گزارشهای دیگر مربوط به نیاد نیکوکاری یارا را با کلیک روی این متن ببینید
مینا سبزواری – ونکوور
آرام باش عزیز من، آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب، برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم، چشمهایمان را میبندیم، همهجا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلألؤ آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع میشود
~ شمس لنگرودی
بهنظر میآمد برای ما ایرانیها، آرامی و آرامش در این چند ماه اخیر، مفاهیمی در دوردستها بوده و است. گویی درد مشترکِ ما را درمانی نیست. اما امید به رهایی دیگران و ما، نیرویی برتر آورد پدید.
در جستوجوی راهی برای رهایی بودیم و در آخر دریافتیم که همان «مهربانی و یاوری ما را نجات خواهند داد.»
یاوری محرومان را پیش از اینها هم با کمکهای شما نیکوکاران و بهصورت کارآفرینی برای مادرانی تهیدست پیشه کرده بودیم و آمار بنیاد نیکوکاری یارا نشان میدهد که از ابتدای سال ۲۰۲۵ تا آخر فوریهٔ ۲۰۲۶ بهطور متوسط هر روز یک مورد کارآفرینی داشتهایم. اینبار اما تمرکز را بر روش دیگری استوار کردیم.
از ابتدای مارس ۲۰۲۶ فراخوان داده و پشتیبانی شما نیکوکاران را در برنامهٔ «تهیهٔ خواروبار و پیشکش آن به مادرانی تهیدست» خواستیم و یافتیم.
با کمک مالی شما مهربانان تاکنون چهار سری از این برنامه در استانهای سیستان و بلوچستان و فارس و خراسان انجام شده است. چشمبهراه کمکهای بیشتر شمایانیم.
هم باری از دوش مادری از آسیبدیدگان برداشته میشود و هم هموطنی مهربان، در این سوی آبها حس میکند که به ندای وجدانش پاسخ داده و آرام میشود تا طلوع آفتاب و دیدن تلألؤ آن.
ناگفته نماند که اگر نیکوکاری ترجیح میدهد از کمک مالی او همچنان کارآفرینی شود، حتماً همان خواهد شد، ولی تا اطلاع ثانوی تمرکز ما بر برنامهٔ تهیه و تقدیم سبد کالا خواهد بود. در همین رابطه، لطفاً اطلاعیۀ زیر را ملاحظه کنید.:
این دلنوشته را خانم نسرین، یکی از معتمدان ما در ایران فرستاده است. روایتی است که از دل برآمده و امید که بر دل نشیند…
حکایت آرزوهای فراموششده در روستای کوه لوله
بیستم فروردین ۱۴۰۵ در میان تمام جادههایی که پیمودهام و تمام روستاهایی که به تماشا نشستهام، روستای کوه لوله قصهای متفاوت دارد. در این روستای مرزی، حقیقتی نهفته است که با یکبار دیدن درک نمیشود و حرفهای بسیاری ناگفته میماند. کلمات از بیان درد این مردم قاصرند و شاید عکسها گویاترین راویان این حکایت جانسوز باشند. روایت مظلومیت مردمی نجیب که با کمی وقتگذاشتن، میتوان از نزدیک رنجشان را لمس کرد. اینجا، قصهٔ غصهدار آرزوهای کودکان سرزمینمان ایران است. کودکانی که طعم واقعی بسیاری از غذاها را نچشیدهاند و تصورشان از دنیا همین محدودهٔ رنجآلود آنهاست. اما این تمام قصهٔ محرومیتشان نیست، بیماریهای بیدرمان، فقدان پدر و دخترانی که با آن چهرههای معصومشان، روزگاری تیره دارند. پسرانی دلاور با دستانی پینهبسته که بار سنگین زندگی را بر دوش میکشند. در مسیر این سفر پرفرازونشیب دختری را دیدم که بر روی صندلی چرخدار نشسته بود. با لباسی سرخ، موهایی حناشده، و اندامی نحیف. با لبخندی گرم سلامش کردم. او نیز با سر پاسخ سلام من را داد، گویی دنیایی از حرف در سکوت نگاهش موج میزد… اجازه گرفتم تا از او عکسی بگیرم. روسریاش را مرتب کرد و با رضایت سری تکان داد. اطرافش شاید خالی از هرآنچه دنیای امروز آن را دارایی مینامد بود، اما در نگاهش بینیازی و مهربانی موج میزد. بغضی گلویم را فشرد و شرمسار این حجم بیدریغ مهر شدم. باورنکردنی است که چگونه برخی انسانها در نهایت درستی و زیبایی در زمان و مکانی نادرست به دنیا میآیند.
