارِ پیاپی به شورای شهر نورث ونکوور راه یافت و با این پیروزی رکورد دیگری را برای خود به ثبت رساند. فرصتی یافتیم تا گفت‌وگویی با ایشان داشته باشیم دربارهٔ این موفقیت و همچنین مروری بر فعالیت‌های گذشته و چشم‌انداز فعالیت‌های آیندهٔ‌شان که توجه شما را به آن جلب می‌کنیم. 

* * * * *

با سلام خدمت شما و عرض تبریک به‌مناسبت پیروزی دوبارهٔ‌تان در انتخابات شورای شهر نورث ونکوور، شما اکنون نخستین سیاستمدار ایرانی‌کانادایی هستید که دو بار پیاپی در انتخابات شهری در استان بریتیش کلمبیا پیروز شده‌اید و توانسته‌اید اعتماد دوبارهٔ شهروندان نورث ونکوور را جلب کنید. خودتان رمز این موفقیت و همچنین عامل حفظ پایگاه مردمی‌تان را در چه می‌دانید؟

من هم به شما سلام می‌کنم و از شما سپاسگزارم. در دورهٔ نخست انتخابم که مربوط به چهار سال پیش بود، به‌دلیل سابقهٔ فعالیت در کتابخانه، موزه و نهادهای مشابه در جامعهٔ کانادایی نورث ونکوور، پایگاهی در میان غیرایرانیان داشتم و با تکیه بر همان پایگاه پیش رفتم. البته داوطلبان بسیاری نیز زحمت کشیدند. چهار سال پیش، شرایط برای من جدید بود و من تنها نامزد غیرمتصدی (non-incumbent) بودم که به شورای شهر نورث ونکوور راه یافته بودم؛ یعنی در میان اعضای وقت شورا، تنها نامزد راه‌یافتهٔ جدید به شمار می‌آمدم. امسال اگر بخواهم دقیق به پرسش شما پاسخ دهم، رمز موفقیتم را بیشتر در کارنامه‌ام می‌بینم. یعنی در کنار حمایت‌هایی که دارم، کارنامه‌ام کمک شایانی به من کرد. بعضی تصمیماتی که گرفته بودم، بسیار مؤثر واقع شد، برای نمونه در یکی دو مورد به طرح‌هایی که نادرست می‌پنداشتم رأی منفی داده بودم. در آن زمان شما بر اساس باور خود رأی می‌دهید، اما بعدها متوجه شدم که این تصمیم چقدر درست بوده است. گاهی زمان می‌برد تا مردم متوجه نتایج شوند و همه به‌صورت لحظه‌ای در جریان امور قرار نمی‌گیرند، اما درنهایت دیدم که این کارنامه برای انتخاب مجدد من بسیار اهمیت داشت.

مسئلهٔ مهم دیگر برای من این بود که در این چهار سال توانستم ارتباطم را با اعضای مختلف جامعه حفظ کنم؛ هرچند گاهی فکر می‌کنم باید بیش از این تلاش می‌کردم. افراد مختلفی در نورث ونکوور هستند که دغدغه‌های گوناگونی اعم از مسائل زیست‌محیطی، مسکن، ترافیک و غیره دارند. حفظ این ارتباطات و رسیدگی به پرسش‌ها یا مشکلات آن‌ها در طول این چهار سال کمک بسیار بزرگی بود. این افراد شخصاً مراجعه می‌کردند یا با ارسال ایمیل می‌پرسیدند که چگونه می‌توانند به من کمک کنند؛ حتی افرادی که هرگز تصورشان را هم نمی‌کردم. وقتی مردم می‌بینند که شما صدای آن‌هایید، از شما حمایت می‌کنند. بنابراین من دو عامل اصلی را اینجا می‌بینم: نخست کارنامه‌ام و دوم همین ارتباطات. عامل سوم نیز این است که انسان نباید هیچ رأیی را تضمین‌شده و آسان بپندارد. یک روز در خیابان با تابلوی انتخاباتی‌ام ایستاده بودم که خانمی غیرایرانی نزد من آمد و پرسید: «چگونه بار اول به شورا راه یافتی؟» او خودش نیز قصد ورود به این عرصه را داشت. به او گفتم که باید زحمت بسیار بکشید. یعنی فعالیت مستمر در طول کارزار انتخاباتی واقعاً ضروری است؛ تفاوتی هم نمی‌کند که عضو فعلی شورا باشید یا خیر، هرکسی که قصد ورود به این عرصه را دارد، باید پرکار باشد.

