جوالدوز – قصاصِ قبل از محاکمه

جوالدوز – قصاصِ قبل از محاکمه

دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته یه هفته نبودم. واقعیتش اینه که یه جورایی دارم از این جوالدوز زدن‌ها ناامید می‌شم. انگار کَکِ کسی هم نمی‌گزه. رفتم مرخصی، یه ریزه بشینم فکر کنم ببینم نکنه اشکال از جوالدوزِ منه! نکنه کُند شده؟ نکنه مردم واقعاً واکسینه شدن. مطلبی که می‌خوام بابتِش جوالدوز بزنم، یه جورایی تکراریه، اما باورم نمی‌شه توی این مدت کوتاه، این‌همه اتفاقات تکراری برای کامیونیتی شریف ایرانی بیافته و همهٔ رفتارها عیناً…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تبدیل ویزای توریستی به ویزای کار یا تحصیلی – قسمت دوم

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تبدیل ویزای توریستی به ویزای کار یا تحصیلی – قسمت دوم

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید امیرحسین توفیق – ونکوور سحر بعد از دو هفته مجدداً با مشاور مهاجرت تماس گرفت و زمانی را برای ملاقات تنظیم کرد. «خب، چه کار کردید؟» «با توجه به صحبت‌هایی که با شما کردم، برای یک ترم کلاس زبان در کالج VCC ثبت نام کردم که زیر شش ماهه و موارد قانونیش هم رعایت می‌شه. قصد دارم که پذیرش تحصیلی بگیرم و برای ویزای تحصیلی اقدام کنم….

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تبدیل ویزای توریستی به ویزای کار یا تحصیلی – قسمت اول

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تبدیل ویزای توریستی به ویزای کار یا تحصیلی – قسمت اول

امیرحسین توفیق – ونکوور سحر با دعوت‌نامهٔ خواهرش و با ویزای توریستی وارد کانادا شده بود. با وقت زیادی که خواهرش برایش گذاشته بود، تقریباً یک‌ماهی کل شهر ونکوور و اطراف را خوب گشته و کلی خوش گذرانده بود. اوایل ماه دوم بود که سحر رو به خواهرش کرد و گفت خیلی از کانادا و به‌خصوص شهر ونکوور خوشش آمده و پرسید که چطور می‌تواند در ونکوور بماند؟ خواهرش کمی اطلاعات داشت، اما ترجیح داد که…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تقلب در گرفتن مدرک زبان

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تقلب در گرفتن مدرک زبان

امیرحسین توفیق – ونکوور مانی و نیما دو برادر دوقلو و کاملاً همسان و همشکل‌اند. تا سال‌ها به‌غیر از مادرشان به‌سبب غریزهٔ خاص مادری، هیچ‌کدام از اطرافیان حتی پدر آن‌ها نمی‌توانست تشخیص دهد که کدام مانی است و کدام نیما. البته این دو در زمان نوجوانی و جوانی از این تشابه به‌نفع خود استفادهٔ «بهینه» می‌کردند. مانی از همان ابتدا شیطان‌تر و بازیگوش‌تر بود و برعکس نیما معقول‌تر، و تنها اختلاف این دو برادر، همین…

بیشتر بخوانید

جوالدوز – خودکشی

جوالدوز – خودکشی

دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته نوک جوالدوز این دفعه به سمتِ کسائی‌یه که خیلی قشنگ خودکشی می‌کنن، بدون درد و خون‌ریزی. می‌گین چه‌جوری؟ می‌گم خدمتتون: این مسئله بیشتر متوجه کسائی‌یه که تازه مهاجرت می‌کنن. اونایی که یه جوری از مامِ وطن و مامانِ خونه دور می‌شن و یهویی بعد از چند روز که عرقِ خارجی رو مزه کردن و عَرَق سفرشون خشک شد، دلشون برای همه‌چیز تنگ می‌شه. مامان، بابا، کوچه، دوست دختر، دوست…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – پناهندگان و سفر به سرزمین مادری

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – پناهندگان و سفر به سرزمین مادری

  امیرحسین توفیق – ونکوور فاروق در تابستان سال ۲۰۰۲ از طریق شانگهای و با پرواز China Eastern وارد فرودگاه ونکوور شد. او متولد سال ۱۹۷۰ در شهر قاهره است و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در دانشگاه قاهره تا مقطع فوق‌ لیسانس در رشتهٔ علوم سیاسی انجام داده و فارغ‌التحصیل شده است. در همان زمان و ورود به دانشگاه، عمیقاً مشتاق و علاقه‌مند به مسائل سیاسی شد و به‌همین دلیل هم قصد داشت تا مقطع دکتری…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت آخر

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت آخر

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید امیرحسین توفیق – ونکوور مشاور مهاجرت کلیهٔ مدارک، فرم‌های درخواست تمدید کارت اقامت و درخواست تراول داکیومنت را به‌طور دقیق مطالعه کرد و از مسئول دفتر خود خواست تا با امیر تماس گرفته و درخواست نماید برای مشاوره و تصمیم‌گیری در دفتر ایشان حاضر شود. «همهٔ مدارک ارسالی و اونچه رو که از شما در وزارت مهاجرت کانادا و همچنین سفارت کانادا در آنکارا موجود بود، به‌همراه فرم‌ها بررسی…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت دوم

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت دوم

قسمت قبلی این مطلب را در اینجا بخوانید امیرحسین توفیق – ونکوور حدود یک‌ماه بعد، امیر ایمیلی از سفارت کانادا در آنکارا دریافت کرد و وقتی فایل ضمیمهٔ ایمیل را که نامه‌ای با فرمت پی‌دی‌اف بود، باز و شروع به خواندن کرد، مات و مبهوت شد. آفیسر بررسی‌کنندهٔ درخواست تراول داکیومنت امیر، در نامهٔ ارسالی نوشته بود: «تقاضانامه و مدارک ضمیمهٔ درخواست شما برای صدور تراول داکیومنت به‌طور دقیق بررسی و نهایتاً مشخص شد که…

بیشتر بخوانید

جوالدوز – اندر احوالات مهاجران

جوالدوز – اندر احوالات مهاجران

دوستان سلام جوالدوز هستم، دامت برکاته یکی دو هفته نبودم. رفته بودم سفر… هَوایی به هاوایی. آره دیگه از اونجایی که تا ما رسیدیم کانادا، دولت سریع یه خونه توی «بریتیش پراپرتیز» بِهمون داد با ماهی ۵٬۰۰۰ دلار پول و یه ماشین آخرین سیستم، نمی‌دونیم پولامونو چطور خرج کنیم، لذا رفتیم هاوایی یه ریزه شُل کنیم دَمِ ساحل جوج بزنیم با نوشابه بلکه این پولا یه ریزه خرج بشن. به خدا اینی که نوشتم رو…

بیشتر بخوانید

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت اول

سلسله داستان‌های مهاجرت به کانادا – تمدید کارت اقامت دائم – قسمت اول

امیرحسین توفیق – ونکوور امیر در سال ۲۰۱۰ و پس از چندین سال انتظار به‌همراه همسر و دو فرزندش وارد کانادا شد. سال ۲۰۰۶ بود که او از طریق برنامهٔ سرمایه‌گذاری استان کبک اقدام کرد و تا زمان پرداخت مبلغ ۱۲۰ هزار دلار که از شروط لازم این برنامه بود، پروسه کمتر از دو سال طول کشید. پس از پرداخت مبلغ ۱۲۰ هزار دلار، بیش از دو سال دیگر هم انتظار کشید تا نهایتاً سال ۲۰۱۰…

بیشتر بخوانید
1 2 3 9