گزارشهای دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید
مینا سبزواری – ونکوور
تو مگو همه به جنگاند و زِ صلح من چه آید
تو یکی نِهای هزاری تو چراغِ خود برافروز
~ مولوی
نیکوکاران و گروههایی از هموطنان در ونکوور پیدرپی به بنیاد نیکوکاری یارا کمک مالی میفرستند تا در این دوران دشوار و تیرهوتار در ایران، بستههای خواروبار و مواد خوراکی به مادران تهیدست و مستحقی که سرپرست خانوادهاند، هدیه شود.
پس از آگاهی از این برنامهٔ نیکوکاران، اغلب فروشندهها نگاهشان تغییر میکند و معمولاً از سود خود میگذرند و خود نیز در این مسیر خیّر همراه میشوند.
اقلام مورد نیاز با تخفیف بسیار خوبی، حدود سی درصد، خریداری شده است؛ یک سبد کالای کامل و پرکالری که حداقل برای مصرف مدت قابلتوجهی برای یک خانواده کفایت میکند.
گزارشهای توزیع سبد کالاهای سری نخست تا سوم را پیش از این منتشر کردیم و در اینجا گزارش سریهای بعدی تقدیمتان میشود:
سری چهارم
این سری از سبد کالاها با کمک مالی گروه Friday Friends صورت گرفت.
در ماه اردیبهشت شصت و چهار بسته تهیه و تقدیم شد. هر بسته شامل حبوبات، رب گوجهفرنگی، برنج، مرغ، روغن، خرما، سویا، قند و ماکارونی بود.
محل توزیع: روستاهای خمک اول و دوم و سوم، لوتک، ده صفر، کخک، کتمک شیطو، ده رشید، ده سرحدی، شادی خان، پیچ ریگی، کندو، ورمال، اشترک، زهک و اطراف قجر، گلآباد، کوه خواجه، حسنآباد، ده دراز، محمدآباد، گلزار یگن، و دوستمحمد و حاشیههای مرزی هیرمند.
این دلنوشته را مهدی گرامی فرستاده است. روایتی که از دل برآمده و امید که بر دل نشیند:
در نقطهٔ صفر مرزی ایران و افغانستان، روستاهای دورافتاده و بسیار محروم زیادی هستند که نام آنها نیز بهمانند سرنوشت مردمانش عجیب و غیرقابلباور است. چهرههای آفتابسوختهٔ دختران روستایی با چشمانی به رنگ آبی آسمان و سبز جنگل، و پسرانی کوچک، اما با درکی بهاندازهٔ یک مرد در دل این خشکسالی، قصهٔ غریبی میگویند. وقتی صدای ماشین در دل هر روستا میپیچد، انگار جانی تازه به رگهای خشکیدهٔ زمین میدهد. کودکان با ذوق و شادی فراوان بهسمت ماشین میدوند، گویی ماهبهماه یا شاید سالبهسال، کسی به آنان سر نمیزند و غریبهای در حوالیشان تردد نمیکند. با کنجکاوی به همهچیز نگاه میکنند. مدرسههایشان نه مدرسه، که کانکسهای کوچکی است که نهایتاً ۱۲ نفر را در خود جای میدهد، حمام برایشان رؤیاست و کفشهای وصلهشده و پاره، تنها پوششیست برای پاهایی که به سنگلاخهای این سرزمین خو گرفتهاند. خورشید با تمام عظمتش نه گرما که سوزشی است بر صورتهایی که زیباییشان را در عین نداری، فریاد میزنند. وقتی ارزاق را به دستشان میدادیم، نمیدانستیم بخندیم به شادی چشمانشان، یا بگریم به سرنوشتی که چون ابری سیاه بالای سرشان سنگینی میکند. آری، در این سرزمین محروم با هر لبخندی، زخمی تازه سر باز میکند و با هر قطرهٔ اشک، بذری از امید کاشته میشود. مادرانی که بار سنگین زندگی را بهتنهایی به دوش میکشند چرا که همسرانشان از دست رفتهاند. بیماریهای مزمن بیداد میکند و تقریباً اکثریت آنان ناتوان در تأمین حداقل نیازهای زندگیاند. مردمی که از حداقل امکانات زیستن بیبهرهاند؛ بیبهره از تمام آنچه که حق مسلم هر انسانی است. و اما با کمکهای اهدایی شما حامیان گرامی توانستیم بستههای غذایی را تقدیمشان کنیم. بهامید آنکه اندکی از دردهای بیشمار آنان التیام یابد. اما این قصهٔ پردرد همچنان ادامه دارد…
سری پنجم
این سری از سبد کالاها با مجموع کمکهای مالی نیکوکاران در ماه اردیبهشت صورت گرفت؛ شصت و چهار بسته تهیه و تقدیم شد. هر بسته شامل برنج، حبوبات، ماکارونی، خرما، پنیر، کیک برای بچهها، روغن و رب گوجهفرنگی بود.
محل توزیع: جنوب تهران در محلات مولوی، باقرشهر، فلاح، نعمتآباد
سری ششم
این سری از سبد کالاها با کمک مالی آقای دکتر مهدی مشگینی در ماه اردیبهشت صورت گرفت. هر بسته شامل برنج، روغن، رب گوجهفرنگی، ماکارونی، سویا و حبوبات بود.
محل توزیع: روستاهای اطراف سنندج
* * * * *
پینوشت
راههای کمک به برنامهٔ «تهیه و تقدیم بستههای خواروبار به مادرانی تهیدست»:
۱- از ده دلار به بالا را میتوانید به آدرس ایمیل بنیاد نیکوکاری یارا ایترانسفر کنید:
۲- اگر میخواهید در اینجا پول نقد به یارا بسپرید تا در ایران هزینهٔ امور خیریه شود یا اگر در ایران پولی دارید و میخواهید در همانجا به تومان کمک کنید، لطفاً با یارا تماس بگیرید تا هماهنگ شود: ۶۰۴-۹۸۰-۴۶۷۸
۳- انتشار همین خبر در گروههای تلگرام، فیسبوک، اینستاگرام و کلاً مطرحکردن امکان چنین کار نیکی با دوستان هم بسیار مؤثر است.
۴- سریهای بعدی را نیز میتوان با ذکر نام افراد یا گروههایی که حمایت میکنند، منتشر کرد تا دیگران نیز تشویق به نیکوکاری شوند و عطر خوش مهربانی در شهر بپیچد.