اینکه فرمودید تماس می‌گرفتند و پیشنهاد کمک می‌دادند، منظور شما در کارزار انتخاباتی اخیر بود یا در کل چهار سال گذشته؟

در همین کارزار انتخاباتی اخیر. برای نمونه، خانمی بود که به‌دلیل مخالفت من با پروژه‌ای که سازندگانش قصد قطع ۲۵ درخت را داشتند، با من تماس گرفت. بار نخستی که این پروژه به شورای شهر آمد، من تنها کسی بودم که رأی منفی دادم. دفعهٔ بعد که پروژه با تغییراتی دوباره مطرح شد، تعداد مخالفان به سه نفر رسید. ایشان از همان زمان با من تماس گرفت، از این اقدام ابراز خرسندی کرد و حتی در مراجعهٔ حضوری به منازل (Door knocking) با من همراه شد. همراهی او بسیار مفید بود، زیرا فردی شناخته‌شده در محله به شمار می‌آمد و به من کمک شایانی کرد. 

اگر بخواهیم به چهار سال گذشته نگاه کنیم، مهم‌ترین دستاوردهای خود را در شورای شهر چه می‌دانید؟ شما در گفت‌وگویی که چهار سال پیش هنگام نخستین ورودتان به شورا با ما داشتید، گفتید آرزویتان این است که راه را برای دیگر مهاجران ایرانی باز کنید. اکنون پس از چهار سال چقدر احساس می‌کنید این آرزو محقق شده است؟

من چند طرح (Motion) ارائه دادم که به اتفاق آرا تصویب شدند. یکی از آن‌ها در خصوص حفظ درختان در زمان توسعه و ساخت‌وساز بود. من طرحی ارائه کردم تا به سازندگان مشوق‌هایی بدهیم و انعطاف‌پذیری لازم را ایجاد کنیم تا اگر درخت بزرگی در پروژهٔ‌شان وجود دارد، آن را حفظ کنند. این طرح در راستای صیانت از پوشش درختی شهر ارائه شد. اقدام دیگرم دفاع جدی از حقوق مستأجرانی است که به‌بهانهٔ نوسازی یا توسعهٔ مجدد ساختمان آواره می‌شوند. در اوایل دورهٔ فعالیتم، پروژه‌ای برای تخریب یک مجتمع آپارتمانی و ساخت ساختمانی جدید مطرح شد. مستأجران آنجا نزد من آمدند و من مدافع حقوق آن‌ها شدم. در نتیجه، مجوز تخریب یک بار صادر و سپس لغو شد، حال سازندگان موظف‌اند مراحلی را طی کنند، ازجمله کمک به ساکنان برای یافتن مسکنی مشابه، با قیمتی نزدیک و در فاصلهٔ مکانی اندک. من از ابتدا به این پروژه رأی منفی داده بودم و مدافع حقوق این افراد شده بودم. همچنین طرحی در راستای ایمنی عابران پیاده و مسیرهای مشترک ارائه دادم. گاهی در پیاده‌روها ناگهان یک دوچرخه یا اسکوتر ظاهر می‌شود که ایمن نیست و حتی در مواردی سبب مجروح‌شدن برخی از شهروندان سالمند شده است. من طرحی برای تقویت تابلوهای راهنما و علائم در مناطقی مانند محلهٔ «شیپ‌یاردز» ارائه دادم که تصویب شد؛ تا افراد کم‌سن‌وسال یا بی‌اطلاع بدانند کدام مسیر قانونی است و کدام نیست. اقدام دیگر که بسیار خبرساز شد، محدودکردن کسب‌وکارهای خدمات مالی و صرافی‌ها بود. این خبر بازتاب گسترده‌ای داشت. این‌ها مواردی بود که من به‌تنهایی پیگیری کردم. اما کارهایی نیز وجود دارد که به‌صورت گروهی و با رأی مشترک هر هفت عضو شورا انجام می‌شود. برای نمونه ساخت پل «کراس‌کات» روی بزرگراه شمارهٔ یک که بسیار زیباست، از مواردی بود که من از آن حمایت کردم.