با لطف شما حامیان عزیز و مبلغ اعطایی شما توانستیم بستههای مواد غذایی را تقدیمشان کنیم. هر بسته شامل برنج، رب، ماکارونی، روغن، عدس، نخود، لپه، صابون، تخممرغ، مربا، شکلات، پنیر و شیرینی بود.
در پایان، خلاصهای از چهار سری کمکهایی که تاکنون انجام شده است، در پی میآید.
سری اول – توزیع تعداد ۵۱ بسته مواد غذایی در روستاهای محروم خرامه، سجلآباد، هلالآباد و ولیآباد از توابع شیراز
سری دوم – توزیع تعداد ۹۳ بسته مواد غذایی در جنوب استان خراسان روستاهای مرزی و دورافتادهٔ خواجه منجیکو، گلوآباد، بلنجاب، دلآباد، فلارگ، برج زیاد، بزقنج، طورمان، سنگآباد، گرمیدر از توابع بیرجند خراسان جنوبی
سری سوم – توزیع تعداد ۶۶ بسته مواد غذایی در روستاهای سیستان و در نقطهٔ صفر مرزی ایران و افغانستان، در روستاهای دورافتاده و بسیار محروم صدیق، کخا، پکیرمحمود، و کوهلوله
سری چهارم – توزیع مواد غذایی در روستاهای دیگری از استان سیستان و بلوچستان نیز انجام شده ولی هنوز گزارش و عکسهای آنها به دست ما نرسیده است.
این بستههای مواد غذایی که در مکانهای مختلف تفاوتهای اندکی داشت، شامل موادی چون برنج، عدس، نخود، لپه، تخممرغ، ماکارونی، روغن، رب، پنیر، شکلات، شیرینی، و صابون بودهاند.
* * * * *
بنیاد نیکوکاری یارا در ونکوور کمکهای مالی نیکوکاران را جمعآوری کرده و در ایران برای زنانی تهیدست که جویای کار و شغل برای کسب درآمدند، در زمینههایی که توانایی انجامش را دارند، کارآفرینی مینماید. این زنان، سرپرست فرزندانشان یا نانآور خانوادهاند.
از هزاران گرهِ مانده به راه / تو بیا تا گرهی باز کنیم
چشمبهراه حمایت مالی شماییم.
براساس آمار دقیق و گزارشهای بنیاد نیکوکاری یارا که در وبسایت آن منتشر میشوند، از ابتدای سال ۲۰۲۵، بنیاد نیکوکاری یارا موفق شده است از کمکهای مالی ایرانیان ونکوور بهطور متوسط هر «یک روز»، «یک مورد کارآفرینی» برای زنی تهیدست در ایران انجام دهد.
برای یادآوری، کمکهای خودتان از ده دلار به بالا را میتوانید به ایمیل ما ایترنسفر کنید. برای ایترانسفرکردن گزینههایی دارید که برای یک بار است یا ماهانه یا برای چند ماه. امیدواریم که گزینهٔ ترانسفرکردن برای درازمدت را انتخاب کنید:
اگر مایلید از ایران و به ریال کمک کنید، لطفاً زنگ بزنید تا هماهنگ کنیم.
پینوشتها:
– بنیاد نیکوکاری یارا عکس و فیلم اشخاص را با اجازه و رضایت آنها منتشر میکند.
– راههای آشنایی و ارتباط با بنیاد نیکوکاری یارا:
تلفن: ۶۰۴-۹۸۰-۴۶۷۸
وبسایت: www.yaaraa.org
ایمیل: yaaraavancouver@gmail.com
کانال تلگرام: YaaraaVancouver@
صفحۀ فیسبوک: Yaaraa.Vancouver
اینستاگرام: Yaaraa.Vancouver@