در خصوص جامعهٔ ایرانی، ما هر سال به‌مناسبت نوروز بیانیه‌ای رسمی در شهرداری قرائت می‌کنیم و از زمان ورود من، هر سال نوروز را اعلام کرده‌ایم و متن آن را نیز من خوانده‌ام. همچنین دربارهٔ مسائلی مانند اتفاقات ماه دی، من در آنجا سخنرانی کردم که گمان می‌کنم شما نیز دربارهٔ آن نوشتید. از سوی دیگر، کارمندان شهرداری به من می‌گویند که از زمان انتخاب من، ایرانیان بسیاری برای کار مراجعه کرده و استخدام شده‌اند. چندی پیش که کارمندان ایرانی شهرداری قصد داشتند برای پیشواز نوروز به رستوران بروند، به من نیز اطلاع دادند و وقتی مراجعه کردم، از دیدن تعداد زیاد کارمندان ایرانی در آنجا شگفت‌زده شدم. به‌نظرم این موضوع مایهٔ دلگرمی جامعهٔ ایرانی شده است. در زمینهٔ حمایت از کسب‌وکارها، من همواره عملکرد نهادها را پیگیری می‌کنم. برای نمونه از گروه‌هایی که کسب‌وکارهای خیابان لانزدیل را تبلیغ می‌کنند، همواره می‌پرسم که برای کسب‌وکارهای ایرانی چه اقدامی انجام داده‌اند. آن‌ها در واقع بخشی از خیابان لانزدیل را «راستهٔ ایرانیان» (Persian Strip) نام‌گذاری کرده بودند و از این طریق تبلیغ می‌کردند. من پیگیر این امورم و اگر ایرانیان مشکلی داشته باشند و نزد من بیایند، تا حد توانم برای رفع مشکلشان تلاش می‌کنم. برای مثال، یک خانم ایرانی با من تماس گرفتند – گمان نمی‌کنم بیان این موضوع مشکلی داشته باشد زیرا ایشان علناً از من حمایت (Endorse) کردند – و گفتند که معلولیت دارند و ساکن منطقهٔ وست ونکوورند. استخر آن منطقه برای شرایط ایشان مناسب نبود و می‌خواستند از استخر دلبروک استفاده کنند. اما چون شهروند نورث ونکوور نبودند، مدیریت دلبروک هزینهٔ بیشتری از ایشان طلب کرده بود که توان پرداخت آن را نداشتند. با وجود اینکه ایشان شهروند منطقهٔ ما نبودند و حل این موضوع آسان نبود، من مسئله را پیگیری کردم و اکنون ایشان می‌توانند از استخر دلبروک استفاده کنند. افزون بر این، من سیاست‌گذاری جدیدی را پیشنهاد دادم که در حال بررسی است تا در آینده نیز ساکنان محلیِ سایر مناطق بتوانند از امکاناتی شبیه به مجوز استفادهٔ همگانی (Universal pass) بهره‌مند شوند.

در انتخابات اخیر خانم لیندا بوکانان مجدداً به‌عنوان شهردار نورث ونکوور انتخاب شدند. با توجه به سابقهٔ چهار سال همکاری با ایشان و برخی اختلافات ازجمله بر سر محدودیت صدور مجوز صرافی‌ها، چشم‌انداز همکاری‌تان با شهردار و ترکیب جدید شورا را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا برنامهٔ مشترکی برای پیشبرد سریع‌تر پروژه‌های شهری دارید؟

ما در بسیاری از موارد با یکدیگر توافق داریم و تصمیمات با رأی اکثریت اجرایی می‌شود. نکتهٔ جالب در خصوص مسائل شهری این است که ما در ۹۹ درصد موارد با هم هم‌نظریم. کسی نیست که با ایجاد مسکن مقرون‌به‌صرفه یا کاهش ترافیک مخالف باشد. اختلاف‌نظر ما تنها در خصوص زمان‌بندی و شیوهٔ حل مشکلات است. من هیچ مشکلی برای همکاری با خانم بوکانان ندارم. ما احترام زیادی برای یکدیگر قائلیم و هرکدام نقاط قوت خود را به همراه می‌آوریم و می‌توانیم در کنار هم کار کنیم. ترکیب شورای شهر نورث ونکوور نسبت به دورهٔ گذشته تقریباً تغییری نکرده و به‌جز یک نفر، همه همان اعضای پیشین هستیم. ویژگی بارز ما این است که در عین حال که با یکدیگر محترمانه برخورد می‌کنیم، بسیار عمل‌گرا و کارآمدیم. اگر من با شخصی هم‌نظر نباشم، رأی مخالف می‌دهم و درنهایت بر اساس رأی‌گیری تصمیم‌گیری می‌شود. اما جالب اینجاست که در جلسهٔ بعدش، هیچ مشکلی با یکدیگر نداریم. تجربهٔ چهارساله‌ام به من آموخته است که چگونه نظراتم را پیش ببرم، حتی اگر دیگران در زمان‌بندی یا شیوهٔ برخورد با مسئله هم‌نظر نباشند. ما می‌توانیم با گفت‌وگو به توافق و مصالحه برسیم و من چشم‌انداز چهار سال آینده را به‌همین شکل می‌بینم.

پرسش بعدی صرفاً دربارهٔ صرافی‌هاست که اشاراتی به آن کردید و اینکه به محدودیت‌ها و شرایط صرافی‌ها در سطح شهر پرداخته بودید. اخیراً ورشکستگی یکی از این صرافی‌ها موجب پنج میلیون دلار خسارت به صدها نفر شد؛ مشابه مواردی که در گذشته نیز داشته‌ایم. ما می‌دانیم که نظارت مستقیم بر عملکرد مالی صرافی‌ها در حوزهٔ اختیارات شورای شهر نیست، اما آیا نمی‌توان یک چارچوب همکاری مشترک میان سه سطح دولت شهری، استانی و فدرال ایجاد کرد تا نظارت قوی‌تری اِعمال شود؟ مثلاً آیا شهرداری نمی‌تواند صدور یا تمدید مجوز کسب‌وکار صرافی‌ها را منوط به ارائهٔ وثیقه یا سپردهٔ تضمینی کند تا کمتر شاهد چنین مواردی باشیم؟

این مسئله‌ای است که می‌توانم روی آن کار کنم، اما تا جایی که به من اطلاع داده شده، وظیفهٔ شهرداری این است که صرفاً بر اساس گزارش‌های سازمان اطلاعات مالی کانادا (FINTRAC) عمل کند. اگر این سازمان مشکلی در یک کسب‌وکار نبیند، شهرداری مجوز را صادر یا تمدید می‌کند و در صورت نیاز به تحقیقات، موضوع در حیطهٔ اختیارات پلیس است. بااین‌حال، این پرونده‌ای‌ست که می‌توانم آن را بررسی کنم تا راهی برای حمایت از مردم بیابم. البته حوزهٔ اختیارات شهرداری ما محدود است. به‌طور کلی، هنگامی که یک کسب‌وکار به مرحلهٔ ورشکستگی می‌رسد، ما از نظر شهری چندان درگیر موضوع نمی‌شویم. بنابراین، اگر ما نیز اقدامی کنیم، برای حل ریشه‌ای این مسئله باید در سطح استان یا حتی کانادا تصمیم‌گیری شود. با توجه به اینکه این موضوع مسبوق به سابقه نبوده است، راهکارهای مشخصی در دسترس نیست، اما من به این موضوع علاقه‌مندم و تمایل دارم روی آن کار کنم. نمی‌دانم درخواست چنین ودیعه‌ای در حیطهٔ اختیارات حقوقی ما هست یا خیر، اکنون نمی‌توانم قولی بدهم؛ اما قطعاً آن را دنبال خواهم کرد و با نمایندگان مجلس استانی و فدرال گفت‌وگو خواهم کرد تا ببینیم چه راهکاری وجود دارد.

سپاسگزارم. پرسش بعدی دربارهٔ بنای یادبود پرواز پی‌اس۷۵۲ است که برای زنده‌نگه‌داشتن یاد قربانیانش در جامعهٔ ما بسیار حساس و حائز اهمیت است. با توجه به پیگیری‌های شما و اخباری که در ابتدای سال دربارهٔ این یادمان منتشر شد، لطفاً از آخرین وضعیت آن بگویید و اینکه فکر می‌کنید حضور چنین نمادی در فضای شهری چقدر به همبستگی جامعهٔ مهاجر کمک می‌کند؟

من معتقدم این یادبودی است که حتماً باید ساخته شود و روند آن کمی طولانی شده است. مکان آن مشخص شده و تا جایی که می‌دانم در حال تشکیل یک هیئت مشورتی بودند تا با مشارکت انجمن خانواده‌ها به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی، این پروژه را به پیش ببرند. باید اجازه داد این روند با شفافیت کامل طی شود. برنامهٔ من این است که در دورهٔ جدید و در ماه نوامبر، مجدداً پرسشی دربارهٔ زمان‌بندی این پروژه در شورا مطرح کنم تا بدانیم در چه مرحله‌ای قرار دارد. ما خواهان تسریع در احداث این یادبود هستیم. البته می‌دانم که جامعهٔ ایرانی طرح‌هایی نیز آماده کرده‌اند، اما به‌دلیل قوانین جاری، ارائهٔ طرح باید از طریق یک مناقصهٔ عمومی انجام شود تا همه بتوانند شرکت کنند و بهترین طرح انتخاب شود. شنیده‌ام که بودجهٔ اختصاص‌یافته کافی نیست و نیازمند جمع‌آوری کمک‌های مالی با مشارکت انجمن خانواده‌های جان‌باختگان هستیم. این آخرین گزارشی بود که تا ماه ژوئیه و پیش از تعطیلات تابستانی شورا داشتم. شخصاً از طولانی‌شدن این روند ناامید شده‌ام؛ از زمان تخصیص بودجه از سوی دولت استانی در اوایل سال ۲۰۲۳، اکنون نزدیک به سه سال می‌گذرد و باید تلاش کنیم این پروژه زودتر و بدون هیچ اشتباهی به پایان برسد.

شما پیش‌تر، از لزوم داشتن یک جامعهٔ مهاجر بالغ سخن گفته بودید. به‌عنوان فردی که این مسیر را با موفقیت طی کرده است، چه توصیه‌ای برای سایر ایرانیانی دارید که قصد ورود به عرصهٔ سیاست کانادا را دارند؟ چگونه می‌توانند پایگاه رأی خود را میان هم‌وطنان و جامعهٔ کل به دست آورند؟ در مصاحبهٔ چهار سال پیش گفته بودید که رأی جامعهٔ ایرانی تأثیر مستقیمی در پیروزی شما نداشته است. آیا اکنون و در این انتخابات شاهد مشارکت بیشتر ایرانیان نورث ونکوور بودید؟

هنوز آمار دقیقی در دست ندارم، اما حس شخصی‌ام از فضای جامعه این است که ایرانیان بسیار مشتاق‌تر بودند. تعداد کسانی که دربارهٔ نحوهٔ رأی‌دادن از من می‌پرسیدند، بسیار بیشتر از چهار سال پیش بود. به‌گمانم در شهر نورث ونکوور تحرکی جدی رخ داده است؛ شاید به‌این دلیل که دیدند موفقیت در این عرصه امکان‌پذیر است. توصیهٔ من این است که با وجود حمایت بی‌نظیر جامعهٔ ایرانی، موفقیت تنها با تکیه بر رأی آنان ممکن نیست. داوطلبان کارزار من بیشتر ایرانی بودند و در مراجعهٔ حضوری به منازل، ۹۰ درصد بازخوردی بسیار مثبت داشتند؛ به‌طوری‌که ما یکی از بالاترین آمار نصب تابلوهای انتخاباتی مقابل منازل را داشتیم و من از این حمایت‌ها بی‌نهایت قدردانم. با وجود حضور پررنگ ایرانیان در خیابان لانزدیل، اما همهٔ این افراد ساکن نورث ونکوور نیستند و ممکن است برای کار یا تفریح به این شهر آمده باشند. بنابراین، ما نیازمند یک پایگاه رأی غیرایرانی نیز هستیم. این پایگاه برای افراد مختلف متفاوت است؛ برخی ممکن است از طریق عضویت در احزاب این پایگاه را بسازند. اما من به‌عنوان یک نامزد مستقل، ائتلافی از گروه‌های مختلف ایجاد کردم؛ حامیان فرهنگ، علاقه‌مندان به درخت‌کاری، یا کسانی که از وضعیت پروژه‌های شهری ناراضی بودند و من صدای آن‌ها شدم. بازاریابی و شبکه‌های اجتماعی به‌تنهایی کافی نیستند. افراد باید از همین حالا مشارکت اجتماعی خود را آغاز کنند. سال ۲۰۱۸ که برای نخستین بار در انتخابات شرکت کردم و رأی نیاوردم، دریافتم که عضویت در شورای شهر بدون داشتن پیشینهٔ سیاسی یکی از سخت‌ترین کارهاست. رقابت با افراد باسابقه‌تر دشوار است، اما من راه سخت را برگزیدم؛ بار اول نشد، از آن آموختم و در دور دوم موفق شدم. به سایر ایرانیان نیز توصیه می‌کنم هرگز مأیوس نشوند و از تجربیات گذشته برای پیروزی در آینده بهره ببرند.

پرسشی برای من پیش آمد؛ شما گفتید به‌عنوان نامزد مستقل شرکت کردید، ولی تا جایی که می‌دانم در سطح شهرداری نورث ونکوور احزاب فعالی نداریم، درست است؟

پرسش بسیار خوبی است. درست است، در شهرداری نورث ونکوور هیچ‌کس تحت عنوان حزب نامزد نمی‌شود. برخلاف شهرهایی مانند ونکوور و برنابی که احزاب کرسی‌های شورا را در اختیار دارند، ما چنین سیستمی نداریم. بااین‌حال، در اینجا تشکل‌هایی مانند اتحادیه‌ها یا حامیان مسیرهای دوچرخه‌سواری فهرست‌هایی برای اعلام حمایت رسمی منتشر می‌کنند. استقلال من به کارنامه‌ام برمی‌گردد. اگر سوابق چهار سال گذشتهٔ شورا را بررسی کنید، می‌بینید که من یکی از رکوردداران ثبت رأی مخالف هستم، زیرا مستقل از شورا هستم و زمانی که احساس کنم طرحی به‌نفع مردم نیست، به آن رأی منفی می‌دهم. در بسیاری از شوراهای شهر، پدیده‌ای به‌نام «رأی‌دهی بلوکی» وجود دارد. وقتی در یک شورای هفت‌نفره، چهار نفر همواره همسو با یکدیگر رأی بدهند، دیگر بحث و تبادل نظر بی‌معنا می‌شود و این به‌نوعی به دموکراسی آسیب می‌رساند. بهترین شورای شهر آن است که هر عضو نمایندهٔ پایگاه رأی‌دهندگان خود باشد تا پس از بحث و ایجاد درک متقابل، رأی‌گیری انجام شود. من همواره تأکید می‌کنم که مستقلم و عضو هیچ بلوک رأی‌دهی خاصی نیستم.

به‌عنوان پرسش پایانی، مایلم بدانم برنامهٔ شما برای چهار سال آینده چیست و چه کارهایی در اولویت شما قرار دارد؟

نخستین اولویت من بهبود ارتباطات شهرداری و مشارکت محلی است تا بیشتر شنوندهٔ دغدغه‌های مردم باشیم. گاهی پیش از اجرای پروژه‌ها به‌اندازهٔ کافی نظر مردم را جویا نمی‌شویم و این مسئله موجب بروز مشکلاتی می‌شود. مسئلهٔ دیگر ترافیک است. من از طرح سازمان «ترنس‌لینک» برای ایجاد خطوط اتوبوس‌های تندرو حمایت می‌کنم. البته تأمین مالی این پروژه نیازمند پیگیری از سوی دولت استانی است، زیرا در حال حاضر تنها در مرحلهٔ طراحی است. این اتوبوس‌ها با داشتن خطوط ویژه و سیستمی هوشمند برای چراغ‌های راهنمایی، عملکردی شبیه به قطارهای شهری خواهند داشت. همچنین از ساخت مسکن مقرون‌به‌صرفه برای نیروی کار محلی حمایت می‌کنم تا نیازی به ترددهای کاری طولانی نداشته باشند. به‌این منظور نیازمند حمایت‌های مالی دولت استانی و تسهیل در مقررات منطقه‌بندی شهری هستیم. به‌عنوان نمونه، هم‌اکنون پروژهٔ ساخت یک برج ۱۷۵ واحدی در خیابان سنت جورجِز را پیش می‌بریم که مختص نیروی کار محلی است. در زمینهٔ مسائل زیست‌محیطی نیز پیگیر حفظ و کاشت درختان بیشتر هستم. سال گذشته ۹۰۰ درخت کاشتیم، اما هنوز بسیاری از خیابان‌هایمان فاقد درخت‌اند. همچنین قصد دارم از افزایش بدهی‌های شهرداری جلوگیری کنم، زیرا پرداخت بدهی‌ها فشار مضاعفی بر ذخایر مالی ما و درنهایت بر پایهٔ مالیاتی وارد می‌کند.

فکر می‌کنم در برنامه‌هایتان به رسیدگی به وضعیت تصفیه‌خانه نیز اشاره کرده بودید، درست می‌گویم؟

بله، در آن زمینه نیز مدافع برگزاری یک کمیتهٔ حقیقت‌یاب عمومی هستیم. همگی پیگیر این موضوع شده‌ایم و منتظر اجرای آنیم.

بسیار عالی، از وقتی که به ما دادید، خیلی سپاسگزاریم.

خواهش می‌کنم، پرسش‌ها بسیار خوب بود. من هم سپاسگزارم.

خروج از نسخه موبایل